fa
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 610 مشترک است و جایگاه 2 286 را در دسته تجارت و رتبه 12 234 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 610 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 26 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -178 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -9 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 22.01% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 10.10% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 6 079 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 788 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 27 ژوئن, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 610
مشترکین
-924 ساعت
-317 روز
-17830 روز
آرشیو پست ها
🔴 تأمل شب 🔹 داستان زندگی علی اکبر رفوگران ، موسس کارخانه خودکار و عطر بیک یک تراژدی تمام عیار به حساب می‌آید زیرا سرانجامش بساتر تلخ‌تر از آن دسته مردان اقتصاد ایران شد که در آغاز انقلاب اموالشان را مصادره کردند و برای همین داستان زندگی او را باید از انتها به ابتدا خواند ، مردی که روزگاری میخواست بزرگ‌ترین «کارخانه تولید نوشت‌افزار» خاورمیانه را در همین خاک تاسیس کند ولی در نهایت حاصل کارش 80 ضربه شلاق و خانه‌نشینی شد پدر رفوگران در بازار تهران حجره داشت و او هم در حجرۀ پدرش کار میکرد و شبانه درس میخواند اما از همان ابتدا دنبال ایده‌های نو بود ، یکروز زمانی که هنوز مداد و خودنویس ابزار نوشتن بودند و کسی خودکار را نمی‌شناخت دلالی نمونه‌ای را برای فروش به حجره آورد که همان خودکار «بیک» بود ، نمونۀ خودکار را به پدر علی اکبر نشان داد و پدر پرسید : «چطور کار می‌کند و جوهر را چطور داخل آن می‌ریزند ؟» علی اکبر که میدانست این نوشتار جدید چیست به صورت ناخودآگاه گفت این خودکار است و از همان جا بود که این نام برای همیشه برروی این نوشت افزار باقی ‌ماند ... خودکار بیک ساخت فرانسه بود و وقتی نمایندۀ بیک به ایران آمد علی‌اکبر قول فروش دو میلیون خودکار در سال را به او داد و پس از چند روز تلگرافی از فرانسه رسید که نمایندگی فروش خودکار بیک به مغازۀ آنها داده میشود ، قیمت پایین و روان بودن خودکارها برای نوشتن مورد توجه عام مردم قرار گرفت و او بجای دو میلیون ۵ میلیون خودکار فروخت بعد از مدتی علی اکبر به فکر راه‌اندازی خط تولید خودکار بیک در ایران افتاد و قرار شد نمونۀ خودکار را در ایران بزند و اگر در پاریس تایید شد نمایندگی را به او بدهند ... در سال ۱۳۴۲ افراد تحصیلکرده فنی بسیار کم بودند ولی به هر زحمتی بود یک شاخه از تولیدات خود را به فرانسه فرستاد و جالب اینکه تلگراف آمد : آقای بیک گفته‌اند از رفوگران بپرسید چه موادی مصرف کرده که چنین محصول خوب و با کیفیتی را ساخته‌ است و اینگونه فعالیت‌های تولیدی خودکار بیک و مدادهای سوسمارنشان به رفوگران رسید که تا سال‌های بعد از انقلاب نیز ادامه داشت اما موفقیت های موسس بیک محدود به سال‌های دهه ۴۰ تا ۸۰ بود و بعد از سپری شدن ۴ دهه ناگهان با ورود ١٠ میلیون خودکار چینی به بازار ایران سازمان تعزیرات حکومتی قصد کرد تا کارخانه بیک را از کار بیندازد و عده‌ای از جمله علی اکبر را به اتهام سوء‌استفاده از ارز دریافتی و وارد نکردن مواد اولیه دستگیر کرد و با وجود سن بالایی که داشتند به‌ شدت اذیت کرده بودند ، به ‌خصوص که سازمان تعزیرات دستور داده‌ بود که رفوگران را در مقابل چشم کارگرانش به شلاق ببندند ، پس از آن ماجرا رفوگران دیگر آن آدم سابق نشد و کارخانه بیک با بیش از ٧٠ سال سابقه خوابید , خود رفوگران میگوید حس پدری را داشتم که فرزندش را از دست داده است چون آن روزها خودکار بیک حرف اول را در ایران میزد ولی حالا برای سود دلالان خودکارهای چینی جای یک تولید ملی را گرفته‌اند ... علی‌اکبر رفوگران این روزها با بیش از ٨۵ سال سن به لواسان پناه برده و به دور از هیاهوی شهر داستان زندگیش را می‌نویسد ، شاید با همان خودکار بیک... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

فردا آخرین روز کاری سال و آخرین فرصت سرمایه‌گذاری است. تمشک با پرتفوی متنوع، حافظ دارایی شما در تعطیلات است. با تمشک همراه با
فردا آخرین روز کاری سال و آخرین فرصت سرمایه‌گذاری است. تمشک با پرتفوی متنوع، حافظ دارایی شما در تعطیلات است. با تمشک همراه باشید. 🔸 برای اطلاعات بیشتر به وب سایت صندوق تمشک، مراجعه کنید:  👉 http://zaya.io/an9uf مشاوره رایگان:  ☎️ ۰۲۱-۷۹۳۲۶  🎍همکاران ما در طی تعطیلات نوروز از ساعت ۹ صبح تا ۲ بعدازظهر پاسخگوی تماس‌های شما برای مشاوره هستند. @tameshketf

#تبلیغات

📝 ✅دو دهه این انسان پرت برای مردم ایران تصمیم می گرفت ✍️ وحید اشتری 🔻من هنوز، این ویدئو را که می‌بینم حسرت می‌خورم. نه ایلان ماکس تلفظ کردن ایلان ماسک مهم است. نه اینکه پیش‌گویی می‌کند ایلان ماکس رئیس جمهور آمریکا خواهد شد بدون اینکه بداند ایلان ماسک متولد آفریقاست و طبق قانون اصلا امکان کاندید شدن در انتخابات آمریکا را هم ندارد. 🔻مهم اینست فکر کنیم ایشان امام جماعت ساده یک مسجد نیست که حالا قبل از منبر چند دقیقه سرچ کرده و یک گاف داده باشد. رئیس دستگاه اطلاعاتی مملکت است و قریب دو دهه تصمیماتش بخشی از تقدیر ما و خیلی از جوانهای این مملکت را رقم زده و حالا این سطح پرت بودن‌اش از قضایاست. 🔻بعد از سالها از پشت پرده بیرون آمده است. چند تا مسجد و دانشگاه سخنرانی کرده و حجم گاف و سطح فهم و اطلاعات و ادبیات و درکی که دارد وحشتناک است. دارم به چند هزار میلیارد بودجه که این سالها امثال این آدم برایش تصمیم گرفتند فکر می‌کنم. به ایرانی که مقدراتش دست امثال ایشان افتاد. 🔻به انتخاباتهایی که در این دو دهه گذشت و اینها با این سطح تحلیل‌ و این سطح توهمات نقش آفرینان اصلی‌اش بودند. به لیست‌هایی که بستند به آدمهایی که بالا آوردند به آدمهایی که … به چند هزار جوانی که با تصمیمات آقای ‎#طائب از همه چیز بریدند. به سرمایه اجتماعی‌ای که سوخت… 🔻حالا آیا ما با همین چندتا سخنرانی و گاف‌هایی مثل ایلان ماکس! با این بزرگوار آشنا شدیم؟ نه آقا! عمر ما پای این منبرها گذشته است. در مسجد و پایگاه و هیات و حلقه صالحین و جلسات هادیان و راهیان نور و اردوی تشکیلاتی و کلاس جریان شناسی با محصولات اینها زندگی کردیم و بزرگ شدیم. 🔻ما خودمان سالها از اینها یاد گرفته بودیم هرچه فقر و فساد و تبعیض در کشور هست نیم‌اش تقصیر غربزده‌هاست نیم دیگرش هم مقصرش یا نفوذ است یا خودفروخته‌ها و نئولیبرال‌ها و هزار کوفت و زهرمار دیگر. اگر فسادی هم در جناح خودی هست یا نقشه جناح رقیب است یا توطئه دشمن است یا … 🔻من در بسیج دانشگاه تهران ساعتها پای سخنرانی این دانای کل‌ها نشسته‌ام. متوهمانی که چنان حرف می‌زدند گویی پشت پرده همه چیز را می‌دانند. انتخابات یک ده‌کوره در ایران را بدون حذف رقیب و پول بیت المال نمی‌توانستند ببرند ولی با اعتماد به نفس حتی انتخابات آمریکا را پیش گویی می‌کردند. 🔻من هم مثل همه بچه بسیجی‌ها لای بولتن‌بازی‌ و کدبازی‌ بزرگ شدم و ته‌اش از یک جلسه ۵ ساعته سخنرانی که بیرون آمده‌ام فهمیده‌ام ۵ کلمه هم به دانسته‌هایم اضافه نشده است. من هم مثل چندین میلیون بسیجی مخلص، سالها مغزم دربست در اختیار کسانی بود که الآن در مغز داشتن خودشان مردد شده‌ام. 🔻خط تولید انبوه آدم‌های دوزاری که بعد از ۸۸ به اسم جنگ نرم و اعزام عمار و جهاد فجازی راه انداختند را با چشم‌ خودم دیده‌ام. پول پاشیدند و در صداوسیما و سایر خبرگزاری‌ها و سایت‌های اقماری با پروپاگاندا متوهم‌ها را مثل بادکنک‌ باد کردند و ده‌ها نسخه کپی از روی آقای طائب ساختند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 بری که برنگردی ✍️محسن جلال‌پور مرحوم پدرم از سال‌های سخت دهه 20 زیاد می‌گفتند؛ سال‌های قحطی و بیماری و سال‌های فقر و تنگدستی مردم. از روزهایی که مردم حتی نان در سفره نداشتند و هر روز عزیزانشان را به خاطر گرسنگی و بیماری از دست می‌دادند. همچنین از رکود و تنگنای مالی دهه 30 که رونق از زمین و زمان رخت بربسته بود، زیاد سخن می‌گفتند. روایت‌های دهه 40 متفاوت از قبل بود، این دهه از نظر بازاریان دهه‌ای سخت اما امیدوار کننده بود. مردم شاهد «ساختن» کشور بودند و هر روز زمینی آباد می‌شد و کارگاهی یا کارخانه‌ای آغاز به کار می‌کرد. دهه 50 نیز اگرچه با ریسک‌های سیاسی همراه بود و سرشار از خطای سیاستگذاری اقتصادی بود و نشانه‌های فروپاشی را با خود داشت اما رفاه مردم به واسطه افزایش درآمدهای نفت به میزان قابل توجهی افزایش یافت. به دهه 60 رسیدیم که دوران سختی بود اما مردم همبستگی و امید زیادی داشتند. دهه 70 شبیه دهه 40، دهه سازندگی بود و دهه 80 شبیه دهه 50، دهه ریخت و پاش دلارهای نفتی شد. دهه 90 برای جامعه ایران دو نیمه متفاوت داشت؛ بزرگترین امید و اعتماد جامعه در همین دهه ایجاد شد ولی بزرگترین بی‌اعتمادی و ناامیدی هم در همین دهه اتفاق افتاد. جامعه ایران همه این سال‌های پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشت تا به سال 1401 رسید؛ سالی پر از درد و زخم و اندوه. هر روز این سال به سختی گذشت و زمانه، آن روی بدش را به جامعه ایران نشان داد. چقدر بد است سالی که همه روزهایش بد باشد؛ اغلب روزهایش نفرت‌انگیز باشد و شمار روزهای آلوده‌اش از روزهای پاکیزه‌اش به مراتب بیشتر باشد. به نظرم در سال 1401 مردم ایران خیلی بیشتر از نسل‌های پیشین خود رنج و عذاب دیدند. قبلی‌ها بیشتر روایت‌های رنج و عذاب را می‌شنیدند اما جامعه ایران در سالی که رو به پایان است رنج‌ها را به چشم دید و روایت‌ها را هم شنید. اکنون که در روزهای پایانی این سال نحس قرار داریم، به قول کرمانی‌ها باید گفت: «بری که برنگردی». با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

کارآفرینی از طریق سرمایه گذاری در انتاریو، کانادا شرایط اصلی: - داشتن پنج سال سابقه مدیریت در شرکت خود یا دیگران (با حداقل دو
کارآفرینی از طریق سرمایه گذاری در انتاریو، کانادا شرایط اصلی: - داشتن پنج سال سابقه مدیریت در شرکت خود یا دیگران (با حداقل دو کارمند برای دو سال یا بیشتر) - داشتن اموال به ارزش حداقل یک میلیون دلار کانادا (شامل املاک، سهام، پس انداز، حساب بانکی و غیره) - سرمایه گذاری در انتاریو به مبلغ حداقل دویست هزار دلار کانادا (این مبلغ، در حساب بانکی شرکت خودتان در کانادا و تحت کنترل خود شما خواهد بود و ان را به دولت نمی دهید) - داشتن حداقل دیپلم دبیرستان - دانستن زبان انگلیسی (الزامی نیست اما امتیازآور است) تماس با ما: حامد شفیعا تلفن، واتساپ و تلگرام: 16477824838 + ایمیل: piocanada@ymail.com وبسایت: https://hamedshafia.com برای پاسخ به پرسش های خود در این زمینه، با ما تماس بگیرید. در باره تیم ما، به بخش "در باره ما" در وبسایت بالا مراجعه فرمائید. با سپاس ✌️

#تبلیغات

🔴 بری که برنگردی ✍️محسن جلال‌پور مرحوم پدرم از سال‌های سخت دهه 20 زیاد می‌گفتند؛ سال‌های قحطی و بیماری و سال‌های فقر و تنگدستی مردم. از روزهایی که مردم حتی نان در سفره نداشتند و هر روز عزیزانشان را به خاطر گرسنگی و بیماری از دست می‌دادند. همچنین از رکود و تنگنای مالی دهه 30 که رونق از زمین و زمان رخت بربسته بود، زیاد سخن می‌گفتند. روایت‌های دهه 40 متفاوت از قبل بود، این دهه از نظر بازاریان دهه‌ای سخت اما امیدوار کننده بود. مردم شاهد «ساختن» کشور بودند و هر روز زمینی آباد می‌شد و کارگاهی یا کارخانه‌ای آغاز به کار می‌کرد. دهه 50 نیز اگرچه با ریسک‌های سیاسی همراه بود و سرشار از خطای سیاستگذاری اقتصادی بود و نشانه‌های فروپاشی را با خود داشت اما رفاه مردم به واسطه افزایش درآمدهای نفت به میزان قابل توجهی افزایش یافت. به دهه 60 رسیدیم که دوران سختی بود اما مردم همبستگی و امید زیادی داشتند. دهه 70 شبیه دهه 40، دهه سازندگی بود و دهه 80 شبیه دهه 50، دهه ریخت و پاش دلارهای نفتی شد. دهه 90 برای جامعه ایران دو نیمه متفاوت داشت؛ بزرگترین امید و اعتماد جامعه در همین دهه ایجاد شد ولی بزرگترین بی‌اعتمادی و ناامیدی هم در همین دهه اتفاق افتاد. جامعه ایران همه این سال‌های پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشت تا به سال 1401 رسید؛ سالی پر از درد و زخم و اندوه. هر روز این سال به سختی گذشت و زمانه، آن روی بدش را به جامعه ایران نشان داد. چقدر بد است سالی که همه روزهایش بد باشد؛ اغلب روزهایش نفرت‌انگیز باشد و شمار روزهای آلوده‌اش از روزهای پاکیزه‌اش به مراتب بیشتر باشد. به نظرم در سال 1401 مردم ایران خیلی بیشتر از نسل‌های پیشین خود رنج و عذاب دیدند. قبلی‌ها بیشتر روایت‌های رنج و عذاب را می‌شنیدند اما جامعه ایران در سالی که رو به پایان است رنج‌ها را به چشم دید و روایت‌ها را هم شنید. اکنون که در روزهای پایانی این سال نحس قرار داریم، به قول کرمانی‌ها باید گفت: «بری که برنگردی». با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴🔴🔴چهارشنبه‌سوری؛ از جشنی که بود تا جنگی که شد! 🖍محمد درویش 1️⃣ یکی از دلپذیرترین و فراموش‌نشدنی‌ترین خاطرات دوران کودکی‌ام برمی‌گردد به چهارشنبه‌سوری ... به جشن و سرور و اشتیاقی وصف‌ناپذیر برای استقبال از نوروز و بهار ... اینکه دفتر مشق و زنگ حساب را به کناری نهاده و با بچه‌های محل برویم برای قاشق‌زنی، فال‌گوش، کوزه‌شکنی، شال‌اندازی، آجیل‌خوران، آب‌بازی و هم‌سرایی و پایکوبی ... و همه با هم از آتش بخواهیم: سرخی‌اش را به ما دهد و زردی‌مان را بستاند ... 2️⃣ اما چرا اینک اروند با شنیدن چهارشنبه‌سوری چون پدرش خاطرات شیرینی برای مرور کردن نمی‌یابد؟ چرا عملاً آن جشن ملی را به یک جنگ خیابانی بدل کرده و آیینی که می‌توانست حکایت از درک عمیق و نزدیکی ایرانیان به موسم تحول و زایش دوباره طبیعت باشد، تبدیل به بالماسکه‌ای چندش‌آور و آزاررسان برای طبیعت و زیستمندانش شد؟ 3️⃣ نسل امروز کجا و در کدام مکتب آموزشی یا در کدام رسانه ملی با محتوای درست و پایکوبی خردمندانه این آیین کهن آشنا شد؟ وقتی گروهی قدرت‌مدارِ تمامیت‌خواه که عادت کرده‌اند به جای مردم تصمیم گرفته و بد و خوب را تعیین کنند، با خط‌کش مذهب کل این آیین را نفی کردند، درحقیقت مقدمه تبدیل چهارشنبه‌سوری به چهارشنبه‌سوزی را فراهم کردند. 4️⃣ رفتار نفی‌گرایانه حاکمیت با چهارشنبه‌سوری درست در مورد مالکین سگ و گربه‌ هم تکرار شد؛ وقتی نیروی انتظامی داشتن سگ و گربه و یا سگ‌گردانی در خیابان را چون یک جرم شناخته و با آن برخورد می‌کند؛ معلوم است که گروهی از فعالان رفاه حیوانات با این گمان که دارند مشت محکمی به دهان تمامیت‌خواهان حکومتی می‌زنند به مروجان آلودگی صوتی و پرتاب نارنجک در آیین چهارشنبه‌سوری یا برپایی تالارهای مد برای تن‌پوش سگ و گربه‌ها روی آورده و به شکلی افراطی از غذادادن به حیوانات بدون صاحب حمایت کنند. 5️⃣ یادمان باشد: هرقدر که اجازه گفتگو بدون خط‌خوردگی در رسانه‌های رسمی در مورد موضوعات و پرسش‌های مهم جامعه گرفته شود، استعداد بیشتری برای تبدیل یک چالش به بحرانی جدید را از خود نشان می‌دهیم. حکومتی که از ترس نمایش عادل فردوسی‌پور در یک جشنواره یا مسابقه فوتبال، جلوی پخش تلویزیونی آن مراسم را بگیرد، معلوم است از شجاعت، صداقت، شفافیت و درایت لازم برای حل معضلاتی چون آخرین چهارشنبه سال یا مدیریت سگ و گربه‌های بدون صاحب و ... برنخواهد آمد و هرچه پیش‌تر می‌رویم، بحران جدی‌تر و تضادها حادتر خواهد شد ... 6️⃣ حکومتی که خود عملاً برخوردار از فضیلت‌هایی چون ظرفیت نقدپذیری، بخشش، ادب، نگرش مثبت، خلاقیت و انظباط اجتماعی نباشد، هرگز نمی‌تواند به الگوی موثر و پیش‌برنده‌ای برای تمرین گفتگو و تقویت سرمایه‌های اجتماعی و قابل اعتماد ملی بدل شود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 اکبرلاجوردیان؛ آخرین بازمانده خاندان صنعتگر لاجوردی درگذشت اکبر لاجوردیان از بنیانگذارن گروه صنعتی بهشر و دارنده نشان امین الضرب، 13 مارس برابر با 25 اسفند 1401 از دنیا رفت. اکبر لاجوردیان از مشهورترین تجار و فعالان اقتصادی عصر پهلوی، عضو هیئت‌رئیسه اتاق بازرگانی تهران، رئیس هیئت‌مدیره شرکت صنعتی بهشهر، عضو هیئت‌مدیره بانک بین‌‌المللی ایران و ژاپن و مدیرعامل «گروه صنعتی بهشهر» و از بنیانگذاران شرکت‌های «مخمل کاشان»، «راوند کاشان» و «پلی اکریل» بود. او سال‌ها بود که در آمریکا زندگی می‌ کرد پدرش سیدمحمد لاجوردیان و مادرش بتول خانم مرتضوی بود. نظام تربیتی خانواده لاجوردیان، به شدت منظم و سختگیرانه بود. پدرش از کودکی او را به تجارتخانه می‌فرستاد تا در کارهایی مثل جارو کردن کمک کند. سید محمد لاجوردیان با وجود داشتن چند کارمند، همیشه فرزندان و نوه‌هایش را در کارهای مختلف به کار می‌گرفت. اکبر در دوازده سالگی مادرش را از دست. او تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را (غیر از سال سوم و ششم ابتدایی) در کاشان گذراند. در خرداد ۱۳۲۰ در دبیرستان شاهپور کاشان دیپلم گرفت. پدرش علاوه بر تجارت قماش، مغز بادام، مغز گردو و برگه زردآلو به آلمان صادر می‌کرد. اکبر از دوازده تا شانزده سالگی، تابستان‌ها به روستاهای مختلف می‌رفت و در خرید زردآلو به کارکنان پدرش کمک می‌کرد. پدرش در هفده سالگی، ده هزار تومان سرمایه برای فعالیت مستقل به وی داد و به این ترتیب او برای اولین بار به فعالیت مستقل تجاری خود روی آورد. او طی چهار سال (۱۳۲۰-۱۳۲۴) سرمایه‌اش را از ده تومان به ششصد هزار تومان رساند. وی در سال ۱۳۲۶ برای گسترش کار به تهران آمد. وی به همراه اعضای خانواده در تجارت برنج، شکر، مغز گردو، پنبه و… فعالیت کرد. با گسترش فعالیت‌های تجاری خانواده لاجوردی، صادرات به آمریکا و ژاپننیز گسترش یافت و در این کشورها دفاتر تجاری خود را دایر کردند. سیدمحمود، ۲۵ درصد از سهام شرکت «آرین» و دو شرکت تضامنی »لاجوردی» و «جاوید» را با سرمایه‌ای اضافه به برادرش، اکبر فروخت. چهار عضو خاندان لاجوردی، سیدمحمود، اکبر لاجوردیان، احمد و قاسم لاجوردی تا سال ۱۳۴۲ شرکت آرین را اداره می‌کردند. اکبر لاجوردیان در سال ۱۳۲۶ با مهین دخت رضازاده ازدواج کرد . ثمره این ازدواج سه پسر به نام‌های محمد، مسعود، رضا و دو دختر به نام‌های لی‌لی و مهناز بود. از سال ۱۳۳۰ لاجوردی‌‌ها وارد عرصه صنعتی شدند. بعدها به تولید روغن نباتی، نخ، پارچه، قالی، فلاسک، کشتیرانی و خدمات مالی مانند تاسیس بانک و شرکت‌های خدمات کامپیوتری پرداختند. در سال ۱۳۴۸ اتاق بازرگانی ایران او را به عنوان بازرگانی نمونه معرفی کرد. اکبر لاجوردیان در تأسیس کارخانه‌های نساجی خانوادگی لاجوردیان حضوری فعال داشت و از سال ۱۳۵۰ مدیرعامل کارخانه‌های مخمل کاشان، راوند کاشان و پلی‌اکریل بود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 هیولای رامِ مادر ✍️مهدی تدینی مادر استالین شبیه همۀ مادران دنیا بود. پسرش را مانند همۀ مادران دنیا دوست داشت و دربارۀ پسرش می‌گفت: «پسری نمونه است. آرزو می‌کنم هر مادری پسری مانند او داشته باشد.» اما اگر در جهان ده نفر دیگر مانند پسر او وجود داشت، احتمالاً نسل بشر منقرض می‌شد. نامش کِتِوان گِلادزه بود، زنی دردکشیده که زندگی سختی داشت و تنها چیزی که زندگی برایش گذاشته بود، همان پسر نمونه بود. کِتِوان در نوجوانی خانه‌های مردم را تمیز می‌کرد تا پولی درآورد. با مردی کفاش ازدواج کرد. چند سالی زندگی خوب و نسبتاً متمولی داشتند. سه پسر به دنیا آورد. دو پسر اول مردند و فقط یوسف (همان استالین) برایش ماند. شوهرش به زودی به الکل اعتیاد پیدا کرد و یوسف و مادرش را مرتب کتک می‌زد تا اینکه یک روز بی‌خبر گذاشت و رفت، و مادر دوباره با تمیز کردن خانۀ مردم خرج زندگی را درمی‌آورد. می‌خواست این تک‌پسرش روحانی شود. اما روحانی‌ستیزترین فرمانروای قرن بیستم شد. البته برای مادرش پسری دلسوز ماند. وقتی پس از انقلاب روسیه استالین به کادر رهبری کشور رسید، مصادف بود با حملۀ روسیه به گرجستان. مادر را به قصری منتقل کرد و اتاقی در اختیارش گذاشت. از ۱۹۲۷ که استالین قدرت را در شوروی قبضه کرد، همواره چند نگهبان از مادرش در تفلیس مراقبت می‌کردند. اما وقتی مادر در ۱۹۳۷ در تنهایی درگذشت، استالین برای خاکسپاری نرفت. آن روزها درگیر دسیسه‌ای شریرانه بود تا پاکسازی بزرگی به راه اندازد، قربانی اول هم توخاچفسکی بود، ژنرال بلندپایه و محبوب روس. برای اینکه بگویم این «پسر نمونه» در روزهای مرگ مادر دست در چه کاری داشت، باید به هانا آرنت رجوع کنیم. آرنت در جلد سوم کتاب «عناصر و خاستگاه‌های حاکمیت توتالیتر»، جمله‌ای تکان‌دهنده دربارۀ استالین دارد که می‌توان روزها به آن اندیشید و بر خود لرزید. می‌گوید: *«جنگی که رایش سوم [یعنی هیتلر] با همۀ ابزارهای جنایتکارانه علیه اتحاد شوروی به پیش برد، همچنان قربانیان بسیار کم‌تری بر جا گذاشت تا «جنگی» که استالین در دهۀ ۱۹۳۰ علیه کشور خود به راه انداخت.»* جمله را دوباره و سه‌باره بخوانید و به خاطر بسپارید. پیش‌تر در نوشتاری به جمله‌ای از ارنست نولته، دیگر اندیشمند آلمانی، در این باره اشاره کرده‌ام که در کنایۀ تکان‌دهندۀ مشابهی می‌گوید، *استالین بزرگ‌ترین رهبر کمونیست‌های جهان بود و هیتلر بزرگ‌ترین دشمن کمونیست‌های جهان، اما استالین کمونیست‌های بسیار بیش‌تری را کشت تا هیتلر!* و باز باید جملۀ تکان‌دهندۀ دیگری، این بار از الکساندر سولژنیتسین، نویسندۀ پرآوازۀ روس اشاره کنم که با کتاب «مجمع‌الجزایر گولاگ» دوزخ هولناک شوروی را بر جهانیان برملا می‌کند. او در همین کتاب می‌نویسد: *««این آدم‏ها که ۲۴ سال خوشبختی کمونیستی را به جان چشیده‏ اند، در ۱۹۴۱ چیزی می‏دانستند که هیچ‏کس در جهان نمی‏دانست: می‏دانستند که در کل سیارۀ زمین و در کل تاریخ رژیمی خبیث‏تر، خونخوارتر و همزمان هوشمندتر از رژیم بولشویستی که خود را شوروی می‏نامد وجود ندارد؛ می‏دانستند که نه به لحاظ نابودگری و توان پایداری و نه به لحاظ هدف‏گذاری رادیکال و تمامیت‏خواهی مطلق و یکپارچه، هیچ رژیم زمینی دیگری با آن همسنگ نیست، حتی رژیم بچه‌‏مدرسه‏‌ایِ هیتلر...»* سولژنیتسین هیتلر را در برابر استالین «بچه‌مدرسه‌ای» می‌نامد. اما داستان چیست؟ مسئله چیزی است که در همان جملۀ آرنت بیان شد. آرنت شرح می‌دهد رژیم‌های توتالیتر چگونه در کشور خود مانند فاتحانی بیگانه رفتار می‌کنند و اتفاقاً اوج قساوت را در کشور خود و علیه ملت خود بروز می‌دهند. آرنت می‌نویسد: *«حاکم توتالیتر مانند فاتحی بیگانه به گنج‌ها و ثروت‌های کشور خود تنها به منزلۀ منبع غارت می‌نگرد که به او امکان می‌دهد برنامه‌های جنبش برای فتح جهان را به پیش راند.* *او فقط به همین متعهد است و این یعنی هیچ ملت، مردم و سرزمینی این بهره‌کشی چپاولگرانۀ نظام‌مند را پایانی نمی‌نهد. این فرایند هیچ درجۀ اشباعی نمی‌شناسد، زیرا در اصل می‌تواند به حدی نامتناهی استمرار یابد.* *بنابراین حاکم توتالیتر از فاتح بیگانه بدتر است؛ به گونه‌ای است که انگار از هیچ‌جا نیامده است و کارهای چپاولگرانه و تجاوزگرانه‎اش در نهایت به سود هیچ‌کس نیست...* *جنبش‌های توتالیتر هر جا باشند در خانۀ خودشانند، مانند دستۀ ملخ‌ها که هر جا فرود آیند آن‌جا خانه‌شان است.* *در این میان کشوری که... میهن دیکتاتور توتالیتر است، حتی وضع ناگوارتری دارد تا مناطقی که به تصرف او درآمده است، زیرا هیچ‌ جای دیگر بی‌رحمی سرکوبگری نمی‌تواند چنین ابعاد نظام‌مند و مؤثری به خود گیرد.»* با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوش
کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوشته محمد وحیدی راد مدیر عامل (انجمن بازرگانی ایران و کانادا) به قلمی ساده و کاملا جامع نوشته شده و حاوی تعداد حدودی ۱۴۰۰ صفحه می باشد که توسط انتشارات جاجرمی منتشر شده است. انجمن بازرگانی ایران و کانادا این امکان را فراهم کرده است که چنانچه از طریق لینک زیر کتاب را به قیمت پشت جلد تهیه کنید، هزینه ارسال آن به سراسر ایران رایگان خواهد بود. https://canadairan.ca/books/ ~ 🇨🇦🇮🇷 @canadairanca

#تبلیغات

🔴 نسل‌کشی ✍️نعمت الله فاضلی ♈️به گفته‌ی مهندس زرافشان معاون سابق وزارت آموزش و پرورش، ۴۴ درصد دانش آموزانی که پایه‌ی چهارم دبستان را گذرانده‌اند، توانایی خواندن یک متن ساده را ندارند! ♈️سرشماری جمعیت سال ۹۵ هم نشان داد که حدود ۲۱ میلیون بی‌سواد و کم‌سواد داریم! صدها هزار نفر هم ترک تحصیل کرده‌اند... ♈️سازمان سنجش هم اعلام کرد بیش از نیمی از کنکوری ها در سؤالات سنجش "ادبیات فارسی" نمره منفی گرفته‌اند! ♈️رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات هم به‌تازگی گفت میانگین معدل دانش آموزان کشور ۱۱٫۵ است! ♈️تحقیقات بین المللی آزمون پرلز و تیمز هم وضعیت خواندن و حساب را در دانش آموزان ایرانی در نازل‌ترین سطح جهان نشان می‌دهد. ♈️گزارش فرهنگستان علوم که تیر ماه ۱۴۰۱ منتشر شد بحران آموزش عمومی و تأثیرات گسترده‌ی آن در نافرهیختگی جامعه و رشد آسیب‌های اجتماعی را نشان داد. ♈️همین‌ها کافی است برای فهم بحران. کسی اگر به این آمارها فکر کند تا مغز استخوانش می‌سوزد. فاجعه‌ی عظیمی معادل نسل‌کشی در کشور انجام شده است. جای شگفتی است که حکومت اقدام مؤثری برای کاهش و مواجه با این نسل‌کشی ندارد. ♈️شگفتی بیشتر متوجه ما دانشگاهیان است که سکوت کرده‌ایم. کسی بیدار و هشیار هست؟! در کتاب "مسئله مدرسه" چند فصل را به این فاجعه اختصاص داده ام. کاش بیدار شویم! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوش
کتاب تجارت با /از /در کانادا که به عنوان اولین مرجع رسمی کسب و کار با کشور کانادا به زبان فارسی گردآوری شده است. این کتاب نوشته محمد وحیدی راد مدیر عامل (انجمن بازرگانی ایران و کانادا) به قلمی ساده و کاملا جامع نوشته شده و حاوی تعداد حدودی ۱۴۰۰ صفحه می باشد که توسط انتشارات جاجرمی منتشر شده است. انجمن بازرگانی ایران و کانادا این امکان را فراهم کرده است که چنانچه از طریق لینک زیر کتاب را به قیمت پشت جلد تهیه کنید، هزینه ارسال آن به سراسر ایران رایگان خواهد بود. https://canadairan.ca/books/ ~ 🇨🇦🇮🇷 @canadairanca

#تبلیغات

🔴 پاسخی به مقاله تعطیلات زودرس در مدارس ایران نوشته مهران صولتی ✍️ ابراهیم مهران نیا / از اعضای محترم جمع مدیران نامدار ایران مطلب اخیر جناب آقای مهران صولتی حقیر را بر آن داشت تا پیشنهادی در این رسم نه چندان مناسب تعطیلی زودهنگام در اواخر سال محضر حضرتعالی تقدیم کنم در صورت صلاحدید در گروه جهت تشریک مساعی اعضای فرهیخته آن مورد مداقه قرار گیرد واقعیت مسلم و مبرهن آن است که جذابیت دروس چه در مدرسه و چه در دانشگاه متناسب با نیازهای واقعی مخاطب آن یا نیست تا توجیه کننده آنها نیست ، در اواخر سال هم شاید بخاطر مصادف بودن به تعطیلات نوروزی، برای تمدید مدت آن با وام‌گیری روزهای آخر سال پسین بهانه‌ای دست مخاطبین باشد ، آنچه توجه به آن ضروری می نماید این است که عید باستانی نوروز در درون خود پیامهای زیادی دارد که آن طور که شاید و باید به آن پرداخت نشده است و دهه آخر اسفند بهترین زمان پرداخت به آن در ساحات گوناگون هنری ، علمی ، اجتماعی است به طوری که می شود دهه آخر اسفند را بنام نوروز در مدرسه یا مدرسه نوروزی نام نهاد در این دهه با تاکید بر احیای سنت های اصیل ایرانی اسلامی ، بازیهای بومی ، جشنواره های هنری و موسیقی ، بازارچه های نوروزی دانش آموزی و.... دهه آخر را به مکان شور و نشاط مدرسه ای تبدیل کرد که نه تنها مدارس تعطیل نشود بلکه با استقبال خانواده های مخاطبین ، مدرسه خانواده ایجاد شده و چه بسا افق های جدیدی برای دانش آموزان باز شود. آنچه مسلم هست محتوای آموزشی واقعیت محور و با محوریت حال برای دانش آموز باید در الویت باشد در حالی کل سنوات آموزشی دانش آموز و حتی دانشجو عطف به آینده هست و شاید قدم های نخستین در حول حالنا الی احسن الحال باشد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 مساله ای به نام تعطیلات زودرس در مدارس ایران! ✍️ مهران صولتی ✅ وارد کلاس که می شوم آهی از نهاد دانش آموزان بلند می شود. گویا همه انتظار داشته اند که نیایم. این حس زمانی تشدید می شود که اعلام می کنم مطابق اعلام قبلی امتحان را برگزار می کنم. در فرصتی که به بچه ها برای یادآوری مطالب می دهم بحث داغی بر سر آمدن یا نیامدن به مدرسه در می گیرد. دانش آموزان با حرارت همدیگر را مواخذه می کنند که چرا خلف وعده کرده و آمده اند. بیستم اسفند است و عطش تعطیلی زودرس مدارس بچه ها را بی تاب کرده است. ✅ این داستان بحران کلاس و مرگ مدرسه در هفته آخر آموزش و پرورش ایران است. قصه ای تکراری که با تاکید ملال آور و هرساله مسئولین بر دایر بودن مدارس تا ۲۸ اسفند ابعادی طنزآمیز نیز می یابد. در یکی دو هفته آخر اسفندماه استفاده از ابزارهای کنترلی نیز اوج می گیرد. تاکید ادارات به مدیران برای حضور و غیاب بچه ها، اصرار مدارس به خانواده ها برای فرستادن دانش آموزان به مدرسه و تلاش معلمان برای حفظ بچه ها، همه و همه در این زمینه معنا می یابند. نوعی همدستی سه گانه برای تداوم فرمالیسم! ✅ بچه ها معتقدند که اگر معلمان امتحانی برگزار نکنند مشکلی با آمدن ندارند هر چند که بعد از گفت و گو متقاعد می شوند که بدون تدریس یا ارزشیابی هم توجیهی برای آمدن نمی یابند. واقعیت این است که مدارس ایران با نوعی چالش بر سر فلسفه وجودی خود مواجه شده اند. بحران مشروعیتی که با افزایش ناکارآمدی نظام آموزش و پرورش تشدید شده است. دبیرستان های امروز واجد هیچ گونه جذابیتی برای بچه ها نیستند. بسیاری از دانش آموزان تنها بر اساس اجبار والدین یا با هدف خوش بودن در کنار دوستان هر روز از خواب بیدار می شوند. ✅ افول جایگاه دانش، آموزش به مثابه تلاش برای حقیقت جویی را با پرسش های جدی روبرو ساخته است. به دلیل تراکم بالای دانش آموزان، معلمان نیز بیشتر در نقش بخشی از نیروی انتظامی ظاهر شده و کلاس ها را از جذابیت حداقلی تهی می سازند. روزی نیست که دانش آموزان از بی ارتباطی برخی دروس با آینده شغلی خود پرسش نکرده و معلمان را با چالش مواجه نسازند. ✅ مفهومی به نام معلم الهام بخش که یادآور حک شدن نام و تاثیرات اخلاقی این چهره ها در خاطره جمعی نسلی از دانش آموزان بود به فراموشی سپرده شده و جبر زمانه معلمان را به تصدی بیش از یک شغل واداشته است. افزایش حضور نادانش آموزان، موجب تشدید پدیدآمدن نامعلمان شده و همین امر، اندک توجیهات ممکن برای چرایی تداوم فعالیت های مدارس را با پرسش های جدی روبرو ساخته است. به نظر می رسد بدون عزمی جدی برای بازاندیشی در کارنامه چهل ساله آموزش و پرورش شاهد تبدیل شدن هر چه بیشتر مدارس به کانون های بحران زا خواهیم بود. ✅ از کشتن خلاقیت ها و فردیت ها گرفته تا عدم آموزش مهارت های زندگی در فرآیندهای تعاملی، از تحمیل آموزه ها و شعارهای نخ نمای ایدئولوژیک گرفته تا تبدیل شدن این دستگاه به بنگاهی برای کسب رای در انتخابات مختلف، همه و همه از بی دفاعی این شهر در قبال هجوم افسار گسیخته آسیب های اجتماعی حکایت دارند. این جاست که برخورد واقع بینانه وزارتخانه با مساله تکراری تعطیلات زودرس مدارس می تواند نشانه ای هر چند کوچک از اراده معطوف به بازاندیشی در کارنامه آموزش و پرورش کشور محسوب شود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✅ دورۀ کارشناسی ارشد EMBA دانشگاه UMEF ✅ دورۀ کارشناسی ارشد EMBA دانشگاه UMEF سوئیس، ادامه تحصیل شما در مقاطع عالی‌تر در خارج
✅ دورۀ کارشناسی ارشد EMBA دانشگاه UMEF ✅ دورۀ کارشناسی ارشد EMBA دانشگاه UMEF سوئیس، ادامه تحصیل شما در مقاطع عالی‌تر در خارج از کشور را امکان‌پذیر خواهد کرد. ✅ دریافت مدرک کارشناسی ارشد EMBA از یک دانشگاه اروپایی که توسط موسسه WES کانادا نیز تطبیق‌پذیر است، رزومه شما را حرفه‌ای‌تر کرده و روند مهاجرت شما را به‌طور چشمگیری تسهیل خواهد کرد. ✅ در این دوره کاربردی شما از دانش روز مدیریت و تجربیات 10 استاد بین‌المللی بهره خواهید برد. ✅ با توجه به روند ارزیابی علمی و پذیرش این دورۀ منحصربه‌فرد، شرکت در این دوره، شبکه ارتباطی حرفه‌ای شما را به‌طور قابل‌توجهی گسترش خواهد داد. 👈 پیش‌نیاز حضور در دوره: 1️⃣ دارا بودن مدرک دوره MBA یا مدرک کارشناسی ارشد مدیریت 2️⃣ آشنایی با زبان انگلیسی ☎️ جهت دریافت اطلاعات بیشتر و ثبت نام عدد 291 را به شماره 02188401313 بفرستید.

#تبلیغات