"زنی کهگم کردم "
رفتن به کانال در Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
نمایش بیشتر4 431
مشترکین
+7724 ساعت
+657 روز
+3530 روز
آرشیو پست ها
4 454
گرچــــه هنگام سفــر جاده ها جانکاه اند
روی نقشه، همه ی فاصله ها کوتاه اند!
فاصله بین من و شهر شما یک وجب است
نقشه ها وقتی از این فاصله ها می کاهند
من که از خود خبرم نیست چه قیدی دارم؟
جمله های خبــــری قید مکان میخواهند!!
راهی شهر شما میشوم از راه خیال
بی خیالان چه بخواهند چه نه؛ گمراهند
شهر پــُر میشود از اهل جنــون برج بـه برج
“مهر” خواهان شما “مشتری” هر “ماه” اند!
بــه نظامی برسانید که در نسخه ی ما
خسروان برده ی کت بستهی شیرین شاه اند!
چند قرن است که خرما به نخیل است و هنوز
دستهای طلب از چیدن آن کـوتاهـند
غلامرضا طریقی
@adelehz
4 454
در باران گیر کرده ام ،وسط کارهای روزانه در خیابانی شلوغ زیر یک سایبان جلوی در مغازه ای پناه گرفته ام و منتظرم باران بهاری رعد آسا، شهر را به حال خودش رها کند تا به بقیه ی دویدن هایم برسم.
غیر از من خیلی های دیگر به سایبان ها پناه آورده اند . مغازه دارانی که هوس کشیدن یک نخ سیگار زیر باران کرده اند تا خانمهایی که دست کودکانش را میکشند تا در بازار لباسی مناسب برایشان پیدا کنند .
همه ی ما با آنکه غریبه ایم یک نقطه ی مشترک پیدا کرده ایم .
زیر یکی از سایبان ها،مرد جوانِ ژولیده ای در حالیکه کیسه ی بزرگی کنار دستش گذاشته بر زمین نشسته است.
هر چند دقیقه یکبار بسته های نامرتبی از اسکناس های کم بهایی را از جیبش بیرون می کشد و با شمردن و دوباره شمردن شان دستهایش را به آسمان بالا میبرد و بلند خدا را شکر میکند .
معلوم ست که پولها حاصل چندین ساعت تکدی گری ست و از لبخندهای مکرر و حرف زدنهای بی مقصدش میتوان فهمید که وضعیت روانی سالمی ندارد.
به صورتش خیره میشوم و تصوراتم را به کار می اندازم.بینی تیز مردانه و خوش فرمی دارد .چشمانش سیاه و عمیق ست و موهای پرپشتی که در کلاه مندرسی پنهان شدند، قد بلند و رشید بنظر می رسد .
تصور میکنم که کت تک مخمل مشکی پوشیده ،شلوار جین سیاه و کفشهای ساق دار تیره ای بر پا دارد.
زیر کت یقه اسکی سیاهی بر تنش ست ساعتی برند و عطری تلخ
و در حالیکه مصمم بر سیگارش پک می زند با همکارش حرف می زند ...
وقتی سبک و سنگین می کنم میبینم که تمام این جزئیات به او می آیند اگر سالم باشد اگر پول تهیه ی تمام آن لباسها را داشته باشد ...
از خودم میپرسم این مردمی که چنین بی توجه از کنارش عبور میکنند میتوانستند تحت تاثیر یک لحظه حضورش قرار گیرند اگر....
ولی زندگی همین است ،همه ی کسانی که فکر میکنیم از ما خیلی عقب هستند در واقع شاید خیلی هم از ما پیش تر باشند بشرطی که جهان کمی با ایشان مهربان تر می بود .
باران کم کم قطع میشود ،نگاهش به من برمیخورد و با لبخندی پهن بطری آبمیوه اش را به من نشان میدهد، ابروهایش را بالا می اندازد انگار که مهمترین دارایی دنیا در دستش ست .
به او لبخند می زنم و از زیر سایبان به خیابان برمیگردم .
و به این فکر میکنم که مرد سیاه پوش خوشتیپی که هرگز وجود نداشت چرا زیر بارانها به خانه اش بر نگشت .
#عادله_زمانی
@adelehz
4 454
یک عمر نشستیم غصه خوردیم چی شد ؟
کسانی که رفته بودند برگشتند؟
آنچه از دست دادیم دوباره به دست آوردیم؟
دردها درمان شدند ؟
دقیقا از غصه خوردن و زانوی غم بغل گرفتن ما چه چیزی عوض شد ؟
کجای کار ما درست شد جز اینکه بدترش به سرمان آمد ؟
پس رها کن برود رفیق
بگذار زندگی هر غلطی تا حالا نکرده بکند و برود پی کارش گل های تازه بچین
شکلاتهای جدید را امتحان کن
زیر باران راه برو
از خیس شدن نترس
و برقص ...
که رقص همان نقطه ی اتصالت به دنیای خوشحال هاست .
برقص رفیق همانطور که جهان را رها کرده ای رفته است پی کارش
#عادله_زمانی
@adelehz
4 454
زندگی شاید یکبازی کامپیوتری کوچک ست .
در سالهای اول چالش ها آسان و امتیازها فراوان ست و هرچه بالاتر می روی مراحل جان فرسا تر و امتیازات کم تر میشود .
وقتی غول مرحله ی آخر را رد میکنی برمیگردی و به نردبانی که پشت سر گذاشتی خیره میشوی ..
شکست دادن غول مرحله ی آخر زندگی را برای همه تان آرزو میکنم .
رسیدن به نقطه ی اوج، امیدوارم زندگی با ما آنقدر سخاوتمند باشد که فرصت کافی برای عبور از مراحلش را داشته باشیم.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 454
من هنوز بعضی شبها تورا خواب میبینم.
که سکوت کرده ای و به من چشم دوخته ای طوری که انگار مرا نمیشناسی ..
نمیدانم در خوابهایت عطری از من به جا مانده یا نه ولی از تو در خواب من ردپای زیادی مانده ست آنقدر که صبحها ،بر بالشی خیس بیدار میشوم.
راستی تو میدانی تعبیر خوابهای باران زده چیست ؟
#عادله_زمانی
@adelehz
4 454
Repost from کاف
مجری (برنامهی عربی) پرسید این جفنگیات چیه ملت میگن؟ مثلا میگن «عطر هدیه ندین. جدایی میاره». طرف شروع کرد که اتفاقا درسته. «کل شیشة عطر تنصنع، وردة تموت»، هر شیشهی عطری که ساخته میشه، یکگل میمیره. اونوقت خاک پای گل، دلتنگ گل میشه. آه اون خاک هم میگیره دامن عشق بین شما رو.
💬orjjorwel
Artikal @Kafiha
4 454
بیا بهار که شد
زیر آسمون آبی قدم بزنیم
گل بخریم
تو یه کافه کوچیک
درباره آخرین کتابی که خوندیم
حرف بزنیم و نگران فردا نباشیم!
4 454
دوست داشتن بعضی ادمها سخت ست با آنکه میشود که دوست شان داشت اما مجبوری برای حفاظت از خود در حفاظی از آهن و سرما بسوی شان بروی .
اگر خودِ رها و عریانت و پیش چشم شان بگذاری چون اگر با تنی پر زخم برخواهی گشت.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 454
به آنان که ما را رها نمودند
در خاک خالی، بیآب و بیگیاه
بیهیچ اشک و آه
بگویید:
ما ریشه در خویش داشتیم
و سبز گشتیم
و سبز شد بهار …
📚 @Academic_Library
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
