fa
Feedback
تاریکخوانه

تاریکخوانه

رفتن به کانال در Telegram

فرهاد ح گوران نویسنده و پژوهشگر Writer @farguraan @quqnus fhguraan.blogspot.com http://farhaadhgooraan.blogfa.com/

نمایش بیشتر
956
مشترکین
+324 ساعت
+117 روز
+130 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+9
در 0 کانال‌ها
اوت '26
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+10
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+10
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+19
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+7
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+16
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+53
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+9
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+732
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+18
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+39
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+25
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+28
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+24
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+41
در 3 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+12
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+15
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+6
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+19
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+21
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+14
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+10
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+17
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+41
در 6 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+30
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+736
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
06 سپتامبر0
05 سپتامبر+3
04 سپتامبر+5
03 سپتامبر+1
02 سپتامبر0
01 سپتامبر0
پست‌های کانال
photo content

2
بدون متن...
4 167
3
#Raşo ڕەشو، خواننده‌ی کُرد ایزدی، را سال‌هاست که می‌شناسیم و گوش به آوای سحرآمیزش داریم که همانا به رنگ ملک طاووس است. بداهه‌خوانی آوایی (Vocal Improvisation) کاری است که ڕەشو از دهه‌ی ۱۹۸۰ آغاز کرد؛ شیوه‌ای که در آن، آوا به ماده‌ی موسیقایی بدل می‌شود. او با آوا جملات موسیقایی می‌سازد؛ صدا را از مرز کلام می‌گذراند و آن را به زبان بدل می‌کند. ڕەشو سنت ده‌نگ‌بێژی در سراسر کردستان را به سوی موسیقی راک کشانده و امکانات تازه‌ای از دل آن بیرون کشیده است؛ نه فقط با تغییر سازبندی و فرم، بلکه با‌ نیروگذاری، خشونت، آزادی و بیانگری به واسطه‌ی حنجره‌ی ده‌نگ‌بێژ. او صدها ترانه خلق کرده است. این قطعه یکی از نمونه‌های والای این شیوه است. در این قطعه، تکرار و تشدید کلمات و آواها بهانه‌ای است برای آفرینش ملودی. واژگان‌ ثابت می‌مانند، اما صدا، کشش، ارتفاع و شدتِ آواز پیوسته دگرگون می‌شود.‌ #محسن_نامجو بی‌آنکه هرگز نامی از ڕەشو ببرد سخت تحت تاثیر و‌ حتی مقلدش بوده است.‌
1
4
resho. rock. kurd.MP3
594
5
زۆرجار لەلایەن هاوڕێ کوردەکانمەوە ڕەخنەم لێ گیراوە، بێ ئەوەی سەرچاوە و بنەچەی بەرهەمەکانم لەبەرچاو بگرن؛ بێ ئەوەی سەرنج بدەن کە من بە فارسی دەنووسم و زمانێکی زاڵبوو لە ناوخۆی خۆیدا تێکدەشکێنم. ئمجا کرماشان لەگەڵ کوردستان جیاوازە. لەوێ شیعری کوردی بە شێوەیەکی نەریتی هەمیشە مۆخاتەب و خوێنەری خۆی هەبووە، بەڵام ڕۆمان و چیرۆک خوێنەری نییە. تازە نزیکەی دوو دەیەیە کە ئەم بوارە شێوەی گرتووە. وە ئەمەش؛ چەند ڕەخنەگرێکی «فارس» لەسەر ئەو باوەڕەن کە من لە ڕۆمان «کوچ شامار» دا زمانی فارسیم بە گاڵتە گرتووە! ڕخنەگە، وا دیارە، لە هەردوو لایەنەوە بەردەوامە! و من هەروا لە جیاتی نووسین، باری ژیانی ترسناک و کرێی خانوو لەسەر شانی خۆم هەڵدەگرم.
861
6
بدون متن...
778
7
بدون متن...
720
8
بدون متن...
1 372
9
بدون متن...
1
10
تشاوی / نگریستن مفهوم «نگریستن» یا «دیدن» در فلسفه مارتین هایدگر، فراتر از یک عمل فیزیکی ساده است؛ در نزد او، نگریستن به معنای نحوه مواجهه ما با هستی و چگونگی آشکار شدن جهان است. هایدگر میان چند نوع نگریستن تمایز قائل می‌شود که هر کدام لایه‌ای از رابطه انسان با جهان را آشکار می‌کنند. *نگاه ابزاری و «دوراندیشی» (Umsicht): در کتاب هستی و زمان، هایدگر می‌گوید ما در وهله اول به اشیاء خیره نمی‌شویم تا آن‌ها را بشناسیم، بلکه با آن‌ها «کار» می‌کنیم. هایدگر این نوع نگریستن را «دوراندیشی» یا «نگاهِ کاربری» می‌نامد. مثلاً نجار وقتی با چکش کار می‌کند، به چکش «خیره» نمی‌شود، بلکه نگاه او معطوف به کلِ کارگاه و هدفی است که دارد. در اینجا، نگریستن یعنی در نظر داشتنِ شبکه روابطی که اشیاء را به هم متصل می‌کند. - در این مرحله، نگریستن یعنی دیدنِ اشیاء به مثابه «دمِ‌دست» (Ready-to-hand). *نگریستنِ نظری (Theoria) و فاصله‌گیری: زمانی که ابزاری می‌شکند یا مشکلی پیش می‌آید، ما از آن فعالیتِ روزمره متوقف می‌شویم و برای اولین بار به خودِ آن شیء «خیره» می‌شویم. - در اینجا نگریستن از حالت «کاربردی» به حالت «نظری» تغییر می‌کند. شیء از حالت «دمِ‌دست» به حالت «پیشِ‌رو» (Present-at-hand) تبدیل می‌شود. - هایدگر معتقد است سنت فلسفه غرب (از افلاطون تا دکارت) دچار این خطا شد که نگریستنِ نظری و خیره شدن به اشیاء را تنها راه شناخت دانست و رابطه‌ی عمیق‌تر ما با جهان (رابطه وجودی) را نادیده گرفت. * نگریستن به مثابه «گشودگی» و حقیقت (Aletheia): یکی از زیباترین بخش‌های فلسفه هایدگر، پیوند نگریستن با مفهوم «حقیقت» است. او حقیقت را نه «مطابقت ذهن با عین»، بلکه به معنای یونانی «آلثیا» (نامستوری یا از-پرده-برون-افتادن) می‌داند. - نگریستنِ اصیل یعنی اجازه دهیم موجودات همان‌طور که هستند، خود را بر ما آشکار کنند. - هایدگر از استعاره «وارستگی» (Lichtung) استفاده می‌کند. نگریستنِ درست مثل ایستادن در یک فضای باز در جنگل است که نور در آن می‌تابد؛ ما با نگاه‌مان فضا را باز می‌کنیم تا هستی در آن «تجلی» یابد. نگاه تکنولوژیک: جهان به مثابه تصویر هایدگر در دوره‌های متأخر فکری‌اش، از نوعی نگریستنِ خطرناک در عصر مدرن انتقاد می‌کند که آن را «گشتل» (Ge-stell) یا «قالب‌بندی» می‌نامد. در عصر تکنولوژی، نگاه ما به جهان، نگاهِ «سوداگرانه» است. ما به جنگل نگاه نمی‌کنیم که زیبایی‌اش را ببینیم، بلکه آن را به مثابه «ذخیره منبع» برای تولید چوب می‌بینیم. در این حالت، نگریستن یعنی تبدیل کردن جهان به یک «تصویر» (World Picture) که انسان سوژه‌ی آن و همه چیز دیگر ابژه‌ی اوست. هایدگر هشدار می‌دهد که این نوع نگریستن، بُعد قدسی و رازآلود هستی را نابود می‌کند. نگاهِ شاعرانه و هنرمندانه: از نظر هایدگر، هنرمندان و شاعران جور دیگری می‌نگرند. آن‌ها به اشیاء خیره نمی‌شوند تا از آن‌ها استفاده کنند، بلکه اجازه می‌دهند «عالم» در آن شیء حضور یابد. از نظرگاه هایدگر، نگریستن فقط کارِ چشم نیست، بلکه کارِ «وجود» است. نگریستن می‌تواند جهان را به یک «انبار کالا» تقلیل دهد (نگاه تکنولوژیک) یا می‌تواند جهان را به مثابه یک مقوله‌ی «مقدسِ آشکارشونده» پذیرا شود (نگاه شاعرانه). وقتی به نقاشی ون‌گوگ از کفش‌های یک روستایی نگاه می‌کنیم، نگریستنِ ما باعث می‌شود رنجِ قدم‌ها، خستگی و حقیقتِ زندگیِ آن روستایی آشکار شود. این نوع نگریستن، «سکونت در هستی» است.
1 150
11
چرا پست ها بعد از مدتی حذف می‌شوند
1
12
+1
بدون متن...
745
13
+1
بدون متن...
1
14
چاپ نخست رمان «نفس‌تنگی» در سال ۸۷ از سوی نشر آگه منتشر شد که اکنون نایاب است. ماه گذشته، نشر «کتاب ارزان» در سوئد متن کامل ف+1
چاپ نخست رمان «نفس‌تنگی» در سال ۸۷ از سوی نشر آگه منتشر شد که اکنون نایاب است. ماه گذشته، نشر «کتاب ارزان» در سوئد متن کامل فارسی و کوردی نفس‌تنگی را منتشر کرد؛ رمانی که آن را بازنویسی و‌ همبسته با جلد اول و سوم «سه‌گانه‌ی کوچ» به سرانجام رسانده‌ام. 🔺🔻🔺 ناسنامەی کتێب: ته‌نگه‌نه‌‎فه‌سی (کتێبی دووەمی تریۆلوژی کۆچ) نووسه‌ر: فه‌رهاد ح گۆران وه‌رگێڕانی: فازڵ مه‌حموود کتێبی یەکەم: تاریکوانه‌ی ماریا مینۆرسکی کتێبی سێیەم: کوچ شامار ( هەڵبژێردراوی خەڵاتی مێهرگان ئەده‌ب 2018) وێنه‌ی به‌ڕگی: مه‌رزیه لوڕستانی دیزاینی بەرگ: پ.یوسفی چاپی یەکەم: 2026/1404 چاپ و بڵاوکردنەوە: « کەتاب-ی ئەرزان » 🔻🔻🔻 Shortness of Breath By Farhad HGuran First Edition: 2026 Publisher: KItab-I Arzan Helsingforsgatan 15 164 78 Kista-Sweden +46 70 492 69 24 www.arzan.se https://arzan.se/product/9789199109787%d8%aa%db%95%d9%86%da%af%d9%87-%d9%86%db%95%d9%81%db%95%d8%b3%db%8c/
1
15
+1
بدون متن...
1 268
16
مادرم در برابر سه تشاوی تکیه آسی براکه / توشامی 🔻🔻🔻 موریس بلانشو در مقاله مشهور خود با عنوان «آواز سیرن‌ها» (که در کتاب «کتابِ پیشِ رو» یا Le Livre à venir منتشر شده)، به شکلی عمیق به مفهوم «نوشتن امر نانوشتنی» و مواجهه نویسنده با خلأ می‌پردازد. از نگاه موریس بلانشو ما با دو نوع نانوشتنی روبه‌رو هستیم: نانوشتنیِ تکنیکی: چیزی که کلمات برایش کم هستند (که با مهارت نویسنده حل می‌شود). نانوشتنیِ هستی‌شناختی (مد نظر بلانشو): چیزی که اصلاً از جنس کلمه نیست و به محض وارد شدن به زبان، مسخ می‌شود. بلانشو می‌گوید کار نویسنده این است که تا لبه‌ی این پرتگاه برود، آوازِ نیستی (سیرن‌ها) را بشنود و در حالی که دارد در آن غرق می‌شود، آخرین کلمات را روی کاغذ بیاورد. به همین دلیل است که برای او، نوشتن نوعی «مرگِ داوطلبانه» است. بلانشو معتقد است اولیس (قهرمان اودیسه) اولین کسی بود که به «امر نانوشتنی» یا همان آواز سیرن‌ها خیانت کرد. اولیس می‌خواست هم آواز را بشنود و هم زنده بماند (به تاریخ برگردد). پس خودش را به دکل بست. او با این کار، آواز را به «هنر» یا «موضوعی برای شنیدن» تقلیل داد. بلانشو می‌گوید رمان‌نویسان سنتی مثل اولیس هستند؛ آن‌ها از دور به امر نانوشتنی نگاه می‌کنند، اما جرئت غرق شدن در آن را ندارند و فقط «داستان» آن را می‌نویسند. بلانشو می‌گوید نویسنده مدرن باید مانند اورفه عمل کند. او به اعماق تاریکِ دنیای مردگان (Hades) رفت تا معشوقش، اوریدیس را بازگرداند. شرط این بود که تا رسیدن به روشنایی به او نگاه نکند، اما اورفه نتوانست و نگاه کرد و اوریدیس برای همیشه ناپدید شد.
8
17
بدون متن...
1
18
یدالله محمدی ۱۳۳۷ - ۱۴۰۴
1 071
19
زوانوو من جەهانوو منا. مرزهای زبان من، مرزهای جهان من است. Die Grenzen meiner Sprache bedeuten die Grenzen meiner Welt. - Ludwig Wittgenstein جورج جیکاف - از بنیانگذاران مکتب Cognitive Linguistics، که انقلابی در زبان‌شناسی نامیده شده است - در گفت‌وگویی چنین از اثرگذاری زبان بر مفاهیم و چارچوب‌های سیاسی تأثیر یاد کرده است: زبان همیشه با چیزی همبسته است که به آن چارچوب‌بندی (framing) گفته می‌شود. هر واژه‌ای در مناسبت با یک چارچوب مفهومی تعریف می‌شود. اگر واژه‌ای مانند «شورش» را در نظر آوریم، این واژه دال بر جمعیتی است که در برابر ستم حکومت به پا خاسته‌اند، یا دست‌کم چنین احساسی دارند، و در حال کنار زدن حاکمان خود هستند. یکی از مادران سوگوار یارسانی با اشاره به زدن تیر خاص به قلب دخترش گفته است: دوه من سیمرغ من بو. دخترم سیمرغ من بود. جایگاه سیمرغ در کوه قاف است، در نامه‌ی باستان فردوسی، و در متون یارسان نیز. چنین است که ما در زبان – و با استعاره‌ها- زندگی می کنیم.
1
20
بگذار برخیزد مردم بی‌لبخند جعفرآباد، آنجاست که برآیند جنایت ساختاری را می‌توان دید؛ سمت شرقی شهر. آنجا که نزدیک آبشوران است. تجربه زیسته همانا تجربه فقر و فلاکت است. زندگی همواره «ناکامل‌» است: آینده هرگز پدیدار نمی‌شود، و گذشته همچون زخمی باز مدام بازمی‌گردد به بدن خستگان، بدن درماندگان. کار نهاد - دولت / حکومت در جعفرآباد فقط کنترل بوده و تحقیر. چنین است که این گذرگاه اشباح خون‌آلود به صحنه ظهور سوژه بدل می‌شود؛ همان که در روایت رسمی تحت عنوان «قشر آسیب‌پذیر» نامگذاری شده است؛ قشر آسیب‌پذیر کوهدشت و دلفان و ازنا، قشر آسیب‌پذیر ملکشاهی، قشر آسیب‌پذیر مرودشت ...
650