fa
Feedback
تاریکخوانه

تاریکخوانه

رفتن به کانال در Telegram

فرهاد ح گوران نویسنده و پژوهشگر Writer @farguraan @quqnus fhguraan.blogspot.com http://farhaadhgooraan.blogfa.com/

نمایش بیشتر
953
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
-330 روز
آرشیو پست ها

تشاوی / نگریستن مفهوم «نگریستن» یا «دیدن» در فلسفه مارتین هایدگر، فراتر از یک عمل فیزیکی ساده است؛ در نزد او، نگریستن به معنای نحوه مواجهه ما با هستی و چگونگی آشکار شدن جهان است. هایدگر میان چند نوع نگریستن تمایز قائل می‌شود که هر کدام لایه‌ای از رابطه انسان با جهان را آشکار می‌کنند. *نگاه ابزاری و «دوراندیشی» (Umsicht): در کتاب هستی و زمان، هایدگر می‌گوید ما در وهله اول به اشیاء خیره نمی‌شویم تا آن‌ها را بشناسیم، بلکه با آن‌ها «کار» می‌کنیم. هایدگر این نوع نگریستن را «دوراندیشی» یا «نگاهِ کاربری» می‌نامد. مثلاً نجار وقتی با چکش کار می‌کند، به چکش «خیره» نمی‌شود، بلکه نگاه او معطوف به کلِ کارگاه و هدفی است که دارد. در اینجا، نگریستن یعنی در نظر داشتنِ شبکه روابطی که اشیاء را به هم متصل می‌کند. - در این مرحله، نگریستن یعنی دیدنِ اشیاء به مثابه «دمِ‌دست» (Ready-to-hand). *نگریستنِ نظری (Theoria) و فاصله‌گیری: زمانی که ابزاری می‌شکند یا مشکلی پیش می‌آید، ما از آن فعالیتِ روزمره متوقف می‌شویم و برای اولین بار به خودِ آن شیء «خیره» می‌شویم. - در اینجا نگریستن از حالت «کاربردی» به حالت «نظری» تغییر می‌کند. شیء از حالت «دمِ‌دست» به حالت «پیشِ‌رو» (Present-at-hand) تبدیل می‌شود. - هایدگر معتقد است سنت فلسفه غرب (از افلاطون تا دکارت) دچار این خطا شد که نگریستنِ نظری و خیره شدن به اشیاء را تنها راه شناخت دانست و رابطه‌ی عمیق‌تر ما با جهان (رابطه وجودی) را نادیده گرفت. * نگریستن به مثابه «گشودگی» و حقیقت (Aletheia): یکی از زیباترین بخش‌های فلسفه هایدگر، پیوند نگریستن با مفهوم «حقیقت» است. او حقیقت را نه «مطابقت ذهن با عین»، بلکه به معنای یونانی «آلثیا» (نامستوری یا از-پرده-برون-افتادن) می‌داند. - نگریستنِ اصیل یعنی اجازه دهیم موجودات همان‌طور که هستند، خود را بر ما آشکار کنند. - هایدگر از استعاره «وارستگی» (Lichtung) استفاده می‌کند. نگریستنِ درست مثل ایستادن در یک فضای باز در جنگل است که نور در آن می‌تابد؛ ما با نگاه‌مان فضا را باز می‌کنیم تا هستی در آن «تجلی» یابد. نگاه تکنولوژیک: جهان به مثابه تصویر هایدگر در دوره‌های متأخر فکری‌اش، از نوعی نگریستنِ خطرناک در عصر مدرن انتقاد می‌کند که آن را «گشتل» (Ge-stell) یا «قالب‌بندی» می‌نامد. در عصر تکنولوژی، نگاه ما به جهان، نگاهِ «سوداگرانه» است. ما به جنگل نگاه نمی‌کنیم که زیبایی‌اش را ببینیم، بلکه آن را به مثابه «ذخیره منبع» برای تولید چوب می‌بینیم. در این حالت، نگریستن یعنی تبدیل کردن جهان به یک «تصویر» (World Picture) که انسان سوژه‌ی آن و همه چیز دیگر ابژه‌ی اوست. هایدگر هشدار می‌دهد که این نوع نگریستن، بُعد قدسی و رازآلود هستی را نابود می‌کند. نگاهِ شاعرانه و هنرمندانه: از نظر هایدگر، هنرمندان و شاعران جور دیگری می‌نگرند. آن‌ها به اشیاء خیره نمی‌شوند تا از آن‌ها استفاده کنند، بلکه اجازه می‌دهند «عالم» در آن شیء حضور یابد. از نظرگاه هایدگر، نگریستن فقط کارِ چشم نیست، بلکه کارِ «وجود» است. نگریستن می‌تواند جهان را به یک «انبار کالا» تقلیل دهد (نگاه تکنولوژیک) یا می‌تواند جهان را به مثابه یک مقوله‌ی «مقدسِ آشکارشونده» پذیرا شود (نگاه شاعرانه). وقتی به نقاشی ون‌گوگ از کفش‌های یک روستایی نگاه می‌کنیم، نگریستنِ ما باعث می‌شود رنجِ قدم‌ها، خستگی و حقیقتِ زندگیِ آن روستایی آشکار شود. این نوع نگریستن، «سکونت در هستی» است.

چرا پست ها بعد از مدتی حذف می‌شوند

photo content
+1

photo content
+1

چاپ نخست رمان «نفس‌تنگی» در سال ۸۷ از سوی نشر آگه منتشر شد که اکنون نایاب است. ماه گذشته، نشر «کتاب ارزان» در سوئد متن کامل ف
+1
چاپ نخست رمان «نفس‌تنگی» در سال ۸۷ از سوی نشر آگه منتشر شد که اکنون نایاب است. ماه گذشته، نشر «کتاب ارزان» در سوئد متن کامل فارسی و کوردی نفس‌تنگی را منتشر کرد؛ رمانی که آن را بازنویسی و‌ همبسته با جلد اول و سوم «سه‌گانه‌ی کوچ» به سرانجام رسانده‌ام. 🔺🔻🔺 ناسنامەی کتێب: ته‌نگه‌نه‌‎فه‌سی (کتێبی دووەمی تریۆلوژی کۆچ) نووسه‌ر: فه‌رهاد ح گۆران وه‌رگێڕانی: فازڵ مه‌حموود کتێبی یەکەم: تاریکوانه‌ی ماریا مینۆرسکی کتێبی سێیەم: کوچ شامار ( هەڵبژێردراوی خەڵاتی مێهرگان ئەده‌ب 2018) وێنه‌ی به‌ڕگی: مه‌رزیه لوڕستانی دیزاینی بەرگ: پ.یوسفی چاپی یەکەم: 2026/1404 چاپ و بڵاوکردنەوە: « کەتاب-ی ئەرزان » 🔻🔻🔻 Shortness of Breath By Farhad HGuran First Edition: 2026 Publisher: KItab-I Arzan Helsingforsgatan 15 164 78 Kista-Sweden +46 70 492 69 24 www.arzan.se https://arzan.se/product/9789199109787%d8%aa%db%95%d9%86%da%af%d9%87-%d9%86%db%95%d9%81%db%95%d8%b3%db%8c/

photo content
+1

مادرم در برابر سه تشاوی تکیه آسی براکه / توشامی 🔻🔻🔻 موریس بلانشو در مقاله مشهور خود با عنوان «آواز سیرن‌ها» (که در کتاب «کتابِ پیشِ رو» یا Le Livre à venir منتشر شده)، به شکلی عمیق به مفهوم «نوشتن امر نانوشتنی» و مواجهه نویسنده با خلأ می‌پردازد. از نگاه موریس بلانشو ما با دو نوع نانوشتنی روبه‌رو هستیم: نانوشتنیِ تکنیکی: چیزی که کلمات برایش کم هستند (که با مهارت نویسنده حل می‌شود). نانوشتنیِ هستی‌شناختی (مد نظر بلانشو): چیزی که اصلاً از جنس کلمه نیست و به محض وارد شدن به زبان، مسخ می‌شود. بلانشو می‌گوید کار نویسنده این است که تا لبه‌ی این پرتگاه برود، آوازِ نیستی (سیرن‌ها) را بشنود و در حالی که دارد در آن غرق می‌شود، آخرین کلمات را روی کاغذ بیاورد. به همین دلیل است که برای او، نوشتن نوعی «مرگِ داوطلبانه» است. بلانشو معتقد است اولیس (قهرمان اودیسه) اولین کسی بود که به «امر نانوشتنی» یا همان آواز سیرن‌ها خیانت کرد. اولیس می‌خواست هم آواز را بشنود و هم زنده بماند (به تاریخ برگردد). پس خودش را به دکل بست. او با این کار، آواز را به «هنر» یا «موضوعی برای شنیدن» تقلیل داد. بلانشو می‌گوید رمان‌نویسان سنتی مثل اولیس هستند؛ آن‌ها از دور به امر نانوشتنی نگاه می‌کنند، اما جرئت غرق شدن در آن را ندارند و فقط «داستان» آن را می‌نویسند. بلانشو می‌گوید نویسنده مدرن باید مانند اورفه عمل کند. او به اعماق تاریکِ دنیای مردگان (Hades) رفت تا معشوقش، اوریدیس را بازگرداند. شرط این بود که تا رسیدن به روشنایی به او نگاه نکند، اما اورفه نتوانست و نگاه کرد و اوریدیس برای همیشه ناپدید شد.

photo content

یدالله محمدی ۱۳۳۷ - ۱۴۰۴

زوانوو من جەهانوو منا. مرزهای زبان من، مرزهای جهان من است. Die Grenzen meiner Sprache bedeuten die Grenzen meiner Welt. - Ludwig Wittgenstein جورج جیکاف - از بنیانگذاران مکتب Cognitive Linguistics، که انقلابی در زبان‌شناسی نامیده شده است - در گفت‌وگویی چنین از اثرگذاری زبان بر مفاهیم و چارچوب‌های سیاسی تأثیر یاد کرده است: زبان همیشه با چیزی همبسته است که به آن چارچوب‌بندی (framing) گفته می‌شود. هر واژه‌ای در مناسبت با یک چارچوب مفهومی تعریف می‌شود. اگر واژه‌ای مانند «شورش» را در نظر آوریم، این واژه دال بر جمعیتی است که در برابر ستم حکومت به پا خاسته‌اند، یا دست‌کم چنین احساسی دارند، و در حال کنار زدن حاکمان خود هستند. یکی از مادران سوگوار یارسانی با اشاره به زدن تیر خاص به قلب دخترش گفته است: دوه من سیمرغ من بو. دخترم سیمرغ من بود. جایگاه سیمرغ در کوه قاف است، در نامه‌ی باستان فردوسی، و در متون یارسان نیز. چنین است که ما در زبان – و با استعاره‌ها- زندگی می کنیم.

بگذار برخیزد مردم بی‌لبخند جعفرآباد، آنجاست که برآیند جنایت ساختاری را می‌توان دید؛ سمت شرقی شهر. آنجا که نزدیک آبشوران است. تجربه زیسته همانا تجربه فقر و فلاکت است. زندگی همواره «ناکامل‌» است: آینده هرگز پدیدار نمی‌شود، و گذشته همچون زخمی باز مدام بازمی‌گردد به بدن خستگان، بدن درماندگان. کار نهاد - دولت / حکومت در جعفرآباد فقط کنترل بوده و تحقیر. چنین است که این گذرگاه اشباح خون‌آلود به صحنه ظهور سوژه بدل می‌شود؛ همان که در روایت رسمی تحت عنوان «قشر آسیب‌پذیر» نامگذاری شده است؛
قشر آسیب‌پذیر کوهدشت و دلفان و ازنا، قشر آسیب‌پذیر ملکشاهی، قشر آسیب‌پذیر مرودشت ...

📣 مجموعه داستان «ما همه در عصر شکار به سر می‌بریم» نوشته‌ی فرهاد ح گوران برنده جایزه مهرگان ادب دوره‌ی بیست‌وسوم و بیست‌وچهارم (۱۴۰۴) 🔸به همین مناسبت، ویراست تازه‌ای از این مجموعه، با دو داستان جدید منتشر شد. 🔻خوانندگان خارج کشور برای خرید کتاب و حمایت از ناشر و نویسنده‌ی ضدسانسور به وبسایت نوگام مراجعه کنند. @Nogaambooks "ئیمە هەموو لە چاخی ڕاودا دەژین" 🔻🔻🔻 ✅ و اما سخنی با خوانندگان داخل ایران، و اقلیم کردستان: آنان که به هر دلیل باور به حق‌التالیف ندارند، یا زیر بار ابرتورم دوران ج.ا توان خرید کتاب را از دست داده‌اند کتاب‌هایم را رایگان دانلود کنند. اما، من نیز به دلیل زندگی در این روزگار سیاهی و تباهی، مستاصلم. بنابرین حمایت از نویسنده را ضروری می‌دانم.
اگر مجموعه داستان «ما همه در عصر شکار به سر می‌بریم» را دانلود کردید، مبلغ آن را به شماره حساب زیر واریز بفرمایید! 5022 - 2910 - 7882 - 7779 قیمت کتاب: سه دلار
باشد که رستگار شویم!

▫️حمید فرازنده امید بسیار زیادی دارم که انتشار کتاب فرهاد ح گوران، «ما همه در عصر شکار به‌سر می‌بریم»— یکی از آن لحظات نادر که در آن یک هوش  و حساسیت ادبی-تاریخیِ کم‌یاب در تراز یک بیان کاملِ تاریخی-اجتماعی قدبرمی‌افرازد— بتواند تأثیری بنیادی بر داستان و نقد ادبی در ایران نیز بگذارد. این می‌تواند شبیه همان تأثیری باشد که نیما به‌طور بیرونی و مرکزگریز  بر شعر معاصر فارسی گذاشت، زیرا خاستگاه‌های زبان داستانی گوران افزون بر خصلت بومی‌اش، درس‌هایی نیز درباره‌ی کثرت‌گرایی انتقادی برای ما دارد. به گمانم هر داستان کوتاه موفقی اندکی شبیه پرسش از خود، و یا بهتر، شبیه پرسش از ماهیت زبان است. وقتی درون زبان هستیم برآورده‌شدن چنین انتظاری سخت است؛ نیما باید بود یا فرهاد گوران با آینه‌ای دووجهی در دست که پرسش‌شان در مورد ماهیت زبان به نوزایی فرهنگی منجر شود. بیهوده نیست که او اولین مستند سینمایی‌اش را به نیما اختصاص می‌دهد. این توجه قدرشناسانه‌ی جوانی خودآگاه و مصمم به نیای خود است. در ادامه به بررسی جزء به جزء تنها یکی از داستان‌های سنگ‌کیلومتری مجموعه داستان «ما همه در عصر شکار به‌سرمی‌بریم» به نام «پل مِرِگ» می‌پردازم تا گواهی بر ادعای فوق باشد. https://akhbar-rooz.com/1404/09/23/35785/

photo content

بازدید از محوطه ی پارینه سنگی کهن اواخر آشولی برده بلکا منطقه چمچمال کردستان پس از هفتاد و چهار سال. تصویر بالا کاوش بروس هاو
بازدید از محوطه ی پارینه سنگی کهن اواخر آشولی برده بلکا منطقه چمچمال کردستان پس از هفتاد و چهار سال. تصویر بالا کاوش بروس هاو در سال هزار نهصدو پنجاه و یک میلادی ( در تصویر رابرت و لیندا بریدوود، بروس هاو و هربرت رایت دیده می شود). تصویر پایین بازدید نهم آبان هزار چهار صدو چهار، از سمت راست صابر احمد ( نماینده میراث فرهنگی سلیمانیه)، سامان ح. گوران، نعمت حریری و فرامرز عزیزی. ( تصویر از فاتح زارع فر)

#عصر_شکار #فرهاد_حیدری_گوران #شادی_وکیلی

#عصر_شکار #فرهاد_حیدری_گوران #جواد_شامرادی #رویکرد_انتقادی

#عصر_شکار #فرهاد_حیدری_گوران #جواد_شامرادی #رویکرد_نقاط_درخشان