Lyrics Notes
Открыть в Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
Больше1 698
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+1130 день
Архив постов
1 700
یک بار سیامک عباسی عزیز به من میگفت:
«عجیبه که موضعت نسبت به رپ منفیه؛ لااقل تو نباید چنین موضعی داشته باشی. اگه رپِ خوب گوش بدی نظرت عوض میشه»
یک کار جدید از «یاس» معرفی کرد و واقعاً نظرم عوض شد. دست کم از منظر هرمنوتیکی به این نتیجه رسیدم که رپ هم میتواند بسیار باارزش باشد. با این حال طبیعی است که من و امثال من به تبع ذائقهی غالب نسلمان مشتری همیشهی رپ نباشیم.
اینها را باید میگفتم که دوستان طرفدار رپ، موضعم در مورد رپ کردن «تهی» در این قطعهی غیررسمی و در کنار «ابی» را پای ذائقهام نگذارند.
چیزی که اینجا مرا غافلگیر کرد همخوانی ابی و تهی نبود. اصلاً مگر تهی در ژانر خودش چه چیزی از کامران و هومن و نوید و امید کمتر دارد؟ موضوع غافلگیرکننده، ملودی و تنظیم و ترانهی متعارف و متناسب و اجرای
قابل قبول ابی و تفاوتِسطح عجیب این مجموعه با سطح کیفیِ تکست و اجرای تهی است.
امیدوارم این ترانه در اجرای رسمی، سرنوشتی بهتر پیدا کند و اگر اصرار به فیت با رپ است، این اختلاف سطح به حداقل برسد.
این کار بیشناسنامه را هم بدیهی است که این جا نخواهم گذاشت. خودتان در جنگل مجازی پیدایش کنید.
@lyricsnotes
1 700
وقتی عیار منتقدین را سنجیدیم و فهمیدیم کدامشان سواد این کار را دارند و کدام شیادند تازه اول راهیم. حالا باید بدانیم که نقدهای منتقدین باسواد هم الزاماً تابع حقایق نیستند. دستکم با ذائقهی تودهی مردم سازگاری ندارند.
خاصیت «عامپسندانه» در ذات ترانه است. نقد ترانه هم ناگزیر است چنین خاصیتی را در نظر بگیرد. تأثیرگذاری ترانههایی که مدعی مخاطب الیت میشوند را عمدتاً جدی نمیتوان گرفت. اساساً این نگاه باینُری به ترانه جواب نمیدهد. این که یک ترانه یا عامپسند است و یا خاصپسند.
ترانه، ترانه است و عامپسندی را در تار و پود خود دارد. حالا این دوز عامپسندی در چه سطحی است، حرف دیگری است.
منتقدینی که دستهای از ترانهها را از منظر موضوع و محتوا و فارغ از فرم درستشان، به مضحکه میگیرند و فهم خود را غالب بر فهم عام (مشخصاً در مقولهی ترانه) میدانند هیچ تفاوتی با آن خودمنتقدپنداران که قبلاً عرض شد ندارند. کارکرد ترانه در همین استقبال عام از آن تعریف میشود و برای واکاوی چرایی استقبال از یک ترانهی خوشفرم با محتوایی که نمیپسندیم باید سراغ نقد جامعهشناسی فرهنگ رفت و نه انکار کیفیت فنی و هنری یک ترانه.
در این تصویر آمار نظرسنجی در مورد یک مستند تبلیغاتی و یک استندآپکمدی با محتوای مخالف یکدیگر را میبینید. اولی نظر اکثریت منتقدین را جلب کرده و دومی نظر اکثریت مردم را. گمان میکنم وضعیت دنیا در سیاست و ترانه شبیه هم است. مردم یک چیز را میخواهند و طبقهی الیت انکارش میکنند بیآن که بپذیرند انکار این محتوا تأثیری در نقشآفرینی بیشتر آن نخواهد داشت.
@lyricsnotes
1 700
عنوان «منتقد» از آن عناوینی است که مدتهاست در حوزههای مختلف دچار استحالههای عمیق معنایی شده است. یک منتقد در مرحلهی اول باید کاملاً مسلط بر اصول و مبانی نقد ادبی و هنری در حوزهای که وارد شده باشد. یعنی باید بتواند از فرمهای منطقی استدلال و استنتاج برای نقد موضوع به بهترین شکل استفاده کند. این هم بستگی به مطالعه و ممارست و تمرینهای بسیار دارد.
بعد از تسلط بر اصول نقد، منتقد باید در موضوع نقد به مبانی موضوع احاطه پیدا کند. یکی از مغلطههای تعمیم جزء به کل که در توجیه منتقد نامیدن افراد با آن روبهرو میشویم، قیاس نقد یک حوزه با حوزهای دیگر بدون در نظر گرفتن اختلاف سطح کمّی و کیفی مبانی آن دو حوزه است.
مثلاً وقتی فردی خود را بدون کارنامهای در حوزهی نقد موسیقی و ترانه، منتقد مینامد و مورد اعتراض قرار میگیرد اولین توجیه خودش و طرفدارانش، مثال آوردن از «عادل فردوسیپور» است که «مگر فردوسیپور خودش فوتبالیست است؟ حالا که فوتبالیست نیست نمیتواند منتقد باشد؟ مگر منتقد بهتر از او هم در فوتبال داریم؟»
گاهی هم مثالشان همان ایراد بیمبنای «عکس با شورت ورزشی» است.
این مغلطه اما جواب این سوال را نمیدهد که «مگر سطح کیفی مبانی فوتبال و موسیقی و ترانه یکی است؟»
عادل فردوسیپور به عنوان یک منتقد مسلط به مبانی نقد، برای نقد فوتبال فقط لازم بوده که چند روز بنشیند قوانین فوتبال و مبانی آن را مطالعه کند (که البته سالها این کار را کرده) اما برای نقد موسیقی و یا ترانه چه اندازه زمان برای مطالعه و یادگیری مبانی موسیقی و ترانه لازم است؟
اگر از عادل در مصاحبهای، سختترین و پیچیدهترین سؤالات فوتبالی را بپرسید، یقیناً بهتر از اکثریت اهالی فوتبال پاسخ خواهد داد اما اگر در مصاحبهای یکی از این خودمنتقدپنداران، با سادهترین پرسشها در زمینهی مبانی موسیقی و ادبیات روبهرو شود راهی جز آسمان و ریسمان بافتن و فرار از پاسخ نخواهد یافت. این اتفاقی است که بارها افتاده است.
بیاییم هر مدعی که در بهترین حالت، دست برقضا انشانویس خوبی است و حالا میخواهد با استفاده از نام بزرگان، خود را منتقد و پژوهشگر جا بزند را جدی نگیریم و دست کم عیار سوادش را با میزان تسلطش بر مبانی بسنجیم و نه با نزدیکیاش به بزرگان و واژهبافیهای پرطمطراق.
@lyricsnotes
1 700
«سراب قلبم»
آهنگساز: فرید زلاند
ترانهسرا: لیلا کسرا (هدیه)
تنظیم: آندرانیک
خواننده: هایده
@lyricsnotes
1 700
مدتی پيش جناب «فرید زلاند» در صفحهی اینستاگرامشان از انتشار ترانهای با صدای زندهیاد «هایده» با نام «سراب قلبم» خبر دادند و تأکید کردند که این نسخه فقط در اختیار خودشان و هایده بوده و به شکلی تمرینی ضبط شده است و اخیراً بدون اطلاع ایشان منتشر شده است.
اما نکتهی شگفتآور اینجاست که کاست این ترانه یک بار ۲۸ سال پیش با لیبل «کاسپین» و بعد در قالب سیدی با لیبل «کاسپین و آونگ» و اخیراً بار دیگر با لیبل «کلتکس» به صورت رسمی و با کیفیتی متعارف انتشار یافته است.
(و به گمانم اکثر مخاطبان جدی موسیقی پاپ ایران آن را شنیدهاند)
جناب محمد کاظمی عزیز اطلاعات و تصویر لیبلهای مذکور را ارسال کردهاند.
https://www.instagram.com/p/BtNbOy5nXpj/?igshid=1ddec9hm0owfo
@lyricsnotes
1 700
توضيحات ويگن داوودى در مورد مناقشهی تاریخ ضبط ترانه ی آوار:
هدف من انتشار نسخههای باکیفیت از آثار ترانهی نوین است. این که تاریخ انتشار چیست برای من اولویت نبوده و نیست. نفعی هم در این ماجرا عایدم نمیشود. نمیدانم این تئوری توطئههای مضحک را چه کسانی مطرح میکنند اما قطعاً روابط من با بزرگان ترانه از جمله شهیار نازنین بسته به این مناقشات بیمورد نیست.
با این حال لازم است که این چند نکته را متذکر شوم:
۱- چرا باید گمان کنیم که ما در مورد روایت ماجراهای بیش از چهل سال پیش و ذکر تاریخشان اشتباه نمیکنیم؟ قطعاً هم من و هم دیگر همکارانم در این مورد عاری از اشتباه نیستیم. من و شهیار یک بار خودمان در مورد تاریخ ساخت «بوی خوب گندم» به چنین بحثی رسیدهایم و شهیار احتمال داده است که در ذکر تاریخ درج شده در کتاب اشتباهی شده است. چرا ممکن نیست که این اشتباه تکرار شده باشد؟
۲- فرآیند تولید اثری در قد و قوارهی آوار از زمان سروده شدن ترانه تا آهنگسازی و تنظیم، آن هم با عادات هنرمندانی مانند فرهاد و آندرانیک (که اولی بد قول بود و دومی دقیق) در بهترین حالت خیلی بیش از شش ماه زمان میخواست. آندو پیش از درگذشت واروژان یعنی چند ماه پیش از شهریور ۵۶ ایران را ترک کرد. آیا بعيد نيست در آن شرایط و در فرصت کوتاه دو سه ماهه، شهیار ترانه بنویسد ، منتظر تماس فرهاد بماند، ترانه را به فرهاد بدهد، فرهاد آهنگ بسازد و آندو تنظیم کند و در نهایت ضبط شود؟
۳- من بر مبنای نشانههایی که در ذهن دارم و ذکرشان باعث طولانی شدن مطلب میشود سال ساخت این ترانه را ۵۴ میدانم. شهیار نازنین هم سال ۵۶ را عنوان کرده است. اگر دیگران دوست دارند هر تاریخی را برای این ترانه در نظر بگیرند من انتقادی نخواهم داشت و اتفاقاً به دلیل دوستی عمیق و علاقهی قلبیام به شهیار عزیز، ترجیح میدهم تاریخی که او عنوان کرده را بپذیرم زیرا برای من نفس اثر و کیفیت آن مهم است نه تفاوت تاریخ و مجادلهی بیهوده در مورد آن.
ویگن داوودی
۱۰ شهریور ۹۸
@lyricsnotes
1 700
«آوار»
(ویرایش جدید میکس و مسترینگ)
خواننده: فرهاد
آهنگساز: فرهاد
ترانهسرا: شهیار قنبری
تنظیم: آندرانیک
ضبط: استودیوپاپ ۱۳۵۴
میکس و مستر: ویگن داوودی ۱۳۹۸
@lyricsnotes
1 700
«آوار»
خواننده و آهنگساز: فرهاد
ترانهسرا: شهیار قنبری
تنظیم: آندرانیک
موسیقی باشکوه ترانهی «آوار» را با آندرانیک عزیز در سال ۱۳۵۴ در استودیوپاپ ضبط کردیم. (عدهای این تاریخ را انکار میکنند که آن زمان حتی متولد نشده بودند. اما تأیید نوازندگان بزرگ این اثر را چه میکنند؟)
فرهاد گاهی برای اجرای ترانهها بسیار وقت صرف میکرد. دلیلش هم این بود که وسواس زیادی داشت تا موسیقی و مفهوم شعر، ملکهی ذهنش شوند. خصوصاً این ترانه که یکی از زیباترین و پرمفهومترین ترانههای شهیار قنبری نازنین (و بلکه تاریخ ترانهی نوین) و از برجستهترین تنطیمهای آندرانیک است.
سال ۵۵ فرهاد بالاخره ترانه را خواند اما باز هم به دلایلی مدتی طول کشید تا ترانه منتشر شود.
یکی از مهمترین دلایل پایین بودن کیفیت صدای بسیاری از آثار آن دوران که امروز در دسترس است این است که در تکثیر آثار، به دلیل دقیق نبودن دستگاههای مزبور در بسیاری از مواقع، علاوه بر پایین آمدن کیفیت شنیداری و شفافیت خطوط مختلف ساز و آواز، موسیقی کپیهای بازار، دفرمه میشد.
این اتفاق تا حدودی برای این ترانه هم افتاده است. به عنوان نمونه، سطرِ «تو هم با من نبودی» که چند بار در ترانه تکرار میشود و در جایی باید به صورت «تو هم مؤمن نبودی» خوانده شود برای شنوندهای که متن ترانه را نخوانده و یا کمتر شنیده است به این شکل بیمعنی شنیده میشود: «تو هم بامِن نبودی». دلیل این اتفاق هم این است که نتی از گیتاربیس دقیقاً در زمان تلفظ هجای اولِ واژهی «مؤمن» با آن تلاقی و به اصطلاح «کراش» کرده است.
در میکس جدید تلاش کردهام که علاوه بر شفاف و استاندارد شدن صداها به حل این مشکلات هم بپردازم.
آثاری که برای شما به عنوان میکس مجدد معرفی میکنم همگی از آرشیو شخصی من از استودیوپاپ استخراج شده و هرگز در اختیار دیگران نبوده و نیست.
امیدوارم این کار را هم دوست داشته باشید.
به مناسبت سالروز درگذشت فرهاد
ویگن داوودی
۹ شهریور ۹۸
@lyricsnotes
1 700
روایت شهیار قنبری از ترانهی «آوار»:
فرهاد مدتی بود که ترانهی تازهای نخوانده بود. با من تماس گرفت که بروم به دیدنش. در خیابان حقوقی، با مادرش زندگی میکرد، در نزدیکی خانهی مادر من. پشت تلفن گفت «چند کار جدید هم با خودت بیاور». برای اولین بار بود که به خانهاش میرفتم. چند کار را برایش خواندم. هنوز یک کار دیگر مانده بود. گفتم «این کار آخری، کار سختی است برای ترانه شدن». فرهاد گفت «بخوان». «آوار» را خواندم. بلافاصله گفت «من این را میخواهم، اگر میشود بگذار پیش من بماند تا رویش کار بکنم». برایم جالب بود، به عکس کارهای دیگر که همیشه طول میکشید یا بدقولی میکرد و سر تمرین نمیآمد، این بار خیلی زود با من تماس گرفت. گفت «من روی ترانه ملودی گذاشتهام، بیا گوش کن». رفتم، زد و خواند; به زیبایی! خیلی خوشم آمد. خودش پیشنهاد داد کار را بدهیم به آندرانیک برای تنظیم. در زمان ضبط اما باز بدقولی کرد. من و آندرانیک در استودیو منتظر بودیم و از فرهاد خبری نبود. زنگ زدیم به خانهاش. مادرش گفت «همین بیست دقیقهی پیش از خانه رفت بیرون». رفته بود حمام! من و آندرانیک سریع خودمان را به گرمابهای که نزدیک خانهشان بود رساندیم. پرسیدیم «فرهاد کجاست؟» کسی که آنجا مسؤول بود فرهاد را میشناخت. گفت نمرهی پنج (مثلاً). من و آندرانیک هم لنگ بستیم و وارد گرمابه شدیم. فرهاد را پیدا کردیم و بردیمش سرِ ضبط.
از کتاب «فرهاد و دوستان» /به کوشش حامد احمدی/ صفحهی ۶۵
@lyricsnotes
1 700
اگر سرعت اینترنت این روزها اجازه بدهد، امشب باز هم یک میکس و مسترینگ تازه از ویگن داوودی و این بار از میان اجراهای «فرهاد» به مناسبت سالروز درگذشتش رونمایی خواهم کرد.
متنی از جناب داوودی هم طبق روال معمول، ضمیمه خواهد شد. حتماً حاشیههایی هم خواهد داشت که زره پوشیدهایم و آماده.
@lyricsnotes
1 700
برخی از دوستان به نکتهای در میکس جدید ترانهی «نفس» اشاره میکنند و آن اینکه در سال ۵۶ امکانات تکنولوژی میکس مانند امروز نبوده و در نتیجه بدیهی است که امروز با نرمافزارهای مختلف میشود میکس باکیفیتتری ارائه کرد.
خوب است همینجا به چند نکته در پاسخ به این ایراد اشاره کنم:
۱- هر چند در نسخهی جدید بخشی از کیفیت خروجی، بسته به تکنولوژی جدید است اما غرض ویگن داوودی اساساً ارائهی مواردی در موسیقی بوده که با توجه به همان تکنولوژی قدیم و به دلایل تکنیکی در زمان خود به درستی استفاده نشده است. حتی در نسخهی جدید از بسیاری نرمافزارها و پلاگینها به دلیل حفظ حال و هوای زمانی موسیقی، صرف نظر شده است.
۲- در سیستم آنالوگ استودیوپاپ در زمان استفاده از میکروفونهای متفرقه باید اختلاف فاز میکروفون با سیستم از طریق فرآیندی سختافزاری رفع میشده است. عدم دقت به این موضوع باعث میشده که در مرحلهی میکس، برخی خطوط ضبط شده با دیگر خطوط، ایجاد کراش کنند. نکتهای که در سازآرایی و تنظیم نیز باید بسیار مورد توجه قرار بگیرد. در غیر این صورت در مرحلهی میکس، الزاماً برخی خطوط ضبطشده، حذف یا تضعیف میشوند. این اتفاق در نسخهی پیشین «نفس» هم افتاده و صدای اکتاو بالای گوگوش، کلمات آخر دکلمهی شهیار و سازهای پایه، حذف و تضعیف شدهاند.
۳- میکس پیشین حاصل سلیقهی زندهیادان کلهر و فرهودی بوده و همه میدانیم که آن دو از بزرگترین و برترینهای تاریخ صدابرداری ایرانند. آن سلایق بیبدیل با اتفاقات فنی غیرقابل پیشبینی، یک خروجی از ترانهی نفس داده است که در چهل و دو سال گذشته تبدیل به خاطرهی جمعی مخاطبین و علاقهمندان شده و طبیعی است که ذائقهی بسیاری نیز ترجیح میدهد همان نسخهی پیشین را بشنود. با این حال ویگن داودی با سلیقهی همیشهی خودش این نسخهی جدید را میکس کرده و اگر همان زمان هم میکس این کار را انجام میداد، حاصل تقریباً همین نسخهی جدید بود.
@lyricsnotes
1 700
🎬🎼
#_مستند_ببینیم
آندرانیک
با صحبتهای؛ ابی، ستار، فرید زلاند، منوچهر چشم آذر، اسفندیار منفرد زاده، شهرام و شهبال شب پره، بیژن مرتضوی، اندی، شاهرخ و ...
.
آندرانیک ۵ شهریور ۱۳۲۰در همدان متولدشد. دوران کودکی را در اهواز گذراند.
وی از ۹سالگی به آموختن موسیقی پرداخت و پس از مهاجرت به تهران در سن۱۸سالگی، در هنرستان موسیقی به تحصیل پرداخت و با استاندارهای موسیقی آمریکایی آشنا شد. آندرانیک اولین تنظیمش را در سال ۱۳۵۱ روی آهنگ «نمیاد» گوگوش انجام داد که باعث شهرت وی شد. آندرانیک برای خوانندگانی چون ویگن، داریوش، فرهاد، ابی، گوگوش هایده، سیاوش قمیشی آهنگ ساخت.
وی در سال ۱۳۵۶ برای ادامه تحصیل به آمریکا مهاجرت کرد و در رشته موسیقی فیلم به تحصیلاتش ادامه داد.
آندرانیک آساطوریان، آهنگساز و هنرمند ایرانی، بامداد یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳ به علت بیمارى سرطان در شهر لس آنجلس در گذشت.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Canalefilm
اندیشه و دوستانمان را شریک شویم
⚜
1 700
«نفس»
(ورژن جدید میکس)
خواننده: گوگوش
آهنگ و تنظیم: آندرانیک
ترانهسرا: شهیار قنبری
میکس و مسترینگ: ویگن داوودی (۱۳۹۳-۱۳۹۸)
تاریخ ضبط: ۱۳۵۶
@lyricsnotes
