Behzad Mehrani- بهزاد مهرانی ✌️
رفتن به کانال در Telegram
تماس با من: @behzadmehrani7 اینستاگرام👈 www.instagram.com/behzadmehrani توییتر👈 www.twitter.com/behzadmehrani ------------------------- بهزاد مهرانیام. خواندن و نوشتن برای من نه معنای زندگی که خود ِ زندگی است.
نمایش بیشتر3 268
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+97 روز
+8430 روز
در حال بارگذاری دادهها
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+102
در 28 کانالها
سپتامبر '26
+236
در 12 کانالها
Get PRO
اوت '26
+281
در 28 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+101
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+137
در 10 کانالها
Get PRO
مه '26
+89
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+28
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '26
+32
در 3 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+79
در 7 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+82
در 11 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+101
در 23 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+37
در 12 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+41
در 6 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+50
در 8 کانالها
Get PRO
اوت '25
+54
در 14 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+102
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+165
در 16 کانالها
Get PRO
مه '25
+22
در 7 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+101
در 17 کانالها
Get PRO
مارس '25
+50
در 14 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+47
در 12 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+79
در 18 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+144
در 19 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+67
در 15 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+199
در 16 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+57
در 10 کانالها
Get PRO
اوت '24
+62
در 8 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+65
در 8 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+105
در 15 کانالها
Get PRO
مه '24
+241
در 16 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+76
در 11 کانالها
Get PRO
مارس '24
+116
در 10 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+117
در 8 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+125
در 5 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+116
در 6 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+33
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+40
در 6 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+54
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+41
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+138
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+50
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+22
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+51
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+61
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+61
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+83
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+178
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+253
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+300
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+42
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+39
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+90
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+94
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+58
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+240
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+81
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+92
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+47
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+65
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+27
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+80
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+93
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+61
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+51
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+47
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+57
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+57
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+111
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+127
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+2 414
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 19 اکتبر | +3 | |||
| 18 اکتبر | +2 | |||
| 17 اکتبر | +1 | |||
| 16 اکتبر | +4 | |||
| 15 اکتبر | +3 | |||
| 14 اکتبر | +3 | |||
| 13 اکتبر | +8 | |||
| 12 اکتبر | +7 | |||
| 11 اکتبر | +5 | |||
| 10 اکتبر | +11 | |||
| 09 اکتبر | +8 | |||
| 08 اکتبر | +5 | |||
| 07 اکتبر | +5 | |||
| 06 اکتبر | +3 | |||
| 05 اکتبر | +11 | |||
| 04 اکتبر | +4 | |||
| 03 اکتبر | +7 | |||
| 02 اکتبر | +12 | |||
| 01 اکتبر | 0 |
پستهای کانال
Repost from N/a
تصاویری از راهپیماییها و گردهماییهای ایرانیان در شهرهای مختلف جهان برای رساندن صدای مردم داخل ایران
Across the world, Iranians stand together to echo the voices of the brave people in Iran.
@RezaPahlaviComms
| 2 | نزدیک به نیم قرن است که ایرانیان آمریکا با نقشآفرینی در حوزههای تجارت، پزشکی، علم و آموزش، به پیشرفت و تقویت این کشور کمک کردهاند.
امروز از هممیهنان ایرانیام در آمریکا و از هر آمریکایی که برای آزادی، صلح، ثبات و امنیت اقتصادی ارزش قائل است، میخواهم در انتخابات ماه نوامبر، با حضور پای صندوقهای رای صدای خود را به گوش برسانند و هنگام رای دادن، آزادی ایران را به عنوان یک موضوع اصلی مد نظر قرار دهند.
زیرا ایران آزاد به سود همه است.
به سود مردم ایران است، مردمی که شایستهاند با کرامت زندگی کنند، آزادانه سخن بگویند و رهبران خود را بیهراس انتخاب کنند.
به سود جهان است، چرا که برای بیش از چهار دهه، جمهوری اسلامی شبهنظامیان را مسلح و تروریسم را تأمین مالی کرده و کشورهای همسایه را بیثبات ساخته است. اقدامات این رژیم، جان انسانهای بیگناه بیشماری را گرفته و خشونت، هرجومرج و ناامنی را در سراسر خاورمیانه، اروپا و فراتر از آن گسترش داده است.
ایران آزاد همچنین به سود مردم آمریکا است. امروز، اخلالگریهای جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، فشار اقتصادی را تا پمپبنزینها و فروشگاههای مواد غذایی آمریکا رسانده است. ایران آزاد به معنای مسیرهای کشتیرانی امن و باز، بازارهای انرژی باثباتتر و ملتی ۹۰ میلیونی است که بهجای تهدید آمریکا، آماده تجارت و همکاری با آن خواهد بود. با رژیمی که رهبرانش شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهند، صلح و ثبات پایدار ممکن نیست.
به همین دلیل، از شما میخواهم رای بدهید و خانواده و دوستان خود را نیز به این کار تشویق کنید. از هر نامزد، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، بپرسید آیا درک میکند که مشکل، خودِ رژیم جمهوری اسلامی است.
هنگام رای دادن، در نظر بگیرید که هر نامزد در کدام سو ایستاده است: در کنار مردم ایران یا در کنار سرکوبگران آنان.
جمهوری اسلامی راهحل این بحران نیست، خود، ریشه بحران است. تنها راهحل پایدار، از بین بردن این ریشه، یعنی خودِ رژیم است.
رضا پهلوی
For nearly half a century, Iranian Americans have helped build and strengthen this country through their contributions to business, medicine, science, and education.
Today, I call on my fellow Iranians in America, and on every American who values freedom, peace, stability, and economic security, to make your voices heard at the ballot box this November, and to consider the freedom of Iran as an important issue when casting your vote.
Because a free Iran is better for everyone.
It is better for the people of Iran, who deserve to live with dignity, speak freely, and choose their own leaders without fear.
It is better for the world. For more than four decades, the Islamic Republic has armed militias, financed terrorism, and destabilized its neighbors. Its actions have claimed countless innocent lives and spread violence, chaos, and insecurity across the Middle East, Europe, and beyond.
And it is better for the American people. Today, the Islamic Republic’s disruption of the Strait of Hormuz is driving economic pressure all the way to American gas pumps and grocery stores. A free Iran means secure and open shipping lanes, more stable energy markets, and a nation of 90 million people ready to trade and cooperate with America instead of threatening it. There can be no lasting peace or stability with a regime whose leaders chant “Death to America.”
That is why I urge you to vote and to encourage your family and friends to do the same. Ask every candidate, Republican or Democrat, whether they understand that the problem is the regime itself.
As you cast your vote, consider where each candidate stands: with the Iranian people or with those who oppress them.
The Islamic Republic is not the solution to the crisis. It is the root of the crisis. And the only lasting solution is to remove that root, the regime itself.
Reza Pahlavi
@OfficialRezaPahlavi | 210 |
| 3 | خبر مهم و فوری،
دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانوی ایران به اطلاع همکان میرساند که افراد و یا مراجع مشکوک و با اهداف مخرب، آدرسی را در فضای مجازی با نام
«say hello to Farah Pahlavi»
پخش کرده اند.
هدف این کار میتواند سعی در دسترسی به مشخصات کسانی باشد که مایلند برای شهبانوی ایران پیامی ارسال نمایند.
هم میهنان گرامی توجه کنند که تنها سایت رسمی شهبانوی ایران، و آدرس های شناخته شده از پیش ایشان در فضای مجازی معتبر هستند، و هر آدرس دیگری باید مشکوک و غیر قابل اعتماد محسوب گردد.
دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانوی ایران. | 389 |
| 4 | ۲۷ مهر؛ اعدام افسران سازمان نظامی حزب توده و کمکاری حکومت شاه در مهار تروریسم کمونیستی و اسلامگرا!
۲۷ مهر، سالگرد اعدام نخستین گروه از افسران سازمان نظامی حزب توده است؛این افراد در سال ۱۳۳۳ اعدام شدند؛ گروهی که در دل ارتش ایران تشکیلاتی مخفی برپا کرده بودند. این رویداد را نمیتوان فقط در چارچوب اعدام چند افسر دید. پشت آن، مسئلهای بزرگتر قرار دارد: نفوذ یک سازمان کمونیستی در نیروهای مسلح کشور، پیوند ایدئولوژیک حزب توده با شوروی و ناتوانی دستگاههای امنیتی در کشف و مهار بهموقع این شبکه.
حزب توده صرفاً یک جریان سیاسی داخلی نبود. رهبری و هستههای نظامی آن به کمونیسم و اتحاد شوروی وفاداری ایدئولوژیک داشتند و در بزنگاههایی که منافع مسکو با استقلال ایران در تعارض قرار میگرفت، جانب شوروی را گرفتند. پشتیبانی از خواستههای شوروی در ایران، از جمله امتیاز نفت شمال، نمونهای از تقدم منافع یک قدرت خارجی بر حاکمیت ملی بود.
تقی کیمنش از افسران ارتش و از اعضای برجسته کمیته مرکزی حزب توده سیامکها، اسکندانیها، روزبهها و وکیلیها را نظامیانی میخواند که «در صفوف حزب کمونیست ایران و حزب توده ایران رزمیدهاند و در راه آزادی و سربلندی ایران جان باختهاند».
مسئله فقط عقیدهٔ کمونیستی اعضای این سازمان نبود؛ سازمان نظامی حزب توده در ارتش فعالیت مخفی میکرد. چنین تشکیلاتی میتوانست به اطلاعات نظامی دسترسی پیدا کند، نیرو جذب کند و ظرفیت خرابکاری و خشونت سیاسی بهوجود بیاورد. گسترش این شبکه در نیروهای مسلح، نشانهٔ کمکاری جدی دستگاههای امنیتی و ضداطلاعاتی حکومت پهلوی بود.
این کمکاری به پروندهٔ افسران تودهای محدود نمیشد. به باور من، دستگاههای امنیتی حکومت پهلوی ــ از نیروهای پیش از تشکیل ساواک تا خود ساواک ــ در برخورد بهموقع و قاطع با گروههای مسلح کمونیستی و اسلامگرا کوتاهی کردند. این گروهها فرصت یافتند تشکیلات بسازند، نیرو جذب کنند و خشونت سیاسی را به ابزار مبارزه تبدیل کنند. وقتی شبکهای مخفی در ارتش ریشه میدواند یا گروهی مسلح برای ترور و عملیات آماده میشود، برخورد دیرهنگام دیگر نشانهٔ کارآمدی نیست؛ اعتراف به شکست پیشگیری است.
حتی در آمریکا نیز رهبران حزب کمونیست به اتهام توطئه برای سرنگونی خشونتآمیز حکومت محاکمه و محکوم شدند. مقابله با سازمانهایی که برای براندازی خشونتآمیز و ایجاد نظامی تمامیتخواه فعالیت میکنند، فقط مسئلهٔ حکومتهای اقتدارگرا نیست. هر دولتی در برابر شبکههایی که امنیت کشور را به خطر میاندازند مسئولیت دارد و باید پیش از گسترش آنها اقدام کند.
در همینجا باید از احمد شاملو نیز گفت. او شعرهایی چون «عشق عمومی»، «مرثیه» و «ساعت اعدام» را در پیوند با افسران تودهای و سرهنگ سیامک عرضه کرد. برخی از این شعرها پیش از انقلاب در مجموعههایی چون هوای تازه منتشر شده بودند؛ اما تقدیمهای صریحی مانند «برای سرهنگ سیامک» در مجموعهٔ پس از انقلابِ کاشفان فروتن شوکران آشکارتر شد. شعرهای شاملو مرگ و رنج این افراد را به تصویری از مقاومت بدل میکرد، اما ماهیت سازمان مخفی نظامی و همسویی سیاسی آن با شوروی را در مرکز روایت قرار نمیداد. وقتی شاملو را وجدان اخلاقی جامعه میخوانند، باید پرسید: چرا برای اعضای چنین شبکهای مرثیه و ستایش نوشت، بیآنکه در شعر از وابستگی حزبی و هدف سیاسی آن سازمان بگوید؟
کمونیسم را نباید به نام عدالتخواهی از پاسخگویی دربارهٔ کارنامهٔ حکومتهای کمونیستی معاف کرد. این حکومتها انسانهای بیشماری را با کشتار، زندان، قحطی و اردوگاههای کار اجباری قربانی کردند. از نظر من، کمونیسم همانند ن.ا.ز.ی.س.م باید ممنوع باشد. مگر کمونیسم کمتر از ن.ا.ز.ی.س.م انسان کشته است؟ نام و شعار یک ایدئولوژی نمیتواند جنایتهایی را که به نام آن انجام شده پاک کند.
اعدام افسران تودهای یادآور دو واقعیت است: یک سازمان مخفی کمونیستی توانست در ارتش ایران نفوذ کند، و دستگاههای امنیتی نتوانستند پیش از گسترش آن جلوی فعالیتش را بگیرند. برخورد پس از کشف شبکه لازم بود، اما جای پیشگیری بهموقع را نمیگرفت. کمکاری در برابر گروههای مسلح کمونیستی و اسلامگرا، هزینهای بود که ایران و مردمش پرداختند.
✅@behzadmehrani77 | 927 |
| 5 | پیام هممیهنان از ایران: «۷ نوامبر در فرانکفورت صدای ما مردم رنجدیده داخل ایران باشید!»
تصاویری از آمادهسازی و توزیع پرچم شیر و خورشید و تصاویر شاهزاده رضا پهلوی توسط گارد جاویدان ایران
@RezaPahlaviComms | 402 |
| 6 | تئو فرانکن، وزیر دفاع و تجارت خارجی بلژیک، روز ۶ نوامبر (۱۵ آبان) در آکادمی سلطنتی نظامی این کشور میزبان شاهزاده رضا پهلوی خواهد بود.
در آغاز این سفر، نشستی با حضور رئیس ستاد دفاع بلژیک و شماری از فرماندهان ارشد نظامی برگزار خواهد شد. سپس شاهزاده رضا پهلوی برای افسران و ژنرالهای بلژیکی درباره خاورمیانه سخنرانی میکند و دیدگاه خود را درباره آینده ایران و چشمانداز پیچیده ژئوپلیتیکی منطقه مطرح خواهد کرد.
@RezaPahlaviComms | 343 |
| 7 | با قلبی لبریز از عشق و سپاس به هم میهنانم، شما زادروز مرا با پیامهای شادباش و مراسم بسیاری در ممالک مختلف برگزار کردید، و من از این بابت قدردان محبتهای شما هستم.
مهربانی و صمیمیت شما عزیزانم بار دیگر یادآور مهر، دوستی و همبستگی فرهنگ ایران است که خدمتگزاران خود را فراموش نمیکند.
امید من آنست که پیروزی نهایی نور بر تاریکی، نوید بخش پایان نزدیک سالهای طولانی افول ایران، و بازگشت آن به دوران سازندگی، پیشرفت و سربلندی باشد.
فرح پهلوی | 460 |
| 8 | زادروز مادرم، شهبانو فرح پهلوی را شادباش میگویم. زنی که نه تنها برای من، که برای چندین نسل از ایرانیان، جایگاهی مادرانه داشته و دارد.
آنچه همواره در وجود مادرم برای من ستودنی بوده، عشق بیپایان او به ایران و تلاش ماندگارش برای پاسداری و بالندگی فرهنگ و هنر این مرز و بوم است.
مادرم هرگز ایمان خود را به پیروزی نور بر تاریکی از دست نداده است. امیدوارم بهزودی شاهد تحقق آرزویی باشد که یک عمر در دل پرورانده است: آزادی ایران، سربلندی مردمش و بازگشت روشنایی به سرزمینی که هرگز از قلب او دور نبوده است.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi | 424 |
| 9 | چیزی نمانده است تا صبح انتقام!
هرکدام از این جوانان رشیدی که این روزها به دست رژیم اسلامی، در زندانها یا در ملأعام، ا.ع.د.ا.م میشوند، میتوانستند فرزندان من یا برادران و خواهرانم باشند.
با کشتهشدن هر یک از عزیزانمان، ما هم میمیریم و بهمرور به مردههایی تبدیل میشویم که هنوز راه میروند؛ زندهایم به امید روزِ انتقام و محاکمهٔ جنایتکاران در دادگاهی عادلانه.
هر روز که چشم میگشایم و با این زندگی و روزهای تلخ، رنجآور و رقتبار روبهرو میشوم، تنها به این امید زندهام که ببینم قاتلانِ علیسینا مصطفویها به دست ملتِ زخمخورده و مظلوم ایران گرفتار شدهاند. به این امید زندهایم و زنده میمانیم.
به قول مونا برزویی عزیز:
یاد آر اگر رگت را با مرگ میخراشی
تو بازماندهای تا او را گواه باشی!
دیدی که بر مزارش، رقصِ پدر کدام است؟
این هلهلهٔ عزا نیست… آیینِ انتقام است!
✅@behzadmehrani77
بهزاد مهرانی | 1 740 |
| 10 | شاهدخت نور پهلوی با انتشار تصاویری از کوهنوردی جاویدنام علیسینا مصطفوی در شبکه اجتماعی اکس نوشت:
«امروز با نام علیسینا مصطفوی آشنا شدم؛ کاشکی در موقعیتی دیگر با نام او آشنا میشدم.
رژیم به او برچسب "تروریست" زد؛ اما این ویدئو نشان میدهد که علیسینا بهراستی که بود: کوهنوردی ۳۸ ساله، ایستاده بر فراز قله اورست، هنرمندی نوازنده، دوستدار حیوانات، و عاشق زندگی و طبیعت. خودتان ببینید و قضاوت کنید.»
@RezaPahlaviComms | 807 |
| 11 | ویدئویی از سید محمد خاتمی روز سهشنبه ۲۱ مهرماه منتشر شده است که در آن، ضمن تأکید دوباره بر «اشغالگر» بودن اسرائیل، میگوید جمهوری اسلامی حق ندارد در پرونده فلسطین مداخله کند و فلسطینیان خود باید درباره سرنوشتشان تصمیم بگیرند.
اما این سخنان را کسی میگوید که هشت سال، از ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴، رئیسجمهور جمهوری اسلامی بود؛ رئیسجمهوری که با رأی میلیونها ایرانی به قدرت رسید و با این همه، در دوران مسئولیت خود نهتنها از سیاست ایدئولوژیک جمهوری اسلامی درباره فلسطین اعلام برائت نکرد، بلکه بارها، با ادبیاتی متفاوت و نرمتر از جناح تندرو، از همان چیزی دفاع کرد که خود او صریحاً «آرمان مقدس ملت فلسطین» مینامید.
خاتمی در سال ۱۹۹۸، در پیام رسمی خود به مناسبت «روز بینالمللی همبستگی با مردم فلسطین»، هنگامی که رئیسجمهور ایران بود، از «حمایت قاطع و کامل» خود و مردم ایران از «آرمان مقدس ملت فلسطین» سخن گفت و اسرائیل را «رژیم صهیونیستی نژادپرست و توسعهطلب» خواند. مهمتر اینکه در همان پیام تصریح کرد که پس از انقلاب اسلامی، «آرمان فلسطین به یکی از ارکان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است».
یک سال بعد نیز بار دیگر از «حمایت قاطع و کامل» جمهوری اسلامی از «آرمان مقدس ملت فلسطین» سخن گفت و روند صلح خاورمیانه را به این دلیل مورد انتقاد قرار داد که به گفته او، ریشه بحران، یعنی «اشغال سازمانیافته سرزمین فلسطین»، را نادیده میگیرد.
در سالهای ریاستجمهوری خاتمی، حمایت از فلسطین صرفاً در حد پیامهای تشریفاتی باقی نماند. او از «مقاومت» فلسطینیان سخن گفت، اسرائیل را به «تروریسم دولتی» متهم کرد، مردم را به شرکت در راهپیمایی روز قدس فراخواند و در مقام رئیسجمهور با شیخ احمد یاسین، بنیانگذار حماس، نیز دیدار کرد.
بنابراین اختلاف خاتمی با تندروترین جناحهای جمهوری اسلامی را نباید با مخالفت او با اصل «آرمان فلسطین» یکی گرفت. خاتمی در لحن، روش و برخی راهحلهای سیاسی با آنان اختلاف داشت؛ اما در دوران هشتساله ریاستجمهوری خود، از چارچوب اصلی سیاست جمهوری اسلامی درباره فلسطین خارج نشد.
از همینجاست که سخنان امروز او معنای سیاسی دیگری نیز پیدا میکند.
وقتی خاتمی امروز میگوید جمهوری اسلامی نباید در پرونده فلسطین مداخله کند، این سخن فقط نقد یک سیاست خارجی نیست بلکه پیام و سیگنالی است به آمریکا، اروپا و حتی اسرائیل با این مضمون که «ما همانها نیستیم؛ با ما میتوان وارد گفتوگو شد؛ ما نسخهای کمهزینهتر، قابلمذاکرهتر و قابلقبولتر از جمهوری اسلامی هستیم.»
مشکل اینجاست که سابقه خود خاتمی چنین مرزبندی روشنی را تأیید نمیکند. کسی که امروز از عدم مداخله در فلسطین سخن میگوید، زمانی که خود رئیسجمهور بود، «آرمان فلسطین» را مقدس میخواند، از مقاومت فلسطینی حمایت میکرد، اسرائیل را رژیمی اشغالگر و نژادپرست مینامید و روز قدس را بخشی از سیاست رسمی حکومت میدانست.
بنابراین آنچه امروز ارائه میشود، بیش از آنکه گسستی روشن با گذشته باشد، نوعی بازآرایی زبان سیاسی است: حفظ بخشهایی از همان جهانبینی قدیمی، اما با ادبیاتی که برای مخاطب غربی قابلقبولتر باشد.
پرسش ساده است: اگر مداخله جمهوری اسلامی در پرونده فلسطین از اساس خطا بوده، چرا این اصل در دورهای که خاتمی خود بر رأس قوه مجریه نشسته بود، اعلام نشد؟
شیادی سیاسی اصلاحطلبان برای ملت ایران بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. جامعه سالهاست این بازیِ تقسیم نقش میان «اصلاحطلب» و «اصولگرا» را شناخته و بارها در خیابان فریاد زده است:
«اصلاحطلب، اصولگرا؛ دیگه تمومه ماجرا!»
✅@behzadmehrani77
بهزاد مهرانی | 1 974 |
| 12 | امروز رژیم تبهکار جمهوری اسلامی علیسینا مصطفوی را اعدام کرد.
علیسینا، کوهنورد و ورزشکار، پس از شکنجه، اعترافات اجباری و محاکمهای نمایشی به اعدام محکوم شده بود. این قتل حکومتی، ادامه کارزار جمهوری اسلامی برای ایجاد رعب و وحشت است.
کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی ایران پیشتر به آمران و عاملان اعدام معترضان هشدار داده است:
«از آمران تا مجریان احکام، یکایک شما پاسخگو خواهید بود. هر اعدام، بر مسئولیت کیفری شما میافزاید. به فراموشی این جنایات، مصونیت از مجازات یا بخشش دل نبندید.»
نام علیسینا مصطفوی فراموش نخواهد شد و آمران و عاملان اعدام او در برابر عدالت پاسخگو خواهند شد.
#آخرین_نفس
@RezaPahlaviComms | 676 |
| 13 | زادروز مادرم، شهبانو فرح پهلوی را شادباش میگویم. زنی که نه تنها برای من، که برای چندین نسل از ایرانیان، جایگاهی مادرانه داشته و دارد.
آنچه همواره در وجود مادرم برای من ستودنی بوده، عشق بیپایان او به ایران و تلاش ماندگارش برای پاسداری و بالندگی فرهنگ و هنر این مرز و بوم است.
مادرم هرگز ایمان خود را به پیروزی نور بر تاریکی از دست نداده است. امیدوارم بهزودی شاهد تحقق آرزویی باشد که یک عمر در دل پرورانده است: آزادی ایران، سربلندی مردمش و بازگشت روشنایی به سرزمینی که هرگز از قلب او دور نبوده است.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi | 332 |
| 14 | سالگرد جشنهای ۲۵۰۰ ساله
قسمت سوم (پایانی)
صادق خلخالی نیز در همان فضای سال ۱۳۵۰ نوشتهای علیه کوروش تهیه کرد که بعدها با عنوانی صریحاً ضدکوروش منتشر شد. در این نوشته، بزرگداشت کوروش و توجه به ایران باستان با استعمار و حتی صهیونیسم پیوند داده میشد.
در سوی دیگر، بخشهایی از جریان چپ و نیروهای انقلابی نیز جشنها را از دریچه مبارزه طبقاتی، مخالفت با سلطنت و مقابله با آنچه «امپریالیسم» مینامیدند، میدیدند.
سازمان مجاهدین خلق حتی از مخالفت تبلیغاتی فراتر رفت. اعضای این سازمان در آستانه جشنها در اندیشه عملیات برای ایجاد اخلال در مراسم بودند؛ از جمله طرحهایی برای قطع برق. اما پیش از اجرای این برنامهها، شبکه سازمان ضربه خورد و شمار زیادی از اعضای آن در شهریور ۱۳۵۰ دستگیر شدند.
محمد حنیفنژاد، یکی از بنیانگذاران مجاهدین خلق، در همین فضا گفته بود:
«انشاءالله همهٔ جشنها را به آتش میکشیم.»
گروهها و محافل نزدیک به چریکهای فدایی خلق نیز علیه جشنها اعلامیه و مطالب تبلیغاتی منتشر میکردند. در آستانه برگزاری جشنها، انتشار و توزیع اعلامیههای ضدجشن بخشی از فعالیت نیروهای انقلابی و چریکی بود.
علی شریعتی نیز در همان فضای تاریخی، یکی از مشهورترین سخنرانیهای خود، «آری، این چنین بود برادر»، را ایراد کرد؛ متنی که شکوه بناهای عظیم تاریخی و تمدنهای باستانی را نه از زاویه افتخار ملی، بلکه از منظر رنج فرودستان و کسانی بازخوانی میکرد که آن بناها را ساخته بودند.
در همان دوره، غلامحسین ساعدی نیز در نقد فضای فرهنگی و تشریفاتی حکومت، از جمله جشنها و جشن هنر، میگفت:
«هر روز مهمونی بود تو این مملکت!... جشن هنر خیلی خوب بود، ولی برای کی بود؟ برای مردم که نبود!»
این نوع نگاه را میتوان در بخش بزرگی از فرهنگ سیاسی نیروهای مخالف آن دوره دید.
اسلامگرایان از زاویه اسلام سیاسی به موضوع مینگریستند؛ مارکسیستها از دریچه مبارزه طبقاتی و ضدیت با سلطنت؛ و سازمانهای مسلح نیز چنین رویدادهایی را فرصتی برای ضربه زدن به اعتبار و ثبات حکومت تلقی میکردند.
اما فارغ از همه این منازعات، یک واقعیت تاریخی باقی مانده است:
برای چند روز در مهر ۱۳۵۰، نام ایران، کوروش، پاسارگاد و تختجمشید با حجمی کمسابقه در رسانههای جهان تکرار شد.
رهبران دهها کشور به ایران آمدند و دوربینهای تلویزیونی جهان، بهجای آن تصویر همیشگی از خاورمیانه که با جنگ، کودتا، فقر و بحران همراه بود، ستونهای تختجمشید، آرامگاه کوروش و کشوری را نشان دادند که میکوشید میان یکی از کهنترین تمدنهای جهان و یک دولت مدرن پیوند برقرار کند.
از این منظر، جشنهای ۲۵۰۰ ساله را میتوان نه فقط یک مراسم حکومتی، بلکه یکی از بزرگترین پروژههای معرفی ایران به جهان در تاریخ معاصر دانست؛
نمایشی جهانی که میخواست به دنیا یادآوری کند کشوری که امروز «ایران» نام دارد، صاحب تاریخی است که هزاران سال پیش از شکلگیری بسیاری از دولتهای مدرن آغاز شده است.
✅@behzadmehrani77
بهزاد مهرانی | 1 321 |
| 15 | وقتی یک تروریست، فعال سیاسی معرفی میشود!
قسمت دوم (پایانی)
خود فتاپور در شرح نحوه عضوگیری سازمان گفته است که «فداکاری، شهامت، آمادگی پذیرش شرایط دشوار زندگی چریکی و مرگ» از معیارهای اصلی انتخاب اعضا بود. او حتی توضیح داده که در سال ۱۳۵۲، برای آمادگی پیوستن به سازمان و زندگی مخفی، مأموریتی آزمایشی را پشت سر گذاشته است.
بنابراین بحث بر سر این نیست که آیا دستگاه امنیتی حکومت پهلوی شکنجه میکرد یا نه؛ وجود شکنجه و نقض حقوق زندانیان سیاسی موضوعی است که باید مستقلاً و بدون پردهپوشی بررسی شود. مسئله، تحریف ماهیت کسانی است که بازداشت میشدند.
تحریف از جایی آغاز میشود که نیمه دوم ماجرا حذف شود و عضو یک سازمان چریکی مارکسیست ـ لنینیست، که مبارزه مسلحانه را راه تغییر حکومت میدانست، پس از پنجاه سال صرفاً به شکل یک «فعال سیاسی قانونی» به مخاطب معرفی شود. در سابقه این گروه سیاسی، قتل کودکان نیز وجود دارد؛ چرا که برای عادی جلوهدادن خانههای تیمی خود از کودکان نیز استفاده میکردند.
این دیگر روایت تاریخ نیست؛ پاککردن بخش «ناخوشایند» تاریخ است.
نسلی از انقلابیان دهههای ۴۰ و ۵۰ خشونت سیاسی را نه یک انحراف ناخواسته، بلکه در بسیاری موارد یک فضیلت انقلابی میدانست. «چریک»، «مبارزه مسلحانه»، «قهر انقلابی»، «اعدام انقلابی» و «مصادره انقلابی» واژگانی بودند که در ادبیات سیاسی همان جریانها با افتخار به کار میرفتند. امروز نمیتوان همه آن تاریخ را از پرونده حذف کرد و تنها عنوان بیخطر «فعال سیاسی» را باقی گذاشت.
اگر قرار است درباره زندانهای شاه و رفتار ساواک سخن گفته شود، بسیار خوب؛ اما درباره اینکه چه کسانی در زندان بودند، عضو چه سازمانهایی بودند، چه ایدئولوژیای داشتند، چه شیوهای برای رسیدن به قدرت انتخاب کرده بودند و آن سازمانها پیش و پس از بازداشت آنان چه کرده بودند نیز باید سخن گفته شود.
تاریخ را نمیتوان نصفه روایت کرد.
همانگونه که شکنجه یک زندانی را نباید پنهان کرد، اسلحهای را که سازمان او برای تحقق اهداف سیاسیاش به دست گرفته بود و با آن بانک غارت میکرد و آدم میکشت نیز نباید از قاب تصویر بیرون انداخت.
✅@behzadmehrani77
بهزاد مهرانی | 1 304 |
| 16 | وقتی یک تروریست، فعال سیاسی معرفی میشود!
قسمت اول
هنوز از داغ کشتار هزاران انسان در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ به دست جمهوری اسلامی ــ رژیمی که از دل انقلاب ۵۷ بیرون آمد و به قدرت رسیدنش بدون همراهی و حمایت بخش بزرگی از نیروهای سیاسی مخالف شاه ممکن نبود ــ فاصله نگرفتهایم که بار دیگر رسانههای چپ و اسلامگرا، از داخل ایران تا خارج از کشور، به یاد «شکنجههای وحشیانه در زندانهای شاه» افتادهاند.
از دوران کودکی من، که تقریباً تمام دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی شبانهروز مشغول تمسخر و تخطئه شاه و حکومت پهلوی بود، تا امروز که همان طیفهای فکری با شدت علیه شاهزاده رضا پهلوی به میدان آمدهاند، مجموعهای محدود از روایتها بارها و بارها تکرار شده است؛ با این تصور که اگر یک ادعا را به اندازه کافی تکرار کنند، پروپاگاندا سرانجام جای تاریخ را خواهد گرفت.
اما اگر این دستگاه عظیم تبلیغاتی واقعاً موفق شده بود، پس از بیش از نیم قرن تبلیغ یکسویه علیه پهلوی، دیگر لازم نبود دوباره به همان نقطه آغاز بازگردند و همان روایتهای فرسوده را از نو تحویل جامعه دهند.
این بار صدای آمریکا مهدی فتاپور را مقابل دوربین نشانده است تا از دوران زندان خود بگوید و چنین تصویری ارائه کند که گویا صرفاً به دلیل داشتن عقاید سیاسی و انجام فعالیتهای قانونی بازداشت و شکنجه شده است.
اما مهدی فتاپور چه کسی بود و به چه سازمانی تعلق داشت؟
فتاپور یک مخالف سیاسی معمولی نبود. او از اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بود؛ سازمانی مارکسیست ـ لنینیست که اساس موجودیت و هویت سیاسیاش بر «مبارزه مسلحانه» استوار شده بود. خود نام سازمان نیز هیچ ابهامی باقی نمیگذاشت: «چریک».
ادبیات نظری بنیانگذاران این سازمان صریحاً حول ضرورت مبارزه مسلحانه، تشکیل گروههای چریکی، شکستن آنچه «جو اختناق» مینامیدند و تبدیل خشونت انقلابی به موتور حرکت سیاسی شکل گرفته بود.
کارنامه عملی سازمان نیز دقیقاً با همین جهانبینی سازگار بود: حمله مسلحانه به پاسگاه سیاهکل، ترور مقامهای حکومتی، بمبگذاری، حمله به مراکز پلیسی و امنیتی و سرقت مسلحانه از بانکها برای تأمین مالی تشکیلات. حتی منابع وابسته به سنت فدایی امروز نیز از «ترورها» و «بمبگذاریهای» این جریان در آن دوره سخن میگویند.
یکی از شناختهشدهترین نمونهها، ترور سپهبد ضیاءالدین فرسیو، رئیس دادرسی ارتش، در فروردین ۱۳۵۰ بود. این ترور نه عملی خودسرانه در حاشیه سازمان، بلکه بخشی از همان منطق «اعدام انقلابی» بود که گروههای مسلح مارکسیستی آن دوران برای حذف دشمنان سیاسی خود به کار میبردند.
مسئله حتی به کشتن مأموران حکومت و مخالفان بیرون از سازمان محدود نمیشد. خود مهدی فتاپور سالها بعد، در گفتوگویی درباره خشونت در سازمانهای چپ، تأیید کرد که در درون سازمان چریکهای فدایی خلق نیز اعضایی که قصد کنارگذاشتن مبارزه چریکی و تسلیمشدن داشتند، کشته شدهاند.
فتاپور گفت درباره دستکم دو مورد از این قتلها اطلاع شفاهی داشته و به پژوهش مازیار بهروز نیز اشاره کرد که شمار بیشتری را مطرح کرده است. منطق چنین قتلهایی روشن بود: فردی که میخواست از سازمان جدا شود، ممکن بود اطلاعات تشکیلات را در اختیار پلیس قرار دهد؛ پس حذف فیزیکی او میتوانست «ضرورت انقلابی» تلقی شود.
این همان نقطهای است که در بازخوانی تاریخ نباید پنهان شود: ما با جمعی از دانشجویان دارای «عقاید متفاوت» روبهرو نبودیم که صرفاً اعلامیه پخش میکردند و حکومت به دلیل عقیدهشان آنان را دستگیر میکرد. درباره سازمان چریکهای فدایی خلق، سخن از تشکیلاتی مخفی، ایدئولوژیک و مسلح است که بخشی از اعضایش خود را برای زندگی مخفی، استفاده از سلاح، تحمل شرایط چریکی و حتی مرگ آماده میکردند.
در سابقه این گروه، ک.شت.ن ک.و.د.ک.ا.ن نیز وجود دارد و اینها از کودکان به عنوان کسانی استفاده میکردند که زندگیشان در خانههای تیمی را عادی جلوه بدهد.
ادامه دارد
✅@behzadmehrani77
بهزاد مهرانی | 1 314 |
| 17 | وقتی یک تروریست، فعال سیاسی معرفی میشود!
هنوز از داغ کشتار هزاران انسان در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ به دست جمهوری اسلامی ــ رژیمی که از دل انقلاب ۵۷ بیرون آمد و به قدرت رسیدنش بدون همراهی و حمایت بخش بزرگی از نیروهای سیاسی مخالف شاه ممکن نبود ــ فاصله نگرفتهایم که بار دیگر رسانههای چپ و اسلامگرا، از داخل ایران تا خارج از کشور، به یاد «شکنجههای وحشیانه در زندانهای شاه» افتادهاند.
از دوران کودکی من، که تقریباً تمام دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی شبانهروز مشغول تمسخر و تخطئه شاه و حکومت پهلوی بود، تا امروز که همان طیفهای فکری با شدت علیه شاهزاده رضا پهلوی به میدان آمدهاند، مجموعهای محدود از روایتها بارها و بارها تکرار شده است؛ با این تصور که اگر یک ادعا را به اندازه کافی تکرار کنند، پروپاگاندا سرانجام جای تاریخ را خواهد گرفت.
اما اگر این دستگاه عظیم تبلیغاتی واقعاً موفق شده بود، پس از بیش از نیم قرن تبلیغ یکسویه علیه پهلوی، دیگر لازم نبود دوباره به همان نقطه آغاز بازگردند و همان روایتهای فرسوده را از نو تحویل جامعه دهند.
این بار صدای آمریکا مهدی فتاپور را مقابل دوربین نشانده است تا از دوران زندان خود بگوید و چنین تصویری ارائه کند که گویا صرفاً به دلیل داشتن عقاید سیاسی و انجام فعالیتهای قانونی بازداشت و شکنجه شده است.
اما مهدی فتاپور چه کسی بود و به چه سازمانی تعلق داشت؟
فتاپور یک مخالف سیاسی معمولی نبود. او از اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بود؛ سازمانی مارکسیست ـ لنینیست که اساس موجودیت و هویت سیاسیاش بر «مبارزه مسلحانه» استوار شده بود. خود نام سازمان نیز هیچ ابهامی باقی نمیگذاشت: «چریک».
ادبیات نظری بنیانگذاران این سازمان صریحاً حول ضرورت مبارزه مسلحانه، تشکیل گروههای چریکی، شکستن آنچه «جو اختناق» مینامیدند و تبدیل خشونت انقلابی به موتور حرکت سیاسی شکل گرفته بود.
کارنامه عملی سازمان نیز دقیقاً با همین جهانبینی سازگار بود: حمله مسلحانه به پاسگاه سیاهکل، ترور مقامهای حکومتی، بمبگذاری، حمله به مراکز پلیسی و امنیتی و سرقت مسلحانه از بانکها برای تأمین مالی تشکیلات. حتی منابع وابسته به سنت فدایی امروز نیز از «ترورها» و «بمبگذاریهای» این جریان در آن دوره سخن میگویند.
یکی از شناختهشدهترین نمونهها، ترور سپهبد ضیاءالدین فرسیو، رئیس دادرسی ارتش، در فروردین ۱۳۵۰ بود. این ترور نه عملی خودسرانه در حاشیه سازمان، بلکه بخشی از همان منطق «اعدام انقلابی» بود که گروههای مسلح مارکسیستی آن دوران برای حذف دشمنان سیاسی خود به کار میبردند.
مسئله حتی به کشتن مأموران حکومت و مخالفان بیرون از سازمان محدود نمیشد. خود مهدی فتاپور سالها بعد، در گفتوگویی درباره خشونت در سازمانهای چپ، تأیید کرد که در درون سازمان چریکهای فدایی خلق نیز اعضایی که قصد کنارگذاشتن مبارزه چریکی و تسلیمشدن داشتند، کشته شدهاند.
فتاپور گفت درباره دستکم دو مورد از این قتلها اطلاع شفاهی داشته و به پژوهش مازیار بهروز نیز اشاره کرد که شمار بیشتری را مطرح کرده است. منطق چنین قتلهایی روشن بود: فردی که میخواست از سازمان جدا شود، ممکن بود اطلاعات تشکیلات را در اختیار پلیس قرار دهد؛ پس حذف فیزیکی او میتوانست «ضرورت انقلابی» تلقی شود.
این همان نقطهای است که در بازخوانی تاریخ نباید پنهان شود: ما با جمعی از دانشجویان دارای «عقاید متفاوت» روبهرو نبودیم که صرفاً اعلامیه پخش میکردند و حکومت به دلیل عقیدهشان آنان را دستگیر میکرد. درباره سازمان چریکهای فدایی خلق، سخن از تشکیلاتی مخفی، ایدئولوژیک و مسلح است که بخشی از اعضایش خود را برای زندگی مخفی، استفاده از سلاح، تحمل شرایط چریکی و حتی مرگ آماده میکردند.
در سابقه این گروه، ک.شت.ن ک.و.د.ک.ا.ن نیز وجود دارد و اینها از کودکان به عنوان کسانی استفاده میکردند که زندگیشان در خانههای تیمی را عادی جلوه بدهد.
خود فتاپور در شرح نحوه عضوگیری سازمان گفته است که «فداکاری، شهامت، آمادگی پذیرش شرایط دشوار زندگی چریکی و مرگ» از معیارهای اصلی انتخاب اعضا بود. او حتی توضیح داده که در سال ۱۳۵۲، برای آمادگی پیوستن به سازمان و زندگی مخفی، مأموریتی آزمایشی را پشت سر گذاشته است.
بنابراین بحث بر سر این نیست که آیا دستگاه امنیتی حکومت پهلوی شکنجه میکرد یا نه؛ وجود شکنجه و نقض حقوق زندانیان سیاسی موضوعی است که باید مستقلاً و بدون پردهپوشی بررسی شود. مسئله، تحریف ماهیت کسانی است که بازداشت میشدند.
تحریف از جایی آغاز میشود که نیمه دوم ماجرا حذف شود و عضو یک سازمان چریکی مارکسیست ـ لنینیست، که مبارزه مسلحانه را راه تغییر حکومت میدانست، پس از پنجاه سال صرفاً به شکل یک «فعال سیاسی قانونی» به مخاطب معرفی شود. در سابقه این گروه سیاسی، قتل کودکان نیز وجود دارد؛ چرا که برای عادی جلوهدادن خانههای تیمی خود از کودکان نیز استفاده میکردند.
این دیگر روایت تاریخ نیست؛ پاککردن بخش «ناخوشایند» تاریخ است. نسلی از انقلابیان دهههای ۴۰ و ۵۰ خشونت سیاسی را نه یک انحراف ناخواسته، بلکه در بسیاری موارد یک فضیلت انقلابی میدانست. «چریک»، «مبارزه مسلحانه»، «قهر انقلابی»، «اعدام انقلابی» و «مصادره انقلابی» واژگانی بودند که در ادبیات سیاسی همان جریانها با افتخار به کار میرفتند. امروز نمیتوان همه آن تاریخ را از پرونده حذف کرد و تنها عنوان بیخطر «فعال سیاسی» را باقی گذاشت.
اگر قرار است درباره زندانهای شاه و رفتار ساواک سخن گفته شود، بسیار خوب؛ اما درباره اینکه چه کسانی در زندان بودند، عضو چه سازمانهایی بودند، چه ایدئولوژیای داشتند، چه شیوهای برای رسیدن به قدرت انتخاب کرده بودند و آن سازمانها پیش و پس از بازداشت آنان چه کرده بودند نیز باید سخن گفته شود.
تاریخ را نمیتوان نصفه روایت کرد.
همانگونه که شکنجه یک زندانی را نباید پنهان کرد، اسلحهای را که سازمان او برای تحقق اهداف سیاسیاش به دست گرفته بود و با آن بانک غارت میکرد و آدم میکشت نیز نباید از قاب تصویر بیرون انداخت.
✅@behzadmehrani77 | 1 |
| 18 | حمایت ۱۷۰۰ تن از پزشکان و متخصصان ایرانی در داخل و خارج کشور، از اهدای جایزه سال ۲۰۲۶ بنیاد «فریدریش نائومان برای آزادی» به شاهزاده رضا پهلوی به نمایندگی از مردم ایران.
این بیانیه به ابتکار «پزشکان میهندوست ایران» تهیه شده و همراه با اسامی امضاکنندگان به این بنیاد تحویل داده شده است.
متن کامل بیانیه در وبسایت کارزار «ایران را پس میگیریم»
@RezaPahlaviComms | 657 |
| 19 | سالگرد جشنهای ۲۵۰۰ ساله
قسمت دوم
دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ را میتوان دورهای بسیار مهم در گسترش صنعت گردشگری ایران دانست و جشنهای ۲۵۰۰ ساله نیز در دل همین روند برگزار شدند.
رشد گردشگری ایران پیش از سال ۱۳۵۰ آغاز شده بود و طبیعتاً نمیتوان تمام افزایش گردشگر را نتیجه این جشنها دانست. دولت ایران از دهه ۱۳۴۰ برنامهای جدی برای تبدیل کشور به یک مقصد گردشگری بینالمللی در پیش گرفته بود و توسعه فرودگاهها، هتلها، جادهها، خطوط هوایی و تبلیغات خارجی بخشی از همین سیاست بود.
با این همه، آمارها نشان میدهند که در سالهای پیش و پس از جشنها، شمار خارجیانی که به ایران سفر میکردند به طرزی چشمگیر افزایش یافت.
تعداد گردشگران ورودی به ایران از کمتر از ۸۰ هزار نفر در سال ۱۹۶۲ به رقمی نزدیک به ۷۰۰ هزار نفر در سال ۱۹۷۷ رسید.
آمار دیگری شمار گردشگران ورودی را در سال ۱۹۷۰، یعنی یک سال پیش از جشنها، حدود ۲۴۳ هزار نفر و در سال ۱۹۷۸ نزدیک به ۶۹۵ هزار نفر گزارش میکند.
بنابراین شاید دقیقتر باشد گفته شود که جشنهای ۲۵۰۰ ساله در میانه دوره صعود سریع صنعت گردشگری ایران برگزار شدند و با ایجاد موجی گسترده از تبلیغات و پوشش رسانهای جهانی، ایران، پاسارگاد، تختجمشید و میراث تاریخی کشور را در برابر میلیونها مخاطب در سراسر جهان قرار دادند.
این حجم از معرفی بینالمللی نمیتوانست برای گردشگری ایران بیاهمیت باشد. تا سالهای پایانی حکومت پهلوی، ایران به یکی از مقاصد شناختهشده گردشگری در خاورمیانه تبدیل شده بود.
اما درست در همان زمان که حکومت میکوشید پاسارگاد و تختجمشید را به ویترین جهانی ایران تبدیل کند، ایران را هرچه بیشتر به جهانیان بشناساند و از این ظرفیت برای توسعه گردشگری استفاده کند، بخش بزرگی از روشنفکران، فعالان سیاسی و گروههایی که دشمن شاه بودند از زاویهای کاملاً متفاوت به جشنها نگاه میکردند و به تخطئه و حمله به آن پرداختند.
خمینی که در آن زمان در نجف به سر میبرد، مخالفتش را صرفاً به هزینه یا شکل برگزاری مراسم محدود نمیکرد. او خود مفهوم شاهنشاهی و برجستهکردن تاریخ ایران پیش از اسلام را نیز هدف قرار میداد. پیش از برگزاری جشنها از مردم خواست علیه آن «مبارزه منفی» کنند و حتی توصیه کرد در روزهای برگزاری جشن از خانههای خود خارج نشوند.
ادامه دارد
✅@behzadmehrani77
بهزاد مهرانی | 1 653 |
| 20 | سالگرد جشنهای ۲۵۰۰ ساله
قسمت دوم
دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ را میتوان دورهای بسیار مهم در گسترش صنعت گردشگری ایران دانست و جشنهای ۲۵۰۰ ساله نیز در دل همین روند برگزار شدند.
رشد گردشگری ایران پیش از سال ۱۳۵۰ آغاز شده بود و طبیعتاً نمیتوان تمام افزایش گردشگر را نتیجه این جشنها دانست. دولت ایران از دهه ۱۳۴۰ برنامهای جدی برای تبدیل کشور به یک مقصد گردشگری بینالمللی در پیش گرفته بود و توسعه فرودگاهها، هتلها، جادهها، خطوط هوایی و تبلیغات خارجی بخشی از همین سیاست بود.
با این همه، آمارها نشان میدهند که در سالهای پیش و پس از جشنها، شمار خارجیانی که به ایران سفر میکردند به طرزی چشمگیر افزایش یافت.
تعداد گردشگران ورودی به ایران از کمتر از ۸۰ هزار نفر در سال ۱۹۶۲ به رقمی نزدیک به ۷۰۰ هزار نفر در سال ۱۹۷۷ رسید.
آمار دیگری شمار گردشگران ورودی را در سال ۱۹۷۰، یعنی یک سال پیش از جشنها، حدود ۲۴۳ هزار نفر و در سال ۱۹۷۸ نزدیک به ۶۹۵ هزار نفر گزارش میکند.
بنابراین شاید دقیقتر باشد گفته شود که جشنهای ۲۵۰۰ ساله در میانه دوره صعود سریع صنعت گردشگری ایران برگزار شدند و با ایجاد موجی گسترده از تبلیغات و پوشش رسانهای جهانی، ایران، پاسارگاد، تختجمشید و میراث تاریخی کشور را در برابر میلیونها مخاطب در سراسر جهان قرار دادند.
این حجم از معرفی بینالمللی نمیتوانست برای گردشگری ایران بیاهمیت باشد. تا سالهای پایانی حکومت پهلوی، ایران به یکی از مقاصد شناختهشده گردشگری در خاورمیانه تبدیل شده بود.
اما درست در همان زمان که حکومت میکوشید پاسارگاد و تختجمشید را به ویترین جهانی ایران تبدیل کند، ایران را هرچه بیشتر به جهانیان بشناساند و از این ظرفیت برای توسعه گردشگری استفاده کند، بخش بزرگی از روشنفکران، فعالان سیاسی و گروههایی که دشمن شاه بودند از زاویهای کاملاً متفاوت به جشنها نگاه میکردند و به تخطئه و حمله به آن پرداختند.
خمینی که در آن زمان در نجف به سر میبرد، مخالفتش را صرفاً به هزینه یا شکل برگزاری مراسم محدود نمیکرد. او خود مفهوم شاهنشاهی و برجستهکردن تاریخ ایران پیش از اسلام را نیز هدف قرار میداد. پیش از برگزاری جشنها از مردم خواست علیه آن «مبارزه منفی» کنند و حتی توصیه کرد در روزهای برگزاری جشن از خانههای خود خارج نشوند.
ادامه دارد
✅@behzadmehrani77
بهزاد مهرانی | 5 |
