fa
Feedback
ناتیلوس

ناتیلوس

رفتن به کانال در Telegram

"دره‌ی علف هزار رنگ" آدرس ایمیلم: maryamkamalabadi2001@gmail.com

نمایش بیشتر
1 536
مشترکین
+324 ساعت
-37 روز
+1930 روز
آرشیو پست ها
چرا همیشه آدم‌های دلخواهم ازم دورن؟ بعضی‌هاشون در شهر دیگه‌ان بعضی‌هاشون در کشور دیگه و بعضی‌هاشون هم در قاره‌ی دیگه.

در چند روز گذشته موبایلم رو از دست دادم پدربزرگم رو از دست دادم گل‌‌کاغذیم خشک شد جسمم همراه خوبی نیست سردردهام تموم نمی‌شه ت
+1
در چند روز گذشته موبایلم رو از دست دادم پدربزرگم رو از دست دادم گل‌‌کاغذیم خشک شد جسمم همراه خوبی نیست سردردهام تموم نمی‌شه تابستونه هم سردمه هم گرممه احساس ضعف می‌کنم نمی‌دونم حوصله‌ی چی رو دارم شاید آدمی در دوردست؟ شاید کار مورد علاقه که تمام روز وقتم رو بگیره؟ شاید هم یه همراه خوب برای گذر از این شب‌ها و روزها. نمی‌دونم هفته‌ی عجیبی بود.

دیشب برای «ح» نوشتم: «زندگی خیلی جالب و بامزه می‌تونه باشه یهو با یکی از حواس پنج‌گانه‌ت شیفته‌ی یه احساسی می‌شی و سرشار می‌شی از زندگی. زندگی‌ای که نمی‌دونی چقدر دیگه‌اش مونده و چه چیزهای دیگه برای تو داره.» و امروز ظهر باز براش نوشتم: «زندگی غیرمنتظره‌ست مرگ همین کنار دسته باورت نمی‌شه چقدر نزدیکه تا اینکه از دست می‌دی.»

Repost from ناتیلوس
هیچ جوره با از دست دادن کنار نیومدم از همون کودکیم مدادرنگی‌هام گم شد کلیی گریه کردم کلاهم گم شد باز گریه کردم ل دیگه نبود گریه کردم ح دیگه نبود گریه کردم مدام از دست دادم و کنار نیومدم قلبم شکسته‌ شد و گریه کردم روزهای ترسناکیه مدام از دست دادم خسته شدم و جسمم اضافیه.

این چند سال خیلی «از دست دادم» آدم‌های ارزشمند دوستی‌ها و گاهی هم چیزها. خاطراتم همراه اون آدم‌ها و چیزها، برام مونده و همین خاطره ویران‌گره حداقلش برای من.

این همه از دست دادم ولی هنوز با از دست دادن کنار نیومدم.
این همه از دست دادم ولی هنوز با از دست دادن کنار نیومدم.

Repost from Orchidée blanche
می‌گه نمی‌خوای اون طلوع و غروب آفتاب رو ببینی؟ نمی‌خوای فلان چیز رو تجربه کنی؟ از طعم یک گیلاس می‌خوای بگذری؟ نه من نمی‌خوام دیگه طلوع و غروب آفتاب رو ببینم. من اصلا پول ندارم بخوام یه دونه نون بخرم چه برسه به گیلاس! یک چیزهایی در زمان خودش معنا داشت؛ الان دیگه اون معنا از بین رفته و فقط ازش یک کمدی دارک مونده. مضحکه! رقت‌انگیزه! منزجرکننده‌ست! بحث امید و ناامیدی نیست. بحث اینه که خودت هم می‌دونی اگر دوباره جریانی اتفاق بیفته، تو هم می‌خوای همراه این جریان بری چون دوست نداری مثل یک تکه سنگ کنار رودخونه باقی بمونی و هربار گذر آب رو ببینی؛ ببینی و هیچ کاری نکنی، ببینی که هربار شدت جریانش با دفعه‌ی قبل فرق می‌کنه اما در ظاهر انگار آب از آب تکون نخورده. شما اگر به فردای بهتری رسیدید، از طلوع و غروب خورشید و طعم گیلاس لذت ببرید. زنده بمونید اما به معنای واقعی کلمه «زنده»

شب‌های تابستان.
شب‌های تابستان.

فکر کنم جدی دیگه تغییر گرایش بدم.

‎ سلام من خانم هارو دوست دارم و دیتینگ لایفم اخیرا خیلی خوب پیش میره

سخت شده؟ :)) فاجعه‌ست من حتی جسم سالم هم ندارم.

‎ ای کاش اینارو نگید دخترا تا زمانیکه جسم سالم و ارزشمند دارید به دنبال کارای ارزشمندی برید که باعث شه به خودتونو روحتون افتخار کنید ناراحتم از اینکه شرایط انقدر برامون سخت شده که فقط به دنبال بقاییم...

وای واقعااا

‎ مردهای چرت می چسبن به دخترای خوب دخترای خوب هم عاشق یه مردی می شن که اون مرد از یه دختر مزخرف خوشش می‌آد عجیب نیست؟

:)))

Repost from Orchidée blanche
تمام دوستان خوشگلم از مردها در عذابن! واقعاً خاک بر سر بی‌لیاقت این آدم‌هایی که نمی‌دونن باید چطور قدر بدونن.

همین واقعا :)

Repost from Orchidée blanche
😂😂😂😭 اگر همه‌مون به خانم‌ها گرایش داشتیم، الان انسان‌های شادتر و آروم‌تری بودیم.

وای دلم خواست باهاتون نقاشی بکشم و تیرامیسو بخوریم. :))

Repost from rey’s vignette
photo content