MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی
رفتن به کانال در Telegram
🍀 نقد و نظر خود را دربارهی مطالبی که اینجا منتشر میشود، میتوانید به این نشانی با نگارنده در میان بگذارید: @MMMojahedi
نمایش بیشتر2 143
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
-630 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+14
در 0 کانالها
ژوئن '26
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+20
در 5 کانالها
Get PRO
مارس '26
+24
در 7 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+64
در 7 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+50
در 7 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+15
در 4 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+6
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+24
در 14 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+17
در 8 کانالها
Get PRO
اوت '25
+15
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+74
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+65
در 12 کانالها
Get PRO
مه '25
+11
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+17
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '25
+33
در 10 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+12
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+17
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+24
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+40
در 12 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+71
در 22 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+58
در 15 کانالها
Get PRO
اوت '24
+126
در 14 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+94
در 22 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+51
در 19 کانالها
Get PRO
مه '24
+24
در 7 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+25
در 5 کانالها
Get PRO
مارس '24
+35
در 10 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+72
در 13 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+43
در 9 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+21
در 6 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+18
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+29
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+18
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+31
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+19
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+12
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+47
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+103
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+15
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+33
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+80
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+54
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+35
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+57
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+13
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+20
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+24
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+21
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+31
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+19
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+18
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+28
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+24
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+58
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+73
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+60
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+51
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+322
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+30
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+62
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+93
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+64
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+178
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 800
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 14 ژوئیه | 0 | |||
| 13 ژوئیه | +1 | |||
| 12 ژوئیه | +3 | |||
| 11 ژوئیه | +1 | |||
| 10 ژوئیه | +1 | |||
| 09 ژوئیه | +3 | |||
| 08 ژوئیه | 0 | |||
| 07 ژوئیه | 0 | |||
| 06 ژوئیه | 0 | |||
| 05 ژوئیه | +1 | |||
| 04 ژوئیه | +1 | |||
| 03 ژوئیه | +2 | |||
| 02 ژوئیه | 0 | |||
| 01 ژوئیه | +1 |
پستهای کانال
Repost from عبدالكريم سروش
🎙️فایل صوتی
دکتر عبدالکریم سروش:
هیجان و تدبیر
#هیجان_و_تدبیر
July 05 2026
@DrSorouh
| 2 | با نهایت تأسف و اندوه، درگذشت جناب آقای اسماعیل خلیلی را به اطلاع اعضای محترم انجمن و جامعه علمی و فرهنگی کشور میرسانیم.
آن استاد و پژوهشگر که اینک در فقدان ایشان به سوگ نشستهایم از چهرههای اندیشهورز، نظریهپرداز، فعال و دغدغهمند در حوزه مسائل ایران و توسعه فکری کشور بود که در چند دوره حضور مؤثر و مسئولانهای در هیأتمدیره انجمن داشت و در پیشبرد اهداف و فعالیتهای آن نقشآفرینی کرد. نگاه تحلیلی، دقت نظر و اهتمام ایشان به گفتوگوهای علمی و طرح مسائل بنیادین ایران، همواره مورد توجه و احترام همکاران و همراهانش قرار داشت.
هیاتمدیره انجمن، ضمن ابراز همدردی با خانواده محترم ایشان، دوستان، همکاران و شاگردان، این ضایعه را به جامعه علمی و فرهنگی کشور تسلیت عرض میکند و برای بازماندگان، صبر و آرامش آرزو دارد.
یاد و اثر حضور ایشان در حافظه جمعی انجمن باقی خواهد ماند.
هیاتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران | 590 |
| 3 | امپراتوری در حالِ افولِ آمریکا و حمله به ایران
امیر خراسانیِ جامعهشناس در نوشتاری مدعی میشود که آمریکای ترامپ جز به تسلیم ایران رضایت نمیدهد و توافق با ایران به کار آمریکا نمیآید. او در این گفتوگو، بر اساس مطالعات نظریهپردازان مختلف درباره ظهور و افول امپراتوریها توضیح میدهد که منظور از تسلیم ایران و منطق رفتارِ آمریکا در مواجهه با ایران چیست.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/tr8fZ27sgYo
امیر خراسانی معتقد است آمریکا بر اثر مالی شدن اقتصادش، امپراتوری در حال افول است که دیگر بر تولید صنعتی در جهان سیطره ندارد و برای حفظ هژمونی خود به سیطره بر مهار و تصمیمگیری درباره منابع انرژی ایران نیاز دارد. برآمدن چین و پیآمدهای آن نیز در این گفتوگو بررسی میشود. بخش زیادی از این گفتوگو به الزامات و پیآمدهای این رویکرد برای سیاستگذاری در ایران اختصاص دارد و مذاکرات فعلی از همین زاویه تحلیل میشود.
#امیر_خراسانی #امپراتوری_آمریکا #جیووانی_آریگی #مطالعات_پسااستعماری #سمیر_امین
@Irantalk_sn | 438 |
| 4 | 🎙 مرثیهخوانِ دربارِ عثمانی
در دربار سلطانهای عثمانی، رتبه و سمتی به نام «مرثبهخوانی» (مرثيهجیليک) بود كه سلطانِ عثمانی و درباريان، روز عاشورا، عزادار و سياهپوش، پای مرثيهخوانی مینشستند.
آخرين «مرثيهخوان» دربارِ آخرينِ سلطان عثمانی، مرثيهخوانی بهنام «حسين سبيلجی» (۱۸۹۴ - ۱۹۷۵ م) بود كه از آثار او نمونههایی بر روي صفحۀ گراموفون موجود است که یک نمونه را می.توان در پوشه شنیداری «پیوست»، شنید.
این نوحه و مرثیه، به زبانِ تُرکی دورۀ عثمانیست که هنوز مهندسی زبانیِ زمانِ جمهوری ترکیه روی آن زیان، انجام نشده است.
با دقت در این نوحه و مرثیه، انبوهِ واژگانِ فارسی، واژگانِ عربی که از صافیِ زبان فارسی رد شده (یعنی واژگان با ساختار آوایی زبان فارسی و در همان معنا که در زبان فارسی کاربرد دارد)، عمومِ ترکیباتِ وصفی و اضافی طبق قواعد زبان فارسی و در کل تأثیرپذیری از فرهنگ، ادبیات و زبانِ ایران، مشهود است. / ایران دل
@A_pajhohi | 338 |
| 5 | +1 راهنمای یزیدی شدن - فایل صوتی در دو بخش
دیگر گفتارها و نوشتههای مربوط:
🔍 تبرک به نعل اسب، باطل چگونه لباس حق میپوشد؟
🔍 دنیای نبودهٔ حسین (نگاهی به آخرین نامهٔ منسوب به امام حسین)
🔍 امر به معروف و نهی از منکر امام حسین متوجه چه و که بود؟ (متن کوتاهی برگرفته از گفتار بالا)
🔍 الهیات اندوه
🔍 آرامش زیر تیغ، شادی در ماتم
🔍 سلطان برهنه است، کربلا روایت برافروختگی
🔍 دلنوشته
همچنین:
▫️بخشی از صحبت احمد قابل دربارۀ انگیزۀ امام حسین
▫️ طبقهبندی تحلیلهای عاشورا – سید عمادالدین طباطبایی
#حسین
@farhadshafti | 403 |
| 6 | آموزش و امور نخبگان پژوهشکده تحقیقات راهبردی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار میکند:
نشست تخصصی درس آموخته های راهبردی ۱۴۰۴ | 636 |
| 7 | برای ذهنهای تاکتیکاندیش نظامی-امنیتی پیروزی یعنی پیروزی «در» جنگ ولی رهبری راهبرداندیش ایرانی با حلم و حزم و حکمت، در چهار دههی اخیر «بر» جنگهای تحمیلی پیروز شده است.
در مقاومت دفاعی ایران دربرابر تجاوز تروریستی جاری علیه کشور، ایران باز هم «بر» این جنگ تحمیلی پیروز خواهد شد.
محمدمهدی مجاهدی
۷ فروردینماه ۱۴۰۵
@mmojahedi | 499 |
| 8 | 🔻از فوران نظریه تا انفعال در خیابان؛ چرا نواندیشان حوزوی در بحرانهای ایران غایب شدند؟
✍ رضا تاران
✔️جامعهای که در آتش اعتراضات، فروپاشی اقتصادی و بحران هویت میسوزد، دیگر گوش شنوایی برای نظریههای انتزاعیِ نسبت دین و دموکراسی ندارد. در خلأ میان هیاهوی خیابانهای ۱۴۰۱، التهاب دیماه ۱۴۰۴ و درگیریهای نظامی ۱۴۰۵، حلقهای از نخبگان فکری که روزگاری پرچمدار آشتی میان «میراث مذهبی» و «جهان مدرن» بودند، بهطرز محسوسی غایب و کماثر ظاهر شدند. رضا تاران، در پژوهشی انتقادی، نه صرفاً به کالبدشکافی زوال این جریان، بلکه به سیر صعودی و نزولی قدرت آنان از منظر «زمینهشناسی ساختاری» پرداخته است. او استدلال میکند که مشکل اصلی نواندیشان حوزوی، ضعف تئوریک نیست، بلکه تلههای عملی مرگباری است که خود در آن گرفتار آمدهاند: از نداشتن شبکه منسجم و منابع مالی، تا نخبهگرایی افراطی، غفلت از فضای مجازی و از همه مهمتر، بحران هویتیِ «میانه بودن» که آنان را به نیرویی بیطرفدار بدل کرده است. این گزارش، روایت سقوط جریانی است که به جای ارائه «روایت امید»، در حصار برج عاج نظریهبازی محبوس ماند و اکنون، برای بقا نیازمند خروج از وضعیت اپوزیسیون و بازگشت به متن جامعه است.
📎 پيوند به متن کامل این مطلب در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/46036/
خواندن این متن در instant view
🆔 @dinonline | 508 |
| 9 | سوم اردیبهشت سالروز درگذشت میگل د سروانتس ساودرا، خالق «دون کیشوت» است، رمانی که گویی امروز بیش از هر اثری و نظری در علوم سیاسی و روابط بینالملل میتواند گره از معمای «صعبروز و بلعجبحال و پریشانعالمی» بگشاید که از آمیزش پساحقیقت و پساسیاست زاده شده است.
در این عصر عسرت سیاست و حقیقت، نقدها و زنهارها و هشدارهای خبرگان سیاست و روابط بینالملل بیشتر به «سانچیسمها» یا همان تسخرها و مزهپرانیهای واقعبینانهای شبیه است که سانچو پانزا، مهتر دون کیشوت، در رکاب او و در حاشیهی خیالبافیها و خامدستیهای او، زمزمه میکرد، بی آن که خیال کند سرور سوداپرورش ممکن است او را لحظهای جدی بگیرد.
محمدمهدی مجاهدی
۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵
@mmojahedi | 1 049 |
| 10 | گنجور فقط یک آرشیو دیجیتال نیست؛ حافظهی زندهی ادبیات فارسی است. جایی که شعر و نثر از انحصار کتابخانهها خارج و به متن زندگی روزمره برمیگردد. در دورانی که هویتها بهسرعت بازتعریف میشوند، گنجور یادآوری میکند که ایران نه فقط یک جغرافیاست، بلکه یک سنت زبانی و تخیلی عمیق است که هنوز نفس میکشد. گنجور حق ماست. ادبیات حق ماست. دسترسی به آن حق ماست، چه در ایران و چه بیرون آن.
دسترسی به آن و سایر منابع فرهنگی و علمی را باز کنید | 415 |
| 11 | ✍️از تونل چلاو تا شیراز دورهی سعدی
(بخش دوم)
آنان که با سخنِ شیخ اجل اُنسی دارند میدانند که او در جای جای آثارش از ابوبکر بن سعد، اتابک فارس که در سالهای ۶۲۳ تا ۶۵۸ هجری حاکم بر شیراز و اطراف بود نام برده. هم او را پند و زنهار داده و هم مدح و ثنا گفته. از لحن سعدی پیداست که ارادت و علاقهای قلبی به این حاکم شیراز دارد. سعدی نوع سیاستورزی او را میپسندد و سپاسگزار تصمیمات و اقداماتِ اوست. اما او چه کرد که سیاستمدار محبوبِ مرد پخته و جهاندیدهای چون سعدی شد؟
مهمترین اقدام ابوبکر سعد در دوران حکومتش این بود که در یکی از آشوبزدهترین مقاطع تاریخ ایران یعنی هجمهی مغولان، منطقهی تحت فرمان خود را آرام و امن و مرفّه نگاه داشت. در شرایطی که مغولان با ارتش قدرتمند خود شهرها را یکی پس از دیگری فتح میکردند و علاقه داشتند که اداره امور مناطق را خود در دست بگیرند، ابوبکر سعد توانست با یکی از زباننفهم ترین قدرتهای تاریخ پای میز مذاکره بنشیند. او مغولان را متقاعد کرد که در ازای سهمی که از درآمدهای سرشار کشاورزی منطقهی فارس دریافت میکنند و دیگر امتیازاتی که میگیرند، ادارهی امور فارس را به دست نگیرند و لشکر خود را وارد شهر شیراز نکنند. نتیجه این شد که در دورانی که اغلب شهرها و سرزمینهای جهان اسلام آشفته و زخم خورده از حضور مغولان بود، شیراز و فارس بدل شد به منطقهای امن با رونق اقتصادی. جایی که نقطهای آرام بود برای اهالی فرهنگ و اندیشه تا از شهرهای آشفتهی خویش به آنجا سفر کنند و با آرامش به کار فکری خود برسند. خود سعدی نیز بعد از حدود سی و پنج سال دوری از زادگاهش در نهایت بهترین جای عالم برای زندگی را شیراز یافت و در دو سال اوّلی که به شیراز برگشت دو کتاب مهم بوستان و گلستان را نوشت.
اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست
تا بر سرش بُوَد چو تویی سایهی خدا
امروز کس نشان ندهد در بسیط خاک
مانند آستان درت مامنِ رضا...
در مقدمه بوستان ابوبکر سعد را با اسکندر و مغولان را با قوم وحشیِ یاجوج و ماجوج مقایسه میکند و میگوید اگر اسکندر سدّی سنگی مقابل یاجوج کشید تو سدّی از زر مقابل دشمنان کشیدی. یعنی بدون مقاومت و خشونت، با زر شرّ آنها را دفع کردی:
سکندر به دیوار روئین و سنگ
بکرد از جهان راهِ یاجوج تنگ
تو را سدّ یاجوجِ کفر از زر است
نه روئین چو دیوار اسکندر است
به گمان من سعدی عصارهی عقل ایرانی است و ملّتی که سعدی دارد تکلیفش در چنین دوراهیهایی روشن است. از تونل چلاو گرفته تا شیراز دورهی سعدی، وقتی امنیت و حیاتِ افرادی بیپناه و بیگناه که هیچ جای دعوای ما نیستند وابسته به تصمیمات ماست، اخلاقیترین، شجاعانهترین و عزّتمندانهترین تصمیم آن است که امنیت و رفاه پایدارِ بیپناهان و بیگناهان در آن باشد.
این چند کلمه را به عشق سعدی نوشتم بلکه قلم را از خفقان برهانم و غباری از اینجا بزدایم. شعرها و حرفهای بسیاری برای گفتن و نوشتن هست که حالا وقتش نیست. بماند برای وقتی که اینترنت به حال آدمیزادی برگردد.
باقی بقایتان
ارادتمند
محمدرضا طاهری
@mohammadrezataheri | 330 |
| 12 | ✍️از تونل چلاو تا شیراز دورهی سعدی
(بخش نخست)
ایران عزیز ما روزگار پیچیده و پریشانی را میگذراند. سلسلهای از وقایع تلخ ما را به این جنگ ویرانگر رساند. در چنین احوالی سخن گفتن از احوال، کار دشواری است. چون اگر بخواهی سرت پیش وجدانت بلند باشد و شرمندهی انصاف خودت نشوی باید به تمامی ابعاد مختلف و متضاد ماجرا اشاره کنی. کاری که هم هزینه دارد و هم فرصت و دقّت بسیار میطلبد. ساده کردن مسئله و یکسویه سخن گفتن کار هوچیگران و نان به نرخ روزخوران و فرصت طلبان است و صاحب این قلم بنا دارد هیچگاه افسار کلماتش را به دست چنین رذالتی ندهد.
زبان بریده به کنجی نشسته صُم بُکم
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
اما در این لحظه به مناسبت "اوّل اردیبهشتماه جلالی" که روز سعدی است میخواهم خاطرهای نقل کنم:
چند ماه قبل به همراه همسرم _که در آن وقت باردار بود_ جاده هراز را به سمت مازندران میرفتیم. نرسیده به آمل، در آستانهی شروع جنگلها، در دهانهی ورودی تونلی به نام چلاو همیشهی خدا ترافیک سنگین است. این شرایط دو سبب دارد. یکی آنکه جادهی دو خطّه ناگهان باریک میشود و دیگر آنکه به دلیل فعالیتهای معادنِ بسیار در کوههای آن منطقه، کامیونهای غولپیکر فراوانی در آن حوالی رفت و آمد میکنند.
در ترافیک، مسیر خودمان را به آرامی میرفتیم که یکی از کامیونها که سعی کرد بپیچد جلوی ما، گوشهای از بدنهاش به آینهی اتومبیل ما گرفت و آینه به طور کامل کنده شد. شیشهی پنجره را پائین دادم تا به او اعتراضی کنم. دیدم که راننده از کامیون پیاده شده. مردی لاغر و دراز با چشمهای گود رفته. دهانش کف کرده بود، میلهای در دست داشت و همینطور فحشهای رکیک میداد و به سمت ما میآمد. پیدا بود برای آنکه خسارت آینه را ندهد دستِ پیش را گرفته و میخواهد دعوا راه بیندازد. شیشه را بالا دادم که فحشها را همسرم نشنود. در دو سه ثانیه باید تصمیم میگرفتم که با این متجاوزِ بیادب چه کنم. کوتاه نیایم و خطراتش را به جان بخرم و هر جور هست خسارت آینه را از او بگیرم تا ادب شود؟ یا راه عافیت و سلامت پیش بگیرم؟ رسید به ما و سعی کرد درِ اتومبیل را باز کند. وقتی نتوانست با مشت به شیشه کوبید. کف از دهانش همینطور میریخت. نگاهی به چهرهی وحشتزدهی همسرم کردم و پایم را روی گاز فشردم و از مهلکه دور شدم. تا چند ساعت بعد حالم گرفته بود. آیا تصمیم درستی گرفته بودم؟ یارو موفّق شده بود با نمایشی که از بیادبی و خشونت به راه انداخته از پرداخت خسارت خطایش فرار کند و لابد حالا دارد به زرنگی خود میبالد و به ریش ما میخندد! لابد دفعهی بعد هم در چنین شرایطی همین رفتار را با کسی دیگر تکرار خواهد کرد. نکند بر دو راهیِ عزّت-ذلّت عافیت طلبانه راه ذلّت را برگزیده باشم!
این تردید با من بود تا همین روزهای جنگ. تجربههای تلخ درسهای بزرگ به آدمی میدهد. این روزها احوال پریشان مردم را که مینگرم، چشماندازِ آیندهی عاری از امیدِ پیشِ رو را که نگاه میکنم، میل افسار گسیخته به مهاجرت در میان کودکان و نوجوانان را که میبینم، برایم روشن میشود که آن روز در دهانهی تونل چلاو، عزّتمندانه ترین، شجاعانهترین و مسئولانهترین کار همان بود که من کردم. گرچه غرور مردانهام آسیب دید اما همسرم و کودک درون شکمش را از یک خطر بزرگ رهانیدم...
اما ربط این خاطره با سعدی چیست؟
.
.
.
(ادامه در بخش دوم)
@mohammadrezataheri | 219 |
| 13 | ناتوانی آموختهشده و راههای غلبه بر موانع کثرتپذیری پایگاه اجتماعی نظام
قسمت دوم از دو قسمت
۸. برای رهایی از این دام کشنده، به نظر میرسد باید مراحل زیر پیموده شود:
• از میان حکومت و جامعه، طرف قدرتمندتر، یعنی طرفی که میتواند شکستهایش را متکی به تفاضل قدرت جبران کند، باید پیشقدم شود. اینجا حکومت طرف قدرتمندتر است.
• بپذیرد که که با استمرار رویههای انحصاری جاری، بقای نظام و ایران تضمین نمیشود. به تعبیر دیگر، شکست نظام و ایران نتیجهی احتمالا محتوم تداوم وضع موجود است.
• حکومت باید بر ناتوانی خودخواسته و آموختهشدهی خود اشراف و غلبه پیدا کند. یعنی باید بپذیرد که با وجود همهی ریسکها، راهحلی بیرون از رویههای مألوف و جاری هست که انتخاب و اعمال آن راه حل، بقای نظام و ایران را تضمین میکند و انتخاب و اجرای و پذیرش ریسکهای آن از عهدهی حکومت بر میآید.
• یک معادلهی ساده و تلخ را در محاسبهی ریسک تصمیمگیری درونی کند: شکست نتیحه گریزناپذیر تداوم رویههای جاری است، ولی با وجود همهی ریسکها، محتمل است با تغییر رویههای جاری بقای نظام ممکن شود.
۹. با طی این مقدمات، شرط امکان حل بهینه و بههنگام مسألهی بقا فراهم میشود. به تعبیر دیگر، دامنهی راهحلهای مسألهی بقای ایران بسیار گستردهتر از پافشاری بر رویههای جاری میشود. یعنی راهحلهایی که پیشتر نیندیشیدنی بود، اندیشیدنی میشود.
۱۰. کمهزینهترین و دسترسپذیرترین اقداماتی که میتواند زمینهی گسترش پایگاه اجتماعی نظام را فراهم آورد از این قبیل است:
• گشایش اینترنت
• گشایش تدریجی نظارت استصوابی
• گشایش تدریجی رسانهی ملی
• گشایش تدریجی تشکلیابیهای انتقادی دانشگاهی، مطبوعاتی و مدنی
۱۱. آیا این گشایشها فاقد ریسک و نتایج مطلوب آنها تضمینشده است؟ خیر!
• احتمالا بر اثر این گشایشها ناهنجاریهایی بروز خواهد کرد که دلهای برخی دلسوزان را که به رویههای جاری خو کردهاند، جریحهدار میکند.
• احتمالا برخی از هواداران ثابت نظام ریزش خواهند کرد.
• احتمالا کسانی نامزد و انتخاب میشوندکه صرفا آینهی مردمانگیزی و مردمفریبی خواهند بود.
• احتمالا نقدهایی شنیده خواهد شد که معمولا در رسانههای عمومی و پلتفورمهای رسمی نبایستی نشانی از آنها باشد.
• احتمالا برخوردهای آتشبهاختیار هم خواهیم دید.
و احتمالات دیگر ...
۱۲. این احتمالات دربارهی ریسکهای ترمیم رویههای جاری ناواقعبینانه نیست ولی به سه دلیل تحملکردنی است:
• همین حالا هم که رویههای جاری برقرارند، همهی این مخاطرات به شکل نقد و بالفعل دارند تجربه و تحمل میشوند و نظام دارد بهای برخورد با همهی اینها را میدهد. پس بهتر است این بها را برای ترمیم رویههای آسیبزایی بدهد که احتمال بقای نظام را بالاتر میبرد نه برای حفظ رویههای آسیبزا.
• احتمال معقولی هست که جامعه پس از مدتی مشاهده و تحمل ناهنجاریهای ناشی از حذف رویههای استصوابی و انحصاری، بهمرور وارد روند خودترمیمی بشود و به تعادل جدیدی برسد که از وضع کنونی بهمراتب کمآسیبتر است.
• در این روند، نظام ریزشهای احتمالی را با رویش احتمالی هواداران مسؤولیتپذیری جبران خواهد کرد که حمایتشان نه مشروط به برقرار ماندن رانتهای انحصاری خودیها و حذف رقبا، بلکه از سر مسؤولیت مدنی و شهروندی برای ارتقای خیر عمومی و مشارکتی است.
• نهتنها مرجعیت خبری، بلکه احتمالا مرجعیت نقد و مرجعیت اوپوزیسیون هم به داخل ایران منتقل خواهد شد و به این ترتیب، هر دو حاکمیتپذیرتر و بهقاعدهتر خواهند شد.
۲۸ فروردینماه ۱۴۰۵
محمدمهدی مجاهدی
@mmojahedi | 570 |
| 14 | ناتوانی آموختهشده و موانع کثرتپذیری پایگاه اجتماعی نظام
قسمت یکم از دو قسمت
محمدمهدی مجاهدی
۲۸ فروردینماه ۱۴۰۵
۱. صورت مسأله موقتا این است: سیاستگذاران و تصمیمگیران سیاسی ما میدانند که بهتر است پایگاه اجتماعی حکومت کثرتپذیر و فراگیر شود، ولی نمیتوانند چنین کنند. تریدهای اصلی این است:
• برای بقای نظام، آیا سیاستگذاران و تصمیمگیران ما فراگیری و کثرتپذیری پایگاه اجتماعی را واجب میدانند یا مستحب؟
• برخی معتقدند نظام با پشتیبانی ۱۲ تا ۱۵درصد از ملت و متکی به نیروی نظامی (دربرابر دشمنان خارجی) و نیروی انتظامی و دیگر نیروهای حافظ نظم خیابانی و با همین دستگاه تبلیغاتی (ص و س)که مخاطب اصلیاش همان ۱۲ تا ۱۵درصد نیروی وفادار است، میتواند بقای خودش را حفظ کند.
• برخی دربرابر معتقدند که همین باورحداقلی دربارهی حفظ و بقای نظام سبب شده است بقای نظام و ایران به خطر بیفتد. بنابراین، واجب است نظام فراگیری و کثرتپذیری پایگاه اجتماعی را برای بقای خودش و ایران جدی دنبال کند و در اولویت بگذارد.
۲. معطوف به مسألهی اصلی، دو سؤال اصلی داریم:
الف. علت این ناتوانی چیست؟
ب. چگونه میتوان این ناتوانی را برطرف کرد؟
۳. برای بررسی پرسش الف، میتوان پرسید آیا این احساس ناتوانی ریشه در واقعیتهای سخت و صلب ساختاری دارد، یا صرفا نوعی ناتوانی خودآموخته (learned disability) است، یا با ترکیبی از علل ذهنیـروانی و ساختاری مواجهیم؟
۴. بررسی علل ساختاری و راههای رفع آنها، مانند اقتصاد سیاسی حامیپروری (clientelism)، بهسرعت و بهسادگی قابل رفع نیستند. تخفیف و رفع آنها مستلزم برنامهریزیهای سیاسی و اجتماعی زمانبر، و اجرای این برنامههای دشوار نیازمند همکاری نزدیک میان نهادهای سیاسی و مدنی است، و چنین همکاریهایی مستلزم جامعهی تشکلیافته و مسؤولیتپذیری نهادینه و حکومت حلمسألهای و خوشظرفیت است.
۵. برای رفع موانع کثرتپذیری و فراگیری حکومت و مقدم بر چنان برنامهریزیهای سیاسی و اجتماعی و همکاریهای سیاسیـمدنی که در نکتهی چهارم ذکر شد، سیاستگذاران و تصمیمگیران سیاسی و اجتماعی باید در گام نخست، خودشان به امکانپذیری چنان تغییرات ساختاری بزرگی باور، و برای تحمل دشواریهای آن آمادگی ذهنی و روحیـروانی داشته باشند. یعنی شرط امکان چنین راهحلهایی گذار از موانع ذهنی فلجکننده است.
۶. جامعه و حکومت ما ویژگیهای مشترک دارند و آیینهآسا، یکدیگر را بازتاب میدهند. یکی از این ویژگیهای مشترک این است که بخش مهم و اثرگذاری از حکومت و جامعه هر دو به این نتیجه رسیدهاند که برای بقا و ارتقای نظام و ایران، نمیتوانند متقابلا به یکدیگر اعتماد کنند:
• بخشهایی از این جامعه معتقد شده است که همهی راههای اصلاح را پیموده و آزموده و سرش هر نوبت سختتر از پیش به سنگ خورده و راهی برای اصلاح از درون باقی نمانده.
• بخش مهمی از حکومت هم به این جمعبندی رسیده که باید به راضی نگاه داشتن همین جمعیت ۱۲ تا ۱۵درصدی حامیانش و حمایت همیشگی همین اقلیت اکتفا کند و اگر در این جهان پرآشوب و پر از عدمتعین، بخواهد کمی درها و پنجرهها را باز کند، آن قدر عدمقطعیت بر سرش آوار میشود، که از عهدهی ادارهی آنها و بهتبع از عهدهی ادارهی کشور و جمع و جور کردن خیابان بر نخواهد آمد.
۷. این پدیده را به تبع مارتین سلیگمن، میتوان «ناتوانی آموختهشده» در مقیاس سیاسیـاجتماعی دانست. این یک عارضهی روانشناختی اجتماعی است که در نتیجهی شکستهای پیاپی اقدامات مدنی و سیاسی جامعه و حکومت را نسبت به کارآیی نهادهای قانونی و متعارف و سرمایههای اجتماعی و مدنی بدگمان میکند و هر دو را به این جمعبندی میرساند که بهتر است راههای غیرمتعارف را بیازمایند: بخشی از جامعه به استقبال تجاوز صهیونیستیـآمریکایی و انقلاب معکوس میرود و همزمان، بخشی از حکومت هم که خود را در محاصرهی دشمنان خارجی و جامعهای ناراضی میبیند، خود را در جامعه منزوی میکند و از خیر پایگاه متنوع و فراگیر و کثرتپذیر میگذرد و در تلهی مقارنت فشار بیرونی و فرسایش درونی گرفتار میشود.
دنباله دارد ...
@mmojahedi | 531 |
