Lyrics Notes
رفتن به کانال در Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
نمایش بیشتر1 691
مشترکین
+124 ساعت
+77 روز
+2830 روز
آرشیو پست ها
1 691
تدوین بخشهایی از نسخههای بیکلام اجرای مجدد دو ترانهی «فصل تازه» و «باور کن» توسط ویگن داوودی را به مناسبت چهل و دومین سالروز درگذشت واروژان خواهید شنید:
@lyricsnotes
1 691
واروژان نازنين
دوست عزیزم!
چهل و دو سال پیش بود که در چنین روزی پرکشیدی؛ هنوز در شوک دوری تو بودیم که انقلاب شد و تا چند سال هم درگیر جنگ بودیم؛ بعد کمکم اوضاع عادی شد تا بتوانم در فکر رسیدگی به کارهای عقب مانده باشم.
خدا را شکر میکنم که طی سالهای گذشته با همهی مشکلات پیش رو، تمامی آهنگهایت را ضبط مجدد کردهام و به زودی مراحل نهایی بازآفرینی آثارت آنگونه که میخواستی به پایان خواهد رسید.
فردا دو نمونهی اولیه از آثار ضبط شده را برای علاقهمندانت رونمایی میکنیم. البته این دو آهنگ بدون پارت گیتار هستند و این بخشها هم بهزودی ضبط و به آهنگها اضافه خواهدشد.
امیدوارم از من راضی باشی و دوستان عزیز هم از بازآفرینی این آهنگها لذت ببرند.
ویگن داوودی
بیست و ششم شهریور ۹۸
@lyricsnotes
@vigendavoodi
1 691
سال نود و پنج، کار جمعآوری و تدوین آثار و اسناد و گفتوگوها با یاران و همکاران واروژان از جمله: آرمیک، منوچهر چشمآذر، ناصر چشمآذر، روبرت نقلی، ستار، وانیک، پری زنگنه، عارف، داریوش، گوگوش، زویازاکاریان، احمدرضا احمدی، روبیک هاخباندیان، لوریک و ... را به اتمام رساندم.
(بسیاری از بزرگان مانند احمد پژمان، لوریس چکناواریان، اردلان سرفراز، همایون خسروی، عینالله کیوانشکوه، وارطان آوانسیان، بابک افشار، علیرضا طبایی و ... بعداً در تأخیر اجرای آثار، وارد پروژه شدند)
ویژهنامهای مفصل در ماهنامهی هنر موسیقی برای واروژان کار کردم و در نهایت آذرماه همان سال مراسم باشکوه هشتادمین زادروز واروژان را به همراه ویگن داوودی برگزار کردیم. همان جا هم قول انتشار کتاب «عالیجناب واروژان» را دادیم.
با این حال به دلیل دقت نظر و وسواس ویگن داوودی با وجود آماده بودن کتاب از اواسط سال ۹۵، اجراهای جدید آثار به عنوان ضمیمهی موسیقایی کتاب تا امروز به درازا انجامیده است. (بگذریم از سوءاستفادهها از این تأخیر و بهرهبرداریهای رندانه از آن)
به مناسبت چهل و دومین سالروز درگذشت واروژان، دو نمونه از آثار واروژان که زیر نظر ویگن داوودی در ارمنستان توسط ارکستر بزرگ و بر اساس پارتیتور کامل، اجرای مجدد شدهاند آماده کردهایم. دو نمونهی بیکلام که هنوز در سازبندی و میکس، کامل نشدهاند و به صورت یک تراک بیکلام در پی هم تدوین شدهاند تا علاقهمندان با حدود فضای کیفی این پروژه آشنا شوند.
@lyricsnotes
1 691
«واروژان» در میان موزیسینهای جریان نوی موسیقی ایران که از اواسط دههی چهل شمسی شکل گرفت همواره یکی مهمترین و جذابترین سوژههای روزنامهنگاران و پژوهشگران و تحلیلگران موسیقی ایران بوده است.
پس از درگذشت واروژان، تحولات و حوادث پیاپی سیاسی، اجتماعی و هنری، باعث شد که پرداختن به شخصیت هنری واروژان و آثارش به تأخیری درازآهنگ بیافتد.
«ویگن داوودی» دستیار همیشهی واروژان در سالهای گذشته همواره مترصد فرصتی برای ادای وظیفه نسبت به یار دیرینش بوده است. وظیفهای که با ارائهی نسخههایی از ترانهها، باکیفیتی که همیشه مدنظر واروژان بوده و با امکانات آن دوران امکان اجرا نداشته به انجام میرسیده است.
در دههی هفتاد، پس از رسمی شدن موسیقی پاپ، ویگن داوودی فضا را برای ارائهی این آثار مناسب میبیند. پارتیتورها و دستنوشتهها جمعآوری میشوند و در اختیار یکی از آهنگسازان جوان قرار میگیرند. قرار بر این بود که ملودیهای واروژان به صورت بیکلام بازآفرینی شوند و در آلبومی به دست علاقهمندان برسد. مجوزها هم گرفته میشوند اما در میانهی راه، موزیسین جوان با تهیهکنندهای به این توافق میرسند که این آثار با صدای خوانندهای جوان منتشر شوند. ویگن داوودی مخالفت میکند و بر سر ضبط این پروژه حاضر نمیشود. آثار به شکل غیر قانونی و در قالب آلبومی به نام «بوی گندم» منتشر میشوند. اتفاقی در ادامهی خطای بزرگی به نام آلبوم «تاج ترانه» که با همین ایده و پیش از آن توسط خارجنشینان رقم خورده بود.
مدتی بعد من از احسان سلطانی خواستم که در تهیهی پروندهای با موضوع «کپیرایت در موسیقی» با محوریت آلبوم غیرقانونی «بوی گندم» در ماهنامهی «هنر موسیقی» با من همراهی کند. نتیجه، مجموعهی مفصلی بود حاوی گفتوگو با ویگن داوودی، رحیم معینی کرمانشاهی، ایرج جنتی عطایی، علی موثقی، افشین سرفراز، حمید حامی و دیگران به انضمام چند یادداشت و نقد و بررسی که در «هنر موسیقی» و فضای مجازی منتشر شد.
ویگن داوودی بار دیگر در دههی نود تصمیم به بازآفرینی استاندارد آثار واروژان گرفت. این بار قرار شد که کارها در ارمنستان و توسط ارکستر بزرگ انجام شود. من هم وظیفهی تدوین کتاب «عالیجناب واروژان» را بر عهده گرفتم تا بازآفرینیهای آثار واروژان، به ضمیمهی آن منتشر شوند.
@lyricsnotes
1 691
ویگن داوودی عزیز معمولاً از یادآوری درگذشت واروژان گریزان است. از این رو امروز هم با تصاویری از جشن زادروز واروژان یادش را گرامی میداریم.
1 691
👆 تصاویری از مراسم هشتادمین زادروز واروژان که آذرماه ۹۵ در باشگاه سوکریان برگزار شد👆
عکسها:
@Kambiz_Photography
1 691
یک بار سیامک عباسی عزیز به من میگفت:
«عجیبه که موضعت نسبت به رپ منفیه؛ لااقل تو نباید چنین موضعی داشته باشی. اگه رپِ خوب گوش بدی نظرت عوض میشه»
یک کار جدید از «یاس» معرفی کرد و واقعاً نظرم عوض شد. دست کم از منظر هرمنوتیکی به این نتیجه رسیدم که رپ هم میتواند بسیار باارزش باشد. با این حال طبیعی است که من و امثال من به تبع ذائقهی غالب نسلمان مشتری همیشهی رپ نباشیم.
اینها را باید میگفتم که دوستان طرفدار رپ، موضعم در مورد رپ کردن «تهی» در این قطعهی غیررسمی و در کنار «ابی» را پای ذائقهام نگذارند.
چیزی که اینجا مرا غافلگیر کرد همخوانی ابی و تهی نبود. اصلاً مگر تهی در ژانر خودش چه چیزی از کامران و هومن و نوید و امید کمتر دارد؟ موضوع غافلگیرکننده، ملودی و تنظیم و ترانهی متعارف و متناسب و اجرای
قابل قبول ابی و تفاوتِسطح عجیب این مجموعه با سطح کیفیِ تکست و اجرای تهی است.
امیدوارم این ترانه در اجرای رسمی، سرنوشتی بهتر پیدا کند و اگر اصرار به فیت با رپ است، این اختلاف سطح به حداقل برسد.
این کار بیشناسنامه را هم بدیهی است که این جا نخواهم گذاشت. خودتان در جنگل مجازی پیدایش کنید.
@lyricsnotes
1 691
وقتی عیار منتقدین را سنجیدیم و فهمیدیم کدامشان سواد این کار را دارند و کدام شیادند تازه اول راهیم. حالا باید بدانیم که نقدهای منتقدین باسواد هم الزاماً تابع حقایق نیستند. دستکم با ذائقهی تودهی مردم سازگاری ندارند.
خاصیت «عامپسندانه» در ذات ترانه است. نقد ترانه هم ناگزیر است چنین خاصیتی را در نظر بگیرد. تأثیرگذاری ترانههایی که مدعی مخاطب الیت میشوند را عمدتاً جدی نمیتوان گرفت. اساساً این نگاه باینُری به ترانه جواب نمیدهد. این که یک ترانه یا عامپسند است و یا خاصپسند.
ترانه، ترانه است و عامپسندی را در تار و پود خود دارد. حالا این دوز عامپسندی در چه سطحی است، حرف دیگری است.
منتقدینی که دستهای از ترانهها را از منظر موضوع و محتوا و فارغ از فرم درستشان، به مضحکه میگیرند و فهم خود را غالب بر فهم عام (مشخصاً در مقولهی ترانه) میدانند هیچ تفاوتی با آن خودمنتقدپنداران که قبلاً عرض شد ندارند. کارکرد ترانه در همین استقبال عام از آن تعریف میشود و برای واکاوی چرایی استقبال از یک ترانهی خوشفرم با محتوایی که نمیپسندیم باید سراغ نقد جامعهشناسی فرهنگ رفت و نه انکار کیفیت فنی و هنری یک ترانه.
در این تصویر آمار نظرسنجی در مورد یک مستند تبلیغاتی و یک استندآپکمدی با محتوای مخالف یکدیگر را میبینید. اولی نظر اکثریت منتقدین را جلب کرده و دومی نظر اکثریت مردم را. گمان میکنم وضعیت دنیا در سیاست و ترانه شبیه هم است. مردم یک چیز را میخواهند و طبقهی الیت انکارش میکنند بیآن که بپذیرند انکار این محتوا تأثیری در نقشآفرینی بیشتر آن نخواهد داشت.
@lyricsnotes
1 691
عنوان «منتقد» از آن عناوینی است که مدتهاست در حوزههای مختلف دچار استحالههای عمیق معنایی شده است. یک منتقد در مرحلهی اول باید کاملاً مسلط بر اصول و مبانی نقد ادبی و هنری در حوزهای که وارد شده باشد. یعنی باید بتواند از فرمهای منطقی استدلال و استنتاج برای نقد موضوع به بهترین شکل استفاده کند. این هم بستگی به مطالعه و ممارست و تمرینهای بسیار دارد.
بعد از تسلط بر اصول نقد، منتقد باید در موضوع نقد به مبانی موضوع احاطه پیدا کند. یکی از مغلطههای تعمیم جزء به کل که در توجیه منتقد نامیدن افراد با آن روبهرو میشویم، قیاس نقد یک حوزه با حوزهای دیگر بدون در نظر گرفتن اختلاف سطح کمّی و کیفی مبانی آن دو حوزه است.
مثلاً وقتی فردی خود را بدون کارنامهای در حوزهی نقد موسیقی و ترانه، منتقد مینامد و مورد اعتراض قرار میگیرد اولین توجیه خودش و طرفدارانش، مثال آوردن از «عادل فردوسیپور» است که «مگر فردوسیپور خودش فوتبالیست است؟ حالا که فوتبالیست نیست نمیتواند منتقد باشد؟ مگر منتقد بهتر از او هم در فوتبال داریم؟»
گاهی هم مثالشان همان ایراد بیمبنای «عکس با شورت ورزشی» است.
این مغلطه اما جواب این سوال را نمیدهد که «مگر سطح کیفی مبانی فوتبال و موسیقی و ترانه یکی است؟»
عادل فردوسیپور به عنوان یک منتقد مسلط به مبانی نقد، برای نقد فوتبال فقط لازم بوده که چند روز بنشیند قوانین فوتبال و مبانی آن را مطالعه کند (که البته سالها این کار را کرده) اما برای نقد موسیقی و یا ترانه چه اندازه زمان برای مطالعه و یادگیری مبانی موسیقی و ترانه لازم است؟
اگر از عادل در مصاحبهای، سختترین و پیچیدهترین سؤالات فوتبالی را بپرسید، یقیناً بهتر از اکثریت اهالی فوتبال پاسخ خواهد داد اما اگر در مصاحبهای یکی از این خودمنتقدپنداران، با سادهترین پرسشها در زمینهی مبانی موسیقی و ادبیات روبهرو شود راهی جز آسمان و ریسمان بافتن و فرار از پاسخ نخواهد یافت. این اتفاقی است که بارها افتاده است.
بیاییم هر مدعی که در بهترین حالت، دست برقضا انشانویس خوبی است و حالا میخواهد با استفاده از نام بزرگان، خود را منتقد و پژوهشگر جا بزند را جدی نگیریم و دست کم عیار سوادش را با میزان تسلطش بر مبانی بسنجیم و نه با نزدیکیاش به بزرگان و واژهبافیهای پرطمطراق.
@lyricsnotes
1 691
«سراب قلبم»
آهنگساز: فرید زلاند
ترانهسرا: لیلا کسرا (هدیه)
تنظیم: آندرانیک
خواننده: هایده
@lyricsnotes
1 691
مدتی پيش جناب «فرید زلاند» در صفحهی اینستاگرامشان از انتشار ترانهای با صدای زندهیاد «هایده» با نام «سراب قلبم» خبر دادند و تأکید کردند که این نسخه فقط در اختیار خودشان و هایده بوده و به شکلی تمرینی ضبط شده است و اخیراً بدون اطلاع ایشان منتشر شده است.
اما نکتهی شگفتآور اینجاست که کاست این ترانه یک بار ۲۸ سال پیش با لیبل «کاسپین» و بعد در قالب سیدی با لیبل «کاسپین و آونگ» و اخیراً بار دیگر با لیبل «کلتکس» به صورت رسمی و با کیفیتی متعارف انتشار یافته است.
(و به گمانم اکثر مخاطبان جدی موسیقی پاپ ایران آن را شنیدهاند)
جناب محمد کاظمی عزیز اطلاعات و تصویر لیبلهای مذکور را ارسال کردهاند.
https://www.instagram.com/p/BtNbOy5nXpj/?igshid=1ddec9hm0owfo
@lyricsnotes
1 691
توضيحات ويگن داوودى در مورد مناقشهی تاریخ ضبط ترانه ی آوار:
هدف من انتشار نسخههای باکیفیت از آثار ترانهی نوین است. این که تاریخ انتشار چیست برای من اولویت نبوده و نیست. نفعی هم در این ماجرا عایدم نمیشود. نمیدانم این تئوری توطئههای مضحک را چه کسانی مطرح میکنند اما قطعاً روابط من با بزرگان ترانه از جمله شهیار نازنین بسته به این مناقشات بیمورد نیست.
با این حال لازم است که این چند نکته را متذکر شوم:
۱- چرا باید گمان کنیم که ما در مورد روایت ماجراهای بیش از چهل سال پیش و ذکر تاریخشان اشتباه نمیکنیم؟ قطعاً هم من و هم دیگر همکارانم در این مورد عاری از اشتباه نیستیم. من و شهیار یک بار خودمان در مورد تاریخ ساخت «بوی خوب گندم» به چنین بحثی رسیدهایم و شهیار احتمال داده است که در ذکر تاریخ درج شده در کتاب اشتباهی شده است. چرا ممکن نیست که این اشتباه تکرار شده باشد؟
۲- فرآیند تولید اثری در قد و قوارهی آوار از زمان سروده شدن ترانه تا آهنگسازی و تنظیم، آن هم با عادات هنرمندانی مانند فرهاد و آندرانیک (که اولی بد قول بود و دومی دقیق) در بهترین حالت خیلی بیش از شش ماه زمان میخواست. آندو پیش از درگذشت واروژان یعنی چند ماه پیش از شهریور ۵۶ ایران را ترک کرد. آیا بعيد نيست در آن شرایط و در فرصت کوتاه دو سه ماهه، شهیار ترانه بنویسد ، منتظر تماس فرهاد بماند، ترانه را به فرهاد بدهد، فرهاد آهنگ بسازد و آندو تنظیم کند و در نهایت ضبط شود؟
۳- من بر مبنای نشانههایی که در ذهن دارم و ذکرشان باعث طولانی شدن مطلب میشود سال ساخت این ترانه را ۵۴ میدانم. شهیار نازنین هم سال ۵۶ را عنوان کرده است. اگر دیگران دوست دارند هر تاریخی را برای این ترانه در نظر بگیرند من انتقادی نخواهم داشت و اتفاقاً به دلیل دوستی عمیق و علاقهی قلبیام به شهیار عزیز، ترجیح میدهم تاریخی که او عنوان کرده را بپذیرم زیرا برای من نفس اثر و کیفیت آن مهم است نه تفاوت تاریخ و مجادلهی بیهوده در مورد آن.
ویگن داوودی
۱۰ شهریور ۹۸
@lyricsnotes
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
