en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

معماری اندیشه | توسعه پایا

معماری اندیشه | توسعه پایا

Open in Telegram

چگونه ظرفیت انسان و سازمان را برای مواجهه خردمندانه با پیچیدگی افزایش دهیم؟ جامعه | محیط‌زیست | توسعه | حکمروایی مهدی کلاهی | معمار اندیشه دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد UNEP-GEO7 | IPBES ارتباط: @Kolahi

Show more
1 261
Subscribers
+224 hours
-107 days
+2230 days
Posts Archive
دیزباد بالا؛ از خواستن تا توانستن، از خودیاری تا مسئولیت جمعی بخش اول: https://t.me/MahdiKolahi/2551   بخش دوم: https://t.me/MahdiKolahi/2552   بخش سوم از چهارم:   چهارم، خرد جمعی و مدیریت تعارض. در جریان بازدید، ایده تشکیل شورای مشورتی با حضور نمایندگان گروه‌ها و سران طایفه‌ها به‌عنوان یکی از سازوکارهای حل اختلافات داخلی مطرح شد. اگر این سازوکار به‌گونه‌ای عمل کند که صداهای متفاوت شنیده شوند و تصمیم‌ها از پذیرش اجتماعی برخوردار باشند، می‌تواند به سرمایه‌ای نهادی برای همکاری تبدیل شود. اهمیت این ایده در آن است که اختلاف‌نظر را مسئله‌ای صرفاً شخصی نمی‌بیند؛ بلکه برای مدیریت آن، سازوکاری جمعی ایجاد می‌کند. البته اثربخشی چنین شورایی به میزان نمایندگی واقعی گروه‌ها، مشارکت زنان و جوانان، شفافیت تصمیم‌ها و پاسخ‌گویی آن نیز وابسته است. پنجم، تداوم ارتباط با زادگاه. گزارش‌های محلی نشان می‌دهند که بخشی از دیزبادی‌ها، حتی پس از سکونت در شهرها، پیوند خود را با روستا حفظ کرده‌اند. این پیوند می‌تواند منابع مالی، دانش، تجربه و فرصت‌های تازه‌ای را در اختیار جامعه محلی قرار دهد. مجموع این عوامل را می‌توان در قالب مفهومی به نام «سرمایه اجتماعی» فهمید؛ یعنی شبکه‌های اعتماد، همکاری، هنجارهای مشترک و توانایی اقدام جمعی که به جامعه امکان می‌دهند مسائل پیچیده را بهتر مدیریت کند.   🔹 ۶. توسعه واقعی در مرزهای روستا متوقف نمی‌شود یکی از آموزه‌های مهم این تجربه آن است که حفاظت از طبیعت و توسعه پایدار، اگر در محدوده یک روستا محصور بماند، با محدودیت روبه‌رو خواهد شد. آب، پوشش گیاهی، حیات‌وحش، فرسایش خاک و بسیاری از فرایندهای طبیعی به مرزهای اداری روستاها پایبند نیستند. اقدامات یک جامعه ممکن است تحت تأثیر تصمیم‌های همسایگان قرار گیرد؛ همان‌طور که تجربه‌های موفق می‌توانند به روستاهای دیگر منتقل شوند. ازاین‌رو، تلاش برای انتقال تجربه، آموزش جوامع همسایه و ایجاد همکاری میان روستاها، بخشی از منطق حفاظت مؤثر است. این رویکرد، ما را از تصور محدود توسعه که در آن موفقیت یک جامعه به‌تنهایی معیار پیشرفت است، فراتر می‌برد. سعادت پایدار، صرفاً فردی یا محلی نیست؛ به کیفیت روابط ما با دیگران و با سرزمینی که در آن زندگی می‌کنیم نیز وابسته است. 🔹 ۷. دیزباد؛ مقصدی برای دیدن یا فرصتی برای اندیشیدن؟ از منظر علمی، دیزباد را می‌توان نمونه‌ای قابل‌تأمل از یک «نظام اجتماعی–بوم‌شناختی» دانست؛ نظامی که در آن، طبیعت، معیشت، دانش، نهادها، قواعد بهره‌برداری و تصمیم‌های مردم بر یکدیگر اثر می‌گذارند. در چنین نظامی، مدرسه فقط یک ساختمان آموزشی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت دانشی جامعه است. مراتع فقط منبع علوفه نیستند؛ بلکه در پایداری خاک و آب نقش دارند. شورای محلی نیز صرفاً یک ساختار اداری نیست؛ بلکه می‌تواند بستری برای حل تعارض و سازمان‌دهی اقدام جمعی باشد. البته نباید دیزباد را جامعه‌ای بی‌مسئله یا الگویی آماده برای نسخه‌برداری در تمام روستاهای ایران تصور کرد. هر روستا شرایط اقتصادی، تاریخی، فرهنگی و طبیعی ویژه‌ای دارد. ارزش تجربه دیزباد در آن نیست که همه باید دقیقاً مانند آن عمل کنند؛ بلکه در این است که نشان می‌دهد چگونه می‌توان راه‌حل‌ها را از دل شناخت بومی، مشارکت مردم و یادگیری مستمر بیرون آورد. برای فهم عمیق این روستا، باید آن را با دقت مشاهده کرد، به روایت‌های مردم گوش سپرد، تاریخ تصمیم‌هایشان را شناخت، سازوکارهای همکاری و اختلاف را بررسی کرد و نسبت میان تغییرات اجتماعی و وضعیت طبیعت را سنجید. به بیان دیگر، دیزباد فقط جایی برای دیدن نیست؛ جایی برای پرسیدن است: چگونه می‌توانیم روستاهای خود را بازسازی کنیم؟ چگونه می‌توانیم ظرفیت همکاری مردم را افزایش دهیم؟ چگونه می‌توانیم میان معیشت، عدالت اجتماعی و حفاظت از طبیعت پیوندی پایدار برقرار کنیم؟ شاید مهم‌ترین درس دیزباد این باشد که ساختن آینده، نه با یک اقدام بزرگ و نمایشی، بلکه با هزاران تصمیم کوچک، یادگیری تدریجی، اعتمادسازی و تمرین مداوم همکاری امکان‌پذیر می‌شود. دیزباد بالا، دعوتی است به بازاندیشی در معنای توسعه؛ توسعه‌ای که از توانمندسازی انسان آغاز می‌شود، در همکاری اجتماعی شکل می‌گیرد و با مراقبت از طبیعت معنا پیدا می‌کند. و شاید بتوان همه این تجربه را در یک جمله خلاصه کرد: 🌿 برای ساختن روستایی پایدار، کافی نیست طبیعت را دوست داشته باشیم؛ باید یاد بگیریم چگونه با یکدیگر، برای طبیعت و برای نسل‌های آینده تصمیم بگیریم و عمل کنیم. @MahdiKolahi

پنجم، تداوم ارتباط با زادگاه. گزارش‌های محلی نشان می‌دهند که بخشی از دیزبادی‌ها، حتی پس از سکونت در شهرها، پیوند خود را با روستا حفظ کرده‌اند. این پیوند می‌تواند منابع مالی، دانش، تجربه و فرصت‌های تازه‌ای را در اختیار جامعه محلی قرار دهد. مجموع این عوامل را می‌توان در قالب مفهومی به نام «سرمایه اجتماعی» فهمید؛ یعنی شبکه‌های اعتماد، همکاری، هنجارهای مشترک و توانایی اقدام جمعی که به جامعه امکان می‌دهند مسائل پیچیده را بهتر مدیریت کند.   بخش سوم در: https://t.me/MahdiKolahi/2552   @MahdiKolahi

دیزباد بالا؛ از خواستن تا توانستن، از خودیاری تا مسئولیت جمعی بخش اول در: https://t.me/MahdiKolahi/2550 بخش دوم از چهارم 🔹 ۳. آموزش؛ سرمایه‌گذاری برای نسلی که هنوز نیامده است یکی از نقاط برجسته تاریخ دیزباد، پیشینه آموزش و مشارکت مردم در تأسیس مدرسه ناصرخسرو است. منابع تاریخی و روایت‌های محلی، آغاز شکل‌گیری این مدرسه را در اوایل دهه ۱۳۱۰ خورشیدی و سال بهره‌برداری را سال 1313 گزارش می‌کنند. در روایت‌های موجود، از مشارکت مالی مردم در تأمین ساختمان و هزینه‌های آموزش سخن گفته شده است. می‌توان نوشت که این سابقه، جزو نخستین مدارس غیرانتفاعی ایران است. ماجرا به‌اندازه کافی ارزشمند است: جامعه‌ای روستایی، آموزش را چنان مهم می‌دانست که برای ایجاد آن منتظر فراهم‌شدن تمام امکانات از سوی دولت نماند. گزارش‌های محلی همچنین از دستیابی دیزباد به سطح بسیار بالای سواد و شناخته‌شدن آن به‌عنوان یکی از روستاهای برخوردار از سواد همگانی در دهه‌های گذشته یاد می‌کنند. درس اصلی این تجربه، صرفاً ساختن یک مدرسه نیست. مردم با سرمایه‌گذاری بر آموزش، ظرفیت نسل‌های بعدی را برای حل مسائل، پذیرش مسئولیت و مشارکت در زندگی جمعی افزایش دادند.   🔹 ۴. حفاظت از طبیعت؛ مسئولیتی که مردم برای آن هزینه می‌کنند در دیزباد، حفاظت از منابع طبیعی فقط در حد شعار و توصیه باقی نمانده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده درباره روستا، نیروهای حفاظت مردمی با مشارکت اهالی فعالیت می‌کنند و بخشی از هزینه‌های این فعالیت‌ها را خود مردم تأمین می‌کنند. در کنار این تجربه، شورای روستا و گروه‌های محلی نیز در پیگیری تخلفات مربوط به تصرف اراضی منابع طبیعی و برداشت غیرمجاز آب مشارکت داشته‌اند. مهم‌تر آنکه همکاری‌های مرتبط با حفاظت از طبیعت به اقدام‌های پراکنده و کوتاه‌مدت محدود نمانده است. در پایگاه رسمی برنامه کمک‌های کوچک تسهیلات محیط زیست جهانی وابسته به برنامه توسعه سازمان ملل متحد، پروژه‌ای با عنوان حفاظت و تکثیر گیاهان دارویی و مرتعی کمیاب و در معرض خطر در بخش جنوبی کوهستان بینالود، با تأکید بر دانش بومی، ثبت شده است. شورای روستای دیزباد با همکاری تعاونی روستایی، مجری این پروژه بوده‌اند. این نمونه نشان می‌دهد که ظرفیت محلی، در صورت برخورداری از سازمان‌دهی مناسب، می‌تواند با دانش بومی، حمایت نهادی و منابع مالی بیرونی پیوند بخورد و به برنامه‌ای مشخص برای حفاظت از تنوع زیستی تبدیل شود. بنابراین، مشارکت مردم به معنای انتقال تمام مسئولیت‌های عمومی به جامعه محلی نیست. تجربه دیزباد بیشتر بر اهمیت شکل‌گیری رابطه‌ای مکمل میان مردم، نهادهای محلی و سازمان‌های پشتیبان دلالت دارد.   🔹 ۵. راز موفقیت را باید در نهادها و روابط اجتماعی جست‌وجو کرد چگونه ممکن است یک روستا، با وجود محدودیت‌های جغرافیایی و دشواری‌های اقتصادی، به چنین سطحی از همکاری جمعی دست یابد؟ به باور من، برای فهم این تجربه باید چند عامل را در کنار یکدیگر دید: نخست، دوراندیشی در تصمیم‌گیری. رهبران و افراد اثرگذار محلی، در تجربه‌هایی که از دیزباد نقل می‌شود، به‌جای محدودشدن به اقدامات روزمره و نمایشی، بر کارهایی تمرکز کرده‌اند که منافع آنها در سال‌های بعد آشکار می‌شود؛ از آموزش و زیرساخت گرفته تا حفاظت از منابع طبیعی. دوم، تبدیل محدودیت به انگیزه همکاری. دشواری‌های جغرافیایی، کمبود منابع و فشارهای ناشی از تخریب طبیعت، مردم را با مسائلی روبه‌رو کرده‌اند که حل آنها از توان یک خانوار فراتر می‌رود. هنگامی که مسئله مشترک باشد، راه‌حل نیز به همکاری نیاز پیدا می‌کند. البته دشواری به‌خودی‌خود همبستگی نمی‌سازد. در بسیاری از مناطق، فشار منابع می‌تواند به تعارض و رقابت مخرب منجر شود. آنچه اهمیت دارد، توانایی جامعه در تبدیل فشار مشترک به قواعد و اقدام‌های مشترک است. سوم، حضور افراد خیرخواه و تسهیلگران. افراد برخوردار از انگیزه، تجربه، دانش یا منابع مالی می‌توانند به شکل‌گیری اعتماد، پیوند میان گروه‌ها و پیشبرد ابتکارهای محلی کمک کنند. نقش آنها زمانی ماندگارتر می‌شود که به توانمندشدن جامعه بینجامد، نه وابستگی دائمی آن به یک فرد. چهارم، خرد جمعی و مدیریت تعارض. در جریان بازدید، ایده تشکیل شورای مشورتی با حضور نمایندگان گروه‌ها و سران طایفه‌ها به‌عنوان یکی از سازوکارهای حل اختلافات داخلی مطرح شد. اگر این سازوکار به‌گونه‌ای عمل کند که صداهای متفاوت شنیده شوند و تصمیم‌ها از پذیرش اجتماعی برخوردار باشند، می‌تواند به سرمایه‌ای نهادی برای همکاری تبدیل شود. اهمیت این ایده در آن است که اختلاف‌نظر را مسئله‌ای صرفاً شخصی نمی‌بیند؛ بلکه برای مدیریت آن، سازوکاری جمعی ایجاد می‌کند. البته اثربخشی چنین شورایی به میزان نمایندگی واقعی گروه‌ها، مشارکت زنان و جوانان، شفافیت تصمیم‌ها و پاسخ‌گویی آن نیز وابسته است.

دیزباد بالا؛ از خواستن تا توانستن، از خودیاری تا مسئولیت جمعی 🌱 روستایی که می‌توان در آن، پیوند خرد جمعی، آموزش و حفاظت از طبیعت را آموخت مهدی کلاهی   بخش اول از چهارم دیروز، در جریان یک بازدید علمی دانشجویی با همراهی حدود ۴۰ نفر از دانشجویان، فرصتی فراهم شد تا از دیزباد بالا، روستایی در دامنه‌های جنوبی بینالود در شهرستان زبرخان، دیدن کنیم. اما آنچه از این بازدید با خود آوردم، صرفاً خاطره یک سفر نبود؛ بلکه مواجهه با تجربه‌ای ارزشمند از سازمان‌دهی اجتماعی، مدیریت منابع طبیعی و ساختن آینده با تکیه بر توان جمعی مردم بود. دیزباد بالا را نباید فقط با خانه‌های پلکانی، باغ‌های سرسبز، چشمه‌ها و چشم‌اندازهای کوهستانی‌اش شناخت. اهمیت این روستا در چیزی فراتر از زیبایی‌های آن است: در شیوه‌ای که مردمش برای حل مسائل مشترک، ساختن نهادهای جمعی و مراقبت از سرزمین خود آموخته‌اند. 🔹 ۱. وقتی جغرافیا مانع است، همکاری اجتماعی راه می‌گشاید قرارگرفتن روستا در انتهای دره و در محدوده یک حوضه آبخیز فرعی، دسترسی به زیرساخت‌هایی مانند راه، برق، آب و گاز را دشوار می‌کرد. در چنین شرایطی، انتظار برای حل همه مسائل از بیرون می‌توانست سال‌ها ادامه پیدا کند. اما مردم دیزباد در مقاطع مختلف تاریخ خود، بخشی از این دشواری‌ها را با ابتکار، تأمین منابع و همکاری جمعی پشت سر گذاشتند. روایت‌های محلی از مشارکت مردم در ایجاد زیرساخت‌های روستا، از جمله شبکه برق اختصاصی، حکایت دارند. این تجربه یک درس روشن دارد: توسعه روستایی صرفاً محصول ورود سرمایه و خدمات از بیرون نیست. توانایی شناسایی مسئله، سازمان‌دهی مردم، اعتمادسازی و تبدیل خواسته مشترک به اقدام جمعی نیز می‌تواند نیرویی تعیین‌کننده باشد. البته این به معنای بی‌نیازی روستاها از دولت و نهادهای عمومی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد جامعه محلی، اگر سازمان‌یافته و توانمند باشد، می‌تواند از جایگاه دریافت‌کننده منفعل خدمات فراتر برود و به کنشگری مؤثر در توسعه خود تبدیل شود. 🔹 ۲. حفاظت از طبیعت؛ از محدودکردن دام تا بازگشت زندگی به کوهستان یکی از آموزنده‌ترین روایت‌هایی که در این بازدید با آن مواجه شدم، تجربه مردم در مواجهه با تخریب پوشش گیاهی مراتع، فرسایش خاک و کاهش منابع آب بود. بر اساس توضیحات ارائه‌شده در جریان بازدید، مردم با درک پیامدهای فشار دام بر مراتع، دامداری سنتی را به‌شدت محدود کردند و بخش عمده دام‌های خود را فروختند تا فشار بر طبیعت کاهش یابد. این تصمیم ساده نبود؛ زیرا دام برای خانوار روستایی تنها یک دارایی نیست، بلکه بخشی از معیشت، امنیت اقتصادی و شیوه زندگی است. بنابراین، کنارگذاشتن یا محدودکردن آن، هنگامی امکان‌پذیر می‌شود که جامعه بتواند میان نیازهای کوتاه‌مدت و بقای بلندمدت منابع طبیعی تعادل برقرار کند. نتیجه‌ای که در روایت محلی از این تجربه مطرح می‌شود، بازگشت زادآوری طبیعی پوشش گیاهی در کوهستان و بهبود وضعیت مراتع است. استمرار جریان برخی چشمه‌ها و بهره‌برداری از قنات‌ها نیز بخشی از این روایت است؛ هرچند برای نسبت‌دادن وضعیت کنونی منابع آب به این مداخله، به داده‌های هیدرولوژیک و بررسی روندهای بلندمدت نیاز داریم. از منظر علمی، کاهش فشار چرا می‌تواند فرصت بازسازی پوشش گیاهی را فراهم کند. پوشش گیاهی نیز با کاهش سرعت رواناب، افزایش حفاظت خاک و بهبود شرایط نفوذ آب، در تنظیم چرخه آب نقش دارد. البته میزان این اثرگذاری به شیب زمین، ویژگی‌های خاک، شدت بارش، وضعیت زمین‌شناختی و سایر عوامل وابسته است. نکته مهم دیگر، شیوه بهره‌برداری از آب است. در توضیحات مربوط به دیزباد، به استفاده از قنات و تقسیم آب بر مبنای حجم، به‌جای اتکای فزاینده به موتورپمپ، اشاره شد. چنین رویکردی می‌تواند نمونه‌ای از سازگاری با محدودیت منابع آب باشد؛ رویکردی که در آن، شیوه مصرف باید با ظرفیت طبیعی و قواعد جمعی بهره‌برداری سازگار بماند. ادامه دارد. بخش دوم در: https://t.me/MahdiKolahi/2551   @MahdiKolahi

امروز یافته‌های این مقاله را https://t.me/MahdiKolahi/2531 که در Scientific Reports — Nature هفته پیش منتشر شده https://www.nature.com/articles/s41598-026-59060-2 📌 با عنوان مقاله: Urban public green spaces in semi-arid cities: integrating vegetation health, water sustainability, and environmental justice in Mashhad, Iran برای مدیران و کارشناسان ارشد محترم فضای سبز شهرداری مشهد ارایه دادم. پاورپوینت تقدیم شما عزیز @MahdiKolahi

Mashhad_Urban_Green_Resilience_Strategy.pptx39.36 MB

🤩اردوی طبیعت‌گردی دیزباد🤩 (ویژه دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد) ✻ دفتر دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست سازمان دانشجویان
🤩اردوی طبیعت‌گردی دیزباد🤩 (ویژه دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد) ✻ دفتر دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی برگزار می‌کند!
بیست‌ویکمین دوره طرح ملی ایران، مرز پرگهر☀️
💼باهمراهی: دکتر مهدی کلاهی | عضو هیأت علمی دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد 💼زمان: پنج‌شنبه، ۲۳ مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۶:۴۵ صبح الی ۱۶ 💳هزینه ثبت نام اردو: ۵۵۰ هزارتومان برای عموم دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد ۴۵۰ هزارتومان برای اعضای سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی در دانشگاه فردوسی مشهد همراه با پذیرایی میان‌وعده و ناهار☀️ جهت ثبت نام و یا کسب اطلاعات بیش‌تر به آیدی‌ تلگرامی زیر پیام دهید. 💼@oroujifz 🤩کانال خبری سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی

اتفاقی بی‌نظیر دیگر 📚 دانش بومی ایران در گفت‌وگوی جهانی درباره سازگاری با تغییرات اقلیمی با همکاری جناب آقای مهندس محمد علای
اتفاقی بی‌نظیر دیگر 📚 دانش بومی ایران در گفت‌وگوی جهانی درباره سازگاری با تغییرات اقلیمی با همکاری جناب آقای مهندس محمد علایی عزیز، فصل علمی مشترک ما در مجموعه Oxford Intersections: Climate Adaptation از انتشارات #دانشگاه_آکسفورد منتشر شد. در این فصل، با اتکا به دانش و تجربه نسل‌های گذشته در مناطق خشک ایران، نشان داده‌ایم که مدیریت مشارکتی آب، قنات، کشاورزی سازگار با کم‌آبی و نهادهای محلی، چگونه طی قرن‌ها به جوامع کمک کرده‌اند با عدم‌قطعیت اقلیمی سازگار شوند. پیام اصلی ما روشن است: دانش بومی فقط میراث گذشته نیست؛ منبعی ارزشمند برای بازاندیشی در حکمروایی آب و سازگاری با گرمایش زمین در آینده است. خوشحالم که به کمک مهندس علایی عزیز، بخشی از این تجربه ارزشمند ایران را به گفت‌وگوی علمی جهانی معرفی کردیم. 🌱 🔗 https://doi.org/10.1093/9780198986201.003.0023 #دانش_بومی #مدیریت_آب #تغییر_اقلیم #ایران #OxfordAcademic @MahdiKolahi

⚠️ هشدار درباره راه‌سازی در ارتفاعات قله بینالود در پی انتشار تصاویر و گزارش‌هایی از فعالیت ماشین‌آلات سنگین در ارتفاعات #بین
+1
⚠️ هشدار درباره راه‌سازی در ارتفاعات قله بینالود در پی انتشار تصاویر و گزارش‌هایی از فعالیت ماشین‌آلات سنگین در ارتفاعات #بینالود، شبکه تشکل‌های محیط زیست و منابع طبیعی خراسان رضوی طی نامه‌ای به مدیرکل منابع طبیعی استان، خواستار رسیدگی فوری، بررسی مجوزهای قانونی و جلوگیری از ادامه هرگونه عملیات مغایر با ضوابط حفاظتی شده است. این ارتفاعات از نظر حفاظت از طبیعت، منابع آب و پایداری حوضه‌های آبخیز منطقه، اهمیت ویژه‌ای دارند. هرگونه مداخله در این محدوده باید با رعایت کامل قوانین و ملاحظات حفاظتی انجام شود. بینالود فقط یک قله نیست؛ بخشی از سرمایه طبیعی و آبی خراسان است. 📌 تصویر نامه رسمی و درخواست پیگیری را در ادامه ببینید. #منابع_طبیعی #حفاظت_از_طبیعت #خراسان_رضوی @MahdiKolahi

نوشتار روزنامه ای: ⁨ 🌍🌳 وقتی جاده بین‌شهری، هزینه تصمیم‌های نادرست محلی را می‌پردازد! 📍 ورودی سیدآباد از سمت چناران، در محور چناران–قوچان احداث میدان در ورودی یک سکونتگاه، به‌خودی‌خود نه اقدامی درست است و نه نادرست؛ ملاک، ضرورت ترافیکی، مطالعات مهندسی، ارزیابی ایمنی و مقایسه علمی گزینه‌های جایگزین است. اما هنگامی که در یک محور مهم بین‌شهری، پس از ایجاد موانع متعدد کاهنده سرعت، ساخت میدان دیگری نیز در دستور کار قرار می‌گیرد، این پرسش جدی مطرح می‌شود: آیا تصمیم‌گیری بر اساس مطالعات جامع ترافیکی و نیاز واقعی منطقه انجام شده است؟ راه بین‌شهری، صرفاً یک معبر محلی نیست. این راه بخشی از شبکه ارتباطی منطقه است و باید امکان جابه‌جایی ایمن، پیوسته و کارآمد را برای همه استفاده‌کنندگان فراهم کند. توسعه سکونتگاه‌ها در مجاورت چنین محورهایی نیز باید با رعایت ضوابط مکانی، مدیریت دسترسی‌ها و حفظ عملکرد راه صورت گیرد؛ نه اینکه پیامدهای توسعه نامناسب، با تحمیل محدودیت‌های پی‌درپی به جریان عبوری جبران شود. پیشنهاد می‌شود پیش از تکمیل این طرح، ضرورت احداث میدان با گزینه‌هایی مانند دوربرگردان استاندارد، اصلاح دسترسی‌ها یا سایر راهکارهای مهندسی ترافیک مقایسه شود. اگر هدف صرفاً تأمین امکان گردش و دسترسی است، باید راهکاری انتخاب شود که ضمن تأمین ایمنی، کمترین اختلال غیرضروری را در عملکرد محور بین‌شهری ایجاد کند. از سوی دیگر، هزینه ساخت و نگهداری این سازه باید در برابر منافع واقعی آن سنجیده شود. منابع عمومی محدودند و اگر ضرورتی برای این هزینه وجود نداشته باشد، می‌توان آن‌ها را به نیازهای اولویت‌دار داخل سیدآباد، از جمله بهسازی معابر، ایمن‌سازی مسیرهای عابر پیاده و ارتقای خدمات شهری اختصاص داد. مسئله، مخالفت مطلق با میدان نیست؛ مسئله، تصمیم‌گیری بدون توجیه فنی کافی و نادیده‌گرفتن هزینه‌های اجتماعی، اقتصادی و ترافیکی آن است. مسئولیت حرفه‌ای طراحان، تصمیم‌گیران و مراجع تأییدکننده آن است که پیش از تخصیص منابع عمومی، ضرورت طرح و برتری آن بر گزینه‌های جایگزین را اثبات کنند؛ نه اینکه پس از اجرا، هزینه اصلاح احتمالی تصمیم را دوباره بر جامعه تحمیل کنند. پرسش روشن این است: آیا پیش از آغاز این پروژه، ارزیابی فنی و اقتصادی شفافی انجام شده است؟ اگر بله، نتایج آن باید در دسترس افکار عمومی قرار گیرد؛ و اگر نه، چرا باید یک محور مهم بین‌شهری و منابع عمومی، هزینه تصمیمی را بپردازند که ضرورت آن هنوز روشن نیست؟ #سیدآباد #چناران_قوچان #مهندسی_ترافیک #ایمنی_راه #برنامه‌ریزی_شهری⁩ @MahdiKolahi

📢 چاپ مقاله جدید: Strategic Planning for Medicinal Plant Management and Ecosystem Restoration in the Arghavan Valley Rangelands, Mashhad, Iran: An Integrated SWOT–QSPM Approach 🌿 دانش بومی؛ حلقه پیوند حفاظت از طبیعت و توسعه پایدار معیشت محلی 🔬 این پژوهش با بررسی دانش بومی گیاهان دارویی در مراتع ارغوان دره مشهد، ۶۷ گونه گیاهی متعلق به ۲۷ تیره را شناسایی کرده و با تلفیق دانش بومی، تحلیل SWOT و ماتریس برنامه‌ریزی راهبردی کمی (QSPM)، راهبردهای اولویت‌دار برای مدیریت پایدار گیاهان دارویی و احیای اکوسیستم را ارزیابی کرده است. 📌 مهم‌ترین یافته پژوهش: بهره‌گیری از دانش بومی برای توسعه محصولات نوین گیاهان دارویی، بالاترین امتیاز جذابیت راهبردی (۵٫۸۳) را کسب کرد. 💡 این یافته نشان می‌دهد که دانش بومی، فراتر از میراثی فرهنگی، می‌تواند ظرفیتی راهبردی برای حفاظت و احیای طبیعت، بهره‌برداری پایدار از منابع طبیعی و تقویت معیشت جوامع محلی باشد؛ مشروط بر آنکه با برنامه‌ریزی علمی و سازوکارهای اجرایی مناسب همراه شود. #گیاهان_دارویی #بازسازی_اکوسیستم #دانش_بومی #مدیریت_مراتع @MahdiKolahi

📢 چاپ مقاله جدید: Strategic Planning for Medicinal Plant Management and Ecosystem Restoration in the Arghavan Valley Rangela
📢 چاپ مقاله جدید: Strategic Planning for Medicinal Plant Management and Ecosystem Restoration in the Arghavan Valley Rangelands, Mashhad, Iran: An Integrated SWOT–QSPM Approach 🌿 دانش بومی؛ حلقه پیوند حفاظت از طبیعت و توسعه پایدار معیشت محلی 🔬 این پژوهش با بررسی دانش بومی گیاهان دارویی در مراتع دره ارغوان مشهد، ۶۷ گونه گیاهی متعلق به ۲۷ تیره را شناسایی کرده و با تلفیق دانش بومی، تحلیل SWOT و ماتریس برنامه‌ریزی راهبردی کمی (QSPM)، راهبردهای اولویت‌دار برای مدیریت پایدار گیاهان دارویی و احیای بوم‌سازگان را ارزیابی کرده است. 📌 مهم‌ترین یافته پژوهش: بهره‌گیری از دانش بومی برای توسعه محصولات نوین گیاهان دارویی، بالاترین امتیاز جذابیت راهبردی (۵٫۸۳) را کسب کرد. 💡 این یافته نشان می‌دهد که دانش بومی، فراتر از میراثی فرهنگی، می‌تواند ظرفیتی راهبردی برای حفاظت و احیای طبیعت، بهره‌برداری پایدار از منابع طبیعی و تقویت معیشت جوامع محلی باشد؛ مشروط بر آنکه با برنامه‌ریزی علمی و سازوکارهای اجرایی مناسب همراه شود. #گیاهان_دارویی #بازسازی_اکوسیستم #دانش_بومی #مدیریت_مراتع @MahdiKolahi

فیلم‌های دوره دو روزه توانمندسازی سمن‌های محیط‌زیستی، منابع طبیعی و اجتماعی استان‌های شرق کشور در سایت آموزشی دانشگاه فردوسی
فیلم‌های دوره دو روزه توانمندسازی سمن‌های محیط‌زیستی، منابع طبیعی و اجتماعی استان‌های شرق کشور در سایت آموزشی دانشگاه فردوسی مشهد، بارگذاری شد. https://ocw.um.ac.ir/ کارگاه‌های تدوین شده: كارگاه ده کاربرد عملی هوش مصنوعی برای مدیران سمن‌ها كارگاه الزامات حقوقي، مالي و حكم‌راني سمن ها بقیه کارگاه‌ها هم به محض تدوین، اینجا اطلاع‌رسانی می‌شوند. @MahdiKolahi

🌱 قانون جدید پشتیبانی و رفع موانع تولید کشاورزی؛ یک تغییر مهم در مسیر کشاورزی ایران این قانون تلاش می‌کند کشاورزی را از یک ب
🌱 قانون جدید پشتیبانی و رفع موانع تولید کشاورزی؛ یک تغییر مهم در مسیر کشاورزی ایران این قانون تلاش می‌کند کشاورزی را از یک بخش سنتی و عمدتاً تولیدمحور، به بخشی دانش‌بنیان، فناور، سرمایه‌پذیر، بازارمحور و متکی بر زنجیره ارزش تبدیل کند. از مهم‌ترین محورهای آن می‌توان به کشاورزی هوشمند، تأمین مالی نوین، توسعه کشاورزی قراردادی، تقویت مشارکت کشاورزان، کاهش واسطه‌های غیرضرور، توسعه صادرات و دیپلماسی غذایی، زنجیره‌های ارزش پایدار و افزایش نقش دانش و فناوری اشاره کرد. اما پرسش اصلی این است: آیا این قانون می‌تواند از «قانون‌گذاری» به «تحول واقعی در نظام کشاورزی» منجر شود؟ پاسخ این پرسش، بیش از هر چیز به کیفیت اجرا، مشارکت واقعی گروداران، هماهنگی بین نهادها و تبدیل دانش و فناوری به راه‌حل‌های قابل اجرا در میدان وابسته است. 📌 مطالعه متن کامل قانون: قانون پشتیبانی و رفع موانع تولید کشاورزی @MahdiKolahi

دانشگاه می‌تواند از یک «نهاد تولید دانش» به یک اکوسیستم حل مسئله و خلق ارزش تبدیل شود؛ اکوسیستمی که در آن آموزش، پژوهش، فناوری، جامعه، اقتصاد و محیط‌زیست از یکدیگر جدا نیستند. در این نگاه، دانشگاه فقط درباره آینده پژوهش نمی‌کند؛ آینده را در مقیاس خودش تمرین می‌کند. شاید بتوان تصور کرد که دانشگاه فردوسی مشهد، با ظرفیت علمی و انسانی خود، روزی به دانشگاهی تبدیل شود که: پسماند آن به حداقل رسیده است؛ آب آن تا حد امکان بازچرخانی می‌شود؛ انرژی آن پاک‌تر و کارآمدتر شده است؛ فضای سبز آن با منطق اکولوژیک مدیریت می‌شود؛ تردد آن هوشمند و کم‌کربن است؛ دانشجویان در حل مسائل واقعی مشارکت دارند؛ پژوهش‌های آن به مسائل دانشگاه، شهر و استان متصل‌اند؛ دانش آن به فناوری و کسب‌وکار تبدیل می‌شود؛ و دانشگاه، خود به یکی از مهم‌ترین موتورهای توسعه پایای منطقه تبدیل شده است. این یک رؤیای غیرواقع‌بینانه نیست. اما تحقق آن، بیش از آنکه به «یک پروژه» نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه نگاه کردن به دانشگاه نیاز دارد. دانشگاه می‌تواند نه فقط درباره حل مسائل جامعه سخن بگوید، بلکه خود نخستین میدان حل مسئله باشد. و شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پیش روی دانشگاه‌های بزرگ کشور همین باشد: اگر ما با این همه دانشمند، متخصص و ظرفیت علمی نمی‌توانیم دانشگاه خودمان را به یک الگوی پایا، هوشمند، مولد و حل‌کننده مسئله تبدیل کنیم، چگونه انتظار داریم مسائل پیچیده شهر، استان و کشور را حل کنیم؟ شاید وقت آن رسیده باشد که دانشگاه، خود را به آزمایشگاه بزرگ آینده تبدیل کند. @MahdiKolahi

دانشگاه؛ چرا خودِ دانشگاه نمی‌تواند الگوی حل مسئله باشد؟ #مهدی_کلاهی همیشه برای من این پرسش وجود داشته است که چرا دانشگاه‌های برتر کشور، مانند دانشگاه فردوسی مشهد، با برخورداری از صدها عضو هیئت علمی، پژوهشگر، دانشمند، متخصص و دانشجو و با وجود این همه ظرفیت علمی، فناورانه و مدیریتی، هنوز نتوانسته‌اند خود به یک الگوی تمام‌عیار برای دانشگاه پایدار تبدیل شوند؟ دانشگاهی که می‌تواند درباره تغییر اقلیم، آب، انرژی، محیط‌زیست، اقتصاد، فناوری، جامعه، سلامت، شهر، مدیریت و توسعه پژوهش کند، چرا نتواند در مقیاس خود، بهترین نمونه عملی کشور در همین حوزه‌ها باشد؟ چرا یک دانشگاه بزرگ نباید بتواند نخستین دانشگاه کشور در زمینه کاهش و مدیریت پسماند و حرکت به سوی پسماند صفر باشد؟ چرا نباید با اجرا در خود، بتواند یک الگوی ملی در مدیریت، کاهش مصرف و بازچرخانی آب ارائه کند؟ چرا محوطه دانشگاه نباید به یک آزمایشگاه زنده محیط‌زیستی و اکولوژیک تبدیل شود؛ جایی که فضای سبز، تنوع زیستی، خاک، آب، انرژی و معماری در یک نظام یکپارچه مدیریت شوند؟ چرا دانشگاه نباید بتواند تردد و حمل‌ونقل درون‌دانشگاهی را به یکی از هوشمندترین و کم‌کربن‌ترین الگوهای کشور تبدیل کند؟ چرا ظرفیت علمی دانشگاه نباید به‌صورت نظام‌مند در خدمت حل مسائل واقعی شهر مشهد، استان خراسان رضوی و حتی مسائل ملی قرار گیرد؟ چرا دانشگاه نباید بتواند از دانش و نوآوری خود، علاوه بر تولید مقاله و تربیت دانش‌آموخته، ثروت پایدار، کسب‌وکارهای دانش‌بنیان، فرصت‌های شغلی و ارزش اقتصادی و اجتماعی خلق کند؟ چرا دانشگاه نباید خود به یک نمونه موفق از اقتصاد چرخشی، انرژی پاک، آب بازچرخانی‌شده، پسماند ارزش‌آفرین، فضای سبز کم‌آب‌بر، ساختمان‌های هوشمند و مدیریت داده‌محور تبدیل شود؟ و شاید مهم‌تر از همه چرا دانشگاهی که مأموریتش «آموزش» است، نباید بتواند خودِ محیط دانشگاه را به یک محیط یادگیری اجتماعی تبدیل کند؟   دانشجو می‌تواند در دانشگاه، فقط درباره توسعه پایدار درس نخواند؛ بلکه توسعه پایدار را زندگی و تجربه کند. می‌تواند مدیریت پسماند را ببیند، در نظام بازچرخانی آب مشارکت کند، حمل‌ونقل پایدار را تجربه کند، تنوع زیستی را مشاهده کند، در برنامه‌های شهروندی و اجتماعی مشارکت داشته باشد و از نزدیک ببیند که چگونه علم، فناوری، مدیریت و جامعه می‌توانند برای حل یک مسئله واقعی کنار یکدیگر قرار گیرند. در چنین دانشگاهی، هر دانشکده یا گروه می‌تواند فقط محل درمان نباشد؛ بلکه به الگویی برای پیشگیری، سلامت جامعه، سلامت محیط و مدیریت پایدار تبدیل شود. آزمایشگاه‌ها فقط محل انجام پژوهش نباشند؛ بلکه بخشی از یک نظام نوآوری باشند که مسئله‌های واقعی دانشگاه و شهر را به فرصت‌های پژوهشی، فناورانه و اقتصادی تبدیل می‌کند. شرکت‌های دانش‌بنیان و استارتاپ‌ها نیز فقط در بیرون از دانشگاه شکل نگیرند؛ بلکه دانشگاه بتواند از ظرفیت علمی خود برای خلق راه‌حل، بازار و اشتغال پایدار استفاده کند.   مسئله، کمبود دانش نیست شاید مسئله اصلی این نباشد که دانشگاه‌های ما دانش، متخصص یا ایده کافی ندارند. اتفاقاً مسئله می‌تواند گسست میان دانش و عمل باشد. ما در بسیاری از حوزه‌ها متخصص داریم؛ اما متخصصان لزوماً در یک نظام یکپارچه برای حل یک مسئله مشترک کنار هم قرار نمی‌گیرند. استاد محیط‌زیست، مهندس آب، متخصص انرژی، اقتصاددان، جامعه‌شناس، متخصص فناوری اطلاعات، معمار، روان‌شناس، متخصص مدیریت و دانشمند داده ممکن است هرکدام در حوزه خود بسیار توانمند باشند؛ اما توان علمی یک دانشگاه زمانی به قدرت تحول‌آفرین تبدیل می‌شود که این ظرفیت‌ها بتوانند حول مسائل واقعی و مشترک به هم متصل شوند.   بنابراین، شاید دانشگاه آینده صرفاً دانشگاهی با تعداد بیشتر دانشمند، مقاله، آزمایشگاه و رشته نباشد. دانشگاه آینده، دانشگاهی است که بتواند خودش را نیز موضوع یک مسئله علمی قرار دهد. اگر از دانشگاه انتظار داریم شهر را پایدارتر کند، ابتدا باید بتواند خودش را پایدارتر کند. اگر درباره اقتصاد چرخشی پژوهش می‌کنیم، دانشگاه باید یکی از بهترین نمونه‌های اقتصاد چرخشی باشد. اگر درباره حکمروایی مشارکتی مطالعه می‌کنیم، دانشگاه باید نمونه‌ای از حکمروایی مشارکتی باشد. اگر درباره تحول دیجیتال سخن می‌گوییم، دانشگاه باید در مدیریت خود از داده و هوش مصنوعی بهره بگیرد. اگر درباره گرمایش زمین پژوهش می‌کنیم، دانشگاه باید برنامه روشن کاهش انتشار و سازگاری داشته باشد. و اگر درباره مسئولیت اجتماعی آموزش می‌دهیم، دانشگاه باید خود یک نهاد مسئول اجتماعی باشد.   شاید زمان آن رسیده است که دانشگاه را دوباره تعریف کنیم

دعوت از فعالان و اعضای سمن‌های محیط‌زیستی و منابع طبیعی برای شرکت در: چهارمين جلسه هم افزايي و توانمند سازي سمن هاي محيط زيست
دعوت از فعالان و اعضای سمن‌های محیط‌زیستی و منابع طبیعی برای شرکت در: چهارمين جلسه هم افزايي و توانمند سازي سمن هاي محيط زيستي با موضوع: «پيشگيري اجتماع محور توسط سمن ها» @MahdiKolahi