غلوپژوهی
يا أهل الكتاب لا تغلوا في دينكم (نساء: ١٧١) - مطالعات حدیثی، تاریخی و فرقهشناسی - موضوع کانال منحصر به غلو فرقهای نیست. مدیر اصلی: @amid3 مطالب قدیم: t.me/gholow2/1000 معرفة الرجال: @Al_Rijal صحف مطهرة: @sohof2 سایت: deraayaat.ir
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام غلوپژوهی
کانال غلوپژوهی (@gholow2) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 21 769 مشترک است و جایگاه 3 625 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 15 381 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 21 769 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 12 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 9 384 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -65 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 0% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 1.43% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 313 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند روایت, نقل, کمیت, السلام, عَنْ تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“يا أهل الكتاب لا تغلوا في دينكم (نساء: ١٧١)
- مطالعات حدیثی، تاریخی و فرقهشناسی
- موضوع کانال منحصر به غلو فرقهای نیست.
مدیر اصلی: @amid3
مطالب قدیم:
t.me/gholow2/1000
معرفة الرجال:
@Al_Rijal
صحف مطهرة:
@sohof2
سایت:
deraayaat.ir”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 13 ژوئن, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 13 ژوئن | 0 | |||
| 12 ژوئن | 0 | |||
| 11 ژوئن | 0 | |||
| 10 ژوئن | 0 | |||
| 09 ژوئن | 0 | |||
| 08 ژوئن | 0 | |||
| 07 ژوئن | +11 229 | |||
| 06 ژوئن | +9 848 | |||
| 05 ژوئن | 0 | |||
| 04 ژوئن | +2 | |||
| 03 ژوئن | 0 | |||
| 02 ژوئن | 0 | |||
| 01 ژوئن | 0 |
| 2 | ادامه غلوهای سازمانیافته در راستای جایگزینی امامت اهل بیت (ع) با امامت فقیه با سوء استفاده از شرایط دشوار ایران و محور مقاومت
@Gholow2 | 1 |
| 3 | 1_26593848476.pdf | 736 |
| 4 | بررسی_و_واکاوی_معنای_جعل_خلیفه_در_زمین،_زهره_نریمانی_و_جعفر_فیروزمندی.pdf | 823 |
| 5 | پژوهشی_در_«خلیفه»_خواندن_راویان_حدیث_در_سنّت_نبوی،_محمد_صادق_رضوی،.pdf | 746 |
| 6 | ▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۸)
بررسی تطبیق آیه ۱۶ سوره جن بر عالم اظله
https://deraayaat.ir/jenn_azellah/
#اظله
#تفسیر_باطن
@Gholow2 | 1 007 |
| 7 | ▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۷)
ارث و میراث بر پایه برادری در اظله
یکی دیگر از ادله اعتقاد به اظله، سه حدیث است که در آن ادعا شده قائم (عج) پس از قیام، ارث را بر اساس برادری در عالم اظله تقسیم میکند؛ نه بر اساس برادری نسبی و خویشاوندی. این احادیث در آثار شیخ صدوق (الخصال، الفقیه، الهدایة و اعتقادات الإمامیة) و دلائل الإمامة نقل شده است. در کتب غلات، مانند الهفت نیز آمده است.
در این پیوند توضیح داده شده است که این احادیث بر خلاف کتاب و سنت، و به تعالیم باطنی غلات درباره حقوق اخوان، وابسته است:
https://deraayaat.ir/mirath_azellah/
#اظله
#حقوق_اخوان
@Gholow2 | 941 |
| 8 | ▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (6)
نقد نامه امیرالمؤمنین (ع) به یارانش به روایت رسائل الأئمة کلینی
پس از آن که مقدماتی درباره انگاره اظله بیان شد و این موضوع، تا حدی از زاویه کتبِ فرقهشناسی، منابع غلات، آراء متکلمین و مصادر رجال و فهرست، بررسی شد، اکنون نوبت به بررسی احادیث اظله در منابع شیعه میرسد.
نخستین حدیثی که در این راستا، بررسی شد، نامهای است منسوب به امیرالمؤمنین (ع) که در کشف المحجة ابن طاوس از رسائل الأئمة کلینی نقل شده است. این نامه با این عبارت آغاز میشود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِلَى الْمُقَرَّبِينَ [الْمُقِرِّينَ] فِي الْأَظِلَّةِ ...»
بر اساس آن چه در پیوند زیر آمده است، متن این نامه ظاهراً ترکیبی از چند متن دیگر است و احتمالاً برخی از فقرات آن نیز با فضای باطنی مرتبط است:
https://deraayaat.ir/rasael/
#اظله
#مفضل
@Gholow2 | 766 |
| 9 | ۳. کتاب الأظلة محمد بن سنان
نجاشی «كتاب الأظلة» را از تصنیفات محمد بن سنان شمرده و سند خود را به آن چنین یاد کرده است: «أخبرنا جماعة شيوخنا عن أبي غالب أحمد بن محمد عن عم أبيه علي بن سليمان عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عنه بها.» (رجال النجاشي، ص328)
محمد بن سنان نزد برخی از متقدمان به ضعف و غلو متهم شده است. (رجال النجاشي، ص328؛ فهرست الطوسی، ص406؛ رجال ابن الغضائری، ص92؛ المسائل السرویة، ص38؛ رجال الکشی، ج4، ص613؛ ج5، ص687؛ ج6، ص795، 823) هر چند مدح و تبرئه او نیز گزارش شده است.
درباره محتوای کتابِ محمد بن سنان، اطلاع دقیقی نداریم. احادیثی درباره اظله به محمد بن سنان منسوب است (نمونه: الكافي، ج1، ص442) اما دلیلی وجود ندارد که این احادیث در کتاب الأظلة او بوده باشد. همچنین شیخ مفید از کتابی به نام «الأشباح والأظلة» منسوب به محمد بن سنان یاد کرده است:
«إن الأخبار بذكر الأشباح تختلف ألفاظها و تتباين معانيها و قد بنت الغلاة عليها أباطيل كثيرة و صنفوا فيها كتبا لغوا فيها و هذوا فيما أثبتوه منه في معانيها و أضافوا ما حوته الكتب إلى جماعة من شيوخ أهل الحق و تخرصوا الباطل بإضافتها إليهم من جملتها كتاب سموه كتاب الأشباح و الأظلة و نسبوا تأليفه إلى محمد بن سنان. و لسنا نعلم صحة ما ذكروه في هذا الباب عنه فإن كان صحيحا فإن ابن سنان قد طعن عليه و هو متهم بالغلو. فإن صدقوا في إضافة هذا الكتاب إليه فهو ضال بضلاله عن الحق و إن كذبوا فقد تحملوا أوزار ذلك.» (المسائل السروية، ص37)
اما روشن نیست که این کتاب، تا چه اندازه به کتابی که نجاشی یاد کرده، مرتبط بوده است.
۴. کتاب الأظلة احمد بن محمد بن عیسی اشعری
نجاشی کتابی به نام «الأظلة» برای احمد بن محمد بن عیسی الأشعري یاد کرده است. (رجال النجاشي، ص82) اشعری از ثقات و بزرگان امامیه بوده (رجال النجاشي، ص82) و نسبت به غلات نیز سختگیر بوده است.
اشعری در سند برخی از احادیث اظله نیز حضور دارد (الكافي، ج1، ص203، 437؛ علل الشرائع، ج1، ص118؛ تفسیر القمی، ج2، ص391؛ بصائر الدرجات، ج1، ص73) که ممکن است برخی از آنها با کتابِ او مرتبط باشد.
بنا بر آن چه گذشت، میتوان اطلاعات موجود را این گونه جمعبندی کرد: در کتب رجال و فهرست، چهار کتاب با عنوان الأظلة یاد شده است که از آن میان، سه کتابِ مفضل، محمد بن سنان و عبدالرحمن بن کثیر، از نظر مؤلفان و راویان، با جریان متهم به غلو کاملاً مرتبط است. نجاشی درباره محتوای کتاب عبدالرحمن بن کثیر، داوری بسیار منفی دارد. نگاه شیخ مفید نیز به کتاب الأشباح والأظلة منسوب به محمد بن سنان -که ممکن است با کتاب الأظلة منسوب به او مرتبط باشد- شدیداً منفی است. اما یک کتاب که ظاهرا متأخرتر از سه کتاب دیگر است، متعلق به احمد بن محمد بن عیسی اشعری است که در برابر جریان غلو قرار داشته است.
#اظله
#محمد_سنان
@Gholow2 | 625 |
| 10 | ۲. کتاب الأظلة عبد الرحمن بن کثیر
کتابی به نام الأظلة به عبدالرحمن بن کثیر الهاشمی منسوب بوده که ابوغالب زراری آن را از حمید بن زیاد از علی بن صالح از علی بن حسان از عبدالرحمن بن کثیر روایت کرده است. (رسالة ابي غالب الزراری، ص175) نجاشی نیز این کتاب را برای عبدالرحمن بن کثیر برشمرده ولی سندی به آن ارائه نداده است. (رجال النجاشي، ص235)
نجاشی در وصف این کتاب نوشته است: «كتاب الأظلة كتاب فاسد مختلط.» (رجال النجاشي، ص235)
نجاشی درباره خود عبدالرحمن بن کثیر نیز گفته است: «كان ضعيفا غمز أصحابنا عليه و قالوا: كان يضع الحديث.» (رجال النجاشي، ص234-235) غالباً راوی عبدالرحمن بن کثیر، علی بن حسان است که او را نیز به عبارات شدید، به غلو و وضع حدیث و فساد مذهب متهم کردهاند. (رجال الکشی، ص748؛ رجال ابن الغضائري، ص77؛ رجال النجاشي، ص251) بر اساس گفته ابوغالب زراری، کتاب الأظلة را نیز علی بن حسان از عبدالرحمن بن کثیر روایت کرده است. با واکاوی روایاتِ علی بن حسان از عبدالرحمن بن کثیر به ویژه در زمینه تفسیر باطن، میتوان وجه تضعیف این طریق از سوی رجالیانِ متقدم را دریافت.
در سند ابوغالب زراری، راویِ علی بن حسان، علی بن صالح است که در واقع تصحیف علی بن ابی صالح است. زیرا طبق متنِ ابوغالب، حمید بن زیاد دو کتاب «الأظلة» و «فضل إنا أنزلناه» را از علی بن صالح از علی بن حسان روایت کرده است (رسالة أبي غالب الزراري، ص175)؛ در حالی که نجاشی نوشته است: «علي بن أبي صالح و اسم أبي صالح محمد يلقب بزرج، يكنى أبا الحسن، كوفي، حناط، و لم يكن بذاك في المذهب و الحديث، و إلى الضعف ما هو. و قال حميد في فهرسته: سمعت منه كتبا عدة، منها: كتاب ثواب إنا أنزلناه [في ليلة القدر]، كتاب الأظلة، كتاب البداء و المشيئة، كتاب الثلاث و الأربع، كتاب الجنة و النار، كتاب النوادر، كتاب الملاحم، و ليس أعلم هذه الكتب له أو رواها عن الرجال.» (رجال النجاشي، ص257)
بنابراین طبق تصریح نجاشی، حمید بن زیاد، همان دو کتاب «الأظلة» و «فضل إنا أنزلناه» را از علی بن ابی صالح روایت کرده است؛ نه علی بن صالح.
نجاشی تردید دارد که این کتب، تألیف خود علی بن ابی صالح است یا از دیگران روایت کرده است؛ اما همان طور که محقق شوشتری دریافته (قاموس الرجال، ج7، ص282) با توجه به متن رساله ابی غالب زراری، دست کم در مورد دو کتاب «الأظلة» و «فضل إنا أنزلناه»، شکی باقی نمیماند که تألیف او نبوده؛ بلکه همان کتابهای منسوب به عبدالرحمن بن کثیر است که از طریق علی بن حسان روایت کرده است. به هر حال علی بن ابی صالح نیز به گفته نجاشی در مذهب و حدیث، تا حدی ضعیف است. از او روایات اندکی با عنوان «علی بن بزرج» در منابع فعلی، باقی مانده است.
در منابع موجود، روایتی از عبدالرحمن بن کثیر که در آن الفاظ أظلة، ظل، ظلال یا ظلة باشد یافت نشد؛ بنابراین فعلاً تصویر روشنی از متن کتاب الأظلة او نداریم؛ جز این که نجاشی آن را فاسد و مختلط خوانده است.
#اظله
#تفسیر_باطن
#عبدالرحمن_کثیر
@Gholow2 | 475 |
| 11 | ▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (5)
اظله در منابع رجالی و فهارس
در فهارس و کتب رجال، چند کتاب با نام الأظلة یاد شده است:
۱. «الأظلة» مفضل بن عمر
در اختیار معرفة الرجال آمده است: « فِي عَلِيِّ بْنِ حَمَّادٍ اَلْأَزْدِيِّ: مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ، قَالَ: عَلِيُّ بْنُ حَمَّادٍ مُتَّهَمٌ وَ هُوَ الَّذِي يَرْوِي كِتَابَ الْأَظِلَّةِ.» (رجال الكشي، ص375) ابن داود نوشته است: «عليّ بن حماد الأزدي متهم غال.» (رجال ابن داود، ص483) علامه حلی نیز نوشته است: «علي بن حماد الأزدي: قال محمد بن مسعود إنه متهم بالغلو الذي روى كتاب الأظلة.» (رجال العلامة، ص234) در متن کشی، لفظ «غالی» یا «غلو» نیامده است. شاید برداشت ابن داود و علامه حلی از تعبیر «متهم»، متهم به غلو بوده؛ یا این که روایت کردن کتاب الأظلة را نشانه غلو دانستهاند.
چنان که کشی از عیاشی، نقل کرده، علی بن حماد، راوی کتاب الأظلة بوده نه مؤلف آن. با جستجو در روایاتِ علی بن حماد، دو حدیث مییابیم که درباره اظله است. علی بن حماد هر دو حدیث را از مفضل از امام صادق (ع) روایت کرده است. (التوحيد، ص128؛ الكافي، ج1، ص441) از این جا میتوان دریافت که تألیف کتاب الأظلة به مفضل منسوب بوده است؛ چرا که پیش از علی بن حماد، واسطه دیگری در سند نیست تا تألیف به او نسبت داده شده باشد و خود علی بن حماد نیز راوی کتاب شمرده شده است؛ نه مؤلف آن. چنان که میدانیم مفضل نزد جمعی از متقدمان، به غلو متهم شده است. (برای نمونه نک: رجال العلامة الحلی، ص258)
نکته قابل توجه دیگر آن که راوی علی بن حماد در هر دو حدیث اظله، ابو سمینة محمد بن علی بن ابراهیم الصیرفی است. بنابراین شاید ابوسمینه، کتاب الأظلة را از طریق علی بن حماد از مفضل نقل کرده است. خود ابوسمینة به کذب و غلو شهرت داشته است. (رجال العلامة الحلی، ص253)
درباره علی بن حماد باید افزود که در میانِ راویانِ علی بن حماد، ابوسمینه بیشترین روایات را از او نقل کرده است. (المحاسن، ج1، ص119؛ قراءات السیاری، ص89، 147؛ الکافی، ج1، ص441؛ ج4، ص288؛ ج7، ص436؛ التوحید، ص128؛ ثواب الأعمال، ص226) ابوسمینه دو روایت از علی بن حماد از عمرو بن شمر از جابر در فضای تأویل باطن نقل کرده است. (قراءات السیاری، ص89، 147؛ تأویل الآیات، ص318) علی بن العباس الجراذینی، راوی دیگر علی بن حماد نیز متهم به غلو است (نجاشی، الرجال، ص255؛ و نیز نک: ابن الغضائری، الرجال، ص79) و او نیز یک حدیث در فضای تأویل باطن از علی بن حماد از عمرو بن شمر از جابر روایت کرده است. (الکافی، ج8، ص379)
چنان که پیشتر گفتیم در میانِ فرق غلات نیز کتابی با عنوان الهفت والأظلة به مفضل منسوب است. متن دو روایت علی بن حماد در این کتاب، وجود ندارد؛ ولی پیوندهای کهنهای در ریشه و هسته نخستین این متون، دیده میشود که ان شاء الله در آینده به آن خواهیم پرداخت.
#اظله
#مفضل
#تفسیر_باطن
@Gholow2 | 359 |
| 12 | ب) بررسی دلالی:
در نقدِ دلالی این روایات، اشکالاتِ عقلی و عدم مطابقت با ظاهر آیه را مطرح کردهاند که پیشتر اشاره شد.
شیخ مفید، حدیث «اَلْأَرْوَاحَ مَخْلُوقَةٌ قَبْلَ اَلْأَجْسَادِ» را بر ملائکه حمل کرده (تصحيح اعتقادات الإمامية، ص81) که تأویلی ناسازگار با لفظ و سیاق است. در جای دیگر، همین حدیث را بر خلق تقدیر و نه تکوین ذوات، حمل کرده است. (المسائل السرویة، ص53) همچنین درباره حدیث «اَلْأَرْوَاحَ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا اِئْتَلَفَ وَ مَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اِخْتَلَفَ» گفته است تعارف و تناکر به معنایِ موافقت و مخالفت در رأی و هوی است؛ نه تعارف و تناکر در عوالم پیشین. (المسائل السرویة، ص53-54) این تأویل نیز دست کم با برخی تحریرهای حدیث نمیخواند.
شیخ مفید یکی از احادیث عرضه اشباح بر آدم (ع) را بر صور و تماثیل اهل بیت (ع) حمل کرده است؛ نه آن که ذوات زنده و ارواح ناطقه اهل بیت (ع) مقصود باشند. (المسائل السرویة، ص40-42؛ المسائل العكبرية، ص28)
همچنین یکی از احادیث ذر را بر اِخبار آدم از آینده و تشبیه به ذرّ حمل کرده و نیز احتمال داده که مقصود آن باشد که خداوند برای نمایش قدرت و اِخبار از آینده، اصول اجسام فرزندان آدم و نه ارواحشان را از پشت او بیرون آورد. (المسائل السرویة، ص44-46) این تأویل نیز با روایات متعدد دیگر سازگار نیست.
سید مرتضی گفته است روایات مربوط به ذرّ یا ساختگی است یا تأویلش همانی است که در تأویل آیه گفته است (رسائل الشریف المرتضی، جواب المسائل الرازیة، ج۱، ص۱۱4) که این نیز بر خلاف ظاهر روایات است.
شیخ طوسی احتمالِ اختصاص روایات ذرّ به گروه خاصی از انسانها را مطرح کرده است (التبیان، ج5، ص29) که این احتمال نیز بر خلاف متن روایات است.
ج) نکات جریانشناسی:
این متکلمان، اعتقاد به حضور همین انسانهای فعلی را به صورت زنده، آگاه و مکلف در عوالم پیشین، مرتبط با تناسخ میدانستهاند و از این جهت به روایات این موضوع اشکال کردهاند. (المسائل السرویة، ص46، ۴۷؛ تصحیح الاعتقادات، ص81، ۸۷؛ و نیز نک: التبيان، ج5، ص29)
شیخ مفید، روایات اشباح را مورد سوء استفاده غلات دانسته و درباره اهمیت آن نزد غالیان نوشته است:
«إن الأخبار بذكر الأشباح تختلف ألفاظها و تتباين معانيها و قد بنت الغلاة عليها أباطيل كثيرة و صنفوا فيها كتبا لغوا فيها و هذوا فيما أثبتوه منه في معانيها و أضافوا ما حوته الكتب إلى جماعة من شيوخ أهل الحق و تخرصوا الباطل بإضافتها إليهم من جملتها كتاب سموه كتاب الأشباح و الأظلة و نسبوا تأليفه إلى محمد بن سنان. و لسنا نعلم صحة ما ذكروه في هذا الباب عنه فإن كان صحيحا فإن ابن سنان قد طعن عليه و هو متهم بالغلو. فإن صدقوا في إضافة هذا الكتاب إليه فهو ضال بضلاله عن الحق و إن كذبوا فقد تحملوا أوزار ذلك.» (المسائل السروية، ص37)
در جای دیگر نیز مینویسد:
«فأما أن يكون ذواتهم ع كانت قبل آدم موجودة فذلك باطل بعيد من الحق لا يعتقده محصل و لا يدين به عالم و إنما قال به طوائف من الغلاة الجهال و الحشوية من الشيعة الذين لا بصر لهم بمعاني الأشياء و لا حقيقة الكلام.» (المسائل العكبرية، ص28)
چنان که میبینیم متکلمین، اگر چه در خصوص مفهوم اظله، تقریباً بحثی ندارند؛ ولی به صورت کلی به خلقت روح قبل از جسم پرداختهاند و ناظر به روایات ذر و ارتباطش با آیه «ألست» و نیز روایات اشباح بحث کردهاند که در آنها نیز نقدهای ایشان کافی به نظر نمیرسد.
آن چه بیش از همه در این موضوع، راهگشا و روشنگر است؛ بررسی سندی و متنیِ روایاتِ مربوطه و به ویژه جریانشناسی روایاتِ اظله است که این متکلمان، تنها به آن اشاره کردهاند. بنابراین ما در بخشهای بعدی، این موضوع را با جستجو در منابعِ حدیثی و رجالی پیمیگیریم.
#اظله
@Gholow2 | 435 |
| 13 | ▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۴)
نگاه انتقادی برخی از متکلمان شیعه
در مقدمه بحث، نام چند تن از بزرگان متقدّم را که به عالم اظله اشاره کرده یا روایاتش را پذیرفتهاند، آوردیم. با این حال گفتیم که سعد بن عبدالله اشعری در مقالاتِ خود، اعتقاد به اظله را به فرق غالی نسبت داده و ظاهر سخنش آن است که این عقیده را قبول نداشته است. در دورههای بعد نیز برخی متکلمان، به طور کلی نسبت به آفرینش روح انسان پیش از جسمش و وجود عوالم پیشین برای انسان، بدبین بودهاند.
این متکلمان مباحث خود را به طور کلی درباره عوالم پیشین و نه در خصوص اصطلاح اظله، در سه بخش ارائه کردهاند:
1. دلالت آیه 172 سوره اعراف (وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَومَ الْقِيامَةِ إِنّا كُنّا عَنْ هذا غافِلِينَ) بر عالم ذر را نقد کردهاند.
در این زمینه، مباحثی در آثار شیخ مفید (المسائل السرویة، ص47-52)، سید مرتضی (أمالي المرتضى، ج1، ص28-30؛ رسائل المرتضی، جواب المسائل الرازیة، ج۱، ص۱۱4)، شیخ طوسی (التبیان، ج1، ص120؛ ج5، ص27-30)، ابوالفتوح رازی (روض الجنان، ج9، ص5-11)، شیخ طبرسی (مجمع البیان، ط مؤسسة الأعلمي، ج4، ص390-393) و دیگران دیده میشود.
این آیه بیشتر در روایاتِ عالم ذر مورد استناد قرار گرفته و ما در آغاز بحث، مفهوم عالم ذر را از عالم اظله، تفکیک کردیم. با این حال در برخی روایاتِ اظله نیز به این آیه استشهاد شده است (تفسير فرات الكوفي، ص147؛ علل الشرائع، ج1، ص85 و نیز نک: الإيضاح، ص106) که ما ان شاء الله به هنگامِ بحث درباره این روایات، ارتباط آنها را با متن آیه بررسی خواهیم کرد.
2. اشکالاتی عقلی درباره عالم ذر مطرح کردهاند که عالم ذر، محل بحث ما نیست؛ اما برخی از آنها میتواند درباره عالم اظله نیز مطرح شود. (أمالي المرتضى، ج1، ص28-29؛ رسائل المرتضی، جواب المسائل الرازیة، ج۱، ص۱۱۳-115؛ تصحيح اعتقادات الإمامية، ص84-87؛ المسائل السرویة، ص49، 53، 54؛ التبیان، ج1، ص120؛ ج5، ص28-29؛ مجمع البيان، ط مؤسسة الأعلمي، ج4، ص391؛ روض الجنان، ج9، ص7)
این اشکالات، قابل تأملند؛ اما به نظر میرسد نتیجه محکمی در پی ندارد و بدون بررسی نصوص، نمیتوان در این زمینه، نتیجه قاطعی گرفت.
3. درباره روایاتِ این موضوع بحث کردهاند؛ که مجموعه نکاتشان را میتوان در سه بخش دستهبندی کرد:
الف) بررسی سندی:
شیخ مفید درباره حدیث «الأرواح مخلوقة قبل الأجساد» تنها میگوید که خبر واحد است. (تصحیح الاعتقادات، ص81؛ المسائل السرویة، ص46) او یکی از احادیث اشباح را صحیح و راویانش را ثقه شمرده؛ ولی آن را تأویل کرده است. (المسائل السرویة، ص40-41) همچنین یکی از احادیث ذرّ را صحیح دانسته و تأویل کرده است. (المسائل السرویة، ص44)
شیخ طوسی نیز مانند شیخ مفید، تحقیق مفصلی ندارد و تنها سندِ یکی از روایاتِ عامی ذرّ را نقد کرده است. (التبيان، ج5، ص29)
این در حالی است که این متکلمان اسناد متعدد درباره عالم ذر را نادیده گرفته و از آنها بحث نکردهاند.
#اظله
@Gholow2 | 337 |
| 14 | ▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۳)
تأکید منابع غلات بر عالم اظله
در بخش پیش، بر پایه گزارشهای کتب فرقهشناسی نشان دادیم که عالم اظله مورد توجه غالیان نخستین مانند پیروان عبدالله بن معاویه، مغیرة بن سعید و بعدها اسحاق بن محمد نخعی بوده است. امروزه به جز نصیریه از دیگر فرق غلات، آثار مستقل چندانی بر جای نمانده تا با استفاده از آنها دیدگاهشان بررسی شود.
در اندک آثار برجایمانده نشانههایی از اعتقاد به اظله دیده میشود. مثلاً در اثبات الوصیة که ظاهراً اصل آن نوشته شلمغانی است، حدیثی درباره اظله آمده است. (اثبات الوصية، ص180-181) همان حدیث به عیون المعجزات که کتابی متأثر از مخمّسه است، منتقل شده است. (عيون المعجزات، ص77) در ام الکتاب نیز که یک کتاب فارسی کهن و متعلق به یک جریان غالی و باطنی کمترشناختهشده است، از زاویه دید متفاوتی، ادعا شده است که ابلیس و پیروانش به خاطر امتناع از سجده بر آدم، به قالب «اظله» و ملائکه به سببِ اعتراض، به قالب «اشباح» درآمدند. (ام الكتاب، ص45-46)
«الهفت» منسوب به مفضل بن عمر نیز ظاهراً در اصل یک کتاب از غلات پیشانصیری است؛ زیرا در منابعِ قدیم نصیریه مانند حقائق اسرار الدین و حتی ظاهراً الهدایة الکبری از آن استفاده شده است و محتوای آن تفاوتهای قابلتوجهی با عقاید نصیریه دارد و سطح غلو آن پایینتر است. در الهفت نیز بارها موضوع اظله مطرح شده است (الهفت، سلسلة التراث، ج6، ص293-297، 301، 303، 304، 306، 307، 310، 315، 316، 331، 409، 412، 413) تا آن جا که اساساً این کتاب را به نام «الهفت والأظلة» میشناختهاند و ابن شعبه از آن به همین عنوان روایت کرده است. (حقائق أسرار الدین، سلسلة التراث، ج4، ص60، 65، 68، 69) عارف تامر نیز آن را با نام الهفت والأظلة نشر داده است.
ابن شعبه از کتاب دیگری به نام الأظلة الکبیر منسوب به یونس بن ظبیان نیز نام برده (حقائق أسرار الدین، سلسلة التراث، ج4، ص41، 45، 71، 168، 173) و مطالب جالب و خاصی درباره اظله از آن کتاب نقل کرده است. (حقائق أسرار الدین، سلسلة التراث، ج4، ص72-73) این کتاب اشتراکاتی با الهفت منسوب به مفضل دارد. ابن شعبه همچنین از کتاب الأشباح والأظلة یاد کرده است. (سلسلة التراث، ج4، ص157) و در جایی تعبیر «الهفت والأظلة والأشباح الکبیر» را آورده است. (سلسلة التراث، ج4، ص63) عمیدرضا اکبری درباره این عناوین و اشتراک و افتراق آنها بحث کرده است. (اکبری، نصیریه، ص178-183)
بیشترین آثار برجایمانده از غلات، به فرقه نصیریه تعلق دارد که البته تا حد زیادی میراث دیگر غالیان را نیز در خود جای داده است. از آن جا که «اظله» محمل خوبی برای تناسخ و حلول است، در جایجایِ آثار این فرقه، مورد بحث قرار گرفته است.
خصیبی به عنوان مؤسس اصلی نظامِ فکری نصیریه، در الرسالة الرستباشیة، «یوم الأظلة» را پس از «الأکوان الستة» دانسته است. (سلسلة التراث، ج2، ص45) او بارها از یوم الأظلة و ندای آن روز در الرسالة الرستباشیة (سلسلة التراث، ج2، ص61، 63، 64) و فقه الرسالة (سلسلة التراث، ج2، ص101، 140) یاد کرده است.
همچنین در الهدایة الکبری احادیثی درباره اظله آورده و مراحل تکوینی آن را به تفصیل توضیح داده است. (الهداية الكبرى، ص240، 380، 408، 437-439) خصیبی در الهدایة، حدیثی طولانی منسوب به مفضل درباره رجعت آورده که در بخشی از آن به تبیین اظله و اشباح میپردازد. (الهداية الكبرى، ص437-439) همین متن با اختلافات جزئی در کتاب الهفت منسوب به مفضل نیز آمده است. (سلسلة التراث، ج6، ص294، و نیز نک: 331) چنان که همین متن یا مضمون آن در حقائق أسرار الدین (سلسلة التراث، ج4، ص60-61)، الدلائل میمونِ طبرانی (سلسلة التراث، ج3، ص147-148) نیز تکرار شده است. احتمالاً الهفت، در این جا منبع الهدایة بوده است.
شاگردان و پیروان خصیبی نیز به پیروی از او در آثار متعدد خود به اظله پرداختهاند. (برای نمونه: سلسلة التراث، ج2، ص138، 205، 208-209، 275؛ ج3، ص147-148؛ ج6، ص435؛ الرسالة المصریة، ص4، 27، 120، 574)
این مقدار تأکید بر اظله در میان طیف اعتدالی شیعه دیده نمیشود. حتی در منابع اسماعیلی شاید اشاراتی به عالم اظله یافت شود (كنز الولد، ص261) اما پررنگ نیست. در کتب اسماعیلیه ظاهراً تعبیرِ اظله چندان به کار نرفته است. مثلاً کتاب زهر المعانی داعی ادریس (د. 872 ق) که تفصیلاً به آفرینش و مراتب تکوین پرداخته، با این که متأثر از غلات است؛ اما اصطلاح اظله در آن یافت نشد.
بر اساس شواهد پیشگفته، اعتقاد به اظله در زمره تعالیم اصلی غالیان نخستین بوده و همین اعتقاد در میان غالیان قرون بعد مانند نصیریه حفظ شده و بخشی از جهانبینی آنها را تشکیل داده است. اهمیت اظله در میان غالیان به طور ملموسی بیشتر از اهمیت آن در میان شیعه است که این نیز لزوم بازبینی دقیقتر روایات اظله را گوشزد میکند.
#اظله
@Gholow3 | 446 |
| 15 | ابوالحسن الأشعری (د. 324 ق.) اعتقاد به اظله را به مغیرة بن سعید که از بنیانگذاران غلو است، نسبت داده است:
«وذكر لهم كيف ابتدأ الله الخلق فزعم أن الله جل اسمه كان وحده لا شيء معه فلما أراد أن يخلق الأشياء تكلم باسمه الأعظم فطار فوقع فوق رأسه التاج قال: وذلك قوله: "سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى" [الأعلى: 1] قال: ثم كتب بإصبعه على كفه أعمال العباد من المعاصي والطاعات فغضب من المعاصي فعرق فاجتمع من عرقه بحران أحدهما مالح مظلم والآخر نير عذب ثم اطلع في البحر فأبصر ظله فذهب ليأخذه فطار فانتزع عين ظله فخلق منها شمساً ومحق ذلك الظل وقال: لا ينبغي أن يكون معي إله غيري ثم خلق الخلق كله من البحرين فخلق الكفار من البحر المالح المظلم وخلق المؤمنين من النير العذب وخلق ظلال الناس فكان أول من خلق منها محمداً صلى الله عليه وسلم قال: وذلك قوله: "قُلْ إِنْ كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِينَ فأنا أول العابدين" [الزخرف: 81] ثم أرسل محمداً إلى الناس كافة وهو ظل ...» (مقالات الإسلاميين، ت زرزور، 1/ 27)
عبدالقاهر البغدادی (د. 429 ق.) (الفرق بين الفرق، ص229-231) و شهرستانی (د. 548) (الملل والنحل، ج1، ص177) شبیه همین متن را آوردهاند.
صاحب کتاب البدء والتاریخ در قرن 4 ق. نیز برخی از فرق غلات را یاد کرده و نوشته است:
«وعامة هؤلاء يقولون بالتناسخ والرجعة ومنهم من يزعم أن الأئمة أنوار من نور الله تعالى وأبعاض من أبعاضه وهذا مذهب الحلّاجيّة وأنشدنى أبو طالب الصوفىّ لنفسه [بسيط]
كادوا يكونون ............... .... لولا ربوبية الرحمن لم يكن
فيا لها أعينا بالغيب ناظرة … ليست كأعين ذات الماق والجفن
أنوار قدس لها باللَّه متصل … كما يشاء بلا وهم ولا فطن
هم الأظلة والأشباح إن بعثوا … لا ظلّ كالظلّ من فيء ومن سكن» (البدء والتاريخ، 5/ 129-130)
البته این گزارش تنها نشان میدهد که در قرن 4 ق. اعتقاد به اظله در بین برخی صوفیانِ غلوگرا وجود داشته؛ ولی نشاندهنده اختصاص آن به غلات یا صوفیه نیست؛ چرا که بنا بر منابع دیگر، در آن دوره شبیه این انگاره در بین برخی دیگر از طوائف نیز وجود داشته است.
شهرستانی (د. 548) همچنین درباره نصیریه و اسحاقه مینویسد:
«النّصيريّة و الإسحاقيّة من جملة غلاة الشيعة. و لهم جماعة ينصرون مذهبهم، و يذبون عن أصحاب مقالاتهم و بينهم خلاف في كيفية إطلاق اسم الإلهية على الأئمة من أهل البيت ... و ربما أثبتوا له شركة في الرسالة، ... و قلع باب خيبر لا بقوة جسدانية من أول الدليل على أن فيه جزءا إلهيا، و قوة ربانية. و يكون هو الذي ظهر الإله بصورته، و خلق بيديه، و أمر بلسانه، و عن هذا قالوا: كان موجودا قبل خلق السموات و الأرض. قال: كنا أظلة عن يمين العرش فسبحنا فسبحت الملائكة بتسبيحنا، فتلك الظلال، و تلك الصور التي تنبئ عن الظلال: هي حقيقته، و هي مشرقة بنور الرب تعالى إشراقا لا ينفصل عنها، سواء كانت في هذا العالم، أو في ذلك العالم، و عن هذا قال علي رضي اللّه عنه: أنا من أحمد كالضوء من الضوء، يعني لا فرق بين النورين إلا أن أحدهما سابق، و الثاني لاحق به، تال له. قالوا: و هذا يدل على نوع من الشركة. فالنصيرية أميل إلى تقرير الجزء الإلهي. و الإسحاقية أميل إلى تقرير الشركة في النبوة.» (الملل و النحل، ج1، ص219-221)
اما از این گزارش نیز جز این برنمیآید که اخبار اظله مورد استناد و تأکید نصیریه و اسحاقیه بوده است؛ بلکه احتجاج آنها به این اخبار، نشان میدهد که بین دیگر طوائف نیز کمابیش شناختهشده یا مقبول بوده است.
#اظله
@Gholow2 | 437 |
| 16 | ▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۲)
عالم اظله در کتب فرقهشناسی
فرقنویسان معمولاً اعتقاد به اظله را با جریان غلو مرتبط دانستهاند. سعد بن عبدالله الأشعری (د. 299 یا 301 ق.) مینویسد:
«فلما قتل أبو مسلم، عبد الله بن معاوية في حبسه افترق أصحابه فرقا ففرقة منهم ثبتت على إمامة ابن الحرب والقول بالغلو والتناسخ والأظلة والدور وادعوا أن هذه المقالات كان يرويها جابر بن عبد الله الأنصاري وجابر بن يزيد الجعفي وأن مذهبهما كان هذا وأبطلوا جميع الفرائض والشرائع والسنن.» (المقالات والفرق، ص43)
و در ادامه نیز نوشته است:
«ومنهم من السبائية كان بدو الغلو في القول حتى قالوا أن الأئمة آلهة وملائكة وأنبياء ورسل وهم الذين تكلموا في الأظلة والتناسخ في الأرواح والدور والكور في هذه الدار وإبطال القيامة والبعث والحساب والجنة والنار.» (المقالات والفرق، ص44-45)
در فرق الشیعة که تحریر دیگری از المقالات والفرق سعد بن عبدالله الأشعری است، همین متن با کمی تفاوت و در برخی جهات، صریحتر آمده است. (فرق الشیعة، ص34-35، 36)
از این عبارات چند نکته به دست میآید:
1. اشعری دو بار اعتقاد به اظله را به غلو و تناسخ عطف کرده که به خوبی نشان میدهد آنها را مرتبط با هم میدانسته است.
2. اشعری مطلقاً از «الأظلة» یاد کرده بدون این که تفصیلی قائل شود؛ گویی آن را به کلی سخن باطلی میدانسته است. چنان که آن را جزو مقالاتی برشمرده که به ناروا به جابر بن عبدالله انصاری و جابر بن یزید جعفی منسوب شده است.
3. عبارت «وهم الذين تكلموا في الأظلة والتناسخ في الأرواح والدور والكور» نشان میدهد که مبدع این عقیده را گروهی از غلات میدانسته است.
با این حال باید توجه داشت که سعد بن عبدالله، دستِ کم در سند یکی از احادیثِ اظله حضور دارد. (علل الشرائع، ج1، ص118) البته نقل حدیث لزوماً به معنای پذیرش همه متن آن نیست؛ بلکه حضور در سند یک حدیث، همیشه بدین معنا نیست که راوی، آن حدیث را به طور خاص برای شاگرد خود، نقل کرده؛ بلکه ممکن است صرفاً کتابی را که آن حدیث در آن بوده، روایت کرده باشد.
در کتاب مسائل الإمامة منسوب به ناشئ اکبر (د. 293 ق.) نیز مشابه آن چه سعد بن عبدالله گفته، به اختصار آمده است: «فسمّوا الحربيّة و هم أصحاب عبد اللّه بن حرب و كان عبد اللّه بن حرب رئيسا من رؤسائهم، فلمّا قتل عبد اللّه بن معاوية استولى عبد اللّه بن حرب على أصحابه من الشيعة وأظهر القول بالغلوّ و الأظلّة و الأدوار.» (مسائل الإمامة، ص196، قم، 1428 ق.)
#اظله
@Gholow2 | 413 |
| 17 | انتشار و پذیرش این انگاره در منابعِ شیعه، نشاندهنده کهن بودن آن است و این احتمال را پیش رو مینهد که اصل درستی داشته باشد؛ با این حال، با چالشها و ابهامات مهمی روبرو است که به صورت فهرستوار بیان میکنیم:
1. در کتب ملل و نحل معمولاً این انگاره با فرق غلات مرتبط دانسته شده است.
2. فرق غلات بر انگاره اظله تأکید ویژهای داشته و روایاتِ بسیاری درباره آن ساختهاند. حتی آثار مستقلی در این موضوع پدید آوردهاند.
3. برخی از متکلمان شیعه به روایاتِ این موضوع بدبین بوده و به رد یا تأویل آن پرداختهاند.
4. در کتب حدیثی شیعه، روایاتی که صریحاً به موضوع اظله بپردازد، از حیث تعداد و وضعیت متن و سند، رتبه بالایی ندارند. اسناد آنها غالباً ضعیف و مرتبط با متهمان به غلو است. اطلاعات موجود در فهارس و کتب رجالی نیز بیشتر مؤید ارتباط راویان و جمعکنندگان این احادیث با جریان غلو است. از نظر متنی نیز در آنها مشکلاتی دیده میشود.
با توجه به این چهار نکته، اگر چه ممکن است انگاره اظله، ریشه و اصل درستی داشته باشد، اما دست کم ضعف بسیاری از مستندات روایی آن را میتوان ثابت کرد. جریانهای غالی تلاش میکردند این عقیده را پرورش و گسترش دهند؛ بنابراین هشیاری و حساسیت بیشتر در مواجهه با روایاتِ این موضوع لازم است. در ادامه این چهار نکته به صورت تفصیلی بررسی شده و شواهدش ارائه میشود.
#اظله
@Gholow2 | 531 |
| 18 | ▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۱)
مقدمه
آیا عالمی پیش از این عالم و انسانی پیش از این انسان وجود داشته؟ آیا انسان کنونی یکباره به دنیا پانهاده یا پیش از آن منازلی را طی کرده است؟ اینها سؤالاتی است که ذهن بسیاری از انسانها را درگیر خود کرده و چه بسا کوشیدهاند پاسخی دینی برای آن بیابند. تعداد زیادی از روایاتِ مذهبی به این سؤالات گره خوردهاند. در این روایات، با استفاده از مفاهیمی چون اظله، اشباح، انوار، ارواح، طینت، ذر و ... سعی شده سابقه و مراحل پیشینی وجود انسان توضیح داده شود.
این مفاهیم اگر چه با یکدیگر مرتبطند، اما تفاوتهایی نیز با هم دارند و خاستگاه و سیر انتقال هر یک نیازمند بررسی جداگانه است. این تفاوت هم در محتوا است؛ مثلاً زمان و ماهیت عالم ذر و عالم اظله، در برخی روایات، متفاوت به نظر میرسد؛ و هم در فضای حدیثی و فکری که هر یک از این مفاهیم در آن رواج داشته است. مثلاً در منابع اهل سنت، احادیث متعددی درباره «ذرّ» و «میثاق» دیده میشود. (برای نمونه: الدر المنثور، ج3، 598-607) اما اصطلاح «اظله» کمتر یافت میشود.
در فضای شیعی نیز، این تفاوت مشهود است. روحالله رجبیپور مینویسد: «خط متهمان به غلو بيشترين روايت را در مجموع سه عنوان (عالم ذر، عالم اظله، عالم ارواح) نقل كردهاند؛ هرچند در باب عالم ذر، روايات متهمان به غلو كمتر از روايات خاندان اعين است. در باب عالم ارواح، روايات متهمان به غلو بسيار است؛ ولي تقريباً هيچ روايتي از خاندان اعين وجود ندارد و نيز در باب عالم اظله، بيشتر روايات از آنِ متهمان به غلو است، در حالي كه هيچ روايتي از خاندان اعين وجود ندارد.» (رجبیپور، «عوالم پیشین در کوفه و قم (ذر، اظله و ارواح)»، ص130) البته در روایاتی منسوب به بکر بن اعین، زراره و حمران، تعبیر «أظلة» به کار رفته است (المحاسن، ج1، ص135؛ تفسير العياشي، ج2، ص126) اما در کل، همان طور که رجبیپور دریافته، تمایز روشنی بین دامنه کاربرد هر یک از این مفاهیم و از جمله «ذر» و «أظلة» در بین طیفهای مختلف دیده میشود. این در حالی است که در برخی پژوهشها میانِ این مفاهیم، تفکیک دقیقی صورت نگرفته و «ذر» و «أظلة» تقریباً به عنوان اعتقاد واحدی فرض شده است. (برای نمونه: گرامی، نخستین مناسبات فکری تشیع، ص213-231)
البته چنان که گفتیم بین این مفاهیم، ارتباط وجود دارد و در این میان، به ویژه دو مفهوم «أظلة» (= سایهها) و «أشباح» (سیاهیهایی که از دور نمایان است) به یکدیگر نزدیکترند. در این نوشتار، با در نظر داشتنِ تفاوت میانِ این مفاهیم، به طور خاص به بررسی «أظلة» میپردازیم.
«أظلة» یا «ظِلال» جمع «ظِلّ» به معنای سایه است. این عقیده در بین برخی از شیعیان وجود داشته که انسانها و به ویژه انسانهای برگزیده، در عوالمی پیش از دنیای کنونی، به صورت سایههایی نمود یافتهاند. برای نمونه در الإيضاح منسوب به فضل بن شاذان (د. 260 ق.) از عالم اظلة یاد شده است. (الإيضاح، ص106) احمد بن محمد بن عیسی الأشعري کتابی به نام «الأظلة» داشته است. (رجال النجاشي، ص82) در عنوان یکی از ابواب کتاب بصائر الدرجات، «الأظلة» آمده است. (بصائر الدرجات، ج1، ص83) صفار (بصائر الدرجات، ج1، ص80-81)، برقی (المحاسن، ج1، ص135، 203)، عیاشی (تفسیر العیاشی، ج2، ص126-127)، کلینی (د. 329 ق.) (الکافی، ج1، ص436، 441، 442)، شیخ صدوق (د. 381 ق.) (التوحید، ص128-129؛ علل الشرائع، ج1، ص118)، شیخ طوسی (د. 460 ق.) (الغیبة، ص278) و دیگران احادیثی درباره اظله در کتب خود نقل کردهاند. علی بن بابویه (د. 329 ق.) در مقدمه الإمامة و التبصرة به قبول روایات اظله اشاره کرده (الإمامة و التبصرة، ص16) و پسرش شیخ صدوق نیز به ویژه در اعتقادات خود حدیثی درباره اظله آورده که نشانه اعتقاد به آن است. (اعتقادات الإمامية، ص48)
#اظله
@Gholow2 | 621 |
| 19 | عوالم_پیشین_در_کوفه_و_قم_ذر،_اظله_و_ارواح_نسخه_PDF.pdf | 696 |
| 20 | بخشهای برجایماندهٔ کتاب فضائل علی بن ابی طالب (ع) و کتاب الولایة محمد بن جریر بن یزید طبری (۲۲۳-۳۱۰ق)
https://t.me/Al_Meerath/83
ارائه پنج کتاب متقدم در زمینه طرق حدیث غدیر و ولایت و طرق آن
طبری و کتاب طرق حدیث غدیر
نگاهی به راویان حدیث غدیر
https://t.me/Al_Meerath/1028
غالیان و تحریف غدیر
https://t.me/gholow2/2070
https://t.me/gholow2/2575 | 1 005 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
