fa
Feedback
Almenhaj.com (المنهاج)

Almenhaj.com (المنهاج)

رفتن به کانال در Telegram

گروه فرهنگی المنهاج @almenhaj

نمایش بیشتر
1 502
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
+430 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+3
در 0 کانال‌ها
اوت '26
+28
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+32
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+55
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+8
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+35
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+4
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+9
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+5
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+12
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+19
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+7
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+10
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+13
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+50
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+23
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+14
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+11
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+9
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+12
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+25
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+29
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+49
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+14
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+26
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+30
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+52
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+28
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+29
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+42
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+29
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+31
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+35
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 162
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
05 سپتامبر+1
04 سپتامبر0
03 سپتامبر+1
02 سپتامبر+1
01 سپتامبر0
پست‌های کانال
ارکان سه‌گانه در معرفت سلوکی یک بررسی تحلیلی در این مکالمهٔ گرانسنگ، سه اصل استوار معرفتی را فراروی محققان و پویندگان حقیقت قرار می‌دهد: ۱. تمامیت فاعلیت الهی در برابر قصور قابلی: حق‌تعالی مفیض علی‌الاطلاق است و بُخل در ساحت قدس ربوبی محال عقلی است. فیض وجود و فیض هدایت تشریعی بی‌وقفه در سیلان است: ﴿وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا﴾ (اسراء/۲۰) هر کجایی که خلأ و حرمان مشاهده شود، معلول نقصِ ظرفیت و عدم تمحض استعداد در «مقامِ قابل» است، نه انقطاع دستگیری در «مقامِ فاعل». ۲. سنت تدریج و تطابق ظرفیت با فیض: هدایت، امری دفعی و خارج از قاعدهٔ عوالم وجود نیست. تا سالک گام‌های ابتدایی صدق، تزکیه و طهارت علمی را به استواری برندارد، پذیرش دقایق توحید و معرفتِ ناب میسر نخواهد شد. تا هنگامی که ظرف کوچک است، باران رحمتِ افزون‌تر، حاصلی جز تباهی ظرف در پی نخواهد داشت. ۳. از شِکوِه به طلب؛ اصلاح زاویهٔ دید: بزرگ‌ترین رهزن در ساحت علم و فضیلت، فرافکنیِ رکود با بهانهٔ «فقدان شرایط» یا «نبود اساتید تراز اول» است. کلام آیت‌الله کشمیری متوجه بازگرداندن نگاه به درون است: به جای گلایه از قحطی هادیان، باید همّت را صرف تعمیق تشنگی و پالایش باطن نمود. «قابلیتْ شرطِ جریانِ فاعلیت است؛ چون استعداد تمام گشت، افاضهٔ هدایت سنّت تخلّف‌ناپذیر الهی است.»

2
﴿وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا﴾ تأملی در قاعدهٔ اعطای فیض و سنّت بالندگی استعدادها علامه حسن‌زاده آملی (قدّس‌سرّه) روایت می‌فرمودند که روزگاری در محضر عارف واصل، حضرت آیت‌الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری (رحمة‌الله‌علیه) از روزگار و فقدان اساتید جامع گلایه بردم و عرضه داشتم: «کسی نمانده است که در پرتو عنایت و هدایتش تربیت شویم؛ دیگر از سیدعلی قاضی‌ها و ملاحسینقلی همدانی‌ها اثری نیست و روزگارِ انقطاع فیض فرارسیده است…» پاسخِ حکیمانه و موحدانهٔ آیت‌الله کشمیری، خط بطلانی کشید بر عذرها و توهماتی که سالک علم و عمل را از پویایی بازمیدارد. فرمودند: «آقای حسن‌زاده! خود را فریب ندهید. روزی که پا به حوزه نهادید، عطش و توان شما در تراز مقدمات و صرف و نحو بود؛ آیا دست خالی ماندید و استادی حاضر نشد؟ بود. در آن هنگام نیازی به مدرس سطح عالی و کفایه‌گو نداشتید و تقاضایی نیز محقق نگشته بود؛ گام‌به‌گام که افق ادراکتان ارتقا یافت، اساتید فقه، اصول و معقول یکی پس از دیگری در مسیرتان قرار گرفتند. اگر امروز می‌پندارید هادیِ طریقی چون قاضی نیست، نقص را در خزائن فیض حق مجویید؛ حقیقت آن است که استعدادِ درخور و قابلیتِ حقیقی آن مرتبه هنوز در ما به تمامی بارور نشده است.»
54
3
وقتی کشتی زندگی وارد گرداب می‌شود گاهی در زندگی، دانستن کافی نیست. ممکن است سال‌ها مطالعه کرده باشیم، تجربه اندوخته باشیم و برای هر مسئله‌ای پاسخی آماده داشته باشیم؛ اما ناگهان در موقعیتی قرار بگیریم که هیچ‌یک از محفوظاتمان نجات‌بخش نباشد. آنجا مهارتی دیگر لازم است: توانِ رها شدن، آرام ماندن و دوباره برخاستن. نحویِ داستان مولانا به دانش خود مغرور بود، اما در لحظه طوفان فهمید که زندگی فقط با دانستن قواعد اداره نمی‌شود؛ باید شنا کردن را نیز آموخت. در مسیر زندگی، شکست‌ها، بحران‌ها و روزهای دشوار، همان گرداب‌هایی هستند که حقیقت توانایی ما را آشکار می‌کنند. اگر امروز در گردابی گرفتار شده‌ای، خودت را سرزنش نکن. شاید این پایان راه نباشد؛ شاید فرصتی باشد برای آموختن مهارتی تازه، شناختن توانایی‌های پنهان و کنار گذاشتن غروری که مانع رشدت شده است. گاهی باید از «نحو» عبور کرد و به «محو» رسید؛ یعنی از نمایش دانایی، به تجربه واقعی؛ از ادعا، به عمل؛ از ترس، به اعتماد؛ و از وابستگی به گذشته، به ساختن آینده. به جای اینکه بگویی: «من نمی‌توانم»، بپرس: «چه چیزی را هنوز نیاموخته‌ام؟» هیچ‌کس از ابتدا شناگر نبوده است. هر مهارتی روزی با یک گام کوچک آغاز شده؛ با یک تصمیم، یک تمرین و یک بار دیگر تلاش کردن. پس اگر کشتی زندگی‌ات امروز در تلاطم است، تسلیم نشو. ممکن است همین گرداب، تو را به انسانی قوی‌تر، عمیق‌تر و آگاه‌تر تبدیل کند. **دانش بیاموز، اما مغرور نشو. تلاش کن، اما از شکست نترس. و هرگاه لازم بود، سبک‌تر شو تا زندگی بتواند تو را بر سطح خود نگه دارد.** #انگیزشی #مولانا #مثنوی_معنوی #خودباوری #رشد_فردی #مقابله_با_شکست #تلاش #امید #موفقیت #نحو_محو
53
4
بدون متن...
53
5
منشور یازده‌گانهٔ اذکار: تطبیق احوال سالک با مقتضای توحید این کلام شریف، یازده منزلگاه خطیر از احوال درونی و رخدادهای بیرونی حیات آدمی را با یازده جلوه از اسما و توحید ذات و صفات پیوند می‌زند: 1. لِكُلِّ هَوْلٍ (هراس‌ها و وحشت‌های بنیادین هستی): پاسخ: «لَا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ» هنگامهٔ دهشت‌های حیات، برزخ و قیامت، یگانه پناهگاه عقل و دل، نفی کثرات و شهود وحدت تامهٔ حق است. 2. لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ (تیرگی اندوه‌ها و پریشانی‌های نفسانی): پاسخ: «مَا شَاءَ اللهُ» سکون و آرامش باطن در سایه‌سار تسلیم به مشیت ازلی و علم به اینکه هیچ تدبیری بر مشیت ربوبی سبقت نمی‌گیرد. 3. لِكُلِّ نِعْمَةٍ (مواهب، گشایش‌ها و فیوضات): پاسخ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ» ارجاع هر زیبایی، فضل و کمال به مبدأ فیاض، جهت مصون ماندن از کبر، غفلت و انانیت. 4. لِكُلِّ رَخَاءٍ وَ شِدَّةٍ (آسایش و دشواری‌های روزگار): پاسخ: «الشُّكْرُ لِلَّهِ» نگاه یکسان به قبض و بسط احوال؛ زیرا سالک در هر دو حال، دست تربیت و حکمت مولا را ادراک می‌کند. 5. لِكُلِّ أُعْجُوبَةٍ (رویدادهای شگفت و حیرت‌افزا): پاسخ: «سُبْحَانَ اللهِ» تنزیه حق از عجز و نقص، و بازگرداندن شگفتی‌های عالم امکان به قدرت بی‌منتهای خالق. 6. لِكُلِّ ذَنْبٍ (غبار لغزش‌ها و معاصی): پاسخ: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ» آهنگ بازگشت، شست‌وشوی ظلمت خطا با آب انابه و استمداد از غفاریت پروردگار. 7. لِكُلِّ مُصِيبَةٍ (سوگ‌ها، فوات مآرب و تلخی‌های بلا): پاسخ: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» شهود حقیقت اصیل انتمای وجود؛ نه مالکیتی در میان است و نه بقایی، هرچه هست از اوست و به‌سوی او بازمی‌گردد. 8. لِكُلِّ ضِيقٍ (انسداد راه‌ها، بحران‌ها و تنگناها): پاسخ: «حَسْبِيَ اللهُ» استغنای قلب و ایقان به کفایت تامهٔ الهی آن‌گاه که اسباب ظاهری از کار می‌افتند. 9. لِكُلِّ قَضَاءٍ وَ قَدَرٍ (جریان احکام حتمی و تغییرناپذیر): پاسخ: «تَوَكَّلْتُ عَلَى اللهِ» واگذاری امور به وکیل علی‌الاطلاق، و گذار از دغدغهٔ خودرأیی به وادی امن تفویض. 10. لِكُلِّ عَدُوٍّ (خصومت اهریمن، هواجس نفس و بدخواهان): پاسخ: «اعْتَصَمْتُ بِاللهِ» اعتصام به حبل متین و ورود در دژ تسخیرناپذیر ربوبیت. 1. لِكُلِّ طَاعَةٍ وَ مَعْصِيَةٍ (حرکت در مسیر فرمان و گریز از عصیان): پاسخ: «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ» شهود نهایت فقر وجودی انسان؛ هیچ طاعتی جز با حول الهی ممکن نگردد و هیچ معصیتی جز به قوت و بازداری او دفع نشود. خاتمه و پیام سلوکی مداومت بر این ذکر قویم در قنوت نماز—همان‌گونه که پیر ربانی، مرحوم حداد به شاگردان خویش توصیه می‌فرمود—تنها ادای یک عبارت زبانی نیست؛ بلکه ملکه‌ساختن «توحید در عمل» است. با قرائت این دعا، مؤمن در خلوتگاه قنوت، عهد می‌بندد که در طوفان‌های دهر، لنگر ثبات خویش را جز بر ساحل اسما و صفات حضرت باری نیندازد. • ارجاعات و مآخذ:۱. حسینی طهرانی، سید محمدحسین، روح مجرّد (یادنامهٔ موحد کبیر حاج سید هاشم موسوی حداد)، ص ۵۰۹.۲. قمی، شیخ عباس، مفاتیح‌الجنان (بخش الباقیات الصالحات، باب اول، در اعمال شب و روز، ص ۱۹۷). @almenhaj
87
6
دژ استوار توحید در فراز و نشیب احوال تحلیلی بر دعای مأثور قنوت در سیره و سفارش عارف باللّه، مرحوم حاج سید هاشم موسوی حداد (قدّس‌سرّه) دیباچه: حقیقت ذکر در مقام حضور در بینش ژرف اهل معرفت، «دعا» صرفاً تقاضای برآورده‌شدن حوائج فروتر نیست؛ بلکه سلوک در مراتب قرب، صیقل‌دادن آیینهٔ جان و سامان‌بخشی به احوال گونه‌گون نفس در ساحت ربوبی است. نماز—به‌مثابه معراج مؤمن—کانون تجلی این توحید صِرف است، و «قنوت»، پروازگاه دست‌های تهی به‌سوی غنای مطلق. در سیرهٔ تربیتی سالک الی‌الله، مرحوم حاج سید هاشم حداد (رضوان‌الله‌علیه)، دعایی برای قنوت نمازها مورد تأکید و مداومت قرار گرفته که گویی منشوری جامع از توحید افعالی، صفاتی و ذاتی حق‌تعالی است. این نیایش نورانی—که در مآثر روایی از جمله الباقیات الصالحات و در کتب سلوکی همچون روح مجرّد (ص ۵۰۹) بازتاب یافته—سازوکار باطنی مؤمن را در رویارویی با نشیب و فرازهای دهر رقم می‌زند؛ به‌گونه‌ای که برای هر هراس، تکیه‌گاهی از توحید، و برای هر رخداد، پناهگاهی از حقیقت قرار می‌دهد. متن مصحَّح و اعراب‌گذاری‌شدهٔ دعا «أَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ: لَا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ، وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ: مَا شَاءَ اللهُ، وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ: الْحَمْدُ لِلَّهِ، وَ لِكُلِّ رَخَاءٍ وَ شِدَّةٍ: الشُّكْرُ لِلَّهِ، وَ لِكُلِّ أُعْجُوبَةٍ: سُبْحَانَ اللهِ، وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ: أَسْتَغْفِرُ اللهَ، وَ لِكُلِّ مُصِيبَةٍ: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، وَ لِكُلِّ ضِيقٍ: حَسْبِيَ اللهُ، وَ لِكُلِّ قَضَاءٍ وَ قَدَرٍ: تَوَكَّلْتُ عَلَى اللهِ، وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ: اعْتَصَمْتُ بِاللهِ، وَ لِكُلِّ طَاعَةٍ وَ مَعْصِيَةٍ: لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.» @almenhaj
68
7
🌿 عنوان: «عصاره‌ی شریعت و اکسیرِ طریقت: حقیقتِ حضور» شاید در بادیِ نظر، غایت و مهم‌ترین توصیه‌ی دین را در تکثرِ مناسک، تعمیقِ فقه یا تدوینِ نظام‌های اخلاقی جست‌وجو کنیم؛ اما سالکانِ کوی معرفت و حکیمانِ متأله، تمامیِ این انهار را روانه به سوی یک اقیانوسِ یگانه می‌دانند: «خداوند را در هیچ آنی فراموش مکن.» در محضرِ اهلِ باطن و مکتبِ علامه طباطبایی (قدّس‌سرّه)، دین‌داری پیش از آن‌که مجموعه‌ای از گزاره‌های تکلیفی باشد، کیفیتی است وجودی به نام «حضور دائم»؛ حضوری که در خواب و بیداری، خلوت و جلوت، و در تاروپودِ زیستِ مؤمنانه جاری است. عالم، محضرِ بی‌کرانِ حق است و فراموشیِ حق تعالی، سرآغازِ «خودفراموشی» و هبوطِ انسان در گردابِ اضطراب‌ها و لغزش‌هاست: «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ» (سوره حشر، آیه ۱۹) اگر یاد و نظارتِ حضرتِ دوست در جانِ آدمی ریشه بدواند: ۱. لغزش‌ها رنگ می‌بازند؛ چرا که در محضرِ حاضر، حریم‌شکنی معنا ندارد. ۲. غفلت‌ها زایل می‌شوند؛ زیرا جان پیوسته در مدارِ آگاهی می‌تپد. ۳. نگرانی‌ها و تشویش‌ها فرو می‌نشینند؛ چه آن‌که دل، لنگرگاهِ آرامشِ مطلق گشته است: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (سوره رعد، آیه ۲۸) اسلام بالاتر از این نصیحت و اندرز ندارد: تمامِ شریعت و احکام، مقدمه‌ای است تا انسان به یاد آورد که از کجاست، در کجاست و به سوی که در حرکت است. کلیدواژه‌ها: #علامه_طباطبایی #مکتب_وحی #توحید_شهودی #معرفت_نفس #سیر_و_سلوک #مراقبه #حکمت_متعالیه #آرامش_درونی #ذکر_حق @almenhaj
68
8
🌿 کیمیای توکل در فصل غربت و خذلان خوانشی در آخرین آیه سوره توبه و نگین انگشتری حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) ▫️ مقدمه: مواجهه انسان با تندباد بی‌وفایی‌ها در گذرگاه‌های دشوار زندگی، یکی از جان‌فرساترین آزمون‌های روحی، تجربه تنهایی، گسستن پیوندها و روی‌گردانی کسانی است که روزی بر عهد و همراهی‌شان تکیه شده بود. انسانِ بریده از مبدأ، در چنین بزنگاه‌هایی در مغاک اضطراب و فروپاشی روحی گرفتار می‌آید؛ اما در هندسه معرفتی قرآن کریم، نقطه انقطاع از اسباب، آغاز تابش انوار توحید ناب است. ▫️ ۱. ندای عرش به قلب رسول: آخرین آیه سوره توبه خداوند متعال در پایان سوره مبارکه توبه، پس از ترسیم اوج شفقت و دلسوزی پیامبر خاتم (ص) برای هدایت خلق («لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ…»)، قاعده نهایی مواجهه با ناسپاسی و پشت‌کردن جمیع خلایق را چنین به تصویر می‌کشد: «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ» (توبه / ۱۲۹) «پس اگر روی برتافتند و پشت کردند، بگو: خداوند مرا بس است؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ تنها بر او تکیه کرده‌ام و او پروردگار عرش بزرگ است.» این آیه، صورت‌بندی یک «پناهگاه مطلق» است. ساختار کلام با شرط «فَإِنْ تَوَلَّوْا» گشوده می‌شود تا نشان دهد عیار توکل زمانی آشکار می‌گردد که دست‌های ظاهری کوتاه شود و تمام اسباب عالم به خاموشی بگراید. ▫️ ۲. اضلاع چهارگانه سکینه قلبی در فراز پایانی این آیه، چهار ستون توحیدی پی‌ریزی شده است که مداومت بر آن، طمأنینه و آرامش را در جان مؤمن ریشه‌دار می‌سازد: 1. کفایت تام الهی («حَسْبِيَ اللَّهُ»): اعتراف به این‌که وقتی خالق کائنات با انسان است، نقصان و تنهاییِ ناشی از فقدان خلق بی‌اثر خواهد بود. 2. توحید در کارگزاری هستی («لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ»): نفی تأثیر استقلالی از غیر خدا؛ هیچ‌کس بدون اذن او توان سود یا زیان ندارد. 3. تفویض و اتکای باطنی («عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ»): برون‌سپاری دغدغه‌ها و نگرانی‌های عاجزکننده به کفالت مطلق الهی. 4. تسلط بر کانون تدبیر عالم («وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ»): یادآوری عظمت پروردگاری که فرمانروای مطلق اریکه‌ی هستی است؛ با انتساب به چنین قدرتی، تنگناها کوچک و ناچیز می‌نمایند. ▫️ ۳. جلوه توکل در سیره حسینی: نقش نگین انگشتری پیوند عملی این آیه شریفه را می‌توان در نگین انگشتری موحد کامل، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بازشناخت. • ثقةالاسلام کلینی در کتاب شریف الکافی (ج ۶، ص ۴۷۴) از امام علی بن موسی الرضا (ع) روایت می‌کند که نقش نگین انگشتر امام حسین (ع) عبارت شریف «حَسْبِيَ اللَّهُ» بوده است. • همچنین در روایات معتبر دیگر (نظیر نقل شیخ صدوق در الأمالی و عیون أخبار الرضا)، عبارات «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ» (طلاق/۳) و «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عُدَّةٌ لِلِقَاءِ اللَّهِ» به عنوان نقوش دیگر خاتم آن حضرت ثبت شده است. این عبارات، صرفاً یک زینت نبوده؛ بلکه مانیفستِ معرفتی پیشوایی است که در قتلگاه عاشورا، در میان باران تیر و غربت، در اوج محاصره دنیاپرستان، زمزمه می‌کرد: «إلهی رضاً برضاک، تسلیماً لأمرک، لامعبود سواک یا غیاث المستغیثین…» ▫️ پیام پایانی و توشه راه اگر روزگاری رسید که در مدارِ وفا، جفا دیدید؛ اگر در کارزارهای زندگی با بی‌مهری، تنهایی و بدعهدی مواجه شدید، به جای انکسار و شکوه به خلق، این نسخه قرآنی را تکرار کنید و به حقیقتِ مفاهیم آن پناه ببرید: «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ» کسی که تکیه‌گاهش «ربّ العرش العظیم» باشد، از خذلان و پشت‌کردن ساکنانِ خاک هیچ گزندی نخواهد دید. @safyneh
56
9
سوره صافات
54
10
✨ سفارشی از اهل باطن برای روز جمعه؛ کیمیای سوره «صافات» مرحوم آیت‌الله استاد فاطمی‌نیا (رضوان‌الله‌علیه) با لحنی دلسوزانه و صمیمی می‌فرمودند: «به عنوان برادر دینی‌تون توصیه می‌کنم؛ پدرم ولیّ خدا بود… هرگز به من سخت نمی‌گرفت و نمی‌گفت فلان مستحب رو خوندی یا نه، اما فرمود: سوره صافات را جمعه‌ها برات واجب می‌کنم! گفت بر تو واجب می‌کنم جمعه‌ها بخون؛ خیلی عجیبه، ثروت و برکاتش رو حالا بخونی خودت می‌فهمی…» 📜 پشتوانه روایی این دستورالعمل: این سفارش موکدِ والد عارف ایشان، ریشه در کلام نورانی حضرت امام جعفر صادق (علیه‌السلام) دارد که فرمودند: «مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الصَّافَّاتِ فِي كُلِّ يَوْمِ جُمُعَةٍ: 🔹 لَمْ يَزَلْ مَحْفُوظاً مِنْ كُلِّ آفَةٍ، مَدْفُوعاً عَنْهُ كُلُّ بَلِيَّةٍ فِي حَيَاةِ الدُّنْيَا (پیوسته در زندگی دنیا از هر گزند، آسیب و بلایی مصون و محفوظ است) 🔹 مَرْزُوقاً فِي الدُّنْيَا بِأَوْسَعِ مَا يَكُونُ مِنَ الرِّزْقِ (از وسیع‌ترین و بیشترین اندازه‌ی روزی در دنیا بهره‌مند می‌شود) 🔹 وَلَمْ يُصِبْهُ اللَّهُ فِي مَالِهِ وَلَا وَلَدِهِ وَلَا بَدَنِهِ بِسُوءٍ… (خداوند هرگز به مال، فرزند و تندرستی او از سوی شیاطین و ستمکاران کینه‌توز آسیبی نمی‌رساند) 🔹 وَإِنْ مَاتَ فِي يَوْمِهِ أَوْ فِي لَيْلَتِهِ بَعَثَهُ اللَّهُ شَهِيداً…» (و اگر در آن روز یا شب از دنیا برود، خداوند او را در زمره شهیدان محشور می‌فرماید…) 📚 ثواب الأعمال شیخ صدوق، ص ۱۱۴ 💡 فرصت ناب آدینه: تلاوت سوره مبارکه صافات حدود ۱۰ الی ۱۵ دقیقه زمان می‌برد، اما آثار آن در گشایش وسعت رزق، امنیت حریم خانواده و آرامش دل، تمام طول هفته را بیمه می‌کند. این هدیه قرآنی را در برنامه‌ی جمعه‌های خود قرار دهیم و به عزیزانمان یادآوری کنیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌿 #استاد_فاطمی_نیا #سوره_صافات #اعمال_جمعه #رزق_و_روزی #قرآن_کریم #جمعه
52
11
💡 عقل؛ چراغ راه است، نه خودِ راه! بسیاری گمان می‌کنند «عقل» در برابر «وحی» قرار دارد؛ اما حقیقت این است که عقل سراج (چراغ) است، نه صراط (راه). فرق این دو در چیست؟ 🔹 کار چراغ چیست؟ چراغ فقط نور می‌اندازد تا جلوی پایتان را ببینید؛ می‌گوید: «اینجا چاله است نیفت، آنجا هموار است قدم بگذار.» اما آیا چراغ، مهندس جاده هم هست؟ آیا چراغ می‌تواند بگوید مقصد نهایی کجاست و از کدام بیراهه باید گذشت تا به ابدیت رسید؟ خیر! 🔹 کار عقل و قلمرو وحی: عقل انسان درک می‌کند که باید از خطر گریخت و به دنبال کمال رفت؛ اما عقل هرگز به تنهایی نمی‌تواند بفهمد در تاروپود پنهانِ آفرینش، چه چیزی واقعاً مایه نجات روح است. 👈 این عقل نیست که تعیین می‌کند «ربا چاه هلاکت است و قرض‌الحسنه شاهراه برکت»؛ این مهندسیِ دقیق، کار وحی و هدایت الهی است. 🔹 صراط کیست؟ ما در زیارت امیرالمؤمنین (ع) می‌خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا صِرَاطَ اللَّهِ الْمُسْتَقِیمَ» (سلام بر تو ای راه مستقیم خدا) عقل، چراغ روشنی در دست ماست تا با نور آن، «علی و اولاد علی (ع)» را به عنوان راهنمایان واقعی بشناسیم و پشت سرشان حرکت کنیم؛ نه اینکه عقل جای امام بنشیند و ادعای کشیدن نقشه هدایت کند! خلاصه سخن: عقل، چراغی است برای پیدا کردن راه و راهنما؛ اما خودِ راه و مقصد، وحی و ولایت است. 📚 برگرفته از مباحث درس خارج فقه | ۱۴۰۳/۰۷/۱۷ #معرفت_دینی #عقل_و_وحی #صراط_مستقیم #ولایت #امیرالمؤمنین
57
12
چراغ عقل؛ نه جایگزین صراط عقل در برابر وحی نیست؛ اما عقل نیز به‌تنهایی نیز به‌تنهایی‌گیرد. در منظومهٔ معارف اسلامی، عقل چراغ راه است، نه خودِ راه؛ سراج است، نه صراط. چراغ، کارش روشن‌کردن است؛ نشان می‌دهد کجا راه است و کجا چاه، از چه مسیری باید رفت و از کدام مسیر باید پرهیز کرد. اما چراغ، مهندسِ نقشهٔ عالم نیست و به‌تنهایی نمی‌تواند همهٔ مصالح و مفاسد ظاهری و باطنی، دنیوی و اخروی انسان را کشف کند. عقل می‌فهمد که عدالت نیکوست و ظلم قبیح؛ اما اینکه در پهنهٔ گستردهٔ زندگی، دقیقاً چه چیزی مصداق عدالت است و کدام حکم، ضامن سعادت حقیقی انسان است، در همهٔ موارد از توان مستقل عقل بیرون است. برای نمونه، عقل به‌صورت کلی می‌فهمد که قرض‌دادن برای گره‌گشایی از کار نیازمند، امری پسندیده است؛ اما اینکه قرض‌الحسنه راهِ اقتصادیِ مطلوب و ربا چاهِ تباه‌کنندهٔ زندگی و جامعه است، و حدود و جزئیات این دو چگونه باید تنظیم شود، نیازمند هدایت وحی و تبیین اولیای الهی است. عقل چراغ است؛ چراغ نشان می‌دهد، اما نقشهٔ کامل هدایت را خود پدید نمی‌آورد. از همین‌رو، عقلِ سالم نه در برابر وحی می‌ایستد و نه خود را از آن بی‌نیاز می‌پندارد. یکی از بزرگ‌ترین کارکردهای عقل آن است که ضرورت وحی، نبوت و امامت را دریابد و انسان را به حجت الهی رهنمون شود. عقل، با نور خویش، حقانیت راهنمای الهی را می‌شناسد و سپس در پرتو هدایت او، مسیر سعادت را می‌پیماید. در زیارت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا صِرَاطَ اللَّهِ الْمُسْتَقِیمَ» سلام بر تو، ای صراط مستقیم خداوند. صراط مستقیم، راهی نیست که بشر با حدس و تجربهٔ محدود خویش آن را طراحی کند؛ صراط، راه الهی است که در وحی معرفی شده و در وجود پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل‌بیت علیهم‌السلام تجسّم و تبیین یافته است. بنابراین، عقل چراغی است که باید با آن، صراط الهی را شناخت؛ نه آنکه خود را جایگزین صراط و بی‌نیاز از وحی و ولایت بداند. پس می‌توان گفت: عقل می‌گوید: آنجا راه است، برو؛ آنجا چاه است، نرو. وحی و ولایت می‌گویند: این راه، راهِ سعادت است و آن راه، راهِ هلاکت. عقل، چراغ روشنی است برای دیدن علی و اولاد علی علیهم‌السلام؛ اما کار علی و اولاد علی علیهم‌السلام را انجام نمی‌دهد. چراغ، انسان را به راه می‌رساند؛ ولی راه، حقیقتی است که باید با هدایت الهی پیموده شود. 📚 برگرفته از درس خارج فقه، ۱۷ مهر ۱۴۰۳ #عقل #وحی #ولایت #صراط_مستقیم #امیرالمؤمنین #اهل_بیت عليهم_السلام @almenhaj
57
13
📌 بخش دوم (پست ۲) حریت در ترازوی معرفت (بخش دوم): تلازم آگاهی و آزادی در مکتب عاشورا (ادامه از بخش اول) 🔹 ۳. تلازم بنیادین «معرفت» و «آزادی اندیشه» آزادی، ظرف تحقق انتخاب است؛ اما تا زمانی که با نور «معرفت و آگاهی» پر نشود، انتخاب معناداری رخ نخواهد داد. آزادیِ بدون معرفت، مانند واگذاری سکان کشتی به دست فردی ناآشنا با دریاست؛ رها بودن دست او، عین هلاکت است، نه حریت. بدون بینش، شعار آزادی اندیشه تنها صورتکی توخالی است؛ چرا که اندیشه‌ای که مبانی حقایق هستی را نشناسد، ناخواسته اسیر زنجیرهای نامرئی جهل و القائات باطل خواهد شد: معرفت و کشف حقیقت ⟶ سنجش عقلانی ⟶ انتخاب آگاهانه ⟶ حریت و ثبات‌قدم معرفت و کشف حقیقت⟶سنجش عقلانی⟶انتخاب آگاهانه⟶حریت و ثبات‌قدم 🔹 ۴. عاشورا؛ قله اعلای حریتِ آگاهانه والاترین شاهد تاریخی بر اینکه «آزادی، ثمره مستقیم معرفت است»، سیره حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) در شب عاشوراست. امام (ع) برای نفی هرگونه اکراه، رودربایستی یا تبعیت ناآگاهانه، بیعت را از دوش یاران برداشتند و فرمودند: «…هَذَا اللَّیْلُ قَدْ غَشِیَکُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلاً…» (تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۱۸) «…این تاریکی شب شما را فرا گرفته، پس آن را مَرکب خویش ساخته و بروید…» حضرت با گشودن راه رفتن و تبیین فرجام مسیر (شهادت قطعی)، سطح آگاهی اصحاب را به اوج رساندند تا انتخابشان در کمال اختیار و بصیرت باشد. پاسخ حماسیِ یاران و فداکاری آنان، نه از سر اجبار، بلکه جوشش حریتی ناب بود که از چشمه معرفت سیراب شده بود. نتیجه‌گیری: آزادی، ولنگاری و تسلیم در برابر خواهش‌های نفسانی نیست؛ بلکه آزادی حقیقی، محصول آگاهی، غلبه بر جهل و تسلط بر نفس است. آنجا که آگاهی غایب است، نشانی از آزادی نیست؛ و آنجا که معرفت به کمال برسد، حریت حقیقی شکوفا می‌شود. @almenhaj
72
14
📌 بخش اول (پست ۱) حریت در ترازوی معرفت (بخش اول): مرز میان «رهایی غریزی» و «آزادی آگاهانه» در ادبیات معاصر، واژه «آزادی» از پربسامدترین و در عین حال تحریف‌شده‌ترین مفاهیم است. تقلیل آزادی به «فقدان مانع بیرونی جهت ارضای بی‌قیدوشرط امیال و هرزه‌گرایی»، خطای فاحشی است که این موهبت الهی را از ساحت قدسیِ «اختیار انسانی» به ورطه «ولنگاری حیوانی» تنزل می‌دهد. 🔹 ۱. تفکیک رهایی غریزی از آزادی انسانی اگر معیار آزادی صرفاً «رفتار بر اساس میل بدون مانع بیرونی» باشد، بی‌شک حیوانات آزادترین موجوداتند؛ چرا که بدون قید عقل و اخلاق، به اقتضای کشش‌های زیستی رفتار می‌کنند. اما در حکمت اسلامی، رفتار غریزیِ مهارنشده نشانگر حریت نیست؛ بلکه انقیاد و اسارت اراده در برابر کشش‌های کور حیوانی است. انسانی که به نام آزادی دنباله‌رو هر هوسی می‌شود، بنده نفس خویش است؛ چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: ﴿أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ…﴾ (جاثیه: ۲۳) «آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده است؟» 🔹 ۲. قدرت بر امتناع؛ جوهره اختیار حقیقی در فلسفه فعل، حقیقت «اختیار» تنها در توانایی انجام یک کار خلاصه نمی‌شود، بلکه رکن رکین آن، «قدرت بر امتناع و مهار خویشتن»است. حیوان توان مخالفت با کشش‌های درونی خود را ندارد؛ اما انسان صاحب‌معرفت با وجود کشش درونی و نبود مانع بیرونی، به حکم عقل و شریعت «نه» می‌گوید. امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) حقیقت آزادی را در همین تسلط بر نفس دانسته و می‌فرمایند: «مَنْ تَرَکَ الشَّهَوَاتِ کَانَ حُرّاً» (بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۲۳۸) «هر که تمایلات نفسانی و شهوات را واگذارد، آزادمرد است.» (ادامه در بخش دوم) @almenhaj
70
15
بدون متن...
67
16
انتخاب در بستر کمال حریت: اصحاب با تکیه بر معرفت شهودی و عقلی به مقام ولایت و حقیقت هستی، با پای خود ماندن و فداکاری را برگزیدند. پاسخ حبیب‌بن‌مظاهر، مسلم‌بن‌عوسجه و زهیربن‌قین، نه از سر اجبار، بلکه جوشش حریتی بود که از چشمه معرفت سیراب شده بود. نتیجه‌گیری آزادی، انقطاع از اصول، هرزه‌گرایی و تسلیم در برابر خواهش‌های نفسانی نیست؛ بلکه آزادی حقیقی، محصول آگاهی، تسلط بر نفس و رهایی از بند جهل و شهوت است. آنجا که آگاهی غایب است، نشانی از آزادی نیست؛ و آنجا که معرفت به کمال برسد، والاترین درجات حریت و کرامت انسانی تجلی خواهد یافت
1
17
حریت در ترازوی معرفت؛ بازخوانی مرز میان «رهایی غریزی» و «آزادی آگاهانه» مقدمه: بحران معناشناختی آزادی در عصر حاضر در ادبیات معاصر، واژه «آزادی» از پربسامدترین و در عین حال تحریف‌شده‌ترین مفاهیم بشری است. تقلیل این موهبت وجودی به «فقدان مانع بیرونی جهت ارضای بی‌قیدوشرط امیال و غرایز»، خطای فاحشی است که آزادی را از ساحت قدسیِ «اختیار انسانی» به ورطه «ولنگاری حیوانی» تنزل می‌دهد. این نوشتار در پی تبیین این حقیقت است که آزادی اصیل، امری مقوم به «آگاهی و معرفت» است و غایت آن، نه رهایی از حدود عقل و شریعت، بلکه رهایی انسان از اسارت‌های درونی و وصول به حریت حقیقی است. ۱. تفکیک رهایی غریزی از آزادی انسانی اگر معیار آزادی صرفاً «عمل بر اساس میل بدون مانع بیرونی» باشد، بی‌شک حیوانات در رهاسازی غرایز خود آزادترین موجوداتند؛ چرا که بدون التزام به هنجار، قانون و مهار درونی، به اقتضای کشش‌های زیستی رفتار می‌کنند. اما از منظر حکمت اسلامی و انسان‌شناسی توحیدی: • اسارت درونی در پوشش رهایی بیرونی: رفتار غریزیِ مهارنشده، نشانگر حریت نیست؛ بلکه حاکی از انقیاد محض و مقهور بودن اراده در برابر کشش‌های کور حیوانی است. • انسانی که عقل و آگاهی را تعطیل کرده و به دنبال ارضای بی‌پایان امیال و هرزه‌گرایی می‌رود، در حقیقت «مختار» نیست، بلکه بنده هوای خویش است. قرآن کریم این اسارت فکری و رفتاری را با بیانی عمیق به تصویر می‌کشد: ﴿أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ﴾ (سوره جاثیه، آیه ۲۳) از این رو، تمایلات مهارنشده، نمود بردگیِ نفس است، نه جلوه آزادی. ۲. قدرت بر امتناع؛ جوهره اراده و اختیار حقیقی در تبیین فلسفه فعل، حقیقت «اختیار» صرفاً در توانایی انجام یک کار خلاصه نمی‌شود، بلکه رکن رکین و تمایزبخش آن، «قدرت بر امتناع و خودداری» است. • موجود فاقد عقل در برابر کشش‌های درونی توان مخالفت ندارد. • انسانِ صاحب‌معرفت کسی است که اسباب انجام یک فعل و میل به آن در او حاضر است، اما به حکم عقل، شریعت و آگاهی، به خواسته نفس «نه» می‌گوید. امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در کلامی نغز، ریشه آزادی را در همین تسلط بر تمایلات درونی دانسته و می‌فرمایند: «مَنْ تَرَکَ الشَّهَوَاتِ کَانَ حُرّاً» (آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، حدیث ۷۹5۴؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۲۳۸) — هر که شهوات و تمایلات نفسانی را واگذارد، آزادمرد است. بنابراین، «خویشتن‌داری آگاهانه» (تقوا) اوج اقتدار اراده و تجلی آزادی است، نه انفعال در برابر غریزه. ۳. تلازم بنیادینِ «معرفت» و «آزادی اندیشه» آزادی، ظرف تحقق انتخاب است؛ اما تا زمانی که مظروف آن با نور «معرفت و آگاهی» پر نشود، انتخابِ معناداری رخ نخواهد داد. آزادیِ بدون معرفت، مانند واگذاری سکان کشتی به دست فردی ناآگاه در دل طوفان است؛ رها بودن دست او، عین هلاکت است، نه حریت. آزادی راستین فرآیندی چهارمرحله‌ای است: معرفت و کشف حقیقت ⟶ سنجش در ترازوی عقل ⟶ انتخاب آگاهانه ⟶ ایستادگی بر سر حقیقت معرفت و کشف حقیقت⟶سنجش در ترازوی عقل⟶انتخاب آگاهانه⟶ایستادگی بر سر حقیقت بدون بینش و معرفت، ادعای آزادی اندیشه، تنها شعاری تهی از محتواست؛ چرا که اندیشه‌ای که مبانی و حقایق هستی را نشناسد، ناخواسته بازتولیدکننده القائات باطل و زنجیرهای نامرئی جهل خواهد بود. ۴. جلوه اعلای حریتِ آگاهانه در مکتب عاشورا والاترین شاهد تاریخی برای اثبات اینکه «آزادی نتیجه و ثمره معرفت است»، واقعه عاشورا و سیره حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) است. امام حسین (ع) در شب عاشورا، بیعت ظاهری را از دوش اصحاب برداشتند تا کوچک‌ترین شائبه‌ای از اکراه، رودربایستی، ناآگاهی یا اجبار اجتماعی در همراهی وجود نداشته باشد و فرمودند: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَلَا خَیْراً مِنْ أَصْحَابِی… أَلَا وَإِنِّی قَدْ أَذِنْتُ لَکُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِیعاً فِی حِلٍّ، لَیْسَ عَلَیْکُمْ مِنِّی ذِمَامٌ، هَذَا اللَّیْلُ قَدْ غَشِیَکُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلاً…» (طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج ۱، ص ۴۵۴؛ طبری، تاریخ الأمم والملوک، ج ۵، ص ۴۱۸) «…آگاه باشید که من به همه شما اجازه رفتن دادم؛ پس همگی در آسودگی بروید که هیچ تعهدی از سوی من بر عهده شما نیست. این تاریکی شب شما را فرا گرفته، پس آن را مَرکب خویش ساخته و بروید…» در این مشهد تاریخی: 1. نفی تحمیل بیرونی: حضرت مسیر رفتن را کاملاً باز می‌گذارند. 2. ارتقای معرفت: فرجام مسیر (شهادت قطعی) را شفاف می‌سازند تا تصمیم‌گیری در اوج بصیرت رخ دهد. 3.
1
18
پارادایم عزّتِ نفس و دکترینِ استغنا در سیرهٔ علوی این پژوهش با تمرکز بر مفهوم عزّت، کرامت انسانی و حاجت‌خواهی، نشان می‌دهد که در منظومهٔ اخلاقی اهل‌بیت(ع)، مراجعه به دیگران تنها هنگامی مطلوب است که با حفظ استقلال، مروّت و حرمت انسان همراه باشد. محورهای مقاله: تحلیل حکمت ۶۶ نهج‌البلاغه؛ تبیین اصل «أَکْرِمْ نَفْسَکَ عَنْ کُلِّ دَنِیَّةٍ»؛ بررسی معیارهای «اهل»؛ نقد سندی و مضمونی روایات مرتبط؛ ارائهٔ الگوی «اقتصاد عزّت» در حاجت‌خواهی. @almenhaj
80
19
🎙 پادکست ۳۳۳ | پارادایم عزّت نفس در سیرهٔ علوی آیا برای رسیدن به یک نیاز، باید عزّت خود را هزینه کنیم؟ امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرماید: **«فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْل> نرسیدن به حاجت، آسان‌تر از خواستن آن از نااهل است؛ زیرا هیچ منفعتی ارزش شکستن کرامت انسان را ندارد. 🎧 شنیدن این اپیزود، نگاهی است به نسبتِ نیاز، عزّت نفس و استغنا در مکتب علوی. #پادکست_پژوهشی #سیره_علوی #عزت_نفس #نهج_البلاغه #کرامت_انسانی @almenhaj
79
20
بدون متن...
79