Light Workers🔆
رفتن به کانال در Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers
نمایش بیشتر406
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
چون دوستت میدارم
می توانی در خودت ببالی
چیزهای جدیدی کشف کنی در وجودت
می توانی دگرگون شده، بشکفی، تازه شوی
چون دوستت میدارم
می توانی آنچه هستی باقی بمانی
و آنچه نیستی شوی...
#مارگوت_بیکل
@lightworkers
مردم حقیقت را نمی پذیرند،
چون نمیخواهند به تخیلاتی که تمام عمر براساس آن زندگی کرده اند، آسیبی وارد شود..!
#فردریش_نیچه
@lightworkers
بیا تا آنچه از دل می رسد بر دیده بنشانیم
زبان بازی به حرف و صوت معنی را زیان دارد
#هوشنگ_ابتهاج
@lightworkers
کارهایی را که نباید در زندگی بکنی، بنویس.
به بیان دیگر، تصمیمهای حساب شدهای بگیر تا برخی چیزها را کلا نادیده بگیری و وقتی شرایطش پیش آمد، طبق لیستِ نبایدهایت رفتار کن.
یک بار خوب فکر کن و تصمیمت را بگیر که سراغ چه چیزهایی، حتی اگر فرصتش بود،نروی.
بیشتر درها ارزش وارد شدن ندارند، حتی اگر به نظر برسد چرخاندن دستهی در بسیار ساده است.
رولف دوبلی
@lightworkers
کسی که «علتی»
برای زیستن داشته باشد،
از پسِ هر چگونهای نیز بر میاید.
#ویکتور_فرانکل
انسان در جستجوی معنا
@lightworkers
طبیعت نه زبانی دارد و نه کلامی؛
با این حال، زبان میآفریند و قلب هم.
و در پرتوِ آنها احساس میکند و سخنگویی هم.
یوهان ولفگانگ گوت
@lightworkers
به پسرهایمان یاد بدهیم حرف بزنند. یاد بدهیم ناکامیشان را بریزند در قالب کلمات و کلمات را طوری بچینند که منظورشان را برسانند.
اغلب کتککاریهای زن و شوهری خشونت سیستماتیک و از پیش برنامهریزی شده نیست.
یعنی کم پیش می آید مردی درست لحظه تعطیل کردن کار، زمان زدن کارت خروج، لحظه پایین کشیدن کرکره دکان بگوید:
خب برم زنم رو مفصل بزنم.
الهی به امید تو!
غالبا لحظاتی پیش از اولین سیلی، مرد احساس سرخوردگی شدید میکند و چون آموزش ندیده حرف بزند، چون دانش بیان احساساتش را ندارد، سرخوردگیاش را قلنبه میکند توی مشتش و فرود میآورد روی بدن زن.
به دخترهایمان یاد بدهیم زهرآگین حرف نزنند.
دخترها جان و بازوی کتککاری ندارند.
دخترها مشتهای قوی ندارند.
وقتی احساس ناکامی میکنند، وقتی دردشان میآید اما ورِ منطق ذهنشان بیمار است، وقتی توانایی تنظیم هیجان و پیدا کردن کلمه ندارند، سرخوردگیشان را میکنند زهر، زبانشان را میکنند نیش و میگزند.
مرد نیش میخورد، کتک میزند
زن کتک میخورد، نیش میزند... دور باطل!
گرههایی که به جای دست به دندان گرفته میشوند و لقمههایی که چندین دور، دور سر میچرخند.
خشونت کلامی و خشونت بدنی هر دو به خاطر فقر مهارت در برقراری ارتباط است.
این مهارت اکتسابیست، میشود آموزش داد، میشود یاد گرفت.
کاش در طول ۱۲ سال آموزش باطلِ فرمولهای احمقانه، اتحاد و تجزیه، دلایل انقراض سلسلهها، مردی نزد رسول خدا آمد...، فرق جلگه و آبرفت، ذهب ذهبا ذهبوا، سفرهای خانواده هاشمی و... دو واحد هم "چگونه حرف بزنیم" در برنامه درسی بچهها قرار میدادند.
#سودابه_فرضی_پور
@lightworkers
بزرگترین درجه آرامش درونی ازتوسعه عشق وشفقت میآید.
هرچه که بیشتر به خوشبختی دیگران توجه کنیم، به همان اندازه حس خودمان ازآسایش بیشترمیشود.
@lightworkers
عجیب صعب و دشوار و غریب آن باشد که قطره تنها مانده در بیابان، کوهساری یا دهان غاری یا در بیابان بیزنهاری از آرزویِ دریا، که معدن آن قطره است.
آن قطرهی بی دست و پا تنها مانده بیپا و پاافزار، بیدست و دستافزار از شوق دریا یار بیمدد سیل و یار، غلطان شود و بیابان را میبرد به قدم شوق سوی دریا میدواند بر مرکب ذوق.
#مولانا
مجالس سبعه
@lightworkers
بِدو گُفت هَركَس كه بانو تویی
به ایران و چین، پُشت و بازو تویی
نَجُنبانَدَت کوه آهَن زِ جای
یَلان را به مَردی تویی رَهنَمای
زِ مَردِ خِرَدمَند بیدارتَر
زِ دستورِ دانَنده هوشیارتَر
همه كِهتَرانیم و فَرمان توراست
بِدین آرِزو، رَای و پِیمان توراست
فردوسی
از جهتِ نقش زن در شاهنامه
@lightworkers
همسرِ مهربانِ فردوسی در شاهنامه
فردوسی طوسی در داستان بیژن و منیژه درباره همسر مهربانش چنین بیان میکند:
شبی چون شبه روی شسته به قیر
نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر
دگرگونه آرایشی کرد ماه
بَسیچِ گذر کرد بر پیشگاه
سپاه شب تیره بر دشت و راغ
یکی فرش گسترده چون پر زاغ
نمودم زِ هَر سو به چشم اَهرِمن
چو مارِ سیه باز کرده دَهَن
زمین زیر آن چادر قیرگون
تو گفتی شُدَستی به خواب اندرون
نه آوای مُرغ و نه هُرّای دَد
زمانه زبان بسته از نیک و بد
بدان تنگی اندر بِجستم ز جای
یکی مهربان بودم اندر سَرای
خروشیدم و خواستم زو چراغ
درآمد بُتِ مهربانم به باغ
مرا گفت شمعَت چو باید همی
شب تیره خوابت نیاید همی
بدو گفتم ای بُت نیَم مردِ خواب
بیاور یکی شمع چون آفتاب
بِنِه پیشم و بزم را ساز کن
به چنگ آر چنگ و می آغاز کن
برفت آن بت مهربانم ز باغ
بیاورد رخشنده شمع و چراغ
مِی آورد و نار و ترنج و بِهی
زُدوده یکی جامِ شاهَنشَهی
دلم بر همه کام پیروز کرد
شب تیره همچون گَهِ روز کرد
مرا مهربان یار بشنو چه گفت
از آن پس که گشتیم با جام جفت
بپیمای مِی تا یکی داستان
ز دفتر بَرَت خوانم از باستان
که چون گوشت از گفت من یافت بَرخ
شگفت اندر او مانی از کارِ چرخ
بدان سرو بُن گفتم ای ماهروی
مرا امشب این داستان بازگوی
مرا گفت کز من سخن بشنوی
به شعر آری از دفتر پهلوی
بِگفتم بیار ای بتِ خوبچهر
بخوان داستان و بیَفزای مهر
ز تو طبعِ من گردد آراسته
اَیا مهربان یارِ پیراسته
بگویم به شعر و پذیرم سپاس
اَیا مهربان یارِ نیکیشناس
بخواند آن بت مهربان داستان
ز دفتر نوشته گَهِ باستان
بگفتارِ شعرم کُنون گوشدار
خِرَد یاددار و بَدَل هوشدار
این بانو که همسر شاعر نامدار ایران است زنی مهربان، خوشخو و شوهردوست میباشد. شاعر ستُرگ فردوسی طوسی او را به نامهای بتِ مهربان، سروبُن، ماهروی، بتِ خوبچهر، یارِ مهربان، و نیکیشناس یاد کرده است.
و این خود نشانه همسری نیکخوی است که خواندن نامهی پهلوی را میدانست و آرامش فردوسی در سرودن این اشعار نغز و پرمعنی به واسطه داشتن چنین همسر لایق و فداکاری بوده است.
بررسی نقش "زنان شاهنامه"
#جمال_الدین_حائری
@lightworkers
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
وین دفتر بیمعنی غرق می ناب اولی
چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم
در کنج خراباتی افتاده خراب اولی
چون مصلحت اندیشی دورست ز درویشی
هم سینه پُر از آتش، هم دیده پرآب اولی
#حافظ
@lightworkers
معنی واران در زبان کُردی: (تلفظ: vārān) (پهلوی) باران - نامی که مورخان یونانی به پادشاهان ایرانی که نامشان بهرام بوده دادهاند.
#شهرام_ناظری 💚
@lightworkers
رنج نبايد تو را غمگین کند چون:
✅ رنج امروز تو پیامد غمی ست که توان گذشتن و رها کردن آنرا نداشتی و به هر صورت الان در زندگی توست
✅ رنج قرار است تو را هوشيار تر كند، چون انسانها زمانی هوشيارتر میشوند كه زخمی شوند، رنج نبايد بيچارگی را بيشتر كند.
✅ رنجت را تنها تحمل نكن، رنجت را درک کن و به تغییرات مثبتی که می تواند در زندگیت بوجود آورد فکر کن
✅ اين فرصتی ست براى بيداری،
وقتی آگاه شوی، احساس بيچارگیات تمام میشود
✅ بیچارگی در عالم خارج وجود ندارد ساخته ذهن خود توست این مفهوم را از زندگیت حذف کن
@lightworkers
#بریده_کتاب
توجه به هر جا برود ، انرژی به همان جا جریان مییابد
از آنجا که توجه شما هر کجا باشد، انرژیتان هم در همان جاست. وقتی صبحها بیدار میشوید، توجه و انرژی خود را روی تمام افرادی که باید ببینید، جاهایی که باید بروید، اشیایی که دارید و کارهایی که باید در دنیای سه بعدی انجام دهید، معطوف میکنید، انرژی شما قطعه قطعه میشود.
تمام انرژی خالق شما از شما خارج میشود و به سمت تمام آن چیزهایی در دنیای بیرون جاری میشود که برای جلب توجه شما با هم رقابت میکنند ، گوشی همراه، لپتاپ، حساب بانکی، خانه، شغل، همکاران، همسر، فرزندان، دشمنان، حیوان خانگی، بیماری و غیره. واضح است که توجه و انرژی بیشتر افراد به سمت دنیای مادی بیرونی معطوف میشود.
سوال این است ...
چه مقدار از انرژی شما در دنیای درونی افکار و احساساتتان باقی مانده است تا واقعیت جدیدی با آن بیافرینید؟
لحظههای را در نظر بگیرید که هر یک از این افراد یا چیزهایی که توجه زیادی به آن میکنید، جزو شناختههاست چون شما آن را تجربه کردهاید.
برای هر یک از این چیزها ما شبکههای عصبی در مغز خود داریم. از آنجا که اینها در مغز شما حک شدهاند، شما آنها را از منظر گذشته درک و تجربه میکنید. پس شما شبکههای عصبی در رابطه با رئیستان دارید، شبکههای عصبی در مورد پول دارید، شبکهای عصبی در مورد همسرتان دارید، شبکههای عصبی در مورد فرزندانتان ... دارید و همین طور شبکههایی در مورد تمام داشتههای دنیای مادی دارید، چون شما تمام این افراد و اشیا را در زمانها و مکانهای مختلف تجربه کردهاید.
اینگونه است که انرژی ما به واقعیت گذشته و حالمان وصل میشود. لذا وقتی شما توجه خود را به تمام این عناصر معطوف میکنید، انرژیتان از شما خارج میشود و انرژی چندانی در دنیای درونی افکار و احساساتتان برای آفرینش زندگی جدید باقی نمیماند.
وقتی توجه و لذا انرژی شما بین تمام اشیا، افراد، مشکلات و مسائل دنیای بیرون تقسیم میشود،دیگر انرژیای برای دنیای درونی افکار و احساسات باقی نمیماند. پس انرژیای برایتان نمیماند تا چیز جدیدی با آن بیافریند.
چرا ... ؟
چون طرز فکر و احساستان عملاً واقعیت شخصیتان را ایجاد میکند. بنابراین اگر شما برابر دانستههای خود (یعنی امر شناخته شده) فکر و احساس کنید، همان زندگی سابق را همچنان تداوم میبخشید. در واقع میتوان گفت که این افکار و احساسات است که شما را کنترل میکند.
نوعی همخوانی بیولوژیکی بین دنیای درونی افکار و احساسات و دنیای بیرونی واقعیت گذشته ، حال شما (که از افراد و اشیا در زمانها و مکانهای ساخته شده است) وجود دارد. شما پیوسته دارید زندگی خود را یکسان نگه میدارید، چون دارید توجه (افکار و انرژی احساسات) خود را یکسان نگه میدارید.
در آخر ...
طرز فکر و احساس شما امضایی الکترو مغناطیسی مخابره میکند و تا وقتی که بر تمام حوزههای زندگی شما اثر میگذارد، شما دارید انرژی الکترو مغناطیسی یکسانی را مخابره میکنید و در این صورت زندگیتان هرگز تغییر نمیکند. میتوان گفت انرژی شما با تمام چیزهای واقعیت گذشته و حالتان برابر است ، شما دارید گذشته را باز میآفریند. البته این تنها محدودیتی نیست که وجود دارد.
وقتی شما تمام انرژی و توجه خود را به دنیای بیرون معطوف میکنید و به همان شیوهء سابق یعنی با استرس مزمنی که سبب میشود مغز در یک حالت بر انگیختهٔ دائمی قرار بگیرد ، به آن شرایط قبلی واکنش نشان میدهید، دنیای درونی شما توازن خود را از دست میدهد و مغزتان به شیوهای ناکار آمد عمل میکند. و سپس کارآیی شما در ایجاد هر چیزی پایین میآید. به عبارت دیگر، شما بجای اینکه آفرینندهٔ زندگی خود باشید، به قربانی آن تبدیل میشوید
ماوراء طبیعی بودن
#جو_دیسپنزا
@lighteorkers
ناتانائیل،آرزو مکن ک خدارا در جایی جز همه جا بیابی،هر مخلوقی نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد.
همان دم که مخلوقی نظر ما را به خویشتن منحصر کند،ما را از خدا بر می گرداند...
ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد.
دریغا که نمیدانیم همچنان که در انتظار او به سر میبریم،به کدام درگاه نیاز آوریم.
سر انجام اینطور نیز میگوییم که او در همه جا هست؛هرجا و نایافتنی است.
ب هر کجا بروی جز خدا چیزی را دیدار نمیتوانی کرد.
خدا همان است ک پیش روی ماست
ناتانائیل،ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی ک به آن مینگری...
ناتانائیل،من شوق را به تو خواهم آموخت؛اعمال ما به ما وابسته است،همچنان که درخشندگی به فسفر
درست است ک اعمال ما مارا میسوزاند ولی تابندگی ما از همین است و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته دلیل بر آن است که سختتر از دیگران سوخته است.
برای من خواندن این که شن ساحل نرم است کافی نیست:میخواهم پای برهنه ام این نرمی را احساس کند.
معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد،برای من بیهوده است.
هرگز هرگز در این جهان چیزی را ندیده ام ک حتی اندکی زیبا باشد؛مگر آن ک فورا آرزو کردهام تا همهٔ مهرِ من آن را در برگیرد....
دلبستگی نه ناتانائیل، عشق.....
باید دست به عمل زد. بیداوری درباره خوب و بد آن. باید دوست داشت و از خیر و شر آن دغدغهای به خود راه نداد.
ناتانائیل ... من به تو شور و شوق خواهم آموخت...
ناتانائیل، دوست دارم به تو مسرتی ببخشم که تاکنون کسی دیگر به تو نبخشیده باشد. در حالی که خود مالک این مسرتم، نمیدانم آن را چگونه به تو بدهم. دلم میخواهد با صمیمیتی خطابت کنم که تاکنون کس دیگری نکرده باشد. دلم میخواهد شب هنگام، آن زمان که کتابهای بسیاری را پیاپی باز میکنی و میبندی و در هر یک از آنها چیزی بیش از آنچه تاکنون بر تو آشکار کرده است میجویی، در لحظهای از راه برسم که هنوز در انتظاری.
در لحظهای که شور و شوقت اندک اندک از اینکه تکیه گاهی ندارد به اندوه تبدیل میشود.
من تنها برای تو مینویسم...
تنها به خاطر این لحظههاست که برایت مینویسم و زندگی ما در برابرمان، همچون جامی پر از آب سرد و گواراست. جامی مرطوب که بیماری تبدار آن را به دست میگیرد....
#آندره_ژید
@lightworkers
همه چشم اميد به محبت ديگران دوختهاند و بیخبر از آنند كه خود نيز میتوانند عاملِ محبت برای ديگران باشند.
#فرانسيس_بيكن
@lightworkers
جراحی شخصيت
آلپورت روانشناس مطرح عقیده دارد که وقتی که از کسی انتقاد میکنیم، داریم به نوعی جراحی شخصیت میکنیم.
اما همانند جراحی که میخواهد توموری را از بدن بیماری خارج کند و هنگام جراحی مواظب است رگ و پیهای سالم اطراف تومور آسیب نبیند ما هم باید مراقب باشیم.
پس هنگامی که تیغ انتقاد را در دست میگیریم باید همان قسمتی را که لازم است زیر تیغ ببریم و مواظب قسمتهای سالم شخصیت باشیم.
مثلا وقتی میخواهیم از كسی بهخاطر عدم مسئولیتپذیری انتقاد کنيم، نباید از واژههایی مانند: از تو ناامید شدم، يا تو هیچی نمیشی و جملاتی که کل شخصیت را زیر سوال میبرد استفاده کنيم.
راه درست اين است كه پس از گوشزد کردن نکات مثبت شخصیت فرد، که مطمئنا همه دارا میباشند از عدم مسولیتپذیری وی نیز انتقاد كنيم.
@lightworkers
#بریده_کتاب
عشق مهم است اما مهارت در عشق ورزیدن مهمتر از خودِ «عشق» است.
از مهارت در عشق ورزیدن، عشق متولد می شود اما اگر عشق در دام «ناعاشق» یا نابلدِ عشق، به بند کشیده شود، افسرده میشود.
نام دیگر عشق افسرده، «نفرت» است.
کسانی که در عشق ورزی نابلد هستند، عشق را افسرده میکنند و دل را پژمرده. عشق، عاشقِ حاذق میطلبد نه کاسبِ جاهل...
هنرعشق ورزیدن
#اریک_فروم
@lighteirkers
