fa
Feedback
İmgeler

İmgeler

رفتن به کانال در Telegram

آنچه از تمام زندگی باقی می‌ماند، خاطره و رویاست... #آیینه

نمایش بیشتر
1 320
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
از اینکه تو لایه بیرونی و نازک ادبیات دست‌و‌پا می‌زنم و دیگه مثل گذشته تو عمقش شنا نمی‌کنم، اصلا راضی نیستم.

"اندوه کسی را نکشت؛ اما ما را از همه چیز تهی ساخت."

یه روز یه پیامی نوشتیم، یه حرفی زدیم، یه عکسی گرفتیم، یه خداحافظی کردیم، یه بغلی کردیم؛ یه روز یه کاری کردیم، هر چیزی... بعدا فهمیدیم که آخرین بار بوده! بدون اینکه متوجه باشیم، بدون اینکه بدونیم. به همین سادگی، آخرین بار بوده، آخرینِ آخرینِ آخرین... و بعد از گذشت زمان همین آخرین‌های روزمره همون لحظه‌ای که متوجهشون میشیم، میشن بغض‌های بزرگ، میشن باری بر دوش، میشن خاطره، میشن داستان ناتموم!

دیدی چی شد؟ یتیم‌خانه‌ی آتش گرفته‌ای‌ست وطن.

زیرا که مردگان این سال عاشق‌ترین زندگان بودند.

Repost from | نیلی |
چندین و چند گریه‌ی طولانی تو بدنم جامونده و جاش رو داده به بی‌خوابی و رخوت.

آدمیزاد همیشه قاتل چیزهای زیبا بوده؟

Repost from N/a
ببین عزیز من! مهم نیست چندمین باره، مهم اینه که می‌شه هر بار غبارها رو کنار زد و از نو ساخت. می‌شه.

اینکه واقعیت زندگی همیشه از خیالات من متفاوته رو پذیرفتم ولی پذیرشش دلیل نمیشه که ناراحتم نکنه این قضیه.

اینکه این ملت هنوز توانایی ادامه دادن داره واقعا حیرت‌زده‌ام می‌کنه.

و چگونه جهان به غربتِ ابدی ‏دوباره عادت خواهد کرد؟

ننه سرما اوند، خوش اومد! ولی من هنوز نمیدونم زمستون رو کجای دلم بذارم.

در نی‌زار پرنده‌ای اندوهگین می‌خواند انگار چیزی را به یاد آورده که بهتر بود فراموش کند. •کی نو تسورایوکی

من هنوز هم فکر می‌کنم خوابم و یه روز قراره به واقعیتی بیدار شم که از این خواب هم تاریک‌تره.

احساسات که تموم میشن حرف‌ها هم تموم میشن یا برعکسه این قضیه؟

سوالی که دارم اینه که شده تا حالا زندگی هر چی آرزو داشتی رو باهم بهت بده؟

می‌تونم تا صبح خیال کنم، میتونم داستان‌ها بنویسم، میتونم فیلم‌ها بسازم تو ذهنم، هر دفعه که این آهنگ رو گوش می‌کنم.

07 - The Shadow Of The Mountain.mp39.89 MB

به بی‌حوصلگی دچارم! و اینقدر ادامه‌دار و مزمنه که تبدیل به سایه‌ام شده.

تمرکزم پایینه. ذهنم عین بره بازیگوشیه که مرتع رو به هوای شنیدن یک صدا ترک می‌کنه و وقتی به خودش میاد که به لبه پرتگاه رسیده. می‌افته؟ نه همیشه ولی گاهی. کلماتم رو گم می‌کنم، نگاهم رو گم می‌کنم و ذهنم رو از افتادن تو پرتگاه، در لحظه آخر نجات می‌دم. و گاهی هم نمی‌دم.