جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران
کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 505 مشترک است و جایگاه 2 287 را در دسته تجارت و رتبه 12 603 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 505 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 31 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -88 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 27 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 26.62% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 10.18% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 7 323 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 2 800 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 01 اوت, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 01 اوت | 0 |
| 2 | از محمد علی فردین تا اکبر عبدی
صلاح الدین خدیو
احتمالاً این تصادفی نبود که آغاز زندگی حرفهای اکبر عبدی با نخستین ماهها و سالهای پس از انقلاب ۵۷ مصادف شد. دوران دشواری که نسل آرمانگرای دهههای چهل و پنجاه، پس از فروکش کردن تبوتاب آرمانها و از دست رفتن شور و هیجان پیشین، بهدنبال مفری برای ادامه زندگی میگشت. ظهور یک ستاره سینمایی که میتوانست لحظاتی خنده بر لبان مردم بنشاند، در چنین شرایطی موهبتی بود.
عبدی مردم را برای لحظاتی سرگرم میکرد؛ توجهشان از سختیهای زندگی برداشته میشد و فرصتی برای خندیدن به گرفتاریها و دشواریهای زندگی روزمره فراهم میآمد.
محبوبیت و شهرت اکبر عبدی، از این منظر، شاید با محمدعلی فردین قابل مقایسه باشد؛ مردی از جنس مردم معمولی که به بخشی از حافظه جمعی و خاطره ملی ایرانیان تبدیل شد.
فردین، گرچه نامش با ژانری به نام «فیلمفارسی» گره خورده است، در عمل نمادی از نوعی زندگی اتوپیایی و بازتابی از آرزوهای مردم ایران در دهههای پیش از انقلاب بود. او معمولاً در پایان داستان، بیعدالتی را شکست میداد، عشق را نجات میداد و نظم اخلاقی جهان را دوباره برقرار میکرد. سینمای او، بیش از آنکه آینه واقعیت باشد، پناهگاهی برای رؤیاهای جمعی بود.
برخلاف فردین، عبدی رؤیا نمیفروخت، وعده آیندهای آرمانی نمیداد و در قامت منجی فرودستان ظاهر نمیشد. او از دل واقعیتهای زندگی روزمره، تنگناهای اقتصادی، ناکامیها و تناقضهای اجتماعی، خنده میآفرید. هنر عبدی این بود که از دل تراژدی، کمدی خلق میکرد.
فروغ فرخزاد، وقتی چشمانتظار کسی است که قرار است بیاید و همهچیز را میان مردم تقسیم کند، سینمای فردین را نیز فراموش نمیکند:
«... و نان را قسمت میکند
و پپسی را قسمت میکند
و باغ ملی را قسمت میکند
...
و سینمای فردین را قسمت میکند
...
و سهم مرا هم میدهد»
شعر فروغ یادآور منجیباوری عمومی در فرهنگ روزمره آن سالهاست؛ نوعی موعودگرایی رمانتیک و سانتیمانتال که بخشی از ذهنیت عمومی را تسخیر کرده بود؛ از سینمادوستان دلبسته فیلمفارسی گرفته تا مبارزان راه آزادی، در طیفی که از چپ آغاز میشد و به اسلامگرایان میرسید.
این شعر، بازتاب دلمشغولیهای نخستین نسل پس از صنعتیشدن ایران و تناقضهای مدرنیته نیز هست؛ نسلی که مفر خود را در آرمانهای سیاسی، ایدئولوژیهای اتوپیایی و پیروزیهای رمانتیک سینمای فردین جستوجو میکرد.
اما هنگامی که نوبت اکبر عبدی رسید، آن موج بلند آرمانگرایی فروکش کرده و دریایی از سرخوردگی بر جای گذاشته بود؛ از شکست آرمانهای سیاسی و ایدئولوژیک در سطح کلان تا ناکامیهای شخصی که حاصل برخورد با صخره سخت واقعیت بود.
به یک معنا، گویی افق ذهنی جامعه از «فیلمفارسی» به «در انتظار گودو» تغییر کرده بود. انتظار همچنان ادامه داشت، اما دیگر نه با شور و امید، بلکه با ملال، فرسودگی و تعلیق. در چنین فضایی، خندیدن دیگر تجمل نبود؛ راهی برای دوام آوردن بود.
اکبر عبدی، از این منظر، فردین نبود و نمیتوانست باشد. او پیوندی راسختر با واقعیت داشت و با دلایلی عینیتر مردم را پای تلویزیونها و روی صندلیهای سینما مینشاند.
اگر فردین قهرمان روزگار رؤیاها بود، عبدی بازیگر عصر واقعیت شد؛ عصری که دیگر کسی انتظار نداشت منجی از راه برسد، اما همه به لحظهای خنده نیاز داشتند تا بار سنگین انتظار را تاب بیاورند.
نسل دهههای ۶۰ و هفتاد و پس از آن یاد گرفت که واقعیت اجتماعی را همیشه نمیتوان تغییر داد. بیعدالتی جانسختتر از تخیلات سیاسی است و آزادی نیز پرندهی کوچک خوشبختی نیست که از گوشهی آسمان پیدا شود
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o | 7 275 |
| 3 | ✍️گرانترین مسابقه فوتبال تاریخ
محمدرضا اسلامی
مسابقه فینال جامجهانی با تمام ماجراهایش برگزار شد و تیم ملی فوتبال اسپانیا با تک گل فران تورس در وقتهای اضافی آرژانتین را شکست داد و قهرمان جام جهانی ۲۰۲۶ شد.
چند نکته درباره این مسابقه:
🔵 در بازار خرید و فروش Resale قیمت بلیط هر صندلی متوسط ۱۷ تا ۱۸ هزار دلار بود.
قیمت صندلیهای ممتاز (ویژه) هر بلیط ۳۵ هزار دلار بود.
«ارزان ترین صندلیها» در این مسابقه با قیمت هر بلیط هفت هزار دلار! (۷٫۰۰۰$) فروش رفت.
🔵یعنی یک خانواده چهار نفره در این مسابقه باید بین ۲۸ هزار دلار تا ۶۸هزاردلار برای خرید بلیط هزینه پرداخت کرده باشد (البته اگر در جایگاه ویژه بودهاند که ۱۵۰ هزار دلار هزینه فوتبال خانواده شده)
🔵 دنیای جالبی است. در همان نیوجرسی (یا نیویورک) حقوق دریافتی یک معلم دبیرستان جوان اگر که با مدرک فوق لیسانس استخدام شده باشد ماهیانه بین ۶۵۰۰ تا ۶۹۰۰ دلار است!
(یعنی حتی اگر تمام حقوق یک ماه کار کردن را هم بدهد بازهم ارزانترین بلیط این ورزشگاه را نمی تواند بخرد). یک معلم دبیرستان در نیویورک اگر که ده تا پانزده سال سابقه کار داشته باشد حقوقش بین ۸هزار تا ۹هزار دلار در ماه است.
🔵یک استادیوم جمعِ ثروتمندان (و گپ اجتماعی)
دنیای امروزِ انسان در بحث «حقوق/درآمدها» به شدت لنگ میزند. یکی از ویژگیهای اقتصاد امروز این است که درآمدها الزاما با ارزش اجتماعی مشاغل تناسب ندارند. گاه دلالی یا کارهای با ارزش اجتماعی اندک، مزایای چشمگیر دارند و این واقعیت باعث خواهد شد/شده تا نسل جوان عمدتا ذهنِ «پول محور» داشته باشد. ولع و شوق به «جهش» در امر پول.
آن خانواده چهار نفرهای که در یک روز برای دیدن مسابقه فوتبال ۶۸ هزار دلار تا ۱۵۰هزار دلار پول بلیط میدهد (جدای از پول پرواز هواپیما، هتل و غذا و …) قطعا پدر آن خانواده معلم فیزیک یا ریاضی نیست.
راستی شغل پدر آن خانواده چیست؟
آن خانوادهای که برای یک مسابقه فوتبال بیش از صدهزار دلار هزینه میکند، احتمالاً درآمدش از چه فعالیتی تأمین شده است؟ آیا این فعالیت، از نظر ارزش اجتماعی، به همان اندازهای که درآمد ایجاد میکند، برای جامعه نیز ارزش میآفریند؟
این سوالات جدی است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o | 8 160 |
| 4 | ✅ این محاصره بر ما فرخنده باد!
✍️حامد پاک طینت
محاصره دریایی جدید که یکی دو روز است در سواحل جنوبی کشورمان کلید خورده تکرار تجربه محاصره ۶۶ روزه است که اینبار با چاشنی نظامی در حال اجراست. به عبارتی از کل سال ۱۴۰۵ فقط ۴۹ روز در محاصره نبوده ایم!
به استنباط اینجانب این نسبت تا پایان سال حفظ می شود به این مفهوم که باید نام سال جاری را "سال محاصره" گذاشت!
از بودجه ۱۵۵ هزار هزار میلیاردی کشور تقریبا همه آن از محل فروش نفت و مالیات تامین مالی میشود و از این عدد، بودجه عمومی که شامل هزینه های جاری و عمرانی است مستقیما زیر ضرب شوک محاصره خواهد بود. هزینه های تمام شرکتهای آویزان شده به دولت فخیمه که چیزی در حدود ۹۰ هزار هزار میلیارد است نیز قرار است از همین محل تامین شود،
با این وضعیت، تا امروز درآمد تحقق یافته نفتی نباید بیشتر از ۶۰% اهداف بودجه باشد و درآمد مالیاتی نیز بر اساس انتشار رسمی سازمان امور مالیاتی ۳۰% از اهداف خود عقب است که طبیعی است به دلیل فقدان تحقق درآمد شرکتهاست و بر این پایه باید همین میزان کسری درآمد را در دخل گمرک کشور نیز متصور بود
اگر فرض کنیم در حالت عادی روزانه ۱.۵ میلیون بشکه نفت ایران از این گذرگاه صادر میشود که بر اساس اظهارات رئیس جمهور محترم در محاصره قبلی به صفر رسید، میشود متصور بود که با عددهای پایه، ماهانه چیزی در حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان از درآمدهای نفتی بودجه محقق نمیشود که به معنی از دست رفتن ۶۰% از کل درآمد ماهیانه در بودجه است.
این روند اما ماه به ماه شکل و حال متفاوتی به خود می گیرد؛ یعنی این محاصره در ماه اول به عدم امکان پرداخت هزینه های عمومی یعنی حقوق کارکنان و بازنشستگان و یارانه و تاخیر در پرداخت پیمانکاران و لذا استفاده حداکثری از تنخواه خزانه منجر می شود. اما در ماه دوم که طبیعتا افت بیشتر درآمدهای مالیاتی هم به میدان خواهد آمد ناچار به توقف کامل تمام فعالیتهای عمرانی و همزمان فشار بر بانکها برای خرید اوراق خواهیم شد. توجه کنیم کشوری که همزمان در حال جنگ است از اقدامات عمرانی جبرانی عاجز است! جهت اطلاع خساراتی که در ضربات نظامی آمریکا به مناطق جنوبی کشور وارد می شود نباید کمتر از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به ازای هر شب باشد و این غیر از خسارات جانی و تبعات ماندگار خانوادگی است که به هموطنان عزیزمان در این مناطق وارد میشود؛
در ماه سوم عملا کشور از امکان پرداخت هر هزینه غیر جاری ناتوان می شود. نارضایتی در پیمانکاران و بازنشستگان آغاز میشود و پرداخت حقوق حتی در شرکتهای دولتی ناممکن می شود یا با تاخیرهای سه الی چهار ماه ممکن خواهد بود؛ در ماه چهارم عملا برای دولت هیچ چاره ای نمی ماند جز آنکه با چاپ سنگین پول، اوراق سنگین اجباری و تعویق پرداختهای اجباری، مملکت را بچرخاند.
عملا در پایان ماه چهارم "الگوی پایدار بد" در اقتصاد ایران شکل می گیرد. یعنی پایان ماه چهارم عملا اقتصاد ایران با اقتصاد ونزوئلا در زمان فاجعه تاریخی اقتصادی هیچ تفاوتی ندارد و تقریبا تمام المانهای این دو کشور مشابه خواهد بود. روند تورمهای چند صد درصدی دقیقا از همین مقطع شروع و تا پایان سال، ونزوئلای دیگری در این سوی کره زمین خواهیم دید.
ممکن است این روند همچنان برای برخی، منافعی مستقیم یا غیر مستقیم داشته باشد؛
افزایش تجارت غیررسمی از ۳۰۰ هزار میلیارد تومان امروز به ۶۰۰ هزار میلیارد تومان می رسد، یا بودجه های سازمانی که بدلیل بحرانی بودن وضعیت کشور بناچار دو برابر خواهد شد؛ یا افزایش حجم خرید غیر رسمی از تامین کنندگان مورد تاییدی که در شرایط بحرانی البته با حاشیه سودهای دو برابری وارد میدان خواهند شد؛ لیکن جهت گیری اقتصادی کشور که پس از مدت کوتاهی به ابعاد دیگر نیز سرایت خواهد کرد از ایران، کشوری خواهد ساخت که تاکنون ندیده ایم!
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌@Iran_economy_online
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed | 7 502 |
| 5 | 🔺 یمن؛ جبهه تازه رویارویی ایران و اعراب؟
صلاح الدین خدیو
در حالی که ایران در دور اخیر تنشهای منطقهای عمدتاً کوشیده است از رویارویی مستقیم با عربستان سعودی پرهیز کند، حمله امروز به فرودگاه صنعا میتواند بار دیگر روابط تهران و ریاض را وارد مرحلهای پرتنش نماید.
بر اساس گزارشها، یک فروند هواپیمای شرکت ماهان از تهران راهی صنعا بود و جنگندههای سعودی برای جلوگیری از فرود آن، برج مراقبت فرودگاه را هدف قرار دادند. این رخداد تنها یک هفته پس از آن روی داد که یک هواپیمای ایرانی، با وجود هشدارهای عربستان، برای نخستین بار پس از سالها در فرودگاه صنعا به زمین نشست.
تلاش ایران برای شکستن محاصره هوایی مناطق تحت کنترل حوثیها را میتوان آزمونی تازه در برابر عربستان سعودی دانست؛ آزمونی که میتواند موازنههای شکننده منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
به نظر میرسد تهران با این ارزیابی که پس از جنگ چهلروزه در موقعیت سیاسی و راهبردی مساعدتری قرار گرفته و اهرمهایی همچون تنگه هرمز را در اختیار دارد، در پی گسترش دامنه نفوذ خود فراتر از خلیج فارس و ایجاد موازنهای جدید در منطقه است.
برخی ناظران نیز احتمال میدهند هدف نهایی این پروازها، ایجاد پلی هوایی برای تقویت توان لجستیکی حوثیها و کشاندن رقابت راهبردی از تنگه هرمز به بابالمندب باشد؛ گذرگاهی که همانند هرمز از مهمترین شریانهای تجارت جهانی به شمار میرود.
از این منظر، حمله امروز عربستان را میتوان پاسخی مستقیم به این چالش تلقی کرد؛ اقدامی که در صورت واکنش متقابل حوثیها، ممکن است بار دیگر آتش جنگ یمن را شعلهور سازد.
در چنین شرایطی، مواضع بازیگرانی چون امارات متحده عربی، آمریکا و اسرائیل، در کنار ایران و عربستان، نقش مهمی در تعیین مسیر تحولات آینده خواهد داشت.
انفجار امروز در صنعا، در یکی از پرالتهابترین مقاطع تاریخ معاصر خاورمیانه، بهسختی میتواند بدون پیامدهای گسترده باقی بماند. روابط ایران و بسیاری از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس همچنان در شکنندهترین وضعیت دهههای اخیر قرار دارد و آنچه تاکنون مانع رویارویی مستقیم شده، بیش از هر چیز هراس مشترک از هزینههای یک جنگ فراگیر بوده است.
با این حال، اگر بحران یمن بار دیگر شعلهور شود و همزمان رقابت بر سر کنترل مسیرهای راهبردی دریایی، از هرمز تا بابالمندب، تشدید گردد، خطر ورود منطقه به مرحلهای تازه از تقابل نظامی بیش از گذشته افزایش خواهد یافت.
به نظر میرسد اظهارات اخیر هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در گفتوگو با روزنامه نشنال امارات نیز بازتابی از همین نگرانی و هشداری نسبت به احتمال گسترش دامنه بحران باشد. فیدان با قرار دادن رویکردهای یکجانبهگرایانه ایران و اسرائیل در کنار یکدیگر ــ موضعی که با واکنش منفی برخی محافل ایرانی روبهرو شد ــ بهطور ضمنی از دشواری موقعیت ترکیه در صورت بروز رویارویی مستقیم میان ایران و کشورهای عربی پرده برداشت؛ وضعیتی که میتواند آنکارا را در برابر یکی از پیچیدهترین انتخابهای راهبردی سالهای اخیر قرار دهد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o | 10 226 |
| 6 | 🔴 چرا مرگ لیندسی گراهام مهم است؟
🔹در واشنگتن سالهاست یک گزاره درباره شیوه تصمیمگیری دونالد ترامپ تکرار میشود: «مهم است آخرین نفری که با ترامپ حرف میزند چه کسی باشد.» بسیاری از خبرنگاران کاخ سفید بارها روایت کردهاند که مشاوران ترامپ دائماً رقابت میکردند تا آخرین فردی باشند که پیش از یک تصمیم مهم وارد دفتر بیضی شوند، چون باور داشتند نظر ترامپ میتواند در همان گفتگوی آخر تغییر کند.
🔹لیندسی گراهام در ماههای اخیر دقیقاً یکی از همین افراد بود؛ او بارها با ترامپ دیدار خصوصی داشت، در برخی سفرها با هواپیمای او جابهجا میشد و به گفته رئیس اسبق مجلس نمایندگان، آنقدر با ترامپ گلف بازی کرده بود که تعداد دفعات آن شاید به "100 بار" میرسید. خود ترامپ نیز بارها در سالهای اخیر گفته بود: «لیندسی گراهام یک میهنپرست واقعی است و او را بسیار دوست دارد.»
🔹اما اهمیت گراهام فقط به نزدیکی شخصیاش با ترامپ محدود نمیشد؛ او یکی از تندروترین چهرههای سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران و از سرسختترین حامیان اسرائیل بود. گراهام سالها از گزینه نظامی علیه ایران دفاع میکرد، بارها خواستار نابودی زیرساختهای انرژی ایران شده بود و در هفتههای اخیر نیز آشکارا با هرگونه توافق با تهران مخالفت میکرد. او از معدود سیاستمدارانی بود که بارها ترامپ را به بازگشت به مسیر تقابل و تشدید فشار علیه ایران تشویق میکرد.
🔹به همین دلیل، اهمیت مرگ گراهام را نباید صرفاً در از دست رفتن یک سناتور جمهوریخواه جستجو کرد. اگر بپذیریم که در نظام تصمیمگیری ترامپ، حلقه نزدیکان و آخرین مشاوران میتوانند بر جهتگیری او اثر قابلتوجهی بگذارند، حذف یکی از بانفوذترین صداهای جنگطلب و ضدایرانی از این حلقه، خود یک متغیر مهم در معادلات آینده است. البته این بهمعنای تغییر کامل سیاست دولت ترامپ در قبال ایران نیست؛ اما بیتردید یکی از مؤثرترین افرادی که هر روز ترامپ را به سمت گزینه نظامی و جنگ علیه ایران سوق میداد، دیگر در کنار او حضور نخواهد داشت.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o | 8 999 |
| 7 | پایان حکومت خدا
یدالله کریمی پور
خیلی طول نکشید؛ ولی هنوز انگلیسیها دوره یازدهساله شبهجمهوری کرامول (۱۶۴۹–۱۶۶۰) را شومترین و عفنترین عصر تاریخشان میدانند.
برای نخستین و آخرین بار، انگلیسی ها شاه کش شدند. شاه چارلز در ۱۶۴۹ پس از محاکمه به نام مردم، در ملأعام اعدام شد.
راستش در دهه ۱۶۴۰، انگلستان دستخوش یکی از بزرگترین تحولات تاریخی خود شد. چارلز اول، شاه وقت، خودکامگی در پیش گرفت. او برای خود حق الهی قائل بود و فقط در برابر خدا خود را پاسخگو میدانست. شاه بارها پارلمان را تعطیل کرد و با روحانیون پروتستان به انحای مختلف در افتاد. شاه مستبد بود. بالاخره هم جنگ داخلی بین سپاه شاه از یک سو و سپاه پارلمان به رهبری اولیور کرامول از سوی دیگر رخ داد. نظام پادشاهی منحل و بریتانیا با شعار حکومت مردم، جمهوری اعلام شد.
ولی این تغییر ساختار، آزادی به همراه نداشت. سهل است که الیور کرامول، در نقش فرمانده ارتش، با اتکا بر نظامیان مسلح، حتی پیش از اعدام شاه، نمایندگان مخالف پارلمان را در ۱۶۴۸ پاکسازی کرده بود («تصفیه پراید»). چند سال بعد، در ۱۶۵۳، کرامول با عنوان «لرد محافظ»، همان مجلس باقیمانده را هم منحل کرد و اختیارات تقریبا مطلق کشور را در دست گرفت.حکومت خدا، یا آرمانشهر پیوریتنها، آغاز شده بود.
طی این دوره، سختگیری مذهبی به اوج رسید. پاکدینان (پیوریتنها) با حمایت کرامول، انگلیس را در دست گرفته و مطابق عقایدشان اداره کردند. آنان تفریح و شادی دنیوی را مظهر فساد میدانستند. به دستور حکومت، همه تماشاخانهها پلمپ و هنرهای نمایشی، رقص و موسیقی غیرمذهبی ممنوع شد. رفتار عمومی مردم، بهویژه در روز یکشنبه، زیر نظارت سختگیرانه قرار گرفت؛ هر نوع شادی در این روز ممنوع شد. لباسهای رنگارنگ و تشریفات ظاهری، ناپسند، گاه جرم تلقی میشد. حتی جشن کریسمس بهعنوان بدعتی کاتولیکی ممنوع اعلام شد و سربازان برای جلوگیری از پخت شیرینی و دورهمیهای خانوادگی، به حریم خصوصی خانهها سرک میکشیدند.
کوتاه: مردمی که میپنداشتند با حذف شاه، استبداد ریشهکن خواهد شد، دریافتند که خبری از چنین تصوری نیست. پی بردند که دیکتاتوری مذهبی، بهمراتب خطرناکتر است. زیرا شاهان با رفتار و سیاست مردم کار داشتند، ولی حکومت مذهبی و خودکامه کرامول میخواست روح، ذهن، سبک زندگی و خلوت مردم را هم کنترل کند. چنین فضایی باعث شد مشروعیت مردمی جمهوری بهسرعت از بین برود.
بالاخره کرامول در ۱۶۵۸ مرد. ولی پیش از مرگش، در اقدامی متناقض با ذات جمهوری، پسر بیکفایت و کشاورزش، ریچارد کرامول را بهعنوان جانشین منصوب کرد. ریچارد که نه نفوذ مذهبی پدر را داشت و نه اقتدار نظامی او را، در کنار کشوری ویرانشده اقتصادی و مردمی خسته از خفقان و جنگ و کشمکشهای پیاپی، نتوانست حتی چند ماه دوام بیاورد. ارتش ریچارد پسر کرامول را کنار زد.
بدینترتیب مردم و پارلمان، جمهوری کوتاه کرامول را برای همیشه کنار گذاشتند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o | 9 558 |
| 8 | ✅ درگیری در تنگه هرمز تا پایان دوره ترامپ ادامه خواهد داشت!
✍️حامد پاک طینت
پس از وضعیت صلح آمیز حاصل از تفاهم نامه بین ایران و آمریکا، هیچ گزینه ای جز جنگ (محدود) برای اعمال قدرت بر تنگه هرمز در دست ایران نیست!
و پس از تبادل آتش به دلیل فوق توسط طرفین برای ادب کردن یکدیگر، هیچ گزینه ای جز آتش بس ارجح نیست!
این چرخه باطل، حقیقتی است که همه در آن گرفتار شده اند!
درست است که بروز چنین وضعیتی حاصل یک جنگ ۴۰ روزه بین دو طرف است لیکن نمی توان از ریشه های تاریخی، ژئوپلیتیک و اقتصادی چنین چرخه ای چشم پوشید.
ایران دهه هاست درگیر در میان یک رقابت منطقه ای، بدنبال نفوذ از طریق خودساختگی توان نظامی و نیروهای حامی بوده و اکنون از قضا اهرم جدیدی یافته تا آنرا برای تحقق جایگاهش در این منطقه و حتی فراتر از آن بکار گیرد. ریشه مناقشه هسته ای نیز همین جاست؛ اصرار از ایران و انکار از آمریکا حتی تا رسیدن به مرحله جنگ را در همین قاب باید نظاره کرد. لذا در چنین بافت تاریخی و چیدمان ژئوپلتیکی کوتاه آمدن هر یک از دو طرف در خصوص یک منازعه جدید اینبار در مورد یک گذرگاه حیاتی بسیار بعید است.
از سویی هیچیک از دو طرف علاقه ای به یک جنگ تمام عیار ندارند. رفتار دو طرف این موضوع را تایید می کند و طبیعی است که نه ایران با محاسبه خسارات صدها میلیارد دلاری که در جنگ ۴۰ روزه دید و نه آمریکا با تبعات مالی، اقتصادی و سیاسی تمایلی به بازگشت به جنگ نداشته باشند. عدم اعتماد از سوی دو طرف که ریشه در دلایل تاریخی و منطقه ای مذکور دارد مانع ساختاری بر سر یک توافق اساسی است و بی نتیجه ماندن دیگر مناقشات از جمله توان موشکی، نیروهای نیابتی و توان هسته ای شواهدی مستند بر این مدعاست. در واقع یک مناقشه به مناقشه های قبلی ما افزوده شده است!
تجمیع همه این مناقشات هم زمان با نشستن فردی در مسند کاخ سفید است با پیشینه ای مفصل از پرونده های باز و حل نشده، با روحیه ای غیرساختاری؛ غیر استراتژیک و کاملا فردگرا و با اظهارات و تصمیمات لحظه ای و نمایشی. چگونه می توان متصور بود چنین چالش ریشه دار و بغرنجی در زمان مدیریت او به یک راه حل متقن منتج شود؛ در این صورت پیش بینی ادامه یافتن وضعیت نه جنگ و نه صلح تا پایان دوره ترامپ تخمین غیرواقع بینانه ای نیست.
حقیقت را بخواهید شاید بسیاری هم از این وضعیت استقبال کنند!
آمریکا و شرکتهای نفتی به فروش نفت و گاز طبیعی خود مشغولند و با پرهیز از یک جنگ وسیع و پرهزینه و با عنوان عملیات و ماموریتهای "محدود نظامی" و بدون موانع سیاسی هر از چندوقت یکبار ضربه ای کاری به ایران می زند و به مرور توان نظامی و موشکی ایران را مستهلک می کند، برای اسرائیل هم این وضعیت دلنشین است، طرفداران جنگ در ایران نیز همچنان با مشتهای گره کرده می توانند حس مبارزه با آمریکا را زنده نگه دارند و تا حدی در تنگه هرمز اهرم خود را به نمایش بگذارند، چین از بردن نفت ارزان ایران و استمرار تجارت با دم خود گردو می شکند و روسیه از دیدن چنین مناظر دل انگیزی لذت می برد. اروپا و برخی کشورهای شرقی از این روند آسیب خواهند دید که از قضا باب طبع آمریکای جهانخوار است!
کشورهای عربی اما بیکار نخواهند نشست!
همزمان با عبور محموله ها در زمان صلح و توقف در زمان جنگ تدابیر روزهای آینده را خواهند نمود. عربستان، امارات و عراق در حال گسترش خطوط لوله از شرق تا غرب از دقم عمان تا دریای سرخ؛ از جبل علی تا فجیره و حتی مسیر ترکیه هستند تا موازی با افزایش تولید نفت شیل و گاز طبیعی در آمریکا وابستگی به تنگه هرمز را به مرور کاهش دهند. روند سریع متنوع سازی منابع انرژی در دنیا نیز به این سیر دامن خواهد زد. خدا را چه دیدید؛ شاید روزی تنگه هرمز مهمترین گذرگاه فقط برای خودمان بود!
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌@Iran_economy_online
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed | 6 094 |
| 9 | ✅ درگیری در تنگه هرمز تا پایان دوره ترامپ ادامه خواهد داشت!
✍️حامد پاک طینت
پس از وضعیت صلح آمیز حاصل از تفاهم نامه بین ایران و آمریکا، هیچ گزینه ای جز جنگ (محدود) برای اعمال قدرت بر تنگه هرمز در دست ایران نیست!
و پس از تبادل آتش به دلیل فوق توسط طرفین برای ادب کردن یکدیگر، هیچ گزینه ای جز آتش بس ارجح نیست!
این چرخه باطل، حقیقتی است که همه در آن گرفتار شده اند!
درست است که بروز چنین وضعیتی حاصل یک جنگ ۴۰ روزه بین دو طرف است لیکن نمی توان از ریشه های تاریخی، ژئوپلیتیک و اقتصادی چنین چرخه ای چشم پوشید.
ایران دهه هاست درگیر در میان یک رقابت منطقه ای، بدنبال نفوذ از طریق خودساختگی توان نظامی و نیروهای حامی بوده و اکنون از قضا اهرم جدیدی یافته تا آنرا برای تحقق جایگاهش در این منطقه و حتی فراتر از آن بکار گیرد. ریشه مناقشه هسته ای نیز همین جاست؛ اصرار از ایران و انکار از آمریکا حتی تا رسیدن به مرحله جنگ را در همین قاب باید نظاره کرد. لذا در چنین بافت تاریخی و چیدمان ژئوپلتیکی کوتاه آمدن هر یک از دو طرف در خصوص یک منازعه جدید اینبار در مورد یک گذرگاه حیاتی بسیار بعید است.
از سویی هیچیک از دو طرف علاقه ای به یک جنگ تمام عیار ندارند. رفتار دو طرف این موضوع را تایید می کند و طبیعی است که نه ایران با محاسبه خسارات صدها میلیارد دلاری که در جنگ ۴۰ روزه دید و نه آمریکا با تبعات مالی، اقتصادی و سیاسی تمایلی به بازگشت به جنگ نداشته باشند. عدم اعتماد از سوی دو طرف که ریشه در دلایل تاریخی و منطقه ای مذکور دارد مانع ساختاری بر سر یک توافق اساسی است و بی نتیجه ماندن دیگر مناقشات از جمله توان موشکی، نیروهای نیابتی و توان هسته ای شواهدی مستند بر این مدعاست
و شوربختانه تجمیع همه این مناقشات هم زمان با نشستن فردی در مسند کاخ سفید است که روحیه غیرساختاری؛ غیر استراتژیک و کاملا فردگرا و با اظهارات و تصمیمات لحظه ای و نمایشی است. لذا چگونه می توان متصور بود چنین چالش ریشه دار و بغرنجی در زمان مدیریت او به یک راه حل متقن منتج شود؛ در این صورت پیش بینی ادامه یافتن وضعیت نه جنگ و نه صلح تا پایان دوره ترامپ تخمین غیرواقع بینانه ای نیست!
حقیقت را بخواهید شاید بسیاری هم از این وضعیت استقبال کنند!
آمریکا و شرکتهای نفتی به فروش نفت و گاز طبیعی خود مشغول است و با پرهیز از یک جنگ وسیع و پرهزینه و با عنوان عملیات و ماموریتهای "محدود نظامی" و بدون موانع سیاسی هر از چندوقت یکبار ضربه ای کاری به ایران می زند و به مرور توان نظامی و موشکی ایران را مستهلک می کند، طرفداران جنگ در ایران نیز همچنان با مشتهای گره کرده می توانند حس مبارزه با آمریکا را زنده نگه دارند و تا حدی در تنگه هرمز اهرم خود را به نمایش بگذارند، چین از بردن نفت ارزان ایران و استمرار تجارت با دم خود گردو می شکند و روسیه از دیدن چنین مناظر دل انگیزی لذت می برد. اروپا و برخی کشورهای شرقی از این روند آسیب خواهند دید که از قضا باب طبع آمریکای جهانخوار است!
کشورهای عربی اما بیکار نخواهند نشست!
همزمان با عبور محموله ها در زمان صلح و توقف در زمان جنگ تدابیر روزهای آینده را خواهند نمود. عربستان، امارات و عراق در حال گسترش خطوط لوله از شرق تا غرب از دقم عمان تا دریای سرخ؛ از جبل علی تا فجیره و حتی مسیر ترکیه هستند تا موازی با افزایش تولید نفت شیل و گاز طبیعی در آمریکا وابستگی به تنگه هرمز را به مرور کاهش دهند. روند سریع متنوع سازی منابع انرژی در دنیا نیز به این سیر دامن خواهد زد. خدا را چه دیدید؛ شاید روزی تنگه هرمز مهمترین گذرگاه فقط برای خودمان بود!
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌@Iran_economy_online
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed | 985 |
| 10 | ✅ فقدان او با مملکت چه کرد؟
✍️حامد پاک طینت
بنیان گذار حزب بود؛
به نقش فرهنگ و ایدئولوژی در شکل دادن به جامعه و حتی اقتصاد اعتقاد تمام و کمال داشت؛ نگاهش به انقلاب دائمی بود، آرمان گرایی که ابدا به سازش و اصلاح کمترین اعتقادی نداشت؛ ساده زیستی را ستایش می کرد، در برابر مخالفان سخت گیر و بی انعطاف بود و همین ویژگی او را مقتدر نشان می داد
پایگاه فکری خود را در میان مستضعفان مستحکم نمود و آنگاه از فضای جنگی بخوبی برای گسترش نفوذش در سطح جامعه بهره برد تا سرانجام با پیروزی به بالاترین جایگاه قدرت و در نهایت مقام رهبری رسید
طی حدود ۳۰ سال حکومت در سه فاز: تثبیت قدرت در سراسر کشور، بسیج مشهور "جهش بزرگ به پیش" و سپس " انقلاب فرهنگی" حکمرانی کرد و توانست بخشی از جامعه را با این روش متحد و در برخی حوزه ها مانند بهداشت و سوادآموزی موفقیت هایی بدست آورد هرچند تمرکز او بر قدرت و سرکوب مخالفان جوی کاملا بسته در سیاست ایجاد نمود که نتیجه آن بی اعتمادی و تصفیه حسابهای سیاسی در حزب و نهادینه کردن آن در جامعه بعنوان فرهنگ رفتاری بود.
شعار "جهش بزرگ به پیش" که خودکفایی را سرلوحه قرار می داد در نهایت به بزرگترین قحطی تاریخ و مرگ میلیونها نفر انجامید. توده ها و دسته های وفادار جایگزین مهارتها و سیستم ها شد و مثل قارچ در شهر و روستا تسری یافت و به مرور مدیران عملگرا جای خود را به جوانان ایدئولوگ داد. او باور عمیق به مبارزه دائمی با دشمن داشت و معتقد بود اگر مبارزه، همیشگی نباشد رهروان سرمایه داری دوباره قدرت می گیرند و جای تفکر خالص را می گیرند. این انقلاب دائمی به منازعه دائمی بین گروهها انجامید. شکستهای حاصل از این خطا به اختلال در تولید و اداره کشور منجر شد.
مائو سرانجام تصمیم گرفت با انقلاب فرهنگی آنچه از دست داده بود را پس بگیرد. اما انقلاب فرهنگی آشفتگی، سرکوب روشنفکران، ترویج خشونت و کشتن مخالفان را به بار آورد؛ دانشگاهها تعطیل شد؛ صدور انقلاب در دستور کار قرار گرفت؛ در برابر جهان غرب ایستاد، حتی در قبال شوروی موضع گیریهای تند گرفت و به مرور در انزوای سیاسی و اقتصادی جهانی فرو رفت...
جایی برای دفاع هیچ بی طرفی باقی نمانده نبود؛
یک میلیارد نفر یعنی ۹۰% جمعیت در فقر مطلق فرو رفته بودند، درآمد سرانه به ۱۸۴ دلار رسید که یک سوم کشورهای فقیر آفریقایی بود، تولید سرانه داخلی به سطح زامبیا رسید که از فقیرترین کشورهای جهان بود و هنوز هم هست، رشد اقتصادی تقریبا هیچ و توسعه اقتصادی عملا متوقف شده بود
این وضع نابسامان و فروپاشیده بهترین شاهد برای تغییر معیار و سنجه حکمرانی و سرآغازی برای ورود واقع گرایان و عملگرایانی به صحنه سیاسی کشور بود که نتیجه گرایی و توسعه را به وفاداری ایدئولوژیک ترجیح می دادند
بدون تردید نقش کلیدی افرادی مانند شیائوپینگ بعنوان معمار اصلاحات و برخی دیگر بعنوان مدیران عملگرا پس از مرگ مائو در جهش چین قابل انکار نیست اما ممکن نبود بدون همکاری شورای حاکمه، روند توسعه و تغییر،در این کشور پهناور نهادینه شود و شکل قانونی بخود بگیرد. حزب مدت کوتاهی پس از مائو به اشتباهات سابق اذعان کرد و رسما از انقلاب فرهنگی تبری جست، حاکمیت برای بقای خود نیاز به تغییر داشت و آحاد جامعه نیز جز این نمی خواستند
اعضای اصلی حزب، نظامیان و دولت برغم رقابتهای سیاسی در کمیته ای مرکزی به همگرایی رسیدند و این به تغییر راهبرد کشور منجر شد. چشم انداز پنج ساله ضمن احترام به سنت ها اینبار با عملگرایی محض تدوین و توافق شد که اقتصاد بدون چون و چرا در اولویت تمام جهت گیریها و کارآمدی بعنوان شاخص انتخاب و ارتقای مدیران در نردبان شغلی انتخاب گردد.
حکمرانان جدید با کنترل سیاسی و سخت گیرانه بر رشد اقتصادی، تغییر مفهوم امنیت به امنیت اقتصادی و مالی و نیز آشتی با دنیا درها را بروی کشور باز کردند.
اقتصاد آزاد و صادرات محور برغم تضاد با اصول مارکسیسم، تشکیل مناطق ویژه اقتصادی با ماموریت دقیق و مشخص، اصلاحات کشاورزی و صنعتی، تسهیلات برای سرمایه گذاری خارجی و تقدس زدایی از تصمیم گیریها در این چند سال تولید ناخالص کشور را با ۶۴ برابر افزایش به ۲۰ هزار میلیارد دلار،درآمد سرانه را با ۵۴ برابر افزایش به ۱۰.۰۰۰ دلار،صادرات را با ۴۳۰ برابر افزایش به ۴۳۰۰ میلیارد دلار بعنوان بزرگترین تاجر دنیا و با رشد اقتصادی متوسط ۱۰% طی این سالها بعنوان معجزه گر اقتصادی قرن توانست ۸۵۰ میلیون نفر را از فقر مطلق خارج،یک سوم نیروی کار پرجمعیت ترین کشور دنیا را آموزش و بیش از نیمی از اقتصاد جهان را کنترل نماید!
چینی که امروز بعنوان ابرقدرت جهان می شناسیم حاصل حکمرانی واقع بینانه پسا مائو است. ابرقدرتی که هر سیاستمداری از جمله ترامپ خودشیفته را به خضوع و فروتنی در مقابل خود وا می دارد.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌@Iran_economy_online
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed | 8 782 |
| 11 | ✍️سکوت ایلان ماسک درباره جنگ ایران
محمدرضا اسلامی
بیش از صد روز از آغاز جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران گذشتهاست، اما در تمام این مدت ایلان ماسک تقریباً درباره این جنگ سکوت کرده است. همان کسی که قبلا درباره هر چیزی نظر میداد و اساسا توئیتر را خرید تا امکان «همهچیز گویی» و «همهگویی» را بسط دهد (و میدان گستردهتری برای بیان بیواسطه عقایدش داشته باشد)، ولی درباره اتفاقی در این ابعاد ساکت است.
این سکوت از آن جهت جالب است که ماسک سالها به عنوان یکی از پرصداترین چهرههای دنیا شناخته میشد؛ فردی که درباره سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هوش مصنوعی، مهاجرت، انرژی، آموزش و حتی جزئیترین رویدادهای روزمره اظهار نظر میکرد. اما دلیل این امساک در کلام و این روزه سکوت چیست؟
۱- ایلان ماسک نقش مهمی در انتخاب مجدد ترامپ به ریاستجمهوری داشت. او پس از انتخاب ترامپ به ریاستجمهوری از یک چهره موفق تِک (کارآفرین صنعتی) به سمت چهرهسیاسی شدن حرکت کرد و در کاخ سفید نیز سِمت گرفت. ولی حضور ایلانماسک در وادی سیاست دولت مستعجل بود. رفتارهای غریب و خارج از چارچوب او (مثلا آوردن پسربچه خردسالش به جلسات رسمی کاخ سفید) باعث شد تا او از سَمت اطرافیان دونالد ترامپ «پس زده» بشود. در مرحله بعد، مجادله کلامی/توئیتری او با خودِ ترامپ باعث شد تا او از کاخ سفید کنار گذاشته بشود و ارتباط او با عرصه حکمرانی و وادی سیاست قطع شود.
عملا ایلان ماسک پس از آن صعود سریع و سقوط ناگهانی (و بیرحمانه) به درک جدیدی از شخصیت خودش رسید. او متوجه شد که هر چقدر که برای عرصه تکنولوژی و صنعت «خوب/موفق» است ولی برای عرصه امور اجتماعی و سیاسی، نپخته و خام است
۲- این «درک جدید از خود» با نوعی از افسردگی همراه بود و در مقطعی او در سکوتی سنگین فرو رفته بود. سکوت، البته نه به معنای مطلقا ساکت شدن بلکه به معنای حرف نزدن درباره امور استراتژیک و کلان.
ایلان ماسک البته مشغولیتهای متعددی دارد که خودش را به آنها سرگرم کند. اسپیساکس، تسلا، استارلینک، توئیتر و... ولی هیچ یک از اینها برای یک روح بیتاب کافی نیستند. او اخیرا در سفر چین با تیم ترامپ همراه شد و در مجالس دیدار با مدیران چینی شرکت کرد ولی پس از برگشت به آمریکا باز به همان روزه توئیتری/رسانهای ادامه داد.
۳- جنگ اخیر ایران پس از موفقیتِ مستیآفرین ترامپ در ونزوئلا شروع شد و قرار بر این بود تا ایران نیز نسخه دیگری از موفقیت نظامی آمریکا، و مشابه تغییر رژیم ونزوئلا شود ولی از قضا سرکنگبین صفرا فزود و مسائل به سمت و سوی دیگری پیش رفت. تنگه هرمز بسته شد، قیمت بنزین و کودهای شیمیایی در آمریکا بالا رفت و ایران فرو نریخت. به رغم انبوهِ این اتفاقات اما ایلانماسک همچنان کلامی سخن نگفت. نه در تحلیل، نه در تمجدید، نه در تقبیح جنگ. سکوت محض درباره موضوعی چندوجهی و ژئوپلیتیک نظیر جنگ ایران.
۴- این رفتار ایلان ماسک نوعی از بلوغ انسانی و نوعی از خودآگاهی بشر است. همان "انسانی" که در زمان سرمستی «حدّ» نمی شناسد، با سیلیِ واقعیت به نوعی خودشناسی میرسد که هی! تو اگر برای فلان کار خوبی ولی برای همه امور واجدصلاحیت نیستی. بی مایه فطیر است و تو مایهی همهچیز را نداری. متواضع باش! این سکوتِ توأم با افسردگی ایلان ماسک و این متواضع شدن «پس از احساسخدایی کردن» اتفاقی است بسیار مبارک. شاید آنچه که برای ایلان ماسک رخ دادهاست، یک نسخه فشرده mp3 از آن چیزی است که قرار است تجربه انسانِ جدید باشد. انسانی که میفهمد که در همه امور نباید سخنبگوید و در همه مسائل نباید خود را توانمند ببیند. انسانی که «به رغم موفقیتهای انبوه» ولی همچنان به محدودیتها و ضعفهای خود "اذعان" (acknowledge) کند. شاید این مسیر بلوغ ایلان ماسک، برای نسل بعدی از سیاستمداران و حکمرانان آینده دنیا نیز رخ بدهد.
۵- چند روز پیش ایلان ماسک و مدیرانش سهام اسپیساکس را به بازار بورس عرضهعمومی کردند (Initial Public Offerings). ارزش اولیهٔ عرضهٔ سهام اسپیساکس حدود ۱٫۷۷ تریلیون دلار آمریکا برآورد شد که آن را به بزرگترین عرضهٔعمومی سهام در تاریخ تبدیل کرد. در نخستین روز معاملات، ارزش بازار این شرکت به حدود ۲٫۱ تریلیون دلار رسید! اوج موفقیتی رویایی (و اعدادی شگفت). هیچ تضمینی نیست که ایلان ماسک دوباره به تنظیمات قبلی بازنگردد و دوباره "همهچیز گوی" و "همهچیزدان" نشود، ولی امیدِ آن هست که شاید اساسا «انسان جدید» به سمت این درک جدید در حرکت باشد: گاه قدری متواضع و ساکت باش!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o | 10 355 |
| 12 | 🟦 مگاوات به ازای هر سهم
علیرضا جوادی
چین با مصرف سالانه ۱۰,۶۰۰ تراواتساعت به تنهایی معادل ۳۳% از تقاضای جهان را به خود اختصاص داده است. این رقم حتی از مجموع مصرف آمریکا (۴,۵۰۰)، هند (۲,۱۰۰)، ژاپن (۱,۲۰۰) و روسیه (۱,۰۰۰) TWh نیز فراتر میرود. در سوی دیگر، کشورهایی مانند برزیل (۷۶۲)، کانادا (۶۴۶)، آلمان (۶۲۵)، کره جنوبی (۵۲۰) و فرانسه (۴۷۷) TWh قرار دارند.
اما آنچه رقابت را جذاب میکند، شاخص مصرف سرانه است. کانادا با ۱۶.۱ مگاواتساعت، آمریکا با ۱۳.۱، کره جنوبی با ۱۲.۱ و ژاپن با ۸.۴ مگاواتساعت در صدرند؛ در حالی که چین با وجود مصرف کل عظیم، سرانهای تنها ۷.۵ مگاواتساعت دارد و هند با ۱.۴ در انتهای جدول جای گرفته است. این دوگانگی – پیشتازی غرب در سرانه و پیشتازی شرق در مصرف کل – نشاندهندهٔ گذار از عصر صنعتی به عصر دیجیتال و هوش مصنوعی است.
اگر کشوری مانند چین با مصرف سرانهٔ متوسط بتواند ابرقدرت اقتصادی باقی بماند، در سطح بنگاههای اقتصادی چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شرکتهای بزرگ فناوری امروزه مصرفی در حد یک کشور کوچک دارند – رقمی نزدیک به ردیف کانادا یا برزیل در جدول بالا. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران به زودی به جای نسبت P/E (قیمت به سود)، به نسبت «ارزش افزوده به ازای هر مگاواتساعت» توجه خواهند کرد. شرکتی که با یک واحد برق، خدمات بیشتری تولید کند، بهرهورتر و ارزشمندتر است.
در مدلهای تحلیلی پیش رو، هر بنگاه دو نوع جریان برق خواهد داشت: ورودی (برق خریداری شده از شبکه یا تولیدی خود) و خروجی (برق فروخته شده به شبکه یا مصرف شده در فرآیند تولید). اختلاف این دو، «مصرف خالص» شرکت را مشخص میکند. شرکتهایی که بتوانند مازاد تولید خود را بفروشند (مانند کارخانهای با نیروگاه خورشیدی پشتبامی یا دیتاسنتری با بازیافت حرارت)، در واقع دو بار سود میکنند: یک بار از محصول اصلی، یک بار از انرژی. به همین دلیل، قراردادهای بلندمدت خرید برق به یکی از داراییهای راهبردی تبدیل شدهاند. درست مانند کشوری که برای امنیت انرژی خود ذخیره استراتژیک نفت نگه میدارد، شرکتهای هوشمند نیز «ذخیره امنیت برق» در ترازنامهٔ خود ثبت خواهند کرد.
به دو کشور آلمان و کره جنوبی توجه کنید: آلمان (مصرف کل ۵۲۰ TWh، سرانه ۶.۲ MWh) قطب خودرو است؛ کره جنوبی (مصرف کل ۶۲۵ TWh، سرانه ۱۲.۱ MWh) قطب تراشهسازی جهان. کره با وجود سرانه برق دو برابر آلمان، به ازای هر واحد برق مصرفی، ارزش اقتصادی بیشتری تولید میکند. دلیل ساده است: هر تراشه در مقایسه با هر خودرو، درآمد فروش بسیار بیشتری به ازای همان یک مگاوات برق ایجاد میکند. این همان مزیت رقابتی آینده است.
از سوی دیگر، کانادا با بالاترین سرانه (۱۶.۱) اما مصرف کل متوسط (۶۴۶)، نشان میدهد که صنایع انرژیبر سنتی (مانند آلومینیوم، خمیر و کاغذ) هنوز در آن کشور فعالند. برای یک شرکت معدنی یا تولیدکنندهٔ آلومینیوم، دسترسی به برق ارزان(که کانادا از سدهای عظیم خود دارد) مهمترین عامل تعیینکنندهٔ ارزشگذاری است – نه نرخ ارز و مالیات.
تحولات یادشده به تدریج در حال تغییر ساختار بازارهای مالی هستند. در آیندهای نزدیک، تحلیلگران بنیادی به جای صورت سود و زیان، بیانیهٔ جریان انرژی (Energy Flow Statement) را بررسی خواهند کرد. در این بیانیه میخوانیم: برق ورودی از شبکه (خریداری شده)، برق تولیدی خود شرکت (خورشیدی، بادی، بازیافت حرارت)، برق فروخته شده به شبکه، و برق مصرف شده در فرآیند اصلی. سپس شاخصهایی مانند «بهرهوری انرژی عملیاتی» (میزان ارزش افزوده به ازای هر مگاواتساعت مصرف خالص) محاسبه میشود. شرکتهایی که این بهرهوری بالایی داشته باشند، ضریب قیمت به سود (P/E) بالاتری نیز دریافت خواهند کرد.
کشورها و شرکتهایی که هنوز برق را یک «هزینهٔ جانبی» میبینند، به زودی از گردونه رقابت حذف خواهند شد. هند با سرانه ۱.۴ MWh امروز در انتهای جدول است، اما اگر نتواند زیرساخت برق خود را ظرف ده سال آینده سه برابر کند، رویای قطب شدن در هوش مصنوعی و تولید نیمههادی محقق نخواهد شد.
در مقابل، چین با سرمایهگذاری سالانه بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار در خطوط انتقال فشارقوی و نیروگاههای هستهای، خود را برای دههٔ پیش رو آماده میکند.
برق، دیگر یک کالا نیست؛ بلکه به واحد اندازهگیری قدرت اقتصادی تبدیل شده است. در جهان جدید، بزودی در کنار قیمت سهام یک شرکت، عدد «مگاواتساعت به ازای هر سهم» را هم اعلام کنند. آن هنگام، سرمایهگذاران خواهند فهمید که چرا کشوری با ۱۰,۶۰۰ TWh (چین) نه فقط یک اقتصاد بزرگ، بلکه بزرگترین «واحد سرمایهگذاری» جهان است و چرا شرکتی با ترازنامهٔ انرژی مثبت، سزاوار ارزش بازاری چند برابر رقبای خود خواهد بود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o | 9 239 |
| 13 | خطرهای بزرگ در کمین ترامپ
یدالله کریمی پور
هر الف کارشناسی می فهمد که تفاهمنامه یکجانبه به سود ایران است؛ گویا ایرانیان آن را تحریر کرده و ترامپ تنها آن را امضا کرده است. ولی زیاد دچار شعف نشده و پر و بال نزنید؛ بی گمان از امروز ۲۸ خرداد خورشیدی (۱۸ جون) حتی برای یک لحظه دونالد ترامپ قادر به استراحت نبوده و آرامش از او سلب خواهد شد.
چه چیزهایی در کمین اوست: توفان انتقادات فراگیر و همه سویه رسانه ها، سیل بی توقف فشار و تهدید کنگره، استیضاح ونس و کشاندن کوشنر و ویتکاف به مجالس و هر تهدید قابل پندار و...
در ساختار سیاسی ایالات متحده، قدرت به صورت شبکهای توزیع شده و تصمیمات رئیسجمهور، به ویژه در سیاست خارجی، بدون پشتوانه حاکمیت(Establishment) به راحتی به بنبست میرسد.
ترامپ با چند لایه بحران مواجه خواهد شد:
۱. قانون «اینارا» (INARA)
بر پایه قانون نظارت بر توافق هستهای ایران (مصوب ۲۰۱۵)، هرگونه توافق یا تفاهم با ایران باید به تصویب و بررسی کنگره برسد. سناتورها و مجلس نمایندگان میتوانند با تصویب قطعنامههای مشترک، جلوی لغو تحریمها را بگیرند. این به منزله شورشی در کنگره(سنا+نمایندگان) خواهد بود.
هم چنین ساختار بدنه کارشناسی ارتش و نهادهای اطلاعاتی آمریکا در برابر توافقی که وزن ژئوپلیتیک ایران را بدون تغییر در رفتار منطقهایاش افزایش دهد، مقاومت منفی (Disobedience) نشان خواهند داد.
۲. گسست در اتحاد با اسرائیل
رویارویی با نتانیاهو برای هر رئیسجمهوری در آمریکا هزینه سنگین سیاسی دارد.
بخش عمدهای از زنجیره تامین مالی مبارزات انتخاباتی حزب جمهوریخواه وابستگی جدی به شبکه حامیان اسرائیل دارد. برگشتن ترامپ از مواضع پیشین اش، این جریان را به سمت قطع حمایتهای مالی و رسانهای از او و هدایت آن به سمت رقبای ترامپ می کشاند.
خطر بزرگتر این است که نتانیاهو با ادعای اینکه «آمریکا پشت اسرائیل را خالی کرده»، دست به اقدامات نظامی یا سایبری کورکورانه و مستقیم علیه منافع یا تاسیسات ایران بزند تا عمدا توافق ترامپ را به هم بریزد و آمریکا را به یک درگیری ناخواسته بکشاند.
۳. اتهام «معامله بد»
ترامپ همواره خود را استاد مذاکره و منتقد سرسخت برجام (به عنوان بدترین توافق تاریخ) معرفی کرده است. حال متهم خواهد شد که تفاهمی را به مراتب بدتر از برجام امضا کرده است. رسانههای راستگرا و تندرو و نمایندگان، او را به «سازشکاری» متهم خواهند کرد. این امر پایگاه رای ایدئولوژیک او را دچار ریزش جدی میکند.
۴- ایپک
گروه های فشار مانند ایپک(AIPAC) و اندیشکده های نومحافظه کار، لابیگری گسترده ای در جهت همراه کردن هر دوحزب ( به ویژه شاهین های جمهوری خواه) آغاز خواهند کرد. کنگره می تواند از مسیر قطعنامه های عدم تایید، ممانعت از رفع تحریم های اصلی، یا مشروط کردن بودجه ها، مانع اجرای تفاهمنامه شود. این اقدامات به منزله فلجسازی دولت ترامپ است.
۵-ریسک امنیتی و رادیکالیسم داخلی
تاریخ آمریکا نشانگر آن است که تصمیمات بزرگ و موازنه ساز، همواره با واکنش های تند و غیر قابل پیش بینی از سوی جریانهای افراطی و ساختارهای پنهان قدرت(Deep State) مواجه می شود. چرخش ناگهانی ترامپ از سیاست فشار حداکثری، به یک تفاهم مثلا برد-برد با ایران، او را در معرض اتهام خیانت به آرمان های محافظه کاری قرار می دهد.
لب کلام
کوتاه آن که، به اغلب احتمال، بزرگترین خطر برای ترامپ، انزوای سیاسی در داخل واشنگتن است. او از امروز ناگزیر است در دو جبهه بجنگد:
جبهه خارجی برای حفظ تفاهم و جبهه داخلی در برابر اتحاد نانوشته ای از کنگره، لابی های اسراییلی و منتقدان سرسخت جریان اصلی. گذشتن از این میادین مین، ابعادی به مراتب پیچیده تر از خود مذاکرات با تهران خواهد داشت. ترامپ سخت در خطر است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o | 9 944 |
| 14 | 🔴 اخبار روز؟!
محمد حسین روانبخش
🔸 رویترز: ایران و آمریکا به توافق موقت نزدیک شدهاند که براساس آن ایران برای مدتی معین غنیسازی را متوقف میکند. آمریکا هم در مقابل، پولهای بلوکه شده ایران را آزاد میکند.
🔸سخنگوی وزارت امورخارجه ایران درباره گزارشهای اخیر مبنی بر امکان تعلیق غنیسازی ازسوی ایران، ضمن تکذیب قاطع این ادعا، تاکید کرد که ادامه غنیسازی در ایران یک اصل غیرقابل مصالحه است؛ «ادعای جدید خبرگزاری رویترز از جنس همان خبرسازیهایی است که قبلا بارها مردود اعلام شده و نادرستی آنها نیز به اثبات رسیدهاست».
🔸 سی.ان.ان: تهران و واشنگتن به توافق نزدیک شدهاند و احتمال دارد در نشست بعدی آن را امضا کنند.
🔸 دونالد ترامپ: پیشرفت زیادی در مذاکرات با ایران داشتهایم، ممکن است در آینده شگفت زده شوید.
🔸 سید عباس عراقچی به گمانهزنیها درباره «توافق قریبالوقوع میان ایران و آمریکا» واکنش نشان داد و نوشت: مطمئن نیستم واقعاً در چنین نقطهای قرار داشته باشیم.
🔸 دونالد ترامپ: «به نظر من فقط دو نتیجه ممکن در رابطه با ایران وجود دارد: یکی نتیجهای عاقلانه و هوشمندانه و دیگری نتیجهای خشونتآمیز».
☀️اشتباه نکنید، خبرهای روز را نخواندید! باور کنید این خبرها برای این روزها نیست، بلکه دقیقا مربو
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o | 10 308 |
| 15 | مدت یکسال است که در مجمع فعالان اقتصادی نسل جدیدی از مدیران را پرورش داده ایم
۸۰% از آنها نسل دوم کسب و کارهای خانوادگی هستند که از ابتدای امسال هدایت شرکتها را بعهده میگیرند
بزرگترین تهدید کسب و کارهای خانوادگی واگذاری ناگهانی یا بدون برنامه شرکت به نسل دوم است. فقدان موسسان عملا سکان کشتی را در طوفان بدست نسلی میسپارد که تجربه و بینشی از سکانداری ندارد و به همین دلیل فقط ۳۰% از شرکتهای خانوادگی در نسل دوم بقا و تنها ۱۰% از آنها به نسل سوم میرسند
نسل دوم راهی ندارد جز آنکه صلاحیت خود را برای چنین لحظه ای تضمین کند.غیر از این یا کورکورانه در برابر تغییر مقاومت و یا شتاب زده اما پرمدعا میراث خانواده و هویت برند را به نابودی میکشاند
کارکنان نیز اگر از صلاحیت نسل دوم اطمینان نیابند شرکت را ترک و دومینوی تخریب به مشتریان و تامین کنندگان میرسد
۳۴ مدیر جوان،امسال بعنوان نسل جدیدی از مدیران توانمند کشور به عرصه اقتصاد ایران خواهند آمد.مدیران مستعدی که برغم جوانی برای مواجهه با پیچیده ترین شرایط روز پرورش و ساخته شده اند
به همه آنها افتخار خواهیم کرد/#حامد_پاک_طینت
مجمع فعالان اقتصادی
📌@Iran_economy_online | 5 430 |
