جمع مدیران نامدار ایران
前往频道在 Telegram
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat
显示更多📈 Telegram 频道 جمع مدیران نامدار ایران 的分析概览
频道 جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 27 569 名订阅者,在 商业 类别中位列第 2 271,并在 伊朗 地区排名第 12 292 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 27 569 名订阅者。
根据 07 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -130,过去 24 小时变化为 -6,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 23.06%。内容发布后 24 小时内通常能获得 5.69% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 357 次浏览,首日通常累积 1 569 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیر, جا, آقا, وقت, کس 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat”
凭借高频更新(最新数据采集于 08 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。
27 569
订阅者
-624 小时
-287 天
-13030 天
帖子存档
27 569
🔸با خرید بلیت همایش تا پایان ۲۶ام شهریور ماه از تخفیف ۲۵درصدی اتاق ایران و عراق بهرهمند شوید
کد تخفیف : zoodhengam
🔸با شرکت در این همایش آموزشی، صادرات را علمی بیاموزید و بازار محصولات و خدمات خود را گسترش دهید.
(این کد به درخواست مخاطبان تاجرشو ساخته شده است و تمدید نخواهد شد)
🗒️زمان : پنجشنبه 4 مهرماه 98
📌مکان:سالن همایش سازمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تهران
(بلوار کشاورز، سازمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تهران، طبقه همکف)
🔹لینک ثبتنام:
https://evnd.co/HICep
«اتاق مشترک بازرگانی ایران و عراق»
27 569
🔴چين، ايران را رها نميكند!
📝تحليل مرحوم عسگر اولادي از قدرت صنعتي و تجاري چين و روابطش با ايران
❓سوال:حاج آقا عسگر اولادي، جنابعالي رئيس اتاق بازرگاني ايران و چين هستيد. چرا كالاهاي بنجل چيني در بازار ايران زياد است. شما نظارتي نداريد؟
❇️ خير. ما كه نمي توانيم نظارتي داشته باشيم. مقصر همام تاجر و کارخانه دار است که به به دنبال خريد و واردات جنس و يا مواد اوليه بی کیفیت است. چین، جنس خوب، بی کیفیت و عالی تولید می کند. به طور مثال پیراهن با کیفیتهای متفاوت تولید می کند اما وارد کننده ايراني، پیراهن بی کیفیت را به دلیل ارزانی خریداری می کند. پس مقصر خود ما هستيم.
❓سوال: شما خودتان واقعا چين را كشور صنعتي و توسعه يافته اي مي دانيد كه مي گوييد كالاي عالي را هم مي تواند توليد كند؟
❇️در حال حاضر در تجارت، چین از آمریکا جلو و اول است اما در اقتصاد مقام دوم را دارد. اما در 10 سال آینده، در اقتصاد جهان می تواند اول باشد. بنابراین امریکا در لجبازیهایش به چین می بازد. کارگر چینی روزی 12 ساعت کار می کند. کارگر امریکایی 6 ساعت کار می کند اما کارگر ایرانی روزی 2 ساعت کار می کند! من به عنوان یک کاسب، روز پنجشنبه پشت میزم کار می کنم اما اتاق ایران و چین، پنجشنبه ها، تعطیل است. چین اما استراحت را نمی فهمد و پيش مي رود.
❓سوال: ولي اقتصاد چين دولتي است، اقتصاد آمريكا و اروپا در اختيار بخش خصوص است؟
❇️نه همه اقتصادش. 50 در صد اقتصاد چین خصوصی است. اما همه جای دنیا سیاستگذاری با دولت است. در چین هم اینگونه است.
❓سوال:يعني به نظر شما رابطه دولت و بخش خصوصي در چين شبيه آمريكا و اروپاست؟
❇️خير شبيه هم نيستند. در اروپا و آمریکا شرکتهای خصوصی آزادتر هستند. مثلا در آمریکا فقط پست و گمرک دولتی است. بقیه همه خصوصی هستند. حتی بمب اتم را هم بخش خصوصی می سازد. اما بخش خصوصی با سیاست دولت انطباق دارد. موشک ساخته شده را چه کار می کنند؟ طبيعي است كه به دولت خود می فروشند!
❓سوال:خيلي ها مي گويند چين جذب تكنولوژي كرده و خلق صنعت نكرده است؟ بنابراين كشور توسعه يافته به حساب نميآيد؟
❇️بله تکنولوژی دارد. مگر الان موشک و بمب اتم نمی سازد؟ در تکنولوژی جلو است اما هنوز به پای آمریکا نرسیده است. در حال حاضر تکنولوژی چین از انگلیس، آلمان و ایتالیا جلوتر است.
❓سوال: حالا در منازعه بين آمريكا و ايران، فكر مي كنيد كه نهايتا چين جانب كدام طرف را بگيرد؟
❇️چين در جنگ تجاري با آمريكا برنده است. فكر مي كنم در موضوع تحريم هاي آمريكال عليه ايران هم رابطه اش را با ايران قطع نكند و ايران را رها نكند.
❓سوال: حالا اگر اين تحريم هاي آمريكا طولاني شد، به نظر شما به صرف رابطه با چين ما از دنيا عقب نخواهيم افتاد؟
❇️تحريم ها طول نمی کشد. زیرا وقتی دولتها عوض می شوند سیاست ها تغییر می کند. دولت آمریکا دو سال دیگر عوض می شود. با شرایطی که در دنیا به وجود آمده، بعید است 4 سال دیگر ترامپ باشد. خيلي كشورها از سياست هاي اقتصادي آمريكا صدمه ديدند. گفته اند که ما گاز و نفت نمی خریم و سرمایه گذاری هم نمی کنیم. باید بپذیریم که حزب ترامپ ضعیف شده است. الان رئیس جمهور چین تا 7 سال دیگر پابرجاست و ممکن است سیاستها با آمدن رئیس جمهور دیگر چین عوض شود. همه چیز ممکن است، اما باید با برنامه ریزی درست کارها به نفع ما، پیش برود. حال فرض بر این باشد که ترامپ 4 سال دیگر هم رئیس جمهور امریکا باشد، ما هم تحریم ها را داریم.در کل ما الان با چین مشکلی نداریم. چین از ما نفت می خرد وکالاهایش را می فروشد ما هم کالاهایمان را به چین می فروشیم.
❓سوال: فروش نفت در برابر کالا یا در برابر پول؟ اين رابطه چين با ما، ظالمانه نيست؟
❇️همه جا نفت در برابر کالا و پول است. به آلمان هم نفت می فروشیم اگرکالا از آن کشور نخریم، دیگر از ما نفت نمی خرد. چین هم اینگونه است. اما مهم این است که کالا را باید کالای خوب خریداری کرد که این بستگی به وجدان تاجر دارد تا به کشورش خیانت نکند. در صنعت هم اینگونه است باید مواد اولیه خوب وارد شود./کارخانه دار
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
http://telegram.me/excellentmanagers
27 569
🔶 10 فاجعه ی برند سازی در جهان
🔸برند Braniff شعار کوتاه «رو چرم پرواز کنید.» را برای جلب مشتری ها انتخاب کرد، اما ترجمه ی این شعار در زبان اسپانیایی به مفهوم «برهنه پرواز کنید» بود.
🔸شعار انتخاب شده coors -«راحت باشید»- در زبان اسپانیایی به مفهوم «از اسهال رنج ببرید» ترجمه می شود.
🔸برند frank predue شعار «طبخ یک مرغ برشته کار هر مردی نیست» را برای خود برگزید اما این شعار در زبان اسپانیایی معنای ضد اخلاقی دارد.
🔸نام خودروی chevy nova در زبان اسپانیایی به «راه نمی رود» ترجمه می شود. بنابراین، فروش این محصول هرگز در کشورهای اسپانیایی زبان با موافقت مواجه نشد.
🔸زمانی که pepsi فعالیت بازاریابی خود را چنین آغاز کرد، شعار زیبای «pepsi شما را به زندگی باز میگرداند.» را انتخاب کرد، در حالی که واژه های انتخاب شده برای این شعار در زبان چینی معنای «pepsi اجداد شما را از قبر بیرون می آورد.» بودند.
🔸زمانی که coca-cola برای نخستین بار به بازار چین وارد شد نام محصولش را به گونه ای انتخاب کرد که تلفظ آن در زبان چینی شبیه coca-cola باشد. اما کاراکترهای به کار رفته، مفهوم «قوباغه مومیایی شده را بجوید» میرساند. این شرکت با متوجه شدن این اشتباه به سرعت ترکیب کاراکترهای خود را تغییر داد و کاراکترهایی را انتخاب کرد که معنای «لذت در دهان» را انتقال دهد.
🔸شرکت تولید کننده ی موی clairol محصول جدید خود را با نام Mist-stick نوعی دستگاه برای مجعد ساختن مو- به بازار آلمان معرفی کرد، اما مشکل اینجا بود که mist در زبان آلمانی به معنای «فضولات» است.
🔸زمانی که شرکت gerber برای نخستین بار فروش غذاهای مخصوص نوزادان را در آفریقا آغاز کرد، از بسته بندی های کاملا مشابه با بسته بندی هایی که در آمریکا عرضه می کرد، استفاده کرد. روی برچسب بسته بندی، تصویر یک نوزاد زیبای خندان قرار گرفته بود. بعدها این شرکت دریافت که در آفریقا به دلیل نرخ بالای بی سوادی تمامی شرکت ها تصویری از محتوای بسته را روی بسته بندی نصب میکنند.
🔸شرکت ژاپنیMitsubishi مجبور شد نام مدل Pajero را در کشورهای اسپانیایی زبان تغییر دهد، زیرا این واژه در زبان اسپانیایی در برگیرنده مفاهیم غیر اخلاقی است.
🔸مدل خودرو Mr2 تولید Toyota از فروش اندکی در فرانسه برخوردار شد، زیرا تلفظ این نام در زبان فرانسوی شبیه یک ناسزا است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 569
✅تحصیل بیثمر
✍️مولود پاکروان
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
46 درصد از واجدین شرایط کنکور امسال از انتخاب رشته نهایی صرف نظر کردهاند. این را سازمان سنجش میگوید. کافی است این خبر را در کنار دیگر آماری بگذارید که از صندلیهای خالیمانده دانشگاهها در چند سال اخیر خبر میدهند و به آن بیفزایید آمار دانشآموختگانی را که پس از چندین سال تحصیل و رویاپردازی! حالا مدرک به دست پشت درهای بازار کار ماندهاند.
جای شگفتی نبود که نتایج کنکور نشان داد پس از چند سال مازاد ظرفیت پذیرش در رشتههای ریاضی-فنی و مهندسی، حالا نوبت به علوم انسانی رسیده است که دیگر مشتری ندارد. پدیدهای که تحلیلگران آن را ناشی از بازدهی اقتصادی پایین تحصیل در رشتههای زیرمجموعه این گروهها و البته تغییرات جمعیتی دانستند. داوطلبان تحصیل در رشتههای تجربی اما، هنوز هم چشمگیرند شاید به این دلیل که مشتاقان عبور از دروازههای رویایی دانشکدههای پزشکی و دندانپزشکی، به مطبهای پردرآمدشان پس از فارغالتحصیلی امید دارند. پزشکی هنوز هم فریبنده است زیرا به نظر پولساز میآید.
این اما، تنها یک روی داستان است. روی دیگر ماجرا آماری است که نشان میدهد سهم فارغالتحصیلان دانشگاهی از بیکاری در کشور 5 /40 درصد است! سال گذشته معاون آموزشی وزارت علوم ضمن اظهار نگرانی از نرخ بیکاری در میان دانشآموختگان دانشگاهی یادآور شد سالانه 15 هزار فارغالتحصیل دکترا وارد جامعه میشوند در حالی که شرایط مناسبی برای بهکارگیری و اشتغال آنها وجود ندارد.
بعید است به اطلاعات دیگری نیاز داشته باشیم. کشوری که تعداد دانشگاههایش پنج برابر کشورهای پیشرفته دنیاست و صندلیهای دانشگاهیاش خالی مانده، حجم عظیمی دانشآموخته مدرک به دست را راهی بازارهای کار کرده است؛ کسانی که پس از گذشتن از سد کنکور، پشت سدهای سختتر اشتغال گرفتار شدهاند. از تورم اقتصاد که گریبان همه را گرفته بگذریم، حالا جامعه با «تورم مدرک»روبهرو است! و تحصیلات عالی که قرار بود روزی مطمئنترین راه برای افزایش درآمد و خروج از تله فقر باشد حالا سالهای پرثمر جوانی افراد را میبلعد بیآنکه بتواند گشایشی در شرایط اقتصادی و اجتماعیشان ایجاد کند.
سازمانهای توسعه، در چند دهه گذشته، همواره کشورهای کمدرآمد یا با درآمد متوسط را تشویق میکردند که روی آموزش کودکان در مقطع دبستان و نیز آموزش مهارتهای شغلی متمرکز شوند. تصور بر این بود که دانشگاهها در بازگشت سرمایه عمومی نقش کمرنگی دارند و تنها نخبگان را منتفع میکنند بیآنکه به محرومان جامعه سودی برسانند. این پارادایم در مدت 10 سال گذشته تغییر کرد. نهادهای بینالمللی به تدریج پذیرفتند که کشورها به افراد متخصص آموزشدیدهای نیاز دارند که نیروی انسانی بخشهای مختلف بازار کار از خدمات عمومی گرفته تا نوآوریهای تکنولوژیک را تامین کنند و چالشهای توسعه محلی و ملی را از میان بردارند.
این روزها پدران و مادران بسیاری درگیر یافتن شغلاند و آنها که کاری دارند نگران توانایی تامین نیازهای خانوار و فرزندانی که میبینند والدینشان حتی با مدارک دانشگاهی معتبر در اولین قدمها برای رفع نیازهای مالی و مادی درجا میزنند نگراناند یک دهه بعد خود پایشان را جای پای والدینشان بگذارند. در سال 2014 مطالعهای که در ایالات متحده انجام گرفت نشان داد فقرای آمریکایی «تحصیلکردهترین» فقرا در طول تاریخ این کشور هستند. و اگر باور داشته باشیم که فقر به نسلهای بعدی به ارث میرسد، این ناامیدکنندهترین یافته تاریخ است!
بر مبنای پژوهش مشاغل مستقل (Freelancing in America;2018) در آمریکا، 93 درصد از افراد شاغل در این حرفهها با چهار سال تحصیل دانشگاهی میگویند تنها مهارتهایی که آموختهاند به درد شغلشان میخورد. این یافته پیام مهمی دارد. تغییرات سریع تکنولوژیک همراه با افزایش هزینههای تحصیل، نظام سنتی آموزش را به گذرگاه پرریسک و حتی بیموردی تبدیل کرده است.
از خاطر نبریم بیشتر دانشآموختگان دانشگاهها به دلیل پایین بودن کیفیت برنامهها و محتوای درسی، بیانگیزگی استادان و دانشجویان و نبود نظام ارزشیابی موثر، بدون مهارتهای مورد نیاز با انبوهی از محفوظات بیفایده راهی بازار کار میشوند. این افراد اغلب رقابتپذیر نیستند و میدان بازی را به رقبای ماهرتری که مدارک دانشگاهی هم ندارند واگذار میکنند. شاید کمی زود باشد که در مورد سیاستهای مقابله با این پدیده صحبت کنیم. اما این همه، واقعیتهایی است که نباید در سیاستگذاری از نظر دور بماند. اگر روزی شواهد اثبات کند که تحصیلات دانشگاهی بیش از آنکه راهی برای گریز از تله فقر باشد خود به تله تبدیل شده است، برای اصلاح سیاستهای آموزشی دیگر دیر است. پیش از ورشکستگی نظام آموزش عالی باید به داد آن رسید./تجارت فردا
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
27 569
🔴فهمِ یک خودسوزی
✍️عباس عبدی
🔘در پی طرح خبر خودسوزی یک خانم جلوی دادگاه انقلاب، در یک گروه اجتماعی بر اهمیت فهم و چرایی این رویداد تأکید شد. فرد محترمی این پرسش مهم را مطرح کرد که؛ با وجود مشکلاتی هم چون بیکاری و تاخیر سن ازدواج که مساله مهم جوانان کشور است و طرح روشنی هم برای آن دیده نمی شود پرداختن به موضوع حضور زنان در ورزشگاهها با این حجمی که در رسانه های خارجی و داخلی دیده می شود جای تامل جدی دارد. البته واقعا باید دید چه اتفاقی افتاده که برای چنین موضوعی کسی حاضر به خودسوزی می شود؟
🔘به نظر بنده اگر این موضوع دقیق بررسی شود شاید مسائل مهمی روشن شود. متاسفانه سیاست رسمی در ایران دوست ندارد که اتفاقات اجتماعی به بحث عمومی گذاشته شود. به گمانم اکنون و با فوت این خانم مسأله مهمتر هم شده است و باید به آن پرداخت.
🔘ابتدا خوب است نگاهی به خانوادهی این دختر بیاندازیم. پدر او جانباز ساکن قم و یک خانوادهی متدین است که ۸ فرزند دارد. اینها را درگفتگویی با یک خبرگزاری گفته است. پدر معتقد است که دخترش بدون اطلاع خانواده برای دیدن مسابقه به تهران آمده و اگر اطلاع داشتند اجازه این کار را به او نمیدادند. وی ۲۹ ساله بوده، دو مدرک کارشناسی زبان و کامپیوتر داشته. پدر وی آنقدر متشرع بوده که مجاز بودن دیدن فوتبال از تلویزیون را برای دختر سؤال کرده و چون گفتهاند اشکالی ندارد اجازه داده که دخترش فوتبال را از طریق تلویزیون تماشا کند.
🔘با این مقدمات پرسش فوق از اهمیت بیشتری برخوردار است. دختری ۲۹ ساله که مجرد است، دو مدرک کارشناسی دارد (هر دو خوب و کاربردیاند)، ساکن شهر قم و از خانوادهای پرجمعیت، متدین و جانباز است و بیکار هم بوده است.
🔘به نظر میرسد برای اعضای چنین خانوادهای حتی فکر کردن به خودکشی نیز غیرقابل تصور است چه رسد به این که دربارهی یک مسألهی به ظاهر نه چندان مهم یعنی دیدن یک مسابقهی فوتبال از نزدیک و کشیده شدن به دادگاه، جلوی دادگستری اقدام به خودسوزی کند. در حالی خودسوزی کرده که با صدای بلند و در خیابان فریاد هم میزده است. جالبتر این که اتهام او را توهین به مأموران انتظامی و جریحهدار کردن عفت عمومی اعلام کردهاند و اصل تلاش او برای ورود به ورزشگاه را اتهام ندانستهاند. شاید به این علت که چنین رفتاری اساساً غیرقانونی نیست.
🔘پس چرا او اقدام به خودسوزی اعتراضی کرده است؟ فهم این اتفاق برای کسانی موجب پرسش میشود که قادر نیستند خودشان را جای این دختر و دختران دیگر قرار دهند. انتظارات آنان از رفتارهای دیگران بر اساس پیشفرضهای خودشان شکل میگیرد. خودشان چون شغل دارند، زندگی دارند، با هنجارهای رسمی تطابق دارند و آنها را ظالمانه و تبعیضآمیز نمیدانند، آیندهی خود را تیره نمیبینند، با سوءرفتار مواجه نمیشوند، پس دلیلی نمیبینند که دست به اقدامی اعتراضی زده و یا دست به خودسوزی بزنند.
🔘در حالی که باید مسأله را به گونهای دیگر و از زاویهی این دختر و سایر جوانان دید. مسألهی اصلی این نیست که یک مسابقهی فوتبال را بتوان از نزدیک دید یا نه، مسألهی اصلی تبعیضی است که احساس میکنند. مسأله این است که میپرسند بر اساس کدام قانون چنین محدودیتی را اعمال میکنید؟ مسأله این است که اگر در جایی هم قانون دیده شود میپرسند که کدام و چه نسبتی از مردم با آن موافقاند؟ ایا انان حقی در انتخاب نمایندگان موافق دیدگاه خود برای ورود به نهاد قانونگذاری را دارند؟
🔘مسأله این است که انواع و اقسام فساد و اختلاس و ناکارآمدی را به چشم میبینند ولی در عین حال متوجهاند که فقط با آنان است که شدید و تند برخورد میشود. مسأله این است که حکومت به آنان اعتماد ندارد و آنان هم اعتماد متقابل خود را از دست میدهند. در فضای بیاعتمادی هر اتفاقی میتواند رخ دهد، مسأله این است که میبینند مسئولین در برابر فشار فیفا پاسخگویند اما در برابر مردم خود نه. مسأله این است که میبینند دادرسیها فرآیند منصفانهای را طی نمیکند، پس چگونه میتوانند مرجع مناسبی برای تحقق عدالت باشند؟
🔘این خانم، هم بیکار بوده و هم سن او برای ازدواج از میانگین سنی دختران در ازدواج اول ۶ سال بیشتر بوده است و هم دو مدرک کارشناسی مفید(به لحاظ بازار کار) داشته و از خانواده جانباز و متدین و ساکن قم بوده ولی فقط به خاطر این مساله و این رفتار خود را آتش زده است. او و امثال او با چه صدایی باید پیام دهند که ما بشنویم؟
🔘متاسفانه هنوز هم بجای ان که خودمان به طرح مسائل بپردازیم نگران سوء استفادههای آن طرف آبیها هستیم و از آبیهای این طرف غفلت میکنیم و بجای پاسخگویی داخلی مجبور به پاسخگویی به فیفا میشویم./اعتماد
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 569
🔴 پایان تلخ
✍️دکتر محمد طبیبیان
شوخى طعنه آميز مردم زيمبابووه؛ قبل از استفاده از شمع براى روشنايى از چه استفاده مى شد؟ جواب؛ از برق! اين شوخى طعنه ميزان تنزل روزگار مردم زيمبابوه طى دوران سى و هفت ساله تسلط استبدادى او بر زيمبابوه را نشان مى دهد. قبل از پيروزى او به عنوان يك رهبر چريكى ، اين كشور مستعمره انگليس بود و تبعيض نژادى بر قرار اما اين رهبر محلى چنان دمارى از روزگار مردم بدر آورد كه حسرت زمان تبعيض نژادى را كشيدند اكثر جوانان براى كار به كشور هاى همسايه رفتند ابر تورم رقم هاى پول را به ميليارد دلار زيمبابووه رساند و مرگ و مير بالا ميانگين طول عمر را به سى و شش سال كاهش داد. او نه به دليل تباهى اقتصاد و جامعه و سياست بلكه به دليل پيرى كه اكثرا سبب مى شد در جلسات به خواب برود و از دست دادن زمام امور، توسط ارتش خودش بر كنار شد. گرچه تحت رهبرى او زيمبابووه به يكى از فقير ترين و فاسد ترين كشور ها تبديل شد اما ژنرالهاى او از ثروتهاى كلانى بر خورد دار بودند به بركت فسادى كه سر منشا آن هبرى رابرت مو گابه بود. پس از بر كنارى هم مثل يك شاه بر خرابه هاى زيمبابوه زندكى كرد، ميراث او براى مردم كشورش فقر و يك حكومت نظامى فاسد. مورداو يك مصداق بارز از كاتالوگ قطور نظام هاى استبدادى است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 569
🔴 کنترل خشم !
سالها پیش یکی از مدیران ارشد یک شرکت نفتی تصمیم اشتباهی گرفت و به همین سبب بالغ بر دو میلیون دلار خسارت بر آن شرکت وارد شد. جان دی راکفلر مدیرعامل وقت شرکت بود.
روزی که خبر خسارت در شرکت پیچید بیشتر مدیران شرکت به بهانههای مختلف میکوشیدند تا از مدیرعامل دوری کنند تا مورد خشم و غضب او واقع نشوند.
تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیرعامل برود شخصی به نام ادوارد تیبدفورد بود. او یکی از شرکای شرکت بود و خوب میدانست که باید خود را برای شنیدن سخنرانی طولانی علیه مدیری که مرتکب اشتباه شده بود آماده کند.
زمانی که بدفورد وارد دفتر کار راکفلر شد، سر امپراتور شرکت عظیم نفتی روی میز کارش خم شده و روی کاغذی سخت مشغول نوشتن بود. بدفورد ساکت و آرام بدون اینکه مزاحم کار او شود ایستاد.
راکفلر پس از چند دقیقه سرش را بلند کرد و به آرامی گفت: آه بدفورد تویی؛ به گمانم خبر خسارت وارد شده به شرکت را شنیدهای.
بدفورد بلافاصله خبر خسارت راتایید کرد.
راکفلر گفت: چند روز است که روی مساله فکر میکنم و قبل از اینکه مدیر مربوطه را برای بازخواست بخواهیم، داشتم موارد مهمی را یادداشت میکردم.
بدفورد بعدها اینطور تعریف کرد: بالای کاغذ نوشته شده بود نقاط قوت آقای . . .
سپس فهرست طولانی از فضایل مدیر که شامل شرححال مختصری از کمکهای او به شرکت، تصمیمات درست در موارد مختلف، تصمیمهایی که مبالغی بیش از خسارت اخیر که عاید شرکت کرده بود را روی کاغذ نوشته بود.
بدفورد میگوید من هرگز این درس را فراموش نمیکنم؛ در سالهای بعد هر وقت که درصدد برخورد و تنبیه کسی بودم قبل از هر چیز خودم را وادار میکردم پشت میزی بنشینم و با تعمق فهرستی طولانی از نقاط قوت همان شخص تهیه کنم و تنها پس از تهیهی یک چنین فهرستی متوجه میشدم که قادرم مساله را از بُعد واقعی آن مورد بررسی قرار دهم و این امر باعث شد تا از پُرهزینهترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان مرتکب شدن به آن را دارد و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست دور باشم؛ من به هر کسی که با مردم سر و کار دارد توصیه میکنم که از این روش استفاده کند.
اگر در رابطه با دوست، همکار یا همسر خویش، کارتان به جر و بحث یا حتی دعوا کشید، لطفاً قبل از یادآوری خصوصیات منفی و کنارگذاشتن کامل شخص، دربارهی ویژگیهای مثبت و کارهای خوبی که برایتان انجام داده است هم فکر کنید. آدمی خطا میکند، اما اگر کل رفتار و اعمالش را روی ترازو قرار دهید، ممکن است قسمت مثبت آن سنگینی کند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 569
🔴 ۱۳مین دوره جامع مدیر عامل حرفه ای
🔺ویژه مدیران عامل و صاحبین کسب و کار
🔺مدیرعاملی تنها یک جایگاه نیست ، بلکه یک تخصص حرفه ای است.
🔺جهت کسب اطلاع از شرایط حضور در دوره ، ارسال عدد ۱۱۸ به سامانه ۰۲۱۸۸۴۰۱۳۱۳
http://www.mahanbs.com
@mahanbs
27 569
🔴 مدیران تصادفی
✍️ محمدرضا شعبانعلی
مدیران تصادفی کسانی هستند که به یک تصادف، به پست مدیریت رسیدهاند. برخی از این تصادفها که من با آنها مواجه شدهام به شرح زیر است:
- پدری که کارآفرین بوده و مدیر یک کسب و کار است، به صورت ناگهانی فوت یا مهاجرت میکند و فرزندی که تا دیروز سرگرم زندگی شخصی خود و گشت و گذار در خیابانها بوده است، ناگهان خود را پشت میز مدیریت میبیند.
- مدیر ارشد یک سازمان یا شرکت به دلایل سیاسی یا اقتصادی یا شخصی، ناگهان از کار برکنار شده یا شغل خود را ترک میکند و یکی از مدیران میانی، بدون طی شدن فرایند رسمی و توسعهی توانمندیها، ناگهان میزی بزرگتر از میز قبلی خود را تصاحب میکند.
- یک سرمایهگذار، سهام غالب شرکتی را میخرد و تصمیم میگیرد مدیر معتمد خود را در آن شرکت منصوب نماید.
- یک مدیر در سازمان با لابی کردن و تخریب دیگران، عملاً تمام گزینههای دیگر را حذف کرده و مسیر را برای تصاحب پستهای مدیریتی ارشد، تسهیل میکند. فردی به دلیل داشتن تعهد بالا و اعتبار زیاد، بدون داشتن دانش و تخصص، در یک پست مدیریتی قرار میگیرد.
مستقل از اینکه مدیران تصادفی با چه فرایندی در این موقعیت قرار میگیرند، ویژگی مشترک آنها این است که: در موقعیتی قرار گرفتهاند که به آن تعلق ندارند… من در جلسات مشاوره، با مدیران زیادی برخورد کردهام که از «مدیران تصادفی همرده» یا «مدیران تصادفی زیردست» یا «ارشد» شکایت میکنند. مستقل از تاریخچه و جنس این مدیران، بر اساس آنچه تا کنون دیده و شنیدهام، رفتارهای زیر در میان مدیران تصادفی، زیاد دیده میشوند (الزاماً نه همهی آنها):
1️⃣ مدیران تصادفی، بیشتر کارکنان سازمان را «تهدید» میدانند و همواره احساس میکنند همه در صدد هستند جایگاه آنها را تصاحب کنند.
2️⃣ مدیران تصادفی، تصمیمهای پراکنده میگیرند و روند یکسانی در تصمیمهای آنها مشاهده نمیشود. گاه برای یک بخش به طرز گستردهای هزینه میکنند و گاه برای مدت طولانی، سرمایهگذاری برای یک واحد را فراموش میکنند.
3️⃣ مدیران تصادفی، بسیار دهن بین هستند. از آنجا که آنها تخصصی در حوزهی مدیریت خود ندارند، معمولاً نظرشان، نظر آخرین فردی است که از اتاقشان خارج شده است.
4️⃣ مدیران تصادفی، تصمیمهای تکانشی میگیرند. به سادگی افراد را جذب یا اخراج کرده و گاه به سادگی ارتقاء یا تضعیف میکنند. آنها استراتژی بلندمدت ندارند و تصمیمهای آنها غیر قابل پیشبینی است.
5️⃣ مدیران تصادفی، به نظام جاسوسی بسیار علاقمند هستند. آنها ترجیح میدهند هر یک از کارمندان، مدام اطلاعاتی از سایر کارمندان را برای آنها افشا کنند و حتی حاضرند سازمان را چاقتر کنند تا مطمئن باشند به ازاء هر کارمند، یک ناظر وجود دارد.
6️⃣ مدیران تصادفی، معیار انتخاب اطرافیان خود را «وفاداری» میدانند و نه «تخصص». چرا که وجود نیروی متخصص، وجود آنها را زیر سوال میبرد اما وجود متعهدان بیتخصص، میتواند چتر حمایتی مطمئن برای آنها باشد.
7️⃣ مدیران تصادفی، تشنهی عنوان، مدرک، تقدیرنامه و … هستند و هزینههای جدی برای خریداری این نوع اسناد پرداخت میکنند.
8️⃣ مدیران تصادفی، سازمان را محل تفریح میدانند و نه محل کسب و کار. به همین دلیل گاه کارمندانی را در اطرافشان میبینی که هرگز نمیتوانی توانمندی خاصی در آنها یافته و یا دلیل خاصی برای حضور آنها بیابی.
9️⃣ مدیران تصادفی از کارکنان رده پایینتر فاصله گرفته و خود را ایزوله میکنند. چون درک چندانی از وضعیت سازمان، مشکلات، دغدغهها و … ندارند و عملاً زبان مشترکی بین آنها و کارکنان وجود ندارد.
🔟 مدیران تصادفی از جلسات متعدد استقبال میکنند. در جلسههای میان کارکنان، میتوانند لغتهای جدید بیاموزند و تا حدی با کار آشنا شوند و جملاتی را در حافظهی خود، برای استفادههای آتی و توبیخ سایر کارکنان ثبت کنند
1️⃣1️⃣ مدیران تصادفی، کارکنان خود را فقط در زمانی که نیازمند آنها هستند، «میبینند». گاه کارمندی ماهها در محل کار دیده نمیشود. برای یک جلسه یا یک پروژه صدا زده میشود و به محض اینکه کار مدیر با او تمام شد به فراموشی سپرده میشود. جالب اینجاست که بسیاری از همین مدیران، انتظار اولشان از کارکنانشان، دیده شدن است. آنها بیش از اینکه نگران کیفیت کار، خروجی یک جلسه یا سود سازمان باشند، میخواهند دیده شوند.
مدیران تصادفی در کشور ما رو به گسترش هم هستند. تزریق نقدینگیهای زیاد به افراد و شرکتهایی با ظرفیت کم، موجب شده که از کنار هر شرکت و سازمانی که به رانت اقتصادی دسترسی دارد، دهها شرکت قارچ گونه سبز شده و در راس بسیاری از این سازمانها، مدیران تصادفی منصوب میگردند.
💡 این مدیران را نمیتوان حذف کرد اما میتوان به مدیریت بهتر آنها فکر کرد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 569
🔴 داستان موفقیت تصادفی هوندا
✍️ترجمه: مهدی نیکوئی
تصویری که از سرگذشت هوندا ترسیم میشود، مربوط به دهه ۶۰ میلادی است؛ زمانی که هوندا در نهایت توانست با استراتژی «سادهسازی قیمتی» موتورسیکلتساز افسانهای یعنی هارلیدیویدسون را شکست دهد. آنها موتورسیکلتهایی به بازار عرضه کردند که از هر نظر پایینتر از محصولات رقیب بود؛ هم قدرت کمتری داشتند و هم اندازهشان کوچکتر بود، اما تفاوت قیمتی فاحش آنها باعث توانایی رقابت شده بود. «هوندا پیروز شد؛ چرا که یک مدل کسبوکار متفاوت با هزینههایی بسیار کمتر نسبت به هارلی در پیش گرفت.
بهرهوری نیروی کار در ژاپن بسیار بالاتر از بهرهوری آن در بریتانیا است. هوندا همچنین در مقیاس بسیار بالاتری تولید موتورهای کوچک خود را انجام میداد. این موضوع بازار بزرگی برای موتورسیکلت باز میکند و در کنار آن، بسیاری از دستگاههای خانگی مانند دستگاه چمنزنی، از موتورهای مشابهی استفاده میکنند. هوندا از ساخت موتورهای ۵۰ سیسی شروع کرد و به تدریج حجم کار خود را بالا برد و در همه ردهها، به جز قدرتمندترین و گرانقیمتترین موتورسیکلتها، هارلی دیویدسون را به چالش کشید. هوندا به دلیل هزینههای پایینتر و قیمت بسیار پایینتری که روی محصولاتش میگذاشت، توانست چنین کاری کند.»
هوندا «میدانست» که موتورهای کوچک ۵۰سیسی در آمریکا بازاری ندارد؛ بنابراین تلاش نکرد آنها را در آنجا بفروشد. جای تعجب ندارد که تحقیقات بازار شرکت ژاپنی، نشان میداد که آمریکاییها از موتورسیکلتهای سنگین، سریع و پرقدرت خوششان میآید و قیمت برایشان اهمیت چندانی ندارد. با این اطلاعات، هوندا تصمیم گرفت یک موتور بزرگ بسازد. سپس سه نفر از کارکنانش را به لسآنجلس فرستاد تا آغاز به فروش کنند. اما کل پروژه یک شکست مفتضحانه بود. بیشتر فروشندگان حتی حاضر نمیشدند موتورسیکلتهای هوندا را در نمایشگاه خود قرار دهند. اما اوضاع قرار بود از این هم بدتر شود. به هر حال، کارکنان هوندا توانسته بودند هر طور شده، چند صد دستگاه موتورسیکلت به فروش برسانند. اما هوندا هیچ تجربهای در ساخت موتورسیکلت برای مسافتهای طولانی نداشت و به زودی مشخص شد که محصولاتش به درد این کار نمیخورند. کلاچ موتورها به سرعت خراب میشدند و روغن موتورهای هوندا روی جادههای آمریکا پخش میشد. هوندا از روی وجدان کاری، قطعات یدکی موتور را با پست هوایی از ژاپن به آمریکا ارسال کرد اما هزینه چنین کاری شرکت را به لبه ورشکستگی رساند.
کیهاچیرو کاواشیما، مسوولیت دشوار هدایت تیم سه نفره فروش و بازاریابی موتورسیکلتهای هوندا در آمریکا را بر عهده داشت. یک روز تعطیل، با خودش فکر کرد که بهتر است برای تخلیه فشارهای عصبی ناشی از مشکلات کار، با موتور ۵۰سیسی خود که از ژاپن آورده بود، به جادههای خاکی و تپههای اطراف لسآنجلس برود. هفته بعد، از همکارانش دعوت کرد تا آنها هم در این موتوردرمانی شرکت کنند.خلاصه داستان، آن است که این سه موتورسیکلت اسباببازی کمارزش توجه و تحسین سایر موتورسیکلتسواران عاشق دشت و کوه را به خود جلب کرد و پرسیدند که کجا میتوانند آنها هم یک دستگاه بخرند. تیم سه نفره فروش هوندا در آمریکا، متقاعد شدند که میتوانند موتورسیکلتهای کوچک شرکت را برای مقاصد تفریحی و به ویژه موتورسواری در جادههای خاکی به فروش برسانند. دفتر هوندا در ژاپن از این ایده متنفر بود و هنوز اعتقاد داشت همانطور که تحقیقات بازار نشان دادهاند، آمریکاییهای غولپیکر هیچگاه موتورهای کوچک ژاپنی را نخواهند خرید. اما آنها شکست خورده بودند و تنها از روی استیصال محض، به کاواشیما اجازه دادند فروش موتورسیکلتهای کوچک را هم امتحان کند.
بازار موتورسیکلتهای کوچک اوج گرفت؛ ابتدا بین عاشقان جادههای خاکی و سپس بین استفادهکنندگان دائمی . بازار موتورسیکلت آمریکا از ۵۵۰ هزار دستگاه در سال ۱۹۵۹ به حدود ۵ میلیون دستگاه در ۱۹۷۵ رسید و تقریبا تمام آنها را موتورسیکلتهای کوچک هوندا تشکیل میدادند.نتیجه این داستان، آن است که هوندا در ابتدا استراتژی اشتباهی انتخاب کرد. این شرکت بازاری را هدف قرار داد که پیش از آن، رقیبی با محصولات بهتر آن را در تصرف خود درآورده بود. هوندا باید به خلأ بازار توجه میکرد . تنها اگر یک سوال ساده از خود پرسیده بود، میتوانست از اتلاف منابع مالی و انرژی بسیاری جلوگیری کند: «آیا هماکنون یک رقیب کاردان، جایگاهی را که ما میخواهیم، اشغال کرده است؟» اگر جواب این سوال، «بله» باشد، پرچم خطر برای شما در اهتزاز است. تنها در صورتی میتوانید به جای سادهسازی قیمتی از استراتژی سادهسازی محصول استفاده کنید که یا رقیبی در آن جایگاه وجود نداشته باشد، یا شما بتوانید محصولی به شدت بهتر تولید کنید که «لذت استفاده» فراوانی برای مشتریان به همراه داشته باشد
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 569
دومین تور مدیریتی خلاقیت و نوآوری کره جنوبی 27-21 مهرماه 1398، سئول، کیونگجو، دجون
بازدید از کارخانجات معظم: HYUNDAI, KIA motors, posco, LG,HMM
اطلاعات بیشتر
02188601626
www.hamayeshfarazan.org
https://instagram.com/hamayeshfarazan
27 569
📌جنگ تجاری بین آمریکا و چین به اقتصاد ایران چه ارتباطی پیدا خواهد کرد ؟
پاسخ به این سئوال را در مصاحبه ای که دیروز با خبرگزاری جمهوری اسلامی - ایرنا - داشتم ، داده ام
https://plus.irna.ir/news/83461839
مطالعه دقیق این مصاحبه را به اعضای محترم توصیه داریم ...
مجمع فعالان اقتصادی
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
27 569
🔴وزیر جدید آموزش و پرورش، به دادمان برسید
✍️محمد فاضلی
✅ جناب آقای #محسن_حاجیمیرزایی، وزیر جدید آموزش و پرورش، چون شما را به اهل گفتوگو، دلسوزی و احترام نهادن به علم میشناسم؛ و میدانم که آمدهاید که اگر بتوانید دردی دوا کنید و دلتان فقط به این خوش نیست که به عنوان وزیر میتوانید از خط ویژه استفاده کنید، خواستم همین ابتدا چند نکته بنویسم. خلاصهاش اینکه به دادمان برسید و برای نجات «کل سرمایه زندگی ما والدین» کاری کنید.
✅ جناب وزیر، شناختهای من برآمده از یازده سال شاهد و ناظر بودن زندگی تنها فرزندم در برخی از بهترین (بهترین، نه بدترین!!) مدارس این سرزمین است. جناب وزیر، مدرسه باید به دانشآموز کمک کند تا «عادات خواندن» را در خودش تقویت کند، اما اکثریت دانشآموزان ما میآموزند که نخوانند.
✅ اگر تیراژ کتاب به سیصد نسخه رسیده، تعجب نکنید، خوانندهای نیست از پس چند دهه نابود کردن عادات خواندن.
✅ جناب وزیر، مدرسه باید ارزش ذاتی علم و شور یاد گرفتن در کودکان برانگیزد. من نمیدانم متخصصان آپ چه میگویند اما برترین مدارس این کشور نتوانستند شوق خواندن و شور آموختن را در کودکان برانگیزند ولی البته هر آنچه ما والدین رشته میکنیم، پنبه میکنند با این بساط تستزنی.
✅ جناب وزیر، اکثریت فرزندان که همه سرمایه زندگی ما هستند، چنان تربیت نمیشوند که شوق خریدن 50 هزار تومان کتاب غیردرسی داشته باشند، اما مدارس آنها را مجبور میکنند تا آنجا که جا دارد – چند صد هزار تا یکی دو میلیون تومان – کتاب کمکدرسی چهارگزینهای بخرند.
✅ جناب وزیر، مدارس تحت امر شما اغلب هیچ تلاشی نمیکنند که سواد آب و محیطزیست، سواد رسانه، سواد فرهنگی، سواد انرژی و سواد و مهارت زندگی در دنیای جدید را به فرزندان ما بیاموزند.
✅ آقای وزیر من الان به بازماندگان از تحصیل، مدارس با ساختمان ناامن، بچههای روستاهای بیمدرسه، حاشیه شهر و کودکان کار و فقرای گریزان از مدرسه کاری ندارم، برای آنها که حتماً باید کار جدی کنید و نوآورانه، اما همینها که مدرسه میروند، چه میآموزند؟
✅ آقای وزیر، میترسم دانشآموزان یکی دو دهه بعد نتوانند گلستان و بوستان سعدی را از روی متن بخوانند، حفظ کردن اشعار و درک معانی پیشکش؛ اما در عوض خوب تست میزنند و همه حقههای تستزنی را بلد خواهند بود.
✅ آقای وزیر، از خداوندان سخن و ادب فارسی در مدرسه خبری نیست، تدریس زبان فارسی و ضریب چهار آن در کنکور گولتان نزند.
✅ آقای وزیر مدرسههای تحت امر شما چرکنویس نوشتن، شیوه فکر کردن، تمرکز داشتن، اهمیت ورزش کردن، و درک تحولات حیات جسمی و اخلاقی یک آدم را به کودکان نمیآموزند.
✅ فرزندان ما در جامعهای جدید، درست وقتی به سالهای بلوغ جنسی میرسند در مدارس آپ، حیران و سرگردان میشوند و والدین از آنها سرگردانتر و دستگاه تحت امرتان هیچ برنامهای برای این مهم ندارد. هیچ اندر هیچ.
✅ آقای وزیر، مدارس تحت امرتان، شوقی برای ایرانی بودن خلق نمیکنند، البته فرزندان ما از یکدیگر میآموزند که چگونه و چه زمانی برای بورس گرفتن و مهاجرت اقدام کنند.
✅ آقای وزیر، به چند خط شعر حافظ و سعدی و مولانا در کتاب فارسی دلخوش نباشید. فرزندان ما در مدرسه میآموزند که ضریب فارسی در کنکور چهار است، والا روح سعدی، حافظ، مولانا و ادب و عرفان و اخلاق ادبیات فارسی را هم به مدرسه راه نمیدهند. بچههای ما در این مدارس ایران را به اندازه نمیشناسند، عاشقش هم نمیشوند.
✅ جناب وزیر، هنر، موسیقی، ورزش و انشا به اندازه ریاضی اهمیت دارند. آقای وزیر دنیا سالهاست که آموزش مهارتی را جدی گرفته است.
✅ آقای وزیر راهی باز کنید که نظر والدین هم تأثیری بر آموزش داشته باشد، این چه حکایتی است که ما والدین در تعیین هیچ چیز آموزش و پرورش غیر از دادن پول مدرسه دولتی و غیرانتفاعی مشارکتی نداریم.
✅ آقای وزیر، راستی هر روز صبح صدها هزار خانواده فرزندانشان را با سرویسهایی به مدرسه میفرستند که حتی نمیدانند رانندهاش صلاحیت حمل مسافر دارد یا ترمز ماشیناش سالم هست یا نیست.
✅ آقای وزیر حرف زیاد است، حتماً دوباره مزاحمتان میشوم.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
27 569
✅ شروع دوره: مهرماه 98
✅مهلت ثبت نام: 27 شهریورماه
✅ تخفیف دوره ی اول
لطفا برای آشنایی با خانه ی MBA و DBAو آگاهی از تخفیف با شماره های ذیل با ما در تماس باشید.
📞09129571169
☎️ 021_24508130
🌐Instagram.com/mba.dba.house
🔴با ما همراه باشید :
@mbadbahouse
27 569
این روزها سرمایه های خرد را کجا باید سرمایه گذاری کرد ؟
پاسخ این سئوال را در مصاحبه ای که امروز با خبرگزاری ایسنا داشتم ، داده ام
https://www.isna.ir/news/98061105635/%DB%B3-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C
مطالعه دقیق این مصاحبه را به اعضای محترم توصیه داریم
مجمع فعالان اقتصادی
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
