Lyrics Notes
رفتن به کانال در Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
نمایش بیشتر1 691
مشترکین
+124 ساعت
+77 روز
+2830 روز
آرشیو پست ها
1 690
«آوار»
(ویرایش جدید میکس و مسترینگ)
خواننده: فرهاد
آهنگساز: فرهاد
ترانهسرا: شهیار قنبری
تنظیم: آندرانیک
ضبط: استودیوپاپ ۱۳۵۴
میکس و مستر: ویگن داوودی ۱۳۹۸
@lyricsnotes
1 690
«آوار»
خواننده و آهنگساز: فرهاد
ترانهسرا: شهیار قنبری
تنظیم: آندرانیک
موسیقی باشکوه ترانهی «آوار» را با آندرانیک عزیز در سال ۱۳۵۴ در استودیوپاپ ضبط کردیم. (عدهای این تاریخ را انکار میکنند که آن زمان حتی متولد نشده بودند. اما تأیید نوازندگان بزرگ این اثر را چه میکنند؟)
فرهاد گاهی برای اجرای ترانهها بسیار وقت صرف میکرد. دلیلش هم این بود که وسواس زیادی داشت تا موسیقی و مفهوم شعر، ملکهی ذهنش شوند. خصوصاً این ترانه که یکی از زیباترین و پرمفهومترین ترانههای شهیار قنبری نازنین (و بلکه تاریخ ترانهی نوین) و از برجستهترین تنطیمهای آندرانیک است.
سال ۵۵ فرهاد بالاخره ترانه را خواند اما باز هم به دلایلی مدتی طول کشید تا ترانه منتشر شود.
یکی از مهمترین دلایل پایین بودن کیفیت صدای بسیاری از آثار آن دوران که امروز در دسترس است این است که در تکثیر آثار، به دلیل دقیق نبودن دستگاههای مزبور در بسیاری از مواقع، علاوه بر پایین آمدن کیفیت شنیداری و شفافیت خطوط مختلف ساز و آواز، موسیقی کپیهای بازار، دفرمه میشد.
این اتفاق تا حدودی برای این ترانه هم افتاده است. به عنوان نمونه، سطرِ «تو هم با من نبودی» که چند بار در ترانه تکرار میشود و در جایی باید به صورت «تو هم مؤمن نبودی» خوانده شود برای شنوندهای که متن ترانه را نخوانده و یا کمتر شنیده است به این شکل بیمعنی شنیده میشود: «تو هم بامِن نبودی». دلیل این اتفاق هم این است که نتی از گیتاربیس دقیقاً در زمان تلفظ هجای اولِ واژهی «مؤمن» با آن تلاقی و به اصطلاح «کراش» کرده است.
در میکس جدید تلاش کردهام که علاوه بر شفاف و استاندارد شدن صداها به حل این مشکلات هم بپردازم.
آثاری که برای شما به عنوان میکس مجدد معرفی میکنم همگی از آرشیو شخصی من از استودیوپاپ استخراج شده و هرگز در اختیار دیگران نبوده و نیست.
امیدوارم این کار را هم دوست داشته باشید.
به مناسبت سالروز درگذشت فرهاد
ویگن داوودی
۹ شهریور ۹۸
@lyricsnotes
1 690
روایت شهیار قنبری از ترانهی «آوار»:
فرهاد مدتی بود که ترانهی تازهای نخوانده بود. با من تماس گرفت که بروم به دیدنش. در خیابان حقوقی، با مادرش زندگی میکرد، در نزدیکی خانهی مادر من. پشت تلفن گفت «چند کار جدید هم با خودت بیاور». برای اولین بار بود که به خانهاش میرفتم. چند کار را برایش خواندم. هنوز یک کار دیگر مانده بود. گفتم «این کار آخری، کار سختی است برای ترانه شدن». فرهاد گفت «بخوان». «آوار» را خواندم. بلافاصله گفت «من این را میخواهم، اگر میشود بگذار پیش من بماند تا رویش کار بکنم». برایم جالب بود، به عکس کارهای دیگر که همیشه طول میکشید یا بدقولی میکرد و سر تمرین نمیآمد، این بار خیلی زود با من تماس گرفت. گفت «من روی ترانه ملودی گذاشتهام، بیا گوش کن». رفتم، زد و خواند; به زیبایی! خیلی خوشم آمد. خودش پیشنهاد داد کار را بدهیم به آندرانیک برای تنظیم. در زمان ضبط اما باز بدقولی کرد. من و آندرانیک در استودیو منتظر بودیم و از فرهاد خبری نبود. زنگ زدیم به خانهاش. مادرش گفت «همین بیست دقیقهی پیش از خانه رفت بیرون». رفته بود حمام! من و آندرانیک سریع خودمان را به گرمابهای که نزدیک خانهشان بود رساندیم. پرسیدیم «فرهاد کجاست؟» کسی که آنجا مسؤول بود فرهاد را میشناخت. گفت نمرهی پنج (مثلاً). من و آندرانیک هم لنگ بستیم و وارد گرمابه شدیم. فرهاد را پیدا کردیم و بردیمش سرِ ضبط.
از کتاب «فرهاد و دوستان» /به کوشش حامد احمدی/ صفحهی ۶۵
@lyricsnotes
1 690
اگر سرعت اینترنت این روزها اجازه بدهد، امشب باز هم یک میکس و مسترینگ تازه از ویگن داوودی و این بار از میان اجراهای «فرهاد» به مناسبت سالروز درگذشتش رونمایی خواهم کرد.
متنی از جناب داوودی هم طبق روال معمول، ضمیمه خواهد شد. حتماً حاشیههایی هم خواهد داشت که زره پوشیدهایم و آماده.
@lyricsnotes
1 690
برخی از دوستان به نکتهای در میکس جدید ترانهی «نفس» اشاره میکنند و آن اینکه در سال ۵۶ امکانات تکنولوژی میکس مانند امروز نبوده و در نتیجه بدیهی است که امروز با نرمافزارهای مختلف میشود میکس باکیفیتتری ارائه کرد.
خوب است همینجا به چند نکته در پاسخ به این ایراد اشاره کنم:
۱- هر چند در نسخهی جدید بخشی از کیفیت خروجی، بسته به تکنولوژی جدید است اما غرض ویگن داوودی اساساً ارائهی مواردی در موسیقی بوده که با توجه به همان تکنولوژی قدیم و به دلایل تکنیکی در زمان خود به درستی استفاده نشده است. حتی در نسخهی جدید از بسیاری نرمافزارها و پلاگینها به دلیل حفظ حال و هوای زمانی موسیقی، صرف نظر شده است.
۲- در سیستم آنالوگ استودیوپاپ در زمان استفاده از میکروفونهای متفرقه باید اختلاف فاز میکروفون با سیستم از طریق فرآیندی سختافزاری رفع میشده است. عدم دقت به این موضوع باعث میشده که در مرحلهی میکس، برخی خطوط ضبط شده با دیگر خطوط، ایجاد کراش کنند. نکتهای که در سازآرایی و تنظیم نیز باید بسیار مورد توجه قرار بگیرد. در غیر این صورت در مرحلهی میکس، الزاماً برخی خطوط ضبطشده، حذف یا تضعیف میشوند. این اتفاق در نسخهی پیشین «نفس» هم افتاده و صدای اکتاو بالای گوگوش، کلمات آخر دکلمهی شهیار و سازهای پایه، حذف و تضعیف شدهاند.
۳- میکس پیشین حاصل سلیقهی زندهیادان کلهر و فرهودی بوده و همه میدانیم که آن دو از بزرگترین و برترینهای تاریخ صدابرداری ایرانند. آن سلایق بیبدیل با اتفاقات فنی غیرقابل پیشبینی، یک خروجی از ترانهی نفس داده است که در چهل و دو سال گذشته تبدیل به خاطرهی جمعی مخاطبین و علاقهمندان شده و طبیعی است که ذائقهی بسیاری نیز ترجیح میدهد همان نسخهی پیشین را بشنود. با این حال ویگن داودی با سلیقهی همیشهی خودش این نسخهی جدید را میکس کرده و اگر همان زمان هم میکس این کار را انجام میداد، حاصل تقریباً همین نسخهی جدید بود.
@lyricsnotes
1 690
🎬🎼
#_مستند_ببینیم
آندرانیک
با صحبتهای؛ ابی، ستار، فرید زلاند، منوچهر چشم آذر، اسفندیار منفرد زاده، شهرام و شهبال شب پره، بیژن مرتضوی، اندی، شاهرخ و ...
.
آندرانیک ۵ شهریور ۱۳۲۰در همدان متولدشد. دوران کودکی را در اهواز گذراند.
وی از ۹سالگی به آموختن موسیقی پرداخت و پس از مهاجرت به تهران در سن۱۸سالگی، در هنرستان موسیقی به تحصیل پرداخت و با استاندارهای موسیقی آمریکایی آشنا شد. آندرانیک اولین تنظیمش را در سال ۱۳۵۱ روی آهنگ «نمیاد» گوگوش انجام داد که باعث شهرت وی شد. آندرانیک برای خوانندگانی چون ویگن، داریوش، فرهاد، ابی، گوگوش هایده، سیاوش قمیشی آهنگ ساخت.
وی در سال ۱۳۵۶ برای ادامه تحصیل به آمریکا مهاجرت کرد و در رشته موسیقی فیلم به تحصیلاتش ادامه داد.
آندرانیک آساطوریان، آهنگساز و هنرمند ایرانی، بامداد یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳ به علت بیمارى سرطان در شهر لس آنجلس در گذشت.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Canalefilm
اندیشه و دوستانمان را شریک شویم
⚜
1 690
«نفس»
(ورژن جدید میکس)
خواننده: گوگوش
آهنگ و تنظیم: آندرانیک
ترانهسرا: شهیار قنبری
میکس و مسترینگ: ویگن داوودی (۱۳۹۳-۱۳۹۸)
تاریخ ضبط: ۱۳۵۶
@lyricsnotes
1 690
" نفس"
آهنگساز و تنظیمکننده: آندرانیک آساطوریان (آندو)
ترانه سرا: شهیار قنبری
خواننده: گوگوش
در سال 1356 یک شب، آندو از من خواست به استودیو بروم تا دستگاهها را کنترل کنم، چون آهنگ مهمی برای داریوش عزیز ضبط میشد.
شبی که قرار بود اجرای اصلی را انجام بدهند تا بعد از رضایت آهنگساز، من برای "مَسترگیری" به استودیو پاپ بروم.
وقتی رسیدم شنیدم داریوش عزیز به هردلیل، کمی تأخیر داشته و آندرانیک دلخور شده و نوار مادر را پاک کرده است. این عمل باعث دلگیر شدن من و نوازندگان شد.
مدتی بعد آندو آن آهنگ را با کمی تغییر برای صدای گوگوش عزیز تنظیم کرد و طبق معمول از من خواست تا قبل از ضبط، دستگاهها و میکروفونها را کنترل کنم ولی نوازندگان به من گفتند ما سر ضبط نمیرویم و در آن روز من هم نتوانستم این کار را انجام دهم.
آهنگ ، بدون حضورمن و نوازندگان اصلی، ضبط شد و خواننده هم خواند و مستر شد. از آندو شنیدم که نتیجه، خوب در نیامده و قسمتی از صدای خواننده هم میکس نشده است. من تا آن زمان تمام آهنگهای گوگوش عزیز در استودیو پاپ را ضبط کرده بودم و هیچ وقت چنین مشکلی نداشتیم. فکر کردم چون نوازندگانِ خوب، سر ضبط نبودهاند این مشکل پیش آمده است. با آندو تماس گرفتم و او بسیار گله کرد که این آهنگ خراب شده است و فکرکردم باید کاری کنم. بلافاصله به استودیو پاپ رفتم و نوار مادر را گوش کردم متوجه شدم چند تراک با هم اختلاف فاز دارند و در نتیجه بخشهایی از صدای خواننده را کامل میکس نکرده بودند. مشکل دیگر اختلاف فاز در ریتم آهنگ بود که پس از چند کپی، سازهای پیانو و گیتاربیس و درامز از بین میرفت و نهایتا فینال آهنگ هم ناقص بود. با آندو تماس گرفتم و قول دادم ظرف یک روز آهنگ را درست خواهم کرد ولی او که به این نتیجه رسیده بود که همراهی نکردن من و نوازندگان باعث این مشکل بوده، گفت که دیگر در این آهنگ نیازی به کمک من ندارد.
به هر حال ، طبق معمول نوار مادر آهنگ را بردم در آرشیو خودم گذاشتم و به آقای کلهرکه مسوول استودیو پاپ بعد از من بودند هم گفتم که این نوار را از آرشیو من در نیاورند.
چند سال بعد، زمانی که آرشیو خودم را وارد کامپیوتر میکردم خوشحال شدم که آهنگ نفس در دسترس است و حالا میتوانم روی این آهنگ کار کنم و دوباره مستر بگیرم.
در سال 1393 شنیدم آندو دربیمارستان بستری شده است. تلفنی احوالپرسی کردم و حس کردم چیزی از من میخواهد; گفتم «آندوجان اگر چیزی میخواهی بگو!» گفت «اگر قول بدهی مثل آهنگ نفس ناتمام نگذاری بگویم.» گفتم «قول میدهم.» گفت «آهنگی را برای آیدا (همسر عزیزش) ساختهام و خودم خواندهام. حالا میخواهم آن را به صورت کلیپ در بیاوری تا به او تقدیم کنم. گفتم «حتماً این کار را خواهم کرد.»
فکرکردم همزمان آهنگ نفس را هم درست کنم تا به خودش هدیه کنم و این کار را کردم. ولی آندو این بار هم گفت دیگر نمیخواهد این آهنگ را گوش کند و با ناراحتی گفت «بندازش تو پیت آشغال!».
با تمام این مسائل، من همچنان فکر میکنم این آهنگ یکی از بهترین آثار دورهی طلایی موسیقی پاپ ماست با ترانهای بینظیر از شهیار قنبری عزیز که شخصاً خیلی دوستش دارم و نباید کیفیت واقعی آن از گوش علاقهمندان، پنهان بماند.
نسخهی اصلی ترانهی "نفس" را با میکسی که تمام آن چه آندو میخواسته در آن آوردهام و برای اولین بار به همهیکسانی تقدیم میکنم که میخواهندآثار هنری برجستهی سرزمینشان را به بهترین شکل ممکن بشنوند.
به مناسبت زادروز
آندرانیک آساطوریان
ویگن داودی 5 شهریور 1398
@lyricsnotes
1 690
👆👆به مناسبت زادروز «آندرانیک آساطوریان» دو نسخه از ترانهی «نفس» را برایتان گذاشتهام. اولی اجرای تمرینی «داریوش» است و دومی اجرای اصلی با صدای «گوگوش».
اجرای تمرینی که تکلیفش مشخص است، اما در اجرای اصلی، آن چه توی ذوق میزند خروجی ضعیف موسیقی باشکوه «آندرانیک» است. در ضبطهای پیش از انقلابِ استودیو پاپ، کمتر با چنین میکس و مَستر ضعیفی از آثار بزرگانی در قوارهی آندرانیک مواجهیم. صدای سازهای پایه یعنی پیانو، درامز و گیتار بیس به سختی شنیده میشوند. خوب است بدانید که حتی بخشی از وکال گوگوش هم اصلاً استفاده نشده است. اما چرا چنین شده است؟
تا فردا اگر صبر کنید میکس کامل و استاندارد ترانهی «نفس» را با بهترین کیفیت و همراه با داستان چرایی آن کیفیت پایین، برای اولین بار پس از چهل و دو سال همین جا خواهید خواند و خواهید شنید. درنگمان هم به این دلیل است که کارها را برای گوگوش و شهیار و داریوش ارسال کردهایم تا اخلاقاً ابتدا خالقین و مجریان اثر با این نسخهی استاندارد مواجه شوند.
@lyricsnotes
1 690
دیوار
خواننده: داریوش
ترانهسرا: حسین منزوی
ملودی: داوود بهبودی
تنظیم: اریک آرکانت
@lyricsnotes
1 690
برای من «ماتریکس» بهترین فیلم تمام دورانهاست. دوستان میدانند که چند بار هر قسمتش را مرور کردهام. حالا این چه ربطی به ترانه دارد؟ عرض میکنم:
داشتم ترانهی «دیوار» از سرودههای زندهیاد «حسین منزوی» با موسیقی «بهبودی/اریک» و صدای «داریوش» نازنین را گوش میکردم که متوجه شدم این بیت از شعر منزوی چقدر وصف حال مردمان اسیر در ماتریکس است:
ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
گفتند که بیدارید، گفتیم که بیداریم!
@lyricsnotes
1 690
شاید برایتان جالب باشد که بدانید واژهی «گفته» و مشتقات آن چند صد سال پیش، علاوه بر معنای لغوی و به عنوان یک اصطلاح، دقیقاً در معنای ترانه و تصنیف استفاده میشده است.
اما پیش از هر چیز باید بدانیم که موسیقی ایرانی نفوذ عجیبی در موسیقی جهان اسلام و از جمله انواع موسیقی ترکی و عربی و حتی در موسیقی هندی، داشته و دارد و واکاوی دایرةالمعارفها و کتب موسیقی عربی و ترکی و هندی نشان میدهد که علاوه بر الحان و مقامهای موسیقایی، حتی نامها و اصطلاحات موسیقی آن فرهنگها نیز عمدتاً فارسی است.
یکی از این اصطلاحات «گفته» است و در زبان فارسی قدیم، «گوینده» دقیقاً در معنای songwriter (سرایندهی ترانه و ملودیساز به شکل همزمان) استفاده میشده است.
محمدرضا شفیعی کدکنی در مقالهای که سال ۱۳۸۱ در فصلنامهی ماهور منتشر کرده به این موضوع پرداخته است:
«... در این که گوینده همان "قوّال" است تردیدی نیست و امروز "قوّالی" در هند هنوز یکی از صورتهای موسیقی ملی هند به شمار میرود ... متون قوّالی غالباً شعر فارسی است.»
و در ادامه گفته است:
«فارسیزبانان از آن جا که معنی اصطلاحی "گفته" را به تدریج از یاد بردهاند آن را در معنی لغوی تلقی میکردهاند و از رابطهی آن با موسیقی غافل شدهاند. ولی در زبانهای عربی و ترکی (که این کلمه یک کلمهی بیگانه و "اصطلاح" بوده است) معنی خود را همچنان حفظ کرده است و امروز در ترکیه به هر نوع تصنیف و آوازی، "گوفته/گفته/Gufte" اطلاق میشود.»
و در ادامه چندین کتاب و مجموعه با عنوان گفتهها را که در زبان ترکی تألیف شده و در کتابخانههای معتبر موجود است، نام میبرد که در موضوع ترانه و تصنیف نگاشته شدهاند.
و در جایی دیگر از کتابی عربی با عنوان "الأغانی الشرقّیة القدیمة و الجدیدة" یاد میکند که «مؤلف، تمام اصطلاحات و واژههای مربوط به موسیقی عربی را که همان موسیقی ایرانی است در آخر کتاب به اختصار شرح داده است و در مورد "گفته" میگوید:
... "گفته، کلمهای ترکی است که به گاف تلفظ میشود و معنای آن ابیات شعر، یعنی نظم و قصیده است."
حقیقت امر این است که "گفته" در معنی شعری که به آواز خوانده میشود یعنی چیزی در حدّ تصنیف و ترانه از قرنها قبل از حافظ در زبان فارسی رواج داشته است. امیر خسرو در مثنوی "قرانالسعدین" خود در توصیف موسیقیدانان و اهل این صنعت میگوید:
گشته از آن "قول" که "قوال" راست
"گفته" گهی راست گهی نیمراست
و وقتی به پیشینهی تاریخی این اصطلاح موسیقی بازگردیم، رابطهی گفتن و گوینده و گفته را بهتر میتوانیم بشناسیم. مثلاً وقتی حافظ میگوید:
مطرب "بگو" که کار جهان شد به کام ما
"بگو" در این جا ناظر به همین معنی گفتن است. یا وقتی مولانا میفرماید:
گر زان که نهای "مطرب"، "گوینده" شوی با ما
ور زان که نهای طالب، جوینده شوی با ما
ناظر به همان معانی است.»
نکتهی آخر این که "گوینده" (در معنای ترانهسرا/سانگرایتر) و "خواننده" مانند امروز در دوران قدیم نیز گاه دو نفر و گاه یک نفر بودهاند و متونی از آن دوران که فهرستی از گویندگان و خوانندگان دارند (مانند "آیین اکبری") موجود است.
زبان کلک تو حافظ چه شکر آن گوید؟
که «گفته»ی سخنت میبرند دست به دست
@lyricsnotes
1 690
در آفرینش هنری، هنرمند به محاکات آن چه در پیرامون و در ذهن دارد میپردازد. در نتیجه اثر هنری، بازتابی از اندیشه و تجربهی اوست.
یک هنرمند در بسیاری مواقع نیازی نمیبیند که از آن چه در ذهنش میگذرد و یا آن چه تجربه کرده است مانند دیگران و با زبان معمول، سخن بگوید زیرا میداند که آثارش همین وظیفه را به بهترین شکل انجام میدهند.
این که هنرمندان از تجربیاتشان مانند کتابهایی که خواندهاند و فیلمهای که دیدهاند و ... بگویند بسیار خوب است اما مهمتر آن است که تأثیر مثبت این تجربیات، در اندیشه و نتیجتاً آثارشان متجلی شود. قطعاً اگر هنرمندی هیچگاه از این تجربیات نگوید نشان از بیتجربگی و دوری او از عوالم دیگر هنر نیست و به راحتی میتوان بر اساس کیفیت آثارش، کیفیت تجربیات و اندیشهاش را هم ارزیابی کرد.
اینها را گفتم که بدانید گاه افرادی که هیچ هنری جز قیل و قال حقیقی و مجازی ندارند، بیوقفه به معرفی کتابها و فیلمها و آثار مختلف هنری که با آنها روبهرو شدهاند (یا نشدهاند) میپردازند و در غیاب هنر ذاتی و اکتسابی، تلاش میکنند تصویری از اندیشهی نداشته را در ذهن دیگران بتابانند. در این مسیر هم گاه تأکید میکنند که هر کس مانند آنان به نمایش تجربیات نداشته و نفهمیده نمیپردازد را به لقب هنرمند مفتخر نخواهند کرد!
این آویختهها به حاشیهی هنر را فراموش کنید و هنرمندان را پیش از هر چیز با آثارشان بشناسید و نه با آن چه جز آثارشان ارائه میدهند.
@lyricsnotes
1 690
تخفیف ماهیت «ترانه» به یک "کنش دمدستی" و یا در در لحن محترمانهاش "یک هنر غیرمستقل" تفکری است که آثارش را در تاریخ ادبیات و هنر ایران بسیار دیدهایم و میبینیم. رویکرد فکریِ "تو شاعر نیستی، تصنیفسازی!" از «ایرجمیرزا» آغاز نشده است. نشانههایش را میشود در نظریات ارسطو و افلاطون هم ردگیری کرد.
این که شعر، یک ژانر هنری است و ترانه نیست و اگر باشد ژانری وابسته و غیرمستقل محسوب میشود ناشی از کجفهمیهای عمیق در درک ماهیت ترانه (خصوصاً نوع فارسی آن) است.
هر چند چنین خطاهایی در ارزیابی میان ژانرها و قوالب، تقریباً در در تمام حوزههای هنر و ادبیات سابقه دارد اما تأثر ترانهی فارسی از این جریان هم جای مطالعه و بحث فراوان دارد.
در جلسهای که اخیراً حاضر بودم یکی از کارورزان شعر سپید، پس از ترانهخوانی یکی از حضار نظرش این بود که "با توجه به عدم حضور ابزارهای سالم شعری در این اثر، صرفاً میتوان آن را ترانه دانست و در نتیجه نیازی به تحلیل و نقد ندارد".
یعنی فقدان شاعرانگی در یک سروده، آن را به عنوان ترانه مفتخر میکند!
پیش از این پیرامون شاعرانگی و ترانگی مفصلاً نوشتهام اما در آن جلسه هم تأکید کردم که عدم حضور شاعرانگی، ترانه بودن یک سروده را هم زیر سؤال میبرد. تقلیل (و نه حذف) شاعرانگی در ترانه عمدتاً از فرم آغاز میشود و آن هم دلیلی موسیقایی دارد. موسیقی، عناصر عاطفه و تخیل را تشدید میکند و از این رو علاوه بر جایگزینی موسیقی ملودیک با موسیقی بیرونی و کناری یک سروده، گاهی لازم است میزان استفاده از آرایهها و بدایع نیز برای سپردن نقش انتقال عاطفه و تخیل به موسیقی ملودیک، کاهش پیدا کند.
اینجاست که شعرمداران، این تقلیل را به "نقص" و "وابستگی" ترجمه میکنند. حال این که حضور یک عنصر جدید به نام "موسیقی ملودیک" در ترانه به نسبت شعر، از "ترانه" هنری با ابعادی گستردهتر میسازد. این که موسیقی شعر را نمیشود از ماهیت آن منفک کرد اما موسیقی ملودیک به عنوان بخشی از ماهیت ترانه از آن قابل تفکیک است بدین معنا نیست که ترانه، ژانری وابسته و ناقص است بلکه صرفاً به معنای "تفاوت در ساختار" است; ساختاری که ارزیابی آن باید معطوف به شکل پیوستهی آن باشد. یعنی ارزیابی ترانه بیتوجه به موسیقی ملودیک آن است که ناقص (و گاه ناگزیر) است و نه خود ترانه.
در سینما هم میتوان بسیاری از اجزای ماهوی آن را جدا کرد اما به این دلیل آن را هنری وابسته و ناقص نمیدانیم. در چنین هنرهایی مجموعهی تناسبات میان اجزا نشان ارزشهای هنری است و تفکیک اجزا و عدم توجه به مناسبات میان آنها ما را در ارزیابی به بیراهه خواهد برد.
نکتهی مهم این است که ترانه در زبان فارسی، تفاوتهای بنیادین با ترانهی غیرفارسی دارد. همین اصالت دادن به شاعرانگی در ترانهی فارسی برخلاف عمدهی نوع عامهپسند ترانهی غیرفارسی، نشان از عدم تطابق بسیاری از نظریات پیرامون ترانه در ادوار مختلف و در دیگر زبانها و فرهنگها با فضای ترانهی ماست.
شُعرایی که در ترانهسرایی ناتوانند، این ناتوانی را نه به دلیل عدم تسلط بر ابزار هنری ترانهسرایی بلکه به دلیل نقص ترانه میدانند. این فرار رو به جلو را هم گاه در لفافههای شعری و نظریات ماوراءبنفش میپیچند. اما ترانه همچنان در حال نقشآفرینی تاریخی خویش است.
@lyricsnotes
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
