Behzad Mehrani- بهزاد مهرانی ✌️
الذهاب إلى القناة على Telegram
تماس با من: @behzadmehrani7 اینستاگرام👈 www.instagram.com/behzadmehrani توییتر👈 www.twitter.com/behzadmehrani ------------------------- بهزاد مهرانیام. خواندن و نوشتن برای من نه معنای زندگی که خود ِ زندگی است.
إظهار المزيد2 831
المشتركون
+324 ساعات
+357 أيام
+4530 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+100
في 9 قنوات
يونيو '26
+137
في 9 قنوات
Get PRO
مايو '26
+89
في 3 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+28
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '26
+32
في 3 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+79
في 7 قنوات
Get PRO
يناير '26
+82
في 11 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+101
في 23 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+37
في 12 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+41
في 6 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+50
في 8 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+54
في 14 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+102
في 10 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+165
في 16 قنوات
Get PRO
مايو '25
+22
في 7 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+101
في 17 قنوات
Get PRO
مارس '25
+50
في 14 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+47
في 12 قنوات
Get PRO
يناير '25
+79
في 18 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+144
في 19 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+67
في 15 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+199
في 16 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+57
في 10 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+62
في 8 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+65
في 8 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+105
في 15 قنوات
Get PRO
مايو '24
+241
في 16 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+76
في 11 قنوات
Get PRO
مارس '24
+116
في 10 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+117
في 8 قنوات
Get PRO
يناير '24
+125
في 5 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+116
في 6 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+33
في 5 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+40
في 6 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+54
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+36
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+41
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+138
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+50
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+22
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+51
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+61
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+61
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+83
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+178
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+253
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+300
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+42
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+39
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+90
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+94
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+58
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+240
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+81
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+92
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+47
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+65
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+27
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+80
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+93
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+61
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+51
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+47
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+57
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+57
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+111
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+127
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+2 414
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 31 يوليو | +6 | |||
| 30 يوليو | +7 | |||
| 29 يوليو | +7 | |||
| 28 يوليو | +2 | |||
| 27 يوليو | +3 | |||
| 26 يوليو | +25 | |||
| 25 يوليو | +4 | |||
| 24 يوليو | 0 | |||
| 23 يوليو | +4 | |||
| 22 يوليو | +3 | |||
| 21 يوليو | +1 | |||
| 20 يوليو | +5 | |||
| 19 يوليو | +4 | |||
| 18 يوليو | +6 | |||
| 17 يوليو | +3 | |||
| 16 يوليو | +2 | |||
| 15 يوليو | +2 | |||
| 14 يوليو | 0 | |||
| 13 يوليو | 0 | |||
| 12 يوليو | +1 | |||
| 11 يوليو | 0 | |||
| 10 يوليو | 0 | |||
| 09 يوليو | +3 | |||
| 08 يوليو | +2 | |||
| 07 يوليو | 0 | |||
| 06 يوليو | +6 | |||
| 05 يوليو | 0 | |||
| 04 يوليو | 0 | |||
| 03 يوليو | +1 | |||
| 02 يوليو | 0 | |||
| 01 يوليو | +3 |
منشورات القناة
به قول کسی: «بحثِ بوسیدن یا نبوسیدن عادل، من را یاد پروندهی رضا ثقتی و تشخیصِ “لواطِ تفخیذی و بدون دخول کامل” میاندازد؛ پروندهای که سرانجام به تبرئه ختم شد.»
اینکه بتوانی قهقههزدن، خوشوبشکردن و شوخی با وزیر ارشادِ رژیمی جنایتکار را ــ رژیمی که در دو روز دهها هزار نفر را به قتل رسانده و هر روز چوبهی دار برپا میکند ــ به این مسئله فروبکاهی که آیا لبهای مبارکت بر دست «عباسآقا» ساییده شده است یا نه، تنها از یک «اصلاحطلب» برمیآید؛ آنهم اصلاحطلبی که بهرهی هوشی مخاطبانش را هیچ فرض کرده است.
✅@behzadmehrani77
| 2 | هیچ «خبربمال»خارجی یا داخلی هیچگاه از خمینی نپرسید: «شغل تو چیست؟» خبرنگارها مانند کودکان صغیر، دستبسته و مؤدب، کنار خمینی مینشستند و او نیز از موضع مراد و مقتدا به آنان پاسخ میداد و با «نمیدانم» و «نمیدانم» به هیکلشان میپاشید.
خمینی سالها در نجف و سپس چند ماه در نوفللوشاتو نشست، بیآنکه کسی از او بپرسد در تمام این سالها چه کار اجرایی و مدیریتی کرده، معاش خود و اطرافیانش از کجا تأمین شده و با کدام تجربه و صلاحیت میخواهد ادارهی کشوری بزرگ را به دست گیرد. رسانههای غربی نهتنها نداشتن «شغل حقوقبگیری» را به چماقی علیه او تبدیل نکردند، بلکه برایش تریبون ساختند تا وعدههای دروغین خود را بیمزاحمت به گوش جهانیان برساند.
اما خبرنگار رویترز در مصاحبهی اخیر با شاهزاده رضا پهلوی، در کنار چند اتهام و داوری تحقیرآمیز، به او میگوید که منتقدان میگویند شما هرگز «شغل حقوقبگیری» نداشتهاید و مهمترین صلاحیتتان وراثت است. شاهزاده نیز پاسخی روشن میدهد: اگر وکیلی پروندهای را رایگان و بدون دریافت دستمزد بپذیرد، آیا میتوان گفت شغلی ندارد؟ من چهار دهه است که فعالیت سیاسی خود را داوطلبانه و بدون دستمزد، بهعنوان فداکاری برای کشورم، انجام دادهام.
فعالیت سیاسی و مبارزه برای آزادی، فقط هنگامی «کار» محسوب نمیشود که قرار باشد شاهزاده رضا پهلوی را تخطئه کنند.
چهار دهه سخنگفتن علیه جمهوری اسلامی، دیدار با سیاستمداران و نهادهای بینالمللی، دفاع از گذار سکولار و دموکراتیک، ارتباط با نیروهای مخالف رژیم و تدوین برنامه برای دوران گذار، اگر کار سیاسی نیست، پس چیست؟ آیا ارزش کار را فقط فیش حقوقی تعیین میکند؟
پرسش از تجربه، کارنامه و صلاحیت سیاسی هر مدعی رهبری کاملاً مشروع است؛ اما فروکاستن بیش از چهار دهه فعالیت سیاسی به عبارت «هرگز شغل حقوقبگیری نداشته»، پرسشگری جدی نیست؛ شیوهای برای کوچککردن و تحقیرکردن موضوع مصاحبه است.
عجیبتر آنکه همین رسانه در گزارش خود اذعان میکند شاهزاده سالهای تبعید را به فعالیت سیاسی گذرانده است، اما بلافاصله نداشتن یک «شغل متعارف حقوقبگیری» را در برابر آن قرار میدهد؛ گویی سیاستورزی تماموقت، تنها به دلیل داوطلبانهبودن، کار به شمار نمیآید.
✅@behzadmehrani77 | 1 213 |
| 3 | یکی ظاهراً کتابخوان است و مترجم و روشنفکر و مورد اقبال عمومی؛ و دیگری کارگری است ساده.
اولی را ملت تقریباً هر روز در تلویزیون و فضای مجازی دیدهاند و برایش اکلیلی شدهاند؛ از دیگری اما تنها همین عکس و ویدیویی کوتاه منتشر شده است.
اولی در مراسم ختم اکبر عبدی، دست عباس صالحی، وزیر ارشاد رژیمی جانی، را میبوسد؛ و دیگری کارگر لنجی است که در مواجهه با سخنان لوسولوث سخنگوی دولت ــ «احوال شما؟ خوبید؟ من به دستور رئیسجمهور به جنوب کشور آمدهام تا از همهی کسانی که دارند تلاش میکنند قدردانی کنم…» ــ ساکت میماند و سخنی نمیگوید؛ اما گویی در چهرهاش یک «کون لقّت، آشغال!» مستتر است.
✅@behzadmehrani77 | 1 149 |
| 4 | میدانم که شناخت پروپاگاندا و درک شیوههای بعضاً هزارتوی رژیمهای توتالیتر برای ذهنهای ناورزیده و ناآشنا با این حوزه دشوار است؛ حتی ذهنهای ورزیده نیز گاه فریب میخورند. تا اینجا شاید بتوان مسئله را درک کرد.
اما اینکه کسی مدام فریب بخورد، هر بار برای فریبخوردگی خود توجیه بتراشد و سرانجام خود نیز در فریبدادن خویش مشارکت کند، دیگر چندان به میزان شناخت او از رژیمهای توتالیتر مربوط نیست؛ بلکه بیشتر نشانهی یک عیب شخصی و شخصیتی است و، در بدبینانهترین حالت، میتواند از منفعتطلبی ناشی شود.
مجتبی شکوری چند سالی است که به چهرهای شناختهشده تبدیل شده است. او در برنامهی «کتابباز» کوشید از خود تصویری فرهیخته، کتابخوان، متواضع و محجوب بسازد. یکبار پرده کنار رفت و ناچار شد مقابل دوربین بنشیند و اعتراف کند که قبولیاش در کنکور و ورودش به دانشگاه را مدیون سهمیههای حکومتی بوده است. البته این تنها موردی نیست که در روایتهای شکوری میتوان با تحریف، اغراق و خلافگویی روبهرو شد.
اینبار اما او مقابل دوربین نشسته و با ترکیبی از اسطورهپردازی، فلسفهبافی و شارلاتانیسم، دربارهی پیادهروی کربلایی سخن میگوید که در حال انجام آن است. سپس نتیجه میگیرد که اهریمن به ایران نظر بد کرده و ما باید «حسین» باشیم و پشتیبان حسین. در دستگاه تبلیغاتی امروز جمهوری اسلامی، معنای سیاسی چنین سخنی روشن است: حسین همان قدرت حاکم است و دفاع از او، دفاع از رژیمی که در دو روز دهها هزار انسان را کشته و هنوز هر روز جوانان و نوجوانان این مملکت را به دار میکشد.
این دقیقاً یکی از شیوههای پروپاگاندای رژیمهای توتالیتر است. جمهوری اسلامی دیگر نمیتواند با محسن قرائتی و مشتی آخوند گلگلی مردم را جذب کند. آن سرمایهی تبلیغاتی فرسوده شده است. آخرین ذخیرهی رژیم، توسل به اسطوره و فلسفه، وطن و اشک، چهرهی مظلوم و لحن محجوبانه است؛ همان نقشی که عادلها و مجتبیها ایفا میکنند.
پروپاگاندا همیشه با فریاد و عمامه و تریبون رسمی ظاهر نمیشود؛ گاهی کتاب به دست میگیرد، صدایش را پایین میآورد، اشک میریزد، از اسطوره سخن میگوید و خود را دلسوز ایران نشان میدهد.
✅@behzadmehrani77 | 1 468 |
| 5 | عادل فردوسیپور در مراسم ختم اکیر عبدی دست عباس صالحی وزیر ارشاد رژیم را میبوسد! عدهای هم هستند که گمان دارند فردوسیپور مخالف رژیم است.
✅@behzadmehrani77 | 1 340 |
| 6 | تورج دریایی و شگرد تخطئهی شاهزاده رضا پهلوی
تورج دریایی، پژوهشگری که در همهی این سالها به ایران رفتوآمد داشته و در مقاطعی نیز از نایاک حمایت کرده است، با انتشار عکس و متنی در صفحهی اینستاگرام خود، در پوشش تمجیدی جهتدار از محمدرضاشاه پهلوی، به تخطئهی شاهزاده رضا پهلوی پرداخته و کوشیده است او را به نوعی ابزار دست قدرتهای خارجی معرفی کند.
این نوشته، همان روایتهای آشنای مورد علاقهی جمهوری اسلامی و نیروهای پنجاهوهفتی را بازتولید میکند:
تأکید بر «اشتباهات» شاه، نسبتدادن انقلاب ۵۷ به عملکرد او، برجستهکردن نقش و سلطهی قدرتهای خارجی و مخالفت با هرگونه فشار یا مداخلهی خارجی. حاصل این ترکیب، ساختن تصویری بیخطر و موزهای از پهلوی است: شاهان گذشته محترماند، به شرط آنکه پهلوی به نیرویی زنده، سیاسی و مؤثر برای براندازی جمهوری اسلامی تبدیل نشود.
بخشی از هواداران آشکار و پنهان جمهوری اسلامی مدتهاست این شگرد را در پیش گرفتهاند: از رضاشاه و محمدرضاشاه با احترام یاد میکنند، برخی خدمات آنان را میستایند و حتی برای آخرین پادشاه ایران اشک میریزند؛ اما درست از نقطهای که پای شاهزاده رضا پهلوی و خطری که او برای جمهوری اسلامی نمایندگی میکند به میان میآید، زبانشان تغییر میکند.
رضاشاه و محمدرضاشاه دیگر در قید حیات نیستند و ستایش کنترلشده از آنان، بهخودیخود خطری فوری برای رژیم ایجاد نمیکند؛ اما شاهزاده رضا پهلوی زنده است، پایگاه اجتماعی گسترده دارد و امروز یکی از جدیترین تهدیدهای سیاسی علیه بقای جمهوری اسلامی به شمار میرود. از همین رو میتوان شاهان فقید را ستود و همزمان، با عباراتی ظاهراً دموکراتیک، ملیگرایانه و میهندوستانه، تنها چهرهی زنده و اثرگذار این خاندان ایرانساز را تخطئه کرد.
دفاع از رضاشاه و محمدرضاشاه، هنگامی که با تخطئهی شاهزاده رضا پهلوی و بازتولید روایتهای دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی همراه باشد، دفاع از پهلوی نیست؛ بلکه شیوهای پیچیدهتر برای خلع سلاح سیاسی پهلوی و بیاثرکردن مهمترین نیروی زندهی آن است.
✅@behzadmehrani77 | 5 961 |
| 7 | اگر امروز در خونِ فرزندانمان که به دست رژیم اسلامی در سراسر ایران ریخته میشود، دست و نقش امثال احمد زیدآبادی، بیژن عبدالکریمی، عبدالکریم سروش، تریتا پارسی، سروش دباغ، ولی نصر و یکیدو جین اوباش دیگر را نمیبینید، دقیقاً به این معناست که شناختتان از رژیم اسلامی هنوز کامل نشده است.
اساساً یکی از مهمترین دلایل بقای رژیم اسلامی تا امروز، نشناختن آن در تمامی ابعاد و اشکالش، و نیز ناتوانی عموم ملت در شناخت حامیان زیرکتر و بزککنندگان آن بوده است. البته رشد آگاهی ملی و سیاسی در سالهای اخیر، اکنون چهرهی مالهکشهای رژیم را آشکار و دستشان را برای بخش بزرگی از جامعه رو کرده است.
✅@behzadmehrani77 | 1 826 |
| 8 | دشمنان پهلوی، از آغاز تا امروز، همه ــ بهقطع میگویم ــ جماعتی بودهاند که دشمنیشان با پهلوی بر هر منطق و اخلاق و شرافتی میچربد.
✅@behzadmehrani77 | 1 253 |
| 9 | موسی غنینژاد در مناظره با میلاد دخانچی ــ یا همان «تقی رحمانیِ جوان» ــ شریعتی را «شیاد» خوانده است. عبدالکریم سروش نیز در صفحهٔ اینستاگرام خود، مطلبی تند و پرخاشگرانه خطاب به غنینژاد منتشر کرده ــ و البته بخش نظرات را به روی مخاطبان بسته است ــ و با تعابیری چون «گستاخ»، «جاهل»، «یاوهگو»، «نادان»، «بیادب»، «ادبیاتنشناس»، «جویای نام»، «نانشستهرویِ ناسزاگو»، «برخاسته از بستر جهالت»، «بیخبر از رسم مسلمانی و طریقت انسانی»، «فضول»، «دهانآلوده»، «بیدرد»، «بیباک»، «بیآبرو»، «صاحب پلشتی» و «بیحاصل» به او تاخته است.
من بارها از غنینژاد انتقاد کردهام و اساساً شخصیت محبوب من نیست؛ هرچند از او بسیار آموختهام. اما عبدالکریم سروش در قلب آمریکا بارها از تروریستهای سپاه، خامنهای، خمینی و دیگر بنیادگرایان اسلامگرا ــ همان کسانی که هستونیست ملتی را بر باد دادهاند ــ حمایت و دفاع کرده است. او بدنامتر از آن است که بتواند با حمله به غنینژاد، برای بیآبرویی خویش پناهی بجوید.
سروش سالهاست به تنظیمات کارخانه بازگشته است؛ اگر اساساً دورشدنش از آن تنظیمات معنای محصلی داشته باشد.
امروز روایتی خواندم که دستکم با اتهام دورویی و تناقض میان گفتار و کردار بیارتباط نیست: اوایل دههٔ هفتاد، عبدالکریم سروش همراه گروهی از مدیران و روشنفکران ایرانی، برای آشنایی با تجربهٔ بازسازی ژاپن، به آن کشور سفر کرده بود. او پس از بازگشت، گزارشی با عنوان «صناعت و قناعت» نوشت و در آن، با الهام از مولوی، صنعت، فناوری و توسعهٔ جدید را به نقد کشید.
اما محمد طبیبیان، یکی از همراهان آن سفر، خاطرهای خواندنی نقل میکند: سروش هنگام بازدیدهای گروهی از نمایشگاههای فناوری غایب میشد و به کتابفروشیها میرفت؛ بااینحال، هنگام بازگشت، برخلاف دیگران که چمدانهایشان نیمهخالی بود، با انبوهی از وسایل برقی وارد فرودگاه تهران شد. جعبهها آنقدر روی هم چیده شده بودند که از قد مأمور گمرک نیز بالاتر میرفتند!
ظاهراً استاد هنگام نوشتن «صناعت و قناعت»، خریدهای برقی خود را فراموش کرده بود.
✅@behzadmehrani77 | 1 839 |
| 10 | یاد محمدرضاشاه پهلوی گرامی!
✅@behzadmehrani77 | 1 577 |
| 11 | چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران | 527 |
| 12 | تمام عمرم در ایران به دلیل فعالیتهای سیاسیام علیرغم ۲۴ ماه «خدمت سربازی» نه به من کارت پایان خدمت دادند و نه توانستم در همهی سالهایی که ایران بودم کاری جز کارگری و فلافلفروشی و میوهفروشی و مانند اینها داشته باشم.
وقتی که کار روزنامهنگاری میکردم هم با فشارهایی بود که خیلی کوتاه مجبور به ترک کار میشدم. در ایران حتی نتوانستم یک حساب سادهی بانکی داشته باشم و صد و صدها مصیبت دیگر که گفتنش برایم هم غمانگیز است و خجالتآور چرا که جایی که رشیدترین جوانان مرز و بوم جانشان را دادند سخن گفتن از سختیها و مشقتهایم شرمم میدهد.بعد هم زندان افتادم و در زمستان سخت جان به دست از کوههای ترکیه فرار کردم. سختیها و مشقتهای بعد از آن هم «یکی داستان است پر آب چشم». بعد از زندان وکیلم - علیزاده طباطبایی- من را به روزنامه شرق معرفی کرد که کار من در آنجا بیش از یک روز نبود. فشار و فشار و فشار!
پیش از این اینها را نوشتهام اما دیدم یک سری از علاقهمندان و طرفداران فردوسیپور به من طعن میزنند که بله! فردوسیپور ایران ماند و شما رفتید. عرض کنم که اگر میخواستم مانند فردوسیپورها زندگی کنم میتوانستم در عین حفظ ژست «منقد نظام» در پول رژیم بچرم. بله! نه هر کس که ماند شریف مانده و نه هر کس که رفت برای زندگی بهتر رفته است. حفظ شرافت دشوار است چه ایران باشی و چه ایرانی خارج از وطن!
✅@behzadmehrani77 | 5 390 |
| 13 | هممیهنان عزیزم،
جمهوری اسلامی، با دستگاه عظیم دروغپردازی و تبلیغاتش، پس از ۴۷ سال جنایت علیه ملت و میهن ما، بار دیگر پشت نام «ایران» سنگر گرفته است.
این فرقه تبهکار ناایرانی و ضدایرانی، با جنگافروزی و سیاستهای ویرانگر، ایران را به انزوا و نابودی کشانده است، و امروز با وقاحت تمام، خود را مدافع وطن معرفی میکند.
رژیمی که دههها از خوزستان تا سیستان و بلوچستان را در فقر، محرومیت و بیتوجهی رها کرده است، امروز برای جنوب ایران اشک تمساح میریزد.
اما ما نمیگذاریم حقیقت وارونه شود.
این جنگ را جمهوری اسلامی به ایران تحمیل کرده، و مسئولیت آن بر عهده همین رژیم و حامیان آشکار و پنهانش است.
کسانی که سالها در برابر فقر، فساد، تبعیض و ویرانی کشور سکوت کردند یا در آن شریک بودند، امروز نمیتوانند با پناه گرفتن پشت نام «ایران»، کارنامه سیاه خود را سپید کنند.
همانگونه که رژیم نازی، مترادف ملت آلمان نبود، جمهوری اسلامی نیز مترادف ملت ایران نیست. ایران، ملت ایران است؛ نه رژیمی که بقای خود را بر ویرانی کشور بنا کرده است.
ملیگرایی واقعی، ایستادن در کنار ملت ایران و مبارزه دلیرانهشان برای آزادی، رفاه و بازپسگیری میهن است؛ نه دفاع از رژیمی که ۴۷ سال است جان و توان سرزمین ما را مصرف میکند.
هممیهنان،
ما برای بازپسگیری ایران از این رژیم اشغالگر ایستادهایم. این مسیر آسان نیست، اما مقصد روشن است. هر گام با برنامه، بر پایه واقعیتهای میدانی و با تکیه بر منافع ملت ایران برداشته میشود و شما در جریان مسیر پیش رو قرار خواهید گرفت.
برای حفظ ارتباط، تلویزیون «انقلاب ملی ایران» را از طریق ماهواره دنبال کنید و سد سانسور رژیم را بشکنید.
تاریکی ماندگار نیست.
نور ایران پیروز خواهد شد.
@OfficialRezaPahlavi | 514 |
| 14 | مجری: «شما فقط از راست پوپولیست حمایت نمیکنید، بلکه از راست افراطی حمایت میکنید؛ در واقع از احزاب بسیار حاشیهای در برخی کشورها که…»
ماسک: «نه، من از مردم عادی حمایت میکنم. آنچه شما به اشتباه “راست افراطی” مینامید.»
مجری: «از نظر شما اینها مردم عادی هستند. بسیار خب.»
ماسک: «بله. واقعاً اگر فقط ۱۰ یا ۱۵ سال به عقب برگردید، این سیاستها کاملاً عادی و پذیرفتهشده بودند. در واقع، یکی از… یکی از ترفندهایی که به نظرم جالب است این است که یک سخنرانی از اوباما یا هیلاری را بردارید، بعد آن را برای کسی که من به آن “چپ دیوانه” میگویم بخوانید و بپرسید: “نظرت درباره این سخنرانی ترامپ چیست؟” طرف میگوید: “وای، او بدترین آدم دنیاست!” بعد به او بگویید: “در واقع این سخنرانی اوباما بود” یا “این سخنرانی هیلاری بود.”»
مجری: «نه، قبول دارم که مرکز ثقل سیاسی این کشور تغییر کرده است. قطعاً حزب دموکرات به سمت چپ رفته، اما منظور من این نیست. منظورم افرادی مثل روپرت لو است.»
ماسک: «راستِ حاشیهای؟ اینها در واقع فقط مردم عادی هستند. فقط مردم عادی. و این هم اصولشان؛ بگویید کدامیک از اینها وحشتناک است:
— اینکه باید مرزهای امن داشته باشیم،
— اینکه باید شهرهای امن داشته باشیم،
— و اینکه باید هزینهکرد دولت منطقی باشد.
کدامیک از این سه مورد، افراطی یا متعلق به راست حاشیهای است؟»
مجری: «این سه مورد؟ نه، من…»
ماسک: «و همچنین میخواهم شما و رسانهها را بابت این توصیف مضحک از “راستک افراطی” سرزنش کنم؛ توصیفی که نادرست، گمراهکننده و بیمعناست. لطفاً این بخش را حذف نکنید.»
مجری: «همه این بخش را نگه میداریم. اما اجازه بدهید…»
ماسک: «این قسمت را حذف نکنید.»
@Garajetadayoni | گاراژ | 853 |
| 15 | ایلان ماسک:
«به نظر من، هوش مصنوعی احتمالاً تا حدود پنج سال دیگر از مجموع هوش تمام انسانها فراتر خواهد رفت. حدس من این است که حدود پنج سال دیگر چنین اتفاقی میافتد.
در آن زمان، تقریباً هیچ کاری وجود نخواهد داشت که هوش مصنوعی نتواند بهتر از انسان انجام دهد؛ بهجز شاید خودِ انسان بودن.»
@Garajetadayoni | گاراژ | 763 |
| 16 | دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۲۵۸۵، برابر با ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶
عصر این روز گروهی از خانواده های جاوید نامان تظاهرات در ایران، آسیب دیدگان چشمی، و همینطور تعدادی محدود، از کسانی بسیار که مورد ضرب و شکنجه رژیم حاکم بر ایران قرار گرفته اند، برای دیدار با علیاحضرت شهبانوی ایران در پاریس گرد آمدند.
شهبانوی ایران در این دیدار بسیار احساسی و تاثیر گذار، یک یک افراد این گروه را پذیرا شدند و با دقت و تامل به گفتگو و درد دل های آنها گوش کردند، و آنها را به لزوم از دست ندادن امیدشان و اعتماد به آینده ایران تشویق نمودند.
شهبانوی ایران در انتهای این جلسه پر از احساس و هیجان، با تاکیدی دوباره بر اینکه سلاح فرد فرد ما امید و اعتقاد به ایران و ایرانی است، یادآور شدند که اطمینان راسخ دارند که با آزادی نزدیک ایران، نسل جوان و برومند ما وظیفه خطیر بازسازی میهنمان و سربلندی ایران و ایرانی را به بهترین نحو آن به انجام خواهد رساند.
با این گفته و در میان شور و هیجانی صمیمانه این همایش بی نظیر انجام پذیرفت. | 786 |
| 17 | هر بار که از عادل فردوسیپور پرسیده میشود چرا در برابر کشتار فجیع مردم در دیماه و انقلاب ملی ایران سکوت کرده، اما برای فیلترشدن برنامهی خودش اشک میریزد، گروهی فوراً به میدان میآیند و میگویند: «اگر از خانوادههای داغدار و کشتهشدگان دفاع کند، در مضیقه میافتد.»
این دفاع، در ظاهر همدلانه است، اما در عمل دقیقاً همان تصویری از انسان را بازتولید میکند که رژیمهای توتالیتر برای بقای خود به آن نیاز دارند: انسانی بیچاره، بیاختیار، ناتوان و محکوم به اطاعت؛ موجودی که گویا در برابر قدرت هیچ انتخابی ندارد و برای حفظ امنیت، شهرت و موقعیتش ناگزیر است سکوت کند.
اما انسان بیچاره نیست.
پذیرفتن اینکه اعتراض در یک حکومت توتالیتر هزینه دارد، یک چیز است و تبدیلکردن هر سکوت و سازشی به «ناچاری» چیزی دیگر. اگر قرار باشد هر کس به دلیل احتمالِ ازدستدادن شغل، تریبون، برنامه یا امتیازش معذور شمرده شود، دیگر چه کسی مسئول رفتار خود خواهد بود؟ با این منطق، کارمند دستگاه سرکوب، مجری دستگاه تبلیغات، هنرمند حکومتی و چهرهای که دههها از امکانات رسمی بهره برده، همگی قربانیانی بیاختیارند. در این روایت، تنها کسی که مسئولیتی ندارد، همان انسانی است که تصمیم گرفته سکوت کند.
توتالیتاریسم فقط با زندان، اسلحه و شکنجه حکومت نمیکند؛ با القای درماندگی نیز حکومت میکند. قدرت میخواهد مردم باور کنند که هیچ انتخابی ندارند، اعتراض بیفایده است و هر کس برای حفظ زندگی خود ناچار به تمکین است. وقتی ما نیز برای توجیه سکوت چهرههای مشهور دائماً بر «بیچارگی» آنان تأکید میکنیم، ناخواسته همان دستگاه فکری رژیم را تکمیل کردهایم.
هیچکس از عادل فردوسیپور نخواسته است بیمحابا خود را به زندان بسپارد یا قهرمانبازی درآورد. موضوع بسیار روشنتر است: کسی که برای محدودشدن برنامهی خودش بغض میکند و اشک میریزد، نشان میدهد که توان اعتراض و بیان رنج را دارد؛ اما انتخاب کرده است این توان را کجا و برای چه کسی به کار بگیرد. وقتی پای منافع و تریبون خودش در میان است، صدایش شنیده میشود؛ اما وقتی خانوادههای داغدار، جوانان کشتهشده و یک ملت زخمخورده در میاناند، مدافعانش ناگهان از خطر و مضیقه سخن میگویند.
مسئله این نیست که عادل چرا قهرمان نیست؛ مسئله این است که چرا برخی میخواهند سکوت او را فضیلت و ناتوانیاش را اجتنابناپذیر جلوه دهند.
عادل فردوسیپور یک شهروند گمنام و بیپناه نیست. او چهرهای شناختهشده با سرمایهی اجتماعی گسترده است؛ سرمایهای که بخش مهمی از آن در همان صداوسیمای امنیتی و انحصاری جمهوری اسلامی شکل گرفته است. هرچه برخورداری و نفوذ یک فرد بیشتر باشد، مسئولیت اخلاقی او نیز سنگینتر است، نه سبکتر. شهرت فقط امتیاز نیست؛ مسئولیت هم هست.
البته انسانها حق دارند بترسند، سکوت کنند و حتی منافع خود را بر مسئولیت عمومی ترجیح دهند؛ اما ما نیز حق داریم این انتخاب را نقد کنیم. ترس میتواند رفتار یک فرد را توضیح دهد، اما لزوماً آن را تبرئه نمیکند. میان «فهمیدن علت سکوت» و «مشروعیتبخشیدن به سکوت» فاصلهای اساسی وجود دارد.
اگر هر کس تنها زمانی سخن بگوید که هیچ خطری متوجه او نباشد، هیچ استبدادی هرگز شکست نخواهد خورد. آزادی را انسانهای افسانهای و بیترس به دست نمیآورند؛ انسانهای معمولی به دست میآورند که با وجود ترس، در لحظهای معین تصمیم میگیرند دیگر کاملاً مطیع نباشند.
انسان بیچاره نیست. ممکن است محدود، ترسان و زیر فشار باشد؛ اما همچنان صاحب انتخاب و در برابر انتخاب خود مسئول است. انکار همین اختیارِ محدود، بزرگترین خدمتی است که میتوان به یک رژیم توتالیتر کرد.
✅@behzadmehrani77 | 1 493 |
| 18 | هر بار که از عادل فردوسیپور پرسیده میشود چرا در برابر کشتار فجیع مردم در دیماه و انقلاب ملی ایران سکوت کرده، اما برای فیلترشدن برنامهی خودش اشک میریزد، گروهی فوراً به میدان میآیند و میگویند: «اگر از خانوادههای داغدار و کشتهشدگان دفاع کند، در مضیقه میافتد.»
این دفاع، در ظاهر همدلانه است، اما در عمل دقیقاً همان تصویری از انسان را بازتولید میکند که رژیمهای توتالیتر برای بقای خود به آن نیاز دارند: انسانی بیچاره، بیاختیار، ناتوان و محکوم به اطاعت؛ موجودی که گویا در برابر قدرت هیچ انتخابی ندارد و برای حفظ امنیت، شهرت و موقعیتش ناگزیر است سکوت کند.
اما انسان بیچاره نیست.
پذیرفتن اینکه اعتراض در یک حکومت توتالیتر هزینه دارد، یک چیز است و تبدیلکردن هر سکوت و سازشی به «ناچاری» چیزی دیگر. اگر قرار باشد هر کس به دلیل احتمالِ ازدستدادن شغل، تریبون، برنامه یا امتیازش معذور شمرده شود، دیگر چه کسی مسئول رفتار خود خواهد بود؟ با این منطق، کارمند دستگاه سرکوب، مجری دستگاه تبلیغات، هنرمند حکومتی و چهرهای که دههها از امکانات رسمی بهره برده، همگی قربانیانی بیاختیارند. در این روایت، تنها کسی که مسئولیتی ندارد، همان انسانی است که تصمیم گرفته سکوت کند.
توتالیتاریسم فقط با زندان، اسلحه و شکنجه حکومت نمیکند؛ با القای درماندگی نیز حکومت میکند. قدرت میخواهد مردم باور کنند که هیچ انتخابی ندارند، اعتراض بیفایده است و هر کس برای حفظ زندگی خود ناچار به تمکین است. وقتی ما نیز برای توجیه سکوت چهرههای مشهور دائماً بر «بیچارگی» آنان تأکید میکنیم، ناخواسته همان دستگاه فکری رژیم را تکمیل کردهایم.
هیچکس از عادل فردوسیپور نخواسته است بیمحابا خود را به زندان بسپارد یا قهرمانبازی درآورد. موضوع بسیار روشنتر است: کسی که برای محدودشدن برنامهی خودش بغض میکند و اشک میریزد، نشان میدهد که توان اعتراض و بیان رنج را دارد؛ اما انتخاب کرده است این توان را کجا و برای چه کسی به کار بگیرد. وقتی پای منافع و تریبون خودش در میان است، صدایش شنیده میشود؛ اما وقتی خانوادههای داغدار، جوانان کشتهشده و یک ملت زخمخورده در میاناند، مدافعانش ناگهان از خطر و مضیقه سخن میگویند.
مسئله این نیست که عادل چرا قهرمان نیست؛ مسئله این است که چرا برخی میخواهند سکوت او را فضیلت و ناتوانیاش را اجتنابناپذیر جلوه دهند.
عادل فردوسیپور یک شهروند گمنام و بیپناه نیست. او چهرهای شناختهشده با سرمایهی اجتماعی گسترده است؛ سرمایهای که بخش مهمی از آن در همان صداوسیمای امنیتی و انحصاری جمهوری اسلامی شکل گرفته است. هرچه برخورداری و نفوذ یک فرد بیشتر باشد، مسئولیت اخلاقی او نیز سنگینتر است، نه سبکتر. شهرت فقط امتیاز نیست؛ مسئولیت هم هست.
البته انسانها حق دارند بترسند، سکوت کنند و حتی منافع خود را بر مسئولیت عمومی ترجیح دهند؛ اما ما نیز حق داریم این انتخاب را نقد کنیم. ترس میتواند رفتار یک فرد را توضیح دهد، اما لزوماً آن را تبرئه نمیکند. میان «فهمیدن علت سکوت» و «مشروعیتبخشیدن به سکوت» فاصلهای اساسی وجود دارد.
اگر هر کس تنها زمانی سخن بگوید که هیچ خطری متوجه او نباشد، هیچ استبدادی هرگز شکست نخواهد خورد. آزادی را انسانهای افسانهای و بیترس به دست نمیآورند؛ انسانهای معمولی به دست میآورند که با وجود ترس، در لحظهای معین تصمیم میگیرند دیگر کاملاً مطیع نباشند.
انسان بیچاره نیست. ممکن است محدود، ترسان و زیر فشار باشد؛ اما همچنان صاحب انتخاب و در برابر انتخاب خود مسئول است. انکار همین اختیارِ محدود، بزرگترین خدمتی است که میتوان به یک رژیم توتالیتر کرد.
✅@behzadmehrani77 | 24 |
| 19 | مخاطبی برایم نوشت که عادل فردوسیپور در گذشته اصلاحطلب بوده، اما حالا دیگر نیست. گفتم: از سردار جنایت، قاسم س.ل.ی.مانی، هم تعریف و تمجید کرده است. گفت: چون قاسم همشهری عادل بوده. گفتم: با احمد خمینی هم لاس میزده است. پاسخ داد: آن زمان مردم ایران هنوز رژیم را تا این اندازه نمیشناختند؛ عادل هم حالا مخالف رژیم است.
من فوتبالی نیستم، اما اینقدر میفهمم که رژیم کسی را سالهای سال به امنیتیترین نهاد تبلیغاتیاش، یعنی صداوسیما، راه نمیدهد و به او تریبون و شهرت نمیبخشد، مگر آنکه از حدود تعیینشده عبور نکند.
از همهٔ اینها گذشته، دستکم پس از کشتار دهها هزار نفر در دیماه، دیگر نباید تنها به این توجه کرد که چه کسی چه میگوید؛ بلکه باید بیشتر متفطن این امر بود که افراد چه چیزهایی را نمیگویند. وگرنه از این «منتقدان»، خروارخروار در بازار دستفروشها ریخته است.
رژیمهای توتالیتر در برهههایی از حیاتشان به کسانی نیاز دارند که فراوان سخنان انتقادی بگویند، اما چیزهایی را هرگز بر زبان نیاورند؛ یا اگر میگویند، کمخطرترین روایت ممکن را برای توتالیتاریسم عرضه کنند.
ولادیمیر بوکوفسکی، نویسنده و زندانی سیاسی شوروی، که ۱۲ سال از عمرش را در زندانها و تیمارستانها و اردوگاههای کار اجباری شوروی گذراند میگوید: «در یک نظام توتالیتر چگونه میتوان استعداد خود را به کار گرفت؟ فقط با همراهشدن با نظام؛ زیرا تنها نظام است که میتواند صحنه، تریبون، انتشارات و میکروفن در اختیارت بگذارد.»
بوکوفسکی سپس در مورد انتظارات رژیمهای توتالیتر میافزاید:
«البته شیطان در آغاز چیز زیادی از شما نمیخواهد؛ فقط امتیازهای بسیار کوچکی طلب میکند، اما همانها برای همراستا کردن شما با نظام کافیاند.»
سالهاست انتقادها و مخالفتهایی در جریان است تا در هیاهوی آنها، حرفهایی گفته نشود. دوام رژیم بیش از آنکه به سخنان روشنفکران، فعالان و هنرمندان وابسته باشد، به همان سخنانی نیاز دارد که آنان نمیگویند.
✅@behzadmehrani77 | 1 366 |
| 20 | ارزشیها و آنهایی که افسارشان را در دست دارند، میگفتند «آقا» مخفیگاه نداشت و به همین دلیل در دفتر کارش کشته شد.
مصاحبهٔ اخیر عباس عراقچی با جواد موگویی چند نکته را روشن میکند: نخست اینکه در عالیترین سطوح رژیم، حفرهای امنیتی وجود داشته که اطلاعات این جلسات را لو داده است؛ دوم اینکه وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی با قاطعیت گفته بودند جنگی در نخواهد گرفت؛ و سوم اینکه، به گفتهٔ حمزه صفوی، فرزند یحیی رحیم صفوی، مشاور عالی علی خامنهای، خامنهای با وجود برخورداری از «یکی از گرانترین و پیچیدهترین تشکیلات و سامانههای حفاظتی جهان»، قربانی ضعف دستگاههای امنیتی شده و حفاظت از او نیازمند بازنگری اساسی بوده است.
با توجه به این اطلاعات، به آن ارزشیای که هنوز گمان میکند خامنهای زیرزمینی نداشته تا چون موش در آن مخفی شود، چه باید گفت؟
✅@behzadmehrani77 | 1 142 |
