Light Workers🔆
رفتن به کانال در Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers
نمایش بیشتر406
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
دلهره شنبه در دلم است. آن همه مشق و جدول ضرب و معلم نامهربان که مساله هایی سخت میگوید. از تاجرهای فرشفروش، روغنفروش و پارچهفروش. هیچ وقت نمیگوید حمالی بوده که فلان مقدار بار برداشت. زن رختشویی بود که روزی چند تشت رخت میشست.
همیشه میگوید تاجری بود که...
روغنفروشی بود که...
آهنفروشی بود که ...
اگر از بیچارهها مساله بگوید سادهتر است. چون بیچارهها پول و داراییشان کم است و مسالهشان زود حل میشود. ما چه گناهی کردهایم که پول به کاغذ و مداد بدهیم و سود و زیان پولدارها را مفتکی حساب کنیم.
#علی_اشرف_درویشیان
@lightworkers
یاد بگیریم آدمای به موقعی باشیم!
آدمایی که سر وقت
شادی، محبت، قدردانی، گله و شکایت، ترس، ناکامی، نگرانی، خشم و دلخوریشون رو بروز می دن.
همین احساسات و حرفای سرکوب شده، میشن عقده و آدمی که عقده هاشو حمل می کنه
نمی تونه زیبا زندگی کنه
@lightwirkers
به این جملات دقیق شویم
▫️حال کردم ( یعنی شنیدن، خوردن، بوییدن و... که باعث شد در حال و لحظه باشم)
▫️ بریم حال کنیم (یعنی بریم به هم کمک کنیم یا کارهایی انجام دهیم که در حال باشیم)
▫️ حالشو بردم ( یعنی نگذاشتم لذت درحال بودن از دست برود )
▫️ حال نداری (یعنی در گذشته و آینده هستی و در لحظه نیستی)
▫️ حالم خوب نیست (یعنی حالی که متعلق به من است از نبودن در آن ناراحت است )
▫️ حالم بهم خورد (یعنی چیزی که باعث شد نتوانستم درحال باشم)
همه این موارد نشان میدهد تنها در لحظه اکنون و زمان حال بودن است که باعث رضایتمندی می شود و هر چیزی که ما را از آن دور کند عیش ما را نابود میکند
آوردن خاطرات خوب گذشته و رویاهای خوب آینده به زمان حال و همزمان بودن در زمان حال میتواند به غنای آن کمک کند، اما رفتن به آینده و گذشته و ماندن در آنها چیزی جز از دست دادن حال و خراب کردن حالمان نخواهد بود.
آوردن خاطرات بد گذشته و نگرانیهای آینده که وضعیت را خرابتر کرده، موجب رنج میشود.
@lightworkers
همهی انسانها به طور یکسان محکومند که روزی بمیرند.
ایستاده مردن ، بهتر از زانو زده زیستن است...!
#آلبر_کامو
@lightworkers
کِشان
کِشان
به بهشتم بَرَند و من نروم!
که دل نمی کشد
ای دوست
جز بسوی توام !
#منصور_حلاج
@lightworkers
خود باوری چیست؟
خود باوری نشان دهنده احساسی است که نسبت به خودتان دارید.
خود باوری ما احساسی است که از ارزش خودمان داریم و وابسته به تصورات ما از توانایی هایمان و اینکه دیگران در مورد ما به عنوان یک فرد چطور فکر میکنند.
خود باوری در اعتماد به نفس و طرز رفتار و عملکرد در زندگی تاثیر می گذارد و در واقع سیستم باورهای درونی ماست که نشات گرفته از تجربیات زندگی ما و ارتباطات و تفسیرهای ما از انهاست.
❗️وقتی خودباوری پایین داشته باشید شما احساس افسردگی و ناامیدی خواهید کرد. زندگی را منفی می بینید. هر چیزی بنظرتان مشکل وسخت خواهد آمد. چنین احساس می شود که دنیا محیطی بد و پر شده از مردمی است که آنها یا از شما سواستفاده و یا شما را نادیده میگیرند و احساس میکنید قادر به انجام هیچ کاری نیستید.
شما خود را قربانی میبینید. با دیگران بصورت دشمنانی بالقوه رفتار خواهید کرد و دیر یا زود انها هم با شما بدرفتاری و شما را تنها خواهند گذاشت.
✅از طرفی دیگر وقتی از خودباوری بالائی برخوردار باشید دنیا مکانی بسیار زیبا سرشار از دوستانی خوب و لذتها و فرصتهای بالقوه بنظر میرسد. شما میتوانید خودتان را ارزیابی کنید و از خودتان در مورد نیازهایتان بپرسید و احساسات خود را بیان کنید. شما احساس قدرت و اینکه میتوانید تغییراتی را ایجاد کنید خواهید یافت. سایر مردم هم به رفتار مثبت شما پاسخ خواهند داد .
✅ بنابراین حتی اگر چیزی هم بدست نیاورید احساسی خوب در مورد خود و دیگران خواهید داشت. این احساس باعث تقویت خودباوری در شما و تحریک کننده رشد درونی در شما خواهد بود.
@lightworkers
#بریده_کتاب
اینجا، بعضیها زندگی نمیکنند،
مسابقهی دو گذاشتهاند.
میخواهند به هدفی که در افق دوردست است برسند، و درحالی که نفسشان به شماره افتاده، میدوند و زیباییهای اطراف خود را نمیبینند.
آن وقت روزی میرسد که پیر و فرسوده هستند و دیگر، رسیدن و نرسیدن به هدف، برایشان بی تفاوت است...!
#آلیس_جین_وبستر
بابا لنگ دراز
@lightworkers
فقط وقتی که با تمام وجود بدانیم و درک کنیم که در این کره خاکی زمان محدودی در اختیار داریم و همچنین هیچ راهی هم نداریم که بفهمیم فرصتمان چه زمانی به اتمام می رسد، آنگاه هر روزمان را به کاملترین شکل زندگی می کنیم، تا جایی که می دانیم این تنها راهی است که در اختیار داریم .
#الیزابت_کوبلر_راس
@lightworkers
کسی به شما توهینی میکند،
این اهانت معنایی ندارد،
مگر این که تو خود آن را بپذیری.
این آزادی دیگریست، که بخواهد توهین کند،
این که تو آن را قبول کنی یا نه هم آزادی توست.
تنها چیزی را بپذیر که به آن نیاز داری،
تنها چیزی را بپذیر که تو را تغذیه میکند.
@lightworkers
ذات تو لطیف است. نظرها به او نمیرسند. چون سخن میگویی، در مییابند که تو آشنای ارواحی، ایمن میشوند و میآسایند. سخن بگو!
سخن بیپایان است، اما به قدر طالب فرو میآید. حكمت همچو باران است. در معدن خویش بیپایان است، اما به قدر مصلحت فرود آید در زمستان و در بهار و در تابستان و در پاییز، به قدر او و بیشتر و کمتر. اما از آنجا که میآید، آنجا بیحد است. شکر را در کاغذ کنند یا داروها را عطاران. اما شکر آن قدر نباشد که در کاغذ است، کانهای شکر و کانهای دارو بیحد است و بینهایت در کاغذ کی گنجد؟
مقالات حضرت مولانا
@lightworkers
💠 آیا علائق مشترک شما را کنار هم نگه می دارد؟
✳️ نه! به هیچ وجه. این علایق در ذات خود، شما را حتی به هم نزدیک هم نمی کند.
❇️ "داشتن علایق مشترک" یکی از همان اسطوره ها و افسانه های ازدواج است که از سمت اطرافیان، اقوام، دوستان و... تبلیغ می شود. این هم مثل همان اسطوره است که میگوید "ازدواج یک رابطهٔ ۵۰/۵۰ است". با تمام احترامی که برای افرادی که این افسانه ها را برای شما بازگو می کنند قائلیم، باید بگوییم که تمام این گزاره ها غلط اند.
✳️ با این وجود، به اشتراک گذاشتن این علایق مشترک، می تواند راهی عالی برای پیوند برقرار کردن باشد. اگر بتوانید با همدیگر درگیر این علاقهٔ مشترک بشوید (مثلاً تماشای فوتبال یا سریال، اگر علاقهٔ مشترکتان است)، با هم درمورد آن صحبت کنید (یک موضوع مورد علاقهٔ هردوی شما)، و یا اینکه با همدیگر فعالیت مورد علاقهٔ تان را انجام دهید (مثلا قایق سواری)، به طوریکه هردو از آن لذت ببرید، عالی است!
❇️ اما اگر این فعالیت یا بحث را نهایتاً با دعوا و انتقاد به پایان برسانید، چیزی جز راهی برای ناراحت کردن و رنجش همدیگر نیست. بنابراین، بحث اصلی این است که شما از دریچهٔ این علاقهٔ مشترک چگونه با هم تعامل می کنید.
✳️ برای آنکه رابطهٔ تان را مستحکم، باثبات و شاد بسازید، نیاز دارید که افسانه ها را کنار بگذارید و حقایق را بیاموزید.
@lightworkers
#بریده_کتاب
اگرچه ما در ظاهر، منحصر به فرد و از هم متفاوت هستیم، اما در دنیای درونی بسیار به همدیگر شباهت داریم، با وجود این که به نظر میرسد همهٔ ما تنها هستیم، اما حقیقت آن است که همگی جزیی از یک کلِ بزرگتر را تشکیل میدهیم و احساس جدایی، یک توهّم است، این یک شوخیِ کیهانیست که ما را میفریبد تا باور کنیم من و شما از هم جدا هستیم و کردار من به خودم و کردارِ شما به خودتان مربوط میشود.
#دبی_فورد
جدایی معنوی
@lightworkers
سلام علی القصیده التی ضلت قافیتها من بعدک..
_سلام بر قصیدهای که قافیهاش پس از تو گم شد …
#محمود_درویش
@lightworkers
نقل است که زمستانی بود در بازار نیشابور می رفت. غلامی دید با پیراهن تنها که از سرما میلرزید.
گفت: چرا با خواجه نگویی که از برای تو جبّه ای سازد؟
گفت: چه گویم؟ او خود میداند و میبیند.
عبدالله را وقت خوش شد. نعره ای بزد و بیهوش بیفتاد.
پس گفت: طریقت از این غلام آموزید.
تذکره الاولیاء، ذکر شیخ عبدالله مبارک
@lightworkers
"فرق بزرگ"
غیر سالکان، خدا را واسطه ای برای رسیدن به خواسته هایشان می دانند، اما سالکان، خودِ خداوند را یگانه مطلوب شان می دانند. و میان این دو، فرقی است بزرگ.
@lightworkers
آنچه می بینید رویاست
هر آنچه اکنون در این لحظه می بینید و می شنوید، چیزی جز یک رویا نیست. شما در این لحظه دارید رویا می بینید. شما در بیداری دارید رویا می بینید.
رویا دیدن فعالیت مهم و عمده ذهن است، و ذهن بیست و چهار ساعت در شبانه روز رویا می بیند. ذهن رویا می بیند هنگامی که مغز بیدار است و همچنین هنگامی که مغز در خواب است.
تفاوت در اینست که وقتی مغز بیدار است، چهارچوب مادی موجب می شود که ما اشیا را به طریقی خطی ادراک کنیم. وقتی به خواب می رویم، دیگر چهار چوب نداریم و رویا تمایل به تغییر مداوم دارد.
چهار میثاق
@lightworkers
ایگو
۱۷ فوریه ۱۹۳۷
خانم جیناراجاداسا، همسر ریاست انجمن تئوسوفی ساکن منطقه ادیار در شهر مَدرَس قصد داشت تا ریشه ایگوی بشر که علت اختلافات و منازعات فراوان در بین ملتها، خانوادهها و افراد است را موردبررسی قرار دهد.
پرسش: فرق بین ایگو و خویش چیست؟
باگوان: آنی که میآید و میرود، برمیخیزد و فرومینشیند، زاده شده و میمیرد ایگو است.
آنی که همیشه پایدار است، هرگز تغییر نکرده و عاری از کیفیات است خویش است.
پرسش: آیا میتوانم اینطور بگویم که خدا آن شعله است و ما جرقههایی از آنیم؟
باگوان: اگرچه بارقهها از شعله برمیخیزند اما از آن جدا شده و به هوا پرتاب میشوند درحالیکه ما هرگز جدا از خدا نیستیم.
پرسش: آیا خدایی جدا از ما وجود دارد؟ طبیعتاً این جهان باید خالقی داشته باشد.
باگوان: اگر منظورتان از «ما» بدنتان است آنگاه بله باید خالقی وجود داشته باشد اما اگر منظور، آن خویش ناب باشد در این صورت چیزی جز خویش وجود ندارد. اگر جهانی را عینیت ببخشید و آن را ببینید آنگاه ناگزیر خواهید بود تا علاوه بر خودتان چیزهای زیادی ببینید و یک خدا یا خالق را فرض کنید.
بدن، خدا و دنیا با همدیگر از خویش برخاسته و در آن فرومینشینند. اگر خدا جدا از خویش باشد آنگاه او باید بی خویش باشد که این یعنی خارج از هستی وجود دارد و این یعنی نباید هستی و وجودی داشته باشد.
پرسش: من اینطور گمان میکنم که فرد باید ایگوی خود را به آن خویش حقیقی تعالی دهد.
باگوان: چیزی بهعنوان ایگوی فرد وجود ندارد.
پرسش: اگر وجود ندارد پس چرا اینقدر مشکلساز است؟ به این فجایعی که در بین ملل و مردم ایجاد کرده است نگاه کنید. اینها برای هرکسی وحشتناک است.
باگوان: دردسر و مشکل برای چه کسی است؟ حتی این دردسر هم تصور و تخیل میشود. لذت و درد، متعلق به ایگویی است که خودش متصور شده است. هنگامیکه ایگو از طریق تفحص مدام در ماهیتش ناپدید شود، این توهم لذت و درد نیز از بین میرود و آنگاه آن خویش یعنی سرچشمهی آنها، بهتنهایی باقی خواهد ماند. در آن حقیقت نه ایگویی وجود دارد و نه جهل و بیخبریای.
پرسش: پس ایگو چطور برمیخیزد؟
باگوان: ایگو وجود ندارد، در غیر این صورت شما باید بهجای یکچیز، دو چیز میبودید یعنی تویِ ایگو و تویِ خویش. شما یک کل یکپارچهی واحد هستید. در مورد خودتان تفحص کنید و آنگاه این ایگو و غفلتِ ظاهری ناپدید خواهد شد.
پرسش: (اگر وجود ندارد) پس چرا نیاز هست که تمرکز کنیم؟
باگوان: تمرکز، مراقبه و تمام تمرینات معنوی با هدف ادراک خویش صورت نمیگیرد زیرا خویش همیشه حی و حاضر است بلکه این چیزها با هدف ادراک لاوجود بودنِ آن بیخبری و غفلت است که انجام میشود.
هر انسانی معترف به هستی یا وجود خودش است و نیاز نیست که این را با یک آینه به او اثبات کنیم. وجود یا هستی، آگاهی است. آن نفی جهل است. حالا چرا انسان رنج میکشد؟ زیرا او خودش را چیزی غیر ازآنچه حقیقتاً است تصور میکند، چیزی مثل بدن، این، آن و دیگران. مثلاً من گوپال هستم، پسر پراشورام و پدر ناتسان و چیزهایی از این قبیل.
اما در حقیقت او فقط معرفت «من-هستم» است. عاری از هر خصوصیات و الحاقاتی همچون اسمها و فرمها. آیا او بدن و تمام این خصوصیات ازجمله اشکال و رنگها را در خواب عمیق بدون رؤیا میبیند؟ اما او نمیتواند منکر این شود که او بدون بدن هم وجود دارد. او باید به آن وجود بچسبد، آن وجود صرف. حتی هنگامیکه در وضعیت بیداری است.
انسان خردمند حقیقتاً هست.«هستم آنکه هستم» خلاصهی تمام حقیقت است. این روش خلاصهشده است در «ساکن باش و بدان که من خدا هستم». ساکن بودن به چه معناست؟ به معنای پایان افکار که این افکار دنیای اشکال، رنگها، کیفیات، زمان، مکان و تمام مفاهیم و قواعد است.
باگوان رامانا ماهارشی
@lightworkers
تنها دو گروه نمیتوانند افکار خود را عوض کنند، دیوانگان تیمارستان و مُردِگان گورستان...
#وین_دایر
@lightworkers
برای داشتن رابطه عاطفی سالم توجه به دو نکته ضروری و مهم است:
۱-انتخاب فرد مناسب
۲-تلاش دوجانبه برای رشد رابطه
عوامل هشیار و ناهشیار زیادی در جذب شدن ما به فردی خاص تاثیرگذارند و اگاهی از این موارد به ما کمک میکند، بتوانیم انتخابهای اشتباه را در وهله اول کنار بگذاریم. چرا که اگر آدم اشتباهی را انتخاب کنیم، تلاش برای ایجاد رابطه ای سالم فایده ای ندارد.
خودشناسی و خودآگاهی ما نقش به سزایی هم در انتخاب و هم ایجاد رابطه ای سالم دارد، چرا که روان ما به طور ناهشیار تمایل دارد، زخمهای دوران گذشته را در اینجا و اکنونِ بزرگسالی تکرار کند.
برای ایجاد و رشد رابطه عاطفی سالم ما نیاز داریم از خودمان دور نباشیم، خودمان را بشناسیم، درونمان را کشف کنیم، بر بخشهای تیره و تاریک آن نور بتابانیم و زخمها را مرهم نهیم. برای داشتن رابطه عاطفی سالم، نیاز داریم در تنهایی مان شاد باشیم و از آن لذت ببریم. نیاز داریم خودمان را آنگونه که هستیم، ببینیم و پذیرا باشیم. با بخشهای تیره و روشنمان در صلح باشیم....
برای شروع یک رابطه، نیازی به هیجان شدید نداریم، حد متوسطی از هیجان و احساس و علاقه و نیاز به زمان و تعامل و شناخت...
اگر انتخاب ما، انتخاب مناسبی باشد، نیاز داریم طرف مقابلمان را هم همانگونه که هست ببینیم، با ضعف ها و قوت هایش، بدون آنکه بخواهیم تغییرش دهیم.
برای داشتن رابطه عاطفی سالم، دو طرف نیاز دارند، خودشان را بشناسند، دیگری را بلد باشند و به جای نمک پاشیدن به زخمهای هم، زخمها را مرهم نهند. در این میان موجود جدیدی شکل میگیرد و رشد میکند، به اسم رابطه...
که دو طرف سهم دارند، مسئول مراقبت و رسیدگی و رشد آن باشند.
@lightworkers
