خاموش
رفتن به کانال در Telegram
1 050
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-730 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
پستهای کانال
دیگر تمام شد..! من به خانه رسیده ام.
آخ که این خانه، چه گرم و امن و روشن است.
سقف «حال»ش بلند،
پنجرهاش رو به آسمان «حضور»، باز
ساعتش به وقت «اکنون» کوکِ کوک،
و چای پر از «شُکر»ش همیشه به راه.
من به خانه رسیده ام
دیگر اثری از ترس از «نرسیدن»ها و «نشدن»ها باقی نمانده است، که من پس از پرسه زدن در کوچههای رنگارنگ این شهر، سرانجام قرارِ دل را در کُنج امنِ این خانهی همیشه روشن یافته ام
من به خانه رسیده ام.
دیگر نیازی به گشتن در هیچ دُکّانِ پر زرق و برق و نقش و خیالی نیست، که من پس از سالها گشت و گذار در این بازار عطاران، خوش بوترین عطر را بر آن قبای سپید عشق، در بطن قلب خویش یافتم.
من به خانه رسیده ام.
دیگر برای قرض گرفتن کمی دلخوشی، نیازی به کوبیدن درب خانهی همسایه نیست، که من کنار همین پنجرهی رو به آسمان حضور، شوق و شعف از آن شادیِ بی سبب را نفس کشیدهام.
من در این خانه امنم
من در این خانه شادم
من در این خانه عاشقم.
اینجا همه چیز ساکن است
اینجا معبد بی سوالیست
اینجا عاری از مجادله و حسرت
اینجا سرای بی نیازیست
من به خانه رسیده ام.
من پس از عبور از دالان تاریک سوگ،
پس از نجات از هجوم تازیانه ذهن،
پس از سربلندی در آزمون خطیر عشق،
پس از تاب آوری از درد مقدس هجر…
این کوی خرابات را بجان خریده و به درب این خانهی همیشه سبز رسیده ام.
اینجا، پایان جستجو ست..
من به خانه رسیده ام.
#نازنین
(به وقت تولد از رَحِم تاریک ذهن…)
| 2 | بدون متن... | 330 |
| 3 | درین فرصت کوتاه زندگی،
از «راه»ت مراقبت کن.
ببین که به کدامین جاده قدم بر میداری…
سنگی اگر مانع عبورت به سمت «حضور» بود، به آرامی برگرد و قداست قدمت را حافظ باش..
از «نگاه»ت مراقبت کن.
پرده ای اگر بر پنجرهی رو به درون کشیده بود، سرت را بالا بگیر و در سکون آسمان، روشنی نگاهت را نگهدار باش..
از «کلام»ت مراقبت کن.
غبار غفلت اگر بر ذهن و دهانت نشست، دست در دست سکوت، وسیع و ساکن و سر به زیر و «خاموش» باش…
از «قلب»ت مراقبت کن.
رهگذری اگر برای ورود به معبد دل اصرار ورزید، جنس دلش را با عصای عشق محک بزن و حریم دلت را سخت، نگهبان باش..
از «لحظه» ات مراقبت کن..
خاطره ای اگر به گذشته، و دلهره ای اگر به آیندهات کشاند،
به آنی به آغوش «اکنون» بیا و با معجزهی لبخند، زلالی لحظه ات را پاسبان باش…
که نه هر مسیری، شایسته عبور است
و نه هر منظره ای سزاوار نگاه
نه هر سخنی در شأن وجود پر نور توست و نه هر کلامی، برازندهی این گوهرِ جان..
نه هر مدعی عشقی لایق گذر از معبد دل است
و نه هر اتفاقی در خور فدا کردن ِلحظهی عزیز حال…
#نازنین
(به وقت رهایی…)
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین
که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمهٔ سوزن
اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد
چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش میدار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
#مولانا
وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
#سهراب_سپهرى | 668 |
| 4 | بدون متن... | 405 |
