کارگاه دیالکتیک
رفتن به کانال در Telegram
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود. درباره ی ما: https://kaargaah.net/?page_id=2 نشانی تماس کارگاه: info@kaargaah.net ارتباط با ادمین: @Nimmous
نمایش بیشتر1 345
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
+1530 روز
آرشیو پست ها
1 344
چرا به یک آنتیمیلیتاریسمِ جدید نیاز داریم؟
بیانیهای از گروه چپ مداخلهگر – شاخهی فرانکفورت
ND-Journalismus Von Links
April 26 , 2026
ترجمه: متین شریفی
کارگاه دیالکتیک | ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
فرازی از متن: 👇🏾
با وقوع هر جنگ، همواره صداهای دعوت به همبستگی با دولتها بلند میشوند؛ اما جریانهای چپ باید از تندادن به این منطق سر باز بزنند.
برای ما این اصل همچنان پابرجاست: خطِ اصلیِ منازعه نه میان دولتها و بلوکهای ژئوپولیتیکی، بلکه در جایی دیگر امتداد مییابد. این خط، بهگونهای متناقض و همواره محلِ کشاکش، میان فرودستان و فرادستان قرار دارد؛ میان آنان که زندگی را میآفرینند و از آن پاسداری میکنند، و آنان که از استثمار، تحقیر، سلبِ مالکیت و سرکوبِِ آن سود میبرند.
جنگْ ابزار تازهای در ساماندهیِ منازعات میان قدرتها نیست؛ بلکه همواره وسیلهای بوده است در دستِ قدرتمندان، حاکمان و صاحبانِ امتیاز (یا آنان که سودای چنین جایگاهی را دارند) تا بر کسانی که در برابرشان مقاومت میکنند، سلطه بیابند. جنگ از دیرباز در خدمتِ کلانشهرهای مسلط (متروپلها) بوده است تا برتریِ خود را در ساختار جهانیِ قدرت و تولید، در برابر جوامع پیرامونی، تثبیت کنند. جنگ رادیکالترین شکلِ سرکوب است. اما اگر جنگهای کنونی، از این حیث، در امتداد مستقیمِ همان جنگهای امپریالیستی–سرمایهدارانهی گذشته قرار میگیرند، پس چرا اکنون به یک جنبش جدید ضدجنگ (آنتیمیلیتاریسمِ نوین) نیاز داریم؟
[....]
«رژیمِ جنگی» در همهچیز و همهجا رسوخ میکند؛ هم جامعه و هم افراد، در درونِ این رژیم شکل مییابند، با آن سازگار میشوند، و از آنها انتظار میرود که با آن موافقت کرده و داوطلبانه مطیعِ آن گردند. فضای عملِ این رژیم تنها جبهههای جنگ نیست، بلکه زندگیِ روزمره، محیطهای کاری و روابطِ ما را نیز در بر میگیرد؛ حتی اگر هزاران کیلومتر از خطِ مقدم فاصله داشته باشیم.
اگر این گزاره درست باشد که «رژیمِ جنگی» شرایطی را ساختاربندی میکند که مبارزاتِ اجتماعی در درونِ آنها جریان مییابند، در آن صورت استراتژی ضدجنگ (آنتیمیلیتاریسم) نباید صرفاً در حد یک صورتبندیِ نظری باقی بماند، بلکه باید به کنش و پراکسیس بدل شود. با این حال، مقصودِ ما بههیچوجه این نیست که مسالهی جنگ، تنها مسالهی تعیینکنندهی زمانهی ماست و یا اینکه همه باید صرفاً بر آنتیمیلیتاریسم تمرکز کنند؛ بلکه معتقدیم که باید مبارزاتمان را در تمامی عرصههای اجتماعی و سیاسی، بهسان مبارزاتی ضدِجنگ پیش ببریم. چرا که «رژیمِ جنگی» نهتنها در کلِ جامعه رسوخ میکند، بلکه هجمهایست علیه تمامِی آنچه تا کنون ازطریق مبارزات جمعی بهدست آمده است. ضرورتِ جنبش ضدجنگ از اینجا برمیآید.
ما بر این باوریم که مخالفت با جنگ میتواند به «نقطهی تبلورِ» مخالفت با همان مناسباتی بدل شود که جنگ را پدید میآورند. یک جنبشِ ضدجنگ نباید جنبشی محدود به یک حوزهی خاص باشد، بلکه در مواجهه با حادشدنِ شرایط در ذیلِ «رژیمِ جنگی»، میتواند به «جنبشِ جنبشها» بدل گردد.
[....]
لینک مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1666
-------------------
#نه_به_جنگ
#رژیم_جهانی_جنگ
-------------------
@kdialectic
1 344
Repost from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
رژه با نماد ساواک زیر پرچم آزادی: نوستالژیِ عظمت، بازتولید اقتدار، ستایش زندان، توجیه شکنجه و عادیسازی خشونت دولتی
در ادامه بخوانید
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
1 344
Repost from دكتر نورايمان قهاري، روانشناس
رژه با نماد ساواک زیر پرچم آزادی: نوستالژیِ عظمت، بازتولید اقتدار، ستایش زندان، توجیه شکنجه و عادیسازی خشونت دولتی
در ادامه بخوانید
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
https://t.me/drnourimanghahary
1 344
Repost from Radio Zamaneh
مقاومت علیه جامعه: چپ محور مقاومت و مصادره زبان رهایی
سیاوش شهابی ـ چپِ موسوم به «محور مقاومت» نه یک پروژه رهاییبخش، بلکه ترجمهای از منطق دولت امنیتی به زبان ضدامپریالیسم است. اما سیاست رهایی بخش پافشاری بر این است که میتوان همزمان با بمباران، تحریم، استعمار و اشغال مخالفت کرد و با دولت امنیتی، سرمایه رانتی، سرکوب زنان، سرکوب کارگران، اعدام، زندان، شکنجه، بنیادگرایی و نظامیگری نیز مرزبندی داشت. این دو موضع رقیب هم نیستند؛ شرط یکدیگرند.
https://www.radiozamaneh.com/888285/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
1 344
Repost from Radio Zamaneh
گاردین: ایران اعدام زندانیان را تقریباً روزانه و در سکوت خبری انجام میدهد
گروههای حقوق بشری میگویند خانوادهها برای سکوت تحت فشار قرار میگیرند؛ دستکم ۲۴ اعدام از ماه مارس (اسفند) تاکنون، همزمان با قطع اینترنت در ایران، گزارش شده است.
https://www.radiozamaneh.com/888459/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
1 344
Repost from Roud Media Collective
فایل پیدیاف ☝️🏿
رهایی پرولتاریا از جهنم جنگ
بیانیهی کلکتیو رود برای اول ماه مه ۱۴۰۵
-------------------------
@roudcollective
1 344
https://tinyurl.com/2w33dzcb
اعدام و جنگ: همبستگی استبداد و امپریالیسم علیه زندگی
کارگاه دیالکتیک
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
خبر: «چهار معترض دیماه ۱۴۰۴، محمدرضا مجیدیاصل، بیتا همتی، بهروز زمانینژاد و کوروش زمانینژاد، به اتهام جاسوسی و همکاری با گروههای تروریستی به اعدام و مصادره اموال محکوم شدند. این احکام بر اساس قانون جدیدِ مصوب در مهر ۱۴۰۴ صادر شده است. همچنین تاکنون دستکم ۳۰ معترض دیگر نیز به اعدام محکوم شدهاند». (پایان خبر)
در روزهایی که نمایشهای خیابانی جمهوری اسلامی با درونمایههای جنگطلبانه و نئوفاشیستی اوج گرفتهاند (پروپاگاندای جنگی جمهوری اسلامی شباهتهای بارزی با شیوههای روغنکاری ماشین جنگی فاشیسم دارد). روند اعدام زندانیان سیاسی و دستگیرشدگانِ اعتراضاتِ تودهای نیز ضرباهنگی کمابیش روزانه یافته است و در کنار آن صدور احکام اعدام هم شتاب گرفته است (ازجمله حکم اعدام برای سه کودک ۱۷ و ۱۸ ساله احسان حسینیپور حصارلو، متین محمدی و عرفان امیری). دستگاه قضایی جمهوری اسلامی همواره بازوی مکمل کشتارهای خیابانی و سازوکارهای سرکوب و ارعاب از سوی نهادهای امنیتی بوده است. با اینحال، در پاسخ به شرایط جنگی حاضر، رئیس قوهی قضائیه رسما و مکررا آمادگی این نهاد برای اولویتدادن به سرکوب مخالفان را اعلام کرد که معنای سرراست آن چنین است: تحویلگرفتن متهمان از نهادهای امنیتی برای صدور و اجرای حکم اعدام. بخشی از ثمرات این همکاری فشرده، رشد شمار اعدامها با اتهامات سیاسی بوده است.
درنگی کنیم بر برخی دلالتهای این اخبار هولناک:
۱) ماشین جنگْ چرخدندههای ماشین اعدام را روغنکاری کرده است. قوای امپریالیستی مهاجم، ازطریق تسهیل نظامیتر شدنِ ساختار قدرت در ایران، و گسترش و تثبیت «وضعیت اضطراری»، سویهی مردمستیز نظام استبدادیِ حاکم را تقویت کردهاند.
۲) اینکه در جمهوری اسلامیِ پسا-خامنهای (پدر) نیز قتلِ اعدام/قتلِ مخالفان سیاسی و «ناشهروندان» بهسان رویهای عادی و قانونی ادامه یافته است، نشان میدهد که خامنهای صرفا یکی از معماران ساختاری بود که تداوم حیاتش (از مدتها پیش) وابسته به حیاتِ خود او نبوده است. همین است که توطئهی نظامی قتل خامنهای ضربهای به نظام اسلامی وارد نکرد، بلکه به بازساختاربندی نظام سیاسی منجر شد.؛ با نقشآفرینیِ لایههای تازهنفسِ معمارانِ قدرت.
۳) اینکه جمهوری اسلامیِ جدید کماکان اعدام میکند، حاکی از آن است که کماکان به کارکردهای پیشین ماشین اعدام نیاز دارد. جمهوری اسلامی همزمان که با خصم خارجیاش میجنگد از این مساله غافل نیست که دشمن بزرگتری هم در داخل دارد. یعنی حاکمان واقفند که بقای قدرتشان وابسته به پیشبرد جنگهای همزمان در دو جبههی متفاوت است.
۴) واقعیت اعدامهای کنونی (برای ارعاب و مهار «دشمن داخلیِ» نظام) با این واقعیت که جمهوری اسلامی شیوههای جنگ با دشمن خارجیاش را مستقل از پیامدها و هزینههای فاجعهبارش برای مردمان ایران انتخاب میکند، پیوندی راهبردی دارد که همانا اولویت مطلق بقای نظام است؛ اولویتی که تنها بر پایهی منظر و منافع حاکمان تعیین شده است و داربست ایدئولوژیک خاص خود را دارد.
۵) (تشدید) اعدامهای دولتی و پافشاری بر سیاستهای جنگطلبانه به هزینهی جان و زندگی و معیشت فرودستان، پدیدههای خویشاوندی هستند که سرشت مرگبنیاد جمهوری اسلامی را متجلی میسازند. ترجمان عینی مرگبنیادی این نظام، بیارزشبودنِ جان انسانها (ناشهروندان جغرافیای ایران) در برابر اصل بقاء و ماندگاری نظام است. منطق سیاسی برآمده از این اصل، فینفسه از جنس همان منطقی است که برای پیروزی در جنگ به بمباران فرشی (carpet bombing) روی میآورد و حتی ابایی ندارد که مردمان قلمرو ایران را به عصر حجر بازگرداند.
ادامهی مطلب 👇🏾
------------------
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#علیه_جنگ
#علیه_استبداد_امپریالیستی
--------------------
@kdialectic
1 344
Repost from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
⭕️ سیاستهای ظالمانه و ضد حقوق بشری حاکمیت ذیل عنوان «آرایش جنگی» را محکوم میکنیم.
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۶ زندان مختلف در هفته صدوهجدهم
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در صدوهجدهمین هفته با خانواده زندانیان اعدامهای اخیر ابراز همدردی میکند و به جانباختگان راه آزادی و برابری درود میفرستد.
طی هفته گذشته سه زندانی سیاسی قیام دی ماه ۴۰۴ با اسامی امیرعلی میرجعفری از تهران، عرفان کیانی از اصفهان و عامر رامش اهل سیستان و بلوچستان در روند قضایی ناعادلانه اعدام شدند و پیکر دو تن از آنان به خانوادههایشان تحویل داده نشد. بیشک سیاست ناپدیدسازی قهری که حکومت در پیش گرفته مصداق جنایت علیه بشریت است.
در اقدام ضد انسانی دیگر حکومت دو زندانی دیگر را به اتهام جاسوسی به نامهای مهدی فرید و سلطانعلی شیرزادی به دار آویخت.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اخیراً مطلع شده است که در زندانهای مختلف، زندانیان سیاسی و بازداشتیهای اخیر را بیپروا مورد ضرب و جرح و شکنجه و هتک حرمت قرار میدهند. شکنجهگران با تراشیدن موی سر، فحاشی و هتاکی میکوشند زندانیان را تحقیر کنند این رفتار وقیحانه غیر انسانی حتی هنگام بردن زندانیان به پای چوبهی دار به مراتب بدتر است.
ما آگاهیم که دستور مقامات ارشد استبداد دینی حاکم مبتنی بر «آرایش جنگی» دست دستگاه قضائی را برای تضییع حقوق بازداشتشدگان اعتراضات دیماه و جنگ اخیر بیشتر باز گذاشته است و این به معنای نادیده گرفتن تمامی حقوق قانونی آنان و صدور احکام سنگین بدون دادرسی عادلانه و منصفانه زندانیان است.
حکومت نامشروع ولایت فقیه از ترس قیام و اعتراضات مردمی با مصادره کوچه و خیابانهای شهرها و ایجاد رعب و وحشت در جامعه و همچنین اعدامهای روزانه در زندانها نشان داده که در حقیقت دشمن اصلی خود را مردم میداند نه هیچ کشور خارجی دیگر. بنابراین بسیار مهم و ضروری است که در این روزهای پر التهاب و سرنوشتساز مردم آزادیخواه ایران و تمامی فعالان و مدافعان «نه به اعدام» در مقابله با سرکوبهای حکومت سکوت نکنند و صدای اسیران در زندان و محکومان به اعدام باشند و در خاموشی اینترنت در ایران، جامعه بینالملل و سازمانها و نهادهای حقوق بشری نیز بیش از همیشه به موضوع سرکوب و اعدام باید توجه نمایند و به هر شکل ممکن حکومت ایران را تحت فشار قرار دهند و کمیته حقیقتیاب سازمان ملل نسبت به بازدید از بازداشتگاهها و زندانیان و زندانهای ایران اقدام جدی به عمل آورند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن محکومیت این سیاستهای ضد مردمی مستبدانه در هفته صدوهجدهم روز سهشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین ، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز ، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبد کاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته ۱۱۸
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
1 344
دربارهی افق و استراتژی چپ در مواجهه با جنگ -
نقد یک دیدگاه
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک
۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
مقدمه:
در یکی از برنامههای اخیر «تلویزیون جنبش» سه کنشگر سیاسیِ دیاسپورا (عاطفه رنگریز، سعید صالحینیا و حمید مافی) حول مسالهی جنگ گفتگو/مناظره کردند. با نظر به شرایط هولناک جاری و آتی، روشن است که موضوع این گفتگو برای نیروهای چپ اهمیتی حیاتی دارد؛ خصوصا که تاکنون مواجههی طیف چپ (بهویژه چپ ایران) با فاجعهی جنگ بسیار پراکنده و بیرمق، و خود محملی برای مناقشه و واگرایی بوده است. با توجه به این بافتارِ حی و حاضر، بهانهی نوشتن این یادداشت نقد رویکرد یکی از حاضران در این گفتگو (حمید مافی) است، چون مثال بارزیست از رویکردی که در نوشتهی آخرم دربارهی (نا)جنبش ضدجنگ مورد نقد قرار دادم. پرسش کلی این است که چگونه بهرغم اشتراکات زیاد نیروهای چپ در مبانی فکری و دغدغهمندیهای انسانی–سیاسی، نهایتا رویکردهای متفاوتی برای مواجهه با این جنگ رقم خوردهاند. در امتداد آنچه در آن متن بهتفصیل نشان دادم، در این یادداشت، با ارجاع به دیدگاههای مشخص طرحشده در این مناظره (از جانب مافی)، میکوشم به اختصار نشان دهم که تفاوت در چه پیشفرضها و انتخابهای روششناسانهای به واگراییِ رویکردهای مواجهه با جنگ منجر شدهاند. از آنجا که حمید مافی، بهسان نمایندهای از گرایش مورد نقد در آن متن، به شرح و توضیح دیدگاهش در فضای عمومی پرداخته است، از تکرار نام وی در این متن انتقادی گریزی نیست. با این حال، این شیوهی ناخوشایند بههیچ رو سویهی شخصی ندارد4، بلکه صرفا تمهیدیست برای سهولت ارجاع به آن گرایش مشخص. ضمنا، چون خوانش من از سخنان مافی ممکن است خوانشی نارسا (و بهرغم میل من، در مواردی سوگیرانه) باشد، از خوانندگان این متن تقاضا میکنم که پیش از ادامهی خواندن، آن گفتگو را ببینند/بشنوند تا بتوانند داوری مستقل و منصفانهتری دربارهی رویکرد وی و نقد پیش رو داشته باشند. در ادامه – از دید خودم – برخی نارساییها و تناقضات در استدلالهای مافی را در بندهای مجزا برمی شمارم و به بوتهی نقد قرار میسپارم.
----------------
لینک دسترسی به مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک 👇🏾:
https://kaargaah.net/?p=1654
-----------------
@kdialectic
1 344
قرابتی وجود دارد میان تغییر نام وزارت دفاع آمریکا به «وزارت جنگ» و پیشنهاد تغییر نام خیابان آزادی (در تهران) به «شهید امام خامنهای».
هر دو از ورود به عصر تازهای خبر میدهند که مشخصهی آن عادیسازیِ جنگ و اقتدارگرایی است. مساله فهم پیوند درونیِ این مانورهای ظاهرا بیربط ست.
۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
------------------
@kdialectic
1 344
Repost from Radio Zamaneh
چهل روز زندگی در سایه جنگی که مال «ما» نیست
میگفت: «دنیاهای موازی» را قبول داری؟ تلویزیون ایران را بزنی، ایران پیروز شده و آمریکا و اسرائیل شکست خورده. کانال را عوض کن، بزن «اینترنشنال»: چیزی نمانده تا برگشت «شازده»، جمهوری اسلامی شکست خورده است. هوراها و شادیهای مردمی که زیر پرچم اسرائیل، به زبان فارسی از «عمو ترامپ» و «بیبی» تشکر میکنند که بمبهایی را بر سر ما ریخته و ازشان میخواهند که باز هم بزنند.. اما ورای این دو روایت، دنیای سومی هم هست: دنیای ما مردم؛ زیر بمباران، زخمی و بیپناه، قربانی هر دو طرف. صدایی نداریم و فقط زنده ماندن، آزادی و صلح را میخواهیم.
https://www.radiozamaneh.com/886893/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
1 344
Repost from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
ادامه متن بیانیه
ما از تمام فعالان حقوق بشری، صنفی، مدنی، سیاسی و هرکس که مخالف اعدام است میخواهیم در شرایط اختناقی که حکومت خیابانها را به گروگان گرفته و حکومت نظامی ایجاد کرده مرعوب نشوند و جهت مقابله با این سرکوبها و صفهای طویل اعدام به هر شکل ممکن اعتراض کنند. بیشک آینده از آن کسانی که بهای آزادی را پرداختهاند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با گرامیداشت یاد این سربداران، روز سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵ در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل ، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته ۱۱۷
سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
1 344
Repost from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان مختلف
با گرامی داشت یاد ۱۲ زندانی سیاسی اعدام شده
بعد از ۵۲ روز قطعی دیجیتال و اینترنت و بیخبری که اکنون بطور نسبی باز شده است، این بیانیه را رو به مردم شریف ایران مینویسیم.
در حالی صدوهفدهمین هفته کارزار «نه به اعدام» را برگزار میکنیم که روز گذشته حکومت قاتل حاکم بر ایران دو تن دیگر از زندانیان سیاسی حامد ولیدی و محمد معصومشاهی را اعدام کرد.
حکومت اعدامی که از احساسات و خشم عمومی نسبت به این اعدامها نگران است، مذبوحانه تلاش میکند این زندانیان و دیگر بازداشتیها و اعدامیهای اخیر را به جاسوسی و ارتباط با اسرائیل متهم کند تا اعدامهای خود را در شرایط جنگی توجیه نماید. اما این اتهامات واهی علیه مردان و زنان دلاوری که هیچ هدفی جز برابری، آزادی و استقلال ایران و ایرانی ندارند و از همه چیز خود در این راه گذشتهاند، بهطور مضاعف نفرت عمومی را بر میانگیزد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ابتدای سال ۱۴۰۵ نیز با یک جنایت دیگر توسط حکومت اعدامی مواجه شد که در آن شش تن از اعضای خود را با نامهای وحید بنی عامریان، پویا قبادی، شاهرخ (اکبر) دانشورکار، بابک علیپور، محمد تقوی و ابوالحسن منتظر را در هفته صدوپانزدهم از دست داد.
در شب ۹ فروردین سال جاری دهها تن از سرکوبگران زندان قزلحصار به سرکردگی اشکان کمالی، حسن قبادی و قاسم صحرایی، شبانه به صورت وحشیانه و غیرانسانی به بند زندانیان سیاسی واحد ۴ زندان قزلحصار یورش بردند و با ضرب و شتم شدید، تمامی افراد این بند که اغلب از اعضای کارزار نه به اعدام بودند را از بند خارج کرده و به بند انفرادی فرستادند و شش تن از افراد فوقالذکر که توسط قاضی افشاری محکوم به اعدام شده بودند، به دار آویختند آنها در حالی سر به دار شدند که دادرسی آنها هنوز به پایان نرسیده بود بدون آخرین ملاقات با خانواده هایشان و در بیخبری مطلق.
حکومت خونخوار همراه با آنها ۴ زندانی سیاسی قیام دی ماه ۱۴۰۴ را نیز با اسامی امیرحسین حاتمی، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست و علی فهیم در بیخبری و بدون ملاقات آخر اعدام کرد تا نشان دهد میراثدار خمینی است که جنگ را نعمت میدانست فرصتی برای کشتن و دار زدن.
حکومت ترسان و لرزان از انقلاب مردم ایران، تاکنون پیکر هیچ کدام از این جانباختگان راه آزادی و برابری را به خانوادههایشان تحویل نداده است تا اینچنین خانوادهها را مورد شکنجه روحی و روانی قرار دهد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صمیمانه با خانوادههای این زندانیان اعدامی اعلام همدردی میکند. خانوادههایی که هرگز خسته نشدند و هر هفته در سرما و گرما با این کارزار همراهی کردند و «نه به اعدام» را که خواست عمومی مردم ایران است فریاد زدند.
حکومت ستمکار و درمانده «ولایت فقیه» در ماه فروردین دستکم ۱۲ تن را که تمامی آنان از زندانیان سیاسی بودند، به پای چوبههای دار فرستاد و اینگونه از زندانیان سیاسی انتقام گرفتهاست.
اکنون که جنگ و مصائب آن بر فضای ایران سایه افکنده و تمام توجهات به آن معطوف شدهاست، حکومت نامشروع حاکم بر کشورمان برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، دست به اعدامهای سیستماتیک میزند تا مانع قیام و انقلاب گردد. امروز بسیاری از معترضان دی ماه ۱۴۰۴ در سلولهای انفرادی و سیاهچالهای رژیم در بیخبری کامل به سر میبرند. که طبق اخبار رسیده تنها در بند ۳۵ واحد ۳ قزلحصار دهها تن در انفرادی محبوسند بیشتر این زندانیان جوان هستند و جان آنان در خطر جدی است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» کلیه نهادهای حقوق بشری و مجامع بینالمللی را برای نجات جان زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام فرامیخواند و خواهان فشار جدی و عملی بر حکومت ایران است.
ادامه در پست بعد
1 344
داعیهی جمهوری اسلامی: 'اکثریت قاطع مردم ایران خواستار ادامه جنگ هستند. ۸۷ درصد مردم!'
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
