fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Light Workers🔆

Light Workers🔆

رفتن به کانال در Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers

نمایش بیشتر
412
مشترکین
+124 ساعت
+47 روز
+930 روز
آرشیو پست ها
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند و دست منبسط نور روی شانه‌ی آنهاست.... #سهراب_سپهری @lightworkers
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند و دست منبسط نور روی شانه‌ی آنهاست.... #سهراب_سپهری @lightworkers

اگر سودای لیلی بر سرت افتاد؛ مجنون شو که هر شهری به صحرای جنون، دروازه ای دارد #مجذوب_تبریزی @lightworkers
اگر سودای لیلی بر سرت افتاد؛ مجنون شو که هر شهری به صحرای جنون، دروازه ای دارد #مجذوب_تبریزی @lightworkers

ذکر ابوبکر وراق قدس الله روحه العزیز نقلست که فرزندی داشت به دبیرستان فرستاد یک روز او را دید که می‌لرزید و رویش زرد شده گفت: ترا چه بوده است؟ گفت: استاد آیتی بمن آموخته است که حق تعالی می‌فرماید ((یوما یجعل الولدان شیبا آن روز که کودکان را پیر گرداند)) از بیم آیت چنین شدم! پس آن کودک بیمار شد و هم درآن وفات کرد پدرش بر سر خاک او می‌گریست و می‌گفت: ای ابوبکر فرزند تو بیک آیت چنین شد که جان بداد و تو چند سال خواندی و ختم کردی و درتو اثر نمی‌کند. #ابوبکر_وراق @lightworkers

به دست هایمان توجه کنید، انگشت‌هایمان مدام باز و بسته می شوند. یک بار به درون، یک بار به بیرون... هستی‌مان نیز همین طور است.
به دست هایمان توجه کنید، انگشت‌هایمان مدام باز و بسته می شوند. یک بار به درون، یک بار به بیرون... هستی‌مان نیز همین طور است. لحظه‌اى باز می‌شود، لحظه‌اى بسته می شود. گاه دلمان می‌گیرد. گاه باز می‌شود. این حالتها كه به نظر متضاد می‌رسند، جوهره‌ی هستی است. به پرنده‌ی در حال پرواز نگاه کنید. به حرکت بالهایش توجه كنید. یکبار به پایین، یک بار به بالا. یک غم، یک خوشی. این طوری است زندگی، متوازن و موزون.... @lightworkers

مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه؟ ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه؟ شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای! قدر این مرتبه نشناخته‌
مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه؟ ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه؟ شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای! قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه؟ هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول عاقبت با همه کج باخته‌ای یعنی چه حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه #حافظ @lightworkers

کار صواب باده پرستیست حافظا برخیز و عزم جزم به کار صواب کن #حافظ #محمدرضا_شجریان @lightworkers

باید 800 سال از زمان حضرت حافظ لسان الغیب بگذر و شال بودلری بیاد و ساده بنویسد شعر حافظ را که گفت و سرود : صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پیشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام باده گلگون خراب کن خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند زنهار کاسه سر ما پرشراب کن ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم با ما به جام باده صافی خطاب کن کار صواب باده پرستیست حافظا برخیز و عزم جزم به کار صواب کن و بعد با صدای آسمانی و زیبای شجریان این شعر رو شنید : #حافظ @lightworkers

باید همیشه مست بود! مسئله همین است! برای حس نکردن بار سنگین زمان، که شانه‌هایتان را خرد می‌کند و به زمینتان می‌زند، باید مدام مست شوید. اما از چه چیزی؟ از شراب؟ شعر یا زهد؟ هرطور که میل شماست. اما مست شوید... و اگر گاهی بر پله‌های یک قصر، روی چمن‌های سبز کنار نهری یا در تنهایی اندوه‌بار اتاقتان، در حالیکه مستی از سرتان پریده یا کمرنگ شده، بیدار شدید بپرسید از باد از موج از ستاره از پرنده از ساعت از هرچه که می‌‌وزد و هر آنچه در حرکت است، آواز می‌خواند و سخن می‌گوید بپرسید اکنون زمانِ چیست؟ و باد، موج، ستاره، پرنده، ساعت جوابتان را می‌دهند. زمانِ مستی است برای اینکه برده‌ی شکنجه‌دیده‌ی زمان نباشید مست کنید، همواره مست باشید، از شراب از شعر یا از پرهیزکاری، آن‌طور که دل‌تان می‌خواهد... #شارل_بودلر @lightworkers

ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده‌ام امروز عقل من زمن یک پارگی بیزار شد خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیده‌ام در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا زیرا برون از دیده‌ها منزلگهی بگزیده‌ام من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده‌ام حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده‌ام تو مست مست سرخوشی من مست بی‌سر سرخوشم تو عاشق خندان لبی من بی‌دهان خندیده‌ام چندانک خواهی درنگر در من که نشناسی مرا زیرا از آن کم دیده‌ای من صد صفت گردیده‌ام در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن صد جان شیرین داده‌ام تا این بلا بخریده‌ام پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده زیرا در این دام نزه من زهرها نوشیده‌ام... #مولانا #محسن_چاووشی @lightworkers

حداقل روزی سه بار هر جا که هستی برای یک دقیقه دست از فعالیت بردار و آرام بایست یا بنشین حالا فقط گوش کن به صداهای محیط گوش کن
حداقل روزی سه بار هر جا که هستی برای یک دقیقه دست از فعالیت بردار و آرام بایست یا بنشین حالا فقط گوش کن به صداهای محیط گوش کن ، فکر نکن ، این حس بخود آمدن است.... @lightworkers

دنیای آدمها با هم فرق میکند، یکی در سی سالگی هنوز دلش از کتکی ‌که در ده سالگی از پدرش خرده پر است و یکی همان لحظه تیر خلاصِ فراموشی را میزند. یکی در اوج ناامیدی سر پا می‌میرد و یکی بدون تلاش به دنیایی از امید واهی می‌رسد... دنیای آدمها با هم فرق میکند... یکی سکوتش سنگ را به زانو ‌در می‌آورد و یکی فریادش را به گوش هیچ کس نمی‌تواند برساند... یکی برای بخشیدن به پنجاه سال زمان احتیاج دارد و یکی همان لحظه‌های اول  زمزمه می‌کند که : بخشیدم... یکی برای یک رویا می‌جنگد ‌و یکی در واقعیت به جنگ می‌رود... دنیای آدمها با هم فرق می‌کند، برای درک دنیای هر آدمی باید در مسیر پر از سنگ و کلوخه‌اش بایستی، کفش‌هایت را در بیاوری و لباسهای او را به تن کنی، منطقش را قرض بگیری و چند قدم با دید او به دنیا نگاه کنی تا بفهمی حرفی که می‌زند، را در چه شرایطی زده... که بفهمی آن لحظه که از حس تنفر حرف میزد چه سنگی در پاهایش فرو‌ رفته.. وقتی از عشق می‌گوید ، کدام پرنده روی بام خانه‌اش آواز خوانده... اگر همه‌ی آدمها حاضر شوند برای چند لحظه با کفشهای همدیگر راه بروند آن وقت دیگر دنیای آدمها با هم فرق نمیکند.... @lightworkers

اى پدر آسمانى ما، ما را بدان سرزمين هدايت كن كه بيم و هراس را در آن راه نيست.. آنجا كه سرها بلند و افراشته است و دانش و آگاهى را رايگان می‌بخشند.. ما را به سرزمينى هدايت كن كه آنجا دنيا را با ديوارهاى قومى قبیله‌هایی به قطعات خُرد تقسيم نکرده‌اند.. آنجا كه كلمات پاك و بی‌آلايش از ژرفاى حقيقت می‌آیند و بازوان خستگى ناپذير، دستها را به سوى كمال بی‌نقصان دراز کرده‌اند... آنجا كه نهر زلال خرد راه خود را گم نكرده و به مردابهاى آداب و عادات مرده سرازير نشده است.. آنجا كه ذهن آدمى را تو خود اى پروردگار عالميان، به سوى كارها و اندیشه‌های گسترده‌تر و متعالی‌تر هدايت می‌کنی.. آرى اى پدر آسمانى چشمهاى ما را در چنين بهشت آزاد و آبادى از خواب بيدار كن.... #رابيندرانات_تاگور @lightworkers

بی‌گمان هستند کسانی که بهشت و دوزخ ادیان را باور ندارند و نیز هستند کسانی که از بهشت و دوزخ ادیان تأویل و تفسیری سمبولیک ارایه می‌دهند. در این چشم انداز که ما اکنون به دوزخ و بهشت می‌نگریم، باور داشتن یا نداشتن به بهشت و دوزخ ادیان امری است به یک سوی نهاده و بحث بر سر بهشت و دوزخی است در همین جهان و در طول حیات فردی هر یک از ما. اندکی از مردم همه عمر در این دوزخند و اندکی همه عمر در بهشت و خیل انبوهی میان دوزخ و بهشت در نوسان با لحظه هایی بهشتی و نیز لحظه‌هایی دوزخی. بوسعید به این نکته ژرف روانی پی برده است که بهشت آن جاست که تو نباشی، یعنی از نفس و خواهش‌های نفس خبری نباشد و دوزخ آن جاست که نفس و خواهش‌های نفس میدان یابد و تو مغلوب آن خواهش‌ها باشی.... البته که لازمه حیات "خویشتن خواهی" است و "حب ذات" از لوازم موجود زنده است، اما خویشتن خواهی هر کسی می تواند لجام گسیخته و بیکران باشد و یا می‌تواند با تصمیم و خواست و اراده او مرزهایش نزدیک‌تر شود و با تمرین و تجربه دایره وجودی آن محدود و محدودتر شود. هرقدر به خویشتن خواهی‌های خود میدان بیشتری دهیم به دوزخ نزدیک تر شده‌ایم و هرقدر از میدان آن بکاهیم به بهشت نزدیک‌تر می‌شویم. از همین جا مساله بهشت و دوزخ ادیان حل و فصل می‌شود. به این معنی که هرقدر از خویشتن خواهی‌های خود بکاهیم به خداخواهی نزدیک‌تر شده‌ایم و طبیعی است که بهشت نصیب خداخواهان واقعی است. "اخلاص" روی دیگر سکه خداخواهی راستین است و در این جا هم بهشت این جهانی و هم بهشت آن جهانی تلاقی می کنند.... #شفیعی_کدکنی از میراث عرفانی ابوسعید ابوالخیر @lightworkers

گر قرب خدا میطلبی دلجو باش وندر پس و پیش خلق نیکوگو باش خواهی که چو صبح صادق‌القول شوی خورشید صفت با همه کس یک رو باش #ابوسعی
گر قرب خدا میطلبی دلجو باش وندر پس و پیش خلق نیکوگو باش خواهی که چو صبح صادق‌القول شوی خورشید صفت با همه کس یک رو باش #ابوسعید_ابوالخیر @lightworkers

گر آفتاب حقیقت بتابدت در دل دمد ز مشرق جانت هزار کوکب و ماه ز روی زرد و لب خشک و چشم تر پیداست نشان عشق چه حاجت به شاهد است و
گر آفتاب حقیقت بتابدت در دل دمد ز مشرق جانت هزار کوکب و ماه ز روی زرد و لب خشک و چشم تر پیداست نشان عشق چه حاجت به شاهد است و گواه به کیش اهل حقیقت جز این گناهی نیست که پیش رحمت عامش برند نام گناه مگر به یاری عشق ای حکیم، ور نه به عقل کسی نیافته بر حل این معما راه #وحدت_کرمانشاهی @lightworkers

فرزندان عزیر که از پدر احوال پدر را می پرسیدند...: پسران عُزیر (ع) به دنبالِ پدرِ خود بودند و سراغِ او را از هر رهگذری می گرفتند . تا اینکه با پدرِ خود مواجه شدند . امّا او را نشناختند . زیرا او به حکمِ مشیّتِ الهی جوان مانده بود . پس به او گفتند : ای رهگذر آیا از عُزیر خبر داری ؟ عُزیر برای امتحان هوش و کیاست فرزندانِ خود، خود را معرفی نکرد امّا با سخنی رمزآمیز گفت: بله، او به دنبالِ من می آید. یکی از پسران از شنیدن این مژده شادمان شد. امّا پسر دیگر به فراست دریافت که او عُزیر است و از فرطِ هیجان بیهوش بر زمین افتاد. مولانا این حکایت را بدان سبب آورده تا نشان دهد که مشربِ اصحابِ قیل و قال با مشرب اصحابِ کشف و حال متمایز است . دسته اول در شناخت حقیقت به آثار و علائم بسنده می کنند. در حالی که دستۀ دوم بدین حد اکتفا ندارند بلکه کوشش و جوششِ باطنی خود را بدان مرتبه می رسانند که حقیقت را عیناََ مشاهده کنند. به تعبیری دیگر دستۀ اوّل اصحاب علم الیقین اند. و دستۀ دوم اصحاب عین الیقین. در این حکایت آن پسری که از شنیدن خبر آمدن عُزیر، شادمان می شود، نِمادِ دستۀ اوّل است. و پسر دیگر که از شنیدن آن خبر بیهوش می شود نِمادِ دستۀ دوم است. جمع کن خود را، جماعت رحمت است تا توانم با تو گفتن آنچه هست ز آنکه گفتن از برای باوَری ست جانِ شِرک از باوریِّ حق بری ست کافران را درد و مؤمن را بشیر لیک نقدِ حال در چشمِ بصیر ز آنکه عاشق در دَمِ نقد است مست لاجَرَم از کُفر و ایمان برتر است #مثنوی_معنوی #حضرت_مولانا @lightworkers

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز ورای حد تقریر است شرح آرزومندی جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست ز مهر او چه می‌پرسی در او همت چه می‌بندی همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی #حافظ @lightworkers

غرور بزرگترین گناه در زندگی معنوی است.... رهرو در هر گام باید در برابر خودپسندی مقاومت کند. روزی سنت آگوستین به دوستان راهبش
غرور بزرگترین گناه در زندگی معنوی است.... رهرو در هر گام باید در برابر خودپسندی مقاومت کند. روزی سنت آگوستین به دوستان راهبش گفت : برادران عزیزم! بهتر است به دنیا بازگردید اگر تصور می‌کنید از دیگران متفاوت یا برتر هستید.... @lightworkers

پرسید طریق حق چگونه است؟ گفت تنها یک قدم است. قدم از خویش برگیر..... پرسید عشق کجاست؟ گفت عشق در فضاست. فقط نفس بکش..... پرسید از عشق حقیقی بگو. گفت: عشق حقیقی را شنیدنی نیست بلکه شدنیست..... پرسید از قضاوت بگو. گفت قضاوت درباره خود و دیگران از سر نادانی است ورنه دانا را با قضاوت کار نباشد.... پرسید کی می‌توانم او را بشناسم؟ گفت آن زمان که نفس خود را شناختی.... پرسید «من» را تعریف کن. گفت: از «میم» آن بر حذر باش و «نون» آن نون نادانی‌ست.... پرسید عارف حقیقی کیست؟ گفت: آنکس که همه را در یکی بیند و یکی را در همه... پرسید خواهش می‌کنم مرا پندی ده. گفت اگر احساس میکنی می‌خواهی بخندی، بلند بخند. اگر احساس می‌کنی می‌خواهی گریه کنی، با غم گریه کن. از احساساتت پیروی کن اما نه جدا از آگاهیت.... پرسید از آداب سخن گفتن بگو. گفت خاموشی شرط اول گفتار است.... پرسید اشتباه من در چیست؟ گفت اشتباه تو آنجاست که اشتباه می بینی ورنه همه چیز در جای درست خویش است.... پرسید راهی نشانم ده که آن ره رساند به مقصدم گفت تو ندانی که در مقصد پی مقصودهای پوچ افتادی. در مقصد پی مقصود گشتن خطاست... @lightworkers

مقصد من، خواجه، مولای من است توشه من نیز تقوای من است در مناجاتم چو موسی با اله خلوت دل طور سینای من است مِی، روان مُرده‌ام ر
مقصد من، خواجه، مولای من است توشه من نیز تقوای من است در مناجاتم چو موسی با اله خلوت دل طور سینای من است مِی، روان مُرده‌ام را زنده کرد آری آری مِی، مسیحای من است گاهگاهی این رکوع و این سجود (کلمینی یا حمیرای*) من است *معنی: با من حرف بزن زیبا رو #وحدت_کرمانشاهی @lightworkers