fa
Feedback
مصدع اوقات

مصدع اوقات

رفتن به کانال در Telegram
865
مشترکین
-124 ساعت
+197 روز
+10230 روز
آرشیو پست ها
خدایا دارم میبینم برای بقیه چه کارهایی می‌کنی و برای من چی. همه‌ش رو دارم حفظ می‌کنم. حواست باشه.

photo content

هروقت می‌دیدم یکی نوشته «دلم یه ذوق از ته دل می‌خواد» به خودم می‌گفتم این دیگه چی کس میگه؟ ولی الان دیگه حتی من هم واقعا دلم یه ذوق از ته دل می‌خواد (این دفعه نوبت شماست که بگید این چی کس میگه؟)

شرایطم به شکلیه که هر آدم عصبی، روانی، نیازمند بستری شدن در تیمارستان و کلا هرکسی که ببینی میگی «این کسخل چرا اینجوری میکنه» رو کاملا درک می‌کنم

ویژگی فوق‌العاده‌ی زندگی اینه که هر اتفاقی هم که بیفته همچنان ادامه داره و جریانش تو رو هم با خودش می‌بره. کاری از دست آدمیزاد برنمیاد، مجبوره تو همین جریان شنا کنه وگرنه بدبختانه غرق می‌شه.

The Walters I Love You So.mp32.49 MB

Repost from هرزعلف
خاطرات خوب هم خیلی عجیبن. پیش خودت می‌گی ایول تو این زندگی به درد نخور حداقل چهارتا خاطره خوب دارم که باهاشون لبخند بزنم. همین‌که یادشون می‌افتی کل عضلات صورتت از کار می‌افتن و تنها کاری که می‌تونی بکنی، زل زدن به سقفه.

پسرهایی که طنز دخترا رو مسخره می‌کنن دقیقا همون‌هایی هستن که تو‌ دبیرستان به کسینوس و عدد ۸۵ می‌خندیدن و الان هم حاضرن برای خندوندن یه دختر غریبه آبروی رفیقشون رو ببرن

نمی‌دونم می‌دونید یا نه، ولی وایکینگ‌ها آمریکای شمالی رو ۵۰۰ سال قبل از کریستف کلمب کشف کردن ولی زیاد اونجا نموندن و بعد از چند سال برگشتن؛ اما اگه می‌موندن احتمالا تاریخ قاره‌ی آمریکا جور دیگه‌ای رقم می‌خورد و الان کتاب‌های تاریخ کانادایی صفحات بیشتری داشتن.

وقتی بچه بودم عاشق وایکینگ‌ها بودم. احساس می‌کردم اسرارآمیزن. برای سوگند هفت ساله که عاشق کشف کردن مکان‌های ناشناخته بود، تصور یکسری آدم‌بزرگ که کشتی‌های چوبیشون رو مینداختن رو موج‌های وحشی و بی‌رحم شمالی به دنبال سرزمین‌های جدید، تایید رویاهای توی ذهنش بود. چی می‌تونست جذاب‌تر و اسرارآمیزتر از آدم‌هایی باشه که بدون هیچ نقشه و پیش‌زمینه‌ای، (فقط با تکیه بر دریانوردی کم‌نظیر و بازوهای قدرتمندی که پارو می‌زدن) به دنبال خشکی‌هایی باشن که حتی معلوم نبود چقدر فاصله دارن؟ حتی نمی‌دونستن چند روز قراره روی کشتی بمونن، برای چندروز غذا ذخیره کنن و آیا واقعا قرار بود به جایی برسن؟ بزرگ‌تر که شدم فهمیدم شجاع بودن، اما به همون اندازه وحشی هم بودن. اونها درواقع مردم گرسنه‌ای بودن که زمین‌هاشون برای کشاورزی مناسب نبود و از سر ناچاری رو به پیدا کردن سرزمین‌های جدید آوردن، حتی حکومت درباری پیشرفته و تمدن خاصی هم نداشتن. یه‌چیزی تو مایه‌های مغول‌هایی که همیشه ازشون متنفر بودم. یه‌جورایی تو ذوقم خورد، اما هنوز بابت پر و بال دادن به رویاهای دختربچه‌‌ای که دوست داشت یه روز کاشف بشه دوستشون دارم، و هنوز برام اسرارآمیزن.

وقتی بچه بودم عاشق وایکینگ‌ها بودم. احساس می‌کردم اسرارآمیزن. برای سوگند هفت ساله که عاشق کشف کردن مکان‌های ناشناخته بود، تصور یکسری آدم‌بزرگ که کشتی‌های چوبیشون رو مینداختن رو موج‌های وحشی و بی‌رحم شمالی به دنبال سرزمین‌های جدید، تایید رویاهای توی ذهنش بود. چی می‌تونست جذاب‌تر و اسرارآمیزتر از آدم‌هایی باشه که بدون هیچ نقشه و پیش‌زمینه‌ای، (فقط با تکیه بر دریانوردی کم‌نظیر و بازوهای قدرتمندی که پارو می‌زدن) به دنبال خشکی‌هایی باشن که حتی معلوم نبود چقدر فاصله دارن؟ حتی نمی‌دونستن چند روز قراره روی کشتی بمونن، برای چندروز غذا ذخیره کنن و آیا واقعا قرار بود به جایی برسن؟ بزرگ‌تر که شدم فهمیدم شجاع بودن، اما به همون اندازه وحشی هم بودن. اونها درواقع مردم گرسنه‌ای بودن که زمین‌هاشون برای کشاورزی مناسب نبود و از سر ناچاری رو به پیدا کردن سرزمین‌های جدید آوردن، حتی حکومت درباری پیشرفته و تمدن خاصی هم نداشتن. یه‌چیزی تو مایه‌های مغول‌هایی که همیشه ازشون متنفر بودم. یه‌جورایی تو ذوقم خورد، اما هنوز بابت پر و بال دادن به رویاهای دختربچه‌‌ای که دوست داشت یه روز کاشف بشه دوستشون دارم، و هنوز برام اسرارآمیزن.

Miracle Of Sound - Valhalla Calling.mp38.75 MB

همه‌ی آدما تو زندگیشون مشکلاتی دارن که ما خبر نداریم؛ پس باید به این خاطر باهاشون مهربون باشیم؟ نه مادرجنده، من هم تو زندگیم مشکل دارم ولی مثل یه خوارکسده‌ی روانی خودشیفته رفتار نمی‌کنم

photo content

photo content

آقا یک سوال جدی دارم. ما چرا عادت کردیم جون عمه‌ها رو قسم بخوریم؟ یعنی چرا دیگه تبدیل به یک اصطلاح شده؟ از اونجایی که آدم‌ها سر افراد باارزش زندگیشون قسم می‌خورن، پس یعنی اوائلش، جون عمه رو بابت ارزشمندیش قسم می‌خوردن؟ بعد چی شد که تبدیل به اصطلاح برای مسخره کردن شد و «جون عمه‌ت» به عبارتی معنای «کس نگو بابا» پیدا کرد؟ واقعا سردرگم هستم و سوالات زیادی دارم.

😭😭😭

پدر یعنی عشق لطفا امتحانات را حضوری نکنید

البته بهم برخورد. بذارید خودم هم یکم کسشر فلسفی ببافم تا بیدارم. آقا این کره‌ای‌های چشم بادامی مادرقحبه. امان از این تنگ نظرهای بی‌پدر. این‌ها دیگه کی‌ان؟ مگه میشه انقدر در شخصیت پردازی قوی عمل کنی، و در عین حال هیچ اصراری هم به نگه داشتن یا خوشبخت شدن کاراکترهات نداشته باشی؟ شما ببینید دیگه. ته اولد بوی قهرمان چه بلایی سرش اومد؟ ته خاطرات یک قتل چطور؟ لازمه درباره من شیطان را دیدم صحبت کنم اصلا؟ حتی همین اسکوئید گیم. حالا اسپویل نمیکنم. ولی جدی این کره‌ای‌ها، برای هالیوودی که ۱۰۰ سال یک بار هم خایه نمیکنه خشی به قهرمان‌هاش بندازه، واقعا زیادی هستن. هیچکس کیرشون هم نمیتونه بخوره. حتی اگر هم در هالیوود کسی بگا بره، حداقل خوشگله. مثلا تو داری برای اسکارلت جوهانسون یا کریستین بیل گریه می‌کنی. منطقی پشت این گریه خوابیده. این‌ها همونجا وایسن و یک خار هم در دستشون بره بنده گریه میکنم. اما در سینمای کره چطور؟ یکهو در انتهای اثر به خودت میای و میبینی داری بخاطر یک مادرقحبه لاغر زرد خواب آلود که از حرف زدنش هم عنت میگیره ضجه می‌زنی. چرا؟ چون شخصیت پردازی. واقعا درود بر شخصیت پردازی و درود بر این کره‌‌ای‌های با استعداد که می‌تونن هر بار حتی با عامه پسندترین اثر، مثل اسکوئید گیم هم به دنیا ثابت کنن که حتی اگر برای نتفلیکس هم سریال بسازن، باز تفاوتشون با بقیه رو به رخ می‌کشن. حالا تا ببینیم جناب فینچر با اسپین آفش چطور برخورد می‌کنه‌. تا اون موقع، هالیوود میتونه زیر سینمای کره استراحت کنه. شب شما خوش.

به عنوان کسی که رشته‌ تحصیلیش در همین زمینه‌ست، و تا صبح میتونه در بابت منطق و فلسفه یک اثر تصویری کسشر اضافی ببافه؛ خیلی خلاصه عرض می‌کنم. هر بد و بیراهی هم که به اسکوئید گیم بگید و هر ایراد درست یا غلطی هم که ازش بگیرید؛ باز هم کمتر سریالی با این شدت سرگرم کنندگی و تعلیق پیدا می‌کنید. واقعا غیر قابل پاز کردن‌ترین اثر ممکن. بنده حتی میگرنم هم جلوی پشت سر هم پلی کردن قسمت‌های این کسشر رو نگرفته تا به حال. خلاصه که بهش لقب بهترین انتخاب برای حواس پرتی رو می‌دم. حالا باز صلاح مملکت خویش خسروان دانند. می‌تونید هم بشینید کسشر فلسفی ببافید.