fa
Feedback
جانِ‌شیفته‌ام

جانِ‌شیفته‌ام

رفتن به کانال در Telegram

یادها_ادبیات_موسیقی_سینما... لینک‌کانال: https://t.me/joinchat/AAAAAD_sw5494A41deVoBQ ارتباط با ادمین: @shoopeh

نمایش بیشتر
829
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
گل آمد به صحرا ، چمن گشته شکوفا ز دستم برون شد عنان دل رسوا ... 🎼: #دل_رسوا 🎤: #آذر_عظیما ، ( #آذر_حنانه) 🏴🏴🏴 @jane_shifteham

لب بوم اومدی رخ تازه کِردی قدَت با قدُم اندازه کِردی... 🎼: #لب‌_بوم_اومدی_رخ_تازه_کردی 🎤: #آذر_عظیما ، ( #آذر_حنانه) 🏴🏴🏴 @jane_shifteham

طریق معرفت این است بی‌خلاف ولیک به گوش عشق موافق نیاید این گفتار... ✍️: #سعدی 🎤: #آذر_عظیما ، ( #آذر_حنانه)🏴🏴🏴 و #ایرج @jane_shifteham

از اینجا تا به شیراز خیلی راهه جونم زمینش نقره و خاکش طلایه جونم... 🎼: #راه_شیراز 🎤: #آذر_عظیما ، ( #آذر_حنانه) 🏴🏴🏴 @jane_shifteham

#آذرمیدخت_عظیماسراج‌پور (معروف به #آذر_عظیما و #آذر_حنانه ) بانوی پیشکسوت آواز ایران و از نخستین بانوان آوازه‌خوان شهر اصفهان
#آذرمیدخت_عظیماسراج‌پور (معروف به #آذر_عظیما و #آذر_حنانه ) بانوی پیشکسوت آواز ایران و از نخستین بانوان آوازه‌خوان شهر اصفهان(۲۰ آذر ۱۳۰۶ـ۲ تیر ۱۴۰۵) ، همسر مرتضی حنانه، آهنگساز برجسته‌ی ایرانی . #آذر سابقه درخشانی در همکاری با رادیو و اجرای آثار ماندگار در برنامه «گل‌ها» داشت. او از سال ۱۳۳۳ همکاری خود را با رادیو آغاز کرد. اولین اثرش ساخته‌ای از ابوالحسن صبا با شعری از ابوالحسن ورزی بود. عظیما از اولین خوانندگان برنامه‌های گل‌ها بود و اولین برنامه‌ی «یک شاخه گل» با ویولن ابوالحسن صبا و سنتور فرامرز پایور را اجرا کرد. معروف‌ترین اثر وی قطعه‌ی «راه شیراز»، از آثار وزینی است که با ارکستر فارابی به سرپرستی همسرش مرتضی حنانه خوانده‌است. @jane_shifteham

بازنشر پست به مناسبت درگذشت هنرمندی دورافتاده ،به تعبیر هم‌شهری‌اش جناب وجدی: هنرمند دور افتاده... امروز شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ آرامگاه معروف شهر ملا مجدالدین به‌خاطر درگذشت " زنده یاد حمید رضا اتحاد " پذیرای دوستان و طرفدارانش بود. حمید رضا اتحاد متولد ۱۳۳۴ خواننده‌ی پاپ ... اتحاد سبک و سیاق مطرح خودش را داشت ، شبیه عماد رام...آرام... یادش گرامی🕯️🕯️🕯️

...اَتی دروِنِ لو تینار نیشِنه اَتی وائه بیابون وونه لَس‌لَس اتی پِشو پِشو زَنده شِ دلِّ اتی شِ دردِ درمون وونه لَس‌لَس تِ وِسِّه کوچه کوچه رِ پِ گِرنه نوروز‌خون خیابون وونه لَس‌لَس صِوی شونه نماشون وونه لَس‌لَس بِهار اِنه زمستون وونه لَس‌لَس تِ وِسِّه چشمه بَیّه رُوش بَهیته بی‌تِ دومبه وِ اِندون وونه لَس‌لَس ...کمی پا روی درگاه ایوون می‌ذاره و تنها می‌شینه گاهی باد بیابون می‌شه ، آسّه‌آسّه کمی می‌گرده تو دل خودش کمی برای دردِ خودش درمون می‌شه آسّه‌آسّه برات کوچه کوچه رو زیرپا می‌ذاره نوروزخوان خیابون می‌شه آسّه‌آسّه... صبح می‌ره غروب می‌شه ، آسّه‌آسّه بهار میاد زمستون می‌شه ، آسّه‌آسّه برای خاطرِ تو چشمه شده ، جاری شده بدون تو می‌دونم مرداب می‌شه آسّه‌آسّه 🎼: #افتاب_انه (آفتاب می‌آید) 🎤: #حمید_اتحاد 📝: #ذبیح‌الله_ذبیحی 🎧: #علی_موثقی @jane_shifteham

بیا جانا که تا جانانه باشیم یکی شمع و یکی پر پر پروانه باشیم یکی موسی شویم اندر مناجات یکی جارو کش می، می، میخانه باشیم گل زردُم همه دردُم ز جفایت شکوه نکردُم تو بیا تا دور تو بگردُم هااااااااااااااااااااای ای یار جانی یار جانی دوباره برنمی گردد دیگر جوانی... 🎼: گل‌_زردم 🎤: #سیما_بینا @jane_shifteham

«بر دیوارها ردِ سال‌ها نشسته بود. زن در سکوت نشسته بود و پسرکِ قهوه‌خانه در پس‌زمینه ایستاده بود. هیچ‌کس برای عکس ژست نگرفته
«بر دیوارها ردِ سال‌ها نشسته بود. زن در سکوت نشسته بود و پسرکِ قهوه‌خانه در پس‌زمینه ایستاده بود. هیچ‌کس برای عکس ژست نگرفته است. هر چیز در جای خود قرار دارد؛ میز، بطری نوشابه، صندلی‌ها و آدم‌هایی که روزشان را می‌گذرانند. پنجاه سال بعد، آنچه در این تصویر بیش از همه باقی مانده، حضور آرام انسان‌هایی است که زمانی در این قهوه‌خانهٔ کنار جاده زندگی و کار می‌کردند. روستای حسین‌آباد، جاده‌ی بیرجند ـ بلوچستان، ۱۳۵۵» “The years had left their traces on the walls. An elderly woman sat in silence. Behind her stood the café boy. Nothing in this photograph was arranged. The table, the glass bottle, the worn interior, and the people themselves all belonged naturally to that moment. Half a century has passed, yet the quiet dignity of their presence still remains. Hosseinabad Village, Birjand–Baluchestan Road, 1976” 📸✍️: #بهروز_رشاد 🔍از صفحه‌ی فیسبوک هنرمند @jane_shifteham

رفتی و بی‌تو دلم پر درده پاییز قلبم ساکت و سرده دل که می‌گفتم محرمه با من کاشکی می‌دیدی بی تو چه کرده ای که به شب‌هام صبح سپیدی بی‌تو کویری بی‌شامم من ای که به رنجام رنگ امیدی بی تو اسیری در دامم من ✍️: #بهروز_رضوی 🏴🏴🏴 @jane_shifteham

اونی که می‌خواستی تو غبارا گم شد مرغی شد و پشت حصارا گم شد... ✍️: #بهروز_رضوی 🏴🏴🏴 @jane_shifteham

اونی که می‌خواستی تو غبارا گم شد مرغی شد و پشت حصارا گم شد اسم تورو رو بال مرغا نوشت رو کنده ی سبز درختا نوشت یه روز که بارون میومد بهش گفت یه روز دیگه رو موج دریا نوشت... ✍️: #بهروز_رضوی 🏴🏴🏴 🎞️: #ایرانه‌خانم_زیبا ، مازندران، دودانگه، دادوکلا @jane_shifteham

به سوگواری باغی که در خزان گم‌شد ستاره‌ای که درخشید و ناگهان گم‌شد دلم گرفته و در موج گریه‌ها غرقم که در هجوم خزان، جان این جهان گم‌شد تمام خاطره‌هایم به قصه پیوستند چه قصه‌یی که در آوار این زمان گم‌شد به باغ حافظه آن‌گونه شعله زد پاییز که در مصاف مصیبت مرا زبان گم‌شد رسید قاصد ظلمت به خانه‌ی خورشید زمین سیاه شد و رنگ آسمان گم‌شد دم از شرافت انسان زد و نشد آگاه چرا حقیقت انسان در آن میان گم‌شد!... 🎼: #جان‌جهان ✍️: #اردلان‌_سرفراز 🎧: #فرهاد_معینی‌کرمانشاهی @jane_shifteham

‍ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ هنوزناگفته‌های بسیار دارد! پس از ۱۴سال آشنایی و گفتگو، حرف‌هایش همچنان برایم تازه‌اند و به وجد آورنده. از آذر شیوا و جمشید مشایخی تا فنی‌زاده و فروزان. …………………. خوشحالی‌اش از دیدار دخترهایم همیشه بیش از دیدن من است؛ من هم پذیرفته‌ام. سارینا و رژینا شیفته‌ی اویند. از او که می‌گویند اشک در چشمانشان حلقه می‌زند، اشکی از سر عشق. دفعه پیش رژینا به او گفت: ـ خوابتون را می‌دیدم. و او با ذوق پاسخ داد: ـ تو خواب منو می‌دیدی؟ من چقدر آدم مهمی‌ام پس! امروز به سارینا می‌گوید: چند ساله به نظر می‌رسم؟ ـ ۷۲، ۷۳. ـ یعنی اینقدر پیر شدم؟ دخترها عشق می‌کنند از شوخی‌هایش. امروز تمام عصر چهره‌ی پر صلابت و زیبایش شاد است، چشم‌هایش می‌خندد. مثل همیشه به سارینا می‌گوید: تو دختر منی، باشه؟ همه‌ی اینها شیرین است و در یاد ماندنی، اما آنچه امروز را فراموش‌نشدنی کرد و قابل ثبت، اتفاق دیگری بود؛ اتفاقی که باعث شد سارینا در تمام طول راه برگشت یک‌بند بگوید: Mom, that was crazy. داشتیم از گوزن‌ها می‌گفتیم که در برابر چشمان حیرت‌زده‌ی من و سارینا، رو به جلو خم شد، قوز کرد، چشم چپش را نیمه بست، ابروی راستش را بالا داد، سیگار خیالی را پک زد و با صدای خش‌دار و لحن کشدار گفت: بابا، باوفا! من اشکم سرازیر شد! چشمان درشت سارینا که گوزن‌ها را ندیده، با دیدن معجزه‌ی بازیگری بهروز وثوقی که زیر درخت انجیر منزلش رخ داد، درشت‌تر شدند! با دهان باز به من نگاه کرد. من از پشت پرده‌ی اشک لبخند زدم: بله دخترم، همین است که او را گنج ملی می‌خوانم. گنج ملی اما شایسته است که در خانه‌ی خود باشد و نه در شمال کالیفرنیا. به موهای پرپشت مجعد و ریش سفیدش نگاه می‌کنم و از دهانم می‌پرد: رونمایی از … در ایران! پوزخندی می‌زند، نشنیده می‌گیرد و با چشمکی به سارینا می‌گوید: “من موندم تو به کی بردی، اینقدر خوشگلی!” #بهروز_وثوقی #همیشه_قیصر #گوزن‌ها #گنج_ملی⁩⁩⁩⁩⁩⁩⁩⁩⁩⁩ ✍️: #مهشید_زمانی 🌠: #پوسترفیلم 🎨: #مرتضی‌_ممیز @jane_shifteham

مو كه از پاكی دلم چی آسمونه ندونم سيچه چينو وام سرگرونه سر به صحرا بنم از بی هم‌زبونی سخته تهنا مندن و درد زمونه تهنا با درد زمونه دل گرونيم همه جا به هر دياره ار كوير سهده‌يه ار لاله زاره ار چی اورا ندرای به آسمونم دشت جونم تشنه و بی‌چشمه‌ساره دی پوييزم بی‌بهاره... برگردان ترانه : من كه از پاكی، دلم مثل آسمونه نمی‌دونم برا چی اينطور باهام ناسازگاره ببين اين‌چنين باهام ناسازگاره سر به صحرا بذارم از بی همزبونی سخته تنها موندن و درد زمونه تنها با درد زمونه دلتنگيم همه جا به هر محل و دياره اگر كوير سوخته‌ست اگر لاله زاره اگر مثل ابرها در نيای به آسمونم دشت جونم تشنه و بی چشمه‌ساره ديگه پاييزم بی بهاره... 🎼: #مو_كه_از_پاكی_دلم 🎤: #مسعود_بختياری ( #بهمن_علاءالدين ) @jane_shifteham

و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟ اینجا که ساعت و آیینه و هوا به تو معتادند. و انعکاس لهجه‌ی شیرینت هر لحظه زیر سقف شیفتگی‌هایم می‌پیچد … ✍️: #حسین_منزوی 🎼: #مو_كه_از_پاكی_دلم 🎤: #مسعود_بختياری ( #بهمن_علاءالدين ) @jane_shifteham

خودم تنها تنها دلم چو شام بی‌فردا دلم چوكشتی بی ناخدا به سینه‌ی دریا دلم... تو ای خدای مهربان تو ای پناه بی‌كسان به سنگ غم مشكن دگر ، چو شیشه‌ی مینا دلم تو هم برو ای بی وفا، مبر بر لب نام مرا، دل تنگم بیگانه شد، نمی‌خواهد دیگر تورا نشان من دیگر مجو، حدیث دل دیگر مگو ، دلم شكسته زیر پا نمی‌خواهد دیگر تورا... 🎼: #مینای_دل 🎤: #هایده ✍️: #هما_میرافشار 🏴🏴🏴 🎧: #انوشیروان_روحانی @jane_shifteham

«سلام به تو خواننده‌ی عزیزی که سال‌ها با نواهای دل من همنوا بوده‌ای، به تو که تشویق‌های بی شائبه‌ات مرا در کاری که به ذوق و ا
«سلام به تو خواننده‌ی عزیزی که سال‌ها با نواهای دل من همنوا بوده‌ای، به تو که تشویق‌های بی شائبه‌ات مرا در کاری که به ذوق و احساس و وجودم بستگی دارد یاری و توانایی بخشید، آنقدر که بتوانم پس از هفده سال اولین مجموعه شعرم را با نام تو و سلام به تو آغاز کنم. شاید می‌توانستم ظرف سال‌هایی که گذشت چندین مجموعه از آثارم را به چاپ برسانم ولی احساس می‌کردم با تو ای خواننده‌ی عزیز نباید گندم‌نمای جوفروش باشم.»... از مقدمه‌ی کتاب #گل‌پونه‌ها به قلم شاعر #هما_میرافشار از پُرکارترین ترانه‌سرایان پیش و پس از ۱۳۵۷ بود که با بیش‌ترین چهره‌های هنری همکاری داشت. از معروف‌ترین ترانه‌های این شاعر برجسته و پرکار می‌توان به «نمی‌دونی» با صدای عبدالعلی وزیری ، «گل پونه‌ها» با صدای ایرج بسطامی و گلپا ، «همزبونم باش» با صدای حمیرا، «دل کوچولو» با صدای مهستی ، «مینای دل» و «افسانه‌ی هستی» با صدای هایده، «دل من» با صدای داریوش، «شما» با صدای ابی، «لعبت» با صدای شاهرخ، «صبحت بخیر عزیزم» و «عزیز هم قسم» با صدای معین، «دوسِت دارم» با صدای داوود بهبودی و «پنجره‌ها» با صدای شهره و شهرام صولتی اشاره کرد. 🏴🏴🏴 @jane_shifteham

گفتم مگر به صبر فراموش من شوی کی گفتم آفت خرد و هوش من شوی ؟ فریاد را به سینه شکستم که خوشترست آگه به دردم از لب خاموش من شوی
گفتم مگر به صبر فراموش من شوی کی گفتم آفت خرد و هوش من شوی ؟ فریاد را به سینه شکستم که خوشترست آگه به دردم از لب خاموش من شوی سوزد تنم در آتش تب، ای خیال او ترسم بسوزمت چو هماغوش من شوی ای اشک ، نقش عشق وی از جان من بشوی شاید ز راه لطف خطا پوش من شوی سیمین ز درد کرده فراموش خویش را اما تو کی شود که فراموش من شوی ؟ ✍️: #سیمین_بهبهانی @jane_shifteham

همراهان گرامی ، به خاطر مشکل کاهش حداکثری پهنای باند اینترنت این روزای ما،به‌منظور دسترسی آسون‌تر زین‌پس در حد امکان دموی قطعات موسیقی‌ هم در جان‌شیفته‌ام به اشتراک گذاشته خواهدشد🌹