اتحادیه ابلهان
رفتن به کانال در Telegram
كانالي براي معرفي كتاب، آشنايي با ادبيات فاخر جهان و آثار برتر نويسندگان و مشاهير. جایی برای امیدواری
نمایش بیشتر1 501
مشترکین
-124 ساعت
-47 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
1 501
Repost from تحلیل زمانه
⚫️اورهان پاموک نویسنده ترکیهای برنده جایزه ادبیات نوبل درباره عشق میگه؛
عشق،
حسرت در آغوش گرفتن کسی،
حسرت یک جا بودن با اوست؛
آرزوی در آغوش گرفتن او،
فراموش کردن همهی دنیاست...
⚪️اما به گمان من، عشق آن بزنگاه تاریخی در یکی از لحظات زندگیِ آدمیست که انسان میخواهد به تعبیر لکان "احساسی را به کسی بدهد که او نمیخواهدش".
به بیان قرمطی، و برخلاف گفته پاموک، عشق در نخستین رُستنگاه خویش، در حسرت درآغوشکشیدن نیست؛ بلکه مترصد تلذد از تلاقیِ دو نگاهیست که باهم بیگانهاند اما هم را آشنا مییابند و این تمایل به نزدیکی روحی را با #مناسک_نگاه به یکدیگر اعلام میدارند.
✍ غلامرضا علیزاده
tahlilvarasad
1 501
Repost from تحلیل زمانه
در تبریز چوبه های دار برپا بود ، ما ( روسها) آزادی خواهان را اعدام میکردیم و یک مشت لات و لوت و پامنبری برای یک عرب سینه میزدند .
کسروی
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
1 501
Repost from حیاتِ شعر
صبح اگر طالع وقتیست غنیمت بشمار
کس نخواندهست که تا شام چه خواهد بودن
•شهریار 🌱
1 501
Repost from تحلیل زمانه
🔴 چت جی پی تی احمق می شود؟
👈 شما متوجه آن شدهاید؛ ChatGPT احمقتر از قبل به نظر میرسد. پرامپتهایی که 6 ماه پیش کار میکردند، حالا نتایج بدتری تولید میکنند. نوشتاری که تولید میشود، صافتر و بیروحتر شده و ایدهها محافظهکارانهتر به نظر میرسند. خود اینترنت هم انگار در حال کوچک شدن است. هر مقالهای شبیه دیگری است. هر ایمیلی شبیه دیگری است. هر پاسخی انگار با صدای یکسان نوشته شده است.
شما فکر کردید مشکل از خودتان است، اما نیست. پژوهشگران دانشگاه آکسفورد و کمبریج مقالهای در مجله Nature منتشر کردند که دقیقا ثابت میکند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. آنها به این پدیده میگویند Model Collapse یا فروپاشی مدل.
مکانیسم آن در یک جمله: هوش مصنوعی که روی دادههای تولیدشده توسط هوش مصنوعی آموزش ببیند، در هر نسل احمقتر میشود تا جایی که ظاهر واقعی دادههای انسانی را فراموش کند.
اینترنت در حال پر شدن از محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی است: پستهای وبلاگ، مقالات، بررسیها، کامنتها، شبکههای اجتماعی. شرکتهای هوش مصنوعی اینترنت را scrape میکنند تا نسل بعدی مدلها را آموزش دهند. یعنی نسل بعدی هوش مصنوعی روی خروجی نسل فعلی آموزش میبیند.
هر چرخه، مقداری از اطلاعات را از دست میدهد. نه به صورت تصادفی، بلکه ابتدا نادرترین، غیرمعمولترین و خلاقانهترین بخشها را از دست میدهد. پژوهشگران به این بخشها میگویند دم توزیع یا tails of the distribution. ایدههای عجیب، دیدگاههای غیرمنتظره، چیزهایی که اینترنت را انسانی جلوه میدادند. اینها اول محو میشوند.
آنچه باقی میماند، میانگین است. امن، مورد انتظار و بیمزه. سپس نسل بعدی روی همان آموزش میبیند و بیشتر از دست میدهد و نسل بعدتر هم همینطور. پژوهشگران ثابت کردند این یک افول آهسته نیست. تخریب عمده فقط در چند تکرار رخ میدهد، حتی وقتی بخشی از دادههای انسانی اصلی حفظ شود.
آنها این را روی مدلهای زبانی بزرگ، مولدهای تصویر و مدلهای آماری آزمایش کردند. الگو همیشه یکسان بود. خروجی به سمت نسخهای باریک، صاف و مسطح از واقعیت همگرا میشود که هیچ شباهتی به داده اصلی ندارد.
محقق ارشد به صراحت گفت: مدلهای زبانی بزرگ مثل آتش هستند. ابزاری مفید، اما چیزی که محیط را آلوده میکند.
این آلودگی نامرئی است. شما نمیتوانید بگویید کدام جمله در اینترنت توسط انسان نوشته شده و کدام توسط هوش مصنوعی. هوش مصنوعی بعدی که قرار است روی آن آموزش ببیند هم نمیتواند. و وقتی دمهای توزیع از بین رفتند، دیگر برنمیگردند. آسیب غیرقابل بازگشت است.
این دیگر یک پیشبینی نیست. یک تشخیص است. اینترنتی که شما با آن بزرگ شدید، توسط انسانهایی ساخته شد که چیزهایی مینوشتند که هیچ الگوریتمی نمینوشت. عجیب، شخصی، ناکامل، زنده. آن اینترنت در حال رقیق شدن است. نسل به نسل هوش مصنوعی. و مدلهایی که روی آنچه باقی مانده آموزش میبینند، در حال یادگیری نسخهای کوچکتر و کوچکتر از جهان هستند.
فروپاشی مدل، فقط یک مشکل فنی نیست. یک مشکل فرهنگی است. چیزی که اینترنت را ارزش خواندن میکرد، دقیقا همان چیزی است که اول محو میشود.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
1 501
Repost from کتابخانهٔ کافه اندیشه
پارسال در چنین روزی که از خواب بیدار شدیم، جنگ ۱۲ روزه آغاز شده بود و حالا در حالی در سالروز آن به سر میبریم که جنگی ۴۰ روزه را پشت سر گذاشتیم و در آن میان، فاجعه هولناک دی ماه را تجربه کردیم....از خرداد پارسال تا خرداد امسال فقط یک سال نبود، یک تاریخ فشرده تراژیک بود که بر سر و سرنوشتمان آوار شد......فارغ از اینکه خوانش ما از این رخدادها چه باشد، خراشی که از زخم این حوادث خوردیم از ما آدمی ساخته که هنوز نتوانستیم آن را هضم کنیم....ما سالهاست که دیگر آدم سابق نیستم اما در این یک سال انگار با خود پیشین خود غریبه شدیم و به اندازه یک تاریخ پرتلاطم در پیچ و تاب تاریخی، تاب آوردیم....بعد از این هم به ناگزیر تاب میآوریم....اما ای کاش زندگی چیزی بیشتر از تابآوردن بود....خستهایم از به دام افتادن در این دوام آوردنها!
https://t.me/book_archives
1 501
کفشهای کوتاه و بلند زمانه را یکی پاشنهدار و یکی بیپاشنه میپوشم.
درهای روزمرگی آغوش برایم گشودهاند. کاش اسبهای مرادمان زین شده باشند…
@bookketab
1 501
с.325все Greek philosopher
Aristotle names four sources of happiness: sensual (hedone), material (propraietari), ethical (ethikos), and logical (dialogike).
حدود ۳۲۵ سال پیش از میلاد
فیلسوف یونانی، Aristotle (ارسطو)، چهار منبع خوشبختی را نامگذاری کرد:
• لذتجویی و خوشیهای حسی (hedone)
• داراییها و ثروت مادی (proprietari)
• فضیلت و اخلاق (ethikos)
• تفکر و استدلال منطقی (dialogike)
The psychology book from DK
@bookketab
1 501
سر خودمان را گرم کار و زندگی میکنیم. گاهی هم موزیک گوش میدیم خرید میکنیم. کلاس میریم، حتی مسافرت هم…
ولی نمیشه آقا جان نمیشه…
هیچ چیزی دیگه مثل قبل نمیشه.
ما که از فولاد نبودیم که حتی اگر هم بودیم باز هم کم میآوردیم.
داغ از دست دادن اون همه عزیز دستهاشو گذاشته بیخ گلومون و فشار میده؛ خفه شدیم آقا خفه شدیم.
هنوز اشکهامون نخشکیده و بغضمون هر روز مثل همون روز اول میترکه.
شرمِ زندگی داریم.
شرمِ بودن…
@bookketab
1 501
Repost from تحلیل زمانه
روزهای سگی تهران
کسی که از رخدادهای پیش از زادنش(تاریخ) بی خبر باشد، همواره کودک خواهد ماند_ سیسرو
صبح با صدای شیون آغاز میشود، نه بانگ اذان یا آوای خروس. اگر غریبهای در سالهای ۱۹۱۷-۱۹۱۸ (۱۲۹۶-۱۲۹۷ خورشیدی) وارد تهران میشد، نخستین چیزی که چشمانش را میزد، اجسادی بود که گوشه و کنار کوچهها و خیابانهای خاکی و پر از گلولای، به حال خود و بیکس رها شده بودند.
سپیدهدم، گاریهای نظمیه و بلدیه در محلههای فقیرنشین مثل «صابونپزخانه»، «گود عربها» و «چالهمیدان» میگردند تا جنازههایی را که شب گذشته از سرما و گرسنگی جان دادهاند، جمع کنند. مردم با جامههای ژولیده، پارهپوره و به تن دریده، با چشمانی بیفروغ و بیتفاوت، بار زدن اجساد را تماشا میکنند؛ مرگ آنقدر تکراری شده که دیگر هیچکس را منقلب و حتی غمگین نمیکند. دگر کسی نیست که بر سر جنازهها ناله کند:
دیروز به یک مرده دو صد نوحه گری بود
امروز ز صد مرده، یکی زنده نگرید
پای میرآبها و مظهر قناتها، دعواهای خونینی بر سر آب درمیگیرد. ولی این آبها زلال نیستند؛ آلوده به باسیل وبای آسیایی و حصبهاند. از سوی دیگر، سوز سرمای پاییز و زمستان، ویروس مرگبار «آنفولانزای اسپانیایی» را در شهر مستقر کرده است؛ هر کس که بدنش از گرسنگی ضعیف شده، تا شب گداخته میشود و فردا نامش در لیست همان گاریهای مرگ است.
هوا روشنتر میشود، ولی انگار شهر در غباری از یاس فرو رفته است. دکانهای نانوایی سنگکی و تافتون، به دژهای نظامی تبدیل شدهاند. نانواییها سپر بلا دارند و سربازان نظمیه با شلاق و قنداق تفنگ، هجوم جمعیت گرسنه را عقب میرانند. نانی که پخته میشود، از آرد گندم نیست؛ ترکیبی هولناک است از ارزن، خاکاره، تلخهگندم، کاه و حتی خاک رس. مردم برای یک تکه از این نان سیاهرنگ دستبهیقه میشوند. زنان بچههای استخوانی و نیمهجان خود را روی دست بلند میکنند و ضجه میزنند: «نان... نان...».
در همین حال، انبارداران بزرگ، ملاکان پرنفوذ و شاهزادگان قاجار، گندمها را در انبارهای تاریک عودلاجان و بازار احتکار کردهاند تا قیمتها روزبهروز بالاتر برود. از سوی دیگر، ارتش بریتانیا نیز برای تغذیه سربازان خود در غرب و شمال ایران، تمام غلات، انبارها و دامهای باقیمانده را با پول گزاف میخرد و بار شترها و استرها میکند. برای دلالان، این قحطی یک تجارت پرسود است و برای تودهها، یک نسلکشی تدریجی.
در تهران این سالها، ساختار اخلاقی جامعه تحت فشار گرسنگی مفرط از بیخ و بن فروپاشیده است. هر محله با دیوارهای کاهگلی بلند و دروازههای چوبی زمخت، خود را از محله مجاور ایزوله (جدا) کرده است، چرا که در این تنازع بقا، هر محله، محله دیگر را دشمن و غارتگر میداند. دزدی دیگر کار سارقان حرفهای نیست؛ پدران وفادار و مادران ناامید برای سیر کردن شکم فرزندانشان دست به سرقت میزنند.
اوباش و چاقوکشان در روز روشن به دکانها و رهگذران حمله میکنند تا کیسه آرد یا چند شاهی پول را بقاپند.
در خیابان علاءالدوله (فردوسی کنونی)، اتومبیلها و کالسکههای ژنرالهای انگلیسی یا اعضای سفارت روس و عثمانی میگذرند. تضاد هولناکی است؛ در یک سو مردمی که از فرط گرسنگی پوست درختان، یونجه و علفها را میجوند و مردار حیوانات را پاک میکنند، و در سوی دیگر نظامیان بیگانه با چکمههای براق، اونیفورمهای اتوکشیده و جیرههای غذایی کامل.
با غروب آفتاب، تهران رسما تعطیل و به تسخیر وحشت درمیآید. برق کارخانه امینالضرب فقط کفاف روشن کردن چند خیابان اعیاننشین را میدهد و باقی شهر در تاریکی فرو میرود.
پس از ساعت ۱۰، سگهای ولگرد که شمارشان زیاد شده بود، ارباب خیابانها میشدند. صدای زوزه و جنگ آنها بر سر گوشت مرده ای در تاریکی، تن را میلرزاند.
خانهها به پناهگاههای جنگی شبیهند. مردان خانواده با تفنگهای سرپر یا دشنه، پشت درها بیدار مینشینند. شایعه آدمخواری و دزدیدن کودکان ، شایعه اینکه راهزنان به خانهای در سنگلج یا پامنار زدهاند و اهل خانه را سر بریدهاند؛ بر سر زبان ها است. در خانهها نه نفت برای چراغ هست و نه زغالی برای کرسی. خانوادهها در تاریکی و سرما، کز کرده اند.
بله، تهران، پایتخت مشروطه، در سالهای ۱۹۱۷-۱۹۱۸ عملاً کلانشهری رو به مرگ بود. دولتی در کار نبود؛ نخستوزیران مستعجل، تنها بازیگرانی بیاختیار در دست سفارتخانهها بودند و شاه جوان قاجار غرق در سوداگری گندم خود. این تجربه هولناک از مرگ، گرسنگی، بیپناهی و تحقیر ملی توسط بیگانگان، چنان ضربه روانی ژرف و زخم چرکینی بر روح جمعی مردم تهران و ایران زد که وقتی دو سه سال بعد (۱۲۹۹/۱۹۲۱) شایعه آمدن یک «دست آهنین» برای برقراری نظم و نان پیچید، جامعه خسته، نیمهجان و قحطیزده، صمیمانه تشنه تغییر بود؛ حتی به قیمت آزادی نیمبند مشروطه.
#یدالله_کریمی_پور
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
1 501
درمان اعتیاد کار سختی است و حتی از درمان سایر بیماریهای اعصاب و روان نیز دشوارتر است. در مورد سایر بیماریهای روانی تردیدی نیست که بیمار دوست دارد بهبود پیدا کند. اما فرد معتاد خودش هم مطمئن نیست که میخواهد ترک کند یا نه.
احساس چنین معتادی آدم را به یاد سنآگوستین میاندازد که زمانی دلباخته زنی جوان شده بود و دعا میکرد «خدایا به من تقوی بده، اما نه حالا!»
دوپامین مولکولی با خواص شگفتانگیز - دانیل ز لیبرمن
@bookketab
1 501
Repost from تحلیل زمانه
♦️ آسمان شب یکشنبهشب، دهم خرداد، میزبان یک رویداد نجومی نادر به نام «ریزماه آبی» (Blue Micromoon) خواهد بود؛ پدیدهای که در آن، ماه کامل در دورترین فاصله خود از زمین قرار میگیرد و کوچکتر و کمنورتر از همیشه دیده میشود. علاوه بر این، ستاره درخشان «قلبالعقرب» (Antares) نیز در این نمایش آسمانی حضور خواهد داشت.
ماه آبی زمانی رخ میدهد که دو ماه کامل در یک ماه میلادی شکل بگیرند (نخستین ماه کامل این ماه در ۱ مه دیده شد). از سوی دیگر، به دلیل مدار بیضوی ماه، این بار قمر زمین در فاصله ۴۰۶,۱۳۵ کیلومتری قرار دارد که باعث میشود ۶ درصد کوچکتر و ۱۰ درصد کمنورتر از یک ماه کامل معمولی به نظر برسد. برخلاف نامش، این ماه تغییر رنگ نخواهد داد.
نکته جذابتر این رویداد، پدیده «اختفا» برای رصدگران نیمکره جنوبی (مانند استرالیا، نیوزیلند، شیلی و آرژانتین) است؛ جایی که ریزماه آبی برای مدتی کوتاه از مقابل ستاره غولپیکر سرخ «قلبالعقرب» در صورت فلکی کژدم عبور کرده و آن را پنهان میکند. در سایر نقاط جهان، این ستاره سرخ در تمام طول شب در کنار ماه کامل قابل رویت خواهد بود.
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
1 501
دخترها را به دریا بردم، ایستاده در ساحل ساعتها در سکوت به بازی کردنشان نگاه کردم. برگشتیم، نیم ساعتی خوابیدم و انگار بعد از ماهها یا حتی سالها آسودهترین خواب را تجربه کردم.
@bookketab
1 501
روز شادی است بیا تا همگان یار شویم
دست با هم بدهیم و بر دلدار شویم
چون در او دنگ شویم و همه یک رنگ شویم
همچنین رقص کنان جانب بازار شویم
روز آن است که خوبان همه در رقص آیند
ما ببندیم دکانها همه بیکار شویم
روز آن است که تشریف بپوشد جانها
ما به مهمان خدا بر سر اسرار شویم
روز آن است که در باغ بتان خیمه زنند
ما به نظاره ایشان سوی گلزار شویم
مولانا
@bookketab
1 501
کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
محقق است که او حاصل بصر دارد
چو خامه در ره فرمان او سر طاعت
نهاده ایم مگر او به تیغ بردارد
حافظ
@bookketab
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
