مطالعات شبه قاره هند
رفتن به کانال در Telegram
کانالی برای دوستداران و علاقه مندان به اخبار و مسائل مربوط به شبه قارهی هند 🇮🇳🇵🇰🇦🇫🇧🇩🇧🇹🇱🇰🇳🇵🇲🇻🇲🇲 پل ارتباطی @MimNoghteh
نمایش بیشتر1 112
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
1 112
@indianstudies
هند و بازنگری در یک موازنه دشوار
جنگ اخیر، صرفنظر از نتایج میدانی آن، به یکی از مهمترین آزمونهای سیاست خارجی هند تبدیل شد.
کشوری که طی یک دهه گذشته تلاش کرده بود همزمان روابط راهبردی خود را با آمریکا، اسرائیل، کشورهای عربی و تا حدی ایران حفظ کند، اکنون با این پرسش ینیادین روبهرو است که آیا این موازنه همچنان پاسخگوی تحولات پرشتاب منطقه است یا به بازنگری نیاز دارد.
در محافل دانشگاهی، اندیشکدهها و رسانههای هند، اجماع نسبی بر این است که دهلینو بیش از آنکه توانسته باشد بر روند بحران اثر بگذارد، ناچار به مدیریت پیامدهای آن شده است.
افزایش بهای انرژی، تهدید امنیت کشتیرانی، نگرانی درباره میلیونها شهروند هندی شاغل در کشورهای خلیج فارس و اختلال در کریدورهای تجاری، همگی نشان دادند که امنیت غرب آسیا مستقیماً با امنیت اقتصادی هند گره خورده است.
بخش مهمی از تحلیلها بر این نکته تأکید دارد که هند در سالهای اخیر روابط خود با آمریکا، اسرائیل و شرکای عرب را بهطور چشمگیری گسترش داده، اما همزمان از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی ایران فاصله گرفته است. تبعیت از الگوی تحریم آمریکا و کاهش خرید نفت ایران دو نشانه قابل ذکر در این حیطه است.
در حالی که ایران برای دهلینو تنها یک شریک انرژی نیست، بلکه جدا از پیوندهای تمدنی و مردمی در گذرگاه تاریخ، حلقه اتصال به آسیای مرکزی، افغانستان و کریدور بینالمللی شمال–جنوب نیز به شمار میرود.
در مقابل، بسیاری از تحلیلگران هندی معتقدند مسئله انتخاب میان ایران و اسرائیل نیست، بلکه نبود یک راهبرد منسجم برای خلیج فارس است.
از نگاه آنان، هند باید روابط دفاعی و فناوری خود با اسرائیل، مشارکت اقتصادی با کشورهای عربی و تعامل ژئوپلیتیکی با ایران را بهطور همزمان حفظ کند و از گرفتار شدن در قطببندیهای منطقهای بپرهیزد. هرچند استمرار توجه و تعامل هند با ایران محل تأمل است.
همزمان، بحران اخیر بار دیگر رقابت هند و چین را نیز برجسته کرد. در حالی که بسیاری از اقتصادهای آسیایی از شوک انرژی و اختلال زنجیره تأمین آسیب دیدند، چین با اتکا به ذخایر راهبردی، تنوعبخشی به منابع انرژی و توان بالای مدیریت اقتصادی، فشار کمتری را متحمل شد و حتی در برخی حوزهها مزیت رقابتی خود را افزایش داد؛ موضوعی که در رسانهها و اندیشکدههای هندی بهعنوان هشداری برای دهلینو مورد توجه قرار گرفته است.
درخصوص رقابت هند و پاکستان هم در مطالب دیگر کمابیش گفته شد که پاکستان در نقشآفرینی خود و بر سر زبان افتادن «یادداشت تفاهم اسلامآباد» به هند هم نیمنگاهی داشته است.
حال از زاویه دید هند این یعنی کنار رفتن بیشتر هند در مناسبات و مذاکرات و تحولات، موضوعی که بیتردید به ويژه از رهگذر رقابت دیرپای دو کشور همیشه در جنگ-رقابت، خوشایند دهلی نیست.
برآیند این دیدگاهها نشان میدهد که سیاست «موازنهگری» یا «چندتعهدی» هند شکست نخورده، اما دیگر به شکل گذشته کارا نیست. پیشتر تصور غالبی وجود داشت که هند با سیاستهایش یک بازیگر صرفا برنده است. امروز باید گفت این برنده ماندن ممکن است با کاهش اثرگذاری فعال به تدریج فرسوده و مستهلک شود.
اکنون در فضای کارشناسی هند بیش از هر زمان دیگری بر ضرورت تدوین یک دکترین منسجم تأکید میشود؛ راهبردی که بتواند میان الزامات امنیت انرژی، رقابت قدرتهای بزرگ و حفظ روابط متوازن با همه بازیگران منطقه تعادل برقرار کند و از تبدیل شدن هند به صرفاً پرداختکننده هزینه بحرانهای غرب آسیا بدون نقشآفرینی جلوگیری کند.
1 112
@indianstudies
پاکستان؛ کانال محرمانه دیروز، بازیگر پرتکاپوی امروز
۵۵ سال پیش، جهان شاهد یکی از محرمانهترین عملیاتهای دیپلماتیک قرن بود.
در تابستان ۱۹۷۱، هنری کیسینجر در سفر رسمی به پاکستان، به بهانه بیماری از انظار ناپدید شد؛ اما در واقع، از اسلامآباد راهی پکن شد تا کانال محرمانهای را بگشاید که به دیدار تاریخی ریچارد نیکسون و مائو تسهتونگ انجامید؛ رخدادی که موازنه قدرت در جنگ سرد را برای همیشه تغییر داد.
امروز، پس از بیش از نیمقرن، پاکستان بار دیگر در متن یکی از حساسترین پروندههای ژئوپلیتیکی جهان قرار گرفته است. این بار نه میان واشنگتن و پکن، بلکه میان تهران و واشنگتن.
اسلامآباد با حفظ ارتباط همزمان با ایران، آمریکا، کشورهای عربی و چین، بار دیگر همان نقشی را ایفا میکند که سالها پیش آن را به «دیپلماسی پشتپرده» مشهور کرد؛ یعنی ایجاد کانال ارتباطی در زمانی که گفتوگوی مستقیم دشوار یا غیرممکن است.
تفاوت مهم اینجاست که اگر مأموریت سال ۱۹۷۱ سالها در سکوت باقی ماند و بعدها اسناد آن منتشر شد، نقش امروز پاکستان دیگر صرفاً یک گمانهزنی نیست.
اسلامآباد اکنون به یکی از محورهای اصلی تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا تبدیل شده و جایگاه خود را بهعنوان یک میانجی قابلاعتماد در معادلات منطقهای دوباره احیا کرده است.
وجه مشترک هر دو مقطع تاریخی، نه صرفاً محرمانه بودن مذاکرات، بلکه موقعیت منحصربهفرد پاکستان است؛ کشوری که توانسته با حفظ خطوط ارتباطی با بازیگران رقیب، در بزنگاههای حساس نقش «پل ارتباطی» را بر عهده بگیرد. این همان مزیتی است که نه بسیاری از متحدان آمریکا دارند و نه بسیاری از همسایگان ایران.
این نقشآفرینی البته چالشهای خود را هم به همراه دارد. مخالفان پاکستان در همه جا هستند چه آنان که حضور فوری فرمانده ارتش پاکستان در واشنگتن در جنگ سال قبل و یا نامزد کردن ترامپ را نشانهای بر بیاعتمادی به همسایه شرقی و نبود بیطرفی او ارزیابی میکنند. چه آنانکه اساسا پاکستان را واجد جایگاه و وزن سیاسی و کاربلدی میانجگری آن هم در این پرونده به غایت پیچیده میدانند. چه آنانکه حضور را واجد پیگیری منافع بازیگران دیگر مانند عربستان و ترکیه میخوانند.
شاید هنوز برای قضاوت درباره نتایج نهایی این نقشآفرینی زود باشد، اما یک واقعیت بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است: پاکستان بار دیگر از حاشیه به متن دیپلماسی جهانی بازگشته است؛ همان کشوری که یکبار مسیر روابط آمریکا و چین را تغییر داد و امروز نیز تلاش میکند در یکی از پیچیدهترین بحرانهای خاورمیانه، مسیر گفتوگو را جایگزین تقابل کند.
1 112
@indianstudies
سفر رئیسجمهور ایران به پاکستان
رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، همزمان با ۸۰ سالگی روابط ایران و پاکستان در سفری رسمی به پاکستان رفته است تا درباره توسعه همکاریهای اقتصادی، امنیت مرزی و تحولات منطقهای گفتوگو کند.
سفر مسعود پزشکیان به پاکستان در شرایطی انجام میشود که اسلامآباد طی هفتههای اخیر نقش فعالی در تسهیل تماسها و رایزنیهای دیپلماتیک مرتبط با تفاهم ایران و آمریکا ایفا کرده است.
رسانههای پاکستانی این سفر را فرصتی برای توسعه همکاریهای تجاری، انرژی، امنیت مرزی و هماهنگی درباره تحولات منطقهای توصیف کردهاند.
از نگاه تحلیلی، این سفر دو پیام اصلی دارد: نخست، قدردانی تهران از نقش دیپلماتیک پاکستان و دوم، تلاش برای تبدیل این نزدیکی سیاسی به دستاوردهای اقتصادی و امنیتی ملموس.
برخی تحلیلگران معتقدند ارتقای جایگاه منطقهای اسلامآباد میتواند به گسترش تجارت و همکاریهای اقتصادی با ایران منجر شود، هرچند تحقق این هدف به توافقهای عملی و تداوم ثبات منطقهای وابسته است.
اگر مذاکرات به نتایج اجرایی در حوزه تجارت، انرژی و امنیت مرزی برسد، سفر پزشکیان میتواند نقطه آغاز فصل تازهای در روابط تهران و اسلامآباد باشد؛ در غیر این صورت، اهمیت آن بیشتر در سطح نمادین و دیپلماتیک ارزیابی خواهد شد.
1 112
@indianstudies
نزدیکی هند و امارات در الگوی محور امنیتی جدید منطقه
تحولات ماههای اخیر نشان میدهد که خاورمیانه در حال ورود به مرحلهای تازه از بازآرایی قدرت و ائتلافهای منطقهای است.
در شرایطی که اعتماد بسیاری از بازیگران منطقه به چتر امنیتی آمریکا با پرسشهای جدی مواجه شده، کشورها به دنبال ایجاد شبکههای جدید همکاری سیاسی، امنیتی و نظامی هستند، شبکهای که پیش از این تحولات پردامنه هم با معرفی توافق امنیتی عربستان و پاکستان آغاز شده بود.
در همین چارچوب، گزارشها از مذاکرات گسترده میان هند و امارات برای فروش موشک کروز مافوقصوت «برهموس» و سامانه پدافندی «آکاشتیر» حکایت دارد؛ توافقی که فراتر از یک معامله تسلیحاتی، نشانهای از تعمیق شراکت راهبردی میان ابوظبی و دهلینو به شمار میرود.
امارات که در سالهای اخیر تلاش کرده روابط خود را با قدرتهای مختلف متوازن کند، اکنون به دنبال تنوعبخشی به منابع تأمین امنیت و تسلیحات خود است و هند نیز در تلاش است جایگاه خود را به عنوان یک قدرت نوظهور نظامی و صادرکننده فناوری دفاعی تثبیت کند.
در سوی دیگر، پاکستان نیز همزمان در حال افزایش نقش سیاسی و امنیتی خود در معادلات منطقه است. اسلامآباد با تکیه بر روابط نزدیک با عربستان سعودی، همکاریهای فزاینده با ترکیه و ارتباطات سنتی با کشورهای عربی، میکوشد سهم بیشتری از ترتیبات جدید منطقهای به دست آورد.
ورود فعال پاکستان و قطر به روندهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا نیز نشان میدهد این دو کشور دیگر صرفاً نقش تسهیلکننده را ایفا نمیکنند، بلکه به دنبال تأمین منافع سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود در قالب بازیگران مؤثر منطقهای هستند.
به این ترتیب، رقابت سنتی هند و پاکستان که دههها در جنوب آسیا جریان داشت، اکنون ابعاد تازهای در خلیج فارس و غرب آسیا پیدا کرده است. امارات به یکی از مهمترین شرکای راهبردی هند تبدیل شده، در حالی که پاکستان بر شبکه روابط خود با عربستان، قطر و ترکیه تکیه دارد. این وضعیت به تدریج دو محور غیررسمی را در منطقه شکل میدهد که هر یک به دنبال افزایش نفوذ و سهم خود از نظم در حال ظهور خاورمیانه هستند.
1 112
@indianstudies
نزدیکی هند و امارات در الگوی محور امنیتی جدید منطقه
هند و امارات دربارهٔ یک قرارداد تسلیحاتی بزرگ در حال مذاکره هستند که شامل موشک کروز مافوقصوت «برهموس» و سامانه پدافند هوایی «آکاشتیر» میشود.
1 112
@indianstudies
بنگلادش در اوج دیپلماسی چندجانبه؛ پیروزی خلیلالرحمن در انتخابات فشرده سازمان ملل
خلیلالرحمن، وزیر امور خارجه بنگلادش و دیپلمات باسابقه این کشور، در انتخابات ریاست هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد United Nations General Assembly با کسب ۹۹ رأی از مجموع ۱۹۰ رأی، در رقابتی نزدیک به پیروزی رسید؛ رقابتی که از آن بهعنوان یکی از فشردهترین انتخابات سالهای اخیر در ساختار سازمان ملل یاد میشود.
او از دیپلماتهای قدیمی بنگلادش است که از سال ۱۹۷۹ وارد دستگاه خدمات خارجی شده و طی دههها فعالیت، مسئولیتهایی همچون مشاور امنیت ملی و نماینده ویژه دولت در پرونده روهینگیا را بر عهده داشته است. سابقه حضور در مأموریتهای مرتبط با سازمان ملل در نیویورک و ژنو نیز جایگاه او را بهعنوان دیپلماتی آشنا با سازوکارهای چندجانبه تقویت کرده است.
این پیروزی در شرایطی به دست آمد که مجمع عمومی درگیر فشارهای فزاینده ناشی از بحرانهای جهانی، جنگها، افزایش شکافهای سیاسی میان قدرتهای بزرگ، و تضعیف اعتماد به چندجانبهگرایی است. همزمان، سازمان ملل با چالشهای مالی و بحران نقدینگی نیز مواجه است؛ مسئلهای که توان اجرایی و کارکردی نهادهای وابسته به این سازمان را تحت فشار قرار داده و بر اهمیت نقش ریاست مجمع در مدیریت اجماعسازی افزوده است.
همینک وزیر خارجه سابق آلمان، آنالنا بائربوک به عنوان رئیس مجمع عمومی این مقام را عهدهدار است و پیشتر کشورهای عربی در نظر داشتند تا «ریاض منصور» سفیر فلسطین در سازمان ملل، را برای دوره مذکور به عنوان رئیس مجمع عمومی سازمان ملل نامزد کنند که با مخالفت آمریکا از این تصمیم عقب نشستند.
بنگلادش پس از تحولات سیاسی سال ۲۰۲۴ و تغییر در ساختار قدرت، در مسیر بازتعریف سیاست خارجی خود قرار دارد و تلاش میکند نقش فعالتری در موضوعات جهانی، بهویژه در حوزههای انسانی و توسعهای ایفا کند.
1 112
@indianstudies
بنگلادش در اوج دیپلماسی چندجانبه؛ پیروزی خلیلالرحمن در انتخابات فشرده سازمان ملل
خلیلالرحمن، وزیر امور خارجه بنگلادش و دیپلمات باسابقه این کشور، در انتخابات ریاست هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد United Nations General Assembly با کسب ۹۹ رأی از مجموع ۱۹۰ رأی، در رقابتی نزدیک به پیروزی رسید؛ رقابتی که از آن بهعنوان یکی از فشردهترین انتخابات سالهای اخیر در ساختار سازمان ملل یاد میشود.
او از دیپلماتهای قدیمی بنگلادش است که از سال ۱۹۷۹ وارد دستگاه خدمات خارجی شده و طی دههها فعالیت، مسئولیتهایی همچون مشاور امنیت ملی و نماینده ویژه دولت در پرونده روهینگیا را بر عهده داشته است. سابقه حضور در مأموریتهای مرتبط با سازمان ملل در نیویورک و ژنو نیز جایگاه او را بهعنوان دیپلماتی آشنا با سازوکارهای چندجانبه تقویت کرده است.
این پیروزی در شرایطی به دست آمد که مجمع عمومی درگیر فشارهای فزاینده ناشی از بحرانهای جهانی، جنگها، افزایش شکافهای سیاسی میان قدرتهای بزرگ، و تضعیف اعتماد به چندجانبهگرایی است. همزمان، سازمان ملل با چالشهای مالی و بحران نقدینگی نیز مواجه است؛ مسئلهای که توان اجرایی و کارکردی نهادهای وابسته به این سازمان را تحت فشار قرار داده و بر اهمیت نقش ریاست مجمع در مدیریت اجماعسازی افزوده است.
همینک وزیر خارجه سابق آلمان، آنالنا بائربوک به عنوان رئیس مجمع عمومی این مقام را عهدهدار است و پیشتر کشورهای عربی در نظر داشتند تا «ریاض منصور» سفیر فلسطین در سازمان ملل، را برای دوره مذکور به عنوان رئیس مجمع عمومی سازمان ملل نامزد کنند که با مخالفت آمریکا از این تصمیم عقب نشستند.
بنگلادش پس از تحولات سیاسی سال ۲۰۲۴ و تغییر در ساختار قدرت، در مسیر بازتعریف سیاست خارجی خود قرار دارد و تلاش میکند نقش فعالتری در موضوعات جهانی، بهویژه در حوزههای انسانی و توسعهای ایفا کند.
1 112
@indianstudies
خلیلالرحمن، وزیر امور خارجه کنونی بنگلادش به عنوان رئیس هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل انتخاب شد.
1 112
@indianstudies
و همچنان داستان میانجیگری پاکستان
بعد از دو جنگ و دو آتشبس، پاکستان در ماههای اخیر تلاش کرده نقش میانجی میان ایران و آمریکا را یکهتازانه بازی کند؛ تلاشی که هم از موقعیت جغرافیایی این کشور ناشی میشود و هم از روابط همزمانش با تهران، واشنگتن و بازیگران منطقهای به ويژه عربستان.
کمی قبلتر و بعد از دعوت شدن از بازیگران جدیدتر به میدان مذاکرات تکراری ایران و آمریکا توسط ترکیه، ایران مجدد به عمان، طلایهدار بیچونوچرای این نوع مذاکرات خاص، روی خوش نشان داد تا بازیگر بیدلیل وارد وارد بازی نشود. آن روز کمتر تصوری از نقش فزاینده پاکستان و فیلدمارشال عاصم و ارتش در این داستان پرپیچوخم وجود داشت و صرفا جاهطلبی از نوع مصر و ترکیه در پاکستان قابل برداشت بود. اما ورق چرخید.
در این مدت، اسلامآباد لااقل توانسته با انتقال پیامها و فراهم کردن کانالهای ارتباطی غیرمستقیم، از افزایش تنش میان دو طرف جلوگیری کند و خود را بهعنوان بازیگری مؤثر در معادلات منطقه معرفی کند. البته که گاهی تعریف و تمجید و درخواست عاجزانه شریف از ترامپ و استفاده از الگوهای باب میل ایران کمک شایان توجهی کرده است که این شانس از بین نرود.
برای پاکستان، این میانجیگری فقط یک اقدام دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان این کشور برای افزایش وزن سیاسی و امنیتی در منطقه است. پاکستان میخواهد نشان دهد که میتواند در بحرانهای حساس خاورمیانه نقش متوازن ایفا کند و در عین حفظ روابط با آمریکا، مناسبات خود با ایران را نیز مدیریت کند. این نقش همچنین میتواند جایگاه پاکستان را در رقابتهای ژئوپلیتیکی منطقه و بازتعریف آینده از آن به ویژه در قیاس با هند تقویت کند.
با این حال، موفقیت این میانجیگری با محدودیتهای جدی روبهرو است؛ زیرا اختلافهای بنیادین میان ایران و آمریکا تا همین اواخر پابرجا بود و همچنان وضعیت تا پیش از یک امضا و توافق شکننده است البته که بسیاری از مسائل مورد اختلاف فراتر از توان یک میانجی منطقهای است.
در کنار نقش پاکستان در میانجیگری میان ایران و آمریکا، روابط اسلامآباد با کشورهای خلیج فارس هم پیچیده و گاه تنشآلود است. در این میان، نارضایتی اخیر امارات از سیاست منطقهای پاکستان و اعلام پسگیری وام یا اخراج اتباع پاکستانی نشان داد اختلافات سیاسی میتواند به ابزارهای فشار اقتصادی علیه میانجی هم گره بخورد.
این وضعیت بیانگر این است که سیاست خارجی پاکستان در یک فضای چندلایه حرکت میکند؛ جایی میان رابطه برادرانه با ایران، تعامل با آمریکا، وزنکشی در مقابل هند و وابستگیهای مالی و سیاسی به کشورهای عربی، که هر کدام میتواند بر دیگری اثر بگذارد.
در نهایت، اگرچه برخی این نقش پاکستان را نوعی برونسپاری از سوی چین، عربستان یا قطر تلقی میکنند، اما این محاسبه نمیتواند نافی آثار مستقیم این صحنهگردانی علنی برای خود دولت و ارتش پاکستان در آینده نزدیک باشد به ويژه اگر عایدی در کار باشد!
1 112
@indianstudies
چرا مردم برخی مناطق هند و پاکستان ایران، و مرجعیت آن را جور دیگر میبینند و نوع علقهشان به نظام جمهوری اسلامی داستان به کل منحصربهفردی در مقایسه با هرجای دیگر دنیا است؟
از آغاز انتشار روایتهایی درباره حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران در قالب جنگ دوبارهای و به ویژه با هدفگیری مراکز حساس ایران، از جمله حمله به بیت رهبری و شهادت آیتالله خامنهای موجی از تجمعات و اعتراضات در بخشهایی از هند و پاکستان شکل گرفت.
در کراچی، تجمع معترضان مقابل کنسولگری آمریکا به درگیری شدید انجامید و بنا بر گزارش منابع خبری، در جریان تیراندازی نیروهای امنیتی، دستکم ۱۰ شهروند پاکستانی جان خود را از دست دادند. این رویداد، اعتراضات را از سطح واکنش سیاسی به سطح تجربهای خونین و نمادین ارتقا داد.
همزمان، در مناطق شمالی پاکستان مانند سکردو در گلگت–بلتستان، تجمعهایی با ماهیت سوگوارانه برگزار شد که در آنها حمله به ایران و رهبر آن، بهمثابه تعرض به «مرکز معنوی تشیع» بازنمایی میشد. در کارگیل و کشمیر هم تجمعهای مشابهی شکل گرفت.
در رخدادهای مهم گذشته هم تصاویر مشابهی دیده شده است؛ تصاویری که در جای دیگر دنیا به این سرعت و با این سطح همدلی و خودجوشانه معمولا به چشم نمیخورد. شاید بهجز تا حدودی در عراق، افغانستان و یمن، به شکل خاموشی در بحرین و شرق عربستان و بهشکل قابل مقایسهای در لبنان نتوان این حس همبستگی را در جای دیگر فراتر از جغرافیای ایران دید.
آنچه این اعتراضات را توضیح میدهد، صرفاً سیاست روز نیست، بلکه فعالشدن الگوی معنایی «شهادت و مظلومیت» است. به تعبیر ولی نصر، تشیع معاصر دارای شبکهای فراملی از همبستگی است که در آن، ایران پس از انقلاب ۱۹۷۹ نقش «کانون هویتی» یافته است.
در این چارچوب، حمله به رهبر ایران یا بیت رهبری، نه یک واقعه داخلی، بلکه ضربه به کل این شبکه معنایی تلقی میشود. از همین رو، کنسولگری آمریکا در ذهن معترضان به نماد عامل ظلم تبدیل میشود و کشتهشدن معترضان پاکستانی نیز بهسرعت در زنجیره مفهومی «شهادت» ادغام میگردد.
چرا این نگاه خاص در پاکستان، کشمیر، لداخ و کارگیل وجود دارد؟
۱) ارجاع مستقیم ادبیات علمی به این منطقه
مطالعات علمی بهطور مشخص به گلگت–بلتستان و کارگیل و کشمیر پرداختهاند و توضیح میدهند که ترکیب «اکثریت/تجمع شیعه + حاشیهنشینی سیاسی + مجاورت با منازعات ژئوپولیتیکی» این مناطق را به شدت مستعد بسیج عاطفی فراملی میکند.
۲) قدسیشدن رهبری سیاسی در تشیع معاصر
در جهان معاصر مرز میان دین و سیاست در بسیاری از جنبشها بازتعریف شده و رهبران سیاسی میتوانند کارکرد قدسی پیدا کنند. در مورد ایران، رهبر جمهوری اسلامی برای بسیاری از شیعیان شبهقاره، نه صرفاً رئیس یک دولت، بلکه «مرجع نمادین عزت و ایستادگی» تلقی میشود. این برداشت، محصول تبلیغ رسمی صرف نیست، بلکه نتیجه نیاز هویتی جوامعی است که خود را در وضعیت فشار یا تهدید میبینند.
۳) نقش توجه نمادین رهبر ایران به شبهقاره
در چهار دهه گذشته، رهبر ایران در پیامها، سخنرانیها و دیدارها، بارها به مفاهیمی چون «مسلمانان هند و پاکستان»، «شیعیان مظلوم منطقه»، «کشمیر» و «وحدت امت اسلامی» اشاره کرده است. این اشارهها ــ حتی زمانی که کلی و غیرجزئی هستند ــ در جوامعی مانند گلگت–بلتستان و کارگیل بهدقت دریافت و بازتفسیر میشوند. این اشارهها گهگاهی با تنگتر شدن روابط سياسی دوجانبه با هند هم همراه شده است.
از منظر جامعهشناسی دین، همین بهرسمیتشناختهشدن نمادین کافی است تا پیوند عاطفی و هویتی تقویت شود؛ یعنی «ما دیده میشویم، پس تعلق داریم».
۴) پیوند رنج محلی با روایت کلان مقاومت
برای شیعیان این مناطق، تجربه تبعیض، ناامنی یا حاشیهنشینی سیاسی، بهراحتی با روایت کلان «مقاومت در برابر ظلم جهانی» پیوند میخورد.
ایران و رهبرش در این روایت، نقش «مرکز معنوی عدالتخواهی» را ایفا میکنند. بنابراین، حمله به ایران یا رهبر آن، بهصورت طبیعی واکنشی آیینی، احساسی و حتی جانفدایانه برمیانگیزد؛ واکنشی که بیشتر از آنکه سیاسی باشد، هویتی و دینی است.
طرفهکه آنچه در کراچی، سکردو، کشمیر و کارگیل رخ داد، نه یک واکنش مقطعی، بلکه برونریزی ساختار عمیقی از همبستگی شیعی فراملی است.
در این ساختار، ایران و رهبر آن بهعنوان «دولت و سیاستمدار» دیده نمیشوند، بلکه بهمثابه کانون معنا، عزت و استمرار تاریخی تشیع فهم میگردند.
فردای پایان جنگ تحمیلی، در میانه تصمیمگیری کلان بر سر آینده و بازپیکرسازی نسبت وطنگرایی یا امتگرایی در نسبت ایران- که احتمالا متراکمتر و مستمرتر از جنگ ۱۲ روزه در آن وطنگرایی و ایرانیبودن پررنگ شود- باید این عناصر و سرمایهها را مشابه یک دیاسپورای واجد معنا و فعال در نظر داشت.
1 112
@indianstudies
مرزهای آتش: از جنگ باز پاکستان تا بحران بیثباتی در افغانستان و تبعات آن برای ایران
در پی تشدید شدید درگیریها میان پاکستان و افغانستان، تنشهای مرزی به حملات هوایی گسترده و درگیریهای نظامی مستقیم کشیده شده است. جنگندههای پاکستان مواضع طالبان را در کابل، قندهار، پکتیا، پکتیکا، لغمان و خوست هدف قرار دادهاند، در حالی که طالبان نیز به حملات هوایی و حملات مرزی علیه اهداف نظامی پاکستان پاسخ دادهاند.
طالبان، به ویژه از طریق وزارت داخله و سخنگویان محلی، تأکید کردهاند که «دروازه گفتوگو باز است» و خواستار توقف اقدامات تحریکآمیز پاکستان هستند، اما تهدید کردهاند که در صورت ادامه تنش، ممکن است قیام ملی علیه این کشور اعلام شود. همزمان، پاکستان پرواز پهپادهای تجاری و خصوصی را ممنوع کرده و عملیات هوایی را با نام «غضب للحق» پیش میبرد.
حملات تروریستی اخیر در خاک پاکستان و تبادل آتشهای مرزی موجب شده تا دو کشور به وضعیت «جنگ باز» برسند.
رسانهها گزارش دادهاند که در این درگیریها، ارتش پاکستان دستکم ۲۷۴ نفر از نیروهای طالبان را کشته و طالبان نیز ادعا کردهاند که تلفات سنگینی بر ارتش پاکستان وارد کردهاند.
در واکنش به این وضعیت، ایران ضمن ابراز نگرانی عمیق، خواستار احترام متقابل به حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی شده و آمادگی خود برای میانجیگری را اعلام کرده است. چین نیز خواستار خویشتنداری و حل مشکلات از طریق مذاکره شده و از کانالهای ارتباطی خود برای کاهش تنش استفاده میکند. بریتانیا و ایالات متحده نیز بر ضرورت کاهش تنشها و مراقبت از شهروندان خود در افغانستان تأکید کردهاند.
در میان تحلیلها، امرالله صالح، معاون رییسجمهور در حکومت قبل افغانستان، طالبان را متهم کرده است که با اتباع پاکستانی مدارا میکنند اما با شهروندان افغانستان رفتار خشونتآمیز دارند. وی هشدار داده که طالبان با زندانی کردن افغانها و آزادی اسیران پاکستانی، زمینه تشدید بحران داخلی را فراهم کردهاند.
از سوی دیگر، سخنان طالبان و وزیر داخله نشان میدهد که جناحهای مختلف طالبان میان «قندهار» و «کابل» در مرزهای شرقی افغانستان دچار شکاف شدهاند و احتمال تشدید بیثباتی وجود دارد.
روابط پاکستان و افغانستان از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ با تنشهای مداوم سیاسی و امنیتی همراه بوده است. رقابتهای نفوذ منطقهای و اختلافات راهبردی، هر رویارویی مرزی یا سیاسی را فوراً به یک بحران جدی و پیچیده تبدیل کرده است.
ادامه این درگیری میتواند پیامدهای مهمی برای ایران به ویژه در شرایط پرتردید جاری داشته باشد: افزایش موج آوارگان، تهدید پروژههای ترانزیتی و اقتصادی، فرصتطلبی داعش خراسان برای گسترش نفوذ و تغییر تمرکز نیروهای غربی از فشار مستقیم بر ایران به مدیریت بحران جنوب آسیا.
در سطح منطقهای، این بحران ممکن است موجب بازتعریف رقابتهای ژئوپولیتیک میان محورهای منطقهای شود و توازن قدرت در جنوب آسیا و خلیج فارس را به هم بزند.
1 112
@indianstudies
واکنش متقابل پاکستان و استمرار درگیری
پاکستان اعلام کرد که پس از آنکه نیروهای طالبان بار دیگر مواضع مرزی پاکستانی را مورد حمله قرار دادند، جنگ میان دو طرف وارد مرحلهای جدیتر شده است.
اسلامآباد عملیات گستردهای علیه اهداف طالبان در داخل خاک افغانستان انجام داد که شامل حملات هوایی و ضربات زمینی به مواضع، انبارهای مهمات و پایگاههای نظامی طالبان شدهاند. مقامهای پاکستانی میگویند صدها جنگجوی طالبان کشته یا زخمی شدهاند و تعدادی از پایگاههای آنها از بین رفته یا تصرف شده است.
درگیریهای اخیر میان پاکستان و طالبان نشان میدهد که تنشها از سطح درگیریهای مرزی محدود عبور کرده و وارد مرحلهای پرخطر شده است. حملات هوایی پاکستان به عمق خاک افغانستان، از جمله اطراف کابل و قندهار، بیانگر اتکای اسلامآباد به برتری هوایی، توان هدفگیری از راه دور و قابلیت تکرار عملیات است؛ ظرفیتی که طالبان در سطح مشابه از آن برخوردار نیستند.
از منظر نظامی، پاکستان با در اختیار داشتن نیروی هوایی پیشرفته، پهپادهای رزمی، توپخانه سنگین و زیرساخت منظم لجستیکی، دست بالا را در هرگونه درگیری کلاسیک دارد. در مقابل، طالبان عمدتاً به نیروهای زمینی، سلاحهای سبک و نیمهسنگین بهجامانده از حکومت پیشین افغانستان و تاکتیکهای نامنظم متکیاند و به دلیل نبود نیروی هوایی مؤثر و سامانههای پدافندی کارآمد، در برابر حملات دقیق هوایی آسیبپذیر هستند.
1 112
@indianstudies
حملات طالبان علیه مواضع پاکستان
حکومت طالبان در افغانستان رسماً اعلام کرد که نیروهایش حملاتی علیه پاسگاهها و مواضع نظامی پاکستان در امتداد مرز مشترک انجام دادهاند.
این تنشها پس از حملات هوایی پاکستان به افغانستان در پاسخ به حملات انتحاری رخ داده و طالبان اتهام پناه دادن به شبهنظامیان را رد میکند.
سخنگوی طالبان، ذبیحالله مجاهد، اعلام کرد که تاکنون ۱۷ پاسگاه پاکستانی تصرف شده و فرمان «پیشروی بدون توقف» برای نیروهای درگیر صادر شده است. این عملیات واکنشی در پاسخ به آنچه طالبان «تمردها و تجاوزات مکرر نظامی پاکستان» خوانده، اجرا شد.
در این حملات علاوه بر نیروهای زمینی، نیروی هوایی و یگانهای پهپادی طالبان نیز مشارکت داشتند و واحدهای ویژه مجهز به تجهیزات لیزری برای پیشروی به کار گرفته شدند. عملیات از ولایتهای ننگرهار و کنر آغاز شد و مناطقی از دوربابا، گوشته و ناری تحت کنترل طالبان درآمدهاند.
دولت پاکستان ضمن تأیید تبادل آتش مرزی، اعلام کرده که نیروهایش در پاسخ به تیراندازی و حملات طالبان عمل کردهاند و مناطق مرزی را تحت کنترل خود نگه داشته است. سخنگویان پاکستانی این عملیات طالبان را غیرقابل توجیه خوانده و از ادامه نظارت و مقابله با نفوذ نیروهای افغان خبر دادهاند.
این عملیات نشاندهنده افزایش تنشها در مرز دیورند و تقویت توان نظامی طالبان و بیثباتی منطقهای و فشار بر روابط امنیتی و اقتصادی دو کشور است.
1 112
@indianstudies
بخشی از سخنان نتانیاهو و مودی در کنست
نتانیاهو گفت امیدوار است روزی در بالیوود فیلمی درباره دوستی هند و اسرائیل ساخته شود که موفق و پرفروش خواهد بود و از پروژه IMEC سخن گفت؛ یک کریدور زمینی و دریایی که هند را از طریق شبهجزیره عربی به بندر حیفا و از آنجا به مدیترانه و اروپا متصل میکند و تأکید کرد این مسیر تنها در کشورهای پایدار و امن میتواند موفق باشد و امنتر و قویتری از اسرائیل و هند در این محور وجود ندارد.
مودی اشاره کرد که همزمان با روز به رسمیت شناخته شدن اسرائیل توسط هند در ۱۷ سپتامبر ۱۹۵۰ متولد شده است و بر حمایت قاطع هند از اسرائیل تأکید کرد و از تحسین هند نسبت به شجاعت و دستاوردهای اسرائیل سخن گفت و این که روابط دو ملت ریشهای بیش از ۲۰۰۰ سال دارد. افزود که وقتی در سال ۲۰۰۶ به اسرائیل آمده بود، فقط چند مرکز یوگا وجود داشت اما امروز یوگا در تقریباً همه محلهها رواج دارد و در پایان به زبان عبری گفت Am Yisrael Chai یعنی ملت اسرائیل زنده است.
در مراسمی در همان محل، مدال رئیس کنست، بالاترین نشان پارلمانی به مودی داده شد.
1 112
@Indianstudies
سفر مودی به تلآویو با دستورکار امنیتی
نارندرا مودی، نخستوزیر هند، روز چهارشنبه در رأس یک هیأت عالیرتبه وارد تلآویو شد و در بدو ورود، مورد استقبال نتانیاهو قرار گرفت.
مودی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، با اعلام ورود خود، از آمادگی برای گفتوگوهای دوجانبه و دستیابی به نتایج «مثمر ثمر» با هدف تقویت روابط دو کشور خبر داد. این سفر که بهمدت دو روز ادامه دارد، از سوی رسانهها «تاریخی» توصیف شده است.
بر اساس گزارشها، امضای مجموعهای از توافقنامههای امنیتی و دفاعی از محورهای اصلی این سفر است. همزمان، برخی رسانههای هندی گزارش دادهاند که دهلینو بهدنبال خرید سامانههای پدافند هوایی، پهپادهای پیشرفته، موشکهای دوربرد و فناوریهای نوین دفاعی از اسرائیل است.
در ادامه سفر، مودی در مراسمی رسمی در کنست حضور یافت و دو طرف سخنرانیهای مشترکی در صحن علنی پارلمان اسرائیل ایراد کردند. نتانیاهو در سخنان خود، با تأکید بر اشتراکات تاریخی و سیاسی شان، هند و اسرائیل را «دو دموکراسی» توصیف کرد که همزمان از سلطه استعمار بریتانیا خارج شدهاند و امروز «قویتر از همیشه» هستند.
وی همچنین از موضعگیری دهلینو پس از حملات ۷ اکتبر قدردانی کرد و گفت هند «قاطع و اخلاقی» در کنار اسرائیل ایستاده است.
مودی نیز در سخنان خود، بر ایستادگی هند در کنار اسرائیل تأکید کرد و از «تحسین گسترده» در هند نسبت به توانمندیها و دستاوردهای اسرائیل سخن گفت. او روابط را ریشهدار و فراتر از مناسبات مدرن دولتی دانست.
برنامههای این دیدار همچنین شامل شرکت در یک شام رسمی مشترک و بازدید از رویداد نوآوری در هتل والدورف آستوریا در قدس اشغالی اعلام شده است.
این سفر در چارچوب تعمیق شراکت راهبردی دهلینو و تلآویو، بهویژه در حوزه امنیت و دفاع، انجام میشود.
منابع هندی تأکید دارند که تجربه درگیریهای اخیر هند با پاکستان و نقش پررنگ فناوریهای اسرائیلی—بهویژه در حوزه پهپادی و پدافند هوایی—انگیزه دهلینو برای گسترش همکاریهای نظامی را تقویت کرده است. تعمیق شراکت راهبردی میان هند و اسرائیل میتواند محاسبات امنیتی پاکستان را در منطقهای شکننده و پرتنش تحت تأثیر قرار دهد.
روابط از زمان سفر مودی در سال ۲۰۱۷ شتاب گرفته و امروز، هند بزرگترین خریدار تسلیحات اسرائیلی است. دستورکار همکاریها حوزههایی چون دفاع، هوش مصنوعی، امنیت سایبری و فناوریهای پیشرفته را در بر میگیرد.
همچنین چارچوبی محرمانه برای صادرات تجهیزات نظامی پیشرفتهتر به هند در حال نهایی شدن است؛ از جمله سامانه لیزری «Iron Beam» و احتمال انتقال فناوری «Iron Dome» برای تولید بومی.
در سطح ژئوپلیتیک، مفهوم مبهم «ششضلعی» امنیتی مطرحشده از سوی نتانیاهو و تأکید دو دولت بر مقابله با «رادیکالیسم اسلامی»، میتواند به همسویی بیشتر تلآویو و دهلینو در برابر بازیگرانی چون پاکستان منجر شود.
در تحلیل رسانههای آمریکایی، نزدیکی هند و اسرائیل بخشی از آرایش جدید قدرت در آسیا و خاورمیانه تلقی میشود؛ آرایشی که در آن هند میکوشد ضمن حفظ روابط راهبردی با کشورهای عربی خلیج فارس و ایران، از ظرفیتهای فناوری و دفاعی اسرائیل برای تقویت امنیت ملی خود بهره ببرد.
همکاریها تنها به حوزه نظامی محدود نیست و بخشهایی چون فناوری پیشرفته، امنیت سایبری، کشاورزی و مدیریت منابع آب را نیز دربر میگیرد.
در مجموع، سفر مودی به اسرائیل را میتوان نقطه عطفی در تثبیت و تعمیق روابط دوجانبه دانست؛ سفری که هم برای تلآویو از منظر دیپلماتیک و امنیتی اهمیت دارد و هم برای دهلینو بهعنوان ابزاری برای متنوعسازی شرکای راهبردی در محیطی پیچیده و رقابتی در سطح منطقهای و جهانی.
با توجه به تحولات مستمر اخیر و در حالیکه هند عملاً در حال تبدیل شدن به شریک آسیاییِ اصلی اسرائیل در معماری امنیتی جدید خاورمیانه است، تلآویو در جهت درگیر کردن غیرمستقیم هند در راهبرد مهار ایران تلاش میکند.
اسرائیل در شرایط تشدید تنش با ایران میکوشد دهلینو را—دستکم در سطح امنیتی و اطلاعاتی—به روایت تهدید علیه برنامه موشکی و نفوذ منطقهای تهران نزدیکتر کند، موضوعی که میتواند سیاست متوازن هند میان اسرائیل، آمریکا و ایران را تحت تأثير قرار دهد.
1 112
@indianstudies
تشدید تنش پاکستان و افغانستان؛ حملات هوایی، و ادعای ۲۵ کشته غیرنظامی
بر پایه گزارشهای محلی، جنگندههای پاکستان بخشهایی از ولسوالیهای برمل و ارگون در ولایت پکتیکا و همچنین مناطقی از ننگرهار را بمباران کردهاند. برخی منابع از کشتهشدن دستکم ۲۵ غیرنظامی خبر میدهند و میگویند یک مدرسه دینی نیز هدف قرار گرفته است؛ ادعاهایی که هنوز بهطور رسمی تأیید نشده، اما نگرانیها درباره تلفات غیرنظامی را افزایش داده است.
از منظر تحلیلی، این حملات در ادامه مواضع تند اخیر اسلامآباد ارزیابی میشود. وزیر دفاع پاکستان در گفتوگو با رسانههای بینالمللی هشدار داده در صورت تداوم حملات فرامرزی منتسب به تحریک طالبان پاکستان از خاک افغانستان، عملیات نظامی در «عمق خاک افغانستان» تکرار خواهد شد؛ همزمان ادعاهایی درباره پیوندهای پنهانی برای پیشبرد جنگ نیابتی علیه پاکستان مطرح شده است. منتقدان اما ریشه بحران را در میراث سیاستهای دهههای گذشته و چرخه مداخلات و حمایت از گروههای مسلح میدانند که امروز به ناامنی پایدار انجامیده است.
در بعد منطقهای و بینالمللی، گزارشهای شورای امنیت سازمان ملل بار دیگر از تبدیلشدن افغانستانِ تحت کنترل طالبان به پناهگاهی برای گروههای افراطی سخن میگویند؛ نگرانیای که تنها به پاکستان محدود نیست.
1 112
@indianstudies
پیوستن هند به ائتلاف پکس سیلیکا؛ تحولی راهبردی در همکاری هوش مصنوعی و امنیت فناوری
در اجلاس بینالمللی AI Impact Summit در دهلینو، هند رسماً به ائتلاف جهانی پکس سیلیکا پیوست و اعلامیه مشترکی با ایالات متحده امضا کرد.
این اجلاس محل گردهمایی دولتها، شرکتهای فناوری و کارشناسان جهانی بود تا مسیر توسعه هوش مصنوعی، امنیت زنجیرههای تأمین فناوری و استانداردهای بینالمللی را تعیین کنند.
هند با ظرفیت بالای نیروی انسانی متخصص، توانمندی در پردازش و پالایش مواد معدنی کلیدی و زیرساختهای رو به رشد هوش مصنوعی، نقش محوری در این ائتلاف ایفا میکند و به ایالات متحده امکان میدهد شبکهای مطمئن از فناوریهای حیاتی و زنجیرههای تولید را شکل دهد.
تأکید اجلاس بر توسعه هوش مصنوعی مسئولانه، شفاف و انسانی، و ایجاد چارچوبهای مقرراتی نوآورانه، نشاندهنده نگاه مشترک دو کشور به ترکیب امنیت ملی و اقتصادی است.
ائتلاف پکس سیلیکا در مقابل روندهای محدودکننده و نظارتی، بر نوآوری و سرمایهگذاری مشترک، فرصت رشد صنایع داخلی، استارتاپها و مهارتهای نیروی کار تمرکز دارد.
تاکنون، اعضای ائتلاف پکس سیلیکا به جز هند شامل استرالیا، اسرائیل، ژاپن، قطر، کره جنوبی، سنگاپور، امارات متحده عربی و انگلیس هستند. هند بهعنوان دهمین کشور به این ائتلاف پیوسته و انتظار میرود اعضای دیگری نیز به تدریج به این چارچوب همکاری فناوری و امنیت زنجیره تأمین بپیوندند.
1 112
@indianstudies
بنگلادش پس از انتخابات؛ پیروزی قاطع ملیگرایان و پایان دولت انتقالی
انتخابات پارلمانی اخیر بنگلادش را میتوان نقطه عطفی در تحولات سیاسی این کشور پس از اعتراضات گسترده دانشجویی سال ۲۰۲۴ دانست. این انتخابات که نخستین رأیگیری سراسری پس از برکناری دولت پیشین بود، با مشارکت قابل توجه شهروندان برگزار شد و نتیجه آن تغییر بنیادین در موازنه قدرت سیاسی به سود حزب ملیگرای بنگلادش بود؛ حزبی که توانست اکثریت قاطع کرسیهای پارلمان را به دست آورد و مسیر تشکیل دولت جدید را هموار کند.
پیروزی حزب ملیگرا، بازگشت طارق رحمان به کانون قدرت را رقم زد؛ سیاستمداری که سالها در تبعید به سر برده بود و اکنون در آستانه نخستوزیری قرار دارد. این تحول نهتنها پایان یک دوره انزوای سیاسی برای او محسوب میشود، بلکه نشاندهنده چرخش افکار عمومی به سوی جریانی است که وعده بازسازی نهادها و فاصله گرفتن از شیوههای اقتدارگرایانه گذشته را مطرح کرده است.
با این حال، پیشینه اتهامات مالی و شکافهای اجتماعی، سایهای از تردید بر توان دولت آینده برای ایجاد اجماع ملی انداخته است. طارق رحمان فرزند و نزدیکترین فرد سیاسی به خالده ضیا، عملاً میراثدار این جریان محسوب میشود.
همزمان با این تغییر، محمد یونس، رئیس دولت انتقالی، از قدرت کنار رفت و رسماً پایان دوره گذار اعلام شد. یونس که پس از اعتراضات ۲۰۲۴ مسئولیت هدایت کشور در شرایط بحرانی را برعهده داشت، انتخابات اخیر را نشانهای از بازگشت تدریجی سازوکارهای مردمسالارانه دانست و بر ضرورت حفظ آزادی بیان، حقوق اساسی و تداوم اصلاحات تأکید کرد. عملکرد او در مهار تنشها و فراهمسازی بستر انتخابات، با ارزیابیهای نسبتاً مثبت داخلی و خارجی همراه بوده است.
در کنار پیروزی ملیگرایان، حضور پررنگ جریانهای اسلامگرا در پارلمان جدید نیز از ویژگیهای مهم این انتخابات است.
جماعت اسلامی بنگلادش با کسب شمار قابل توجهی از کرسیها، به اصلیترین نیروی منتقد دولت آینده تبدیل شده و میتواند در روند قانونگذاری و سیاستگذاری نقش اثرگذاری ایفا کند. این ترکیب جدید پارلمان، دولت را ناگزیر از مدیریت دقیق ائتلافها و پرهیز از تشدید شکافهای سیاسی میکند.
انتخابات همچنین با همهپرسی درباره اصلاحات گسترده قانون اساسی همراه بود؛ اصلاحاتی که هدف آنها محدود کردن تمرکز قدرت، تقویت استقلال دستگاه قضایی و بازتعریف ساختار حکمرانی است.
هرچند رأیدهندگان با کلیت این اصلاحات موافقت کردند، اجرای عملی آنها به تصمیم و اراده پارلمان جدید وابسته است و به یکی از مهمترین آزمونهای دولت آینده بدل خواهد شد.
در سوی دیگر، کنار گذاشته شدن حزب عوامی لیگ و رهبر آن شیخ حسینه از فرآیند انتخاباتی، فضای سیاسی کشور را یکدست نکرده است. اگرچه این حزب تضعیف شده، اما سابقه سیاست در بنگلادش نشان میدهد که حذف کامل یک جریان ریشهدار بهسادگی امکانپذیر نیست و بازگشت آن، چه بهصورت رسمی و چه غیررسمی، میتواند در معادلات آینده نقشآفرین باشد.
در مجموع، دولت جدید بنگلادش در شرایطی قدرت را در دست میگیرد که مطالبات اجتماعی برای بهبود معیشت، تأمین امنیت، برقراری عدالت و تثبیت مردمسالاری در بالاترین سطح قرار دارد.
موفقیت یا ناکامی این دولت نهتنها سرنوشت سیاسی کشور را رقم خواهد زد، بلکه نشان خواهد داد آیا گذار پس از اعتراضات ۲۰۲۴ به ثبات پایدار میانجامد یا بنگلادش وارد مرحلهای تازه از چالشهای سیاسی خواهد شد.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
