fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Light Workers🔆

Light Workers🔆

رفتن به کانال در Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers

نمایش بیشتر
408
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
آورده‌اند که شفیق بلخی مریدی داشت که عازم حج بود. مرید به امر مرشدش به زیارت عارف جلیل القدر با یزید رفت. بایزید از او پرسید، شفیق در چه حال است؟ گفت استادم به توکل نشسته و میگوید:اگر هیچ چیزی از زمین نروید، و هیچ چیزی از آسمان نبارد و روزی دادن تمام خلق نیز با من باشد و من کفیلشان باشم، نقصی به توکلم نرسد. بایزید گفت: اگرمن پرنده‌ای شوم، هرگز از بالای شهری که چنین مشرکی در آن است پرواز نکنم. مرید، استادش شفیق را از این گفته با خبر ساخت. شفیق به مریدش گفت، نزد بایزید برو و بگو که من چنینم، تو چگونه‌ای؟ بایزید فرمود: بایزید نه چنین است، نه چنان. نه وصف دارد، نه نشان. صفاتش در صفات حق فانی است، و موصوف به هیچ وصفی نیست. در این مقام نه از توکل اثری است، و نه از متوکل خبری. این است مقام هیچ شدن.... @lightworkers

ابراهیم ادهم، رحمة الله علیه،در وقت پادشاهی به شکار رفته بود. در پی آهوی تاخت تا چندان که از لشکر بکلی جدا گشت و دور افتاد. و اسب در عرق غرق شده بود از خستگی، او هنوز می‌تاخت در آن بیابان. چون از حد گذشت، آهو به سخن آمد و روی باز پس کرد که: ما خُلِقْتَ لِهذا. تو را برای این نیافریده‌اند، و از عدم جهت این موجود نگردانیده‌اند که مرا شکار کنی.خود مرا صید کرده گیر؛ تا چه شود؟ ابراهیم چون این را بشنید، نعره زد و خود را از اسب در انداخت.هیچ کس در آن صحرا نبود غیر شبانی. به او لابه کرد و جامه‌های پادشاهانه مرصع به جواهر و سلاح و اسب خود را، گفت از من بستان و آن نمد خود را به من ده، و با هیچ کس مگوی و کس را از احوال من نشان مده. آن نمد را در پوشید و راه گرفت. اکنون غرض او را بنگر چه بود و مقصود حق چه بود: او خواست که آهو را صید کند،حق تعالی او را به آهو صید کرد تا بدانی که در عالم آن واقع شود که او خواهد، و مراد مُلک اوست و مقصود و تابع او.... @lightworkers

اگر چيزی برای آفريدن نداريد، خود را باز بيافرينيد ! @lightworkers
اگر چيزی برای آفريدن نداريد، خود را باز بيافرينيد ! @lightworkers

جهان را به شاعران بسپارید مطمئن باشید کلمات را بیدار می‌کنند و در کرت‌ها٬گل و گندم می‌کارند... جهان را به شاعران بسپارید بیابان و باران هردو خوشحال می‌شوند و هردو جوانه می‌زنند از سرانگشت کودکان دبستانی جهان را به شاعران بسپارید مطمئن باشید سربازان ترانه می‌خوانند و عاشق می‌شوند و تفنگها سر بر قبضه می‌گذارند و بیدار نمی‌شوند.... جهان را به شاعران بسپارید دیوارها فرو می‌ریزند و مرزها رنگ می‌بازند درختان به خیابان می‌آیند در صف اتوبوس به شکوفه می‌نشینند و پرندگان سوار می‌شوند و به همه‌ی همشهریان تخمه‌ی آفتابگردان تعارف می‌کنند مگر همین را نمی‌خواستید؟ پس چرا بیهوده معطل مانده‌اید؟ از تأمل و تردید دست بردارید و جهان را به شاعران بسپارید... این قافیه های سرگردان اگر سر از صندوق ها در نیاورند پیر می‌شوند و پرنده نمی‌شوند و جهان بی‌پرنده جهنمی است که فقط شلیک می‌کند... #محمدرضا_عبدالملکیان @lightworkers

نقلست که روزی (شیخ ) به تیمارستانی شد،دیوانه‌ایٔ را دید که های هویی می‌کرد و نعره همی زد ،گفت: آخر چنین بندی گران بر پای تو ن
نقلست که روزی (شیخ ) به تیمارستانی شد،دیوانه‌ایٔ را دید که های هویی می‌کرد و نعره همی زد ،گفت: آخر چنین بندی گران بر پای تو نهاده‌اند چه جای نشاط است؟ گفت: ای غافل بند برپای من است نه بر دل! @lightworkers

مراقبه گرم‌کردن قلب: مدت تمرین: ۵ تا ۲۰ دقیقه کی و کجا: هر زمان، ولی در آخر روز بهتر است و هر جا حالت انجام: سعی کنید جایی راحت پیدا کنید، نشسته یا خوابیده، با چشم‌های باز یا بسته فرقی نمی‌کند. هدف: من برای عشق بیدار و هشیار هستم؛ من برای بخشیدن و دریافت‌کردن آماده‌ام. در این مراقبه شما می‌خواهید برای خود فرصتی ایجاد کنید که هر آنچه در قلب شما جای دارد،حس کنید و بشناسید. با آسودگی و تأمل هر مرحله از این مراقبه را انجام دهید. با فکر کردن درباره شخصی یا چیزی که به آن علاقه دارید شروع کنید.به احساساتی که در قلب‌تان فعال می‌شوند توجه داشته باشید.مثلاً گرما، غم، شادی و حتی اشتیاق... دو دست خود را روی قلب و سینه‌تان بگذارید،گرمای کف دست خود را بر روی سینه حس کنید و تصور کنید قلب شما به‌وسیله عشق‌تان گرم می‌شود و هرجا که سردی، ترس، حزن و تنهایی وجود دارد توسط این گرمای عشق از بین می‌رود. صدایی زمزمه کنید مانند «هوم» و یا «آه» و تا جایی که لذت می‌برید لرزش این صدا را در قلب خود احساس کنید و ادامه دهید. به‌آرامی دستان خود را باز کنید، انگار که می‌خواهید کسی را در آغوش بگیرید، چند نفس عمیق بکشید و بعد آرام دستان خود را دوباره روی قفسه سینه قرار دهید.چندین مرتبه این کار را انجام دهید، این حرکت ساده مربوط به یوگای قلب (Yoga of the heart) است که یک روش ایجاد تعادل می‌باشد. پایان‌دادن به این تمرین به این صورت است که شما دست‌هایتان را روی قلب بگذارید، مکث کنید و شور و احساس خود را مزه‌مزه کنید.... #مراقبه @lightworkers

"خودشیفته" بودن به‌معنایِ "خودخواه" بودن نیست. آدم خودخواه دیگران را تحقیر می‌کند. آن‌ها را خوار می‌شمارد. آدم خودشیفته امّا دیگران را بالا می‌برد. بالاتر از آنچه به راستی هستند، چون در چشم هر یک از آن‌ها خود را می‌بیند و میخواهد این خودِ در چشم دیگران دیده را، بیاراید، پس با مهربانی با آیینه‌هایش رفتار می‌کند.... #میلان_کوندرا @lightworkers

⁠بهتر است بیاموزیم که با خود شکیبا باشیم، نه این‌که با خود درگیر باشیم. اگر آدم‌ها یاد گرفته بودند پستیِ طبیعت‌شان را ببینند،
⁠بهتر است بیاموزیم که با خود شکیبا باشیم، نه این‌که با خود درگیر باشیم. اگر آدم‌ها یاد گرفته بودند پستیِ طبیعت‌شان را ببینند، جای امیدواری بود که به این شیوه، قادر به درک بهترِ همنوعان خود شوند و بتوانند دوست‌شان بدارند... تنها کاستن از ریاکاری و افزودن به شکیبایی در برابر خود می‌تواند نتایج مثبتی برای درک طرف مقابل داشته باشد. چراکه انسان‌ها تمایل دارند تا به آسانی هرچه تمام‌تر نگرانی‌ها و پریشانی‌های‌شان را، خشم و رنج‌های‌شان را به دیگران فرافکنی کنند... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

#بریده_کتاب رنج را دوست ندارم، هرگز دوست نخواهم داشت، اما باید قبول کنم که آموزگار خوبی است. ‏ #دیوانه_وار #کریستین_بوبن @lightworkers

اگر مدام شتابزده باشید ، به سکون درون دست نمی یابید.... سکون درون یعنی آرامش جان و آرامش خاطر مالک ذهن آرام می‌تواند عاری از تنش عمل کند از این روی خطایی از او سر نمی‌زند. شتاب مدام ،وجودتان را می‌فرساید ، آرامش گران‌قدرتان را بر هم می‌زند و بر چهره‌تان چین و چروک می‌نشاند. از شتاب خویش بکاهید آنگاه همه چیز به یمن قوانین طبیعت به دست خواهد آمد.... دو روز تمرین آرامش.... طی دو روز آینده تمامی کارهای خود را با آرامش انجام دهید . قبل از هر سخن چند ثانیه مکث کنید. در حال انجام هر کار کاملا توجه را معطوف کنید. آرام باشید.... #تمرین @lightworkers

برخی می‌گویند؛ اخلاق برای حفظ خود است.... آخر کدام خود؟! خودی که پر از آلودگی است که حفظ کردن ندارد! سالک اول باید خود را پاک کند، خالی از اوصاف رذیله ی بشری کند، آنگاه این پاکی را، این خالی بودن را حفظ کند. هر حفظ کردنی قبل از این خالی شدن خطاست، حفاظت از خود نیست، حفاظت از بیماری‌هاست. برخی هر صبح و شام آیه‌ی "فَاللهُ خَیرٌ حافِظاً وَ هُوَ اَرحَمُ الرّاحمینَ" را می خوانند و بر خود فوت می‌کنند، اما لحظه‌ای نمی‌اندیشد که آخر چه چیز خود را می‌خواهی حفظ کنی؟! وجودی که پر از حرص، طمع، غرور، کینه، تکبر، خشم و دیگر صفات رذیله است که حفظ کردن ندارد. این آیه‌ی شریفه، برای حفظ پاکی است، حفظ نوری است که فقط در پاکی و تهیگی،ظهور می‌یابد. حفظ خود، قبل از آنکه از بیماریهای نفسانی خالی شده باشی، خطرناک است، اخلاق نیست، دقیقاً ضد اخلاق است. برای همین تزکیه در قرآن مقدم بر هر چیز است. حتی مقدم بر تعلیم است. آموزش دادن هر تعلیم اسراری، آن هم به وجودی که هنوز خالی نشده باشد، خسارت بار است. حکمت را در غیر جای خود خرج کردن است. اخلاق یعنی خالی شدن، و چون خالی شوی، به طرفة العینی از اخلاق الهی پُر می‌شوی. "تَخَلَّقُوا بِاَخلاقِ اللهِ" اینگونه میسر می شود. و تنها اخلاق صحیح همین است. به آن اخلاق فطری می‌گویم. همان فطرت الهی. ای دوست! خالی شو، تا خداوند تو را پُر نماید... #مسعود_ریاعی @lightworkers

شرحی بر هفت شهر عشق عطار عطار مراحل هفتگانه ای را برای سیر و سلوک و طلب حقیقت و رسیدن به درجات عالیه خود سازی تا آگاهی کامل و رسیدن به دیدار روی دوست در نظر گرفته است عطار مراحل هفتگانه ای را برای سیر و سلوک و طلب حقیقت و رسیدن به درجات عالیه خود سازی تا آگاهی کامل و رسیدن به دیدار روی دوست در نظر گرفته است: ▫️ طلب ▫️عشق ▫️ معرفت ▫️ استغنا ▫️ توحید ▫️حیرت ▫️ فنا یا فناء فی الله. و این هفت وادی در منطق الطیر: گفت ما را هفت وادی در ره است چون گذشتی هفت وادی، درگه است وادی طلب: طلب آتشی است که به عنایت خداوند در جان سالک می افتد و شوقی عظیم برای دریافت حقیقت، جان سالک را فرا می گیرد. در این وادی ، سالک راه حقیقت، باید مردانه گام در راه نهد و از خود بگذرد و همت قوی دارد. در همه حال و همه جا یار را بجوید و به دنبال او که در درون وی است، کندوکاو و جستجو نماید. این وادی وادی پر خطری است ولی سالک نباید وحشتی به دل راه دهد؛ او باید سر تا پا تسلیم رضای او باشد و بکوشد تا او را در پیدا و پنهان بیابد که عاقبت جوینده یابنده بود. وادی عشق: درین وادی ، وجود طالب و سالک مالامال از عشق و شوق و مستی می گردد. او چون صراحی لبریز می شود . عشق وجودش را چنان پر می سازد که یکسره آتش سوزان می شود و در تب و تاب می افتد. عشق به پروردگار به صورت عشق به همه مظاهر هستی که جلوه رخ دوست هستند، نمودار می گردد و در عین سوز و گداز و اشتعال درون، سر تا پا خوبی و صفا و صلح و آشتی می گردد. می سوزد و به یاد دوست، همه کس و همه چیز را دوست می دارد. در این حال ، سالک خود را در مسیر و جریان کل کاینات می بیند و با تمام ذرات هستی همراه و همراز می گردد. وادی معرفت: اینجا ، وادی شناخت است. به نظر عرفا ، اصل معرفت در شناخت خداوند است و به قول هجویری که در کشف المحجوب می فرماید: "معرفت حیات دل بود به حق، و اِعراض سر جز از حق، و ارزش هر کس به معرفت بود و هر که را معرفت نبود بی قیمت بود" در این وادی ، عارف نسبت به نفس خود و ذات حقیقت شناخت پیدا می کند و چشم دل و جان ، چشم سر و چشم درونی وی باز می شود و بنا به تعبیری در اینجاست که عارف پاکدل ، چشم جانش به حقایق و رموزِ دستورهای دین و هدف انبیا باز می گردد. درین مرحله ، صوفی و سالک چنان به « او » متکی می گردد که از همه چیز و همه کس جز او بی نیاز می گردد. او خود را در کوی امن و رجا مستغنی می یابد و از همه مال و مقام و جلوه های وسوسه انگیز زندگی به یکباره دل می کند و طمع می برد. این وادی ، پشت پا زدن به هوس ها و جلوه های دنیایی ، پا گذاردن بر سر افلاک و نه گنبد میناست و اینجاست که سالک می تواند با افتخار خود را بالاتر و برتر از عالم خاکی مشاهده کند و صفات خداوندی را در وجودش متجلی ببیند. وادی توحید: اکنون عارف به وادی توحید می رسد . چشم دل باز کن که جان بینی آن چه نا دیدنی است آن بینی در این وادی ، چشم دل وی باز می شود ، موحّد شده و وحدت عالم را رویت می کند. او مشاهده می کند که در جهان « یکی هست و هیچ نیست جز او » و بر هر چه می نگرد او را در وی می بیند. در این حالت ، عارف همه چیز و همه جا را چون مظهر و آفریده اویند زیبا می بیند و می ستاید و به قول باباطاهر: به دریا بنگرم دریا ته بینم به صحرا بنگرم صحرا ته بینم به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا ته بینم وی حتی جدا دانستن حق را از خود و از عالم هستی که جلوه رخ دوست است دوگانگی می داند. وادی حیرت: در این مرحله ، در دل عاشق و اهل الله ، در وقت تامل و تفکر و حضور ، حیرت و سرگردانی وارد می شود و آنگاه او چنان متحیر می شود که راه تفکر بسته می شود. سالک به هر چیز می نگرد او را معرفتی جدید دست می دهد و سرگشته تر و حیران تر از قبل می شود او در طوفان معرفت سرگردان می شود و در وادی حیرت مقیم. وادی فنا: این مرحله ، مرحله نیستی و محو شدن سالک است از خود و بقای در حق. در این حال، خود خواهی وی به همراه همه صفات مذموم و ناپسند نابود می شود و وجودش زنده می گردد به صفات پسندیده و محمود الهی. ابوسعید ابوالخیر می فرماید: « زندان مرد ، بودِ مرد است » درین مرحله است که انسان به آزادگی مطلق می رسد . فنا ، پایان راه سیر الی الله است و شروع بقاء بالله و یا شروع سیر فی الله. در این حال است که انسان متخلق به اخلاق الله می گردد و لیاقت جانشینی خدا را و جایگاه خلیفه الهی را پیدا می کند و چنان غرق دریای افعال الهی می شود که نه خود را و نه غیر را اراده ای نبیند جز فعل و اراده و اختیار مطلقه حق تعالی در اینجا سالک به ایمان کامل می رسد و تسلیم محض است @lightworkers

همیشه می‌ترسیدم کسانی را که دوست دارم یک روزی از دست بدهم اما باید از خودم بپرسم آیا کسی هم هست بترسد از این‌که من را یک روز از دست بدهد؟ #پائولو_کوئلیو @lightworkers

هرچيزى درباره ديگران كه ما را می‌رنجاند، می‌تواند منجر به درک عميق‌ترى از خودمان شود ... #كارل_يونگ @lightworkers

در جامعه‌ی ما لخت کردن بدن راحت‌تر از عریان کردن روانی یا روحی است. عرضه کردن بدنمان آسان‌تر از عرضه کردن تخیلات،امیدها،ترس‌ها و الهامات‌مان است که احساس می‌شود شخصی‌ترند و مطرح کردن آن‌ها به دیگران موجب آسیب‌پذیری بیشتری برایمان می‌شود. به دلایل عجیب و غریبی ما از برملا کردن چیزهایی که برایمان خیلی اهمیت دارند خجالت می‌کشیم!... #رولو_می #شجاعت_خلاقیت @lightworkers

ناتوانی کلام اکثر انسانها از بیماری آنست. کلامی که شفا نیافته قادر به شفای زندگی نیست.بیماری‌های کلام به بیچارگی‌های روح منجر می‌شود و زندگی را ویران می‌کند و وجود انسان را مسموم و آلوده می‌سازد.بیماری‌های کلام و ویرانی‌های سرنوشت که از پی آن می‌آید چند دسته است... اول: کلام ظالمانه که ظلمی آشکار است به حقوق دیگری. غیبت، تهمت، تمسخر و تفرقه و مانند آن از این گروهند. دوم: کلام ابلهانه ( کور و میان تهی ) بیهوده گویی، ادعاهای واهی، پرگویی و مانند آن از این دسته‌اند. سوم: کلام منکرانه ( کفرآمیز ) که بر انکار حق و نادیده گرفتن روح حق استوار است و تحقیر حقیقت انسانی در آن موج می‌زند هر حرفی که بر مبنای نیستی و ضعف حضور الهیست از این رشته است. اظهار ضعف و ناتوانی و حرفهای نفی آمیز. چهارم: کلام ناهمسو، که با خطوط غالب ارتعاشی محیط همسویی ندارد و در جهتی غیر از آن است. این گونه گفتنی به قصد شدن، به تضعیف نظام ارتعاشی و استحکام آن منجر می‌شود.چنین کلامی ناموزون است و ارتعاشات آن هماهنگ با ارتعاشات محیط نیست. پنجم: کلام چند سونگر ( چندبین و شرک آمیز ) که مبتنی بر حقایق چندگانه و نه حقیقت آمیز است. حقیقت را یکی نمی داند بنابراین خود، آشفته و چندپاره است. ششم: کلام متناقض، کلامی که خود را نقض می‌کند.چیزی می‌گوید که عکس آنرا نیز بیان می‌کند.حرفهای آلوده به ترس و تردید و بدبینی. هفتم: کلام بدخواهانه که از بداندیشی و نگاه بد ناشی می‌شود و این دو نیز خود زاییده تنفرند پس این کلام آلوده به نفرت است. هشتم: کلام مطلق ( شکننده و خشک ) که بدون نرمش و خالی از انعطاف‌پذیری است. کلامی که دلالت بر شکنندگی، خشکی و عدم انعطاف دارد، خشکی گوینده و جمود فکری او. نهم: کلام باطل که بر پایه دروغ و فریب است،اساسی ندارد و خالی از حقیقت و واقعیات و حتی تهی از شبه واقعیات است.دروغ‌گویی، ریا کاری و مکر سیاه، همه در این خانواده‌اند.... #ایلیا_میم @lightworkers

دست بردار ازاین فکر: که تمام مدت «مزاحمی»! که شخص کنارت را اذیت می‌کنی! اگر مردم ازتو خوششان نمی‌آید می‌توانند اعتراض کنند، اگر شهامت اعتراض ندارند مشکل خودشان است. #پائولو_کوئلیو @lightworkers

به وقفه میان دو فکر، فضای ساکن کوتاه میان واژه ها، وقفه میان دم و بازدم توجه کن..... هنگامی که به این وقفه‌ها توجه می‌کنی بُع
به وقفه میان دو فکر، فضای ساکن کوتاه میان واژه ها، وقفه میان دم و بازدم توجه کن..... هنگامی که به این وقفه‌ها توجه می‌کنی بُعد بی‌شکل آگاهی خالص از درونت به پا می‌خیزد.... @lightworkers

آنچه که انکار می‌کنی تو را شکست می‌دهد، آنچه که قبول می‌کنی تو را تغییر می دهد ! #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

یار را می‌باید امتحان کردن، تا آخر پشیمانی نباشد. سنت حق این است. نفس نیز اگر دعوی بندگی کند، بی امتحان از او قبول مکن.... #ف
یار را می‌باید امتحان کردن، تا آخر پشیمانی نباشد. سنت حق این است. نفس نیز اگر دعوی بندگی کند، بی امتحان از او قبول مکن.... #فیه_ما_فیه @lightworkers