fa
Feedback
برای شهروند متفکر متعهد

برای شهروند متفکر متعهد

رفتن به کانال در Telegram

شهروندانی متفکر متعهد شویم و چنین افرادی بسازیم مهدی کلاهی استاد دانشگاه فردوسی مشهد رییس شبکه سمن‌های محیط‌زیستی استان دکترای جامعه‌شناسی محیط‌زیست از ژاپن مدیر عامل سمن ملی اتازیس عضو کمیته UNEP-GEO7 و IPBES سازمان ملل ‏@Kolahi

نمایش بیشتر
999
مشترکین
-224 ساعت
-77 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
تقریباً همه به این پرسش، پاسخ اشتباه می‌دهند؛ شما چطور؟ تفاوت «کشاورز»، «دامدار» و «زارع» چیست؟ تقریباً این پرسش را با هر کسی مطرح کردم، پاسخ‌ها اغلب نادرست بود؛ و این خودش جالب است، چون ما واژه‌هایی را هر روز به کار می‌بریم بی‌آنکه مرز معنایی‌شان را بدانیم. بگذارید روشن کنیم: 🐄 دامدار کسی است که دام دارد و معیشتش بر پایه پرورش دام است؛ خواه دام را به مرتع و عرصه‌های طبیعی ببرد، خواه در سامانه‌های نیمه‌بسته یا بسته نگهداری کند. 🌾 زارع کسی است که زراعت می‌کند؛ یعنی درگیر چرخه کلاسیک «کاشت، داشت و برداشت» محصولات زراعی است. 🌱 اما کشاورز مفهومی فراگیرتر دارد. در ادبیات توسعه روستایی و اقتصاد کشاورزی، کشاورز تنها زارع یا دامدار نیست؛ بلکه هر فردی که در نظام تولید غیرصنعتی روستایی فعالیت کند، می‌تواند کشاورز باشد: دامدار، باغدار، زارع، زنبوردار، یا حتی تولیدکننده صنایع دستی وابسته به معیشت روستایی. یعنی: هر زارع می‌تواند کشاورز باشد، هر دامدار هم می‌تواند کشاورز باشد، اما هر کشاورزی الزاماً زارع یا دامدار نیست. خلاصه اینکه: اگر کسی در روستا گلیم ببافد، عسل تولید کند، باغداری کند و گوسفند هم نداشته باشد، باز هم ممکن است «کشاورز» باشد! گاهی واژه‌ها از خودِ شغل‌ها پیچیده‌ترند؛ و ما تازه فکر می‌کنیم سخت‌ترین بخش کشاورزی، آب‌و‌هواست! 😄 @MahdiKolahi

از آنجا که درس‌های کارشناسی در این نیمسال به‌صورت مجازی برگزار شد، دغدغه‌ای جدی ذهنم را درگیر کرده بود: چگونه می‌توان سنجشی طراحی کرد که دانشجو را از لغزش به دام تقلب یا واگذاری پاسخ‌ها به هوش مصنوعی دور نگه دارد؟ بر همین پایه، کوشیدم مجموعه‌ای از پرسش‌ها طراحی کنم که پاسخ‌گویی به بخش عمده آن‌ها، جز با حضور مستمر، دقت در مباحث کلاس و همراهی واقعی با روند آموزش، ممکن نباشد. اکنون این تجربه را، با همه کاستی‌ها و امیدهایش، در این فایل با شما به اشتراک می‌گذارم؛ به این امید که شاید جرقه‌ای برای گفت‌وگو و اندیشیدن دوباره به شیوه‌های ارزیابی در آموزش مجازی باشد. مشتاقانه از دیدگاه‌ها، نقدها و تجربه‌های ارزشمند شما بهره‌مند خواهم شد. @MahdiKolahi

🔥 تهران تفته شده! امروز #تهران جهنم بود. گرما فقط عدد دماسنج نیست؛ وقتی دمای شهر بالا می‌رود، هم‌زمان حوصله، رفاه، بهره‌وری و اقتصاد شهری با شدت افت می‌کند. گرمای شدید یعنی مصرف برق بیشتر، فرسودگی شبکه، کاهش کارایی نیروی انسانی، افزایش هزینه‌های سلامت و عصبانیت اجتماعی بیشتر. اما تجربه شهرهایی مثل #مدلین، #احمدآباد و #پاریس نشان داده راه‌حل روشن است: درخت، سایه، بام‌های خنک و زیرساخت‌های طبیعی. این مداخلات توانسته‌اند دمای شهری را ۲ تا ۷ درجه کاهش دهند و مصرف انرژی را تا ۲۰٪ پایین بیاورند. مسئله امروز کلانشهرها، مثل تهران و #مشهد فقط گرما نیست؛ فقدان سیاست‌گذاری اقلیمی شهری است. آینده شهرها از آسفالت کمتر و سبزینگی بیشتر می‌گذرد. @MahdiKolahi

کاربرگ خام پیشنهاد دوره.docx0.51 KB

دیپلماسی محیط‌زیستی و صلح‌سازی در تنگه هرمز مهدی کلاهی   در شرایط افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی در مناطق دریایی حساس، یکی از رویکردهای رو به گسترش در ادبیات حکمرانی جهانی، استفاده از #دیپلماسی_محیط‌زیستی به عنوان یک ابزار مکمل برای کاهش تنش، افزایش همکاری و ایجاد سازوکارهای اعتمادسازی میان دولت‌ها است. این رویکرد نه جایگزین حقوق بین‌الملل و سازوکارهای سیاسی، بلکه مکمل آن‌ها در سطوح فنی، علمی و نهادی محسوب می‌شود.   ۱) چارچوب حقوقی موجود در نظام بین‌الملل دریاها نظام حقوق دریاها به‌ویژه از طریق کنوانسیون 1982 حقوق دریاها (UNCLOS)، مجموعه‌ای از قواعد تثبیت‌شده برای مدیریت فضاهای دریایی فراهم کرده است. حتی در مواردی که برخی کشورها عضو این کنوانسیون نیستند، بخش‌های مهمی از آن از جمله قواعد عرفی عبور در تنگه‌های بین‌المللی، اصل آزادی کشتیرانی، تعهد به حفاظت از محیط‌زیست دریایی و اصل همکاری منطقه‌ای، به عنوان عرف بین‌المللی الزام‌آور در نظام حقوق بین‌الملل پذیرفته شده‌اند. بنابراین، ظرفیت حقوقی برای همکاری محیط‌زیستی در تنگه‌های استراتژیک، مستقل از عضویت کامل در معاهدات، در سطح قابل توجهی وجود دارد.   ۲) ابزارهای موفق دیپلماسی محیط‌زیستی در جهان تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که محیط‌زیست می‌تواند به عنوان «زبان مشترک همکاری» در مناطق رقابتی عمل کند. چند الگوی موفق عبارت‌اند از: الف) تنگه مالاکا (آسیا جنوب‌شرقی) کشورهای ساحلی با همکاری نهادهای بین‌المللی، سازوکار مشترک برای ایمنی کشتیرانی، پایش آلودگی و خدمات دریایی مشترک، ایجاد کرده‌اند؛ بدون اینکه اختلافات سیاسی را به همکاری فنی گره بزنند.   ب) منطقه برینگیا (روسیه–آمریکا) در این منطقه، حتی در دوره‌های تنش سیاسی، همکاری‌های حفاظت از تنوع زیستی، مدیریت مناطق حمایت‌شده مشترک، و تبادل داده‌های علمی حفظ شده است. این منطقه نمونه‌ای از «صلح سرد مبتنی بر محیط‌زیست» است.   ج) شبکه ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره یونسکو (UNESCO MAB) در بسیاری از مناطق مرزی جهان، از جمله اروپا و آسیا، ذخیره‌گاه‌های فرامرزی ایجاد شده‌اند؛ تبادل داده‌های اکولوژیک انجام می‌شود؛ و جوامع محلی در مدیریت مشارکتی نقش دارند. این مدل یکی از پایدارترین ابزارهای همکاری غیرسیاسی است.   ۳) ابزارهای حقوقی–نهادی قابل استفاده در تنگه هرمز در چارچوب موجود حقوق بین‌الملل و سازمان‌های تخصصی، ابزارهای زیر قابلیت اجرایی دارند: الف) مناطق حفاظت‌شده فرامرزی (Transboundary Protected Areas) ایجاد مناطق مشترک برای: • حفاظت از اکوسیستم‌های حساس دریایی • مدیریت گونه‌های مهاجر • پایش آلودگی‌های نفتی و صنعتی   ب) ژئوپارک‌های جهانی یونسکو (UNESCO Global Geoparks) این ابزار می‌تواند به‌کار گرفته شود برای: • مدیریت مشترک میراث زمین‌شناختی • توسعه گردشگری علمی • ایجاد همکاری غیرسیاسی بین کشورها   پ) برنامه انسان و کره مسکون (Man and the Biosphere) این برنامه فراهم می‌کند امکان: • ایجاد ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره مشترک • توسعه پژوهش‌های محیط‌زیستی • مدیریت مشارکتی منابع طبیعی   ت) همکاری‌های فنی تحت سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO) در حوزه، ایمنی کشتیرانی، کنترل آلودگی نفتی، و استانداردهای محیط‌زیستی دریایی، این نهاد ظرفیت بالایی برای همکاری غیرسیاسی دارد.   ۴) منطق راهبردی دیپلماسی محیط‌زیستی دیپلماسی محیط‌زیستی بر سه فرض کلیدی استوار است: 1. محیط‌زیست مرز سیاسی نمی‌شناسد 2. داده‌های علمی می‌توانند اعتماد حداقلی ایجاد کنند 3. همکاری فنی می‌تواند پیش‌درآمد همکاری سیاسی باشد این رویکرد به جای حل مستقیم منازعات، هزینه درگیری را افزایش و هزینه همکاری را کاهش می‌دهد.   در کل، تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که در مناطق حساس، پایدارترین مسیرها نه از طریق توافق‌های صرفاً سیاسی، بلکه از طریق همکاری‌های محیط‌زیستی تدریجی، شبکه‌های علمی مشترک، و نهادهای فنی چندجانبه شکل می‌گیرند. در این چارچوب، محیط‌زیست نه ابزار جایگزین سیاست، بلکه زیرساخت اعتمادسازی تدریجی در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود. @MahdiKolahi

⚠️ مثلث مرگ در کمربند سبز مشهد 🔍 کالبدشکافی زوال درختان سوزنی‌برگ در افیولیت‌های ویرانی 📌 مکان: کمربند سبز جنوبی مشهد (منطقه ویرانی) 📌 موضوع: بررسی همبستگی ساختار زمین‌شناسی بستر با طغیان آفت ثانویه سوسک‌های پوست‌خوار 🌲 مقدمه: نمای کلان یک بحران در سال‌های اخیر، طرح‌های جنگل‌کاری متراکم با گونه‌های سوزنی‌برگ در دامنه‌های جنوبی مشهد با چالش جدی خشکیدگی لکه‌ای و گسترده مواجه شده‌اند. بررسی‌های میدانی و تصاویر ثبت شده نشان می‌دهند که این زوال، یک عارضه تک‌عاملی نیست؛ بلکه حاصل هم‌افزایی سه عامل شوم است که «مثلث زوال اکولوژیک» را در این منطقه تشکیل داده‌اند. 🪨 ۱- ضلع اول، بستر ژئوشیمیایی: شوک خاک‌های سرپانتینی نگاهی به برش‌های ترانشه‌ای در منطقه، ساختار داخلی تپه‌ها را فاش می‌کند. سنگ بستر در این مناطق متشکل از توده‌های دگرگون‌شده سرپانتینیت و سنگ‌های اولترامافیک است که مشخصات زیر را دارند: سمیت ادافیک (خاک‌های سرپانتینی): این سنگ‌ها پس از هوازدگی، خاکی فوق‌العاده فقیر از کلسیم (Ca) و غنی از منیزیم (Mg) تولید می‌کنند. بهم خوردن شدید نسبت Ca/Mg در کنار حضور عناصر سنگین و مسموم‌کننده‌ای چون نیکل، کروم و کبالت، سیستم ریشه‌ای کاج‌ها و سروها را فلج می‌کند. خشکی سیستماتیک: به دلیل خردشدگی شدید تکتونیکی و عمق خاک بسیار کم (کمتر از ۱۵ سانتیمتر)، بستر مانند یک آبکش عمل کرده و آب بارندگی به‌سرعت زهکشی شده و از دسترس ریشه خارج می‌شود. 🍂 ۲- ضلع دوم، تنش فیزیولوژیکی: خاموش شدن سیستم دفاعی درخت کاج‌ها و سروهای دست‌کاشت مستقر روی این پاره‌سنگ‌های افیولیتی، در تمام طول فصول گرم با تنش خشکی مزمن و مسمومیت سلولی ناشی از فلزات سنگین در بستر سرپانتینی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در اثر این استرس شدید: فشار تورژسانس سلولی افت می‌کند. سنتز ترکیبات دفاعی حیاتی درخت (مانند صمغ، رزین و تانن) کاملاً متوقف می‌شود. درخت از نظر فیزیولوژیک بیدار، اما سیستم دفاعی آن کاملاً خاموش و بی‌دفاع می‌گردد. 🪲 ۳- ضلع سوم، فاز بیولوژیکی: تیر خلاص سوسک‌های پوست‌خوار (Scolytidae) آفت ثانویه، معلول است نه علت: سوسک‌های پوست‌خوار در حالت عادی توانایی آسیب رساندن به درختان شاداب را ندارند، زیرا درخت با ترشح رزین و صمغ، لاروها را خفه می‌کند. اما در افیولیت‌های مشهد، وقتی درخت در اثر سمیت خاک و خشکی سیستماتیک (دو ضلع اول) کاملاً ضعیف می‌شود، سیستم بیوشیمیایی و دفاعی آن خاموش می‌گردد. درخت استرس‌دیده با ساطع کردن پیام‌های شیمیایی (کایرمون‌ها)، سوسک‌ها را به سمت خود فرخوانده و آفت بدون هیچ ممانعتی، آوندهای آبکش را جویده، سیستم انتقال مواد غذایی را قطع کرده و به مرگ تنه منتهی میشود. این پدیده‌ به صورت لکه‌ای در حال گسترش به درختان مجاور است. 🛠️ نتیجه‌گیری کاربردی و پیشنهادهای مدیریتی برای فضای سبز مشهد: ۱- تغییر پارادایم از سوزنی‌برگ‌کاری به بوته‌کاری ژئوبوتانیکی: توسعه فضای سبز با استمرار کاشت سوزنی‌برگ‌های غیربومی در تپه‌های افیولیتی جنوب مشهد، اصرار بر یک چرخه باطل و هدررفت منابع آب و سرمایه است. طبیعت بهترین راهنماست؛ مدیریت شهری باید به سمت گونه‌های سرپانتینوفیت (سازگار با خاک‌های سمی و کم‌عمق) حرکت کند. گونه‌های بومی نظیر داغداغان (Celtis australis) با ریشه‌های نفوذگر در سنگ، بادام کوهی (Prunus scoparia)، بنه (Pistacia atlantica) و درختچه‌های مقاوم بومی مانند ارغوان (Cercisکاروان‌کش (Atraphaxis) و گون‌ها (Astragalus) بهترین جایگزین هستند. این گونه ها که به طور طبیعی با ژئوشیمی این سنگ‌ها هم‌تکامل شده‌اند، تنوع زیستی پایدار و کمربند سبزی واقعی را برای مشهد تضمین خواهد کرد. ۲- قرنطینه و حذف فوری کانون‌های آفت: رها کردن اسکلت درختان خشکیده در محل، به معنای حفظ مخزن و کانون تکثیر سوسک پوست‌خوار است. این درختان باید فوراً قطع، پوست‌کنی یا سوزانده شوند. ۳- اصلاح موضعی ژئوشیمی بستر در نقاط منظری: در لکه‌هایی که اصرار بر حفظ سوزنی‌برگ‌هاست، افزودن ترکیبات حاوی کلسیم (مانند گچ کشاورزی) برای تعدیل نسبت سمی Ca/Mg و استفاده از قارچ‌های همزیست (میکوریزا) برای تثبیت فلزات سنگین در ریشه الزامی است. #سرپانتین #خاک_بومزادی #فلزات_سنگین #کمربند_سبز 🌱 کانال تخصصی تنوع زیستی گیاهی

در این نشست، سخنرانی داشتیم با عنوان: توسعه پایدار صنعتی: از مسئولیت تا سودآوری هوشمند: تبیین چالش‌های محیط‌زیستی استان و راهکارهای قانونی تبدیل «مالیات» به «سرمایه سرمایه‌گذاری» فایل پاورپوینت ارائه تقدیم می شود تا به هر طریقی صلاح می دانید، برای شرکت خودتان استفاده کنید. #زکات_علم @MahdiKolahi

نشست سمن های محیط زیستی استان خراسان رضوی با دکتر محمودی مدیرکل اداره کل محیط زیست روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۱۷ساعت ۱۲:۰۰ با حض
نشست سمن های محیط زیستی استان خراسان رضوی  با دکتر محمودی مدیرکل اداره کل محیط زیست  روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۱۷ساعت ۱۲:۰۰ با حضور نمایندگانی از سمن های محیط زیستی شهر مشهد و استان خراسان رضوی برگزار گردید. در این نشست درخواست های محیط زیستی تعدادی از فعالین بصورت مکتوب به مدیرکل محیط زیست استان ارائه گردید. @NGOKhorasanR

♻️ به مناسبت هفته جهانی محیط زیست انجمن مدیران صنایع خراسان رضوی برگزار می‌کند: ❇️ سمینار تخصصی «توسعه پایدار» در دنیای امروز
♻️ به مناسبت هفته جهانی محیط زیست انجمن مدیران صنایع خراسان رضوی برگزار می‌کند: ❇️ سمینار تخصصی «توسعه پایدار» در دنیای امروز، توسعه پایدار دیگر صرفاً یک مفهوم محیط‌زیستی نیست؛ بلکه راهبردی برای افزایش بهره‌وری، کاهش ریسک، ارتقای مسئولیت اجتماعی و ایجاد مزیت رقابتی برای صنایع و کسب‌وکارهاست. در این نشست تخصصی، ضمن بررسی چالش‌های محیط زیستی استان، راهکارهای اجرایی و ظرفیت‌های همکاری میان صنعت، دانشگاه و محیط زیست برای دستیابی به توسعه پایدار مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت. 🔹 همراه با پنل پرسش و پاسخ تخصصی 📅 سه‌شنبه ۱۹ خرداد 🕘 ساعت ۹ الی ۱۲ 📍 مجتمع ساپکو – طبقه دوم – دبیرخانه انجمن مدیران صنایع خراسان رضوی ☎️ ثبت‌نام رایگان ویژه اعضا: 38444211-13 @MahdiKolahi

برگزاري دوره آموزشي - هفته محيط زيست کارگاه اموزش مجازی: نظام ملی اعتباربخشی مدیریت آب (مدیریت ابزارهای 15 گانه مهندسی و مدیر
برگزاري دوره آموزشي - هفته محيط زيست کارگاه اموزش مجازی: نظام ملی اعتباربخشی مدیریت آب (مدیریت ابزارهای 15 گانه مهندسی و مدیریت آب) تاریخ برگزاری :20 خرداد 1405 زمان :8:30 الی 10:00 رایگان https://formafzar.com/form/pmrk3 @MahdiKolahi

هفته محیط زیست و دعوت از سمن‌های استان جهت حضور در به نشست هم اندیشی با مدیرکل یکشنبه 17 خرداد 1405 ساعت 12 مکان: اداره کل حف
هفته محیط زیست و دعوت از سمن‌های استان جهت حضور در به نشست هم اندیشی با مدیرکل یکشنبه 17 خرداد 1405 ساعت 12 مکان: اداره کل حفاظت محیط زیست استان @MahdiKolahi

🌍 Call for Case Studies: Large-scale Restoration Awards 2026 The Large-scale Restoration Awards 2026 invites restoration practitioners and ecologists to submit case studies showcasing innovative and impactful restoration initiatives. 📄 Submission Requirements: • Case study: 1500–3000 words • Abstract: about 250 words • Format: Word file • Three photos from the restoration area (JPG) 📅 Deadline: August 1, 2026 📧 Submit to: largescale@ser.org 📝 Application form: https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLScDCfN5jSaIdXme2x8YQ2NWVZ8tatpOJNSp0cRHhpIrJnvr8Q/viewform 📘 More information, eligibility criteria, and procedures: https://drive.google.com/file/d/19g6cXUBatop1Mx3Ywuaf7HXJSM5SBRqG/view 🌱 This call is part of the project: https://chapter.ser.org/lers/   @MahdiKolahi

راه اندازي سامانه فواد (فوريت هاي اداري، 128) «در راستاي تقويت فرايند پاسخگويي به شهروندان و ارتقاي رضايت مندي گيرندگان خدمات
راه اندازي سامانه فواد (فوريت هاي اداري، 128) «در راستاي تقويت فرايند پاسخگويي به شهروندان و ارتقاي رضايت مندي گيرندگان خدمات دولتي و در اجراي بند چهارم ذيل محور سوم برنامه اصلاح نظام اداري و براساس دستورالعمل اجرايي استقرار سامانه فوريت هاي اداري، سامانه فواد 128 در استان خراسان رضوي راه اندازي شده است.» @MahdiKolahi

فاجعه خاموش؛ برآورد هزینه‌های محیط‌زیستی «جنگ رمضان» در ایران مهدی کلاهی در حالی که آمارها از خسارت اقتصادی ۲۷۰ میلیارد دلاری سخن می‌گویند، «قربانی خاموش» این جنگ، طبیعت ایران است. جنگ تنها تخریب ساختمان‌ها نیست؛ بلکه ویرانی زیرساخت‌های حیاتی زمین است که بازسازی آن‌ها قرن‌ها زمان می‌برد. ابعاد فاجعه محیط‌زیستی بر اساس گزارش‌های میدانی: 1- آلودگی آب و خاک (میراث سموم نظامی): با تخریب بیش از ۷۶۰۰ ساختمان (که طبق گزارشی، ۲۵٪ آن‌ها صنعتی بوده‌اند)، نشت مواد شیمیایی، فلزات سنگین و پسماندهای ویژه به لایه‌های خاک و آبخوان‌های تهران، اصفهان و هرمزگان قطعی است. نفوذ مواد منفجره به سفره‌های آب زیرزمینی، امنیت غذایی آینده را هدف قرار داده است. با توجه به حجم تخریب، و با در نظر گرفتن فرمول، تعداد واحدهای تخریبی × متوسط هزینه پاکسازی هر متر مکعب خاک آلوده، تنها هزینه «پاکسازی اولیه» محیط زیست شهری در این جنگ حدود ۵ تا ۷ میلیارد دلار برآورد می‌شود. 2- نابودی تنوع زیستی (گونه، اکوسیستم، ژن، فرهنگ): طبق گزارشها، در یک مثال مشاهده‌ای، فشار جمعیت آواره، تخریب پوشش گیاهی و استرس ناشی از بمباران‌های صوتی، کریدورهای حیات‌وحش را تخریب و گونه‌های در خطر انقراض را به مرز نابودی کشانده است. بر اساس استانداردهای جهانی (Costanza et al.)، ارزش خدمات اکوسیستمی مناطق تحت تنش جنگی به شدت افت می‌کند. با توجه به مدت جنگ و تخریب پوشش گیاهی، ارزش تنوع زیستیِ از دست رفته ایران در این مدت حدود ۱۲ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. 3- آلودگی هوا و تغییر اقلیم: هدف قرار گرفتن مراکز صنعتی و تراکم ۱۶ میلیون خودرو در بافت جنگ‌زده تهران، ابری از دوده کربن و گازهای گلخانه‌ای ایجاد کرده که معادل چندین سال فعالیت عادی صنعتی است. در مطالعات پسا-جنگ (مانند جنگ خلیج فارس یا اوکراین)، معمولاً خسارات محیط‌زیستی، معادل ۱۵٪ تا ۲۵٪ خسارات ساختاری برآورد می‌شود. با اعمال ضریب ۲۰٪ بر روی مجموع خسارات مستقیم و زیرساختی (طبق گفته مجلس: 5/28 میلیارد دلار)، به عدد حدود 40 میلیارد دلار می‌رسیم که این عدد به عنوان «خسارت به سرمایه طبیعی» (Natural Capital Loss) قابل ارجاع است. برآورد اقتصادی خسارت: اگر بخواهیم بر اساس «ارزش کل اقتصادی (TEV)» و هزینه‌های جایگزینی (Replacement Cost) محاسبه کنیم، به ازای هر ۱ دلار خسارت مستقیم جنگی، حداقل ۱۵ تا ۲۰ سنت خسارت پنهان محیط‌زیستی به سرمایه‌های طبیعی ایران وارد شده است. این یعنی علاوه بر ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت اعلامی دولت، ایران با یک «بدهی محیط‌زیستی» حداقلی ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار روبه‌روست که معادل بیش از ۵۰۰ دلار خسارت محیط‌زیستی به ازای هر ایرانی است. به عبارت دیگر، جنگ رمضان نه تنها اقتصاد ۱۴۰۴ را ۴۰ درصد کوچک‌تر کرد، بلکه «سرمایه طبیعی» نسل‌های آینده را پیش‌خور نمود. توجه به این تذکر مهم است که احیای یک آبخوان تخریب شده یا یک کوهستان بمباران شده، با هیچ بودجه‌ای در کوتاه مدت ممکن نیست. به عبارت دیگر، برخلاف خسارات فیزیکی، این هزینه‌ها، بلندمدت، انباشتی و گاه غیرقابل بازگشت هستند. تجربه جنگ‌هایی مانند عراق و اوکراین نشان می‌دهد که بازسازی محیط‌زیست ممکن است دهه‌ها زمان و ده‌ها میلیارد دلار هزینه نیاز داشته باشد. البته آنچه امروز به‌عنوان «هزینه جنگ» اعلام می‌شود، فقط نوک کوه یخ است. بحران واقعی، تخریب سرمایه طبیعی کشور است که مستقیماً امنیت غذایی، سلامت مردم و آینده توسعه ایران را تهدید می‌کند. #محیط_زیست #اقتصاد_جنگ #ایران #جنگ_رمضان #توسعه_پایدار @MahdiKolahi

وی با اشاره به الگوی پیشنهادی شهر فشرده به عنوان تنها الگوی مناسب برای شهر مشهد اظهار می‌کند: توسعه افقی در شهرهایی که با کمبود آب مواجه هستند، سبب افزایش مصرف زیرساخت‌ها، وابستگی به خودرو و انتشار کربن می‌شود و مدیریت منابع آب را با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌کند. دانشیار دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه مسئله اصلی توسعه شهری مشهد ظرفیت اکولوژیک این سرزمین است، می‌افزاید: باید ارزیابی دقیقی از ظرفیت برد اکولوژیک مشهد انجام شود. در حالی که گفته می‌شود این شهر تنها ظرفیت ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر را دارد، در حال حاضر نزدیک به ۵ میلیون نفر در این منطقه زندگی می‌کنند. این نشان‌دهنده فشار بسیار زیادی است که بر شهر وارد می‌شود. کلاهی با بیان اینکه مدیران شهری تصمیم‌گیری‌های خود را بر اساس ظرفیت اکولوژیک و حساسیت منابع آب انجام دهند، نه بر اساس موقعیت جغرافیایی زمین، می‌گوید: در مشهد دیگر بحث سمت شرق و غرب اهمیت ندارد و باید به طرف توسعه درونی حرکت کنیم. وی با اشاره به دو اقدام کلیدی برای برقراری توازن میان توسعه شهری و حفظ محیط زیست عنوان می‌کند: استفاده از نظریه ظرفیت برد اکولوژیک شهری می‌تواند به کنترل گسترش افقی، تعیین سقف جمعیتی و مدیریت منابع کمک کند. همچنین ما باید از نظریه‌های توسعه سرزمینی یکپارچه بهره بگیریم و علم را مبنای کار خود قرار دهیم. تلاش برای رجوع به علم با توجه به اینکه دشت مشهد از دهه ۴۰ ممنوعه اعلام شده و با فرض اتمام منابع آب زیرزمینی، می‌توان گفت ظرفیت واقعی جمعیت این شهر، حتی باید کمتر از ۵۰۰ هزار نفر باشد در حالی که هم‌اکنون این شهر زیر بار فزاینده‌ای قرار دارد که رو به گسترش است. این وضعیت نشان می‌دهد ما در حال حاضر نه‌تنها توان استفاده از اکوسیستم موجود خود را نداریم؛ بلکه با این شیوه، منابع شهرها و استان‌های همجوار را نیز به پایان می‌رسانیم. در نتیجه، استفاده درست از علم و توجه به نظرات کارشناسان اگرچه کمی دیر شده؛ اما در هر اقدامی برای توسعه، بیش‌از پیش ضروری است. روزنامه قدس @MahdiKolahi

وی در پاسخ به این پرسش که آیا برنامه‌ریزی شهری کنونی، پاسخگوی نیازهای محیط زیستی ما هست یا خیر، می‌افزاید: متأسفانه بسیاری از مسائل شهری ما با موضوعات اقتصادی مرتبط هستند و اکنون شاهد هستیم که درآمدزایی در مدیریت شهری به طرز عمیقی با موضوعات ساخت و ساز گره خورده است. مدیریت شهری نیز با ایجاد فضایی مناسب برای توسعه مبتنی بر ساخت و ساز، تلاش می‌کند به نیازهای اقتصادی پاسخ دهد؛ اما باید توجه داشت که اگر تمرکز اصلی بر جنبه‌های اقتصادی باشد، ممکن است از سایر مسائل مهم غافل شویم. به عنوان مثال، توجه بیش از حد به جابه‌جایی وسایل نقلیه به جای توجه به جابه‌جایی افراد، می‌تواند کیفیت زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار دهد. نمونه‌ای از این مشکل، ادامه بزرگراه جنوبی با تخریب کوه‌هاست که به عنوان یک خطای بزرگ در حوزه ترافیک شناخته می‌شود و بخشی از دارایی‌های طبیعی مشهد را به نفع خودروها تخریب کرده است. رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه می‌دهد: این نوع توسعه، اگرچه منجر به ایجاد کوه‌پارک شده؛ اما نشان‌دهنده انگاره‌های نامناسب در زمینه توسعه شهری است؛ توسعه‌ای که تنها بر مبنای اقتصاد و جابه‌جایی خودروها شکل گرفته، نه تنها کیفیت زندگی را کاهش می‌دهد؛ بلکه به ‌محیط زیست نیز آسیب می‌زند. قلندریان با بیان اینکه اولویت اصلی در هسته توسعه باید ارتقای کیفیت زیست‌پذیری شهر باشد، اظهار می‌کند: تأمین منابع آبی و ظرفیت حمل و نقل عمومی برای جابه‌جایی جمعیت در حال افزایش، از جمله موضوعات حیاتی هستند که باید پیش از هر توسعه‌ای به شرق یا غرب، مورد توجه قرار گیرند. در مورد توسعه بلندمرتبه نیز باید گفت این نوع توسعه باید در مشهد صورت بگیرد؛ اما باید ظرفیت‌های موجود را بررسی کنیم تا مشخص شود جمعیتی که در ۱۰ یا ۲۰ سال آینده به مشهد اضافه می‌شود، چگونه می‌تواند در فضاهای عمودی یا افقی جای بگیرد. زمینِ در دسترس، اولویت نخست توسعه نیست دانشیار دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد نیز در گفت‌وگو با طوس با تأکید بر ضرورت بازنگری در رویکردهای توسعه شهری مشهد می‌گوید: جهت‌گیری توسعه باید بر پایه اصول برنامه‌ریزی اکولوژیک شهری و توسعه پایدار سرزمینی تحلیل شود و مسئله اصلی این نیست که توسعه به سمت شرق باشد یا غرب. در واقع توسعه شهری یک تصمیم اکولوژیک، اقلیمی، اجتماعی و فضایی است، نه صرفاً کالبدی یا جغرافیایی. مهدی کلاهی با اشاره به فشارهای وارد بر منابع آب و اکوسیستم‌های طبیعی می‌افزاید: توسعه شهری باید کمترین فشار را بر سفره‌های آب زیرزمینی وارد کند، کمترین تخریب اکوسیستم‌ها را داشته باشد و از تشدید جزایر حرارتی جلوگیری به عمل بیاورد. متأسفانه آسفالت‌سازی‌های گسترده در سال‌های اخیر، دمای شهر را به‌طور قابل توجهی افزایش داده است. وی با اشاره به اینکه ظرفیت برد اکولوژیک باید معیار اصلی انتخاب جهت توسعه باشد، ادامه می‌دهد: اشتباه مدیریتی این است که صرفاً یک زمین خالی پیدا می‌کنند و طرح را همان‌جا به اجرا می‌رسانند. در علم توسعه شهری، زمین در دسترس، اولویت نخست نیست؛ پایداری، سازگاری و تاب‌آوری اولویت دارند. این دانشیار دانشگاه با اشاره به شکنندگی آبخوان‌های مشهد و خطرات سیلاب‌های اخیر می‌گوید: اگر اصول توسعه پایدار رعایت نشود، شهر دچار قفل‌شدگی هیدرولوژیک می‌شود؛ یعنی توسعه‌ای که بعدها قابل اصلاح نیست و بحران آب دائمی را ایجاد می‌کند. کلاهی یکی از مهم‌ترین چالش‌های توسعه شهری را مسدود شدن کریدورهای تهویه هوا دانسته و توضیح می‌دهد: ساخت‌وسازهای بی‌ضابطه، مسیر بادهای غالب را قطع کرده، تهویه طبیعی دشت را مختل می‌کند و تبادل حرارتی شبانه را کاهش می‌دهد که نتیجه آن، افزایش آلودگی، افزایش دما و رشد مصرف انرژی است. او بیان می‌کند: در الگوهای نوین توسعه شهری، بلندمرتبه‌سازی باید در مرکز شهر انجام شود و هرچه به حاشیه نزدیک می‌شویم، ارتفاع ساختمان‌ها کاهش یابد تا گردش هوای طبیعی مختل نشود. دانشیار دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد با انتقاد از نابرابری در توزیع فضاهای سبز شهری بیان می‌کند: توسعه نباید شبکه پیوسته فضاهای سبز را قطع کند؛ زیرا این شبکه نقش مهمی در نفوذ آب، کاهش سیلاب و حفظ خدمات اکوسیستم دارد. کلاهی با بیان اینکه توسعه شهری تنها مسئله زمین نیست؛ بلکه مسئله توزیع ریسک محیط‌زیست نیز هست، می‌گوید: باید پرسید آیا توسعه در یک جهت خاص، فشار آلودگی، کمبود آب یا ریسک‌های محیط زیستی را بر یک جمعیت خاص متمرکز می‌کند یا خیر؟ اگر چنین باشد، این توسعه با اصول عدالت فضایی و توسعه پایدار در تعارض است.

مصاحبه https://qudsonline.ir/xcDRw مشهد در تقاطع توسعه شهری و محیط‌ زیست مهدی کلاهی توسعه و رشد فیزیکی شهر در محدوده‌های مختلف، موضوعی گریزناپذیر است، از طرفی برخی نیز بر این باورند که مسائل محیط زیستی باید اولویت هر نوع توسعه‌ای قرار بگیرد تا از تبعات منفی آن در آینده جلوگیری کند. توسعه و رشد فیزیکی شهر در محدوده‌های مختلف، موضوعی گریزناپذیر است، از طرفی برخی نیز بر این باورند که مسائل محیط زیستی باید اولویت هر نوع توسعه‌ای قرار بگیرد تا از تبعات منفی آن در آینده جلوگیری کند. در این راستا، بحث‌هایی در سال‌های اخیر برای توسعه شهر مشهد مطرح بوده؛ بعضی به دنبال توسعه به سمت شرق و برخی نیز به دنبال نفی توسعه به غرب بودند. همچنین محور غرب مشهد با وجود صنایع و نیروگاه‌ها، چالش‌هایی را ایجاد کرده است. برخی معتقدند صنایع باید به مکان‌های دیگری منتقل شوند و همواره جمیعی از مسائل و موضوعات مطرح بوده است. با این تفاسیر باید پرسید سندهای توسعه شهر همچون سند بلندمرتبه‌سازی چه وضعیتی خواهند داشت؟ آیا به دلایل محیط زیستی باید توسعه شهر قفل شود و ادامه نیابد؟ در واقع چه اقدام‌هایی می‌توان برای ایجاد توازن میان توسعه شهر و حفظ محیط زیست انجام داد؟ موضوعی که در گفت‌وگو با استادان منابع طبیعی و راه و شهرسازی دانشگاه مورد بررسی قرار می‌دهیم. نامسئله‌ها در کنار مسئله‌ها رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با خبرنگار ما درباره توسعه شهری مشهد و تأثیرات آن بر محیط زیست می‌گوید: برای داشتن نگاهی جامع به مشهد باید منطقه کلانشهری آن را مدنظر قرار دهیم؛ شامل مشهد و روستاهای اطراف آن، حریم مشهد، شهرهای طرقبه و شاندیز و سایر محدوده‌هایی که قابلیت شهری شدن را دارند. لازم است تمرکز بیشتری بر ظرفیت زیستی مشهد داشته باشیم و مشخص کنیم این شهر چه میزان گنجایش برای افراد دارد. ایمان قلندریان ادامه می‌دهد: در کنار مسئله توسعه به شرق، توسعه عمودی یا بلندمرتبه‌سازی، موضوعات مختلف اقتصادی، محیط زیست و فرهنگی نیز مطرح می‌شود؛ اما باید بدانیم بعضی از این مسائل چون محیط زیست، بر برخی دیگر اولویت دارند. از طرفی بعضی نامسئله‌ها نیز در زمینه توسعه شهر مطرح می‌شود که «اگر مشهد به غرب توسعه یافته، پس به شرق نیز باید توسعه بیابد». به این دلیل که حرم مطهر امام رضا(ع) باید در مرکز جغرافیایی شهر قرار بگیرد، در حالی که ضروری است بر این نکته تأکید کنیم که حرم منور باید در مرکز عملکردی (حمل و نقلی) شهر قرار بگیرد به این معنی که با نزدیک شدن به انتخابات شورای شهر، ضروری است منتخبان به این نکته توجه کنند که چه اقدام‌هایی باید انجام دهند تا زائران امام رضا(ع) بتوانند در کمترین زمان ممکن به حرم مطهر برسند و زمان دسترسی به این بارگاه منور از یک ساعت به حداکثر ۲۰ دقیقه کاهش یابد. این تغییر نگرش در توسعه بسیار مهم است. وی با بیان اینکه نمی‌توان یک الگوی واحد برای توسعه مشهد تعریف کرد، می‌افزاید: الگوهای افقی و عمودی هر یک مزایا و معایب خاص خود را دارند و باید متناسب با شرایط هر منطقه بررسی شوند؛ اما خط قرمز در این زمینه این است که نباید اجازه دهیم شهر مشهد کاملاً در اختیار یک الگو مثلاً بلندمرتبه‌سازی قرار گیرد. بنابراین باید مشخص کنیم کدام مناطق قابلیت بلندمرتبه‌سازی را دارند و این کار باید با دقت انجام شود. به عنوان مثال، انتظار نمی‌رود بلندمرتبه‌سازی در کوه‌های جنوبی مشهد یا در مناطقی که جلو باد غالب را می‌گیرد، انجام شود. رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد تأکید می‌کند: ضمن اینکه الگوهای ما باید متنوع باشند، نباید این الگوها به صورت ترکیبی و کنار هم قرار بگیرند. به عنوان مثال، اگر در یک منطقه توسعه‌ای با آپارتمان‌های ۵ یا ۶ طبقه داریم، قرار دادن یک برج ۱۶ طبقه در آنجا چالش‌هایی را به وجود خواهد آورد که می‌تواند تبعات خُرده اقلیمی مانند تغییر جریان باد و دما را به همراه داشته باشد. قلندریان با اشاره به اینکه توسعه شهری مشهد نیازمند بررسی دقیق وضعیت زیست‌محیطی و اجتماعی مناطق شرق و غرب این شهر است، می‌گوید: در کنار همه این مسائل، توسعه به سمت شرق می‌تواند به برقراری عدالت فضایی کمک کند و به کاهش جدایی‌گزینی‌های اجتماعی سمت شرق؛ به ویژه در مناطقی که با حاشیه‌نشینی مواجه هستند، منجر شود. اولویت اصلی در هسته توسعه باید ارتقای کیفیت زیست‌پذیری شهر باشد

چرا برخی دانشجویان همیشه به نمره اعتراض می‌کنند؟ مهدی کلاهی بسیاری از استادان تجربه مشابهی دارند: دانشجویی که تکالیف را ناقص انجام داده یا عملکرد آموزشی ضعیفی داشته، حتی پس از دریافت نمره‌ای بالاتر از استحقاق واقعی خود، همچنان احساس نارضایتی دارد و خواهان نمره بیشتر است. این رفتار معمولاً به‌صورت سطحی «زیاده‌خواهی» یا «بی‌عدالتی‌خواهی» تعبیر می‌شود؛ اما بررسی علمی نشان می‌دهد این پدیده ریشه‌های عمیق روان‌شناختی و ساختاری دارد. در ادامه، برخی از مهم‌ترین سازوکارهای تبیین‌کننده این رفتار را مرور می‌کنیم. 1- سازوکارهای روان‌شناختی 1-1- ناهمخوانی شناختی بر اساس نظریه لئون فستینگر، افراد تمایل دارند تصویری مثبت از خود حفظ کنند. اگر دانشجو خود را «توانمند» بداند اما عملکردش ضعیف باشد، تنش روانی ایجاد می‌شود. یکی از راه‌های کاهش این تنش، زیر سؤال بردن ارزیابی یا مطالبه نمره بیشتر است. 1-2- اثر دانینگ–کروگر و خطای خودارزیابی افراد با مهارت پایین گاهی توانایی خود را بیش‌برآورد می‌کنند؛ بنابراین واقعاً احساس می‌کنند شایسته نمره بالاتری هستند. 1-3- ذهنیت ثابت در برابر ذهنیت رشد پژوهش‌های کارول دوئک نشان می‌دهد اگر فرد نمره را نشانه «ارزش ذاتی خود» بداند، نه بازخوردی برای یادگیری، هر نمره پایین تهدیدی برای هویت او تلقی می‌شود. 1-4- اسناد بیرونی و احساس کنترل محدود در چارچوب نظریه‌های شناخت اجتماعی آلبرت بندورا، اگر فرد شکست را به عوامل بیرونی نسبت دهد، مسئولیت عملکرد خود را نمی‌پذیرد و انتظار جبران از نظام ارزیابی دارد. 2- سازوکارهای جامعه‌شناختی 2-1- مقایسه اجتماعی و ادراک عدالت نسبی طبق نظریه عدالت جان استیسی آدامز، افراد پیامدهای خود را با دیگران مقایسه می‌کنند، نه با معیارهای مطلق. بنابراین حتی نمره بالا هم اگر کمتر از دیگران باشد، ناعادلانه تلقی می‌شود. 2-2- سرمایه فرهنگی و عادت‌واره آموزشی در تحلیل‌های پی‌یر بوردیو، برخی افراد در زمینه‌هایی اجتماعی می‌شوند که مذاکره، فشار یا چانه‌زنی بخشی عادی از تعامل با نهادهای رسمی است. در این چارچوب، اعتراض به نمره یک رفتار آموخته‌شده است. 2-3- مدیریت وجهه و منزلت اجتماعی در نگاه اروینگ گافمن، افراد دائماً در حال مدیریت «تصویر اجتماعی» خود هستند. نمره پایین می‌تواند تهدیدی برای منزلت فرد در خانواده، گروه همسالان یا آینده حرفه‌ای تلقی شود. 2-4- فشار ساختاری نظام آموزشی وقتی نمره به سرمایه اجتماعی، فرصت شغلی یا امکان تحصیل بالاتر تبدیل می‌شود، دانشجو آن را منبعی کمیاب می‌بیند که باید برای آن رقابت و مذاکره کرد. نتیجه تحلیلی اعتراض به نمره غالباً حاصل ترکیب این عوامل است: • دفاع روانی از هویت فردی • خطاهای شناختی در ارزیابی توانایی • مقایسه اجتماعی مداوم • فرهنگ چانه‌زنی نهادی • اضطراب منزلت • فشار ساختاری نظام آموزشی بنابراین این پدیده بیشتر «ساختاری و روانی» است تا صرفاً «اخلاقی یا فردی». اما نکته بنیادی که باید بازتعریف شود: نمره در نظام آموزشی چه معنایی دارد؟ اگر نمره را نشانه ارزش شخصی، هوش ذاتی یا منزلت اجتماعی بدانیم، طبیعی است که افراد برای دفاع از هویت خود با آن بجنگند. اما اگر نمره را آنچه واقعاً هست بدانیم، بسیاری از تنش‌ها کاهش می‌یابد: ✔️ نمره = بازخورد درباره میزان تحقق اهداف یادگیری ✔️ نمره = اطلاعاتی برای بهبود عملکرد آینده ❌ نمره ≠ ارزش شخصی ❌ نمره ≠ شأن اجتماعی ❌ نمره ≠ هویت فردی نمره یک «داده آموزشی» است، نه یک «برچسب هویتی». جمع‌بندی نهایی اعتراض به نمره اغلب دفاع از «خود»، «منزلت» یا «تصویر اجتماعی» است، نه صرفاً اعتراض به یک عدد. هرچه نظام آموزشی و تعاملات آموزشی بتوانند معنای نمره را از «ارزش‌گذاری شخصی» به «بازخورد یادگیری» منتقل کنند، هم عدالت آموزشی تقویت می‌شود و هم سلامت روانی دانشجویان. شاید مهم‌ترین وظیفه تربیتی ما همین بازتعریف ساده اما عمیق باشد: نمره، داوری درباره انسان نیست؛ گزارش درباره یادگیری است. @MahdiKolahi

تمديد مهلت ارسال درخواست اعتبار مالياتي در چهارچوب ماده 13 قانون جهش توليد دانش بنيان تا پايان سال @MahdiKolahi
تمديد مهلت ارسال درخواست اعتبار مالياتي در چهارچوب ماده 13 قانون جهش توليد دانش بنيان تا پايان سال @MahdiKolahi

همکار ارجمند با سلام و احترام، به استحضار می‌رساند انتخابات کارگروه‌های تخصصی برنامه‌ریزی آموزش عالی، در بازه زمانی ۱۴ تا ۱۶ دی‌ماه (یکشنبه تا سه‌شنبه) به‌صورت برخط و از طریق پایگاه اینترنتی vote.ito.gov.ir برگزار خواهد شد. اینجانب به‌عنوان یکی از نامزدهای این دوره، خلاصه‌ای از سوابق علمی و حرفه‌ای خود را در سامانه مذکور بارگذاری نموده‌ام. خواهشمند است در صورت صلاحدید و پس از ملاحظه رزومه، چنانچه حضور اینجانب را برای فعالیت مؤثر در کارگروه بین‌رشته‌ای منابع طبیعی و محیط‌زیست مفید ارزیابی می‌فرمایید، با مشارکت در فرآیند انتخابات و رأی ارزشمند خود، اینجانب را مورد حمایت قرار دهید. پیشاپیش از توجه و همراهی بزرگوارانه شما صمیمانه سپاسگزارم. با تقدیم احترام مهدی کلاهی @MahdiKolahi