fa
Feedback
آسمان

آسمان

رفتن به کانال در Telegram

وَ فِي ٱلسَّمَآءِ رِزۡقُكُمۡ وَ مَا تُوعَدُونَ...

نمایش بیشتر
422
مشترکین
+224 ساعت
+17 روز
+930 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+18
در 1 کانال‌ها
اوت '26
+19
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+28
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+12
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+25
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+17
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+17
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+26
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+22
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+33
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+13
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+6
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+43
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+25
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+9
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+312
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+313
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
29 سپتامبر+2
28 سپتامبر+2
27 سپتامبر0
26 سپتامبر0
25 سپتامبر0
24 سپتامبر0
23 سپتامبر0
22 سپتامبر0
21 سپتامبر+1
20 سپتامبر+1
19 سپتامبر0
18 سپتامبر+1
17 سپتامبر+1
16 سپتامبر0
15 سپتامبر+1
14 سپتامبر0
13 سپتامبر+3
12 سپتامبر+1
11 سپتامبر+1
10 سپتامبر0
09 سپتامبر0
08 سپتامبر0
07 سپتامبر+1
06 سپتامبر0
05 سپتامبر+1
04 سپتامبر0
03 سپتامبر0
02 سپتامبر0
01 سپتامبر+2
پست‌های کانال
صلّی‌الله‌ علیک ياصاحب العصر و الزمان خاک سیه روز را شمع شبستان تویی نه صدف چرخ را گوهر رخشان تویی جن و ملک وحش و طیر هرچه درین عرصه اند جمله تماشایی اند صاحب میدان تویی هر چه بز زیر فلک هست طفیلی توست مایده عشق را نادره مهمان تویی قد فلک ها چو دال از پی تعظیم توست با قد همچون الف بر سر جولان تویی نیست به ملک وجود از تو گرامی تری آن که گرفته است جان از دم رحمان تویی آینه رویان چرخ واله حسن تو اند قافله مصر را یوسف کنعان تویی درد جهان را علاج در کف تدبیر توست از نفس روح بخش عیسی دوران تویی تاج کرامت تراست از همه عالم به فرق تختگه خاک را صاحب فرمان تویی نیست به غیر از تو راه عالم توحید را در همه روی زمین شارع عرفان تویی از تو به حق می رسند راهنوردان خاک راه نماینده جامد و حیوان تویی غیر تو معمور نیست هیچ رباط دگر توشه رساننده اهل بیابان تویی عالم خاکی ز توست صاحب حس و شعور ظلمت آفاق را چشمه حیوان تویی نقش تو دل می برد از همه روحانیان چهره ابداع را زلف پریشان تویی گرچه درین چارسو هست دکان بی شمار جمله تهی مایه اند صاحب سامان تویی از پی روزی توست گردش نه آسیا سلسله چرخ را سلسله جنبان تویی هر دم و مکری که هست جز دم جان بخش تو موج سراب فناست ابر درافشان تویی هر چه درین نه بساط رنگ پذیرد ز جان جمله خزف ریزه اند گوهر این کان تویی نیست به مصر وجود جز تو عزیز دگر بی گنه و بی خطا بسته زندان تویی دفتر ایجاد را جانوران دگر جمله غزل پرکنند بیت نمایان تویی در قدح توست خون بر جگر توست داغ دامن این دشت را لاله نعمان تویی شور تو در پرده است از نظر قاصران سفره افلاک را ورنه نمکدان تویی چرخ به سر می رود این ره باریک را آن که به پا می رود در ره یزدان تویی از خط فرمان شرع گر ننهی پا برون در نظر اهل دید صائب، انسان تویی
#صائب_تبریزی | آسمان #شعر_بلند #غزل

2
تو را بسوی رقیبان گذار بسیار است ز رهگذار تو بر دل غبار بسیار است تو از صفا گل بی‌خاری ای نگار ولی چه سود از این که بگرد تو خار بسیار است مرا به وسعت مشرب چنین به تنگ میار که ملک حسن وسیع است و یار بسیار است ستم مکن که به نخجیر گاه حسن ز تو شکار پیشه‌تر اندر شکار بسیار است به حد خویش کن ای دل سخن که چون تو شکار فتاده در ره آن شهسوار بسیار است بناز بار تمنای او بکش که هنوز به زیر بار غمش بردبار بسیار است صبا به لطف برانگیز گردی از ره دوست که دیده‌ها به ره انتظار بسیار است بگو بیا و بگردان عنان ز وادی ناز که در رهت دل امیدوار بسیار است هنوز چون مگس و مور ز آدمی و پری بخوان حسن تو را ریزه‌خوار بسیار است به یک خزان مکن از حسن خویش قطع امید که گلستان تو را نوبهار بسیار است برون منه قدم از راه دلبری که هنوز چو محتشم به رهت خاکسار بسیار است #محتشم_کاشانی | آسمان #شعر_بلند #غزل
55
3
با آن‌که شیشه‌ی دلِ ما را شکسته است هرگز نکرده‌ایم به جایی صدا بلند ما را مبین به دیده‌ی بی‌قدر ای عزیز از کاه گشته مرتبه‌ی کهربا بلند #امید_همدانی | آسمان
62
4
پیمانه ی وفای تو را بر زمین زدم آبی بر آتش دل اندوهگین زدم شمعی که برفروخته بودم به بزم عشق بیهوده می گداخت؛ بر او آستین زدم جام شراب شوق تو کیفیتی نداشت مستی بهانه ساختم و بر زمین زدم #همدمی_مشهدی | آسمان
200
5
به چشم‌های نجیبت پناه آوردم آهای خانم آیینه آه آوردم دلم پر است پری‌جان! لبالب از حرفم سکوت شیشه‌ایِ پا به ماه آوردم دو جمله است: ببخشید و عذر می‌خواهم برای مرگ غرورم سپاه آوردم قضاوتم نکنی گریه را قدم‌ زده‌ام دو زابراه برایت گواه آوردم اگرچه شانه‌ی من هم‌طراز شأن تو نیست ولی برای سرت تکیه‌گاه آوردم بیا که بشکنم این عهدهای بی‌جا را ثواب کن بغلم کن گناه آوردم علی_فرزانه‌موحد | آسمان #شعر_بلند #غزل
101
6
از ضعف به هر جا که نشستیم؛ وطن شد وز گریه به هر سو که گذشتیم؛ چمن شد جان دگرم بخش؛ که آن جان که تو دادی چندان ز غمت خاک به سر ریخت که تن شد پیراهنی از تار وفا دوخته بودم چون تاب جفای تو نیاورد؛ کفن شد هر سنگ که بر سینه زدم؛ نقش تو بگرفت آن هم صنمی بهر پرستیدن من شد عشاق تو هر یک به نوایی ز تو خشنود گر شد ستمی بر سر کوی تو، به من شد از حسرت لعل تو ز خون مژه طالب چندان یمنی ریخت که گجرات، یمن شد #طالب_آملی | آسمان #شعر_بلند #غزل
92
7
بعد ازین با او مرا غیر از تغافل چاره چیست آشنا سازد مرا با او مگر بیگانگی #فسونی_تبریزی | آسمان
94
8
چون هست بلای زندگی بیش از مرگ چندین چه کنی رنجه دل خویش از مرگ؟ گر زندگی این‌ست میندیش از مرگ جهدی بکن و بمیر خود پیش از مرگ! #کمال‌الدین_اسماعیل | آسمان #رباعی
96
9
نشسته‌ام بنویسم ولی قرار ندارم اگرچه منتظرم؛ با کسی قرار ندارم دوباره برف نشسته‌ست روی صفحهٔ کاغذ بیا که در غزلم برگی از بهار ندارم مرا به بند کشیده‌ست خاطرات تو، اما به حبس راضی‌ام و نیت فرار ندارم همیشه زخم زدی بر غرور خستهٔ این زن به غیر زخم زبان، از تو یادگار ندارم تو دل بريدی و من موی بافه بافهٔ خود را... ببین که بعد تو گیسوی تاب‌دار ندارم کنار پنجره رفتم، حواس پرت تو بودم مرا ببخش ولی از خود اختیار ندارم گذشتی از من و رفتی، بیا و بگذر و برگرد که من به غیر همین از تو انتظار ندارم دوباره چشم به راهم، نشسته خيره به ساعت اگر چه منتظرم با کسی قرار ندارم #مائده_هاشمی | آسمان #شعر_بلند #غزل
94
10
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ كَمَا حَمَلَ وَحْيَكَ وَ بَلَّغَ رِسَالاَتِكَ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ كَمَا أَحَلَّ حَلاَلَكَ وَ حَرَّمَ حَرَامَكَ وَ عَلَّمَ كِتَابَكَ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ كَمَا أَقَامَ الصَّلاَهَ وَ آتَي الزَّكَاهَ وَ دَعَا إِلَي دِينِكَ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ كَمَا صَدَّقَ بِوَعْدِكَ وَ أَشْفَقَ مِنْ وَعِيدِكَ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ كَمَا غَفَرْتَ بِهِ الذُّنُوبَ وَ سَتَرْتَ بِهِ الْعُيُوبَ وَ فَرَّجْتَ بِهِ الْكُرُوبَ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ كَمَا دَفَعْتَ بِهِ الشَّقَاءَ وَ كَشَفْتَ بِهِ الْغَمَّاءَ وَ أَجَبْتَ بِهِ الدُّعَاءَ وَ نَجَّيْتَ بِهِ مِنَ الْبَلاَءِ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ كَمَا رَحِمْتَ بِهِ الْعِبَادَ وَ أَحْيَيْتَ بِهِ الْبِلاَدَ وَ قَصَمْتَ بِهِ الْجَبَابِرَهَ وَ أَهْلَكْتَ بِهِ الْفَرَاعِنَهَ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ كَمَا أَضْعَفْتَ بِهِ الأَْمْوَالَ وَ أَحْرَزْتَ بِهِ مِنَ الأَْهْوَالِ وَ كَسَرْتَ بِهِ الأَْصْنَامَ وَ رَحِمْتَ بِهِ الأَْنَامَ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ كَمَا بَعَثْتَهُ بِخَيْرِ الأَْدْيَانِ وَ أَعْزَزْتَ بِهِ الإِْيمَانَ وَ تَبَّرْتَ بِهِ الأَْوْثَانَ وَ عَظَّمْتَ بِهِ الْبَيْتَ الْحَرَامَ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّاهِرِينَ الأَْخْيَارِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ صلوات بر حجج طاهرة علیهم السلام از قول امام عسکری'ع
79
11
شدم خاک و نگفتم عاشقم، کار اینچنین باید ز جیبم سرمه رویانید؛ اسرار اینچنین باید لب از خمیازۀ تیغ تو زخم ما نبست آخر به راه صبح رحمت، چشم بیدار اینچنین باید به نخل راستی چون شمع می‌باید ثمر گشتن که منصور آنچنان می‌زیبد و دار اینچنین باید رگ سنگ صنم کن رشتۀ تار محبت را برهمن گر توان گردید؛ زنّار اینچنین باید مژه گاهی کنار و گاه آغوش است چشمش را اگر الفت‌پرستی؛ پاس بیمار اینچنین باید به نور آفتاب از سایه نتوان یافت آثاری هوس مفروش بیدل، محو دیدار اینچنین باید #بیدل_دهلوی | آسمان #شعر_بلند #غزل
88
12
‌ چنان از زندگی امروز دور از یار دلگیرم که گر دانم که فردا زنده خواهم بود؛ می‌میرم #عرفی_شیرازی | آسمان
81
13
دیدمش مست به رخساره پریشان موها گره از زلف گشاده؛ زده بر ابروها رو ترنج ذقنی جوی طبیبا! که دلم نشکند تلخیِ صفراش بدین لیموها باز صف بسته به خونریز دلم خوبان را زلف‌ها از طرفی، وز طرفی گیسوها من مشام دل پر درد نمیدزدم لیک بوی تاثیر نمی‌آید از این داروها چشم با سرمه ز چشمان دگر ممتاز است راست چون آهوی مشکین ز دگر آهوها زخمی تیغ تو را جان به لب آمد گستاخ که چه تعویذ دهد بوسه بر آن بازوها کفر آزردن دلهاست اَیا دینداران! یاد گیرید مسلمانی از این هندوها از نم اشک چو تیغ مژه زنگار گرفت شب هجران توام آینه‌ی زانوها آه طالب بود از آه غریبان ممتاز همچو بوی سر زلف تو ز دیگر بوها #طالب_آملی | آسمان #شعر_بلند #غزل
104
14
دیدمش مست به رخساره پریشان، موها گره از زلف گشاده، زده بر ابروها رو ترنج ذقنی جوی طبیبا! که دلم نشکند تلخیِ صفراش بدین لیموها باز صف بسته به خونریز دلم خوبان را زلف ها از طرفی، وز طرفی گیسوها من مشامِ دل پر درد نمی دزدم لیک بوی تاثیر نمی آید از این داروها چشم با سرمه ز چشمانِ دگر ممتاز است راست چون آهوی مشگین ز دگر آهوها زخمیِ تیغ تو را جان به لب آمد گستاخ که چه تعویذ دهد بوسه بر آن بازوها کفر آزردن دلهاست اَیا دینداران! یاد گیرید مسلمانی از این هندوها از نمِ اشک چو تیغ مژه زنگار گرفت شبِ هجران توام آینه ی زانوها آهِ #طالب بُوَد از آهِ غریبان ممتاز همچو بوی سر زلفِ تو ز دیگر بوها کانال مُركّب حركت. شهرام میرزایی @morakkabeharakat #طالب_آملی | آسمان
1
15
ای خط سبزت بهار محشر آواره‌ها سنبل زلفت کمند گردن نظاره‌ها در چمن ای شعله‌خو تا عزم رفتن کرده‌ای شمع روشن کرده‌اند از مقدمت فواره‌ها کوکبم را نیست آرامی ز گردش‌های چرخ خواب آسایش نمی‌بینم در این گهواره‌ها روزگاری شد مروت رفته از دریادلان تر نمی‌گردد سرانگشتی از این فواره‌ها ما ز مصر امروز گویا رخت هستی بسته‌ایم نیست ما را کاوران غیر از گریبان پاره‌ها گشته‌ایم از شیر مادر تا جدا خون می‌خوریم تخت شاهی بود ما را تخته گهواره‌ها حسن را از خیره‌چشمان می‌رسد آخر زیان ماه می‌گردد هلال از الفت سیاره‌ها سیدا در جوی ارباب کرم نم بس که نیست آب حسرت می‌زند جوش از لب فواره‌ها #سیدای_نسفی | آسمان #شعر_بلند #غزل
119
16
در انتها تویی و مجلس عزای خودت کسی به غیر خودت نیست آشنای خودت کسی برای تو آهی نمی‌کشد از دل خودت بسوز و بدم در تنور نای خودت به هرصدای خوشی، بی‌گدار، دل مسپار بخواب با غم و اندوهِ لای‌لای خودت به وقت گریه به آغوش خود پناه ببر که نیست گرم‌تر از امنِ شانه‌های خودت زمان رفتن تو، هیچ‌کس کنارت نیست فقط تویی و سر خاک، های‌های خودت صدای فاتحه‌ای از کسی نمی‌شنوی بخواب و فاتحه‌ای هم بخوان برای خودت... #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|
116
17
خلق گویند برآن باش که سویش نروی من برآن باشم اگر صبرو قرارم باشد #صالح_هراتی | آسمان
106
18
همای اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذری بر مقام ما افتد حباب وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد شبی که ماه مراد از افق شود طالع بود که پرتو نوری به بام ما افتد به بارگاه تو چون باد را نباشد بار کی اتفاق مجال سلام ما افتد چو جان فدای لبش شد خیال می‌بستم که قطره‌ای ز زلالش به کام ما افتد خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز کز این شکار فراوان به دام ما افتد به ناامیدی از این در مرو بزن فالی بود که قرعه دولت به نام ما افتد ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ نسیم گلشن جان در مشام ما افتد #حافظ | آسمان #شعر_بلند #غزل
121
19
فراغتی فلکم قرض داد روزی چند به درد عشق تو آن قرض‌ها ادا کردم #شجاع_کاشی | آسمان
104
20
دلم به مهر تو صد پاره باد و هر پاره هزار ذره و هر ذره در هوای تو باد. هلالی جغتایی
117