fa
Feedback
پانته‌آ وزیری

پانته‌آ وزیری

رفتن به کانال در Telegram

ساکن شیکاگو هستم. اینجا گوشه امنیست برای فکر کردن. در معرفی: https://t.me/pv44Telegram/468 قوانین گروه: https://t.me/pv44Telegram/568 لینکدین و کانال یوتیوبم: https://www.linkedin.com/in/panteavaziri https://youtube.com/@panteavaziri

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام پانته‌آ وزیری

کانال پانته‌آ وزیری (@pv44telegram) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 23 439 مشترک است و جایگاه 1 700 را در دسته وبلاگ‌ها و رتبه 14 372 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 23 439 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 11 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -220 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -9 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 64.91% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 21.08% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 15 214 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 4 942 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 751 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند وقت, جا, کس, گاه, ویدیو تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
ساکن شیکاگو هستم. اینجا گوشه امنیست برای فکر کردن. در معرفی: https://t.me/pv44Telegram/468 قوانین گروه: https://t.me/pv44Telegram/568 لینکدین و کانال یوتیوبم: https://www.linkedin.com/in/panteavaziri https://youtube.com/@panteavaziri

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 12 ژوئن, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته وبلاگ‌ها تبدیل کرده‌اند.

23 439
مشترکین
-924 ساعت
-617 روز
-22030 روز
آرشیو پست ها
در طول هفته پیامی از دوستان ساکن داخل ایران داشتم که کسب و کارهای داخلی نیاز به کمک دارند و دوستمون پیشنهاد کرده بودند که دوب
در طول هفته پیامی از دوستان ساکن داخل ایران داشتم که کسب و کارهای داخلی نیاز به کمک دارند و دوستمون پیشنهاد کرده بودند که دوباره پست تبلیغ بگذاریم. این پست برای کمک به عزیزان داخل ایرانه. دوستان عزیز ساکن ایران، این پست برای شما عزیزان هست که بیایید برای خودتون تبلیغ کنید. دوستان خارج از ایران لطفا فقط اگر خدمات یا محصول خاصی لازم دارین بگین شاید کسی اینجا بتونه به دستتون برسونه. اگر هم میتونید هدیه‌ای مثل مثلا مشاوره یا کوچینگ رایگان بدین اینجا میتونید اعلام کنید. کامنتها رو باز کردم اما #دعواها‌روحذف‌میکنم‌

یادمه اواخر دهه بیست بود. هنوز با پرادیپ ازدواج نکرده بودیم. یه دفعه برگشتم گفتم ببین من احساس میکنم صبح که از خواب پا شده‌ام دوتا وزنه بزرگ به پاهام بسته است. هر کاری که میخوام بکنم، حتی یک لباس پوشیدن ساده، اگه برای بقیه یه واحد انرژی میبره برای من یک عالمه انرژی میبره. همش خسته‌ام از بس این وزنه‌ها رو هم باید دنبال خودم همه جا بکشم. چند روز پیش در مکالمه با دوست عزیزی اینو مطرح کردم چون حال خودشون همینه و فکر می‌کردند بقیه این مشکل رو ندارند. من حدس میزنم خیلی آدمهایی که مشکل خودانتقادی و تفکر کمالگرایی شدید دارند از این مشکل رنج میبرن. خواستم بگم تنها نیستین. ❤️

نکاتی برای مدیریت استفاده نوجوانان از موبایل و اسکرین در مکالمه با چندنفر از دوستان این نکات رو به اشتراک گذاشتم به نظرشون مفید بود (مخصوصا اولی). در مورد خردسالی تا یازده سال قبلا تجربه‌هام رو در این ویدیو به اشتراک گذاشته‌ام: https://youtu.be/OZ1CxoqaXi8?si=ftoo8ihavR25gBBD ۱. برای بچه وسایل الکترونیکی را به عنوان هدیه یا جایزه نخرید. چرا؟ چون حس مالکیتی در بچه ایجاد میکنه که بعدا مدیریت وسیله رو مشکل میکنه و در خونه تنش ایجاد میکنه. وسایل الکترونیکی دارایی خانواده هستند، نه مالکیت شخصی فرزند. بنا به توان مالی خانواده و نیاز فرزند براش بخرین اما بگین خیلی مشخص قوانین استفاده اینهاست و رعایت نکنی امتیاز استفاده رو از دست میدی. ۲. وارد دنیای دیجیتال فرزندتان شوید بازی‌هایی که انجام می‌دهد را بشناسید، درباره اپلیکیشن‌ها و شبکه‌های اجتماعی او کنجکاو باشید و گفتگو کنید. یکی از بهترین کارهایی که همسر من انجام داده اینه که به جای اینکه سر گیم بازی کردن با دخترمون دعوا کنه با هم گیم بازی می‌کنند و گیم پارتی دارند و در نتیجه مقاومت دختر من در مقابل قوانین کمتره. ۳. کامپیوتر و لپ‌تاپ را تا حد امکان در فضای مشترک خانه قرار دهید حضور در فضای عمومی خانه، نظارت را طبیعی‌تر و تنش را کمتر می‌کند. مثلا برای یوتیوب تماشا کردن - اینجا که تلویزیون‌ها به اینترنت وصل میشن من به مانیشا میگم روی تلویزیون و با صدای بلند تماشا کن. این خودش باعث سک نظارت از راه دور میشه. یا کامپیوتر گیم بازی کردن کنار سالن یا در اتاقی هست که مانیتور قابل رویت هست. قطعا قطعا توی اتاق خوب جای کامپیوتر نیست. (نکته شماره ۶) ۴. برای توضیح ایمنی آنلاین از قوانین ایمنی در دنیای واقعی به عنوان مثال استفاده کنید. در مورد کلاهبرداری، سوءاستفاده، فریبکاری و حفظ حریم خصوصی آموزش دهید. مثلا من برای مانیشا توضیح داده بودم که باز گذاشتن فیچر چت کردن در گیم مثل این میمونه که ما در رستوران یا خیابون تنهاش بگذاریم تا هر غریبه بیاد باهاش صحبت کنه. همونجور که در دنیای واقعی این کار رو نمیکنیم، در دنیای مجازی هم مواظبیم چه کسی به مانیشا دسترسی داره. بحث محدود کردن مانیشا نیست، بحث محدود کردن دسترسی بقیه هست. ۵. بین داشتن موبایل و داشتن شبکه‌های اجتماعی تفاوت قائل شوید این دو تصمیم یکسان نیستند و خیلی مفیده که مکالمه سازنده با نوجوان داشته باشیم که وقت هرکدوم چه زمانی هست. ۶. وسایل الکترونیکی شب‌ها وارد اتاق خواب نشوند خواب کافی یکی از مهم‌ترین عوامل سلامت جسمی، روانی و تحصیلی نوجوانان است. علاوه بر اون کلی از مشکلاتی که برای نوجوانها در مورد عکسها و پیامهای نامناسب ایجاد می‌شه از این فعالیت‌های آنلاین آخر شب میاد. ۷. از ابزارهای کنترل والدین استفاده کنید - از همون اول و نه به عنوان تنبیه بعد از اینکه مشکلی ایجاد شد. همچینین برای بچه توضیح بدین که این ابزار برای کنترل دائمی نیستند، بلکه به عنوان چرخ‌های کمکی هستند تا زمانی که مهارت تصمیم‌گیری فرزند رشد کند. ۸. قوانین را متناسب با سن، شخصیت و میزان مسئولیت‌پذیری فرزند تنظیم کنید هر نوجوان متفاوت است و نسخه واحدی برای همه وجود ندارد. چرا اینو میگم؟ چون ما پدر و مادرها ممکنه از اونور بوم بیفتیم و بگیم نه چون فلان کتاب گفته تا ۱۶ سالگی تلفن نباشه هیچ جور نمیشه تلفن داشته باشی. در صورتیکه یک نوجوان خجالتی‌تر که با پیامک راحتتر میتونه تماس برقرار کنه تلفن داشتن کمکش میکنه از لاکش بیرون بیاد. اما فوت کاسه‌گریش اینه که اول سخت بگیرین بعد به مرور که بچه مسولیت نشون داد به عنوان تشویق آسونتر کنین تا اینکه اول آسون بگیرین بعد که مشکل ایجاد شد بخواهین با دعوا سخت بگیرین. ۹. روی کیفیت استفاده از صفحه نمایش آموزش بدین. واقعیت اینه که بچه‌ها چند سالی مهمون ما هستند و باید توی این چند سال مهارتهایی که برای دنیای واقعی لازمه یاد بگیرن. اینه که مهمه بهشون آموزش بدیم که یادگیری، برنامه‌نویسی و خلق کردن با ساعت‌ها اسکرول بی‌هدف یکسان نیست. اینها نکاتی هست که من تا به اینجا که دخترم تازه مدرسه راهنمایی رو تموم کرده یاد گرفته‌ام. باز آخرهای دبیرستان میتونم یک پست تکمیلی دیگه بنویسم که خردسالی تا هجده سالگی کامل بشه 😊

امروز تعداد زیادی از شما عزیزان ساکن ایران آنلاین بودید و پیام داده بودید. خوش آمدید. جاتون خالی بود. جای خالی صداتون خیلی حس شد. ❤️🕊 قدمهاتون پرتوان.

Slow down to speed up [انگیزه نوشتن این متن پیامهای خوانندگان داخل ایران است] اوائل که معلم میخواست رانندگی یاد بده میگفت چیه عین راننده کامیون میپیچی؟ همه‌مون پرت میشیم اینور و اونور. بعد فهمیدم سر پیچ باید سرعت رو یواش کرد، تقریبا به صفر رسوند تا پیچ رو آرام رد کنیم. توی جلسات کاری، یا گفتگوهای مشکل و پرتنش به هر شکلی، واکنش اولیه افراد اینه که فوری به نتیجه برسند. ممکنه بلندتر حرف بزنند، بیشتر توضیح بدن، بیشتر ایده مطرح کنند. اما خیلی اوقات این باعث میشه تنش بیشتر ایجاد بشه، بحث به نتیجه نرسه و تصمیمی اتخاذ نشه. چیزی که جواب میده اینه آدمها شنونده فعالی باشند. وقتی همکار صحبت میکنه جمع بندی فعال کنند تا مطمئن بشن حرف طرف رو فهمیده‌اند. اگر کسی سکوت کرده عامدانه ازش دعوت کنند نقطه نظرش رو مطرح کنه. سرعت پردازش اطلاعات رو کم کنند تا مطمئن بشن همه اطلاعات لازم دریافت و پردازش شده. چرا اینو میگم؟ چون شما عزیزانی که در ایران هستید الان با شرایط پرتنشی دارید دست و پنجه نرم میکنید. نه تنها نباید از خودتون توقع داشته باشید که بتونید سریع بفهمید بهترین قدم بعدی چیه بلکه یک تکنیک موثر برای مدیریت این شرایط اینه که عامدانه سرعت رو کم کنید. عجله نکنید که بفهمید بهترین قدم بعدی چیه. سرعت رو یواش کنین که گیر نکنین. در نهایت این یواشتر کردن باعث میشه سریعتر به نتیجه برسین.

مخصوصا در محیط کار، من از هر فرصتی برای اینکه بگم ایرانی هستم استقبال میکنم. برام مهمه که نماینده خوبی برای مملکتم باشم. برام مهمه آدمها بیان راجع به ایران صحبت کنند، سوال کنند. دیروز در کافی‌شاپی در زوریخ نشسته‌ام بودم. یک پسر کوچولوی تپل سویسی، از این لپ قرمزی‌ها که عکسشون روی جعبه بیسکوئیت هست، روی پای پدرش نشسته بود و به من میخندید. توی تلفنم همون موقع پیام از هموطنی بود که احساس می‌کرد استفاده از اینترنت پرو، اپلیکیشن اسنپ یا اپلیکیشن بله زیر پا گذاشتن معیارهای شرافت هست. هموطن من باید با این سوال دست و پنجه نرم کنه که آیا دسترسی به اینترنت آزاد خلاف شرافت هست. اختلاف انقدر زیاده که من حتی نمیدونم چکار باید کرد. این حجم ظلمی که داره میشه و سختی که مردم الان دارند متحمل میشن برای شخص من قدرت تشخیص رو مختل کرده. نمیدونم نوشتن در این کانال درسته؟ ایجاد محتوا درسته؟ حرف زدن درسته؟ به جز کمکهای موردی که میدونم همه میکنیم کلا نمیدونم چه کاری درسته. اون روز فکر کردم شاید نوشتن از این گیجی خودش مهم باشه. حداقل این تجربه جمعی به جا آورده بشه. کامنتها بسته است. توان فحش خوردن یا دعوا ندارم.

انقدر از فحش‌های توییتر شکایت میکنم بیام لحظات خوبش رو هم بگم. من سه روزه دارم کوتهای این رو میخونم. 😀 برای خودم، اون موقعها خیابون ولیعصر جوب آبهاش خیلی بزرگ و پر آب بود. من یه جفت چکمه دست دوم قرمز داشتم میپوشیدم بعد همه راه از دبستان توی خونه به جای پیاده رو توی جوب راه میرفتم که مثلا رودخونه است. در این حد که یه دفعه بابا رو فرستاده بودن برو بچه رو از مدرسه بردار با ماشین یواش میرونده و توی جوب دنبال من میگشته. و توی جوب هم پیدام کرد 🙃 https://x.com/i/status/2053953520756207802

(از میان پیامها با دوستان خواننده) یک چیزی رو هم میخوام خیلی خیلی تاکید کنم. مغز شما کارش داستان‌گویی هست. یعنی دائم داره از
(از میان پیامها با دوستان خواننده) یک چیزی رو هم میخوام خیلی خیلی تاکید کنم. مغز شما کارش داستان‌گویی هست. یعنی دائم داره از مشاهدات اطرافش داستان ایجاد میکنه. خیلی از این داستان‌ها فقط صدای پردازش وقایع هستند. حقیقت نیستند. قرار نیست شما هر فکری رو که توی سرتون میاد باور کنید. این نکته خیلی حیاتی هست

بالاخره من دعوت شدم این جلسه مدیران ارشد شرکت که اگر دعوت بشی یعنی شما رسما رفتی جزو آدمهای مهم. همیشه دلم میخواست از نظر کار
بالاخره من دعوت شدم این جلسه مدیران ارشد شرکت که اگر دعوت بشی یعنی شما رسما رفتی جزو آدمهای مهم. همیشه دلم میخواست از نظر کاری برسم به جایی که دعوت بشم. خوشحال هم بودم. برای اینکه این سی و خورده‌ای نفر بیشتر با هم آشنا بشن قرار بود عکس بچگیمون رو بدیم و دو سه مورد جالب راجع به خودمون. برنامه رو هم داده بودند من و یک همکار دیگه بچرخونیم. موارد جالب راجع به بقیه رو میخوندم سرتیفیکت خلبانی، کار در نیوزیلند در نوجوانی، ...کلی کارهای جالب. از اون لحظه‌ها بود که آدم میگه ببخشید من اولین باری که هواپیما سوار شدم ۲۳ سالم بود چون زمان بچگیم جنگ بود و همه بیست سالگیم افسردگی داشتم و کلی زحمت کشیدم کمالگراییم خوب شد و همینکه من الان اینجا بین شما عزیزان اروپایی و آمریکایی هستم خودش واقعا یک مورد جالب طلقی میشه.

من فقط آمدم بگم که دلم براتون تنگ شده. یادتون هستم. ❤️🌱🕊

از خلال کامنتهای قدیمی، به تاریخ ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴: اصولا ظرفیت همدلی آدمها محدوده. حرکت به دلیل حقوق بشر هم وجود نداره. یعنی حتی اگر ملت‌ها هم بخوان، دولت‌ها کاری نمیکنند. مثال توی بیست و چند سال اخیر زیاده. غزه و اینها که اخیره، زمان حمله آمریکا به عراق مردم در سراسر آمریکا (و دنیا) تظاهرات گسترده کردند. هیچ تاثیری نداشت. به نظر من یک چیز بیش از همه تاثیر داره: درهم تنیدگی اقتصادی - وقتی اتفاقی جایی میفته اگر بقیه دنیا اونجا دفتر داشته باشند، همکار داشته باشند براشون مساله قابل لمس و انسانی میشه. در بعد ماکرو اگر منافع اقتصادی کشوری به خطر بیفته براش مهم‌ میشه. اشتباهی که مثلا ایران احتمالا کرده اینه که همیشه سعی کرده مسیر ایدئولوژی پیش بره. فکر کرده بقیه دنیا قرار کار "درست" رو بکنند. حتی ایرانیهای مخالف دولت جمهوری اسلامی الان اکثرا تفکرشون اینه. در صورتیکه مردم دنیا کاری که به نفعشون باشه انجام میدن. اگر الان سرنوشت ایران مهم نیست برای اینه که ایران کاملا از نظر اقتصادی از دنیا جدا شده و بحران‌های ایران برای مردم دنیا و کشورهای دنیا حس نمیشه (و وابستگی به نفت خاورمیانه هم کم شده) برای همین در شرایط فعلی شاید راهی حلی که باعث ختم این تحریم‌ها باشه و کسی که قراره بعد از این دولت بیاد بفهمه اگر پنجره‌ای باز شد فوری باید روی توسعه اقتصادی و اتصال اقتصادی به دنیا تمرکز کنه عملگراترین راه حل برای نجات ایران باشه. این تحریمها با وجود دولت فعلی برداشته شدنش احتمالا غیر ممکنه. #فکرشخصی https://en.wikipedia.org/wiki/Protests_against_the_Iraq_War اصل کامنت: https://t.me/PVDiscussions/40115

از کامنتهای پستهای قبلی: "من هم با جنگ موافق نیستم. اما نه به دلیل اینکه برای آقای خامنه‌ای عزادارم یا با جمهوری اسلامی موافق هستم. بلکه به این دلیل که کوچکترین اعتمادی به آقای ترامپ و آقای نتانیاهو نداشتم و ندارم." اصل کامنت: https://t.me/PVDiscussions/46339

در این گذرگاه سخت تاریخی، قدرت ما در همبستگی دلهامون هست. هرجایی هستید برای خودتون و عزیزانتون آرزوی سلامتی دارم و صمیمانه دس
در این گذرگاه سخت تاریخی، قدرت ما در همبستگی دلهامون هست. هرجایی هستید برای خودتون و عزیزانتون آرزوی سلامتی دارم و صمیمانه دستتون رو میفشارم. یاد جانهای عزیزی که از دست رفته‌اند گرامی و به امید آزادی و سرافرازی ایران عزیزمون. نوروز پیروز.

دوستان عزیز چندتا نکته دل من مثل همه شما برای ایران و ایرانی میتپه. در پستهای اخیر مشخص شده که علی‌رغم این موضوع درک من از مسائل داخلی ایران به دلیل بیرون بودن از ایران بسیار محدود هست. در نتیجه هرچیزی که میگم، حتی وقتی قصدم کمک باشه باعث عصبانیت خواننده و تشنج در این شرایط میشه. علاوه بر اون خودم واقعا دیگه توان ندارم که توضیح بدم طرفدار جمهوری اسلامی نیستم و فحش بشنوم. انصاف نیست. اینه که این کانال فعلا، تا اطلاع ثانوی، تعطیله چون کارکردی نداره. امیدوارم ایران رو به زودی آزاد و آباد و سرافراز ببینیم و بریم بسازیمش‌. این روزها، اگر جایی از من خدمتی برمیامد همیشه میتونید بهم پیام بدین. در خدمتم. همین گوشه کنارتون هستم و دستتون رو میفشارم. @panteavaziri

من فکر میکردم و هنوز هم فکر میکنم گفتن اینکه جنگ "اوکی" هست وقتی خودم قرار نیست زیر بمب باشم شریف نیست. اینجا هم نوشته بودم: https://t.me/pv44telegram/1094 خوشحالی از مرگ یک دیکتاتور به معنی خوشحالی از جنگ نیست. اگر به نظرتون این دو حرف متناقض هست به نظرم این تناقض دقیقا تعریف تجربه ایرانی بودن در این برهه از تاریخ هست. هموطنان ما زیر این بمب‌ها هستند. آینده ایران مبهم هست. من میترسم و به شدت نگران هستم.

دیگه مطمئن شدم. برای آینده ایران نگرانم. اما تنها ناراحتیم در این لحظه اینه که چرا این آدم در دادگاه عدل پاسخگوی جنایاتش نشد.
دیگه مطمئن شدم. برای آینده ایران نگرانم. اما تنها ناراحتیم در این لحظه اینه که چرا این آدم در دادگاه عدل پاسخگوی جنایاتش نشد.

دوستان، سلام. حالتون چطوره این روزها؟ یادتونه من گفته بودم سرم شلوغه، دوتا کار ترسناک داشتم؟ الان یکی از اون دوتا انجام شد. دومیش یک ارائه سه شنبه هفته دیگه است. الان توی هواپیما نشسته‌ام، در راه برگشت از سفر کاری. گفتم بیام صحبت کنیم. اگه یه وقت احساس تنهایی میکنین توی این روزها، دور هم باشیم. 🌱

متن قبلی رو پاک کردم. کاملا درست اشاره کرده بودید که در شرایط فعلی نمیشه اعتماد کرد و پیامی که خودشون رو درست معرفی نکرده‌اند و یک گوگل میت امن نیست. دوستانی که میخوان کمکی بکنند لطفا دقت کنند. من هم بیشتر دقت خواهم کرد چون شرایط بحرانی هست. ممنون از فیدبکهای سریع.

#پست_موقت دوستان سلام، من برای این پیام مبلغی دریافت نکرده‌ام. تبلیغ نیست. من ایشون رو شخصا نمیشناسم اما علاقمند هستند به دوستانی که نیاز دارند کمک کنند. **** درود به تو هوطن عزیزم این روزا حالمون شبیه همدیگست😔 خیلی وقتا حس می‌کنیم پس این جنگ نابرابر کی تموم میشه؟!نه فقط جنگیدن برای بقا، برای بهبود، برای تغییر. با دردهامون، با نگرانی آینده، با عصبانیت و خستگی‌ای که گاهی راه نفسمون رو می بنده. و با این فکر که «چرا هیچ‌چیز درست نمی‌شه؟» منم تو همین فضا هستم. برای همین دلم می‌خواد برای ۳-۵ جلسه رایگان، کنارت باشم؛ بدون قضاوت، بدون اینکه بخوام چیزی بفروشم. فقط حرف بزنیم، افکار رو مرتب کنیم، شاید یه راه نفس‌کشیدن پیدا کنیم. اگر دلت خواست یکی واقعاً بشنوه، کافیه بهم اینجا پیام بدی یا یه ایمیل بزنی تا جلسه کوچینگ-مشاوره در گوگل میت ست کنیم. @Adibaei adibaei@gmail.com

دوستان سلام. اولین مقدمه عرض کنم که این پست پایین از طرف یکی از دوستان ساکن ایران فرستاده شده. در نتیجه اگر خارج از ایران هستید یا به هر دلیل دغدغه گذران روزمره دغدغه شما نیست، من متوجهم. اما عده زیادی درگیر شرایط سخت اقتصادی هستند. چون تقاضای پسا طوفان فکری هست، فکر خودم رو هم درمیون بگذارم: من فکر میکنم یکی از راحت‌ترین راهها برای ایجاد درآمد ارزی برای ساکنین ایران شراکت با کسی در خارج از ایران برای بیزنسهای کوچیکی مثل پرینت ماگ و تیشرت هست. یعنی اونی که داخل ایرانه طرح بده، اونی که خارج از ایرانه با کمپانی‌های که print on demand دارند طرح رو آپلود کنه، کارت بده و خود اون کمپانی‌ها کار پرینت و پست رو انجام میدن. سودش رو تقسیم کنند. البته قوانین تحریمها باعث میشه همه مهاجرها نتونند این کار رو انجام بدند. علی‌الخصوص شهروندان آمریکا در سرتاسر دنیا و تمام ساکنین آمریکا به شدت دستشون بسته است: "قوانین تحریم‌های ایالات متحده برای شهروندان آمریکا و حتی افرادی که در خاک آمریکا زندگی می‌کنند، در سراسر جهان لازم‌الاجراست؛ یعنی این افراد نمی‌توانند به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با برخی فعالیت‌های تجاری، مالی یا انتقال کالا و خدمات مرتبط با ایران همکاری کنند و تخطی از این قوانین می‌تواند جریمه‌های سنگین مالی، مسدود شدن دارایی‌ها و حتی پیگرد کیفری به‌همراه داشته باشد. ایرانیان مقیم سایر کشورها نیز باید توجه کنند که اگر از نظام بانکی، شرکت‌ها یا شرکای تجاری مرتبط با آمریکا استفاده کنند، ممکن است مشمول همین محدودیت‌ها شوند؛ بنابراین آگاهی از چارچوب‌های قانونی و استفاده از مسیرهای مجاز (مانند مجوزهای خاص یا فعالیت‌های بشردوستانه) اهمیت زیادی دارد." * سلام دوستان با توجه به وضعیت اقتصادی حال حاضر در ایران، نیروهای اداری زیادی در یک سال گذشته، تعدیل شدند. این نیروها در سنین مختلف و از رده‌های پایین تا متوسط رو به بالا هستند و بعضا مدارج دانشگاهی و سابقه کار نسبتا خوبی هم دارند. حالا اگر موافقید یه طوفان فکری داشته باشیم راجع به اینکه این افراد در کوتاه‌مدت چطوری می‌تونن درآمدزایی داشته باشن. مثلا یک سری کارهایی که نیاز به مدرک خاصی نداره یا گرفتن مدرکش زمان زیادی نمی‌بره و نسبتا زود به درآمد می‌رسه. مثلا کارهای خدماتی مثل: مهارت‌های مختلف آرایشگری، کارهای نظافتی یا نگهداری از کودک و سالمند، فروش محصولات خانگی و... شما چه شغل‌هایی شبیه این‌ها به‌نظرتون می‌رسه که پیشنهاد بدید؟ (همچنین اگر فرصت شغلی‌ای می‌شناسید که این افراد می‌تونن در اونجا مشغول به کار بشن رو در اینجا مطرح بفرمایید)