İmgeler
Открыть в Telegram
1 320
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-930 дней
Архив постов
1 320
Repost from مرموزاتِ اسدی
از اینکه تو لایه بیرونی و نازک ادبیات دستوپا میزنم و دیگه مثل گذشته تو عمقش شنا نمیکنم، اصلا راضی نیستم.
1 320
یه روز یه پیامی نوشتیم، یه حرفی زدیم، یه عکسی گرفتیم، یه خداحافظی کردیم، یه بغلی کردیم؛ یه روز یه کاری کردیم، هر چیزی... بعدا فهمیدیم که آخرین بار بوده! بدون اینکه متوجه باشیم، بدون اینکه بدونیم. به همین سادگی، آخرین بار بوده، آخرینِ آخرینِ آخرین... و بعد از گذشت زمان همین آخرینهای روزمره همون لحظهای که متوجهشون میشیم، میشن بغضهای بزرگ، میشن باری بر دوش، میشن خاطره، میشن داستان ناتموم!
1 320
Repost from N/a
ببین عزیز من! مهم نیست چندمین باره، مهم اینه که میشه هر بار غبارها رو کنار زد و از نو ساخت. میشه.
1 320
اینکه واقعیت زندگی همیشه از خیالات من متفاوته رو پذیرفتم ولی پذیرشش دلیل نمیشه که ناراحتم نکنه این قضیه.
1 320
Repost from آنچه که ساده از دست میرود
در نیزار
پرندهای اندوهگین میخواند
انگار چیزی را به یاد آورده
که بهتر بود فراموش کند.
•کی نو تسورایوکی
1 320
من هنوز هم فکر میکنم خوابم و یه روز قراره به واقعیتی بیدار شم که از این خواب هم تاریکتره.
1 320
میتونم تا صبح خیال کنم، میتونم داستانها بنویسم، میتونم فیلمها بسازم تو ذهنم، هر دفعه که این آهنگ رو گوش میکنم.
1 320
Repost from مرموزاتِ اسدی
تمرکزم پایینه. ذهنم عین بره بازیگوشیه که مرتع رو به هوای شنیدن یک صدا ترک میکنه و وقتی به خودش میاد که به لبه پرتگاه رسیده. میافته؟ نه همیشه ولی گاهی. کلماتم رو گم میکنم، نگاهم رو گم میکنم و ذهنم رو از افتادن تو پرتگاه، در لحظه آخر نجات میدم. و گاهی هم نمیدم.
