آنا بنویس
رفتن به کانال در Telegram
1 107
مشترکین
+124 ساعت
-27 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
1 107
ای لُعبت خندان لب لَعلَت که مَزیده¹ است؟
وی باغ لطافت بِهِ رویت که گَزیده است؟
زیباتر از این صید همه عُمر نکرده است
شیرینتر از این خربزه هرگز نبریده است
ای خضر حلالت نکنم چشمهی حیوان
دانی که سکندر به چه محنت طلبیده است؟
آن خونِ کسی ریختهای یا مَی سرخ است؟
یا توت سیاه است که بر جامه چکیده است؟
با جمله برآمیزی و از ما بگریزی
جُرم از تو نباشد گنه از بخت رمیده است
نیک است که دیوار به یکبار بیفتاد
تا هیچکس این باغ نگویی که ندیده است
بسیار توقف نکند میوهی بر بار
چون عام بدانست که شیرین و رسیده است
رفت آنکه فقاع² از تو نگشاید دگر بار
ما را بس از این کوزه که بیگانه مکیده است
سعدی در بوستان هوای دگری زن
وین کِشت رها کن که در او گَله چَریده است
#سعدی
#غزلیات
۱. مزه کرده شده
۲. نوشیدنی گازدار
1 107
من زارایاکوب رو نمیشناسم، سرچ کردم ببینم وجود خارجی داره یا نه 🙂
علی شریعتی سالها مردم رو سرکار گذاشته بود مدام از قول شاندل و به باور شاندل، افکارش رو تو ذهن مخاطب چپانده بود.
رضا همراه، چندین کتاب که خودش نوشته بود رو به عزیز نسین، نسبت داده بود و غالب کرده بود به ملت.
ذبیحالله منصوری هم خواجهی تاجدار رو که خودش نوشته بود به نام ژان گوره که وجود خارجی نداشت غالب کرد.
چقدر خوبه که ما الان میتونیم با یه سرچ از صحت و سقم مطالب آگاه بشیم.
1 107
🎐
از نظر زارا یاکوب¹ زندگی همیشه برای همه سخت است و همه رنج میکشند.
این غمانگیز است و کمک میکند ما با یکدیگر مهربان باشیم و همدلی داشته باشیم، اما بعضی به اشتباه بدرفتاری میکنند و خشن میشوند.
آنها گمان میکنند اگر دیگران را بیازارند درد و رنجهای خودشان از بین میرود.
زارا یاکوب باور داشت اگر غمهای خود را بپذیریم، کمتر از دست دیگران عصبانی میشویم و درد و رنجی که در جهان هست، کمتر خواهد شد.
#راهنما_کنجکاوانه_اندیشیدن
#مدرسه_زندگی
#فاطمه_زمانی
۱. زارا یاکوب؛ متفکر عقلگرا و فیلسوف اتیوپیایی قرن هفدهم
1 107
انسان در همان حال که ساختن را یاد میگرفت، خراب کردن را هم میآموخت.
انگار که خدایی سرسخت همهی کوشش خود را صرف آن میکرد که میان زندگی و مرگ و میان رفاه و فقر توازنی بی مفهوم و تغییر ناپذیر را حفظ کند.
#همه_میمیرند
#سیمون_دوبوار
#مهدی_سحابی
فوسکا، شخصیت اصلی داستان عمر جاویدان داره، یه جورایی خضر زمان.
قرنها از عمرش میگذره و دو قرن حاکم کارمونا (استان، ایالت یا هر اسمی که طبقه بندی قرون وسطی داشته) در ایتالیا بوده.
ایالتهای مختلفی رو فتح میکنه و گاهی شکست میخوره.
بعد از دو قرن تصمیم میگیره حاکم کل جهان بشه تا بتونه نظم مورد نظرش رو اعمال کنه.
میگه: با یک ایالت همیشه یک جای کار میلنگه.
یک جا میگه: در برابر رفاه و آسایش و آبادی و رونق اقتصادی مُردن یک عده آدم چیز مهمی نیست، این کشتارها اجتنابناپذیره.
انگار این یه قانون نانوشته توی ذهن اکثر زمامداران حکومتهاست. حالا بماند که خیلی جاها مخصوصا خاورمیانه در برابر کشتارها هیچ رفاه و رونقی هم در کار نیست......
کتاب رو دوست نداشتم، انتظاری که از سیمون دوبووار داشتم یه چیز دیگه بود.
1 107
اتفاقم به سر کوی کَسی افتاده است
که در آن کوی چو من کُشته بسی افتاده است
خبر ما برسانید به مرغان چمن
که همآواز شما در قفسی افتاده است
به دلارام بگو ای نفس باد سَحَر
کار ما همچو سِحر با نفسی افتاده است
بند بر پای، تحمل چه کند گر نکند
انگبین است که در وی مگسی افتاده است
هیچکس عیب هوس باختن ما نکند
مگر آنکس که به دام هوسی افتاده است
سعدیا حال پراکندهی گوی آن داند
که همه عمر به چوگان کسی افتاده است
#سعدی
#غزلیات
1 107
صبر کن ای دل که صبر، سیرت اهل صفاست
چارهی عشق احتمال، شرط محبت وفاست
غفلت از ایام عشق، پیش مُحقق خطاست
اول صبح خیز، کاخر دنیا فناست
صحبت یار عزیز، حاصل دورِ بقاست
یکدمه دیدار دوست، هر دو جهانش بهاست
دردِ دل دوستان گر تو پسندی رواست
هرچه مُراد شماست، غایت مقصود ماست
از درِ خویشم مَران، کاین نه طریق وفاست
در همه شهری غریب، در همه مُلکی گداست
با همه جرمم امید، با همه خوفم رَجاست¹
گر دِرَم ما مِس است، لطف شما کیمیاست
سعدی اگر عاشقی، میل وصالت چراست؟
هرکه دل دوست جُست، مصلحت خود نخواست
#سعدی
۱. امیدواری
1 107
_ قبول دارم که آدم خشک باشد، اما خسیس نباشد.
آدم میتواند از ته دل آرزوی داشتن بعضی چیزها را داشته باشد. اما همینکه به آنها رسید باید خودش را از آنها خلاص کند.
#همه_میمیرند
#سیمون_دوبوار
#مهدی_سحابی
مال از بهر آسایش عُمر است، نه عُمر از بهر گِرد کردن مال
#سعدی
سیمون دوبووار و سعدی هر دو، ارزش را در «استفاده و زیستن» میبینند، نه صرفاً در «داشتن».
ترکیب دوبوار و سعدی معجون خوشمزهای میشه.......1 107
رژین پرسید_ کی از همه خوشگلتر است؟
_ از چه نظر؟
_ عجب سوالی!!
مرد گفت: _ برای اینکه آدم کسی را به دیگران ترجیح بدهد باید نقطه نظری داشته باشد.
#همه_میمیرند
#سیمون_دوبوار
#مهدی_سحابی
مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست
#سعدی
1 107
وقتی میدانید حتماً میمیرید، دیگر چرا فکرش را بکنید؟
خیلی ساده است خواهی نخواهی مرگ به سراغتان میآید. احتیاجی نیست که شما در فکر آن باشید.
به نظر من جاودانگی معجزهای نیست که از معجزهی به دنیا آمدن و مُردن بزرگتر باشد.
#همه_میمیرند
#سیمون_دوبوار
#مهدی_سحابی
به احتیاط ز دست خضر پیاله بگیر
مباد آب حیاتت دهد به جای شراب
#صائب_تبریزی
1 107
دو پسربچه دنبال هم میدویدند، دخترکی توپش را به دیوار میزد، هیچکس توجهی به او نداشت، رهگذری بیش نبود.
با خود گفت: این مردم چطور با زندگی مدارا میکنند؟ من که هرگز مدارا نخواهم کرد.
#همه_میمیرند
#سیمون_دوبوار
#مهدی_سحابی
1 107
شد شد، نشد خودمو حبس میکنم، کتاب میخونم و فیلم میبینم تا بمیرم.
#توئیت
روز جهانی کتابخوانی
https://t.me/anabenevis
1 107
از خوابیدن وحشت داشت؛ در زمانی که تو خوابیدهای کسان دیگری هستند که بیدارند و تو هیچ نفوذی بر آنان نداری.
#همه_میمیرند
#سیمون_دوبوار
#مهدی_سحابی
خواب یعنی از دست دادن کنترل بر زمان و جهان. وقتی بیداری، دستکم این تصور را داری که میتوانی ببینی، تصمیم بگیری، واکنش نشان بدهی و در اتفاقات اطرافت دخالت کنی. اما وقتی میخوابی، این امکان موقتاً از تو گرفته میشود.
1 107
آن دو بلند شده بودند و میرقصیدند؛ بد میرقصیدند، اما این را نمیدانستند و شادمان بودند
عشق، عشقی کامل در چشمشان موج میزد؛ چنان سرگرم بازی بزرگ بشری بودند که گویی پیش از آن دو هیچکس در جهان عاشق نشده بود.
آن دو را نگاه میکرد و پیش خود میگفت «فلورانس به سانیه دروغ میگوید؛ سانیه دربارهی فلورانس اشتباه میکند، عشقشان چیزی جز یک سوءتفاهم نیست.»
رژین با خود گفت: این چه حالتی است که من دارم؟ وقتی آدمهای دور و برم خوشحالند، همدیگر را دوست دارند و از زندگی لذت میبرند، به نظرم میرسد که دارند مرا میکُشند.
#همه_میمیرند
#سیمون_دوبوار
#مهدی_سحابی
این منم بی کم و کاست......
گاهی تو گروهها میبینم آدمها دنبال یه موضوع پیش پا افتاده راه میافتن بحث میکنند غش غش میخندن. برا خاطر یه آهنگ یا عکس تشکر میکنن و میگن روزم رو ساختی، واقعاً برام عجیبه. مگه میشه 😁
1 107
برای دگرگون کردن جهان باید آن را سراسر به دست گرفت.
اما کار جهان دشوار است و زندگی کوتاه مردمان خاکی از پس آن برنمیآید. باید زندگی جاوید یافت.
#همه_میمیرند
#سیمون_دوبوار
#مهدی_سحابی
1 107
خدا که اکنون در زبان فارسی به معنای آفریدگار است، در فرهنگ ایرانی معادل حاکم بوده است و فقط برای حکومتگران زمینی به کار میرفتهاست.
خدا در فرهنگ ایرانیان آدمی بود که بر دیگران حکم میراند، قانون وضع و اجرا میکرد و جامعه را اداره میکرد.
آن ذات مقدس آسمانی که اکنون خدا مینامیم، در زبان ایرانی«بَغ» نامیده میشد نه خدا. اهورامزدا بَغ بود نه خدا.
ایرانیان به حاکم وستا، شهر حاکم کشور (یعنی شاه) و نیز حاکم همهی حاکمان که شاهنشاه بود خدا میگفتند و جمعشان شاهنشاه بود.
#فروپاشی_شاهنشاهی_ساسانی
#امیرحسین_خنجی
#پایان
1 107
خدا که اکنون در زبان فارسی به معنای آفریدگار است، در فرهنگ ایرانی معادل حاکم بوده است و فقط برای حکومتگران زمینی به کار میرفتهاست.
خدا در فرهنگ ایرانیان آدمی بود که بر دیگران
حکممیراند، قانون وضع و اجرا میکرد و جامعه را اداره میکرد. آن ذات مقدس آسمانی که اکنون خدا مینامیم، در زبان ایرانی«بَغ» نامیده میشد نه خدا. اهورامزدا بَغ بود نه خدا. ایرانیان به حاکم وستا، شهر حاکم کشور (یعنی شاه) و نیز حاکم همهی حاکمان که شاهنشاه بود خدا میگفتند و جمعشان شاهنشاه بود. #فروپاشی_شاهنشاهی_ساسانی #امیرحسین_خنجی
1 107
چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هرچه در دو عالم هست
دگر به روی کَسم دیده بَر نمیباشد
خلیل من همه بتهای آزری بشکست
مجال خواب نمیباشدم ز دست خیال
درِ سرای نشاید به آشنایان بست
درِ قفس طلبد هرکجا گرفتاری است
من از کمند تو تا زندهام نخواهم جَست
غلام دولت آنم که پایبند یکی است
به جانبی متعلق است از هزار برست
نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول
معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
حذر کنید ز باران دیدهی سعدی
که قطره سیل شود چون به یکدگر پیوست
#سعدی
#غزلیات
1 107
بندهوار آمدم به زنهارت
که ندارم سلاح پیکارت
متفق¹ میشوم که دل ندهم
معتقد میشوم دگر بارت
مشتری را بهای روی تو نیست
من بدین مفلسی خریدارت
غیرتم هست و اقتدارم نیست
که بپوشم ز چشم اغیارت²
من هم اول که دیدمت گفتم
حذر از چشم مست خونخوارت
تو ملولی و دوستان مشتاق
تو گریزان و ما طلبکارت
چشم سعدی به خواب بیند خواب
که ببستی به چشم سحارت³
تو بدین دو چشم خوابآلود
چه غم از چشمهای بیدارت
#سعدی
#غزلیات
۱. هم نظر، یک دل
۲. بیگانه، نامحرم
۳. ساحر، جادوگر
1 107
آنچه بر سر ایران آمد نتیجهی تلاشهای همدستانهی فقیهان و زمین سالاران برای نابودگری اصلاحاتی بود که از زمان قباد آغاز و تا پایان دوران خسروپرویز دنبال شده بود و امتیازات دیرینهی فقیهان و زمین سالاران را به سود پیشبرد کشور و بهبود اوضاع ملت از آنها گرفته بود.
آنان که خسروپرویز را از میان برداشته و کشور را وارد جنگ داخلی کرده و توان کشور را به تحلیل برده بودند همهی زمینهها را برای فروپاشی هستی تاریخی ایران فراهم آورده بودند.
#فروپاشی_شاهنشاهی_ساسانی
#امیرحسین_خنجی
1 107
نوشتهاند که عبدالله پسر عباس، عبدالله پسر عمروعاص و حسن و حسین و پسران علی در لشکرکشی به شهر تمیشه(از توابع گرگان )، همراه سعید عاص بودند.
ولی شرکت این چند تن در این لشکرکشی بی پایه است. عبدالله عمروعاص در این زمان در مصر بوده و عبدالله و حسن و حسین در مدینه بودند.
معلوم نیست این روایتها را به چه منظوری ساختهاند.
شاید کسانی در زمان معاویه گفتهاند که علی و پسرانش هیچ نقشی در فتوحات اسلامی نداشتهاند( و چنین هم بوده است ).
#فروپاشی_شاهنشاهی_ساسانی
#امیرحسین_خنجی
