fa
Feedback
رد شبهات ملحدین

رد شبهات ملحدین

رفتن به کانال در Telegram

✔آرشیو مطالب کانال @no_atheism_archive کتابخانه صوتی @no_atheism_voice کانال کوردی @no_atheism_kurdi یوتیوب آپارات فیسبوک linktr.ee/no_atheism اینستاگرام instagram.com/no_atheism یوتیوب youtube.com/@no_atheism «تا اطلاع ثانوی آیدی ادمین برداشته شد»

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام رد شبهات ملحدین

کانال رد شبهات ملحدین (@no_atheism) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 26 693 مشترک است و جایگاه 2 801 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 12 692 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 26 693 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 10 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 13 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 3 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 21.82% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 7.33% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 5 821 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 956 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 110 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند شبهه, غزه, ملحد, زن, جنین تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
✔آرشیو مطالب کانال @no_atheism_archive کتابخانه صوتی @no_atheism_voice کانال کوردی @no_atheism_kurdi یوتیوب آپارات فیسبوک linktr.ee/no_atheism اینستاگرام instagram.com/no_atheism یوتیوب youtube.com/@no_atheism «تا اطلاع ثانوی آیدی ادمین برداشته...

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 11 ژوئن, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کرده‌اند.

26 693
مشترکین
+324 ساعت
+637 روز
+1330 روز
آرشیو پست ها
ممکن است اعتراض شود که در خودِ قرآن، غیرمسلمانان حرام‌زاده خوانده‌شده‌اند: ﴿عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ ‌زَنِيمٍ﴾ [القلم: ۱۳]، و این نشان می‌دهد که ازدواج غیرمسلمانان در اسلام به‌رسمیت شناخته نمی‌شود! اما دو نکته در این اعتراض مشهور مورد غفلت قرار می‌گیرد: نخست. مسلّم نیست که معنای «زنیم» همین باشد؛ ابن جوزی در تفسیر این واژه چهار دیدگاه آورده است [۷] و دربارۀ معنایش اتفاق‌نظری وجود ندارد. دوم. سیاق این آیات دربارۀ هر غیرمسلمانی نیست؛ در این سیاق، نُه صفت یاد می‌شود که نزد برخی مفسران دربارۀ فرد مشخصی است -چنان‌که ولید بن مغیره را نام برده‌اند- و نزد برخی دیگر در مذمت کسانی است که این صفات را داشته باشند. [۸] شاهد این است که مثلاً «حَلّاف» (=کسی که بسیار سوگند می‌خورد) صفتی نیست که در تمام غیرمسلمانان باشد، لذا ﴿فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ﴾ [القلم: ٨] از فرمانبرداری تکذیب‌کنندگان قرآن نهی می‌کند، سپس در آیات دهم تا سیزدهم از فرمانبرداری دارندگان صفات نه‌گانۀ ذکرشده نهی می‌شود. [۹] بنابراین خطبۀ عقد -چه عربی و چه فارسی- یک ورد جادویی نیست؛ اعلام رسمی یک تعهد حقوقی است که دین آن را پشتوانۀ اخلاقی و شرعی روابط دو نفر قرار می‌دهد. ازدواج در ملت‌های دیگر نیز مرز نکاح و سِفاح بوده است، هرچند شروط ازدواج آن‌ها با شروط ازدواج اسلامی تفاوت دارد و اگرچه اسلام ازدواج‌های آنان را برای خودشان به رسمیت شناخته باشد، اما یک مسلمان باید بر اساس آدابی که خداوند اراده کرده و تشریع فرموده ازدواج کند. پیداست که شریعتِ خدایِ حکیم به سعادت انسان‌ها می‌انجامد و خود آنان از ترک ازدواج زیان می‌بینند، خصوصاً زنان که در روابط آسیب‌پذیرترند و ریسک بزرگ‌تری متحمل می‌شوند. محمد عمر خسرو ناشر: «رد شبهات ملحدین» پی‌نوشت‌ها: [1] Will Durant, The Story of Civilization, vol. 1 (New York: Simon and Schuster, 1942), 25. [۲] الموسوعة الفقهية الكويتية، ج٤١ (الكويت: وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية، ١٤١٢)، ٢٣٩. [۳] ابن عثيمين، الشرح الممتع على زاد المستقنع، ج١٢ (الرياض: دار ابن الجوزي، ١٤٢٢)، ٣٨. [۴] القدوري، التجريد، ج٩ (القاهرة: دار السلام، ١٤٢٧)، ٤٤٢٩. [۵] ابن قدامة المقدسي، المغني، ج١٠ (الرياض: دار عالم الكتب، ۱۴۱۷)، ٥. [۶] ابن تيمية، مجموع الفتاوى، ج٣٢ (المدينة المنورة: مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، ١٤٢٥)، ١٧٥. [۷] ابن الجوزي، زاد المسير، ج٤ (بيروت: دار الكتاب العربي، ١٤٢٢)، ٣٢١-۲۲. [۸] ابن عطية، المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، ج٥ (بيروت: دار الكتب العلمية، ١٤٢٢)، ٣٤٧. [۹] أبو عبد الله الرازي، التفسير الكبير، ج٣٠ (بيروت: دار إحياء التراث العربي، ١٤٢٠)، ٦٠٣. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

بارها شنیده‌ام که پرسیده‌اند: اگر دو جوان به یک‌دیگر دل ببندند، چه نیازی به عقد شرعی وجود دارد؟ آیا خواندن چند کلمۀ عربی آن‌قدر مؤثر است که رابطه بدون آن حرام و با آن حلال باشد؟ سوالات خوبی هستند، زیرا با پاسخ‌دادنشان ابهامات و کج‌فهمی‌هایی که حتی بخشی از دین‌داران به آن مبتلا هستند برطرف می‌شود. عشق، اعتماد، همراهی و هم‌صحبتی واژگان زیبایی هستند، اما ازدواج تنها ماه‌عسل و جفت‌شدن با یار نیست. ازدواج یعنی سازمان‌دهی روابط جنسی و ایجاد خویشاوندی و انتقال دارایی و تعریف حقوق و مسئولیت‌ها نسبت به یک‌دیگر و فرزندان. نهاد ازدواج در اسلام مهریه دارد، نفقه دارد، افراد تازه‌ای را وارد دایرۀ محارم می‌کند، موجب ارث است و دو طرف را کام‌یافته (=محصَن) می‌گرداند. تمام این موارد آثار حقوقی خاصی دارند و ضروری است که علاقه و آرزوهای مشترک را با قراردادی صریح اعلان کرد و آن را از طریق قانون رسمیت بخشید. ویل دورانت (۱۹۸۱ م) می‌گوید: «از همان وقت که مالکیت خصوصی، ازدواج و حکومت پیدا شد، قانون نیز همراه آن بود». [۱] اگر عقدی نباشد، همه‌چیز تنها تا وقتی که روابط عاطفی و جنسی خوب پیش برود شیرین است، اما به‌محض اختلاف یا جدایی، هیچ چارچوبی برای حمایت از طرف ضعیف‌تر، حفظ حقوق فرزندان یا تعیین تکلیف اموال مشترک وجود ندارد. اگر دو نفر بگویند «ما تصمیم گرفته‌ایم با هم زندگی کنیم» به این معنا نیست که حساب همه‌چیز را کرده باشند و یکی از طرفین به‌راحتی می‌تواند در یک لحظه طوری پایان همه‌چیز را اعلام کند که انگار هرگزی تعهدی در میان نبوده است. آیا گفتن «خانه‌ام برای توست» بدون بستن قرارداد، مالکیت قانونی ملک را منتقل می‌کند؟ پس ازدواج شبیه قراردادی آماده برای تنظیم امور همسران است. اگر بگویی: پذیرفتم که باید عقدی قانونی در میان باشد، اما چرا باید عربی باشد؟ می‌گویم: نزد جمهور فقیهان اسلام، کسانی که عربی نمی‌دانند، می‌توانند ایجاب‌وقبول را با الفاظی معادل «زَوَّجتُ» و «أَنکَحْتُ» در زبان خود بگویند [۲]، «چه به انگلیسی باشد و چه فرانسوی، آلمانی یا روسی». [۳] نزد گروهی از فقها حتی اگر عربی بدانند، باز هم عقد صحیح است، چنان‌که قَدُّوری حنفی (۴۲۸ هـ) می‌گوید: «نکاح با الفاظ عربی، فارسی و زبان‌های دیگر نیز منعقد می‌شود» [۴]. همچنین بر خلاف تصور بسیاری از مردم، شرط نیست که خطبۀ ایجاب‌وقبول را «آخوندها» بخوانند و اگر عادت بر این بوده است، دلیلش آن است که مردم به احکام ازدواج آگاه نبوده‌اند تا خودشان آن را برگزار کنند. شاید بگویی: پس تکلیف ملت‌های غیر مسلمان چیست که عقد اسلامی ندارند؟ در عموم فرهنگ‌های غیراسلامی مفهوم ازدواج وجود داشته است و میان نهاد ازدواج و روابط بی‌بندوبار فرق قائل بوده‌اند. از نصوص دینی هم چنین بر می‌آید که اسلام، تفاوتی که جوامع دیگر میان ازدواج و زناکاری می‌گذاشته‌اند را به رسمیت می‌شناسد و ازدواجی که غیرمسلمانان بر اساس دین خود انجام می‌دهند را صحیح می‌داند، چنان‌که در قرآن آمده است: ﴿وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ﴾ [القصص: ۹] و ﴿وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ﴾ [المسد: ۵]؛ می‌بینیم که خداوند آسیه را زنِ فرعون و ام‌جمیل را زنِ ابولهب نامیده است. ابن قدامه (۶۲۰ هـ) نوشته است که در این موضوع اختلافی وجود ندارد و «قرار نیست که ازدواجشان شروط ازدواج مسلمانان -چون ولی و شاهد و ایجاب‌وقبول- را داشته باشد» [۵] و ابن تیمیه (۷۲۸ هـ) می‌گوید: «صحیح‌بودن ازدواج کافران از نظر لحوق نسب و ثبوت فراش میان مسلمانان مورد اختلاف نیست و اگر زوج کافری مسلمان شوند، به‌اجماع بر ازدواج قبلی خود اقرار می‌شوند». [۶] سنت پیغمبر نیز گواه درستی این قاعده است؛ ایشان از افراد تازه‌‌مسلمان دربارۀ نوع نکاحشان نمی‌پرسیدند و آن را فسخ نمی‌کردند، مگر ازدواجی -مانند جمع هم‌زمان دو خواهر- که اساساً در اسلام قابل‌قبول نباشد. ادامه... ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

تلبیس شیطان؛ ترک نماز به بهانه مشکلات زندگی برخی افراد به دلیل تجربه سختی‌ها و مشکلات در زندگی، نماز را ترک می‌کنند. استدلال آن‌ها این است که چون نماز نماد شکرگزاری است و زندگی دشواری دارند، پس خواندن آن بی‌فایده است. در پاسخ باید گفت: اولاً: این نگرش، ریشه در تفکری مادی‌گرایانه و گاهی ناامیدانه دارد که معنای واقعی عبادت و نقش خداوند متعال را درک نمی‌کند. در چنین شرایطی، کلید حل این مسئله، بازاندیشی در فهم ما از عبادت، شکرگزاری، و جایگاه خداوند در تمام جنبه‌های زندگی، به‌ویژه در سختی‌ها است. عبادت خداوند تنها شکرگزاری در برابر نعمت‌ها نیست، بلکه او ذاتاً محبوب و پرستیدنی است و لایق است که از غضبش ترسید و به رحمتش امیدوار بود و برایش سجده برد. ثانیاً: عبادت، به ویژه نماز، صرفاً عملی در زمان خوشبختی و فراغت نیست؛ بلکه در وهله اول، ارتباطی حیاتی میان انسان و خالق است. این ارتباط، منبعی برای آرامش روحی، قدرت درونی، و امیدواری در دل مشکلات است. مشکلات زندگی، هرچند سخت و دشوار باشند، نباید موجب قطع این پیوند مقدس شوند. بالعکس، در مواقع بحران، نیاز به توسل به خداوند و یاری جستن از او، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. ترک نماز در این دوران، به معنای نادیده گرفتن این نیاز اساسی روح انسان است. ثالثاً: شکرگزاری نیز مفهومی عمیق‌تر از صرفاً تشکر در برابر نعمت‌های ظاهری دارد. شکر در دین به معنای پذیرش مشیت الهی، صبر در برابر قضا و قدر، تلاش برای بهبود اوضاع با اتکاء به خداوند، و یافتن درس‌های ارزشمند در رنج‌هاست. حتی در بدترین شرایط، انسان می‌تواند با درک توانایی‌های درونی و درس‌هایی که از سختی‌ها می‌آموزد، خداوند را شکر گوید. این درک صحیح از شکرگزاری، مانع از ناامیدی شده و فرد را به سمت تلاش و امیدواری هدایت می‌کند. رابعاً: نگاه مادی‌گرایانه به زندگی، هنگامی که با موانع روبرو می‌شود، به سرعت به یأس و ناامیدی می‌انجامد. اما دین، با تأکید بر جهان غیب، پاداش اخروی، و حضور همیشگی خداوند، بستری برای پرورش امید فراهم می‌آورد. اقامه نماز، حتی در دشوارترین شرایط، نشان‌دهنده ایمان راسخ به قدرت الهی و عدم تسلیم در برابر مشکلات است. این عمل، به خودی خود، باعث تقویت روحیه، افزایش تاب‌آوری، و یافتن راه‌هایی برای عبور از بحران می‌شود. بنابراین، ترک نماز به بهانه مشکلات، فرد را از مهم‌ترین منبع حمایت معنوی و روانی محروم می‌کند. چراکه نماز، تنها برای روزهای آرام و بی‌دغدغه نیست، بلکه ابزاری حیاتی برای عبور از بحران‌هاست. با کمک گرفتن از صبر و نماز، می‌توانیم بر سختی‌ها و مشکلات زندگی غلبه کنیم. خداوند متعال در آیه 153 سوره بقره می‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}، ترجمه: «ای اهل ایمان از صبر و نماز [برای حل مشکلات خود و پاک ماندن از آلودگی‌ها و رسیدن به رحمت حق] کمک بخواهید زیرا خدا با صابران است.» ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

عفت قرآنی واژۀ «عفت» در ذهن همۀ ما به «حجاب» گره خورده است، اما قرآن در این باره چه به ما می‌آموزد؟ ابن فارِس، لغت‌شناس نامی قرن چهارم، عفت را «خودداری از ناشایست» می‌داند [۱] و راغب اصفهانی می‌نویسد که «عفت، حصول حالتی نفسانی است که با آن از غلبۀ شهوت امتناع می‌شود». [۲] از عقل و شرع پیداست که محدودۀ شایست و نشایست وسیع‌تر از پوشش و امور جنسی است، لذا راغب اصفهانی در اثر دیگرش به بیان نمودهای مختلف عفت در انسان می‌پردازد و می‌گوید: «عفت آدمی کامل نمی‌شود، مگر آن‌که عفت در دست و زبان و گوش و چشمش جریان یابد؛ وقتی زبان عفیف نباشد تمسخر و تجسس و غیبت و بدگویی و سخن‌چینی می‌کند و به دیگران لقب زشت می‌دهد، و بی‌عفتی چشم در نگریستن به چیزهای حرام و زینت دنیایی است که به شهوات ناپسند منجر می‌شود، و گوش بی‌عفت هم شنیدنی‌های قبیح را می‌شنود!». [۳] مادۀ «عفف» در چهار آیۀ قرآنی به‌کار رفته است: ۱) عفت در برابر زنا و مقدمات آن؛ فرموده است: ﴿وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ...﴾ [النور: ۳۳] «کسانی که امکانات ازدواج را ندارند، باید در راه عفت بکوشند، تا آن‌که خداوند از فضل خود بی‌نیازشان سازد!». ۲) عفت در پوشش؛ پس از این‌که زنان فرتوت و ازکارافتاده را مشمول نوعی تخفیف در پوشش می‌کند، می‌افزاید که اگر از این تخفیف استفاده نکنند بهتر است: ﴿...وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ...﴾ [النور: ۶۰] «و اگر عفت ورزند، برایشان بهتر است!». ۳) عفت در خواستنِ از خلق؛ خداوند از شُکوه فقیرانی می‌گوید که «عفت» مانع می‌شود دست حاجتشان به سوی مردم دراز کنند و اگر کسی آنان را نشناسد، گمان می‌کند که توانگرند: ﴿...يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ...﴾ [البقرة: ۲۷۳]. ۴) عفت در برابر مال یتیم؛ فرموده است: ﴿وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا ‌فَلْيَسْتَعْفِفْ﴾ [النساء: ۶] «و هرکس ثروتمند است، عفت بورزد!». جالب توجه است که قرآن کریم، همان‌طور که عفت را در برابر زنا و مال یتیم ذکر کرده است، هر دو را در صیغۀ ﴿وَلَا ‌تَقْرَبُوا﴾ نیز شریک ساخته است؛ در آیه‌ای ما را از نزدیک‌شدن به زنا نهی می‌کند: ﴿وَلَا ‌تَقْرَبُوا الزِّنَا...﴾ [الإسراء: ۳۲]، سپس ما را به فاصلۀ یک آیه از نزدیک‌شدن به مال یتیم می‌ترساند: ﴿وَلَا ‌تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ...﴾ [الإسراء: ۳۴]. پس گسترۀ کاربرد این معنا در قرآن نشان می‌دهد که عفت تنها در پوشش و پاکدامنی جنسی خلاصه نمی‌شود، بلکه یک ملکۀ اخلاقی همه‌جانبه است و همان‌قدر که پوشش و پاکدامنی مهم و ضروری است، عفت در اموال و حقوق دیگران هم مهم و ضروری است. 📚 پی‌نوشت‌ها: [۱] ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، ج۴ (القاهرة: مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي وأولاده بمصر، ١٣٩٢)، ۳. [۲] الراغب الأصفهاني، المفردات في غريب القرآن (دمشق: دار القلم، ١٤١٢)، ٥٧٣. [۳] الراغب الأصفهاني، الذريعة إلى مكارم الشريعة (القاهرة: دار السلام، ١٤٢٨)، ٢٢٤. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین

مجموعۀ رد شبهات ملحدین، عید سعید قربان را به همۀ مسلمانان جهان، به‌ویژه شما مخاطبین گرامی و خانوادۀ محترمتان، صمیمانه تبریک و
مجموعۀ رد شبهات ملحدین، عید سعید قربان را به همۀ مسلمانان جهان، به‌ویژه شما مخاطبین گرامی و خانوادۀ محترمتان، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می‌نماید. این روز فرخنده، یادآور ایثار و اطاعت بی‌چون‌وچرای ابراهیم (علیه‌السلام) و اسماعیل (علیه‌السلام) در راه پروردگار است؛ نماد بندگی خالصانه و پیروزی ایمان بر تمامی آزمون‌های سخت الهی. باشد که این عید بزرگ، مایۀ برکت، وحدت و سربلندی امت اسلام باشد، و دل‌های ما را از نور تقوا و معنویت روشن سازد. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین

فضل الهی و ناتوانی اسباب سِنَّم از پنجاه فراتر رفته است. هرچقدر بیشتر پا به سال می‌گذارم، این باور در من عمیق‌تر می‌شود که تنها با فضل الهی بوده که -باتوجه به لطفی که خداوند به من داشته- به این نقطه رسیده‌ام. در همین حین، شدت این پرسش انکاری در من شعله‌ورتر شده است: در تمامی این سالیان، من کیستم تا به وارسی دقیق مسیرهایی مشغول شوم که مرا به این نقطه رسانده است؟ هرچقدر سالیان واپسین جلو می‌رفت، این باور در درونم روشن‌تر و ریشه‌دارتر می‌گشت و طرز فکر انجام کارها از راه اسباب -یا همان گرفتن اسباب- برایم پیچیده‌تر‌ می‌شد و هرچه تلاش می‌کردم تا چگونگی کارکرد این اسباب -با این درهم‌تنیدگی، ارتباط عمیق با یکدیگر و اثرگذاری‌اش- در رساندن من به این جایگاه را بفهمم، حقیقت آن برایم گنگ‌تر می‌شد و بیش از پیش در هاله‌ای از ابهام قرار می‌گرفت. اما در نقطۀ مقابل، گذشت روزها و تجربه‌های پی‌درپی، به شفافیت، قوت و ضرورت این باور که «هرچیزی به فضل خداست» افزوده است. این باور، اندیشه‌ای اجتناب‌ناپذیر است که خودش خود را اثبات می‌کند؛ لیک ما چه بسیار از آن رویگردان بوده‌ایم، یا از آن غفلت ورزیده‌ایم! آنچه اینجا از آن پرده برداشتم به معنای نادیده‌انگاری اسباب نیست، بلکه مشخص‌کردن مرزهای آن است. اسباب این‌گونه است که هرگاه به جهان بپردازیم، برایمان نمایان می‌گردد؛ اما هرگاه هستی را تنها به اسباب برگردانیم، معنای خود را از دست می‌دهد. اسباب کارآمد است، ولی خودش را نمی‌تواند توضیح دهد و آن را یارای بیان راز تأثیرش نیست و از ضمانت نتایجش برنمی‌آید. هنگامی که توجه به اسباب شدت یابد، شمار اسباب به‌گونه‌ای افزایش می‌یابد که -نسبت به ما آفریدگان ناتوان- به فضایی مه‌آلود تبدیل می‌شود. همچنین نسبت‌دادن نعمت به خداوند نتیجۀ کم‌فهمی ما نیست، بلکه نتیجۀ بلوغی وصف‌ناپذیر است. چه اینکه در گذر تجربه‌ها‌ آشکار می‌شود که خود اسباب، در تقابل با فضل الهی نبوده، بلکه نمایان‌گر آثار تدبیر الهی است و اینکه این اسباب تنها با اذن او داده می‌شود و جز با تسخیر او تاثیر‌گذار نیست و استمرار آن تنها در صورتی است که خداوند از نابودی آن جلوگیری کند. هر اندازه که عقل به پختگی رسد و توهم خودبسندگی از هم بپاشد، توحید هم زلال‌تر می‌شود و اقرار به اینکه «همه چیز از جانب خداست» دیگر تنها شعار فرمان‌برداری نخواهد بود، بلکه این شعار عصارۀ شناخت خواهد شد. رسیدن به این فهم به‌خودی‌خود نعمتی الهی‌ست، به‌نحوی‌که نمی‌توان چنین فضلی را جبران کرد. سپاس خدای را، همیشه و پیوسته، به‌ اندازۀ آسمان‌ها و زمین و به پری میان آن دو و آنچه او پس از این خواهد؛ سپاس از آن خداوندِ گوینده این گفته، که گفته‌اش نیز حق است: ﴿وما بكم من نعمة فمن الله﴾. ✍️ د. عبدالله الشهری ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

مجموعۀ «رد شبهات ملحدین» عید سعید فطر را به همه مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌نماید. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸@no_atheism | ر
مجموعۀ «رد شبهات ملحدین» عید سعید فطر را به همه مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌نماید. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین

📚عنوان مقاله: اصلی‌ترین مشکلات امت ✍️نویسنده: احمد سید 📝مترجم: خداداد مطاعی‌پور 📄تعداد صفحات: 9 🗂ناشر: رد شبهات ملحدین #معرفی_مقاله استاد احمد سید (حفظه الله) در این مقاله‌ی کوتاه از بزرگترین مشکلات کنونی امت و عواملی که در پدید آمدن آنها نقش دارند سخن گفته است. ایشان عصر کنونی را برهه‌ی مهمی در تاریخ امت می‌داند که کنش یا انفعال آن می‌تواند در رقم زدن قرنهای آینده‌ی مسلمانان نقش بسزایی ایفا کند. از همین روی راهکارهایی را برای برون‌رفت از این بزنگاه دشوار مطرح می‌کند که می‌تواند راهگشای مسلمین در این مسیر خطرناک باشد. این مقاله به تمام کسانی که دغدغه‌ی عزت اسلام و تمکین مسلمانان را دارند پیشنهاد می‌شود. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

📚عنوان مقاله: اصلی‌ترین مشکلات امت ✍️نویسنده: احمد سید 📝مترجم: خداداد مطاعی‌پور 📄تعداد صفحات: 9 🗂ناشر: رد شبهات ملحدین #معرفی_مقاله استاد احمد سید (حفظه الله) در این مقاله‌ی کوتاه از بزرگترین مشکلات کنونی امت و عواملی که در پدید آمدن آنها نقش دارند سخن گفته است. ایشان عصر کنونی را برهه‌ی مهمی در تاریخ امت می‌داند که کنش یا انفعال آن می‌تواند در رقم زدن قرنهای آینده‌ی مسلمانان نقش بسزایی ایفا کند. از همین روی راهکارهایی را برای برون‌رفت از این بزنگاه دشوار مطرح می‌کند که می‌تواند راهگشای مسلمین در این مسیر خطرناک باشد. این مقاله به تمام کسانی که دغدغه‌ی عزت اسلام و تمکین مسلمانان را دارند پیشنهاد می‌شود. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین

در وب‌سایت Haaretz نوشته‌ای از ایهود اولمرت (نخست‌وزیر پیشین رژیم اسرائیل) منتشر شده است که بر صهیونیست‌های خردباختۀ ایرانی و غیر ایرانی که بدون دریافت حتی یک پاپاسی، با ادعای حقوق بشر و آزادی، از این رژیم خون‌خوار و جنایت‌کار حمایت می‌کنند، حجت را تمام می‌کند:
تلاشی خشونت‌آمیز و مجرمانه برای پاکسازی قومی در بخش‌هایی از کرانه باختری در جریان است. گروه‌های مسلح شهرک‌نشین، فلسطینیان ساکن آنجا را آزار می‌دهند، آسیب می‌رسانند، زخمی می‌کنند و حتی می‌کشند. این یورش‌ها شامل آتش زدن باغ‌های زیتون، خانه‌ها و خودروها، ورود به منازل و حملۀ فیزیکی به افراد است. آنها به گله‌های گوسفند نیز آسیب می‌رسانند، پراکنده‌شان می‌کنند و اقدام به دزدیدنشان می‌کنند. این آشوبگران -تروریست‌های یهودی- با نفرت و خشونت به فلسطینیان هجوم می‌برند و هدف واحدی دارند: وادار کردن آنها به فرار از خانه‌هایشان. همۀ این اقدامات با این امید انجام می‌شود که زمین پس از آن، در مسیر تحقق رویای الحاق کامل تمام سرزمین‌ها، برای سکونت‌دادن یهودیان آماده شود. مأموران پلیس و سربازان بر تمام این موارد چشم می‌بندند. کسانی که سعی می‌کنند از آشوبگران دفاع کنند، ادعا می‌کنند مخالف خشونت‌اند و این‌که این آشوبگران اقلیت کوچکی از چند ده نوجوان شرور هستند و شهرک‌نشینان را نمایندگی نمی‌کنند. اما در واقع ما با صدها جوان خشونت‌طلب روبه‌رو هستیم که بدون مسلح شدن به ابتکار و الهام‌بخشی وزیر امنیت ملی، ایتامار بن‌گویر، نمی‌توانستند چنین آشوبی به‌پا کنند. به عبارت دیگر، در کرانۀ باختری یک شبه‌نظامی (ملیشیا) در حال فعالیت است که با حمایت، پشتیبانی و کمک -مستقیم و غیرمستقیم- مقامات دولتی اسرائیل عمل می‌کند.
اگر روزی بیاید که هیچ یهودی در جهان از این ایدئولوژی حمایت نکند، صهیونیست‌های ایرانی و هندی، همچنان برده‌وار این بت خونین را می‌ستایند و بر قدم‌هایش بوسه می‌زنند! ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

📚عنوان مقاله: آیا الحاد منشأ پوچ‌گرایی در جهان است؟ ✍️نویسنده: هیثم طلعت 📝ترجمه و نشر: رد شبهات ملحدین 📄تعداد صفحات: 11 bit.ly/4qDzDzb #معرفی_مقاله نوشتار تقدیمی به بررسی رابطه بین الحاد و پوچ‌گرایی می‌پردازد. نویسنده در این اثر به انتقاد از جهان‌بینی الحادی و مادی‌گرایی می‌پردازد و به مفهوم کلی انسان در دیدگاه‌های مادی و تأثیرات آن بر اخلاق و ارزش‌ها اشاره می‌کند. این نوشتار به طور خاص به مسائلی مانند مادی‌گرایی، جدایی از ارزش‌های متافیزیکی و عبور از مرزهای اخلاقی می‌پردازد. همچنین در بعضی بخش‌ها، نویسنده نگرش‌های تاریخی و اجتماعی مرتبط با تفکر الحادی را مورد بررسی قرار می‌دهد. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

سلطنت‌طلبان و اسلام‌ستیزی جریان سلطنت‌طلب متمرکز پیرامون رضا پهلوی، در سال‌های اخیر به سمت ترویج گفتمانی رفته است که فراتر از نقد سیاسی، ماهیت آن هجمه‌ای سازمان‌یافته علیه مبانی اعتقادی اسلام است. این رویکرد که با استفاده ابزاری از مفاهیمی چون «مدرنیته» و «سکولاریسم»، مشروعیت‌زدایی از دین را هدف قرار می‌دهد، در میان بخش قابل توجهی از هوادارانش، آشکارا به توهین به قرآن کریم و سایر مقدسات اسلامی متوسل می‌شود. این تاکتیک، که نوعی افراط در سکولاریسم است، در تضاد کامل با بافت فرهنگی و اعتقادی اکثریت جامعه ایران، از جمله جوامع بزرگ اهل سنت، قرار دارد و تلاش دارد تا بنیان‌های هویت دینی را هدف قرار دهد. نکته محوری برای تبیین وضعیت اهل سنت، تمایز میان انتقاد به عملکرد یک حکومت و دشمنی بنیادین با اسلام است. رفتار این گروه نه یک نقد سازنده بر عملکرد حکومتی است، بلکه یک موضع‌گیری ایدئولوژیک بر پایه نفی کامل اسلام به عنوان یک عامل اجتماعی و فرهنگی است. آنان با القای این دیدگاه که هرگونه تعلق دینی مانعی بر سر راه توسعه است، عمداً، در پی ایجاد شکاف عمیق میان دینداران و مطالبات سیاسی‌شان هستند. این رویکرد، فاقد احترام حداقلی به باورهای اکثریت مسلمان کشور، به ویژه اهل سنت که خود حافظ سنت‌های اصیل اسلامی هستند، می‌باشد. از منظر استراتژیک، این اسلام‌ستیزی آشکار، نقاب «آزادی‌خواهی» را از چهره این جریان برمی‌دارد و هدف واقعی آن‌ها را هویدا می‌سازد؛ ایجاد جامعه‌ای که در آن، نهاد دین از فضای عمومی رخت بربندد. اهل سنت، که در طول تاریخ نشان داده‌اند پیوندی مستحکم با آموزه‌های دینی خود دارند و در برابر مداخلات فکری بیگانه مقاومت کرده‌اند، باید این حقیقت را درک کنند که دلسوزی این جریان برای حقوق اقلیت‌های مذهبی، صرفاً یک ابزار تاکتیکی است. زمانی که ابزار کارآمد نباشد، همانگونه که در سوابق گذشته دیده شده، دشمنی با اصل دین به نمایش درخواهد آمد. بنابراین، سکوت در برابر این نوع تهاجم فکری، به مثابه رضایت تلقی می‌شود؛ امری که با رسالت روشنگری و حفظ وحدت جامعه اسلامی در تعارض است. لازم است اهل سنت، با اتکا به بصیرت تاریخی و منطقی خود، میان مطالبات مشروع مردم (مانند عدالت و آزادی) و تهاجم فرهنگی و اعتقادی تفکیک قائل شوند. دفاع از عزت اسلامی، چه در برابر افراط‌های ناروا و چه در برابر اسلام‌ستیزی آشکار، یک اصل غیرقابل مذاکره است. این جریان با هدف قرار دادن ریشه‌ها، در حقیقت به تخریب پایه‌های همزیستی مسالمت‌آمیز میان مذاهب کمک می‌کند. باید توجه داشت که این اسلام‌ستیزی جدید، تداوم رویکرد حکومتی است که پیش از انقلاب نیز سعی در جداسازی طبقه تحصیل‌کرده از بدنه مذهبی جامعه داشت. تفاوت اصلی این است که در گذشته، این رویکرد عمدتاً از بالا به پایین و با اهرم‌های رسمی اعمال می‌شد، اما امروز، این هجمه توسط عناصر خودخوانده‌ای هدایت می‌شود که برای جلب توجه جهانی، دست به رفتارهای افراطی و توهین‌آمیز می‌زنند. این تاکتیک‌ها نه تنها مورد پذیرش اکثریت ایرانیان نیست، بلکه در میان علمای اهل سنت که همواره بر احترام متقابل تأکید داشته‌اند، موجبات بیزاری را فراهم می‌آورد. مهم‌تر از همه، مواضع این گروه نسبت به مسائل جهان اسلام و مسائل جاری اهل سنت در منطقه، مملو از تناقضات است. آنان در حالی که دم از حقوق بشر می‌زنند، از گروه‌هایی حمایت می‌کنند که سابقه تفرقه‌افکنی مذهبی دارند، یا سکوت معناداری در قبال مظلومیت‌های مسلمانان غزه اتخاذ می‌کنند. این تضاد رفتاری ثابت می‌کند که ایدئولوژی اصلی این جریان، نه مردم ایران و حفظ وحدت ملی، بلکه بازگشت به ساختاری است که ارزش‌های دینی را ثانویه و تابع مطامع سیاسی تعریف می‌کند. این امر یک ریسک بسیار بزرگ و هلاک کننده برای انسجام جامعه اهل سنت ایران محسوب می‌شود. بنابراین، جامعه اهل سنت به ویژه نخبگان آن، باید هوشیار باشند و از فریب و مکر این جماعت هتاک سلطلنت‌طلب دوری جویند و موضع روشنی در برابر آن‌ها اتخاذ کنند. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

🌙 اطلاعیه ویژه فرارسیدن ماه مبارک رمضان 🌙 «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان‏» (بقره: ۱۸۵) یعنی: «ماه رمضان، همان ماهی است که در آن قرآن فروفرستاده شد؛ کتابی برای هدایت مردم و نشانه‌هایی آشکار از راه حق و معیار تشخیص حق از باطل.» با حلول ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن، رحمت، مغفرت، بندگی و تقوا، فرا رسیدن این ایام مبارک را به تمامی مسلمانان جهان صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می‌نماییم. نظر به اینکه جمعی از مسلمانان، امروز (چهارشنبه) را نخستین روز ماه مبارک رمضان دانسته و روزه‌دار شده‌اند، و گروهی دیگر فردا (پنجشنبه) را آغاز این ماه شریف می‌دانند، مجموعۀ «رد شبهات ملحدین» ضمن احترام به هر دو دیدگاه، آغاز ماه ضیافت الهی را به همۀ مسلمانان در سراسر جهان شادباش می‌گوید. امید است این ماه، فرصت تقرب، ایمان و همدلی بیشتر میان امت اسلامی باشد و همۀ قلوب، به نور هدایت قرآن و رحمت پروردگار روشن گردد. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

ویژگی‌های رسانه‌ای الحاد چهار تاکتیک کلیدی در نحوه ارائه و ترویج الحاد در فضای رسانه‌ای اشاره دارد که در این نوشتار به طور کوتاه این موضوع تبیین می‌شود، که البته به جهت امانت علمی، بُن‌مایه این مطلب از یک مقاله عربی اقتباس و ترجمه گردیده است. تحریف معرفی خدا و بیگانه‌سازی مخاطب نخستین و بنیادی‌ترین ویژگی رسانه‌ای الحاد معاصر، عملیات هدفمند بر روی مفهوم متافیزیکی خداوند است که ادیان به ویژه اسلام بر آن تأکید دارند. این رویکرد، خدای ادیان را نه آن‌گونه که متون بنیادین معرفی می‌کنند، بلکه به شکلی تنزل‌یافته و غالباً موهن به تصویر می‌کشد؛ این تحریف شامل استفاده از کاریکاتورها یا نسبت دادن صفات غیرمنطقی و کوچک به مبدأ هستی است تا مخاطب ناخودآگاه دچار احساس انزجار و بیزاری شود. هدف اصلی این است که باورمندان احساس کنند به موجودی سست‌بنیان و خنده‌دار اعتقاد دارند، و این تصویرسازی معیوب، به جای نقد استدلال‌های الهیاتی، مستقیماً بر عواطف تکیه می‌کند. این شیوه، به دلیل سادگی در اجرا و قدرت تأثیرگذاری سریع بر اذهان عمومی، یک تاکتیک ارزان و متأسفانه کارآمد در فضای رسانه‌ای به شمار می‌آید که از اصول یک پژوهش منصفانه و جویای حقیقت فاصله فراوانی دارد و مسیر گفتگو را مسدود می‌سازد. برچسب‌زنی عقب‌ماندگی و القای تضاد مدرنیته و دین دومین شگرد کلیدی، تلاش برای متقابل‌سازی کاذب میان مدرنیته و دین‌داری است؛ جایی که پیروان ادیان به صورت یکپارچه به عنوان صاحبان اندیشه‌های کهن، ارتجاعی و مخالف با پیشرفت‌های عصر جدید طبقه‌بندی می‌شوند. این دسته‌بندی، به‌ویژه زمانی که توسط گویندگان کاریزماتیک و با نفوذ بیان شود، اثر روانی بسیار مهلکی بر مخاطب متدین می‌گذارد، چرا که او را در موضع ضعف قرار داده و القا می‌کند که باورهایش مانعی بر سر راه توسعه شخصی و اجتماعی است. با این حال، این برچسب‌زنی تاریخی، از منظر تحلیلی سست است؛ زیرا مبارزه میان جبهه الحاد و خداباوری پدیده‌ای مربوط به همین لحظه نیست و اگر قرار باشد یکی متهم به رجوع به گذشته شود، این اتهام به طور متقارن متوجه هر دو جبهه است؛ ماهیت مسئله بیش از آنکه ابعاد زمانی داشته باشد، در گرو قناعت وجودی و چگونگی ارائه براهین اثباتی است. نقد تقلیل‌گرا بر اساس خارج کردن متون از بافت خود سومین روش رایج در رسانه‌های منتقد دین، متمرکز شدن بر نمونه‌های پراکنده و مجزا از متون دینی است که کاملاً از بافت تاریخی، ادبی و سیاق نزول خود جدا شده‌اند؛ سپس، این قطعات کوچک و اغلب سوءتفسیر شده، به عنوان مبنایی برای نقد کل دین یا حتی تمامی ادیان خاصتاً اسلام به کار گرفته می‌شوند. این شگرد، به وضوح نوعی تقلیل‌گرایی را به نمایش می‌گذارد که توان درک پیچیدگی‌های یک سیستم اعتقادی هزاران ساله را ندارد. علاوه بر این، این رویکرد اغلب به تلاش برای تخریب دین از طریق نمایش رفتارهای نامطلوب برخی از متدینین نیز گسترش می‌یابد، به گونه‌ای که این اعمال فردی، حتی اگر ریشه در عادات محلی، قومی یا رسومی باشند که دین به صراحت آن‌ها را تأیید نکرده است، به عنوان بازتاب مستقیم و جوهره اصلی تعالیم دینی معرفی می‌گردند. ادعای تناقض بنیادین بین علم و دین یکی دیگر از ویژگی‌های مکرر و برجسته در رسانه‌های الحادی، اصرار بر وجود تناقض ذاتی و غیرقابل حل میان یافته‌های علمی و آموزه‌های دینی است که به طور سیستماتیک تکرار می‌شود. این گروه اغلب برای اثبات این ادعای خود، به اشکالات تفسیری و تاریخی موجود در حوزه الهیات مسیحیت استناد می‌کنند و سپس، بدون ارائه براهین محکم یا در نظر گرفتن تفاوت‌های بنیادین در الهیات، این تناقض را به سایر ادیان، از جمله اسلام، تعمیم می‌دهند؛ این تعمیم صرفاً بر این فرض سست استوار است که «همه ادیان در یک مسیر واحد و همسان قرار دارند». این ادعای تناقض، چه در مورد مسیحیت و چه سایر ادیان، غالباً بر پایه سوءتفاهم عمیق نسبت به ماهیت متن دینی و دریافت ناقص از سطوح معنایی آن بنا شده و نه بر رویارویی با هسته اصلی آموزه‌ها. در نهایت، مجموع این شیوه‌ها نشان می‌دهد که رویکرد رسانه‌ای مطرح شده، به جای تعامل فکری سازنده، بیشتر متکی بر فن بیان، مهندسی احساسات و مغالطات منطقی است تا مباحث عمیق فلسفی یا الهیاتی. ویژگی‌های برشمرده شده -تحریف، برچسب‌زنی اجتماعی، نقد تقلیل‌گرایانه خارج از بافت، و اصرار بر تعارض علم و دین- همگی ابزارهایی هستند برای تسهیل فاصله گرفتن مخاطب از باورهای سنتی، بدون نیاز به پرداختن به چالش‌های اساسی مطرح شده توسط متفکران دینی. یک محقق منصف و جویای حقیقت، باید از این شیوه‌های سطحی دوری کرده و با مفهوم واقعی و قوی‌ترین صورت ممکن وارد بحث شود تا بتواند تصویری دقیق‌تر از واقعیت ارائه دهد. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

انسان اسیر حرکت یون‌های سدیم و پتاسیم نیست؛ انسان، آن‌گونه که ملحدان می‌پندارند، اسیر طبیعت و فیزیک نیست. این که انسان به سوی حقیقت، خیر، عدالت و ارزش[ها] گرایش دارد، نتیجهٔ حرکت یون‌ها بر دیواره‌های سلول عصبی نیست؛ و این تعاملات فیزیکی و شیمیایی، آن‌گونه که در دیدگاه الحادی تصور می‌شود، آگاهی را به وجود نمی‌آورند. از این‌رو هیثم طلعت در کتاب «مناظره با ملحدین» می‌گوید: «برای انسان، معنایی فراتر از این وجود هستی است، که معنا و ارزش خود را از آن می‌گیرد، و از طریق آن، حق، خیر و عدالت را می‌شناسد...»
✍️ دکتر شيرين حامد فهمی ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

إنا لله وإنا إليه راجعون با نهایت تأسف و اندوه اطلاع یافتیم که یکی از برادران دیرین و مخلص، از پیشگامان و مؤسسان مجموعۀ «رد شبهات ملحدین» و از نخستین و فعالان این عرصه در فضای مجازی، پس از مدتی رنج و ابتلا به بیماری، دار فانی را وداع گفت و به جوار رحمت حق شتافت. از درگاه الله متعال مسئلت داریم روح آن برادر مؤمن و داعی را در رحمت و مغفرت بی‌پایان خویش غریق سازد و او را در جوار صالحان، شهدا و صدیقین مأوا دهد. همچنین برای خانوادۀ گرامی و بازماندگان محترم ایشان، صبر جمیل مسألت می‌نماییم. از تمام همراهان و مخاطبان عزیز صمیمانه درخواست می‌شود در این ایام، روح آن داعی صادق را از دعای خیر و خالصانه خویش بی‌نصیب نگذارند. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

📚 عنوان مقاله: چگونه مظلومین غزه را یاری کنیم؟ ✍️ نویسنده: Ummah of Muhammad 📝 ترجمه و تعلیق : وزیر احمد عظیمی 📁 تعداد صفحات: 12 #️⃣ بازبینی و نشر: رد شبهات ملحدین bit.ly/4rNuMg3 #معرفی_مقاله نوشتار مذکور بر پایۀ آیات قرآن و احادیث، راه‌های یاری مؤمنان مظلوم در سرزمین غزه را تشریح می‌کند. نویسنده با زبانی معنوی و مستند به منابع اسلامی، اهمیت اتحاد مسلمانان، ترک اختلاف و تقویت همبستگی امت اسلامی را در برابر دشمنان یادآور می‌شود. این اثر به صورت خلاصه و کاربردی، جلوه‌های مختلف یاری مانند حمایت معنوی، سیاسی، مالی و فرهنگی را مطرح کرده و نشان می‌دهد که نصرت مؤمنان، نه صرفاً تکلیف انسانی بلکه فریضه‌ای الهی است. افزون بر تبیین مبانی اعتقادی، متن مخاطب را به بازنگری در مسئولیت اجتماعی خویش دعوت می‌کند تا هر مسلمان در حد توان، سهمی در دفاع از مظلومان جهان اسلام داشته باشد. 🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین

🔸 بار کج به مقصد نمی‌رسد!
چند سال پیش، پیامی دریافت کردم که در آن پیشنهاد همکاری برای پاسخ به «ملحدان جدید» بود. وارد حسابش شدم و دیدم مردی است شیفتۀ ضبط‌کردن و انتشاردادن. چند پستش را دیدم، از نظر علمی بسیار فقیر بود. بدون این‌که زمانی را برای مطالعه و جست‌وجوی معرفت در چنین مسائل دشواری صرف کرده باشد، خود را در جایگاه پاسخ‌گویی قرار داده بود. هرچه به ذهنش رسیده بود را منتشر کرده بود و اثری از مطالعۀ تاریخ دیدگاه‌ها -مثلاً مسألۀ تقدیر خداوند میان فرقه‌های اسلامی- در کارهایش به چشم نمی‌خورد و تنها بر اساس تصورات شخصی که داشت دربارۀ اشکالات سخن می‌گفت. پیامش را پاسخ ندادم، زیرا پیشنهاد همکاری بود؛ یعنی کاملاً به آنچه ارائه می‌کرد باور داشت. نه این‌که در پی فهم مسأله‌ای باشد، بخواهد از من برای تصحیح برداشت خود استفاده کند یا حتی نظرم را دربارۀ کارهایش بخواهد، بلکه تنها از من همکاری می‌خواست. به‌هرحال آن مرد بعدها از اسلام بیرون رفت و بی‌دین شد، ولی آن‌چه در این‌جا برایم اهمیت دارد، این نکته است که وقتی به کسی که عمرش را صرف جلب توجه و جمع‌کردن لایک کرده بگویی «اشتباه می‌کنی»، فوراً منفجر می‌شود؛ گویی مسأله فروش سبزی است و کافی است همه مثل خودش فریاد بزنند. فریادزدن هم که کاری ندارد. نباید در درستی کارش شک کنیم، زیرا توانایی این را دارد که صدایش را بلند کند و حرف بزند! مسأله، مسألۀ پژوهش و اندیشه و معرفت است. به‌جای آن‌که هر بار فقر علمی خود را پشت این جمله پنهان کنی که «من با نیچه و فویرباخ و مارکس کاری ندارم و به ملحدان جدید پاسخ می‌دهم که سطح‌شان پایین است»، باید بپرسی: مگر خودم در چه سطحی از علم هستم؟! آن فرد را به‌عنوان مثال آوردم، زیرا در فضایی که سرمست از پیروزی‌های خیالی است، مثالِ کسی که دیگر مسلمان نباشد آسان‌تر پذیرفته می‌شود. وقتی بپرسی «آیا درباره‌ی فِرَق چیزی خوانده‌ای؟»، پاسخ همان است که دوستی تشبیه می‌کرد: «بیابانی بی‌ریگ!». «در اصول فقه، علم حدیث، فقه، فلسفۀ اسلامی یا فلسفۀ عمومی چه خوانده‌ای؟»؛ نه، او فقط فلان شخص را فالو کرده، یا چند پست از دیگری خوانده، یا حتی از پاسخ جان لنکس بهره گرفته است! شاید هم بگوید: «من عقل دارم!»، اما آیا همین برای پژوهش در مسائل نظری کافی است؟! باید مطالعاتت از سخنرانی‌کردن و فتوادادنت بیشتر باشد. باید بیشتر از این‌که در هیاهوی مناظرات غرق شوی، تحقیق کنی و بیاندیشی. باید بیشتر از این‌که به همکاری دعوت کنی، سوال بپرسی و هرگاه کسی معلومات اشتباهت را تصحیح کرد یا نقدش را به تو گفت، به او گوش دهی. نه این‌که بگویی «یا همکاری کن و یا رهایم کن هرگونه خواستم فتوا دهم!». امروز برای بسیاری راحت است که بگویند آن فرد از فقر علمی رنج می‌برد، زیرا دیگر مسلمان نیست! اما پرسش این است که این حالت -اگرچه با معیارهای کمی سخت‌تر- تا کجا بر دیگران نیز صدق می‌کند؟! به راستی که رد الحاد، پیشۀ کسانی گشته است که پیشه‌ای ندارند!
✍️ یوسف سمرین (با اندکی تصرف) ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

🔴 اپستین و افشای چهره واقعی قدرت جهانی حتی اگر جزئیات تهمت‌های ثابت‌شده در مستندات جفری اپستین را نادیده بگیریم با این وجود، چیزی که حجم بسیار زیاد عکس‌ها، فیلم‌ها و گواهی افراد، آشکار می‌کند این است که تعدادی از بزرگترین سیاستمداران و سران سرمایه‌داری در جهان، در فجیع‌ترین جنایت‌های اخلاقی در حق پسربچه‌ها و دختربچه‌ها دست دارند. بنابراین نباید با این رویداد فقط به عنوان یک رسوایی اخلاقی از این جمع پست‌فطرت برخورد کرد بلکه باید تصریح کنیم که یک رسوایی برای نظام پلید بین‌الملل است که تعدادی از قهرمانانش از این وحشی‌های درنده‌خوی هستند. همچنین رسوایی برای افراد زیاد دیگری در پُست‌های حساس حکومتی است که از جنایت‌های جفری اپستین و نخبگان سیاسی! جهان آگاهی داشتند و با این وجود، سالهای طولانی بر آن سرپوش گذاشتند. و نیز رسوایی برای موش‌صفت‌هایی است که در برابر ما، دَم از اخلاق و انسانیت و حقوق زن و توانمندسازی زنان و حقوق کودکان می‌زنند و به احکامی شرعی همچون جهاد و بردگی و حدود شرعی و چندهمسری حمله می‌کنند و به سیرت شریفترین انسان ﷺ بمی‌ادبی می‌کنند، فرقی هم نمی‌کند که از هموطنان ما باشند یا از دار و دسته‌ی بمی‌شرفی همچون جفری اپستین! همچنین رسوایی برای دموکراسی است که سبب شده است بدترین زباله‌های تاریخ بشر در بالاترین مقام‌های حکومتی و دولتی جای بگیرند تنها به این دلیل که ثروت و رسانه در دستشان است! و نیز رسوایی برای منافقانِ موجود در بین ما است که بُت غرب را تمجید و ستایش می‌کنند و به ترویج افکارش می‌پردازند! شاید بسیاری ندانند که تاد بلانش، معاون دادستان کل آمریکا و وکیل سابق ترامپ باور ندارد که مستندات لورفته می‌تواند دلیل محکومیت و بازخواست کسی شود چنانکه به یادداشتی مشترک اشاره کرده است که وزارت دادگستری و دفتر تحقیقات فدرال (FBI) منتشر کرده‌اند و نتیجه گرفته که دلایل تازه‌ای در قضیه‌ی اپستین وجود ندارد که انتشار مستنداتی اضافی یا پیگرد افراد دیگری را توجیه کند!! البته نام‌های دیگری هنوز هستند که پنهان مانده‌اند و تعداد زیادی از قربانیان اپستین هم اظهار داشته‌اند که از حذف نام مرتکبان آن تجاوزات خشمگین هستند و گفته‌اند که: "یک بار دیگر، نام قربانیان و جزئیات آنان آشکار می‌شود در حالی که نام مردانی که از ما سوءاستفاده کرده‌اند پنهان مانده است و حتی محافظت می‌شود و این امری وحشتناک است (به نقل از خبرگزاری آناتولی). پیش از اینکه کسی خوشحالی کند و بگوید "زنده باد عدالت" باید بلند فریاد زد که: صدای سقوط ارزش‌های غربی به گوش جهانیان رسید و حقیقت نظام بین‌الملل هویدا شد که گروهکی از اراذل و اوباش است و این بی‌بندوباری اخلاقی با بی‌بندوباری و بی‌شرمی سیاسیِ آشکار بر ضد غزه و سایر مستضعفان در زمین همراه شده است. تمام اینها باید این احساس را در ما برانگیزاند که جهان بخاطر نبودن رهبری مسلمانان و رهبر بودن یک مشت شیطان‌صفت به چه هرج و مرج و ظلم و فلاکتی درافتاده است و همچنین باید به حجم مسئولیت خود پی ببریم و برای دستیابی به رهبری دوباره‌ی جهان تلاش کنیم. ✍️ پروفسور ایاد قنیبی ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین

یکی از بزرگ‌ترین آفات عصر ما، حذف نگاه اخلاقیِ زشت‌انگار نسبت‌به کفر و شرک است. این اصل در گذشته چنان روشن بود که فخر رازی گفته بود:
«این‌که کفر از همۀ چیزها قبیح‌تر باشد امری بدیهی است!»
اما امروزه بسیاری از مردم، گناه اخلاقی را جز در به‌کاربردن الفاظ زشت و ظلم به بندگان و موارد مشابه آن -که البته قبیح هستند- نمی‌بینند. به همین دلیل، اگر کسی را ببینند که حق خداى عزوجل را انکار می‌کند و به نعمت‌هایش کفر می‌ورزد، اما با الفاظی نرم و غیرفجیع این کار را انجام می‌دهد، احساس نمی‌کنند که مرتکب خطایی اخلاقی شده است؛ زیرا در نظر او فقط «واقعیت را درک نکرده» و بس! اما اگر کسی را ببینند که با وجود اسلام و ایمانش، لفظ زشتی به کار برده، ناراحت می‌شوند و او را بداخلاق می‌نامند، در حالی که با مورد اول چنین برخوردی ندارند. این نگاه فاسد و تنگ‌نظرانه باعث می‌شود برخی از این افراد، به اصل برتری‌دادن مسلمان بر کافر طعنه بزنند، بلکه برخی که این اصل را به نهایت رسانده‌اند و حتی مجازات کافر در قیامت به خاطر کفرش را هم انکار می‌کنند. ارتباط میان کفر و شرک با اصول اخلاق، از امور بدیهی در نصوص وحی است: ﴿الْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾ «کافران ستمگرانند» ﴿إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ «همانا شرک ظلمی سترگ است» اما حجاب‌های دنیوی و گرایش‌های لیبرالی فراگیر، این امور بدیهی را از دید بسیاری از مردم پنهان کرده است. ✍️ كناش الأنظار والفوائد ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین