شاید در جهانی دگر.
رفتن به کانال در Telegram
شاید یه جهان دیگه واسه اینکه این جهان زندگی نکردیم وجود داشته باشه. https://t.me/the404bot?start=22d6ba3a87
نمایش بیشتر1 252
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
1 253
امروز یکی از عزیزانم گفت که من همیشه فکر میکردم سی سالگی بمیرم یا باید مرده باشم، ولی باورت میشه از وقتی عاشق شدم از مرگ هم میترسم؟:)))
و عشق واقعا همینه. اینکه از به قدر کافی زندگی نکردن با معشوقت بترسی...
1 253
Repost from N/a
I guess I just feel like
Noboy's honest, nobody's true
Everyone's lying, to make it on through
I guess I just feel like;
Im the same way too
1 253
تمام شب را راه رفتم و به تو فکر کردم. بعد هم خسته شدم و کناری نشستم و باز هم در مغزم راه رفتم و به تو فکر کردم. و آنگاه که از هر گونه فعالیتی روانی و جسمانی خسته شدم، باز هم فقط به تو فکر کردم.
و تو؟ تو احتمالا خواب بودی.
1 253
آنها که آمده بودند از غم ما بکاهند،
غم بیشتری به ما هدیه دادند عزیز من.
-ازجاییبرداشتهشده
1 253
هیچجا بهم احساس خونه بودن رو نمیده. یک انسان چجوری میتونه در همهی مکانها و زمانها انقدر غریب باشه؟
1 253
نمیدونم چه اجباریه که میخواید آدمهارو مجبور کنید از تنهاییشون لذت ببرن. مشکل اجتماع و اجتماعی بودن چی بود؟:)))))
1 253
یک چیزی که شدیدا امروزه میبینم سرکوب تمام نیازها و عواطفه فقط برای اینکه احساس ضعف نکنیم، قوی به نظر بیایم و یا آسیب نبینیم. واقعا چرا فکر میکنیم نیازمند بودن نشاندهندهی ضعف ماست؟ چرا باید انقدر از احساسات خودمون بترسیم؟
1 253
جدنی احساس میکنم تنها باقیمانده در جهانم که بعد از از دست دادن آدمها جای خالیشون رو به شدت احساس میکنم. انگار که بقیه خیلی راحت با نبودن آدمها کنار میان یا عدم حضورشون رو انکار میکنن.
1 253
غمانگیزه ولی شاید باید بپذیرم که قرار نیست هیچوقت عمیقا دوست داشته بشم، قرار نیست در موردم کنجکاوی شه، قرار نیست واقعا حمایت بشم و به طور کلی، گویا تمام احساسات لطیف انسانی قرار نیست نصیبم شه.
1 253
چه رنجی بزرگتر از اینکه اونطوری که دلت میخواد نمیتونی به عزیزان و اطرافیانت کمک کنی...؟
1 253
Repost from دویستوچند تکه استخوان.
آدمیزاد نمیمیرد تا زمانی که در یاد کسی باشد، زمانی میمیرد که در یاد و قلب کسی نباشد.
