fa
Feedback
آموزش مهارتهای زندگی مبتنی بر شناخت مغز

آموزش مهارتهای زندگی مبتنی بر شناخت مغز

رفتن به کانال در Telegram

در این کانال با استفاده از دستاوردهای علمی و فنی حوزه فناوریهای همگرا، خصوصا علوم شناختی، سعی می کنیم در راستای آموزش مهارتهای زندگی گام برداریم.

نمایش بیشتر
665
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
فایل ویدیویی جلسه اول کارگاه نوشتن در مجلات سطح یک داخلی 👤 دکتر حمزه خواستار عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی ‌ از ابتدای ویدیو تا دقیقه 40: آشنایی با مجلات برتر، سامانه ارزیابی وزارت علوم و سامانه ISC ‌ از دقیقه 40 و 30 ثانیه تا یک ساعت و 16 دقیقه: شناسایی مجلات برتر و پیدا کردن عناوین مقالات برتر 5 سال اخیر در گوگل اسکالر و اسکوپوس ‌ از یک ساعت و 16 دقیقه و 10 ثانیه تا یک ساعت و 34 دقیقه: تکنیک انتخاب موضوع از فراخوان مقالات Call for Papers و موضوعات داغ Hot Topics از یک ساعت و 34 دقیقه و 20 ثانیه تا آخر ویدیو : نقش اساتید، تیم پژوهش و شبکه سازی درست در انتخاب موضوع و طراحی تحقیق لینک های مربوط به جلسه اول: ‌ سامانه نشریات وزارت علوم : https://journals.msrt.ir/ ‌ سامانه نشریات ISC برای جستجوی مجلات داخلی: https://jcr.isc.ac/main.aspx ‌ گوگل اسکالر برای جستجوی نشریات انگلیسی بر اساس رشته اصلی و گرایش ها: https://scholar.google.com/citations?view_op=top_venues&hl=en ‌ سایت اسکوپوس صفحه مربوط به جستجوی نشریات بر اساس حوزه مربوطه: https://www.scopus.com/sourcesفایل‌های روان‌شناسی | @PsycheFiles

🎧 وقتی مراجع می‌گوید مرا برای پول می‌بینی! 👤 دکتر نیما قربانی ▫️ استاد دانشگاه تهران فایل‌های روان‌شناسی | @PsycheFiles

بخش سوم کارگاه استخراج مقاله از پایان نامه: بخش یافته‌ها نتیجه‌گیری و منابع 👤 دکتر حمزه خواستار عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی فایل‌های روان‌شناسی | @PsycheFiles

جلسه دوم استخراج مقاله از پایان نامه: بخش ادبیات و روش تحقیق 👤 دکتر حمزه خواستار عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی فایل‌های روان‌شناسی | @PsycheFiles

جلسه اول کارگاه استخراج مقاله از پایان نامه: بخش بیان مساله 👤 دکتر حمزه خواستار عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی فایل‌های روان‌شناسی | @PsycheFiles

🎧 وقتی نه می‌گویم، احساس گناه می‌کنم! 📖 خلاصه کتاب روان‌شناسی اعتراض ✍ نویسنده: مانوئل‌جی اسمیت | Manuel J. Smith 📚 ناشر: درسا | ترجمه: مهدی قراچه داغی 🎙 گوینده و متن: مهدی بهمنی فایل‌های روان‌شناسی | @PsycheFiles

🎧 برنامه «اکنون» 📺 قسمت پنجاه و یکم 👤  میهمان: دکتر آذرخش مکری 📆 ٢٠ آبان‌ماه ١۴٠۴ فایل‌های روان‌شناسی | @PsycheFiles

🎧 کجا شایسته ایم، کجا نه؟ درس‌هایی از مدل‌های آموزشی و درمانی آمریکا برای روان‌شناسی حرفه‌ای 👤 دکتر نیما قربانی 🔘 استاد تمام گروه روان‌شناسی دانشگاه تهران، عضو اصلی دپارتمان ISTDP در مدرسه جدید روان‌پزشکی واشنگتن     👤 دکتر فریبا زرانی 🔘 روان‌شناس سلامت و دانشیار دانشگاه شهید بهشتی 📆 ۱۷ آبان ۱۴۰۴ فایل‌های روان‌شناسی | @PsycheFiles

+2
🔴 رام کردن مولکول سرکش ⚪️ راهنمای گام‌به‌گام به‌خدمت‌گرفتن دوپامین! 🔸 Taming the molecule of more: a step-by-step guide to make dopamine work for you 🔵 نوشته: دنیل ز. لیبرمن - مایکل ای. لانگ ⚪️ ترجمه: مریم درودیان 🖋 نشر پازل - 1404 🔶 بخش پنج 🔶 ⚪️ کتاب «دوپامین» را از همین نویسندگان «اینجا» بشنوید! 🔴 حمایت شما از این کانال 🔴 لینک خرید کتاب از «ایران کتاب» @Homosapiensfa

🧠🔻🧠 ژن‌ها، جین‌ها و آب‌نبات‌های ژله‌ای؛ سه نیروی پنهان شکل‌‌دهنده زندگی انسان امروز مقاله‌ای از هوارد گاردنر، استاد دانشکده تحصیلات تکمیلی علوم تربیتی دانشگاه هاروارد، خواندم که واقعاً جالب و خواندنی است. تصمیم گرفتم خلاصه‌ای از این مقاله را با علاقه‌مندان علوم اعصاب تربیتی به اشتراک بگذارم. گاردنر در این مقاله با عنوان «Genes, Jeans, Jellybeans» به یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های در حوزه علوم اعصاب تربیتی پاسخ می‌دهد: چه عواملی شخصیت، توانایی‌ها و مسیر زندگی ما را شکل می‌دهند؟ او پاسخ را در تعامل سه عامل می‌بیند؛ ژن‌ها، محیط و فرهنگ، و رویدادهای تصادفی. پیام اصلی مقاله این است که هیچ‌یک از این عوامل به‌تنهایی تعیین‌کننده سرنوشت انسان نیستند و زندگی هر فرد حاصل تعامل پیچیده میان هر سه است. گاردنر ابتدا به نقش ژن‌ها می‌پردازد. او معتقد است ژن‌ها بدون تردید در شکل‌گیری ویژگی‌های زیستی، ساختار مغز، برخی استعدادها و حتی آمادگی برای ابتلا به بعضی بیماری‌ها نقش دارند. اما تأکید می‌کند که ژن‌ها سرنوشت انسان را از پیش نمی‌نویسند. داشتن استعداد ذاتی برای موسیقی، ریاضیات یا ورزش به معنای موفقیت قطعی نیست. استعداد، تنها یک ظرفیت بالقوه است و شکوفا شدن آن به شرایطی فراتر از ژنتیک وابسته است. در ادامه، گاردنر از واژه Jeans استفاده می‌کند که علاوه بر شباهت آوایی با Genes، استعاره‌ای از محیط، فرهنگ، خانواده، مدرسه و سبک زندگی است. او توضیح می‌دهد که محیط می‌تواند استعدادهای ذاتی را پرورش دهد یا برعکس، آن‌ها را خاموش کند. کودکی که در خانواده‌ای کتاب‌خوان یا محیطی سرشار از فرصت‌های آموزشی رشد می‌کند، احتمال بیشتری دارد توانایی‌های خود را کشف و پرورش دهد. در مقابل، حتی استعدادهای بسیار بالا نیز ممکن است در محیطی محروم یا فاقد حمایت هرگز به شکوفایی نرسند. از همین رو، گاردنر بر اهمیت تعلیم و تربیت تأکید می‌کند و معتقد است مدارس باید فرصت رشد انواع استعدادها را فراهم کنند، نه اینکه همه دانش‌آموزان را تنها با یک معیار واحد ارزیابی کنند. سومین عامل که شاید جذاب‌ترین بخش مقاله باشد، Jellybeans یا همان آب‌نبات‌های ژله‌ای است؛ استعاره‌ای از شانس، اتفاق و رویدادهای پیش‌بینی‌ناپذیر زندگی. همان‌گونه که هنگام برداشتن مشتی آب‌نبات ژله‌ای نمی‌توان پیش‌بینی کرد کدام رنگ یا طعم نصیب ما می‌شود، بسیاری از رخدادهای مهم زندگی نیز خارج از کنترل ما و وابسته به شانس و اتفاق هستند. گاردنر یادآور می‌شود که بسیاری از مسیرهای زندگی انسان نه فقط به استعداد و تلاش، بلکه به رخدادهایی وابسته‌اند که خارج از کنترل ما هستند؛ ملاقات با یک معلم الهام‌بخش، آشنایی با یک دوست، مهاجرت، بیماری، یک فرصت شغلی غیرمنتظره یا حتی زمان و مکان تولد. این عوامل گاهی می‌توانند مسیر زندگی فرد را به‌طور کامل تغییر دهند. به اعتقاد گاردنر، یکی از خطاهای رایج این است که موفقیت افراد را صرفاً نتیجه استعداد و تلاش شخصی بدانیم یا شکست دیگران را فقط به کم‌کاری آن‌ها نسبت دهیم. او معتقد است عنصر شانس در زندگی بسیار پررنگ‌تر از آن چیزی است که معمولاً می‌پذیریم و نادیده گرفتن آن، قضاوت ما درباره خود و دیگران را ناعادلانه می‌کند. در نهایت، پیام اصلی مقاله این است که زندگی انسان حاصل تعامل دائمی این سه نیروست. ژن‌ها ظرفیت‌های اولیه را فراهم می‌کنند، محیط و فرهنگ این ظرفیت‌ها را پرورش می‌دهند یا محدود می‌سازند و رویدادهای تصادفی می‌توانند مسیر حرکت را تغییر دهند. هیچ‌یک از این عوامل به‌تنهایی برای توضیح موفقیت، شکست یا شخصیت انسان کافی نیست. این نگاه، پیام مهمی برای نظام آموزشی و والدین نیز دارد. نباید تصور کنیم که ژن‌های خوب به‌تنهایی موفقیت را تضمین می‌کنند یا اینکه صرفاً با تربیت می‌توان هر نتیجه‌ای را رقم زد. آنچه اهمیت دارد، فراهم کردن محیطی چالش‌برانگیز، حمایت‌گر و انعطاف‌پذیر است که در آن استعدادهای فرد فرصت ظهور پیدا کنند و در عین حال، فرد توانایی سازگاری با اتفاق‌های پیش‌بینی‌نشده زندگی را نیز بیاموزد. به تصور من، این نگاه می‌تواند زندگی کردن را هم برایمان راحت تر کند. اگر موفق شده‌ایم، بخشی از موفقیت ما حاصل عواملی است که انتخابشان نکرده‌ایم؛ مانند ژن‌ها، خانواده، زمان و مکان تولد یا فرصت‌هایی که به‌طور اتفاقی پیش آمده‌اند. اگر شکست خورده‌ایم نیز نباید همه‌ تقصیر را متوجه خود بدانیم؛ زیرا بسیاری از شرایط خارج از کنترل ما بوده‌اند. در عین حال، این به معنای انفعال نیست. انسان همچنان مسئول تصمیم‌ها، تلاش و یادگیری خود است، اما باید بپذیرد که زندگی فقط نتیجه‌ اراده‌ شخصی نیست. متن کامل مقاله را از لینک پایین بخوانید https://www.howardgardner.com/howards-blog/genesjeansjellybeans?utm #مقاله_خواندنی #ژنتیک #محیط #شانس 🧠🧠🧠🔻🔻🔻 https://t.me/eduneuro

🧠🔻♦️ NeuroQuery یک ابزار رایگان علوم اعصاب برای شناسایی شبکه عصبی درگیر فرایندهای ذهنی مختلف و اختلالات عصبی 👉 کدام نواحی مغز با افسردگی مرتبط هستند؟ مغز هنگام درگیری در تفکر خلاق چگونه کار می‌کند؟ نواحی مغزی مرتبط با استدلال ریاضی کجا هستند؟ استرس تحصیلی با مغز چه می‌کند؟ ادبیات پژوهشی علوم اعصاب دربارهٔ توجه، حافظه، زبان یا صرع چه پیش‌بینی‌هایی ارائه می‌دهد؟ اینها نمونه هایی محدود از پرسش های بسیاری است که دانشمندان علوم اعصاب مطالعه کرده و اکنون ابزار NeuroQuery با دسترسی به این مجموعه گسترده از مطالعات به شما این امکان را می‌دهد که یک کارکرد شناختی، علامت (Symptom) یا بیماری عصبی را وارد کنید و بلافاصله، بر اساس هزاران مطالعهٔ منتشرشدهٔ تصویربرداری عصبی (Neuroimaging)، نقشهٔ پیش‌بینی‌شدهٔ فعالیت مغز را دریافت کنید. --- ویژگی‌های مهم NeuroQuery ✅ رایگان و مبتنی بر وب ✅ پیش‌بینی‌ها بر پایهٔ پژوهش‌های علمی منتشرشده ✅ بسیار مناسب برای تولید فرضیه‌های پژوهشی ✅ مفید برای دانشجویان، پژوهشگران و پزشکان ✅ بدون نیاز به برنامه‌نویسی --- خودتان امتحان کنید: عبارت‌هایی مانند موارد زیر را جست‌وجو کنید: حافظهٔ کاری (Working memory) توجه (Attention) خواب (Sleep) صرع لوب گیجگاهی (Temporal lobe epilepsy) بیماری آلزایمر (Alzheimer's disease) اضطراب (Anxiety) خلاقیت (Creativiry) انگیزه (motivatio ) و ببینید چه شبکه‌های مغزی ظاهر می‌شوند. لینک ابزار🔻🔻🔻🔻 🔗 neuroquery.org کانال تلگرام علوم اعصاب تربیتی را از طریق لینک‌پایین دنبال کنید https://t.me/eduneuro

- از مدرسه تا شلاق؛ پیامدهای حکومت دینی در افغانستان اگر بخواهیم وضعیت افغانستان امروز را فقط در یک جمله توصیف کنیم، شاید دقیق‌ترین عبارت این باشد: کشوری که در آن کنترل مردم از پیشرفت مردم مهم‌تر شده است. گزارش جدید سازمان ملل از وضعیت حقوق بشر در افغانستان که سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ را پوشش می‌دهد، تصویری تلخ از جامعه‌ای ارائه می‌کند که هر روز بیشتر در محدودیت، نظارت و سرکوب فرو می‌رود. در حالی که بسیاری از کشورهای جهان درباره هوش مصنوعی، فناوری‌های نوین، توسعه اقتصادی و پیشرفت علمی رقابت می‌کنند، میلیون‌ها زن افغان هنوز برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود می‌جنگند. طبق آمار یونسکو، از زمان بازگشت طالبان به قدرت تاکنون بیش از ۲.۲ میلیون دختر و زن افغان از آموزش متوسطه و دانشگاهی محروم شده‌اند. ممنوعیت تحصیل دختران بالاتر از کلاس ششم اکنون وارد پنجمین سال خود شده است. اما محرومیت فقط به آموزش محدود نمی‌شود. بسیاری از زنان از مشاغل دولتی حذف شده‌اند. ورود زنان به دفاتر سازمان ملل ممنوع است. در برخی مناطق زنان بدون «محرم» از دریافت خدمات درمانی محروم می‌شوند. در برخی استان‌ها فروش کالا به زنان بدون محرم ممنوع شده و حتی اجاره مسکن به زنان بدون همراه مرد با محدودیت روبه‌روست. به زبان ساده، زن بودن در افغانستان امروز به معنای مواجهه روزانه با موانعی است که بخش بزرگی از آن‌ها نه طبیعی‌اند و نه اجتناب‌ناپذیر؛ بلکه محصول قوانین و سیاست‌های انسانی هستند.
شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش گزارش مربوط به مجازات‌های بدنی باشد.
تنها در فاصله ژانویه تا مارس ۲۰۲۶، دست‌کم ۳۱۲ نفر تحت مجازات‌های بدنی قضایی قرار گرفته‌اند که در میان آن‌ها ۳۹ زن نیز حضور دارند. فقط برای لحظه‌ای به این عدد فکر کنید؛ ۳۹ زن در عرض تنها سه ماه شلاق خورده‌اند. نه در قرون وسطی. نه چند قرن پیش. نه در کتاب‌های تاریخ؛ در سال ۲۰۲۶. در دنیایی که انسان روی مریخ برنامه‌ریزی می‌کند، ژن‌ها را ویرایش می‌کند و هوش مصنوعی می‌سازد، هنوز زنانی وجود دارند که در ملأعام شلاق می‌خورند؛ اما موضوع فقط زنان نیست. گزارش سازمان ملل از صدها مورد بازداشت خودسرانه خبر می‌دهد. افرادی که به دلیل کوتاه کردن ریش، مدل موی «غربی»، گوش دادن به موسیقی یا رعایت نکردن الگوی مورد تأیید حکومت بازداشت شده‌اند. رسانه‌ها تعطیل می‌شوند. روزنامه‌نگاران زندانی می‌شوند. جشن نوروز ممنوع می‌شود. ولنتاین به عنوان «فرهنگ غربی» سرکوب می‌شود. حتی درباره نحوه برگزاری مناسبت‌های مذهبی نیز فشار بر اقلیت‌های مذهبی گزارش شده است.
این اتفاقات یک ویژگی مشترک دارند: تمرکز بر کنترل سبک زندگی مردم.
در علوم اجتماعی سال‌هاست که پژوهشگران میان «نهادهای توسعه‌گرا» و «نهادهای بازدارنده توسعه» تمایز قائل می‌شوند. نهادهای توسعه‌گرا تلاش می‌کنند آموزش، نوآوری، آزادی اندیشه و مشارکت اجتماعی را گسترش دهند. اما نهادهای بازدارنده توسعه بخش عمده انرژی خود را صرف کنترل رفتار شهروندان می‌کنند. تجربه تاریخی نیز نشان داده هرگاه حکومت‌ها بیش از آنکه نگران کیفیت آموزش، پژوهش، اقتصاد و رفاه باشند، نگران مدل مو، پوشش، موسیقی، روابط شخصی و سبک زندگی مردم شوند، نتیجه معمولاً توسعه نیست؛ بلکه رکود، فرار مغزها و عقب‌ماندگی است.
در این میان نمی‌توان نقش ایدئولوژی دینی را نادیده گرفت.
البته مشکل صرفاً «دین» نیست؛ زیرا جوامع مذهبی بسیاری در جهان وجود دارند که از سطح بالایی از آموزش، رفاه و آزادی برخوردارند. آنچه افغانستان امروز را به این نقطه رسانده، حاکمیت یک تفسیر بنیادگرایانه و اقتدارگرا از دین است؛ تفسیری که به جای آنکه دین را امری شخصی و معنوی بداند، آن را به ابزاری برای تنظیم تمام ابعاد زندگی اجتماعی تبدیل کرده است. وقتی یک دختر از مدرسه محروم می‌شود، فقط حق آموزش او سلب نمی‌شود؛ جامعه نیز یک پزشک، پژوهشگر، مهندس یا معلم بالقوه را از دست می‌دهد. وقتی روزنامه‌نگاری زندانی می‌شود، فقط یک فرد مجازات نشده است؛ جریان آزاد اطلاعات آسیب می‌بیند. وقتی موسیقی جرم تلقی می‌شود، فقط یک سرگرمی محدود نشده؛ بخشی از فرهنگ و خلاقیت جامعه سرکوب شده است و وقتی زنان به دلیل جنسیت خود از بخش بزرگی از زندگی اجتماعی حذف می‌شوند، نیمی از ظرفیت انسانی یک کشور عملاً بلااستفاده می‌ماند. شاید بزرگ‌ترین تراژدی افغانستان امروز همین باشد؛ کشوری که مشکلاتش تنها ناشی از فقر، جنگ یا کمبود منابع نیست، بلکه بخش مهمی از آن نتیجه محدودیت‌هایی است که خود انسان‌ها بر انسان‌های دیگر تحمیل کرده‌اند. طبیعت می‌تواند زلزله بسازد، اما این انسان‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند جامعه‌ای مقاوم‌تر و آزادتر بسازند یا دیوارهایی ایجاد کنند که از هر آوار ویرانگرتر باشند. Source - «Channel of Science is for all»

Repost from N/a
«وقتی در زمانی که به کمک نیاز دارید از درخواست آن خودداری می‌کنید، در واقع جریان این چرخه را مسدود می‌کنید.» این یکی از رهایی‌بخش‌ترین جملاتی است که تاکنون خوانده‌ام. ما در برابر یکدیگر مسئولیت داریم که هرگاه به کمک نیاز داریم، آن را درخواست کنیم. به‌جای آنکه به گرگِ تنها و افسانه‌ایِ درونمان گوش دهیم، باید به گرگِ عضوِ گله گوش بسپاریم و به آن انگیزه‌ای متصل شویم که ما را به خلقِ فرصت‌هایی برای رابطه‌ای دوسویه فرامی‌خواند؛ فرصت‌هایی برای مراقبت از یکدیگر و کنار هم بودن. 📕 از کتاب: چگونه هوای هم را داریم | انتشارات شمعِ آوید | به‌زودی 🔹 راه‌های خرید کتاب‌های انتشارات شمع آوید: - پیامک به شماره 09121827525 - دفتر انتشارات شمعِ آوید - سایت دیجی‌کالا - کتاب الکترونیک طاقچه و کتابراه و باسلام - مراجعه به شهر کتاب قزوین - مراجعه به کتابفروشی مینوی خرد به اینستاگرام انتشارات شمع آوید بپیوندید.

کتابی که خیلی پیشفرض‌های اخلاقی و احساسی‌تون رو دگرگون می‌کنه.

میانه: همدلی به عنوان پایهٔ اخلاق

میانه: سیاست‌های همدلی

۳. انجام کارهای خوب