Light Workers🔆
Kanalga Telegram’da o‘tish
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Ko'proq ko'rsatish378
Obunachilar
+224 soatlar
+47 kunlar
+730 kunlar
Postlar arxiv
خیلی به چیزی وابسته نباش؛ فرض کن آنچه در اختیار داری چیزی است که جهان به طور موقت به تو داده است و میتواند در یک چشم بر هم زدن آن را یا حتى بیشتر از آن را از تو پس بگیرد.
رولف دوبلی
@lightworkers
غنچه گو تنگ دل از کار فروبسته مباش
کز دم صبح مدد یابی و انفاس نسیم
فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود به، به مداوای حکیم
#حافظ
@lightworkers
اثر هنری بسيار زيبا و عميق از جوزف ديز،هنرمند فرانسوی،نشان دهنده اروپا قبل از رنسانس میباشد،
توضيح نقاشی؛
"نقاش انسانی را با سر سياه به تصویر میکشد که با جديت تمام قصد دارد پيرمردبيگانهای را از غرق شدن و نابودی نجات دهد.
پیر مرد نشان دهنده گذشته،و ریش او نشان دهنده میراث كهنه گذشتگان و خرافات است.فرزند نمادی از آینده و همسر نماد زندگی،سرزمین،عشق و صلح ، و آنها به او نزدیک ترین اشخاص و گزینهها هستند اما او مصمم است که پيرمرد بيگانه و دورتر را نجات دهد که آیندهای ندارد و این نماد نمايانگر تمايل انسان به نگه داشتن باورهايش حتی اگر اشتباه باشند است.
كه نتیجه آن ادامه وضع گذشته و نابودي آینده است.
سر انسان در اين نقاشی به نشانه جهل و ناداني به رنگ سياه نشان داده شده است.و اين تابلو در كل نماينگر جهالت مقدس است.
جهالت مقدس را نگه میداريم و آینده روشن را غرق در خرافات میکنیم همين و بس.
@lightworkers
توانمندسازی روانی خود
روزی امتحان جامعه شناسی ملل داشتیم.
استاد سر کلاس آمد و می دانستیم که 10 سئوال از تاریخ کشورها خواهد داد.
دکتر بنی احمد فقط 1 سئوال دادورفت:
سوال:مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟
از هر که پرسیدم نمی دانست.
تقلب آزادبود،چون ممتحنی نبود.اما براستی کسی نمی دانست.
همه 2 ساعت نوشتیم از صفات برجسته این مادر؛از شمشیر زنیش،از آشپزی برای سربازان، از برپا کردن خیمه ها در جنگ، از عبادت هاش و…
استاد بعد 2 ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت.
14 تیر 1354 برای جواب آزمون امتحان تاریخ ملل رفتیم.
در تابلو مقابل اسامی همه با خط درشت نوشته شده بود مردود!
برای اعتراض به ورقه به سالن دانشسرا رفتیم.
استاد آمد گفت کسی اعتراض دارد؟
همه گفتیم آری!
گفت خوب پاسخ صحیح را ننوشتید!
پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟
گفت: در هیچ کتاب تاریخی نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده، پاسخ صحیح "نمی دانم" بود.
ملتی که همه چیز می داند ناآگاه است.
بروید با کلمه زیبای نمی دانم آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانی خود خواهید شد.
دکتر باستانی پاریزی
@lightworkers
#بریده_کتاب
عزيزترينم
هنگامی که دو روح
که مدتی مدید
درمیان جماعت به دنبال هم بودهاند،
سرانجام به هم میرسند.
پیوندی پرشور و ناب همچون سرشت خودشان بر روی زمین شکل میگیرد و تا ابد در آسمان ادامه پیدا میکند.
این پیوند
همان عشق است،
عشق راستین...
مذهبی که معشوق را به مقام خدایی میرساند.
معشوقی که سرچشمهی حیاتاش از خودگذشتگی و اشتیاق است و نزد او بزرگترین ازخودگذشتگی، شیرینترین لذت است.
این همان عشقی است.
که تو!
در من زنده میکنی.
ویکتور هوگو
@lightworkers
تمامِ این پاییز را
صرف گردآوری کلمه خواهم کرد
که وقتی زمستان رسید،
طولانیترین قصیدهی عاشقانه
را برایت بنویسم ...
#شیرکو_بیکس
@lightworkers
آن کز بهار زاد بمیرد گه خزان
گلزار عشق را مدد از نوبهار نیست
آن گل که از بهار بود خار یار اوست
وان می که از عصیر بود بیخمار نیست
نظاره گو مباش در این راه و منتظر
والله که هیچ مرگ بتر ز انتظار نیست
بر نقد قلب زن تو اگر قلب نیستی
این نکته گوش کن اگرت گوشوار نیست
بر اسب تن ملرز سبکتر پیاده شو
پرش دهد خدای که بر تن سوار نیست
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست
چون ساده شد ز نقش همه نقشها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست
#حضرت_مولانا
@lightworkers
آنان که به مرحله ای از حقیقت می رسند که در آن نه خلقتی است و مخلوقی و نه خالقی...
در آن داننده ای هست، نه چیزی برای دانستن و نه دانشی...
نه "من" هست، نه " تو" و نه "او"...
نه مقصودی هست، نه قاصدی و نه رابطهای...
آنجا چه کسی، چه کسی را می بیند؟
آنجا که نه سخن به آن رسد و نه قوه ذهن...
آنجا که متون مقدس آن را "نه این ، نه آن" نامیده است.
فردی که به آنجا برسد، در ورای همه چیز قرار می گیرد،
اما آن که نتواند و یا نخواهد به آن مرحله برسد، تصویر یک خدای واحد و یک پارچه در قالب سه جنبه به ظاهر متفاوت؛
روح(انسان)
طبیعت(دنیای بیرون)
یک حامی فراگیر(خدا)
بر او ظاهر می شود.
در نتیجه فردی که خودش را فراموش میکند (در جنون عشقی برای خدا)
نه دنیا را میبیند، نه خالق آن را...
بلکه تمام آنچه که می بیند یک بینهایت واحد و جدا از نام و شکل است.
اما به محض آنکه به یاد میآورد که و یک انسان است؛
فوراً دنیا در برابرش ظاهر میشود به همراه خدای آن!
به مثابه مجموعه ای از بی نهایت صفات اعلا...
@lightworkers
به آرامش می رسی ؛
اگر هیچ کس را برای چیزی که هست و کاری که می کند ، سرزنش نکنی .
اگر آستانه ی تحملت را بالا ببری و بپذیری آدم ها متفاوت اند و قرار نیست همه ، بابِ سلیقه ی تو باشند . بپذیری رفتار دیگران ، تا وقتی به روان و آرامشِ تو آسیبی نمی زند ، به خودشان مربوط است ...
آدم هایِ امروز آنقدر دغدغه دارند که دیگر حوصله ای برای دخالت و قضاوت و سرزنش ندارند !
آدم ها خودشان مسئولِ رفتار و انتخاب هایِ خودشان اند .
اگر رفتاری آزارت داد و برخوردی بابِ سلیقه ات نبود ؛
یا کنار بیا ، یا فاصله بگیر ،
همین !
@lightworkers
آدمی در دل، رازی است
که خود در دلِ رازی است
به درون که مینگرد رازی است
به برون که مینگرد رازی است
خودِ نگریستن اصلا، رازی است
هستن رازی است
و نه-دیگر-هستن هم رازیست
زمان رازی و مکان هم رازی است
تولد وادی حیرت است
مرگ حیرت اندر حیرت است
پس زبانِ زیادتگو را بگو
که پردهکشد و خموش
این حیرت را شایسته است
تنها سکوت....
#وحید_شاهرضا
@lightworkers
#بریده_کتاب
همین که فرد به بیشعوری مبتلا شد این بیماری به تمام شئونات زندگی او مسلط میشود بیشعوری مثل انگل از بدن شخص بیمار تغدیه میکند و جدا شدن از آن آسان نیست وقتی کسی بفهمد با حقهبازی و زورگویی میتواند پیروز میدان باشد در دوری میافتد که خارج شدن از آن مشکل خواهد بود.
بیشعوری
خاویر کرمنت
@lightworkers
خوب است انسان مدادی در جیب داشته باشد؛
و اندیشههای لحظهای خود را بنویسد.
آن دسته از اندیشههایی که ناخواسته به ذهنمان می رسند، عموماً با ارزش ترین ها هستند و باید حفظ شوند.
چون آن اندیشه ها به ندرت باز می گردند.
"فرانسیس بیکن"
@lightworkers
ای شَه و سلطانِ ما
اجرایی خاطره انگیز از گروه تنبور شمس
کیخسروپورناظری، سیدخلیل عالی نژاد،علی اکبرمرادی، عبدالرضارهنما، شکرعلی آزادی، فرشاد وطنخواه
آواز : سیدجلال محمدیان
@lightworkers
در فیلم نمایش ترومن، همه زندگی روزها و شبهای ترومن - که اسمش هم هوشمندانه انتخاب شده - تنها یک شوی تلویزیونی است. ترومن مردی آرام، کمی ملنگ و مهربان است که در محاصره دوربین ها زندگی می کند، بدون این که از این محاصره باخبر باشد. میلیون ها آدم نگاهش می کنند، زندگیش را دنبال می کنند، تنها برای این که مطمئن شوند خودشان ترومن نیستند و زندگیشان شو نیست و معنایی دارد. ترومن ما در معرض آن همه چشم راحت و خوشبخت است، تا زمانی که هنوز نمی داند همه چیز فقط یه برنامه ساده تلویزیونی است. شورش ترومن علیه خودش و شرایط، درست از جایی شروع می شود که او کشف می کند همه چیز - مطلقا همه چیز - یک برنامه از پیش تعیین شده و یک نمایش تمام عیار است. رنج، همیشه نتیجه دانستن است. حالا دیگر ترومن نمی تواند مثل روزهای پیشین بگوید سلام، صبح بخیر. صبح و سلام هر دو معنای اصیل خود را از دست می دهند و ترومن مسیر معکوس نیاکانش را طی می کند: آن ها از غار بیرون آمدند تا کشف کنند، ترومن به غار بر می گردد تا کشف نشود ...
صبح با کلافگی بی خوابی شب پیش داشتم به این فکر می کردم که اگر یک دوربین در خانه من بود و تمام اتفاق های روز و شبم برای مردم دنیا پخش می شد، نگرشم به دنیا چقدر عوض می شد. چقدر نقابهای کمتر یا بیشتر لازم داشتم. رنج ها و خوشی ها چقدر جابجا می شدند. به این نتیجه رسیدم شاید روند زندگیم تغییر چندانی نمی کرد، شاید چیزی برای پنهان کردن نداشتم، اما قطعا زمان بیشتری را صرف زیبا بودن - در رفتار و ظاهر و ... - می کردم. همون طور که برای دنیای مجازی معمولا سعی می کنم خلاق ترین یا جذاب ترین بخش وجودم را نمایش بدهم، حتا اگر شبیه من واقعی نباشد. همان طور که می توانم گروهی از دوستان مجازیم را مطمئن کنم از دختر مو مشکی چال لپ دار خوشم می آید اما هرگز زنی با موهای تیره در زندگیم نبوده. مساله این است که آن ها می دانند همه چیز زندگی من فقط یک شوی کم هزینه است، اما به زندگی من نگاه می کنند تا مطمئن شوند خودشان ترومن نیستند.
و بعد همان طور که با کلافگی چای می نوشیدم و وانمود می کردم دوریین ها مردی صبور با فنجان شیک قهوه را ثبت می کنند، فهمیدم ما نقاب ها را برای این لازم نداریم که بقیه دوستمان داشته باشند. برای این لازمشان داریم که بتوانیم رنج زندگی با خودمان در یک شوی کم رمق را تحمل کنیم .....
#حمید_سلیمی
@lightworkers
برای مدت درازی می دانستم که دنیای درونی ما خاکی است که دانه های هنر در آن ریشه می دوانند،
بدون این دانه ای که بخش جادویی زندگی در آن نهان است و از آن کار هنری می تواند زاده شود؛
هیچ هنر یا موسیقی ای نمی تواند وجود داشته باشد.
توماس دو هارتمن
@lightworkers
تنها چیزى که می شود از یک انسان توقع داشت و بهترین تحسینى که می شود از یک انسان کرد این است که اوانسانی خیرخواه باشد
بتواند با دیگران دوستى برقرار کند
و در عشق و ازدواجش، شریکى حقیقى باشد.
لازم نیست مصلح اجتماعى باشید که بتوانید دنیاى بهترى بسازید
همین که دنیاى خصوصى خودتان را بهتر کنید ، خدمت بزرگى به جهان کرده اید
آلفردآدلر
@lightworkwes
#بریده_کتاب
و مرا گفت: ای بنده سوی من آی که این آمدن، تنها با فقر و ناتوانی ممکن است.
محمدبن عبدالجبار نفّری
مخاطبات
@lightworkwes
کسی که به کار خود پردازد
اگرچه آن را ناقص انجام دهد
بهتر از آن که به کار دیگری مشغول شود اگر چه آن را کامل تواند انجام داد...
هیچکس نباید از انجام کاری که طبیعت بر عهدهی او گذارده است شانه خالی کند ، اگرچه نقصی در آن باشد.
چه هیچ امری بینقص نتواند بود، چون آتش که از دود خالی نباشد.
#باگاواد_گیتا
@lightworkwes
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
