fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

Finance & Economics

Finance & Economics

رفتن به کانال در Telegram

/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/ 📚E-Library @UTfinance ارتباط با ادمین: @UTfinanceAdmin 📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام Finance & Economics

کانال Finance & Economics (@utfinance) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 12 685 مشترک است و جایگاه 9 188 را در دسته اقتصاد و امور مالی و رتبه 25 091 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 12 685 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 07 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 95 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 18 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 14.94% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 7.40% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 1 895 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 939 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 25 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند اقتصاد, بنوبوک, سی‌بوک, مداخله, نظامی تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/ 📚E-Library @UTfinance ارتباط با ادمین: @UTfinanceAdmin 📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 08 اکتبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته اقتصاد و امور مالی تبدیل کرده‌اند.

12 685
مشترکین
+1824 ساعت
+337 روز
+9530 روز
آرشیو پست ها
📄 مقاله تفاوت نرخ بهره و ربا / مساله قطعیت یا عدم قطعیت درآمد از پیش تعیین شده در نظام بانکى جدید/ 👤 موسی غنی‌نژاد #موسی_غنی‌نژاد در این مقاله توضیح می‌دهد که نباید «ربا» در معنای تاریخی و اقتصادی آن را با «#بهره_بانکی» در اقتصاد مدرن یکی دانست؛ زیرا این دو پدیده از نظر ماهیت، کارکرد، خاستگاه تاریخی و میزان ریسک تفاوت اساسی دارند. غنی‌نژاد با تأکید بر اینکه «در اقتصاد بازار، #نرخ_بهره در واقع بازتابی از کمیابی #پس‌انداز و #بازدهی_نهایی_سرمایه است»، نشان می‌دهد که با گسترش اقتصاد بازار، تقسیم کار، تخصصی‌شدن تولید، پس‌انداز و نظام بانکی و اعتباری، پول به تدریج کارکرد سرمایه‌ای پیدا کرد. پس‌اندازهای کوچک و متوسط از طریق بانک‌ها به منابع سرمایه‌گذاری تبدیل شدند و نرخ بهره وظیفه هماهنگ کردن پس‌انداز و سرمایه‌گذاری را بر عهده گرفت. بنابراین، #غنی‌نژاد تأکید می‌کند که #بهره بانکی ادامه تاریخی #ربا نیست؛ حتی از نظر تاریخی، #نظام_بانکی مدرن در بسیاری از موارد علیه انحصار رباخواران شکل گرفت. ◽️@utfinance◽️ #تفاوت_نرخ_بهره_و_ربا #تفاوت_بهره_و_ربا

📄 در سایه متخصصان 👤 دنیز لور ✍🏻 ترجمه از: Persian Austrian School 🔗 اینجا بخوانید ◽️@utfinance◽️
📄 در سایه متخصصان 👤 دنیز لور ✍🏻 ترجمه از: Persian Austrian School 🔗 اینجا بخوانید ◽️@utfinance◽️

📄 نامه‌‌ای‌ سرگشاده به کودکان غزه 📌 بازنشر به مناسبت 7 اکتبر 👤 نویسنده: والتر بلاک -اقتصاددان- ✍️ مترجم: بی‌بی
📌 مقدمه مترجم: «والتر بلاک، یکی از تاثیرگذار ترین و مهم‌ترین اقتصاددان‌های زنده مکتب اتریش است که هایک برای یکی از کتاب‌های او نوشته بود: من را به یاد میزس می‌اندازد. تراژدی زمانه این است که امروز او از موسسه میزس به دلیل نوشتن این مقاله اخراج شده است. اینک ترجمه‌ی این مقاله‌ی مهم و متفاوت را در اختیار شما عزیزان قرار داده‌ایم. به مهر بخوانید.»
◽️@utfinance◽️ #والتر_بلاک #هفت_اکتبر

📄 شهروند ایران؛ نه بیشتر نه کمتر 👤 کاوه 📌 توضیح نویسنده: نگاه حقوقی به مساله ایران و شهروندانش عموما از بحثهای پیرامون هویت ایران و ایرانی غایب است. در این نوشته خیلی چکیده از آسیب‌های سیطره حوزه‌های دیگر گفتم که البته جداگانه نیاز به تفصیل‌بیشتر دارد،‌ و بعد سعی کردم مساله را با فرض عدم وجود مولفه‌های تاریخی و فرهنگی و اجتماعی کمی از منظر حقوقی و حول مفهوم شهروند بررسی کنم. این البته اصلا به معنی بی‌تاثیر بودن آن مولفه‌ها نیست، صرفا نگاهی آزمایشی است برای پررنگ کردن مولفه‌ای دیگر. 🔗 یادداشت را می‌توانید اینجا بخوانید ◽️@utfinance◽️

📄 اسلام و لیبرالیسم کلاسیک 👤 مانی بشرزاد الکسی دو توکویل نماد محافظه‌کاری لیبرال و پراگماتیسمی بود که، برخلاف بسیاری از روشنفکران انقلابی فرانسه، علیه دین نمی‌شورید و معتقد بود مسیحیت برای حفاظت از جامعه آزاد و دموکراتیک ضروری است. اندیشمندان محافظه‌کار ــ لیبرال پس از او نیز مسیحیت را چارچوبی برای حفاظت مدنی از دموکراسی می‌دانستند؛ از ویلیام اف. باکلی، از ایدئولوگ‌های مهم ریگانیسم، در کتاب خدا و انسان در ییل گرفته تا آتئیست‌هایی مانند ریچارد داوکینز که، به یک معنا، خود را مسیحی فرهنگی می‌دانند. اما توکویل در اسلام پدیده‌ای متفاوت می‌دید. او در جلد دوم دموکراسی در آمریکا می‌نویسد: «محمد نه‌تنها آموزه‌های دینی، بلکه احکام سیاسی، قوانین مدنی و کیفری، و نظریه‌های علمی را نیز از آسمان فرود آورد و در قرآن قرار داد. انجیل، در مقابل، تنها از روابط کلی انسان‌ها با خدا و با یکدیگر سخن می‌گوید.» پس از حمله فرانسه به الجزایر در سال ۱۸۳۰، الکسی دو توکویل توجه خود را به اسلام معطوف کرد. او بر این باور بود که حاکمان فرانسه، اگر می‌خواستند با مسئولیت‌پذیری بر جمعیت مسلمانِ تحت استعمار حکومت کنند، ابتدا باید دینی را که این جامعه را شکل داده بود، می‌شناختند و درک می‌کردند. توکویل در مارس ۱۸۳۸ مجموعه‌ای از یادداشت‌ها درباره قرآن نوشت تا خود را برای سفر به الجزایر، که سه سال بعد انجام شد، آماده کند. این یادداشت‌ها در زمان حیات او منتشر نشدند و سال‌ها پس از مرگش، در مجموعه‌ای همراه با دیگر نوشته‌های او درباره دین، به چاپ رسیدند. توکویل در قرائت خود از این دو سنت دینی، معتقد بود که مسیحیت خود را به بیان رابطه کلی میان انسان و خدا و نیز رابطه انسان با انسان محدود کرده و امر قانون‌گذاری و حکومت را به تدبیر و تصمیم‌گیری بشری واگذار کرده است؛ در حالی که از نظر او، محمد احکام سیاسی، قوانین مدنی و کیفری و حتی آموزه‌های علمی را نیز در متن وحی وارد کرده بود. این تمایز را می‌توان در سنت مسیحی با تفکیک میان امر دینی و امر سیاسی نیز توضیح داد: «آنچه از آنِ قیصر است به قیصر ادا کنید و آنچه از آنِ خداست به خدا.» این جمله در انجیل مرقس، باب ۱۲، آیه ۱۷ آمده است. از نظر توکویل، همین درهم‌آمیختگی امر دینی و امر سیاسی یکی از عواملی بود که مانع می‌شد اسلام خود را با شرایط جدیدِ عصر روشنگری و دموکراسی سازگار کند. خلاصه دیدگاهی که من درباره این موضوع، و در فضای فکری فارسی، به آن رسیده‌ام این است: اسلام سیاسی‌تر از آن است که بتوان به‌آسانی از دل آن لیبرالیسم استخراج کرد. اسلام صرفاً مجموعه‌ای از آموزه‌های فردی درباره رابطه انسان و خدا نیست؛ بلکه درباره مالیات‌گیری، مجازات، حقوق، خانواده، جنگ، نظم اجتماعی و حکومت نیز احکام و قواعدی ارائه می‌دهد. در نتیجه، مسئله فقط این نیست که آیا مسلمانان می‌توانند لیبرال باشند؛ پرسش بنیادی‌تر این است که آیا می‌توان میان ساختار حقوقی ـ سیاسی اسلام و اصول بنیادین لیبرالیسم کلاسیک، مانند محدودیت قدرت سیاسی، تفکیک حوزه عمومی و خصوصی، حاکمیت قانون و آزادی وجدان، سازگاری پایداری ایجاد کرد یا خیر. اسلام، مسیحیت نیست؛ و اگر این دو سنت در نسبت خود با قدرت سیاسی تفاوت‌های بنیادین داشته باشند، نمی‌توان تجربه تاریخی مسیحیت و رابطه آن با لیبرالیسم را بی‌واسطه به اسلام تعمیم داد. تکامل معرفت‌شناختی‌ای که در دل مسیحیت اتفاق افتاد، یعنی آنچه چارلز تیلور از آن با عنوان Latin Christendom یاد می‌کند، در نهایت به نوعی تکامل ارگانیک سکولاریسم از دل الهیات مسیحی انجامید؛ به‌گونه‌ای که باور به خدا دیگر نه صرفاً یک پیش‌فرض پذیرفته‌شده، بلکه باوری بود که می‌توانست به چالش کشیده شود. در آن طرف‌قضیه، مدعیان اسلام لیبرال در سال ۲۰۲۶، هنوز به بریدن دست برای محافظت از اصول اعتقاد دارند. اما امر مهم این است، چه نسل قدیم روشنفکران دینی، چه نسل نو ظهور اسلام گرایان لیبرال، به جای بحث و جدل با لیبرال های آتئیست، باید به اوباشی که در دو روز ده‌ها هزارنفر را کشتند، به پرستاران تجاوز کردند، و همین چند ساعت پیش یکی از ما را اعدام کردند، توضیح بدهند که دین اسلام دین آزادی خواهی است. دلیل امر این است که هرکس تورقی از کتاب مقدس اسلام کرده باشد آخرین ایدئولوژی سیاسی نزدیک آن را لیبرالیسم میداند و اوباشی که نیم قرن است حکومت الله روی زمین را در دست دارند، مطمئنا بیشتر از دوستان لیبرال، قرآن خوانده‌اند. شاید به‌جا باشد این بحث را با حافظ تمام کنیم: «دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خواند.» 🆔https://t.me/manibasharzad ◽️@utfinance◽️

📄 یک لیگ دیگر 👤 امیررضا عبدلی بعضی‌ها به شیوه کوچک‌زاده جزّ جگر می‌زنند و اقدام بانک مرکزی را جنایت می‌خوانند. بعضی‌ها مثل صادق‌الحسینی از #دلارفروشی بانک مرکزی دفاع می‌کنند و آن را کار معقولی می‌دانند. بعضی‌های دیگر هم ممکن است موضعی میان این دو داشته باشند. ولی سرتاپای این دعوا مربوط به لیگ بازنده‌هاست. جمهوری اسلامی برای آن که ادای دولت بودن دربیاورد ناچار بود ظاهر بعضی نهادهای مدرن را حفظ کند، در حالی که باطناً می‌خواست خلافت باشد و عملاً هم خلافت بود. در این خلافت هیچ نهاد مدرنی روح و اصالت و هویت نداشت. غیر از رابطه یکطرفه خلیفه و اتباع، هر چیز دیگری نمایش و بازیچه بود؛ از وزارت خارجه و مجلس گرفته تا انتخابات و تفکیک قوا. بانک مرکزی هم از این قاعده مستثنا نیست. راستش را می‌خواهید؟ جمهوری اسلامی اصولاً بانک مرکزی ندارد تا بتوان بر سر شیوه درست اداره آن وارد بحث معناداری شد. چیزی که اینها بانک مرکزی می‌نامند، از نظر قوانین صوری و بی‌خاصیتشان هرچه که باشد، در حقیقت یکی از ادارات تحت امر خزانه‌ است که وظیفه اصلی‌اش تدارک پول‌هایی است که دولت می‌خواهد و ندارد. اگر روزی این خلافت برچیده شود، می‌شود به جای این جنگ‌های زرگری از بیخ بیهوده وارد بحث‌هایی مهم و واقعی شد: وظایف #بانک_مرکزی چیست؟ ترتیب و اولویت این وظایف در شرایط مختلف را چه کسی تعیین می‌کند؟ چه نهادی مسئول رسیدگی به تخلّف و اهمال در بانک مرکزی است؟ و هزاران سؤال دیگر مربوط به کلیّات یا جزئیات. تا آن روز بحث موافقان و مخالفان همّتی یا هرکس دیگری که جای او را بگیرد به خودشان مربوط است. مهم نیست حرف کدامشان معقول‌تر یا نامعقول‌تر به نظر می‌آید چون اصولاً موضوعشان خیر و صلاح عمومی نیست، حفظ و بقای دستگاه خلافت است. یکی از قهرمانان لیگ خلافت همان حسن روحانی است که گفت طبق فتوای حضرت امام دلار مال دولت است و قیمتش را هم دولت تعیین می‌کند. یا اسحاق جهانگیری که گفت از نظر دولت قیمت دلار 4200 تومان است و هر قیمتی غیر از این خلاف است. و تازه این‌ها معتدل‌ها و اصلاح‌طلب‌هایش بودند، بقیه که جای خود دارند. در این لیگ بالا و پایین جدول مثل سر و ته یک کرباسند، در نتیجه تورّم مهارشدنی نیست و ریال سرنوشتی جز سقوط ندارد. اگر پول باثبات یکی از لوازم مثل آدم زندگی کردن است، که حتماً هست، باید از این باخته‌ها و بازنده‌ها روگرداند و به لیگ دیگری فکر کرد. لیگ دیگری که در آن مثل آب خوردن آدم‌ها را اعدام نمی‌کنند، جنگ راه نمی‌اندازند، و به قتل و ترور افتخار نمی‌کنند. لیگ دیگری که در آن مثل آدم بازی کردن، اگر پاداش نمی‌گیرد، لااقل مجازات نداشته باشد. 🆔https://t.me/AmirrezaAbdolii ◽️@utfinance◽️

📄 گزاره‌های بنیادی اقتصاد اتریشی ✍🏻 پیتر جی. بوتکه 1️⃣ گزاره اول: فقط افراد هستند که انتخاب می‌کنند. 2️⃣ گزاره دوم: مطالعه نظم بازار اساساً درباره رفتار مبادله و نهادهایی است که مبادلات در چارچوب آنها صورت می‌گیرد. 3️⃣ گزاره سوم: «واقعیات» علوم اجتماعی عبارت است از؛ آنچه مردم باور دارند و فکر می‌کنند. 4️⃣ گزاره چهارم: مطلوبیت و هزینه‌ها ذهنی هستند. 5️⃣ گزاره پنجم: مکانیزم قیمت‌ها اطلاعات لازم را که مردم برای تصمیم‌گیری نیاز دارند، به آنها منتقل می‌کند. 6️⃣ گزاره ششم: مالکیت خصوصی در ابزار تولید شرطی است لازم برای محاسبه اقتصادی. 7️⃣ گزاره هفتم: بازار رقابتی یک فرآیند اکتشاف کارآفرینی است. 8️⃣ گزاره هشتم: پول خنثی نیست. 9️⃣ گزاره نهم: ساختار سرمایه شامل کالاهای ناهمگنی است که دارای استفاده‌های متعددی هستند و باید با هم هماهنگ شوند. 🔟 گزاره دهم: نهادهای اجتماعی اغلب نتیجه کنش انسانی هستند، ولی نه نتیجه طراحی انسان. ◽️@utfinance◽️

📙 تازه‌های نشر در کارگاه تاریخ 👤 فرانسوا فوره ✍🏻 ترجمه‌ی احسان عزیزی و حامد محلوجی چه چیز تاریخ را به علوم انسانی مسلّط بد
+3
📙 تازه‌های نشر در کارگاه تاریخ 👤 فرانسوا فوره ✍🏻 ترجمه‌ی احسان عزیزی و حامد محلوجی چه چیز تاریخ را به علوم انسانی مسلّط بدل کرده است؟ تاریخ، گستره‌ای از موضوعات پژوهشی را دربر می‌گیرد که تقریباً نامحدود است و درعین‌حال، همچنان مجموعه‌ای از قواعد پذیرفته‌شده توسط اهالی این حرفه باقی می‌ماند. تاریخ، امروز نیز، مطمئن‌ترین ابزار برای درکِ زمانه‌ی خویش و تفسیرِ «آنچه رخ می‌دهد» به شمار می‌رود. آیا رسالت مورخ، روایتِ وقایعِ گذشته‌ی دوران‌هاست یا مسئله‌گشایی از دلِ پرسش‌های ناگفته؟ مجموعه‌ی حاضر، گستره‌ای غنی از مقالات فرانسوا فوره را در بر می‌گیرد که باوجود تنوع موضوعی، همگی حول یک پرسش بنیادین و مهم می‌گردند: یک جامعه چگونه به درک تاریخی از خود دست می‌یابد؟ این مجموعه از تنازعات تئوریک و روش‌شناختی فضای آکادمیک و روشنفکرانه در قرن بیستم تا بنیان‌های ایدئولوژیک اروپای قرن هجدهم، و از تجربه‌ی دموکراتیک در جهان امریکایی تا تحلیل مفاهیمی چون دموکراسی را در بر می‌گیرد... چاپ اول 1405 قطع رقعی جلد شومیز 900.000 675000 تومان 🔗 سفارش از برخط بوک 📚برخط‌بوک(کتابستان برخط)⬇️ 🆔 @BarkhatBook ◽️@utfinance◽️

📄 تحلیل هزینه‌های پنهان و مغالطه پنجره شکسته پسربچه‌ای شرور، سنگی را به سمت شیشه مغازه یک نانوا پرت می‌کند و شیشه می‌شکند. جمعیتی از مردم دور مغازه جمع می‌شوند و طبق عادت به بحث و تأمل درباره پیامدهای اقتصادی این رویداد می‌پردازند. آن‌ها پس از کمی بررسی به این نتیجه شگفت‌انگیز می‌رسند که این اتفاق آن‌قدرها هم بد نیست! استدلال مردم این است: نانوا حالا مجبور است مقداری پول (مثلاً ۶ فرانک) صرف تعمیر شیشه کند. این پول به جیب شیشه‌بر می‌رود و شیشه‌بر درآمد جدیدی کسب می‌کند. سپس شیشه‌بر این پول را در جامعه خرج خرید کالاهای دیگر می‌کند و شغل و درآمد برای دیگران ایجاد می‌شود. در نتیجه، مردم معتقدند شکستن پنجره باعث تحریک مخارج، ایجاد شغل و رونق کل اقتصاد شده است! اما این تحلیل مبتنی بر یک اشتباه محاسباتی و منطقی بزرگ است. آنچه مردم فراموش کرده‌اند، «دیده نشده‌ها» است: نانوا اگر مجبور نبود پولش را صرف تعمیر پنجره کند، می‌توانست آن ۶ فرانک را صرف خرید یک جفت کفش جدید، یک دست لباس یا رفتن به مسافرت کند. در نتیجه، تخریب شیشه مغازه نانوایی هیچ ثروت یا شغل جدیدی در مجموع اقتصاد ایجاد نکرده است؛ بلکه صرفاً منابع و مخارج را از صنعت پوشاک یا خدمات به سمت تعمیرات منحرف کرده و در این میان، یک دارایی واقعی از بین رفته است. نانوا پیش از حادثه یک شیشه و ۶ فرانک پول داشت، اما اکنون فقط یک شیشه دارد. مغالطه پنجره شکسته تنها محدود به سطح خرد نیست. در بسیاری از کتاب‌های درسی و باورهای عمومی، این ادعای نادرست مطرح می‌شود که: «جنگ جهانی دوم به دلیل مخارج بی‌سابقه دولتی و ایجاد اشتغال کامل برای بزرگسالان، باعث پایان یافتن رکود بزرگ شد.» روبرت هیگز در مقاله پژوهشی برجسته خود تحت عنوان «؟Wartime Prosperity» (رونق زمان جنگ؟ - ارزیابی مجدد اقتصاد دهه ۱۹۴۰ آمریکا) نشان داد که چرا ادعای «رونق اقتصادی در زمان جنگ» یک توهم آماری است. وقتی کشوری وارد جنگ می‌شود، مخارج دولتی اوج می‌گیرد و در نتیجه تولید ناخالص داخلی کل (GDP) که مجموع مخارج دولتی، مصرف و سرمایه‌گذاری است، بالا می‌رود. اما برای درک رفاه واقعی باید «GDP بخش خصوصی» را بررسی کرد. 🔗 متن کامل را اینجا بخوانید. ◽️@utfinance◽️

📄 موسی غنی‌نژاد؛ آزادی‌خواه و ایران‌دوست 👤 مرتضی کاظمی
علم اقتصاد، علم توضیح سرریز های فضیلتی است به نام آزادی
این جمله درخشان از موسی غنی‌نژاد است. کسی که جوانی، انرژی و عمرش را برای توضیح سرریزهای فضیلت آزادی به خوبی و درستی استفاده کرده است. موسی غنی‌نژاد کاری سترگ کرده و رطلی گران زده‌ است. به قول حافظ شیرازی: راهی بزن که آهی با ساز آن توان زد شعری بخوان که با آن رطل گران توان زد رطل گران یعنی پیمانه بزرگ؛ و این موسی غنی‌نژاد بوده که با ایستادگی و صلابت توانسته در ایران، این پیمانه بزرگ «آزادی‌خواهی» را به تشنگان معرفت، ارزانی کند. خوشحالیم که در چند دهه گذشته به مرور آزادی‌خواهان به‌صورت بی‌شمار و فراوان در ایران گسترده شدند. از حاشیه‌ها که بگذریم؛ خوشبختانه آزادی‌خواهان ایرانی در اطراف همین شاقولی که موسی غنی‌نژاد بنا کرد جمع شده‌اند. من موسی غنی‌نژاد را از دهه هفتاد شناختم وقتی او با چپ‌هایی همچون عزت‌الله سحابی بحث و مناظره می‌کرد. دهه‌ها به صورت خستگی‌ناپذیر همین مسیر را ادامه داد و خوشبختانه غنی‌نژاد دیگر تنها نیست. امروزه صدها پژوهشگر و تحلیل‌گر در همان راهی که موسی غنی‌نژاد بنا کرد برای کشف و فهم جزئیات و جنبه‌های آزادی‌خواهی در تلاش هستند. البته که هیچ ایرادی ندارد اگر کسانی نظرات موسی غنی‌نژاد را بررسی یا نقد کنند ولی شخصاً برای خودم متوجه شده‌ام همیشه به همین شاقولی که غنی‌نژاد برای فهم آزادی بنا کرده توجه داشته باشم. غنی‌نژاد ایران‌دوست است و بار‌ها گفته ما آزادی و پیشرفت را برای ایران می‌خواهیم. همینطور است؛ ما اینجا در ایران و برای ایران فعالیت می‌کنیم. ایران فقط یک اسم نیست. محل زیست خود و همه عزیزان ما است و به همین دلیل به همه اجزا و جنبه‌هایش از جمله تاریخ و فرهنگش توجه داریم. در دو سه سال گذشته این ایران عزیز در تلاطمی کم‌نظیر گرفتار شده است. موسی غنی‌نژاد به عنوان یک پژوهشگر، تحلیل‌گر و یک ایران‌دوست، نتوانست بی‌تفاوت باشد و نظراتش را به‌صورت شفاف و صریح ارائه کرد. بله؛ من هم نظرات سیاسی او را گاهی نپسندیدم ولی همیشه متوجه‌ ایران‌دوستی و احساس مسئولیتش بودم. در هرحال موسی غنی‌نژاد برای من شاقول آزادی‌خواهی و مظهر ایران‌دوستی است. وجودش سلامت و عمرش زیاد 🆔http://t.me/mortezakazemii ◽️@utfinance◽️ #موسی_غنی‌نژاد #غنی‌نژاد #آزادی

📄 لیبرالیسم، کنشگری سیاسی و کارپژوهشی 👤 موسی غنی‌نژاد در گذشته‌ای نه چندان دور طیف گسترده‌ای از روشنفکران چپ‌گرا، از مارکسیست‌ها گرفته تا طرفداران اسلام سیاسی مجذوب یا مرعوب مارکسیسم، برچسب لیبرال و لیبرالیسم را به ناسزای سیاسی تبدیل کرده بودند و در رقابت‌های سیاسی به ویژه پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ از این برچسب برای کنار زدن رقبا به طور گسترده‌ای استفاده می‌کردند. امروزه در جامعه ما خوشبختانه این حنا دیگر رنگی ندارد. و بخش روزافزونی از جوانان و تحصیل‌کرده‌ها نه تنها لیبرالیسم را مذمت نمی‌کنند بلکه به نوعی طرفدار آن شده‌اند، و راه حل مشکلات جامعه امروز ایران را در این نظام فکری جستجو می‌کنند. در چنین شرایطی طبیعی است که تعداد لیبرال‌ها یا مدعیان لیبرالیسم درایران بیشتر شود، و این امر مبارکی است که باید آن‌را به فال نیک گرفت، و از آن استقبال کرد. اما در عین حال این نگرانی وجود دارد که مدعیانی که به نظر می‌رسد بیشتر در پی کسب قدرت سیاسی در آینده نزدیک در «نظام سیاسی بعدی» هستند، حتی با نیت‌های خیر اما شتابزده جنس قلابی به مردم تحویل دهند. و این البته ممکن است برای ایران عزیز فاجعه‌بار باشد. منظور از جنس قلابی نوعی ایدئولوژی وارداتی بیگانه با فرهنگ ایرانی است که جامه فاخری به آن پوشانده‌اند و به رغم شکوه و عظمت ظاهریش به درد ایرانی نمی‌خورد. تاریخ معاصر ایران شاهد نتایج زیانبار ناشی از این ایدئولوژی‌های وارداتی، ازجمله ناسیونالیسم و انواع سوسیالیسم بوده است. ناسیونالیسم رمانتیک و بیگانه ‌ستیز مصدقی و اصلاحات ارضی محمد رضا شاهی از مصداق‌های اجناس قلابی وارداتی است. اخیراً یکی از این دوستان «لیبرال» در سلسله نوشته‌‌هایی از منظر کنش‌گری سیاسی به نقد دیدگاه‌های من به عنوان نماینده «شاخه اقتصادی محافظه‌کاری فقهی» پرداخته‌ و جناب محمد قوچانی را نماینده شاخه سیاسی محافظه کاری فقهی دانسته و مدعی شده‌ که «محافظه‌کاری فقهی» یک جریان فکری و سیاسی قدرتمند در کشور است که چهره واقعی‌ خودش را در پشت یک «ماسک لیبرال» پنهان می‌کند. و …می‌کوشد دستگاه فقاهت را از زیر ضرب خارج کند.» در ادامه ایشان از موضع یک لیبرال سکولار دموکرات اعلام ‌می‌کند قصد دارد نشان دهد که، «نزاع میان غنی‌نژاد با چپ‌ها و روشنفکران دینی در واقع کوششی برای تبرئه دستگاه فقاهت و روحانیت از وضع موجود و از گناه ۵۷ است». ازهمان ابتدا روشن است که نظریه این دوست «لیبرال» از ژانر تئوری توطئه است: یک جریان فکری و‌ سیاسی قدرتمند که ماسک زده و می‌خواهد دستگاه فقاهت و روحانیت را تبرئه کند. البته چندان روشن نیست که هدف از این توطئه چیست؟ اما پرسش مهم‌تر این است که در ایران پس از انقلاب اسلامی دستگاه فقاهت و روحانیت کجاست و در چه وضعیتی قرار دارد؟ واقعیت این است که با سیطره قدرت سیاسی حاکم بر کلیه نهادهای دینی از حوزه‌های علمیه گرفته تا مساجد و تکیه‌ها، از سال‌های پس از انقلاب اسلامی، دستگاه فقاهت مستقلی همانند قبل که بخشی از سنت اسلام شیعی است دیگر وجود خارجی ندارد. اسلامی که اکنون بر کشور ما حاکم است به عنوان روایت شاذی از اسلام سیاسی، یک جریان کاملاً حکومتی متمرکز است، و این جریان طبیعتاً نیازی به توطئه برای تبرئه خود ندارد چراکه خود و طرفدارانش را ملت «مبعوث» می‌داند، و از زمین و زمان طلبکار است و پاسخ‌گوی هیچ‌کس نیست. این دوست «لیبرال سکولار دموکرات» چون حقیقت را نمی‌بیند ره افسانه می‌زند. محافظه‌کاری فقهی که ایشان از آن دم می‌زند و می‌خواهد ماسک از چهره‌اش بردارد اصلاً در ایران امروز محلی از اِعراب ندارد. بحث در باره مفهومی عدمی سرانجامی جزافتادن در وادی یاوه‌گویی ندارد. راستی لیبرال سکولار دموکرات دیگر چه صیغه‌ای است؟ کنار هم چیدن سه مفهوم کاملاً متفاوت ظاهراً برای تاکید بر یک ‌موضع سیاسی مشخص در شرایط ایران کنونی است اما در عین حال حکایت از فقدان فهم درست و منسجم از آنها دارد. در پایان لازم است تاکید کنم که این یادداشت به معنی فتح بابی برای گفتگو با دوستان لیبرال ازاین دست نیست چراکه من کنش‌گر سیاسی نیستم و خود را صرفاً پژوهشگری می‌دانم که نگران ایران و مردمان آن است. این دوستان در قامت کنش‌گران سیاسی وارد میدان شده‌اند که این کار البته هیچ ایرادی به خودی خود ندارد اما از سنخ کاری که من انجام می‌دهم نیست. با توجه به فقدان هرگونه اشتیاق و ذوقی برای فعالیت‌هایی از این دست ترجیح می‌دهم باب این گفتگو را همین جا ببندم، و برای دوستان جهت رسیدن به نیات خیرشان آرزوی توفیق کنم. ◽️@utfinance◽️

​​🖥 فرندز کمونیستی 📌 با زیرنویس فارسی با شرکت: کارل مارکس، مائو، استالین، فیدل کاسترو و چه‌گوارا ◽️@utfinance◽️

🖥 بازار انرژی‌ بریتانیا در برابر آمریکا 👤 مانی بشرزاد گفت‌وگو با GB News درباره نا-بازار انرژی بریتانیا پروفسور ویکتور هنسن می‌گوید ایالات متحده امروز بیش از هر تمدن دیگری در تاریخ انرژی تولید می‌کند. در همین حال، اینجا در بریتانیا، دولت خواهان دخالت بیشتر و ملی‌سازی شرکت‌های انرژی است. ◽️@utfinance◽️

📄 تنها یک مدل توسعه وجود دارد 👤 امین فهیما در حالی که #علم_اقتصاد به مثابه علوم انسانی، بر پایه یک نظام فلسفی شکل گرفته است
📄 تنها یک مدل توسعه وجود دارد 👤 امین فهیما در حالی که #علم_اقتصاد به مثابه علوم انسانی، بر پایه یک نظام فلسفی شکل گرفته است. بر اساس مبانی نظری، و همچنین تجربه عملی تاریخی، تنها نظام اقتصادی ثروت‌ساز، #کاپیتالیسم است. #سوسیالیسم اصولا نه نوع دیگری از اقتصاد، که بدیلی برای اقتصاد است. چرا که با منحل کردن #مالکیت_خصوصی، و دخالت دولت در بازار، عملا اساس علم اقتصاد فروخواهد پاشید. شکست و ناکامی سوسیالیسم در عمل نیز که بر کسی پوشیده نیست. در طول تاریخ نوعی اقتصاد مختلط (کینزی) نیز پا به عرصه وجود گذاشت که مدعی بود با ترکیب این دو نظام، می‌تواند بخش‌هایی از اقتصاد را به دولت سپرده و بخش‌هایی از آن را به بازار آزاد. (موسوم به #دولت_رفاه) اگر این نظام‌ها را هم بررسی کنیم، متوجه خواهیم شد که دقیقا بخش‌هایی که بر اساس #بازار_آزاد تنظیم شده به شکوفایی رسیده، و بخش‌هایی که تحت اداره یا کنترل و نظارت دولت است، ناکارآمد و ناشکوفا باقی مانده است. 🔗 متن کامل را اینجا بخوانید ◽️@utfinance◽️

من آزادی‌خواه هستم؛ نه چپ و نه راست. 🔹 اما فرق راست با آزادی‌خواهی چیست؟ راست و چپ، با همه تفاوت‌هایشان، هر دو در یک چارچوب
من آزادی‌خواه هستم؛ نه چپ و نه راست. 🔹 اما فرق راست با آزادی‌خواهی چیست؟ راست و چپ، با همه تفاوت‌هایشان، هر دو در یک چارچوب سیاسی درباره این بحث می‌کنند که دولت چه باید بکند. 🔹 آزادی‌خواهی از سؤال دیگری شروع می‌کند: دولت تا کجا باید اختیار داشته باشد؟ ممکن است یک راست‌گرا به مالکیت خصوصی و بازار آزاد باور داشته باشد اما در مسائل اجتماعی خواهان دخالت دولت برای حفظ سنت، نظم یا ارزش‌های مورد قبول خودش باشد. برای یک آزادی‌خواه، آزادی فردی و محدود بودن قدرت دولت، اصل است. به همین دلیل، آزادی‌خواهی را صرفاً نمی‌توان یکی از شاخه‌های راست دانست. 🔹 برای من، چپ و راست دو سوی یک طیف‌اند؛ آزادی‌خواهی، یک مسیر متفاوت است... ۸ مهر ۱۴۰۵ http://t.me/mortezakazemii

📄 سالگرد بابی‌یار 👤 محمد الف امروز سالگرد قتل عام بابی یار بود. وقتی آلمانی‌ها به اوکراین رسیدند و کی‌یف سقوط کرد حدودا یک
📄 سالگرد بابی‌یار 👤 محمد الف امروز سالگرد قتل عام بابی یار بود. وقتی آلمانی‌ها به اوکراین رسیدند و کی‌یف سقوط کرد حدودا یک ۶۰ هزار نفری یهودی همچنان در کی‌یف بودند. ارتش سرخ شوروی قبل از عقب‌نشینی از کی‌یف تله‌های انفجاری کار گذاشته بود که همان روزهای اول بعد از ورود آلمانی‌ها تلفاتی از آن‌ها گرفت. آلمانی‌ها همین را به پای یهودیان نوشتند و دستور دادند که همه یهودیان باید در مکان مشخصی تجمیع شوند. بعد همه را به دره‌ای اطراف کی‌یف به اسم بابی‌یار بردند و در دو روز حدودا ۳۳ هزار و ۷۰۰ نفر را کشتند. بعدها و تا لحظه عقب‌نشینی از اوکراین، همچنان بابی یار محل مورد علاقه آلمانی‌ها برای کشتن افراد بود‌.

📙 CAPITALISM 👤 George Reisman 📎 PDF - English ◽️@utfinance◽️

📙 کتاب کاپیتالیسم 👤 جرج رایزمن ◽️@utfinance◽️
📙 کتاب کاپیتالیسم 👤 جرج رایزمن ◽️@utfinance◽️

📄 The Place of Human Action in the Development of Modern Economic Thought 👤 Joseph T. Salerno ◽️@utfinance◽️