Divane nevesht
رفتن به کانال در Telegram
سر در زندگی من رو یه تابلو نوشته: "لطفا اگر میتوانید پا به پای صاحبخانه بجنگید و دیوانه باشید وارد شوید" حرفایی که باید یه جایی نوشته شن راه ارتباطی: ترجیحا شناس پیام بدید ولی اینم لینک ناشناس: پین کردم:)
نمایش بیشتر2 890
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
2 890
بعد تمام دوستای دبیرستان خواهرم هم ریکوئست دادن، خبریه؟
و چند تا از ریکوئست ها چهره شون رو میشناسما ولی اصلا نمیدونم کجا باهم بودیم و از کجا منو میشناسه که ریکوئست داده😑
واقعا اپلیکیشن مزخرفیه این اینستاگرام
2 890
یه مدت اینستاگرام نمیرم( فقط پیج کاریم) بعد الان رفتم اکانت قدیمیم چک کردم دیدم دختردایی مامانم که از مامانم خیلی بزرگتره هم بهم ریکوئیست داده.
نکه از فامیل خیلی خوشم میاد، فامیلای مامانمم بهم ریکوئیست میدن😒
2 890
میگما چرا اینقدر روپوش های جدید شومیز طور شدن.
اگر اوکیه که همون شومیز سفیدمو بپوشم برم بیمارستان؟🤣
فقط یکم آستین شومیزم توریه
اوکیه؟
2 890
یه کافئین اندکی امروز خوردم و معده ام به فنا رفت به معنای واقعی…
خب نخور دختر خوب
مگه مجبوری
حالا هروقت پاییز شد و بارون زد و ابر اومد باید بری کافئین بخوری معده ات رو به فنا بدی؟😒
2 890
این صورتیش واقعا خوشبوئه
بعد که اونی که هانیه بهم هدیه داد تموم شد کلا صورتیش آب شد رفت تو زمین.
تا موجوده برم خرید بزنم.
نارنجیش هم گرفتم اما صورتیش یه چیز دیگه بود.
2 890
Repost from هیلارو🍋🍃
+1
صورتیش بوی بهار میده🫠🍃💞
بوی تمیزی هم میده، خیلی ملایم و جذابه.
خیلی هم خوشرنگه💞
احازه بدید زیاد از صورتیش تعریف کنم🫠
2 890
بچه ها من میخوام کتاب های رزیدنتی رو بفروشم، گفتم اول به شما بگم.
اگر کسی خواست دایرکت بهم پیام بدید لطفا.
2 890
یه دکتر معروفی تو فیلد زیبایی هست تو شیراز من چیزهای مناسبی از شخصیتش نشنیدم( خودم هیچ برخوردی باهاش نداشتم و تو خیابون هم ببینمش نمیشناسمش) حالا اینا مهم نیست
تو دو تا از لوکس ترین و گرون ترین خیابون های شیراز دو تا کلینیک خیلی لوکس و بزرگ داره ولی پیج اینستاگرامش انگار دست بچه ی ده ساله از شیرازه.
نمیدونم واقعا تعمدی تو کاره که یه ادمین درست نمیگیره؟ داره با همین تکنیک عجیب غریب مشتری میگیره؟
یادتونه اوایل که اینستا اومده بود مردم چطوری استوری میذاشتن؟ این استوری هاش و اسم و آیدی پیجش اینطوریه.
خیلی برام سوال شده حقیقتا آقای دکتر.
2 890
Repost from خِشت اول
نظریه نامحبوب: مقصر اصلی اکثر دعواها یا دلخوریهای عروس و مادرشوهر/خواهرشوهر مردها هستن که یا نمیتونن جلوی زبونشون رو بگیرن یا بلد نیستن روابط و نقشهاشون رو مدیریت کنن یا درست مرزگذاری نمیکنن:)))
2 890
من با اینم موافقم
اما هیچ اصلاحی در جامعه صورت نمیگیره مگر با تلاش آدم های اون جامعه
چون قوانین و حکومت ها قرن هاست که به نفع مردان چرخیده اند.
2 890
ریشه همهی اختلاف نظر ها در یک مفهومه، زندگی مشترک .
از نظر من زندگی مشترک یعنی مشارکت در همه امور، از آشپزی و نظافت منزل و شستشو و تربیت فرزند و تامین مایحتاج خانه و مسکن و .....
و هرچیزی بعد از زندگی مشترک به دست اومده باید نصف بشه
در عین حال همه وظایف و مسئولیت ها هم به عهده هر دو طرف هست.
تمام حقوق نادیده گرفته شده برای زن و مرد باید بهش بازگردونده بشه.
مسائلی مثل جهیزیه و مهریه و ... باید برداشته بشه
این تعریف یه مرد و زن مدرن هست.
نکته ای که برای من عجیب بوده و هنوز هم ازش متعجبم عدم توجه به یه یک مسئله مهم هست، اینکه سیستم ناکارآمد باعث شده تناسب وظایف و حقوق بهم بخوره و موجب بشه هم مرد و هم زن از وضعیت ناراضی باشن
اولین پیام من هم روشن بود. زنان تحت حمایت های مختلف از قانون و جامعه قرار دارن و در عین حال ظلم های بزرگی هم بهشون میشه. یعنی تناسب رعایت نشده.
برای آقایون ولی عمق و شدت ظلم کمتر اما پراکندگی و گستردگی بیشتری داره.
احساسات جوشان مخاطبین بعد از شنیدن اخبار قتل و تجاوز و ... باعث شده اینطور فکر کنن که فقط حق و حقوق خانم ها ضایع شده و هدف از خوندن پیام های من فقط به پاسخ دادن و درهم کوبیدن نظریهی خلاف نظر خودشون شد.
افراط و تفریط بلای بزرگی هست که مثل دو لبه قیچی عمل میکنه.
جمله نهایی اینکه ساختار و سیستم اشتباه باعث رنج کشیدن همه ما شده.
امیدوارم روزی همه چیز به شرایط مطلوب برسه.
2 890
ببین آخه زنها سالهاست دارند در سراسر جهان اعتراض میکنند
و هبچوقت قرار نیست کل یک جامعه عوض بشه
یعنی ما در هر صورت یه عده زنِ زنستیز خواهیم داشت. نمیشه که اینها رو حذف کنیم. نهایتن بتونیم با آموزش درست طی سالها تعدادشون رو کمتر کنیم.
بعد اینکه ببین جنبشهای زنان یک کار بسیار مهمی که انجام میده تغییر عرفه! مثل اتفاقی که برای حجاب اجباری بعد از ۴۰۱ افتاد که البته حاصل حداقل ۴۰ سال مبارزه قبل از اون سال بود.
و اتفاقن من میگم همین تلاش برای آموزشِ مردان و پاسخگو کردن مردان هم بخشی از تلاش برای تغییر عرفه.
تصور کن بعد از وقوع یک زنکشی جامعه به جای اینکه بگه "معلوم نیست زنه چیکار کرده بود" بگه "مرده چه هیولایی بوده که این کارو کرده"
خود این تغییر نگرش میتونه طی سالها عرف رو به سمت پاسخگو کردن مردان و تغییر رفتارشون ببره.
ولی اینکه وقتی زنی کشته میشه باز ما بیایم به لون مسئولیت میکروسکوپی زنان در قبال اون زنکشی بپردازیم به نظرم نایجهی عکس میده.
2 890
من با این پست موافقم
من اصلا بحثم صرفا کار بیرون نیست
صرفا بعد مالی ماجرا نیست
شما خانه دار باش اما نسبت به جامعه ات مسئولی
تو همون روستای خودت وقتی کنار چند تا زن دیگه میشینی مسئولیت داری که آگاهشون کنی
من با زنانی مشکل دارم که فکر میکنن به صرف رسیدگی صرف به جسم و روح خودشون و نهایت بچه هاشون مسئولیتشون به نهایت رسیده و تموم شده.
2 890
Repost from شبانه نویس
تعریف من از "استقلال" بسیار ساده است: "اختیار"؛
و اختیار یعنی حق تصمیمگیری انسان برای سرنوشت خود.
در ادامهی بحثی که در کانال "دیوانهنوشت" دربارهی زن شاغل و زن خانهدار مطرح شده، فکر میکنم باید یک نکته را در نظر داشته باشیم:
تقابل "زن خانهدار" و "زن شاغل" بیشتر محصول زندگی مدرن شهری در سه چهار دههی اخیر است.
زن در تمام دوران تاریخ بخشی از نیروی کار خانواده بوده است.
در روستاها و میان عشایر هنوز هم زنان در کنار همسر و فرزندان روی زمین، باغ، دام و خانه کار میکنند.
در شهرها هم تا چند دهه پیش، زنان بخش مهمی از اقتصاد و ضامن بقای خانواده بودند.
"شغل" به معنای امروزی کمتر وجود داشت، اما "کار" بخشی از هویت زنانه و مردانه بوده است.
شاید جالب باشد بدانید که در آن دوران،
فقط زنانِ بازرگانان، خوانین و حاکمان کار نمیکردند و اصولاً کار نکردن نشانهی طبقهی اجتماعی بالا و منزلت اقتصادی بود.
در چند دههی اخیر، با گسترش شهرنشینی، شکلگیری طبقهی متوسط و افزایش تحصیلات زنان، "شغل" معنای تازهای پیدا کرد.
زنانی که بیرون از خانه کار میکردند "شاغل" نام گرفتند و زنانی که تمرکزشان بر خانه و خانواده بود "خانهدار".
این دوگانگی از جایی آغاز شد که جایگاه اجتماعی زنانِ پزشک، پرستار، معلم، کارمند و مانند آنها در نظام ارزشگذاری جامعه بهطور چشمگیری بالا رفت.
میدانم پست طولانی شد، اما چند نکته را نباید فراموش کنیم.
اول، حق انتخاب.
هر زنی باید بتواند دربارهی شکل زندگی خودش تصمیم بگیرد: کار کند، خانهدار باشد،
و یا در دورهای از زندگی یکی را برگزیند و بعد مسیرش را تغییر دهد.
دوم، خانهدار بودن هرگز هم معنی "بیکار بودن" نیست.
خانهای که قرار است خانوادهای سالم از دل آن بیرون بیاید، با بیتفاوتی ساخته نمیشود. مراقبت از فرزند، رسیدگی به خانه، همراهی عاطفی و ساختن فضایی امن، همه "کار" است؛ آن هم کاری سخت که برایش فیش حقوقی صادر نمیشود.
سوم، شاغل بودن نیز لزوماً به معنای خوشبختتر یا راحتتر بودن نیست.
و درآمد مستقل اگرچه بخش مهمی از استقلال است، اما تمام معنای آن نیست
ضمنن آدمها پس از ازدواج "ما" میشوند که در بخش مالی هم این "ما" وجود دارد؛ پساستفاده از درآمد همسر در یک زندگی مشترک نکتهی منفی یا تاریکی نیست.
افزون بر این، زن شاغل اگرچه درآمد دارد، اما متأسفانه هنوز بیشتر کارهای خانه و خانواده بر دوش اوست.
یعنی ممکن است هشت ساعت بیرون از خانه کار کند و بعد شیفت دوم او در خانه آغاز شود.
بنابراین از دوگانهی "خانهدار بودن یا شاغل بودن" نتیجهی مثبتی حاصل نمیشود
در نهایت از دید شخصیِ من مهمترین مسئله برای دختر و خواهرم این است که:
در انتخاب مسیر زندگیشان چقدر "اختیار" و چقدر حق انتخاب دارند...
که انتخابشان هر چه باشد حتما قابل احترام خواهد بود.
2 890
اولین جمله این بوده که تفاوت بین قانون و عُرف قائل بشیم
در عمل بسیاری از زنان از حقوق و حقوق خودشون گذشت میکنن.
چند درصد خانم ها دنبال مهریه رفتن؟ چند درصد به خاطر کار خونه حقوق درخواست کردن؟
خیلی ها هم فراتر از این، بسیاری از خانم ها دارن کار میکنن الان .
در مقابل چند درصد آقایون آزادی های همسرشون محدود میکنن؟
چند درصدشون از گل نازک تر میگن؟
