ناتیلوس
前往频道在 Telegram
1 523
订阅者
+224 小时
+87 天
-1030 天
帖子存档
1 522
دیروز یه شامپوی سر ایرانی ساده خواستم بگیرم و قیمتش نزدیک ۷۰۰ تومن بود :))
یه سامپوی معمولی ایرانی!
1 522
وقتی بچه بودم یه تاب رنگی داشتم که بین چارچوب در اتاقم آویزون بود
ساعتها اونجا مینشستم و کتاب میخوندم.
گاهی اونجا خوابم میبرد و گاهی هم حس میکردم دارم پرواز میکنم
گاهی بابام تابم میداد
گاهی هم پاهام
اونجا تعادل رو خوب یاد گرفتم
یکم بعدتر کلاس ژیمناستیک رفتم
یکم بعدش هم باله
یادگرفتم چطور از پاهام استفاده کنم و چطور وزنم رو روی بدنم سوار کنم.
حالا اما موندم
دیگه تعادل رو بلد نیستم،
وزنم روی تنم سنگینی میکنه و موقع تابسواری دستهای بابام رو ندارم، سرم رو برمیگردونم عقب تا یکی هل بدم و دوباره پرواز رو حس کنم اما دستی نیست، پاهام به زمین میرسه و یه جاهایی باعث میشه گیر کنم وقتی باد میاد نمیتونه حرکتم بده
وزنم سنگینی میکنه
جسمم اضافیه
میخوام پرواز کنم
تعادل کجاست؟
یک جا موندن یا پرواز کردن؟
1 522
خودت رو فراموش میکنی
یادت میره صورتت چه شکلیه
دستهات چه شکلیه
قلبت چه شکلیه
تا اینکه یه آدم رندوم با یه جمله خودت رو یادت میاره
عاشق این جملاتم و عاشق این پیامها از آدمهام.
1 522
یکی از بهترین ترانههای ابی که ایرج جنتی عطائی نوشته.
فقط برام تصویره
تصویر رفتن و خداحافظی و دلتنگی و نبودن.
1 522
«آخرین ستاره بودی تو شب دلواپسیهام
خواستنت پناه من بود تو غروب بیکسیهام
لحظه هر لحظه پس از تو شب و گریه در کمینه
تو دیگه برنمی گردی آخر قصه همینه
میشکنم بی تو و نیستی به سراغم نمیآیی که ببینی
بی تو میمیرم و نیستی تو کجایی تو کجایی که ببینی»
