fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 269 مشترک است و جایگاه 2 258 را در دسته تجارت و رتبه 12 927 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 269 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 24 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -127 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -6 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 26.74% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 7.84% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 7 291 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 138 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 25 اکتبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 269
مشترکین
-624 ساعت
-307 روز
-12730 روز
آرشیو پست ها
✍️ ماجرای ساعت ها🕑🕜 یک وقت در میدان مخبرالدوله دو تا ساعت بود که شهرداری نصب کرده بود، یکی رو به جنوب و یکی روبه شمال. این دو ساعت هیچ وقت نبود که با هم مطابق باشند، اغلب یکی دو دقیقه و گاهی یکی دو ساعت با هم تفاوت داشتند. خدا رحمت کند محمد مسعود را، در روزنامه مرد امروز نوشته بود: هر وقت این دو ساعت با هم میزان بشوند، کار مملکت هم میزان خواهد شد. این نکته آن قدر ظریف بود که دهان به دهان می گشت و شهرداری چون دید که واقعا نمیتواند این نقص را رفع کند، برای رهایی از شماتت مردم، آن ساعت ها و ستون ساعت را از میدان برداشت. حاجی مرد و شترخلاص! به عقیده من معجزه کشور سوئیس در بانکداری و ثبات اقتصادی آن نیست، در این که تورم در آن جا از همه کشورها کمتر است هم نیست، در بی طرفی نیست، در عدم شرکت در جنگ نیست، در عدم قبول عضویت در اتحادیه اروپا هم نیست، در آب و هوا و نظافت و لطافت و ادب مردم آن نیست، معجزه سوئیس در این است که بیش از پنجاه عدد ساعت، با شکل و شمایل های مختلف فقط و فقط در سالن فرودگاه آن است، و هیچ کدام از این ساعت ها حتا یک ثانیه با هم تفاوت ندارند. توفیق سوئیس در همین امرجزئی ما را آگاه می کند چنین ملت هایی می‌توانند معجزه سیاسی و اقتصادی هم داشته باشند. 🖌 احمد قریشی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🧮 همین حالا شروع یک شغل جدید و یا توسعه شغل قبلی تان را تجربه کنید. 📲 ارسال عدد 1️⃣ به شماره همراه ♨️فرصت را از دست ندهید. 0912 068 8691 💰 @aradbranding

#تبلیغات

🔴 قتل صنعت به دست صنعت ✍️ دکتر عبدالحسین ساسان ❇️ در دهه‌های اخیر در کشور ما صنایع بسیاری به قتل رسیده‌اند یا به بستر مرگ افتاده‌اند. نام‌های بزرگ، خاطره‌انگیز و افتخارآفرینی مانند ارج، آزمایش، قوه‌ پارس، چیت ری، کفش ملی، کفش بلا، مخمل کاشان و ده‌ها نام بزرگ و افتخارآفرین دیگر. این درحالی است که پرونده قتل یا نقص عضو و معلولیت همه آنها با یک قضاوت فوری و کلیشه‌ای بسته شده، و وابستگان و دوستان آنها نیز قانع شده‌اند که عامل قتل یا مجروحیت این صنایع ضعف مدیریت بوده است. هرجند که هیچ کس در این داوری تردید نمی‌کند که عدم شایستگی و ضعف مدیران دولتی عامل جوا‌ن‌مرگ شدن صنایع نامدار و مورد اعتماد مردم بوده است. ❇️ اکنون هنگام آن فرا رسیده است که از خویشتن بپرسیم مگر صرفا صنایعی که مدیران آنها را دولت منصوب کرده دچار مشکل یا ورشکستگی شده‌اند؛ درحالی که در واقعیت بسیاری از صنایع بخش خصوصی یا بخش مردمی نیز به همین مشکل جوان‌مرگی، مرگ زودرس یا معلولیت دچار شده‌اند!. بنابراین پرونده‌های مختومه مرگ صنایع را باید بار دیگر مورد ارزیابی و تجدید نظر قرار دهیم. زیرا یک سوء‌ظن جدید برانگیخته شده است. سوء‌ظن تازه این است که صنایع مقتول یا مجروح به دست صنایع رقیب خود از پا درآمده‌اند. ❇️ داستان از این قرار است که کمتر از یک قرن پیش سرمایه‌گذاری در یک شرکت راه‌آهن سود عظیمی به بار می‌آورد. برای مثال شرکت ام.ترک که یک خط راه‌آهن در ساحل شرقی آمریکا ایجاده کرده بود در حقیقت به یک ماشین پول چاپ‌کنی تبدیل شده بود که نه تنها سود سرشاری به سهام‌داران خود می‌پرداخت بلکه قیمت سهام آن با شتاب رو به افزایش گذاشته بود. بنابراین همه چراغ‌های راهنمای بازار بورس برای سرمایه‌گذاری در راه‌آهن سبز شده بودند. در چنین شرایطی بود که هیات موسس یک شرکت راه‌آهن جدید تشکیل شد و پذیره‌نویسی با استقبال عظیم مردم روبرو گردید. سرمایه بزرگی گردآوری شد و یک خط راه‌آهن جدید کم‌ و بیش به موازات خط راه‌آهن قدیمی‌تر احداث گردید. ❇️ چیزی نگذشت که غرش لوکوموتیوهای تازه در کنار غرش لوکوموتیوهای پیشین فضا را پر از شور و غوغا کرد. ولی پس از چندی بازار بورس با یک پدیده غیر منتظره روبرو شد. پدیده‌ای که بازار بورس را دچار شوک کرد این بود که هم سود شرکت راه‌آهن قدیمی و هم شرکت راه‌آهن جدید به شدت سقوط کرد، و حتی به زیان انجامید. به این ترتیب صفت مقدس که پس از واژه رقابت دیده می‌شد رفته‌رفته جای خود را به صفت تازه‌ای داد که چیزی نبود جز مرگبار یا Ruinous از آن پس اصطلاح رقابت مرگبار(Ruinos copetition) در ادبیات اقتصادی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد. ❇️ رقابت مرگبار خود از پدیده دیگری به بنام بازده فزاینده به مقایس تولید یا Increasing Return to Scale سرچشمه می‌گیرد، که براثر پیشرفت تکنولوژی شدت گرفته است. این پدیده را بسیاری از کنشگران اقتصادی ایران «تیراژ تولید» نامیده‌اند. موضوع از این قرار است که در برخی از صنایع هرقدر تیراژ تولید بالاتر باشد هزینه تولید کمتر و حاشیه سود بیشتر می‌شود. ❇️ همین پدیده، یعنی رقابت مرگبار، به یکی از عوامل ورشکستگی و نابودی صنایع و حتی فروشگاه‌ها، مغازه‌ها و مشاغل خورده فروشی در ایران تبدیل شده است. اکنون اقتصاد ایران نیازمند آن است که قوانین و مقرارت صنفی در مورد رعایت فاصله برای احداث فروشگاه‌های خورده فروشی و نیز برای جلوگیری از صدور پروانه احداث واحدهای صنعتی برای صنایعی که دارای بازده فزاینده به مقایس تولید هستند به شدت و بدون اغماض و چشم‌پوشی به اجرا درآیند. بانک‌‌هایی که مانند قارچ در کنار هم روییده می‌شوند و چهره خیابان‌های ما را بیمار کرده‌اند نشانه آن است که یک بحران بزرگ در پیش است. بحران بزرگی که باید منتظر آن بود و آن خوردکردن صنایع، موسسات مالی و فروشگاه‌ها توسط رقیبان است که در یک فرایند رقابت مرگبار به جنگ با یکدیگر مشغولند./نوسان با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

👈همایش رایگان آشنایی با MBA 🔹شناخت صحیح، مقدمه انتخاب درست 📌دانشگاه شهیدبهشتی، مرکز معتبر آموزش مدیریت حرفه‌ای کشور ✍️ثبت‌
👈همایش رایگان آشنایی با MBA 🔹شناخت صحیح، مقدمه انتخاب درست 📌دانشگاه شهیدبهشتی، مرکز معتبر آموزش مدیریت حرفه‌ای کشور ✍️ثبت‌نام در همایش👇👇👇 02122439033 http://bit.ly/2m7RN1i

#تبلیغات

🔲⭕️ چگونه سقوط ِ آموزش و پرورش باعث سقوط ِ یک ملّت می شود؟! 🔹در کشوری که مقام معلم با رهبر آن کشور یکی است و مردم آن کشور فقط دربرابر دو شخصیت تعظیم می کنند: « رهبر و معلم» ؛آن کشور می شود " چین " 🔸 درکشوری که هرکس به مقام معلمی نایل می شود به بالاترین نشان ِافتخار آن کشور دست می یابد:آن کشور می شود " انگلستان " 🔹در کشوری که معلم ، حقّ کاری به غیر از معلمی را ندارد: آن کشور می شود " روسیه " 🔸در کشوری که برای معلم ، حقوق معینی تعیین نمی شود: آن کشور می شود " ژاپن " 🔹در کشوری که حقوق معلم از پزشک، قاضی ، مهندس و... بیشتر است چون همه این ها در مکتب ِ معلم پزشک ، قاضی، مهندس و... شده اند: آن کشور می شود " آلمان " ☑️ و اما= 🔹درکشوری که مادری حاضر به ازدواج دخترش با یک معلم ِ جوان نمی شود! 🔸در کشوری که دانش آموزان یک مدرسه، ساندویچ بعد ازظهرشان را از دکّه معلمشون خریداری می کنند! 🔹در کشوری که معلمش نهار نخورده سریع خود را برای دادن سرویس به تاکسی تلفنی محله اش معرفی می کند! 🔸در کشوری که یک معلم ، سرویس ایاب و ذهاب ِ مدرسه دانش آموزان خود می باشد. 🔹در کشوری که بالاترین دغدغه های معلمینش چگونه زیستن آبرومندانه است! 🔸در این جامعه است که: مریض ، به دست پزشکی که بتواند تقلب کند خواهد مُرد خانه ها به دست مهندسی که موفق به تقلب شده ویران خواهند شد منابع مالی را به دست حسابداری که موفق به تقلب شده از دست خواهیم داد جهل ، در سر ِ فرزندان که موفق به تقلب شده فرو می رود 🔚 و این در یک کلام یعنی : سقوط ِآموزش وپرورش = سقوط ملت با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

✅ دوره آموزشی مدیر در نقش کوچ 🔸دوره سه ماهه مدیر در نقش کوچ 🔸 آموزش به سبک نوین 🔸از مدیریت کارها تا مدیریت انسان‌ها 🔸 پرورش نیروهایی اثرگذار، با انگیزه درونی بالا 🔸پرسیدن سوالات موثر و کلیدی به جای گفتن در دوره مهارت‌آموزی #مدیر_در_نقش_کوچ 🔸 ۲۴ ساعت آموزش از طریق بازی و تمرین دو جلسه کوچینگ اختصاصی 🔸 با تسهیلگری کوچ‌های حرفه‌ای: دکتر حسین گایینی مهندس کامران فرنیان مهندس افشین محمد ✍ ارائه به صورت Team Teaching 🔸 با اعطای مدرک حضور در دوره ☑️ اطلاعات بیشتر و مشاوره رایگان: ۸۸۰۳۷۸۳۴ 🆔 t.me/cyfco

#تبلیغات

#تبلیغات

🔴 نامهٔ آبراهام لینکلن به معلم پسرش ☑️ به پسرم درس بدهید؛ 🔹او باید بداند که همهٔ مردم عادل و صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می‌شود. به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. 🔸می‌دانم وقت می‌گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت، یک دلار کسب کند، بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد؛ از پیروز شدن لذت ببرد. 🔹او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یادآور شوید. اگر می‌توانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. 🔸به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم‌ها، ملایم و با گردن کش‌ها، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند. 🔹به پسرم یاد بدهید که همهٔ حرف‌ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می‌رسد انتخاب کند. 🔸ارزش‌های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می‌توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد. 🔹به او بیاموزید که می‌تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست. به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می‌داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد. 🔸هنگام تدریس با پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که شجاع باشد. به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است، اما ببینید که چه می‌توانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

#خاطرات_یک_مدیر ✅ بستر (Context) 1⃣ #بستر چیست و چه نقشی در انتقال پیام‌های ما و نهایتاً روابط کاری و غیرکاری ما دارد؟ 2⃣ پیام‌های ما در بستری که با آدم‌ها ایجاد کرده‌ایم، چگونه تعریف و منتقل می‌شود؟ 3⃣ چگونه می‌توان بسترهای جدید ساخت و یا بسترهای موجود را تغییر داد؟ یادم می‌آید که تازه مدیرعامل یک شرکت خدماتی شده بودم. شرکت ما یک تیم فوتبال داشت. پرسنل شرکت، هفته‌ای دو روز در زمین چمن تمرین می‌کردند. من هم اظهار تمایل کردم که در تمرین‌های تیم فوتبال شرکت کنم. لباس و کفش تهیه کردم و شروع کردم با تیم تمرین کردن؛ همان هفته‌های اول شروع کارم. برخی از مدیران مجموعه به من واکنش نشان دادند، حتی مدیری که خودم چند ماه بعد استخدام کردم. به من می‌گفتند: "مدیرعامل که نمیره با کارگرها فوتبال بازی کنه؛ این کار ابهت مدیرعامل رو می‌آره پایین" و من توضیح دادم که سیستم من اینطوریست، من آن پیچیدگی روابط را ندارم، درِ اتاقم باز است و راحت با آدم‌ها ارتباط می‌گیرم و البته بلدم طوری مرزهایم را شفاف کنم که آدم‌ها با من رفتار مناسب را داشته باشند، چه در زمین بازی، یا در بیرون زمین و در محیط کار. این جریان گذشت و من به این سبک رابطه - که بودن واقعی خودم بود، بدون ماسک و تظاهر - با پرسنل ادامه دادم. در یکی از جشن‌های پایان سال، که صورت غیررسمی داشت و تمام پرسنل اعم از صف و ستاد، در آن دعوت بودند و با صرف شام به پایان می‌رسید، اتفاقی افتاد که در تقویت رابطه من با پرسنل و در نتیجه روند موفقیت حرفه‌ای من تاثیر فراوانی داشت. هنگامی که موقع صرف شام شد، من یکی از سرپرستان را صدا کردم و پرسیدم: بچه‌های شیفت شب چند نفر هستند؟ و او گفت: هفت نفر. گفتم: «برایشان از همه‌ی غذاها بکشید و بسته‌بندی کنید و برایشان بفرستید» و بعد به سر میز شام رفتم. مدتی بعد، زمزمه‌هایی به گوشم رسید که: " فلانی، قبل از این که خودش غذا بخورد، برای پرسنل شیفت غذا فرستاده. واقعاً به فکر ماست." متوجه شدم، این حرکت من در بین پرسنل صدا کرده و تاثیر زیادی روی پرسنل داشته است. خودم هم احساس کردم که روحیه مشارکتی که همواره از اصول مدیریت من بوده، بسیار قوی‌تر از قبل شده؛ تا حدی که وقتی قطعه‌ای کم می‌آمد و کار گیر می‌کرد، می‌دیدم که گاهی بیشتر ازمسوولیت‌شان مایه می‌گذارند. آنها سعی داشتند به شکلی آن قضیه را تلافی کنند. با توجه به شناختی که از مدیران ارشد داشتم، می‌دانستم که از این قبیل کارها، قبلاً هم انجام می‌شده است. سوالی که برایم پیش آمد این بود که «چرا این حرکت من این قدر برای پرسنل مهم بوده؟» و کنجکاو شدم که پاسخ را بیابم. چیزی که در لابه‌لای گفتگو با تعدادی از پرسنل در زمان‌های مناسب دریافتم، در این جمله خلاصه می‌شد: «برداشت پرسنل از رفتار مدیران ارشد، این بود که آنها هدف‌شان این است که خودشان را نشان دهند. آنها تظاهر می‌کنند که به فکر پرسنل هستند.» من مدیران ارشد را خوب می‌شناختم و از نیت آنها کاملاً باخبر بودم. پس چرا پیام مشابه ما، دو تاثیر کاملاً متفاوت داشت؟ یک بار این گونه شنیده می‌شد که «انگار می‌خواهد خودش را نشان دهد یا دارد ادای دوست داشتن پرسنل را درمی‌آورد» و بار دیگر، این گونه که «تو به فکر مایی و واقعاً ما را دوست داری»، چه تفاوتی وجود داشت؟ پاسخ این سوال را در ایجاد "بستر" یافتم. بستری که من با پرسنل ایجاد کرده بودم، صمیمیت، دوستی، همکار بودن و مشارکت بود و هر کس یک مسوولیت و منصب سازمانی داشت. من مدیرعامل بودم، دیگری سرپرست بود، آن یکی سرویس‌کار؛ ولی رابطه انسانی ما همچنان ادامه داشت. به نظرم این باعث می‌شد پیامی که من می‌فرستم در این بستر به عنوان مهربانی و صمیمیت شنیده شود، اما در بستری که در آن فاصله قدرت وجود داشت، پیام به صورت نمایشی شنیده می‌‌شد. دریافتم که بین نیت و تاثیر فاصله وجود دارد و این فاصله را بستر تعریف می‌کند. نیت‌های ما تاثیرهای متفاوتی می‌گذارد و برای این که دلیل پشت تاثیرهایمان را بسنجیم باید ببینیم که چه بستری ساخته‌ایم. ما بسترها را می‌سازیم و بعد از آن این بسترها هستند که ما را به کار می‌گیرند و نیت‌های ما را آن گونه که می‌خواهند برای دیگران به تصویر می‌کشند، نه آن گونه که ما می‌خواهیم. شاید همه ما چنین تجربه‌هایی داشته باشیم؛ مثلاً به عنوان مدیر به عیادت کارمند رفته‌ایم یا برای تولدش یک کارت هدیه فرستاده‌ایم، اما در بستری که با او ایجاد کرده‌ایم ممکن است طوری شنیده شود که می‌خواهیم خودمان را نشان بدهیم، چیزی که هرگز نیت ما نبوده. بسترها، با کلام خلق و با رفتار، تثبیت می‌شوند. برای ایجاد بسترهای مناسب و یا تغییر بسترهای جاری، می‌بایست ارتباطی متفاوت برقرار کرد. ارتباطی بر مبنای خوب شنیدن؛ تا بستری ساخته شود که در آن، همه آن گونه که دوست دارند و هستند، «همسو شوند» و توانمندی‌های منحصر به فرد خودشان را بروز دهند. 🆔 t.me/cyfco

#تبلیغات

🔴مدرسه بروند که چه بشود؟ ✍️ علی سرزعیم ⭕️ شکوفه‌های آینده‌ساز امروز به مدرسه می‌روند. ما هم که مدرسه می‌رفتیم، نسل قبل ما را به چشم شکوفه‌های آینده‌ساز می‌دید. اما دریغ و درد که بخش مهم و طلایی فرزندان دهه پنجاه و شصت در ناکارآمدی، انجام نشدن اصلاحات و تحریم تلف شده و می‌شود و حالا گویی مأموریت توسعه ایران بر دوش متولدین دهه هفتاد و هشتاد قرار می‌گیرد، اگر بتوانند. مدرسه می‌روند تا به توسعه کمک کنند. ⭕️ سوال، این مدارس که قرار است سازندگان توسعه تربیت کنند، به فرزندان ما چه می‌آموزند؟ برخی فکر می‌کردند مدرسه ابزار قدرت است تا دانش‌آموزان را به اطاعت وادارد. دیگرانی مشکل کشور را ناشی از کمبود تخصص می‌دانستند و و مدرسه را مقدمه دانشگاه، تا آدم متخصص در آن‌جا پرورش یابد. اما حالا متخصص هم زیاد داریم، حتی برای صادرات مغز، اما گره توسعه ناگشوده مانده است. ⭕️ حالا گروه‌هایی قدری ناامید شده و نوعی فردگرایی را دنبال می‌کنند. خانواده‌ها دنبال تربیت فرزندی هستند که هرچه سریعتر شهروند جهانی شود یعنی در کشوری دیگر جایگاه مناسبی بیابد. زبان‌آموزی و فرستادن فرزند به پانسیونی در خارج، خریداران خودش را دارد. ⭕️ شعبات مختلف مدارس نخبه‌پرور الگوی مریم میرزاخانی را به ذهن و ضمیر نوجوانان تزریق می‌کنند و گویی ناخودآگاه به آنها القا می‌کنند نجات از ایران تنها راه رهایی و سعادت است. پیگیری سعادت از مسیر المپیادها رونق یافته است. ⭕️☑️ رکود بازار کار و بیکاری فزاینده مهندسان و دیگر دانش‌آموختگان دانشگاهی، تلنگری به برخی خانواده‌ها زده تا سعادت فرزندشان را در تحصیل دانشگاهی نجویند و از مدرسه چنین انتظاراتی را در سر نپرورانند. ⭕️ خیلی از والدین دنبال مهارت زندگی برای فرزندان‌شان هستند. آن‌ها می‌خواهند فرزندان‌شان راه زیستن در دنیای پر از افسردگی، سروکار داشتن با یک همکار بداخلاق، مدیریت زمان در میان انبوه کارها، فشار برای تعادل بین کار و زندگی، ضرورت عرضه توانمندی‌ها و مهارت‌ها، اهمیت ائتلاف‌سازی و شبکه‌سازی، کار گروهی، مقابله با زیرآب‌زنی‌ها و توطئه، اهمیت حیاتی خشم، متقاعدسازی و تبلیغ، سواد رسانه‌ای و چگونگی مواجهه با اخبار و پیام‌ها، شیوه مواجهه با جنس مخالف و ارضای مناسب نیاز جنسی، سواد مالی و شیوه مناسب حفظ و افزایش پس‌انداز را بیاموزند. ⭕️ نسل دهه پنجاه و شصت زمان و انرژی زیادی صرف انتگرال یگانه و دوگانه و سه‌گانه کرد، اما این آموخته‌ا به کار اکثریت این نسل نیامد. نظام آموزشی هم خیلی کند، بالاخره به برخی تغییرات تن داده و کتاب‌ها و مطالب درسی اندکی تغییر کرده است اما هنوز مهارت تست‌زنی و آزمون‌های بی‌فایده المپیاد بر نظام آموزش غلبه دارند. ⭕️ آموزش و پرورش باید در میان جامعه‌ای که یکدست نیست و تکثر و تنوع تضاد ذاتی آن است، به مهارت همزیستی مسالمت‌آمیز با حساسیت بیشتری بنگرد. ⭕️ شکاف‌‌های قومی، مذهبی، طبقاتی و فرهنگی در این جامعه فعال‌اند. این جامعه مثل هر جامعه‌ای، متنوع و متکثر است و باید آدمیانش هنر و مهارت زیستن در تکثر را بیاموزند. این همان چیزی است که آموزش و پرورش ما فعلاً به فرزندان‌مان نمی‌آموزد. ⭕️ تجویز راهبردی ☑️ اینک باید این تنوع را به رسمیت شناخت و چگونگی همزیستی مسالمت‌آمیز به نحوی که هر کس بیشترین آسودگی را در سپهر اجتماعی داشته باشد را فرابگیریم. مدارس شاید بهترین نقطه شروع برای کسب این مهارت باشد. ☑️ دانش‌آموزان امروز باید بیاموزند که انتخاب همکار آنها در فردایی که سر کار می‌روند دست آنها نیست و ناگزیرند سال‌ها با کسی که شاید خلق و خویش را نمی‌پسندند در یک اتاق همکار باشند. ☑️ دانش‌آموزان باید زیستن مسالمت‌آمیز در کنار جامعه‌ای در حال افزایش میانگین سنی و پیر شدن را هم بیاموزند، و درکی از معلولیت و فقر داشته باشند. در یکی از مدارس ژاپنی در امارات ویلچری گذاشته‌اند و هر روز یک نفر موظف می‌شود کل روز روی آن بنشیند و با آن تردد کند تا درکی از زندگی و محدودیت‌های معلولان پیدا کند. در برخی مدارس اصرار هست که حتما یک دانش‌آموز معلول در کلاس‌ها باشد تا دانش‌آموزان از کودکی با مسائل این قشر نسبتا بزرگ آشنا شوند. ⭕️ اگر بپذیریم که یکی از مهم‌ترین مسائل آینده ایران چگونگی اجرای این همزیستی است آن وقت اولویت و اهمیت آن را در کنار دیگر مهارت‌های زندگی درک و برای آن برنامه‌ریزی خواهیم کرد. توسعه، بدون همزیستی مسالمت‌آمیز در کنار یکدیگر ناممکن است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

دوره دکترای مدیریت | دانشگاه لیسبون [پذیرش تکمیل ظرفیت دومین دوره] ▪️ یکی‌ از ۲۰ دانشگاه اول اروپا ▪️ برگزاری کلاس‌ها هر ۴۵ روز یک بار ▪️ ترجمه همزمان فارسی کلاس‌ها ▪️ اعطای مدرک دکترای حرفه‌ای DBA ▪️ اعطای مدرک دکترای آکادمیک PhD ▪️ امکان دریافت ویزای تحصیلی اروپا اطلاعات دوره: ▫️ کاتالوگ فارسی: bit.ly/dbaphdb ▫️ تلفن: 02122366537 ▫️ تلفن: 02195111294 ▫️ فرم تماس: bit.ly/pdcnct .

#تبلیغات

🔴 چه بچه هایی در آینده پولدار می شوند؟ در سال ۱۹۶۸ محققان تحقیقاتی بر روی دانش آموزان ۱۲ ساله انجام دادند که در شش رده ی مختلف بودند. آن اثر هوش، شخصیت، رفتار، حالت های اجتماعی اقتصادی والدینشان را مورد بررسی قرار دادند. سپس تا ۴۰ سال بعد همچنان پیگیر رفتار آن ها بودند. دانش آموزانی که معلمشان آن ها را سخت کوش و ساعی می دانست و دلشان می خواست که شغل های با اعتبار و با پرستیژ داشته باشند در بزرگسالی نتوانسته بودند پول زیادی به دست بیاورند. 💡بالاترین درآمدها برای بچه های سرکش و شیطان بود. بچه هایی که قوانین را رعایت نمی کردند و همیشه با والدین سر جنگ داشتند به عنوان یک بزرگسال پول بیشتری به دست آورده بودند. نویسنده تحقیق در مورد اینکه چرا بچه های قانون شکن ۱۲ ساله که در بزرگسالی بیشتر درآمد کسب می کنند عنوان کرد که فقط یک دلیل وجود دارد و آن این است که آن ها از اینکه در مورد حقوق بیشتری به مذاکره بنشینند نمی ترسیدند. هم چنین دلیل ممکن دیگری که وجود دارد این است که آن ها ارزش رقابت را می دانند. تحقیقی که در سال ۲۰۱۲ در مجله شخصیت و روان شناسی جمعیت چاپ شد عنوان کرد که مردم سازگار پول کمتری نسبت به بقیه در می آورند. در کل بچه هایی که تمایلی به پیروی کردن از قوانین ندارند بیشتر در آینده کارآفرین، خلاق و میلیونر می شوند. اگر یک بچه سرکش و مبارز دارید به او یکدل بودن را یاد دهید تا مهربان باشد و وقتی خیلی از مسیر اصلی زندگی اش خارج می شود مراقب نتایج کارش باشد. اما او را از شکستن یک یا دو قانون در زندگی اش دلسرد نکنید با مدیران نامدار ایران همراه شوید http://telegram.me/excellentmanagers

🔴 خطرناکترین زمان روز! جمع بندی طیف وسیعی از مطالعات علمی در زمینه ریتم زمانی بدن ما (Chronobiology) نشان می دهد که در حدود سه چهارم از افراد ریتم کاری صبحگاهی دارند: یعنی در حدود بین ساعت ۷ تا ۹ صبح در اوج بازدهی ذهنی هستند، این آمادگی به مرور کاهش می یابد و در ساعتهای ابتدایی بعد از ظهر به حداقل خودش می رسد، و در نهایت در انتهای بعد از ظهر و ابتدای شب مجدداً به اوج خودش می رسد. این افراد را «مرغان صبحگاهی» می نامند. اما یک چهارم افراد ریتم کاری شبانه دارند: این افراد معمولاً تمایل دارند که دیرتر از خواب بیدار شوند، به مرور تا نزدیکی ظهر کم کم انرژی ذهنی خودشان را کسب می کنند ولی مجدداً در ساعت‌های ابتدایی بعدازظهر این انرژی کاهش می‌یابد تا اینکه در ساعت‌های ابتدایی شب مجدداً این انرژی ذهنی به اوج خود می‌رسد (معمولاً بیشتر از صبح) و لذا تمایل دارند تا ساعتهای دیرتری از شب بیدار بمانند. این افراد را «جغدهای شامگاهی» می نامند (۱). 1. من مرغ صبحگاهی هستم یا جغد شامگاهی؟ این یکی از مهم‌ترین سؤالاتی که هر کدام از ما باید هم بپرسیم و هم به صورت دقیق و سیستماتیک جواب آن را پیدا کنیم. اشتباه ما در پاسخ دادن به این سؤال مساوی ست با تلف کردن ساعتهای طلایی زندگی مان در طول «تک تک روزهای عمرمان». یافتن پاسخ مناسب و هماهنگ کردن فعالیتهای حرفه ای با ریتم کاری خودمان مساوی ست با افزایش بازدهی فعالیتهای حرفه ای ما، بدون هیچگونه تلاش بیشتری! 2. خطرناک‌ترین زمان روز چه زمانی ست؟ اگر به قدر مشترک دو گروه بالا توجه کنیم می بینیم که هر دو گروه در ساعتهای ابتدای بعد از ظهر در پایین ترین میزان آمادگی ذهنی هستند. این ساعتها را خطرناکترین ساعتهای روز می توان قلمداد کرد. بایستی از فعالیتهای مهم، تصمیمات کلیدی، مذاکرات سرنوشت ساز، و جلسات مهم در این ساعتها اجتناب کنیم. این ساعتها را می توانیم به فعالیتهایی اختصاص دهیم که بیشتر حالت تکراری دارند و نیازمند تمرکز و خلاقیت و انرژی ذهنی بالایی نیستند. نویسنده: محمد حسین رضازاده مهریزی- معلم دانشگاه با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

⭕️ طرح پانزی; کلاهبرداری بزرگ!!! یکی از روش های قدیمی کلاهبرداری که متاسفانه جدیدا در جامعه ما مرسوم شده، طرح پانزی است. چارلز پانزی در سال 1920 به صورت گسترده از این روش استفاده کرد و به همین دلیل به طرح پانزی معروف است. روش این کلاهبرداری بسیار ساده است و تشابه زیادی به طرح های هرمی دارد. و شاخصه اصلی آن وعده پرداخت سود های کلان در مدت زمان اندک است به عنوان مثال 100 درصد سود در عرض سه ماه! ❗️بیایید با یک مثال با این روش آشنا شویم. فرض کنید شخصی به شما پیشنهاد می دهد در قبال دریافت 10 میلیون تومان، ماهانه 2 میلیون سود به شما پرداخت کند. مسلم است که این سود بسیار زیاد است و تقریبا هیچ صندوق سرمایه گذاری همچین سودی پیشنهاد نمی دهد. اگر آن کلاهبردار موفق شود 10 نفر را جذب کند 100 میلیون سرمایه به دست خواهد آورد و در ماه اول 20 میلیون سود به سرمایه گذاران پرداخت می کند و خودش 80 میلیون سود می کند. سرمایه گذارانی که چنین سود هنگفتی دریافت می کنند سایر دوستان و آشنایان خود را به سرمایه گذاری در این طرح ترغیب می کنند و ماه به ماه سرمایه های بیشتری به سیستم واریز می شود. کلاهبردار اصلی 80 درصد پول ها را بر می دارد و 20 درصد را به عنوان سود به سرمایه گذاران پرداخت می کند. این طرح تا زمانی که افراد جدید وارد سیستم می شوند ادامه پیدا می کند و زمانی که ورودی سیستم کم شد کلاهبردار اصلی با سرمایه های مردم ناپدید می شود و تعداد زیادی مالباخته باقی می ماند. 💡این روش کلاه برداری بیشتر مردم ناآگاه کشورهای خاورمیانه و آفریقا را هدف قرار می دهد که رویای یک شبه پولدار شدن را دارند. متاسفانه شرکت های زیادی در ایران در حال کلاهبرداری به روش پانزی هستند و هر از گاهی اخباری منتشر می شود که اعضای اصلی و لیدر های آنها ناپدید شده اند و حتی وب سایت شان هم از دسترس خارج شده است. ✍️حسن رهبر با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers