یکْ مَنْ
رفتن به کانال در Telegram
تراوشات ذهن آشفته ی یِکْ عدد مَنْ. جویای علم کیمیا. @reza8rz
نمایش بیشتر443
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+3
در 0 کانالها
ژوئن '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
مه '260
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+6
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+19
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+10
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+1
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+6
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '250
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+2
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+1
در 0 کانالها
Get PRO
مه '250
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+1 203
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+3
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+5
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+1
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+3
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+2
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+2
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+11
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+16
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+7
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+11
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+5
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+4
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+10
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+8
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+14
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+8
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+2
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+2
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+14
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+15
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+12
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+4
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+21
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+11
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+20
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+30
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+23
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+13
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+600
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 23 ژوئیه | 0 | |||
| 22 ژوئیه | 0 | |||
| 21 ژوئیه | 0 | |||
| 20 ژوئیه | 0 | |||
| 19 ژوئیه | 0 | |||
| 18 ژوئیه | 0 | |||
| 17 ژوئیه | 0 | |||
| 16 ژوئیه | +1 | |||
| 15 ژوئیه | 0 | |||
| 14 ژوئیه | 0 | |||
| 13 ژوئیه | +1 | |||
| 12 ژوئیه | 0 | |||
| 11 ژوئیه | 0 | |||
| 10 ژوئیه | 0 | |||
| 09 ژوئیه | 0 | |||
| 08 ژوئیه | 0 | |||
| 07 ژوئیه | 0 | |||
| 06 ژوئیه | +1 | |||
| 05 ژوئیه | 0 | |||
| 04 ژوئیه | 0 | |||
| 03 ژوئیه | 0 | |||
| 02 ژوئیه | 0 | |||
| 01 ژوئیه | 0 |
پستهای کانال
از خواندن توئیتهای فارسی که خبرهای حمله به جنوب،
بمباران پادگانی که پر است از سربازهایی که اکثرا از مناطق محروم آمده اند و غالبا دیپلم دارند و معمولا زیر بیست سال هستند، تخریب زیرساختهای برق کیش یا هرمز و ... را با ادبیات مثبت و شاد یا حتی بیتفاوت مینویسند، به شدت عصبانی میشوم.
تمام فحشهای «ک» داری که بلدم را نثارشان میکنم.
بدتر اینکه در روزمره، آدمهایی را میبینم که دقیقا همین تفکر را دارند و نمیتوانم فحشکششان کنم و این، روانم را رنده میکند.
روحم نخکش است از وضعیت هموطن و بعضی ایرانیهای مادرقحبهای که انگار کشورشان اسرائیل است.
@yek_man
| 2 | صبح با صدای علامه طباطبایی بیدار شدم که توی گوشم میگفت:
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذرهای بودم و مهر تو مرا بالا برد
@yek_man | 135 |
| 3 | عشق چیز عجیبی است.
یکهو به خودت میآیی و میبینی بیش از یک ساعت است که با نیش باز نشستهای و به او فکر میکنی.
یا بیاختیار، لا به لای شلوغیهای یک روز آزاردهنده، ساعت را چک میکنی که چه قدر زمان مانده تا برگردی و دیدار تازه کنی.
عشق چیز عجیبی است. با آن که بیتها و غزلها و کتابهای شعر زیادی طی قرنهای اخیر، توسط عاشقان نوشته شده،
باز هم ممکن است ساعتها دنبال یک بیت بگردی که توصیف حالت در عاشقی باشد و هیچ چیزی پیدا نشود.
چیز عجیبی است.
@yek_man | 239 |
| 4 | یادم هست چند سال پیش، رضا امیرخانی میگفت برای پروژه تاریخ شفاهی و نوشتن زندگی آیتالله خامنهای، حدود ده سال هر هفته پنجشنبهها، یک ساعت قبل از اذان ظهر به ملاقات خصوصی میرفت.
میگفت مجموعه را نوشته و دفتر اجازه انتشارش را در زمان حیات رهبر صادر نمیکند.
روزهای عجیبی است. نه صاحب خاطرات حاضر است و نه نویسنده، هوشیار.
تمام سالهای اخیر، دوست داشتم خاطراتی که امیرخانی نوشته بود و ویژگیها و لحظات نابی از آن را برایم توصیف کرده بود، بخوانم.
حالا البته امیدوارم که لااقل در روزهای خواندن، نویسنده حاضر و هوشیار باشد.
@yek_man | 321 |
| 5 | به صد دام آرمیدم، دامن از چندین قفس چیدم
ندیدم جز به بال نیستی، پرواز آزادی! | 264 |
| 6 | پسر اروین یالوم، یکی از مشهورترین درمانگران این روزها، خودکشی کرده است. ظاهرا خودش هم دکتری روانشناسی داشت.
هر کسی از نگاه خودش در مورد این ماجرا نوشته اما مهم تر از همه برای من این است که هنوز اسمش را نمیدانم.
چندین بار خبر را در اکسپلورم دیدهام و چندین یادداشت درمورد این واقعه خواندهام. یا کسی اسمش را ننوشته بود و یا اصلا در ذهنم اهمیتی نداشت که اسمش را در یادداشتی بخوانم.
مهمترین نکته در این مرگ برای من همین است.
شخصی خودکشی کرده و جهانی را تکان داده ولی هیچکس اسم خودش را نمیداند یا به اسم خودش توجه نمیکند.
زیر سایه بودن یعنی همین. حتی وقتی خبرساز شوی و خودت را تبدیل کنی به ترند خبری روز دنیا، باز هم زیر سایه اسمی بزرگتر دیده میشوی.
مرگت به تنهایی، به عنوان یک متخصص روانشناس و درمانگر، مهم نیست. اینکه پسر یالوم هستی، مهم است.
چه چیزی بدتر از "زیر سایه دیگری بودن" میتواند برای از بین بردن تلاش و انگیزه و روحیه، پیدا شود.
حتی اگر بهتر از صاحب سایه باشی هم باز نگاه دیگران، همان است که بوده. همانطور که همایون، بسیار بهتر است از محمدرضا شجریان ولی همچنان پسر استاد شجریان است و در ذهن بسیاری، به گرد پای ایشان هم نمیرسد.
زیر سایه بودن، یعنی از همان ابتدا بازندهای.
اسم پسرِ یالوم، ویکتور بوده.
اگر دوست داشتید، ارزشی هم به شخصیتِ از بینرفته اش بدهید و یکبار هم که شده، هویتی منفک از پدر یا خانواده برایش قائل باشید.
گزاره خط اولم را اصلاح میکنم:
ویکتور یالوم، رواندرمانگری با حدود 30 سال سابقه فعالیت آموزشی و رواندرمانی، خودکشی کرد.
@yek_man | 325 |
| 7 | جمله طلایی این روزها، فریاد زنی است که میگوید:
ایرانی با پرچم اسرائیل، مادر قحبه است.
و البته فقط لازم نیست فیزیک پرچم را به دوش کشیده باشی.
همسو بودن با اسرائیل هم، زیر همان پرچم رقصیدن است.
@yek_man | 305 |
| 8 | امروز که هوا ابریه، متوجه شدم تمام مشکلاتم به خاطر گرما و آفتاب بوده
@yek_man | 277 |
| 9 | فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
چنانچه از سوی من هدایتی برای شما آمد،
پس کسانی که از هدایتم پیروی کنند
نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.
از قرآن
سوره بقره
آیه 38
@yek_man | 295 |
| 10 | حافظ هر شب توی آینه به خودش خیره میشد و تکرار میکرد:
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را
@yek_man | 271 |
| 11 | دبستان که بودم، کار هر روزم در مدرسه، شده بود خواندن سوره ضحی، به سبک تلاوت پر آب و تاب عبدالباسط، در صف صبحگاهی مدرسه. کلی تلاش کرده بودم تا بتوانم یک نفس، مثل خود عبدالباسظ، سوره ضحی را جلو ببرم و بعد چند جمله عربی بخوانم و با همان نفس وصلش کنم به سوره انشراح و البته انصافا موفق هم بودم.
تا آنجا که یادم هست، کادر مدرسه هیچکدام مذهبی نبودند اما ناظم انگار دوست داشت هر روز، صبحش را با شنیدن صدای جیغ یک کودک شروع کند. قسمت مورد علاقه اش هم همان اوج تلاوت در کشیدن «مِنَ الْأُولَی» به حساب میآمد.
آنقدر هر روز این کار را تکرار کردم که بعد از چند ماه، تمام مدرسه آن تلاوت را حفظ شده بودند و در خواندن همراهی میکردند.
تصور اینکه 120 بچه 7 تا 11 ساله، اول صبح مشغول جیغ زدن و نفس گرفتن برای اجرای تلاوت عبدالباسط باشند، همان موقع از نگاه همان 120 بچه، خیلی خنده دار بود، چه برسد به دید آدم بزرگها.
تلاوت سوره ضحی تبدیل شده بود به نشانه شادی و همخوانی صبحگاهی در مدرسه.
من اما بعد از ان، درک دیگری از سوره ضحی نداشتم. هر بار که اسمش میآمد یا میخواندمش، ذهنم پر میشد از خاطرات خندهدار صبحگاه دبستان.
تا همین چند روز پیش، که لا به لای فکر و خیالها، یکهو به ذهنم آمد که محمد(ص) چه حال و اوضاعی داشته که خدا در برابرش گفته:
«خدایت تو را رها نکرده و مورد خشم قرار نداده است.»
این آیه که من سعی میکردم کمی سریعتر بخوانمش تا نفسم به آخر سوره و اتصالش به انشراح برسد، انگار آب خنکی است بر آتشی که محمد(ص)، روزهای زیادی گرفتارش بوده است.
هر چه قدر این آیه میتواند برای مخاطبش دلنشین باشد، روزهای قبل از آن، احتمالا سختیِ خارج از تصوری داشته.
حالا آرزو میکنم حین موجهای سختی گیجکننده، کسی پیدا شود و در گوشمان بگوید: خدایت تو را رها نکرده ...
یا لااقل دوباره ادراکم از این سوره، بگردد به نفس گرفتن و تا آخر خواندنش، نه آن که شاخک هایم برای این آیه تیز شود.
@yek_man | 249 |
| 12 | تمام چیزی که امام حسین از کربلا برای برادرش محمد حنفیه نوشته همینه،
خیلی مختصر و خیلی صریح:
« بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ
إِلَى أخیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ مَنْ قِبَلَهُ مِنْ بَنِي هَاشِم
أَمَّا بَعْد
فَكَأَنَّ الدُّنْيَا لَمْ تَكُنْ وَ كَأنَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ
وَ السَّلَام»
انگاردنيا هيچ وقت نبوده
و آخرت هميشه حضور داشته است.
یعنی دنیا را نبوده گرفتیم و آخرت را دائمی.
@yek_man | 222 |
| 13 | تجربه چندین سالهام ثابت کرده افراد حاضر در اکوسیستم کسبوکار به دو قسمت کلی تقسیم میشوند:
گروه یک، متشکل از ده درصد افراد که با تلاش، مشغول خلق ارزشند. صدای خاصی ندارند و زمانی هم برای شوآف و اینستاگرام و ایونت و … پیدا نمیکنند.
معمولا از بدبختیهایشان صحبت میکنند و آنچنان که باید خودشان را قبول ندارند.
گروه دو، متشکل از نود درصد مابقی، که هر روز در هر صحبتی، مشغول شوآف در مورد موفقیتها و توانمندیهایشان هستند. به طور مداوم در اینستاگرام با استوریهای پیاپی از کار و جلسه فعالند، دائم در ایونتهای کوتاه یا دورههای آموزشی ترند حاضرند و … گروه دوم خودش به دو دسته تقسیم میشود:
یا با پول بابا، کتوشلوار و کروات و ماشین و دفتر و نیرو و … خریدهاند و گوه میخورند.
یا با هزار قسط و قرض و کلاهبرداری، چند دست لباس و موبایل ترند و ماشین هیوندای چند صدهزارتا کارکرد خریدهاند تا ویترین را درست کنند و گوه بخورند.
مهمترین نقطه اشتراک این جمع نود درصدی، گزارش مداوم از موفقیتها، اثرگذاری مثبت در کسبوکار و اثبات بیسوادی دیگران است.
البته که حتما آدمهای واقعی هم پیدا میشوند که فعال اینستاگرامی باشند و هر روز هم فرصت کنند استوری بگذارند و پیشرفت کنند اما تا به حال به تور من نخوردهاند.
@yek_man | 270 |
| 14 | میگویند زهیر، از شهدای کربلا، عثمانی مسلک بود. به این معنی که در دوگانه علی(ع) و عثمان، انتخابش عثمان بود و در هیچکدام از جنگهای دوران خلافت امیرالمومنین، شرکت نکرد.
ظاهرا خود را به تجارت مشغول کرده بود تا از هیاهوی سیاست دور باشد.
در مسیر بازگشت از حج هم، تلاش میکرد تا با حسین(ع)، رو به رو نشود. انگار که حوصله حاشیه نداشته باشد.
حسین اما کسی را به دنبال زهیر فرستاد تا باب گفتوگو را باز کند.
ما بر حسین گریه میکنیم اما از راندن آدمهایی که شبیه ما نیستند و حوصله صحبت با ما را هم ندارند، ابایی نداریم.
چه برسد به دعوت دیگران به گفتوگو.
چه برسد به همصحبتی با افرادی که مثل ما فکر نمیکنند یا در نقطه مقابلمان هستند.
در کربلا بودن امکانپذیر نیست اما میشود در حداقلیترین حالتها، تلاش کنیم مثل حسین رفتار کرد.
@yek_man | 260 |
| 15 | خانواده مادری من در جنگ هشت ساله، چندین جوان همسن را با هم از دست داد.
برادر مادرم، پسر دایی، پسر خاله و …
مادر یکی از همین شهدا، به خودش و همه، از همان روزهای شهادت پسرش، قول داده بود که با مرگ صدام یا تمام شدن جنگ، به خیابان برود و برقصد. اگر اشتباه نکنم، بعد از خبر صدام پیرزن به خیابان رفت و رقصید.
حالا اینستاگرام هم در این چند روز، پر شده از ویدئوی شادی مردم در عراق و لبنان، برای پیروزی ایران.
خیابانهای ایران اما پر است از داد و فریاد و پلاکارد در مورد مذاکره بیعزت و شکست و فروختن خون رهبر و …
کاش مهلت و مجالی بود که میشد برای این پیروزی به خیابان آمد و شادی کرد.
کاش میشد به رسم پیرزنی که چند سال بعد از شادی پیروزیاش فوت کرد، به خیابان آمد و رقصید.
بعید است این پیروزی، آنقدر محکم باشد که در ماههای آینده، جنگ دیگری را به میدان نیاورد اما هر چه باشد، پیروزی است و لایق رقصیدن و شادی.
لایق غرور و لبخند.
حیف این روزها و حیف حرفهایی که در خیابان شنیده شد.
@yek_man | 319 |
| 16 | یکی از بزرگترین رنجهای روزانه، خنگ بودن اکثریت آدمهاست.
پنجره نفس کشیدنم را معدود آدمهای باهوش و تیز اطرافم ایجاد میکنند.
@yek_man | 276 |
| 17 | همانهایی که هر روز به حجاب زنان و حقوق شهروندی مردم گیر میدادند، امروز کفن پوشیدهاند و برای مذاکره و برای توافق، لشگرکشی خیابانی میکنند.
سوال اینجاست که تصمیمگیران و تصمیمسازان چرا در برابر موضوع اول موافق یا لااقل ساکت و نرمند و در برابر دومی، غضبناک و سخت؟
@yek_man | 318 |
| 18 | یک سال از شروع جنگ گذشت و تقریبا هیچ چیزی طی این یک سال عادی نبود و عادی نشد.
قبل از جنگ، خیلی وقتها به زیست پدر و مادرم و جامعه، طی جنگ هشت ساله فکر میکردم. ازدواج کردند، بچهدار شدند، مسافرت رفتند و زندگی کردند.
همیشه با خودم میگفتم چه نسل عجیبی که وسط جنگ اینطور بودند.
حالا در یک سالگی جنگ، میبینم زور زندگی از جنگ بیشتر است.
طی این یک سال، جنگ خیلی چیزها را در زندگی من و دیگران خراب کرد. خیلی چیزها را دور و خیلی چیزهای دیگر را به آرزو تبدیل کرد.
بدترین قسمت ماجرا اما احتمال تمام نشدن داستان است.
تجربه این را نشان میدهد.
در واقع در 200 سال گذشته، اگر کسی متولد این خاک باشد، تقریبا محال است که با 30 سال سن، حداقل یک جنگ یا انقلاب یا آشوب را تجربه نکرده باشد.
حالا با این حساب و کتاب، اگر قرار بود زور جنگ بیشتر از زندگی باشد، تقریبا هیچ کدام از ما نباید اینجا میبودیم که بنویسیم یا بخوانیم. چرا که منطق، ایجاب میکند در جنگ و التهاب، ازدواج نکنی، بچهدار نشوی یا در خاکی که طوفانخیز است، خانه نسازی.
یک سال از جنگ گذشته و هیچ چیز برای من عادی نیست. مخصوصا زور زندگی و دوستداشتنی بودنِ این خاکِ پر التهاب.
@YEK_MAN | 401 |
| 19 | تقریبا از ابتدای آشناییام با گروهکی تروریستی به نام مجاهدین خلق، فکر میکردم حالا گروهی پیرزن و پیرمردِ خشکمغز، در ینگه دنیا، منتظر مرگ نشستهاند و گاهی لگدی میپرانند.
چند سال پیش در خلال گفتوگویی سیاسی با یک دختر دانشجو، که از هر طرف نگاهش میکردی هیچ ربطی به سیاست پیدا نمیشد، متوجه شدم پدر و مادرش مجاهد تواب بودند و داییاش هم اعدامی. ذهنیت مثبتش به مجاهدین را به حساب حماقت خودش یا خونخواهی مادرش گذاشتم. هیچجوره توی کتم نمیرفت که جوانی دهه هفتادی و کمتر از 25 سال، چنین تفکری داشته باشد.
یکبار در لفافه و کوتاه، هدفش از درس خواندن را هم احیای آرمانهای خانوادگی معرفی کرد.
باز هم جدی نگرفتم. با حساب و کتاب آن زمان، قابل درک نبود.
حالا اما بعد از موج سلطنتطلبی، همهچیز قابل باور است.
بعد از هر توئیت یا روایتی که از آدمهای مجازی یا واقعی میبینم، یک گوشه از ذهنم روشن میشود که نکند این هم مجاهد باشد.
حالا باور کردهام مجاهد بودن، که به قیافه و آشنایی با جریانهای فکری سیاسی و ... نیست. یکهو میبینی یک داف کافهای با ناخنهای کاشتهشده یا پسر فکلی همسایه که هر دو روز موهای پا را حداقل از زانو به پایین شیو میکند، دوست دارد اسلحه بگیرد، جنگ شهری راه بیاندازد و توی خیابان تمام ریشوها را بکشد. حالا که نمیتواند، تویئت میزند و داستان میسازد که به چشم خودش کشته شدن صدها نفر را در فلان خیابان دیده و خودش زیر جنازه ده نفر از دوستانش مانده تا تیر خلاص نخورده است.
مجاهدین از آنچه در ذهنم بود، به دنیای جوانان نزدیکترند.
@yek_man | 287 |
| 20 | دوباره وقت این شعر فرخی سیستانی رسید.
@yek_man | 285 |
