fa
Feedback
SevenHells

SevenHells

رفتن به کانال در Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

نمایش بیشتر
484
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-1330 روز
آرشیو پست ها
زندگی قبل از داروی تنظیم خلق.
زندگی قبل از داروی تنظیم خلق.

میام بنویسم نمی‌دونم چی بنویسم. هیچی ندارم که بگم. شما چخبر؟ 🚶

متاسفانه مادرم درست تربیتم کرده و وقتی یکی عن‌اخلاقه دلم می‌سوزه ناراحتش کنم و تو روش نمی‌رینم. عادت بدی است. برای خوشحالی تو این دنیا باید به هرکی رفت رو مخت برینی. همه‌شون‌ها. همه.

کاش من هر روز خمیر پیتزا درست کنم. کاش هر روز خمیر ورز بدم. روحم صاف می‌شه. کاش تنور داشتم تو خونه. تنور کاهگلی. کاش نون می‌پختم. با شیرینی. کاش گاو می‌دوشیدم. از شیرش پنیر و ماست درست می‌کردم. با سبزی همسایه تاخت می‌زدم. بعد صبح می‌نشستم نون داغ با پنیر خونگی با سبزی همسایه می‌خوردم می‌رفتم دوباره گاو بدوشم. دلم پر می‌زنه واسه این زندگی. هر روز توی یه قوطی‌ام. از روی یه فرش دوازده متری می‌رم توی آشپزخونه و برمی‌گردم روی صندلی و دوباره روی مبل و فرش دوازده متری و دوباره آشپزخونه. اوج ماجراجوییم شستن تراسه. تنور و گاو منو بدین. دیگه خسته شدم. 😭

یکی تو یه گروهی پرسیده بود چی می‌شه یکی مثل داستایفسکی همهٔ کتاب‌هاش خوبن ولی یکی مثل استیو تولتز بعد از کتاب اول انگار رو به زوال می‌ره؟ اونجا هم بهش گفتم اینجا هم می‌گم چون برای خودم جالبه: غم نان. داستایفسکی از همون اوایل دورهٔ جوونی یه سر می‌ره ارتش و سریع می‌زنه بیرون و می‌گه باید نویسنده بشم. توی بعضی نامه‌هاش در همون دورهٔ زمانی می‌شه دید از فشارهای مالی‌ش می‌گه و اینکه از زیر بار قرض زندگی کردن خسته شده. داستایفسکی بیشتر عمرش رو وقف همین نویسندگی و بهتر شدنش می‌کنه و خیلی سراغ کار دیگه‌ای نمی‌ره. حداقل نه به اندازه‌ای که به‌عنوان یکی از مشاغلش عنوان بشه. استیو تولتز؟ همممممه چیز بوده. همه چی. یعنی فکر کنید یه مدت کارآگاه خصوصی بوده و یه مدت معلم انگلیسی :)) چند تا کار دیگه هم داشته. کسی منکر این نیست که این تجربه‌ها بهش کمک کردن که اولین کتابش پر از نگاه‌های جالب به تجربه‌های مختلف باشه، ولی احتمالأ بعد از اون، تولتز به‌اندازهٔ داستایفسکی غم نان نداشته. معروف شده، هواخواه و طرفدار داره و می‌دونه هرچی بنویسه یه پولی بهش می‌رسه. نشد هم براش سخت نیست که بره سراغ کار دیگه‌ای. همون کاری که چند بار کرده. خلاصه اینکه بعضی‌وقتا غم نان آدما رو متخصص می‌کنه و مثل اینکه تو سختیا آدم واقعاً ستاره می‌شه. تنها مسئله اینه داستایفسکی درون آدم‌ها چقدر قویه و چقدر توانایی داره و چقدر عزمشو جزم کرده تا کاری که براش خلق شده رو پیدا کنه و اونقدر انجامش بده تا موفق بشه. وقتی داشتم این‌ها رو تایپ می‌کردم خیلی به داستایفسکی درون خودم فکر کردم. خبر کوتاه بود و جان‌گداز: داستایفسکی درون من ضعیفه.

اون روزی که طبقهٔ مرفه بفهمه اینی که داره رفاهه عید منه. یعنی همیییشه یکی هست بگه وا خب حالا دو تا کتونی برند و یه گوشی به‌روز چیه دیگه داره اینا همه‌ش یه سطح عادی زندگیه یا وا یه خونه سه خواب داشتن تو سی‌وچند سالگی چیه دیگه اینو اکثر مردم دنیا دارن. یه جوری هم می‌گن انگار قلب اروپا زندگی می‌کنیم و یورو درمیاریم و نه‌تنها یورو درمیاریم بلکه به دولت اروپایی مالیاتم نمی‌دیم. ما به ریال درمیاریم لامصب. تومان. تحریم. اختلاس. عن. گه. این چیزا واسه زندگی عادی توی اینجا نیست. اصلنم نمی‌گم غرای خودشونو نزنن یا از گرونی ننالن. بیا بگو آی کتونیه یه تومن رفت روش زورم میاد بخرم. ولی نگو پول ندارم. نگو اینا زندگی عادیه. چون یه ذره هم عادی نیست. ولله نیست.

کاش می‌شد برگردیم دوران حافظ، باهاش بر لب جوی بشینیم و گذر عمر ببینیم. این دنیا ارزش این همه استرس و فشار عصبی رو نداره. واقعا نداره.

خدای آسمان‌ها، خدای کهکشان‌ها، ازینا ازینا ازینا.
+3
خدای آسمان‌ها، خدای کهکشان‌ها، ازینا ازینا ازینا.

قراره آخر سال برم وسیله بخرم برای خونهٔ خودم. اول ناراحت بودم چون حوصله‌ش رو نداشتم. بعد رفتم پینترست و الان از خوشحالی نمی‌تونم در پوست خودم بگنجم.

امروز «کاپیتان امروز دوشنبه‌س»ترین دوشنبهٔ سال بود.

بچه‌ها این کتاب صوتی آناکارنینا عجب چیز حقیه. به خدا اینقد خوبه دلم می‌خواد هفتاد بار بشنومش. خیلی خوبه. خیلیییی! اگر طاقچه دارید و برگ رویش هم دارید، قبل از آخر پاییز که بی‌اعتبار می‌شه یه تخفیف کتاب صوتی بگیرید و بخریدش. نویسنده عالی، کتاب عالی، ترجمه عالی، صدا عالی، تنظیم عالی. اینقد خوبه در کمال ناباوری میلم به یوتوب و پادکست تقریبا صفر شده! همین دیگه. خبر مفید دیگری تو زندگیم نیست :( بوس.

دارم کمرم رو از دست می‌دم. بچه بودم مثل گراز هرجور می‌خواستم می‌نشستیم و فوقش یکم عضله‌م می‌گرفت. پیر شدم و دیگه واقعا میز و صندلی خوب داشتن مهمه.

ترجمهٔ دومم رو گذاشتن روی سایت 🥲🥲🥲 یکم جمله‌هاش طولانیه ولی خیلی قشنگه. دوست داشتید بخونید. ❤️

🎯 تقریباً تمام عمرم را با دو فکر متناقض سپری کرده‌ام: کاش مرده بودم و خوشحالم که خودکشی‌هایم ناموفق بوده‌اند 📍کلنسی مارتین، نویسنده و فیلسوفی است که تاکنون بیش از دَه بار اقدام به خودکشی کرده، اما هر بار، به دلیلی، موفق نشده است. او امروز، به گفتهٔ خودش، خوشحال و شکرگزار است که زنده مانده و همین، دلیلی برای نوشتن کتاب جدیدش بوده است. چطور خود را نکُشیم شرح احساس دوگانهٔ نویسنده به خودکشی و ادامهٔ زندگی است. او می‌گوید «امیدوارم این روایت‌های صریح از زبان کسی که همواره خودکشی‌گرا بوده بتواند به آن‌هایی که چنین فردی در زندگی خود دارند یا داشته‌اند کمک کند تا هم با او و هم با خودشان مهربان‌تر باشند». 🔖 ۲۶۰۰ کلمه ⏰ زمان مطالعه: ۱۶ دقيقه                                         📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید: B2n.ir/h93232 📌 آنچه خواندید در شمارهٔ ۲۸ مجلهٔ ترجمان منتشر شده است. برای خواندن مطالبی مشابه می‌توانید شمارۀ بیست‌وهشتم مجلهٔ ترجمان را از اینجا بخرید: https://tarjomaan.com/shop/product/mag28/ 📌 همچنین برای بهره‌مندی از تخفیف و مزایای دیگر می‌توانید اشتراک مجلۀ ترجمان را با تخفیف از اینجا خریداری کنید: https://tarjomaan.com/shop/product/t4sub4023/ @tarjomaanweb

اینقد کار قبول کردم که بدنم از فشار حاضره روزی بیست ساعت بخوابه ولی با این تنش مواجه نشه. خب ریدم تو این زندگی که وقتی کار ندارم ۳ نصفه‌شب می‌خوابم و صبح ساعت ۶ بیدار می‌شم، و وقتی کار دارم ساعت ۹ شب می‌خوابم و ۵ عصر فردا بیدار می‌شم. 🧌

نمی‌شد مثل ماشین بریم پمپ بنزین بنزین بخوریم؟ این غذای کوفتی چیه هی باید درست کنی اه. با کلی ظررررف.

photo content

شاید بگید چی شده. جان سینا فالو بکم کرده! واقعا باورم نمیشه. 😭

Holy shit
Holy shit

رفتم عکسای دورهٔ مسابقات رونی کلمن رو دیدم و حس کی‌کنم یه تقلیل درجه‌ای اینجا لازمه.