fa
Feedback
کلام | سید حمید حسینی

کلام | سید حمید حسینی

رفتن به کانال در Telegram

✳️ یادداشت‌ها و پیشنهادهایی در مسیر آگاهی ✅ نقد و نظرتان به دیدهٔ منّت ⬅️ آی‌دی شخصی: @hamidhosseiniii ✳️ https://t.me/hamidhossaini ✳️ https://www.instagram.com/kalam_hamidhosseini ✳️ https://youtube.com/@kalam-hamidhossaini?si=YoSpPRwXyv9bGO2D

نمایش بیشتر
3 306
مشترکین
-124 ساعت
+57 روز
+1730 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+6
در 0 کانال‌ها
اوت '26
+78
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+60
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+36
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+9
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+33
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+16
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+55
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+51
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+32
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+18
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+28
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+28
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+29
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+38
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+50
در 4 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+67
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+53
در 4 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+106
در 7 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+58
در 6 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+35
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+61
در 6 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+45
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+40
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+59
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+36
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+60
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+34
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+70
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+91
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+40
در 6 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+53
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+64
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+184
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+79
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+78
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+156
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+189
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+112
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+85
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+182
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+84
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+69
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+113
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+203
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+127
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+153
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+3 812
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
04 سپتامبر0
03 سپتامبر+4
02 سپتامبر+1
01 سپتامبر+1
پست‌های کانال
💢 نقش ملاحظات اخلاقی در استدلال فقهی 💢 مقالهٔ جدید استاد ابوالقاسم فنائی با عنوان «نقش ملاحظات اخلاقی در استدلال فقهی» را می‌توان چکیده‌ای از مهم‌ترین نتایج علمی دو کتاب مهم ایشان، «دین در ترازوی اخلاق» و «اخلاق دین‌شناسی»، دانست که این‌بار به‌طور متمرکز بر یک پرسش کاربردی در معرفت‌شناسی فقه به کار گرفته شده‌اند: وقتی فقیه با آیه یا روایتی روبه‌رو می‌شود که ظاهرش با عدالت یا دیگر داوری‌های اخلاقی ناسازگار است، آیا حق دارد یا موظف است به ملاحظهٔ اخلاقی تکیه کند و از دلیل نقلی دست بردارد؟ 🔹 فقه آن‌گونه که هست نویسنده در بخش توصیفی مقاله نشان می‌دهد که در روش رایج فقه شیعه، ملاحظات اخلاقی تنها وقتی «قطعی» باشند به بازی گرفته می‌شوند و ملاحظات «ظنّی» عملاً هیچ جایگاهی در آن ندارند. وی ریشهٔ این موضع را نه در متافیزیک فقه، بلکه در تبعیضی معرفت‌شناختی می‌داند. زیرا معتقد است ظنّ برآمده از متون دینی حجت شمرده می‌شود، اما ظنّ برآمده از عقل و اخلاق نه. نتیجهٔ این رویکرد آن است که چون باور اخلاقی ما تقریباً هیچ‌گاه به حد قطع نمی‌رسد، نقش اخلاق در فقه عملاً به صفر می‌رسد. 🔹 فقه آن‌گونه که باید باشد ادعای اصلی مقاله در بخش هنجاری آن است که اخلاق «منبع» شریعت نیست، اما «چارچوب» آن است. بر این اساس، ملاحظات اخلاقی حتی اگر قطعی باشند نمی‌توانند به‌تنهایی حکمی را در شریعت اثبات کنند؛ اما خواه قطعی باشند و خواه ظنّی، تحت شرایطی سه نقش مهم را ایفا می‌کنند: ۱. توجیه باور به «نبودِ» حکم شرعیِ ناسازگار با اخلاق در شریعت؛ ۲. جلوگیری از تمسک به دلایل نقلیِ ناسازگار با اخلاق، به‌عنوان قرینه‌ای که در سند، دلالت یا جهت صدور آن‌ها تردید می‌افکند؛ ۳. جلوگیری از اجرای اصول عملیه، زیرا با رفع شک، موضوعی برای آن‌ها باقی نمی‌ماند. شرط این نقش‌ها روشن است: دلیل نقلی و دلیل اخلاقی باید با یک ترازو سنجیده شوند و هرکدام قوی‌تر بود مقدم شود. دکتر فنائی در پایان می‌نویسد اگرچه بیشتر فقیهان شیعه به‌تبعیت از متکلمان عقلی‌مشرب شیعه و معتزله، استقلال متافیزیکی اخلاق از شریعت و تقدم اخلاق بر شریعت را می‌پذیرند، اما معرفت‌شناسی فقهی آنان با این باور همخوان نیست و همین گسست است که به فتواهای ناسازگار با اخلاق می‌انجامد. به باور او، فقهی که به اخلاق، عقلانیت و معنویت بی‌اعتنا باشد، شریعتی ضد اخلاق به مخاطبان عرضه می‌کند و این خود یکی از عوامل دین‌گریزی در روزگار ماست. دریافت از سایت دانشگاه مفید دریافت از سایت صدانت ⭕️ @hamidhossaini

2
#کلیپ_آموزشی تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۹ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini
#کلیپ_آموزشی تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۹ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini
226
3
#پادکست تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۹ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini
220
4
💢 دین ما واقعاً فطری است؟ 💢 با بررسی آیات قرآن متوجه شدیم دین مطلوب این کتاب، دین حنیف است. وقتی از قرآن پرسیدیم منظورش از
💢 دین ما واقعاً فطری است؟ 💢 با بررسی آیات قرآن متوجه شدیم دین مطلوب این کتاب، دین حنیف است. وقتی از قرآن پرسیدیم منظورش از دین حنیف چیست، آن را دین فطرت و انسانیت معرفی کرد. اکنون می‌خواهیم بدانیم کدام دین را می‌توان دینی فطری و انسانی دانست. زیرا بدون مشخص شدن ملاک‌های فطری بودن، همهٔ مکاتب و برداشت‌های متناقض می‌توانند خود را دینی فطری و انسانی معرفی کنند. این بررسی نشان می‌دهد مهم‌ترین ویژگی دین فطری، اعتماد آن به عقل و دستگاه ادراک انسان و اولویت دادن اخلاق بر ظواهر متون دینی است؛ ولی اغلب متولیان ادیان رسمی به بهانهٔ نقصان و خطاپذیر بودن عقل، برداشت‌ها و سلایق خود را به‌عنوان فرمان خدا معرفی می‌کنند و آن را بر ارزش‌های مشترک انسانی ترجیح می‌دهند. #اسلام_چرا_چگونه ۵۹ ⭕️ @hamidhossaini
231
5
❇️ مجموعه ویدیوهای «اسلام، چرا و چگونه؟» هم‌زمان به پنج زبان، تولید و در پنج کانال یوتیوب ارائه می‌شود. 🔻لینک کانال‌های انگلیسی، عربی، اردو و رومانیایی در بخش توضیحات کانال فارسی قرار دارد: ➡️ https://www.youtube.com/@kalam-hamidhossaini ⭕️ @hamidhossaini
286
6
💢 ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۵۹ تا ۶۴ سورهٔ توبه 💢 ✳️ وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ ﴿٥٩﴾ ⬅️ ولی چقدر خوب می‌شد اگر آنچه را خدا و فرستاده‌اش به آنان داده است، خوش می‌داشتند و می‌گفتند: «خدا ما را بس است؛ به‌زودی خدا از افزون‌بخشی خود به ما خواهد داد و فرستاده‌اش نیز؛ بی‌تردید ما فقط مشتاق خداییم.» 🔺«ولو» بیانگر شرط است، ولی جواب آن در آیه نیامده تا بر اهمیت، بزرگ بودن و شاید مراتب گوناگون آن تأکید شود. نزدیک‌ترین تعبیر برای بیان این مفهوم، «چقدر خوب می‌شد اگر» است. ✳️ إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٦٠﴾ ⬅️ بخشش‌های صادقانه تنها برای تهیدستان است و بینوایان و کارگزاران آن و کسانی که دلجویی‌ می‌شوند و دربارهٔ برده‌ها و کسانی که تاوان بر عهده دارند و در راه خدا و درراه‌ماندگان؛ تقدیری تعیین شده از جانب خدا؛ و خدا دانا و فرزانه است. 🔺معنای «مسکین» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ سورهٔ بقره توضیح داده شد. 🔺توضیح معنای «صدقة» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶۳ سورهٔ بقره بیان شد. 🔺توضیح معنای «رقبة» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۲ سورهٔ نساء گذشت. 🔺برخلاف نظر اغلب مترجمان، «غرم» به‌معنی «وام» یا «بدهی» نیست؛ بلکه معنای آن «هر بهای سنگینی که بر عهدهٔ کسی قرار گرفته باشد» است که به آن «تاوان» می‌گویند. 🔺معنای «فریضة» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱ سورهٔ نساء همراه با دلیل دقیق نبودن ترجمه‌ای که اغلب مترجمان برای «فریضة من الله» ذکر کرده‌اند، توضیح داده شد. ✳️ وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿٦١﴾ ⬅️ و از آنان کسانی‌اند که پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: «او سراپا گوش است!» بگو: «گوشِ خوبی است برای شما؛ به خدا ایمان دارد و به مؤمنان اعتماد می‌کند و رحمتی است برای آنها که از میان شما ایمان آورده‌اند.» و آنان که فرستادهٔ خدا را آزار می‌دهند، عذابی دردناک خواهند داشت. 🔺«أُذُن» صفت مشبهه از مادهٔ «اذن» به‌معنی «بسیار شنوا» است که برای عضو شنوایی نیز به‌کار می‌رود. استفاده از این تعبیر در اینجا برای بیان شدت شنوایی است که در فارسی به آن «سراپا گوش بودن» می‌گویند. 🔺«یؤمن ب» به‌معنی «ایمان داشتن» و «یؤمن ل» بیانگر معنای «اعتماد داشتن» است. ✳️ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُوا مُؤْمِنِينَ ﴿٦٢﴾ ⬅️ در حضور شما به خدا سوگند می‌خورند تا خشنودتان کنند؛ ولی اگر مؤمن بودند، سزاوارتر این بود که خدا و فرستاده‌اش را خشنود کنند. 🔺به قرینهٔ تعبیر مشابه در آیهٔ ۱۸ سورهٔ مجادله می‌توان «یحلفون ل» را به‌معنی «سوگند خوردن در حضور و برابر کسی» دانست. ✳️ أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَٰلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ ﴿٦٣﴾ ⬅️ آیا نمی‌دانند که هر کس با خدا و فرستاده‌اش خصمانه مخالفت کند، آتش دوزخ از آنِ اوست و جاودانه در آن خواهد ماند؟ درماندگی سترگ همان است. 🔺«ألم یعلموا» به‌صورت تحت‌اللفظی «آیا ندانستند» ترجمه می‌شود، ولی این تعبیر در فارسی رایج نیست. 🔺«یُحَادِد» از مادهٔ «حدد» به‌معنی «مرزبندی خصمانه و مخالفت آشکار» است و برخی آن را از «حدّة» به‌معنی «تندی و تیزی» گرفته‌اند. 🔺معنای «خزي» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۵ سورهٔ بقره توضیح داده شد. 🔺به‌منظور ایجاد تفاوت میان «کبیر» و «عظیم»، واژهٔ نخست را «بزرگ» و دومی را «سترگ» ترجمه می‌کنیم. ✳️ يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِئُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ ﴿٦٤﴾ ⬅️ منافقان از این می‌ترسند که سوره‌ای بر آنان فرو فرستاده شود و آنها را از آنچه در دل دارند آگاه کند. بگو: «مسخره کنید؛ بی‌تردید، خدا آنچه را که از آن می‌ترسید، بیرون خواهد آورد.» 🔺مادهٔ «حذر» به‌معنی «پرهیز از سر ترس» است، ولی در بسیاری از کاربردها ناچاریم آن را «ترس» ترجمه کنیم. 🔸این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد. #ترجمه_گروهی_قرآن ⭕️ @hamidhossaini
276
7
❇️ پیامبر اکرم (صلی‌ الله علیه و آله): 🔻أتْقَى النَّاسِ مَنْ قَالَ الْحَقَّ فِيمَا لَهُ وَ عَلَيْهِ وَ أَعْدَلُ النَّاسِ مَنْ رَضِيَ لِلنَّاسِ مَا يَرْضَى لِنَفْسِه. 📚 کتاب من لایحضره الفقیه، ج۴، ص ۳۹۴. 🔺باپرواترین مردم کسی است که حق را بگوید چه به سودش باشد و چه به زیانش؛ و عادل‌ترین مردم کسی است که آنچه را برای خود می‌پسندد برای مردم هم بپسندد. ❇️ #حدیث ⭕️ @hamidhossaini
415
8
هوا و هوس یا پیروی از اهل‌البیت؟ برخی عقاید و رفتارهای مدعیان ولایت اهل‌بیت، هوا و هوس خود آنهاست نه دیدگاه ائمه. ... يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا (١٠٤ کهف) خیال می‌کنند کار خوبی می‌کنند. شبیه داستان عزادارانی که به مرحوم آیة ‌الله بروجردی گفتند ما یک روز را مقلد شما نیستیم. در کتاب شریف کافی آمده است که: سه نفر از یاران امام صادق(ع) درباره غیرمعتقدان به ولایت ائمه اختلاف داشتند. هاشم صاحب‌البرید و ابوالخطاب و محمد بن مسلم. یکی می‌گفت آنها کافرند ولی محمد بن مسلم مخالف این نظر بود. گفتند خدمت امام که رسیدیم می‌پرسیم. نزد امام رفتند و پرسیدند، فرمود نظرتان درباره مردم کوچه و خیابان [یعنی عامه غیر معتقد به امامت اهل‌بیت] چیست؟ یکی از سه نفر گفت آنها کافرند! امام فرمود: سبحان‌الله! مگر آنها نماز نمی‌خوانند، روزه نمی‌گیرند، حج نمی‌روند؟ این که همه را کافر بدانید، حرف خوارج است، سپس فرمود اگر خواستید برای شما توضیح بدهم که نظر کدامتان درست است، آنکه نظرش تکفیر ناباوران به ائمه بود به امام گفت نمی‌خواهیم توضیح دهی! امام صادق(ع) فرمود: هان! چه بد است حرفی که از ما نشنیده و نیاموخته‌اید، بگویید و باور داشته باشید. راوی گوید از حرف‌های امام فهمیدیم که نظر او موافق محمد بن مسلم است. https://t.me/AlMostabin
598
9
💢 ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۵۲ تا ۵۸ سورهٔ توبه 💢 ✳️ قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ ﴿٥٢﴾ ⬅️ بگو: «آیا دربارهٔ ما جز یکی از دو بهترین گزینه را انتظار می‌کشید؟ درحالی‌که ما دربارهٔ شما چشم‌انتظاریم که خدا به عذابی از نزد خود یا به دست ما دچارتان کند. پس منتظر بمانید که بی‌تردید ما نیز با شما چشم‌انتظاریم.» 🔺توضیح واژهٔ «تربّص» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۶ سورهٔ بقره بیان شد. 🔺«حسنی» افعل تفضیل است و باید بر همان اساس ترجمه شود. ✳️ قُلْ أَنفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿٥٣﴾ ⬅️ بگو: «چه مشتاقانه، چه به‌اجبار انفاق کنید؛ ولی از شما پذیرفته نخواهد شد؛ چراکه به‌راستی شما گروهی نابه‌کار بودید.» 🔺توضیح مربوط به «انفاق» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۵ سورهٔ بقره بیان شد. 🔺معنای «فاسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد. ✳️ وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَىٰ وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ ﴿٥٤﴾ ⬅️ و چیزی که مانع پذیرفته شدن انفاق‌هایشان شد، جز این نبود که نسبت به خدا و فرستاده‌اش حق‌پوشی کردند و جز با کسالت به‌سراغ نماز نمی‌آیند و جز با کراهت انفاق نمی‌کنند. 🔺تعابیر «کسالت» و «کراهت» در فارسی رایج‌ و مفهوم است. ✳️ فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ ﴿٥٥﴾ ⬅️ پس دارایی‌ها و فرزندانشان موجب شگفتی تو نشود؛ جز این نیست که خدا می‌خواهد با آنها در زندگی دنیا عذابشان کند و جانشان در حال حق‌پوشی در رود. 🔺مادهٔ «زهق» به‌معنای «رفتن قهری و بی‌اختیار» است. ✳️ وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَٰكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ ﴿٥٦﴾ ⬅️ و به خدا سوگند می‌خورند که حتماً از زمرهٔ شمایند؛ در حالی که آنها از شما نیستند؛ ولی آنها گروهی‌اند که به‌شدت می‌ترسند. 🔺اگرچه «فرق» در اصل به‌معنای «جدایی» است، ولی یکی از معانی این واژه «ترس شدید» است که احتمالاً به‌تناسب «جدا شدن قلب» یا «جدا شدن از محیط» در این مفهوم به‌ کار رفته است. به‌هرحال این معنی با سیاق آیه سازگارتر است. ✳️ لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَّوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ ﴿٥٧﴾ ⬅️ اگر پناهگاه یا مغاک‌ها یا نقبی می‌یافتند، قطعاً افسارگسیخته به‌سویش روی می‌گرداندند. 🔺«مَغَارَات» جمع «مغارة» و اسم مکان از مادهٔ «غور» به‌معنی «فرو رفتن» است و با «غار» به‌معنی «حفرهٔ طبیعی فرو رفته در دل کوه» تفاوت دارد. به‌نظر می‌رسد نزدیک‌ترین معادل فارسی برای این مفهوم، «مغاک» باشد که به‌معنی «جایی فرو شده چون چاه کوچک» است. 🔺«مُدَّخَل» در اصل، «مدتخل» از باب افتعال بوده و به‌معنی «جایی که برای ورود انتخاب می‌شود» است. در فارسی برای مفهوم «جایی که برای ورود مخفیانه تعبیه می‌کنند» از واژهٔ «نقب» استفاده می‌شود. 🔺«جُموح» به‌معنی «خارج شدن حیوان یا برده از سلطه و بند صاحب خود» است. ✳️ وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِن أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِن لَّمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ ﴿٥٨﴾ ⬅️ و از جملهٔ آنان کسی است که در زمینهٔ صدقات بر تو خرده می‌گیرد؛ حالا اگر به آنها از آن داده شود، خشنود می‌شوند، ولی اگر از آن به آنها ندهند، ناگهان به خشم می‌آیند. 🔺«لمز» به‌معنی «بیان عیب در حضور شخص» و «غمز» به‌معنی «بیان عیب در غیاب او» است. 🔸این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد. #ترجمه_گروهی_قرآن ⭕️ @hamidhossaini
594
10
💢 چگونه حضرت زهرا را شاد کنیم؟ 💢 🔷 آنچه از برخی شیعیان تندرو سرمی‌زند، با آنکه به‌نام شادی حضرت زهرا (سلام الله علیها) انجام می‌گیرد، دقیقاً برخلاف چیزی است که آن بزرگواران را شاد می‌کند. ✳️ امام حسن عسکری (علیه السلام) به شیعیان خود چنین سفارش می‌کردند: 🔸أوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ الْوَرَعِ فِي دِينِكُمْ وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ وَ طُولِ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ ص صَلُّوا فِي عَشَائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ وَ صَدَقَ فِي حَدِيثِهِ وَ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ حَسَّنَ خُلُقَهُ مَعَ النَّاسِ قِيلَ هَذَا شِيعِيٌّ فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا شَيْناً جُرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ مَوَدَّةٍ وَ ادْفَعُوا عَنَّا كُلَّ قَبِيح. 🔺شما را به پروای خدا و پارسایی در دینتان و تلاش برای خدا و راستی در گفتار و ادای امانت به هر کس شما را امین شمرد، چه نیک باشد و چه بدکار، و سجدهٔ طولانی و هم‌جواری نیکو توصیه می‌کنم که محمد (ص) همین پیام را آورد. در (مساجد) قبایل اهل سنت نماز بخوانید و در تشییع جنازه‌های آنان شرکت کنید و به عیادت بیمارانشان بروید و حقوق آنها را پاس دارید. چرا که وقتی یکی از شما در دینش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار باشد و با دیگر مردمان خوش‌اخلاقی کند، آنها می‌گویند: «این شیعه است.» پس این موضوع مرا شاد می‌کند. پروای خدا را داشته باشید و مایهٔ زینت ما باشید و مایهٔ ننگ و عار ما نشوید. تلاش کنید محبت همه‌ٔ انسان‌ها را به‌سوی ما جلب کنید و هر نوع زشتی را از ساحت ما دور سازید. 📚 تحف‌العقول، ص ۴۸۷. ⭕️ @hamidhossaini
1 194
11
#کلیپ_آموزشی تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۸ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini
#کلیپ_آموزشی تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۸ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini
715
12
#پادکست تولیدشده با هوش مصنوعی بر اساس قسمت ۵۸ مجموعهٔ #اسلام_چرا_چگونه ⭕️ @hamidhossaini
595
13
💢 دین حنیف 💢 با تدبر در آیات قرآن متوجه شدیم این کتاب به‌جای دعوت به دینی جدید در کنار یا مقابل دیگر ادیان، همگان را به حق‌
💢 دین حنیف 💢 با تدبر در آیات قرآن متوجه شدیم این کتاب به‌جای دعوت به دینی جدید در کنار یا مقابل دیگر ادیان، همگان را به حق‌طلبی و عبور از اسامی و خط‌کشی‌های دینی دعوت می‌کند و این آیین را «دین حنیف» می‌نامد. بر این اساس لازم است معنای دقیق این واژه و منظور قرآن از آن را به‌ دست آوریم تا ببینیم آیا آن‌گونه که بسیاری می‌گویند، این آیین را باید دین خاص حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) در نظر بگیریم یا این تعبیر به معنایی عمیق‌تر اشاره دارد که تأکیدی بر همان عبور از ادیان رسمی است؟ در این قسمت ضمن نقد دیدگاه مشهور دربارهٔ معنای لغوی و کاربرد قرآنی واژهٔ حنیف، تلاش می‌کنیم راز تأکید مکرر قرآن بر این نوع دینداری و مشرکانه خواندن دینداری متعصبانه و رسمی را به دست آوریم و به این پرسش پاسخ دهیم که چرا پیامبر الهی تابع ادیان رسمی پیش از خود نبودند. #اسلام_چرا_چگونه ۵۸ ⭕️ @hamidhossaini
648
14
🔺پاسخ شهید مطهری به منتقد کتاب «مسئلهٔ حجاب» که نظرات ایشان را موجب گستاخ شدن عوام در برابر فقها دانسته بود، نشان می‌دهد برخ
🔺پاسخ شهید مطهری به منتقد کتاب «مسئلهٔ حجاب» که نظرات ایشان را موجب گستاخ شدن عوام در برابر فقها دانسته بود، نشان می‌دهد برخی از مراجع تقلید نیز از بیم گروه‌های فشار، امکان بیان آزادانهٔ آنچه از احکام اسلام می‌فهمند را ندارند. 🔻در شرایطی که محدودکنندگان آزادی‌ بیان، هر روز عرصه را بر اهل فرهنگ تنگ‌تر از قبل می‌کنند، وظیفهٔ عالمان سنگین‌تر است و نباید از بیم تهمت‌ها و تندخویی غوغاسالاران از بیان یافته‌های خود و نقد و گفتگوی علمی کوتاه بیایند. ⭕️ @hamidhossaini
825
15
💢 ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۴۶ تا ۵۱ سورهٔ توبه 💢 ✳️ وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَٰكِن كَرِهَ اللَّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ ﴿٤٦﴾ ⬅️ و اگر آهنگ بیرون آمدن داشتند، قطعاً برایش ساز و برگی فراهم می‌کردند؛ ولی خدا برانگیختگی آنان را خوش نداشت، لذا انگیزهٔ حرکت را از آنان گرفت و گفته شد: «با نشستگان بنشینید.» 🔺همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴ سورهٔ بقره بیان شد، «اِعداد» به‌معنی «آماده کردن» نیست. 🔺«ثَبَّطَ» معنایی نزدیک به «ثبّت» یعنی «ثابت و بی‌حرکت نگه داشتن» دارد، ولی بیشتر برای جنبه‌های درونی به‌کار می‌رود؛ لذا موضوع «انگیزهٔ داخلی» در ترجمهٔ آن برجسته شد. ✳️ لَوْ خَرَجُوا فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾ ⬅️ اگر در زمرهٔ شما بیرون می‌آمدند، جز درد سر چیزی به شما نمی‌افزودند و با آشوب‌طلبی شدید در میانتان به‌سرعت فساد می‌انگیختند. و در میان شما گوش‌سپردگانی دارند؛ و خدا ستمکاران را به‌خوبی می‌شناسد. 🔺«خَبَال» به‌معنای «تباهی و ضعف و اختلال» است و با توجه به کاربردهایش می‌توان آن را معادل مفهوم «درد سر» در تعابیر رایج فارسی دانست. 🔺«ایضاع» در اصل به‌معنی «مرکب یا چیزی را به‌سرعت حرکت دادن» است و برای «با شتاب فساد ایجاد کردن» نیز به‌کار رفته است. 🔺«بغي» به‌معنای «طلب شدید و زیاده‌خواهی» است و جملهٔ «یبغونکم الفتنة» حالیه است. ✳️ لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّىٰ جَاءَ الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ ﴿٤٨﴾ ⬅️ پیش از این نیز به‌شدت در پی آشوب بودند و موضوعات را برایت وارونه می‌ساختند، تا آنکه حق آمد و با آنکه آنها خوش نداشتند، فرمان خدا آشکار شد. 🔺معنی «فتنه» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۱ سورهٔ بقره بیان شد. ✳️ وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ ﴿٤٩﴾ ⬅️ و از جملهٔ آنان است آن که می‌گوید: «به من اجازه بده و مرا دچار آشوب مکن.» هان که به قعر آشوب درافتاده‌اند؛ و بی‌گمان، دوزخ حق‌پوشان را کاملاً در بر گرفته است. 🔺با توجه به تکرار تأکید با لام، از تعبیر «کاملاً» استفاده شد. ✳️ إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّوا وَهُمْ فَرِحُونَ ﴿٥٠﴾ ⬅️ اگر خوبی‌ای به تو برسد، ناراحتشان می‌کند؛ و اگر مصیبتی به تو برسد، می‌گویند: «ما از قبل، تدابیر لازم را برای کار خود اتخاذ کرده‌ بودیم»، و درحالی‌که شادمان‌اند روی می‌گردانند. 🔺توضیح معنای «حسنة» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۱ سورهٔ بقره بیان شد. ✳️ قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿٥١﴾ ⬅️ بگو: «چیزی جز آنچه خدا برایمان مقرر کرده باشد به ما نخواهد رسید؛ او گردانندهٔ امور ماست»؛ و مؤمنان باید تنها بر خدا تکیه و اعتماد کنند. 🔺توضیح معنای «ولي» در ترجمهٔ‌ آیهٔ ۱۰۷ سورهٔ بقره بیان شد. 🔺«کتب» به‌معنی «ثبت و مقرر کردن» است. 🔸این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد. #ترجمه_گروهی_قرآن ⭕️ @hamidhossaini
640
16
💢 گفتگویی درباره انحصار یا کثرت‌گرایی دینی 💢 بخش پایانی ادامهٔ پاسخ به نقد ویدیوی «آیا اسلام شرط نجات است؟» ۵) دربارهٔ واگذاریِ تشخیصِ حق به افراد فرمودید نباید تشخیصِ حق را به خودِ افراد واگذاشت. این سخن خیلی عجیب است. به‌راستی اگر به خودِ افراد سپرده نشود، به که باید سپرد؟ آیا کسانی باید برای دیگران تشخیص دهند و دیگران موظف باشند همان را که آنان تشخیص می‌دهند بپذیرند؟ آیا همه وظیفه دارند آنچه را ما حق می‌دانیم حق بدانند؟ آیا این همان شیوه‌ای نیست که قرآن از مستکبران و دشمنانِ پیامبران خدا نقل می‌کند و برای مبارزه با آن تلاش می‌کند؟ تشخیصِ حق، سلیقه نیست؛ وظیفه‌ای است که خداوند بر عهدهٔ عقل و وجدانِ هر انسانی نهاده است و جالب آنکه همان آیهٔ «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» که بدان استناد فرمودید، گواهِ همین نکته است: هر کس در برابرِ گوش و چشم و دلِ خودش مسئول است، یعنی تشخیص، بر عهدهٔ خودِ اوست. آیهٔ قصص (۴۹ و ۵۰) نیز تأییدی بر همین سخن است و کسی را نکوهش می‌کند که با وجودِ هدایتِ برترِ برهان‌آور، از هوی پیروی می‌کند، و پیداست که تشخیصِ آن هدایتِ برتر نیز جز با برهان و بر عهدهٔ خودِ شخص نیست. هرکس را با شرایط و وسع و وجدان خودش خواهند سنجید و باید پاسخگویی چیزی باشد که می‌فهمیده و به آن اعتنا نکرده است. ۶) دربارهٔ بیمِ سوءاستفاده از این گفتمان مطمئن باشید دعوتِ مردم به حق‌طلبی، به شنیدنِ سخنِ مخالف، و به تسلیم‌بودن در برابرِ منطق و استدلال، به دستِ هیچ‌کس بهانه‌ای برای بی‌مسئولیتی و بی‌خیالی نمی‌دهد؛ چراکه این راه، خود اصلاح‌گرِ خویش است و همه را به فکر و منطق و تسلیم بودن در برابر حقیقت دعوت می‌کند. برعکس، این انحصارطلبیِ دینی است که همواره بدترین بهانه‌ها را به دستِ مستکبران و مستبدانِ دینی داده، و بیشترین جنایاتِ تاریخ را همان کسانی رقم زده‌اند که خود را حقِ مطلق پنداشته و مدعیِ مالکیتِ انحصاریِ حقیقت بوده‌اند. پس اگر بناست از سوءاستفاده بیمناک باشیم، سرچشمهٔ آن نه احترام به تکثر باورها، بلکه همین انحصارطلبی است. ۷) دربارهٔ فضائل و تمایزِ اهدافِ عالیهٔ اسلام اینجا نیز، به گمانم، همان برداشتِ نخست تکرار شده است. فرمودید کسانی که با فضیلت و برتریِ اسلام آشنا شده‌اند نباید آن را انکار کنند. اما مگر من گفته بودم چنین انکاری رواست؟ سخنِ من این بود که کسی که به حق‌بودنِ اسلام پی برده، اما دلیلی بر برتریِ آن نسبت به دینِ حقِ خود نیافته، به ترجیحِ آن مکلف نیست. حکمت و هدفمندیِ احکامِ اسلام، همان‌گونه که در خطبهٔ عمیق و زیبای فدکیه آمده، در جای خود پذیرفته و محترم است؛ اما این، به‌خودیِ‌خود و برای هر فردی در جایی که حجت بر او تمام نشده باشد، چیزی را ثابت نمی‌کند و الزام‌آور نیست. بارِ دیگر از این نقدِ دلسوزانه و برادرانهٔ حضرتعالی سپاسگزارم و توفیق و سربلندیِ شما را از خدای مهربان خواستارم. ⭕️ @hamidhossaini
658
17
💢 گفتگویی درباره انحصار یا کثرت‌گرایی دینی 💢 بخش سه از چهار ادامهٔ پاسخ به نقد ویدیوی «آیا اسلام شرط نجات است؟» ۳) دربارهٔ مبارزهٔ قرآن با انحصارطلبی آنچه در این بخش فرموده‌اید واقعاً موجب شگفتی است؛ زیرا در برابرِ آن‌همه دلیلِ روشنِ قرآنی که بر مخالفت با انحصارطلبیِ دینی تصریح دارد، فرموده‌اید قرآن تنها خود را حق می‌داند. حال آنکه قرآن بارها بر حقانیتِ تورات و انجیل تأکید کرده و آنها را مشتمل بر «هدیً و نور» دانسته است (مائده ۴۴ و ۴۶)؛ اهلِ کتاب را به برپاداشتن و پیروی از همان کتاب‌ها فرا خوانده («وَلْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِیهِ» و «لَسْتُمْ عَلَىٰ شَیْءٍ حَتَّىٰ تُقِیمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِیلَ»)؛ و پیروانِ ادیانِ دیگر مثل یهود و نصاری و صابئان را در صورتِ ایمان و عملِ صالح، اهلِ نجات و اجر شمرده (بقره ۶۲ و مائده ۶۹) و از عبادت و اخلاق و ایمان گروهی از اهل کتاب تمجید کرده است. افزون بر این، بارها با انحصارطلبیِ دین‌دارانِ گذشته، که بهشت را ویژهٔ فرقهٔ خود می‌پنداشتند، به مخالفت برخاسته و از آنان خواسته برهان خود را برای این ادعای متکبرانه ارائه دهند (بقره ۱۱۱ تا ۱۱۳) و به مسلمانان هم هشدار داده نباید مثل آنها فکر کنند چون مسلمانان هم چنین برهانی ندارند. آری، قرآن خود را حق می‌داند؛ اما هرگز نگفته «جز من حقی نیست»، بلکه بارها خلافِ آن را گفته و برفرض که خود را برترین و کامل‌ترین حق بداند، بارها بر اینکه هرکس در حد وسعش تکلیف دارد و اگر دیگران هم به آنچه در اختیارشان است عمل کنند نجات می‌یابند تصریح کرده است. اینکه می‌فرمایید «حق به اقتضای حقیقتش انحصارپذیر است» به‌خاطر غفلت از این نکتهٔ مهم است که میان خود حقیقت و آنچه در اختیار ماست تفاوتی جدی وجود دارد. ما آدمیان عادی هیچ‌گاه با حقیقتِ محض سر و کار نداریم، بلکه همواره برداشت‌هایی از حقیقت در اختیار ما قرار می‌گیرد. در میانِ پیروانِ قرآن و اسلام نیز هزاران برداشتِ گوناگون هست که هیچ‌یک را نمی‌توان عینِ حقیقت دانست؛ پس قطعی‌ترین و روشن‌ترین چیزی که در آن تردیدی نداریم این است که هیچ‌کس  مالک مطلق حقیقت نیست و هیچ گروه و فرقه‌ای حق ندارد با ادعای اینکه خود حقیقت واحد است، توهم مالکیت و دست‌یابی به آن را در سر بپروراند. تنها در این صورت است که می‌توانیم در کنارِ یکدیگر، با احترام و دوستی، و با گفت‌وگو و شنیدنِ سخنِ هم، به حقیقت نزدیک‌تر شویم؛ اگرنه خود و دیگران را از روشن‌ترین حقایق نیز محروم می‌کنیم و در عین حال با خیال برحق بودن، در مسیر تخریب حق و ظلم و بی‌اخلاقی قرار می‌گیریم. وانگهی، این سخن که «پذیرشِ حقانیتِ قرآن مستلزمِ پذیرشِ انحصارِ حقیقت در آن است» به‌نظرم مغالطه‌ای بیش نیست؛ زیرا حق‌بودنِ یک مکتب، به‌معنای باطل‌بودنِ دیگری نیست و هیچ دلیلی وجود ندارد که ثابت کند همیشه فقط یک دین حق است و بقیه ادیان باطل‌اند یا دستِ‌کم این احتمال هست که کسی، با دلیلی به این برداشت برسد که حقِ دیگری نیز در کار است، و در این برداشت معذور باشد. ۴) دربارهٔ اینکه «ملاکِ تسلیم، زاویهٔ دیدِ هر کس است» هرگز نگفته‌ام که ادراک و زاویهٔ دیدِ انسان، حق را می‌سازد؛ بلکه بارها تصریح کرده‌ام که عقل، منبعِ آگاهی نیست، بلکه معیارِ سنجشِ اعتبارِ آگاهی است؛ یعنی عقل، کاشفِ حق است نه جاعلِ آن. و این با «الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ» هیچ ناسازگاری ندارد؛ حق یکی است و از سویِ پروردگار، اما دسترسیِ ما به آن همواره از رهگذرِ برداشت است. مقصودم از زاویهٔ دید نیز، تناسبِ تکلیف و مسئولیتِ هر کس با حجتی است که بر او تمام شده، نه نسبی‌بودنِ خودِ حق. باز هم تأکید می‌کنم هیچ‌کس از انسان‌های عادی به خود حقیقت دسترسی ندارد و ما نیز آنچه را حق‌ می‌دانیم بر مبنای زاویهٔ دید خودمان است و اگر ما نیز در محیط و خانواده و شرایط دیگری بودیم حتماً چیز دیگری را حق تشخیص می‌دادیم. ادامه در پست بعد 👇 ⭕️ @hamidhossaini
636
18
💢 گفتگویی درباره انحصار یا کثرت‌گرایی دینی 💢 بخش دو از چهار ادامهٔ نقد یکی از دوستان بر ویدیوی «آیا اسلام شرط نجات است؟» ۷. نادیده نگرفتن فضائل و تمایز حق‌طلبانی که به اهداف عالیه اسلام دست یافته‌اند حتی اگر بپذیریم که حق‌طلبانِ پیرو دیگر ادیان نیز مأجورند، باز هم به نظر نمی‌رسد این امر مستلزم نادیده گرفتن فضائل و تمایزهای کسانی باشد که به اهداف و اغراض عالیه اسلام دست یافته‌اند. به تعبیر دیگر، نمی‌توان بدون هیچ‌گونه تمایز و مرزبندی، همه حق‌طلبان را از هر جهت هم‌رتبه و هم‌سنگ تلقی کرد. حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نیز در خطبه فدکیه، احکام اسلام را مجموعه‌ای هدفمند و حکیمانه معرفی می‌کنند و برای هر حکم، غایتی ویژه برمی‌شمارند. این بیان نشان می‌دهد که التزام به این احکام، دستاوردی متمایز و هدفمند است، نه صرفاً یکی از گزینه‌های هم‌عرض در برابر هر حق‌طلب: «فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيرًا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَالصَّلَاةَ تَنْزِيهًا لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ، وَالزَّكَاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ وَنَمَاءً فِي الرِّزْقِ، وَالصِّيَامَ تَثْبِيتًا لِلْإِخْلَاصِ، وَالْحَجَّ تَشْيِيدًا لِلدِّينِ، وَالْعَدْلَ تَنْسِيقًا لِلْقُلُوبِ، وَطَاعَتَنَا نِظَامًا لِلْمِلَّةِ، وَإِمَامَتَنَا أَمَانًا مِنَ الْفُرْقَةِ» «(الاحتجاج، طبرسی، ج۱، ص۲۵۸–۲۵۹)»  در پاسخ به این نقد دوستانه چنین نوشتم:   از دقت و حوصله‌ای که در بازبینیِ کلیپ و نگارشِ این نکات به کار بستید صمیمانه سپاسگزارم و امیدوارم این گفتگوها برای همهٔ ما مفید و آموزنده باشد. با این‌همه، به‌نظر می‌رسد بیشترِ این ملاحظات بر خوانشی از سخنِ من استوار است که با مقصودم یکی نیست؛ و امید دارم با روشن‌شدنِ مراد، مشخص شود که فاصلهٔ میانِ ما بسیار کمتر از چیزی است که به‌نظر می‌رسد. لذا به ترتیبِ خودتان نکاتی را عرض می‌کنم: ۱) دربارهٔ وظیفهٔ کسی که در معرضِ دعوت قرار می‌گیرد فرمودید هرکس در معرضِ دعوت قرار گیرد وظیفهٔ بررسی می‌یابد و بی‌اعتنایی به آن مسئولیت‌آور است. این سخن فی‌نفسه درست است، اما با آنچه من گفتم متفاوت است. سخنِ من دربارهٔ کسی بود که اساساً دلیلی برای بررسیِ اسلام نمی‌بیند، نه کسی که دعوتی حجت‌آور بر او تمام شده و باید پاسخ دهد. آیا ما برای بررسی هزاران دینی که در جهان وجود دارد، وظیفه‌ای احساس می‌کنیم؟ وانگهی، خودِ این «در معرضِ دعوت قرار گرفتن» حالت‌های گوناگون دارد. فرض کنید امروز کسی نزدِ جنابعالی بیاید و بگوید می‌خواهم تو را به دینی تازه دعوت کنم؛ بسیار محتمل است که شما، به دلایلی موجه، هیچ لزومی برای بررسیِ ادعای او در خود نبینید. پس همین حق را باید برای دیگران نیز قائل شد و حداقل این احتمال را داد که شاید کسانی در برابرِ دعوت اسلام قرار می‌گیرند نیز برای خود دلایلی داشته باشند که چنین وظیفه‌ای را متوجهِ آنان نمی‌کند. آیهٔ شریفهٔ «کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» ناظر به روی‌گرداندنِ آگاهانه از حجتی است که تمام شده باشد؛ و این تأییدی بر سخنِ من است، نه نقضِ آن. ۲) دربارهٔ ترجیح ندادنِ اسلام به‌سببِ سازگاری با فرهنگ و خانواده مرادِ من هرگز این نبود که کسی با وجود آگاهی از حقیقت، صرفاً از سرِ پیرویِ نیاکان با آن مخالفت کند و با این حال او را معذور بدانم؛ سخنِ من دربارهٔ حالتی دیگر بود: کسی که بررسی کرده و به حقانیتِ اسلام پی برده، اما در کنارِ آن، با دلیلی که برای او قانع‌کننده است، تشخیص می‌دهد که آیینِ خودش نیز حق است، و چون برای حق‌بودنِ دینِ خود دلیل دارد، ترجیح می‌دهد از همان دینِ حقی که با فرهنگ و خانواده‌اش سازگارتر است پیروی کند. این، ترجیحِ یک حق بر حقی دیگر است، نه گزینشِ باطل به‌جای حق. آیاتی که پیرویِ کورکورانه از نیاکان را نکوهش می‌کنند و من نیز آنها را ستونِ نقدِ تقلید قرار داده‌ام، ناظر به ترجیحِ باطلِ موروثی بر حق‌اند و به آنچه بنده عرض کردم ربطی ندارند. ادامه در پست بعد 👇 ⭕️ @hamidhossaini
395
19
💢 گفتگویی درباره انحصار یا کثرت‌گرایی دینی 💢  بخش یک از چهار پس از انتشار قسمت ۵۶ مجموعهٔ «اسلام، چرا و چگونه؟» با عنوان «آیا اسلام شرط نجات است؟» یکی از دوستان نقدی بر آن نوشت و من نیز به آن پاسخ دادم. ازآنجاکه این گفتگو می‌تواند برای علاقه‌مندان به این مباحث مفید باشد، ابتدا متن کامل نقد ایشان و سپس در ادامه پاسخ خود را در معرض قضاوت خوانندگان گرامی قرار می‌دهم:   ۱. نقد دیدگاه: «کسی که دلیلی برای بررسی دین نمی‌بیند، وظیفه‌ای ندارد» (دقیقه ۳:۳۰) جنابعالی فرمودید اگر کسی دلیلی برای بررسی دین اسلام نبیند، وظیفه‌ای در این زمینه ندارد. به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین دلیل بر ضرورت بررسی ادعای اسلام، خودِ عقل است. ازاین‌رو، اگر کسی در معرض این دعوت قرار گیرد و بدون بررسی و صرفاً از سرِ بی‌تفاوتی از کنار آن بگذرد، در برابر این کوتاهی مسئول باشد: «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا (اسراء، ۳۶) ۲. نقد دیدگاه: توجیه عدم تغییر دین به‌سبب آرامش، محیط و شرایط خانواده‌گی(دقیقه ۵:۵۶) فرمودید ممکن است کسی برای حفظ آرامش، یا به دلیل شرایط محیطی و خانوادگی، دین خود را تغییر ندهد. در حالی که اگر این عوامل در برابر دلیل و برهان قرار گیرند، قرآن کریم چنین ترجیحی را مردود می‌شمارد و پیروی از سنت نیاکان را، در صورت ناسازگاری با حق، مورد نقد قرار می‌دهد: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ (بقره، ۱۷۰)» «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ (مائده، ۱۰۴)» «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ (لقمان، ۲۱)» ضمن اینکه پذیرش حق منافاتی با این مسئله ندارد و در طول تاریخ مومنانی بوده اند که حق را پذیرفته ولی برای حفظ جان و ... ایمان خود را کتمان می کرده اند مانند مومن آل فرعون یا آسیه ۳. نقد دیدگاه: «قرآن مطلقا با انحصارطلبی مبارزه کرده است» (دقیقه ۶:۵۰) به نظر می‌رسد آنچه قرآن با آن مبارزه کرده، ادعای انحصار حق بدون دلیل و مبتنی بر آرزو و تعصب است، نه انحصارگراییِ مبتنی بر برهان. چون بلافاصله در همان آیه مورد استناد جنابعالی می فرماید:«قل هاتوا برهانکم» ازاین‌رو، به نظر نمی‌رسد بتوان از آیات مربوط، این نتیجه را گرفت که قرآن هرگونه انحصار طلبی حتی اگر به حق باشد را نفی کرده است. حق، به اقتضای حقیقتش، انحصارپذیر است و قرآن نیز خود را بیانگر حق معرفی می‌کند؛ بنابراین، پذیرش حقانیت قرآن، به‌طور طبیعی مستلزم پذیرش انحصار حق در آن است. ۴. نقد دیدگاه: «ملاک تسلیم‌بودن، زاویه دید هرکس است» (دقیقه ۷:۳۰) اگر ملاک، صرفاً زاویه دید افراد باشد، این پرسش پیش می‌آید که آیا زاویه دید انسان منشأ ایجاد حقانیت است؟ به نظر می‌رسد حق، امری ثابت و مستقل از ادراک ماست و عقل وظیفه جعل و وضع حقیقت را ندارد، بلکه کاشف آن است: «الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ (بقره، ۱۴۷)» ۵. ناسازگاری میان اصل «حق‌طلبی و تسلیم » با واگذاری داوری میان ادیان به فرد اگر حق‌طلبی یا تسلیم در برابر حق، ملاک باشد و در عین حال حقانیت قرآن نیز پذیرفته شود، واگذار کردن تشخیص این‌که «کدام دین بهتر یا مفیدتر است» به سلیقه و داوری شخصی افراد، با همان اصل حق‌طلبی و تسلیم، چندان سازگار به نظر نمی‌رسد. قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّـهِ هُوَ أَهْدى‏ مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ. فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ. (قصص ۴٩/۵٠)» ۶. نگرانی از سوءاستفاده احتمالی از این گفتمان امید است این گفتمان، ناخواسته دستاویزی برای کسانی نشود که بخواهند با استناد به آن، گرایش‌های برخاسته از هواهای نفسانی یا منافع شخصی را توجیه کنند؛ همان کسانی که قرآن کریم از آنان با چنین ویژگی‌هایی یاد کرده است. ادامه در پست بعد 👇 ⭕️ @hamidhossaini
391
20
💢 ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۴۰ تا ۴۵ سورهٔ توبه 💢 ✳️ إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿٤٠﴾ ⬅️ اگر شما حمایتش نکنید، خدا که از او حمایت کرده؛ آن هنگام که حق‌پوشان بیرونش کردند در حالی که یکی از دو نفر بود؛ همان وقتی که آن دو در غار بودند؛ آن‌گاه که به هم‌نشین خود می‌گفت: «اندوهگین مباش، بی‌تردید خدا با ماست.» پس خدا جلوهٔ شکوهمند و آرامش‌بخش حضور خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهیانی پشتیبانی کرد که آنها را ندیدید؛ و سخن کسانی را که حق‌پوشی کردند پایین‌ترین قرار داد؛ و این سخن خداست که بالاترین است؛ و خدا عزتمند و فرزانه است. 🔺تعبیر «ثاني اثنین» شبیه «ثالث ثلاثة» و مانند آن، ترکیبی اصطلاحی برای بیان حضور در جمعی دو یا چند نفره است؛ لذا نباید آن را «دومی از دو نفر» ترجمه کرد. 🔺در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴۸ سورهٔ بقره توضیح داده شد که «سَكِينَة» معنایی فراتر از «آرامش» دارد. 🔺معنای «تأیید» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۷ سورهٔ بقره توضیح داده شد. 🔺«السفلی» و «العلیا» مؤنث افعل تفضیل و بر اساس سیاق، بیانگر صفت برترین‌اند. ✳️ انفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٤١﴾ ⬅️ سبک‌بار و گران‌بار رهسپار شوید و با دارایی‌ و جانتان در راه خدا جهاد کنید؛ که آن، اگر بدانید، برایتان بهتر است. 🔺توضیح معنای «نفر» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۸ همین سوره بیان شد. ✳️ لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَّاتَّبَعُوكَ وَلَٰكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿٤٢﴾ ⬅️ اگر کالایی در دسترس و سفری معتدل در کار بود، قطعاً از پیِ تو می‌آمدند؛ ولی مشقّت بر آنان دور از دسترس جلوه‌گر شد. آنان به‌زودی به خدا سوگند خواهند خورد که: «اگر می‌توانستیم، حتماً با شما بیرون می‌آمدیم». خودشان را نابود می‌کنند؛ و خدا می‌داند که قطعاً دروغگویند. 🔺توضیح معنای «عرَض» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۴ سورهٔ نساء بیان شد. ✳️ عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ ﴿٤٣﴾ ⬅️ خدا از تو بگذرد! چرا پیش از آنکه برایت روشن شود چه کسانی راست گفته‌اند و دروغگویان را بشناسی، به آنها اجازه دادی؟ 🔺اگرچه معنای تحت‌اللفظی «عَفَا اللَّهُ عَنكَ» این است که «خدا از تو درگذشت»؛ ولی این تعبیر و تعابیر مشابهی چون «رحمک الله» و «غفر الله لک» و «أعزک الله» معمولاً به‌صورت انشائی به‌کار می‌روند و باید بر همان اساس ترجمه شوند. ✳️ لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَن يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ ﴿٤٤﴾ ⬅️ کسانی که به خدا و روز واپسین ایمان دارند، برای اینکه با دارایی و جانشان جهاد کنند از تو اجازه نمی‌خواهند؛ و خدا پرواپیشگان را می‌شناسد. 🔺مادهٔ «علم» وقتی دربارهٔ دانستن ویژگی اشخاص به‌کار می‌رود، باید «شناختن» ترجمه شود. ✳️ إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ ﴿٤٥﴾ ⬅️ تنها کسانی از تو اجازه می‌خواهند که به خدا و روز واپسین ایمان نمی‌آورند و دل‌هایشان به تردید افتاده و در تردید خود باقی می‌مانند. 🔺«ریب» به‌معنی «اضطراب ناشی از شک» است که در فارسی به آن «تردید» می‌گویند. 🔺«يَتَرَدَّدُونَ» به‌معنی «سرگردان‌اند» نیست؛ بلکه در اصل، معنای «رفت و برگشت می‌کنند» را بیان می‌کنند که در اینجا منظور از آن، «باقی ماندن در تردید» است. 🔸این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد. #ترجمه_گروهی_قرآن ⭕️ @hamidhossaini
590