نشر آموت
رفتن به کانال در Telegram
🌸رمان ایرانی / رمان خارجی 🌸کتابهای ما را از کتابفروشیها و شهرکتابهای معتبر سراسر ایران بخواهید در بله ble.ir/aamout http://aamout.ir 09368828180 ble.ir/aamoutBS تماس ble.ir/aamoutpub ☎️021 44232075 ☎️021 66499105
نمایش بیشتر2 202
مشترکین
+324 ساعت
+247 روز
+3830 روز
آرشیو پست ها
2 202
داستانهای این مجموعه از حیث درونمایه، بیشباهت به داستانهای نویسندگان جنوبی معاصر فلانری اوکانر نیستند، اما زنده بودن آدمها و جسارت بیمانندِ نویسنده در ارائهی کمیکترین، تلخترین، گزندهترین و از همه مهمتر واقعیترین احساسات آدمهای جامعه در قالب آنها، و نیز درگیر کردن شخصیتها با مسائلی چون مذهب و برابری اجتماعی، تحسین بسیاری از منتقدان هم روزگارش را برانگیخت.
شخصیتهای داستانی او اغلب دارای ضعفهای اجتماعی هستند و بحثهای نژادی و قومی به خصوص وضعیت زندگی سیاهان در داستانهای او پر رنگ است. او با اطلاعات پراکندهای که به خوانندهاش میدهد، امکان پیشگویی و حل گرههای احساسی داستانها را پیش پای مخاطبش میگذارد.
در سال ۲۰۰۹ «مجموعه داستانهای فلانری اوکانر» در رایگیری بنیاد کتاب ملی آمریکا، به عنوان بهترین اثری که جایزه کتاب ملی آمریکا در حوزه ادبیات تخیلی طی ۶۰ سال گذشته به خود اختصاص داده، شناخته شد.
مجموعه کامل داستانهای فلانری اوکانر
(داستان خارجی)
نوشتهی فلانری اوکانر
ترجمهی آذر عالیپور
چاپ هفتم | ۸۹۶ صفحه | نشر آموت
@aamout
2 202
این داستان مثل یک رودخانه است که مسیرش با آرامش پیش میرود ، کمکم تندتر میشود و در نهایت به دریایی از احساسات میرسد.
همهچیز از قلعهی حیرت آمیز، استورتفلد شروع میشود. قلعهای که انگار ساکنان را جادو کرده؛ برای بعضی از آنها رفتن به دانشگاه و مستقل زندگی کردن از خانواده، برای افرادی عشق به ورزش و مسابقات، برای برخی دیگر ماندن و زندگی کردن در کنار قلعه برای تعداد کمی پرستاری از افراد ناتوان را به رقم آورده.
برگ برندهی «من پیش از تو» پُر بودن صحنههای قصه است. کممایه و خالی نیست. اتفاقات ریز و درشتی که در خانوادهی لوییزا میافتد، پاتریک دوستپسرش، آدمهای دور و بر ویل، جزییات رابطه مادر و ناپدری ویل. لحظات شیرینی مثل ماجرای خالکوبی و... همهی این صحنهها در یک کفهی ترازو و بخش گمشدن لوییزا در غار هزارتو و یادآوری خاطرات تلخ نوجوانیاش در کفهای دیگر این اثر را ارزشمند میکند.
من پیش از تو
(رمان خارجی)
نوشتهی جوجو مویز
ترجمهی مریم مفتاحی
چاپ نودونهم | ۵۳۶ صفحه | نشر آموت
@aamout
2 202
کمکمربی جوانِ مدرسه تمام عشق و توجهی را که هرگز دریافت نکرده، نثار کریستوفر لمب میکند و آرزو دارد سرپرستی او را بر عهده بگیرد اما شرایط مالی مناسبی ندارد. در همین زمان، خبری شگفتانگیز منتشر میشود: جک مسترسن پس از سالها سکوت اعلام میکند که کتاب جدیدی از مجموعهی جزیرهی ساعت نوشته و مسابقهای عجیب در جزیرهی شخصیاش برگزار خواهد کرد. تنها چهار نفر دعوت میشوند تا برای به دست آوردن تنها نسخهی این کتاب رقابت کنند.
لوسی یکی از این چهار نفر است.
رمان «بازی آرزوها» در هستهی خود، نامهای عاشقانه به قدرت ادبیات است؛ کتابی دربارهی اینکه چگونه داستانها میتوانند انسان را در سختترین سالهای زندگی زنده نگه دارند. مگ شفر بهوضوح میخواهد نشان دهد که بعضی کتابها فقط خوانده نمیشوند، بلکه نجات میدهند.
بازی آرزوها
نوشتهی مگ شفر
ترجمهی هدیه گرامی مقدم
۳۸۰ صفحه | نشر آموت
@aamout
2 202
*قصهای ادبی–تاریخی است که از زبان یک شاگرد صومعه در قبل از جنگ جهانی و حمله نازیها به بلژیک نقل میشود و تا پس از جنگ ادامه مییابد. او که لویی نام دارد نوجوان یازده سالهی کتابخوان و خیال پردازیاست که به شرح ماجراهای صومعه میپردازد و خواننده را با نادیدههای درون صومعه، رفتارها و برخوردهای راهبهها و کشیشها و سپس یورش نازیها و مصائب جنگ جهانی آشنا میکند.
هیچ یک از شاگردهای صومعه از مقررات مدرسه و تبصرههای بیشمار و گیجکنندهاش به طور کامل سردر نمیآورد چون هیچکس اجازه نداشت به دفتر مقررات نزدیک شود و یا لای آن دفتر کلفت و جلد چرمی با گوشههای برنجی اش را باز کند. خواهران راهبه آن را در قلعهشان قایم کرده بودند و اگر در موردی اختلاف نظر داشتند به آن مراجعه میکردند.
هوگو کلاوس با نوشتن این رمان، ادبیات بلژیک را جهانی کرد و مورد تقدیر بینالمللی قرار گرفت.*
اندوه بلژیک
(رمان خارجی)
نوشتهی هوگو کلاوس
ترجمهی سامگیس زندی
چاپ چهارم | ۷۴۴ صفحه | نشر آموت
@aamout
2 202
دخترى كه مىخواهد گذشتهاش را پشت سر بگذارد و يك زندگى تازه براى خودش بسازد.
همهچيز از جايى شروع مىشود كه وارد يك رابطه جديد مىشود، رابطهاى كه در ابتدا، دقيقاً همان چيزى به نظر مىرسد كه هميشه مىخواسته.
اما اين داستان، درباره اتفاقات ناگهانى نيست؛ درباره تغييرات آراميست كه كم كم معنا پيدا مىكنند.
جايى كه احساسات، تصميمگيرى را سخت مىكنند و مرز بين «دوست داشتن» و «آسيب ديدن» ديگر آنقدر واضح نيست.
در کنار این مسیر، گذشته هم بیصدا برمیگردد و همهچیز را پیچیدهتر میکند… تا جایی که شخصیت اصلی باید با خودش صادق باشد و انتخابی بکند که ساده نیست
ما تمامش مىكنيم فقط يك رمان عاشقانه نيست؛ يك روايت واقعى از پيچیدگى روابط است. روند داستان كاملاً تدريجى و باورپذير است و همين باعث تأثيرگذارى بيشترش مىشود. شخصيتها خاكسترى هستند! نه كاملاً خوب، نه كاملاً بد. به موضوعات مهمى مثل وابستگى عاطفى و روابط ناسالم مىپردازد خواننده را وادار مى كند قضاوت نكند، بلكه درک كند.
#ما_تمامش_مى_كنيم
نوشتهى كالين هوور
ترجمهى آرتميس مسعودى
چاپ هفتادوسوم | ٣٨٢ صفحه
نشر آموت
@aamout
2 202
**«قلب دوخته» از آن دسته رمانهایی است که بیشتر احساس میشوند تا صرفاً خوانده شوند. این کتاب ساختاری شبیه افسانه دارد، اما درون آن، خشونتی کاملاً واقعی جریان دارد؛ خشونت علیه زنان، علیه بدن، علیه آزادی، و علیه حق انتخاب.
بزرگترین دستاورد کارول مارتینز، زبان اوست. نثر این رمان سرشار از تصویر، موسیقی، حس و جسمانیت است. او با واژهها نمینویسد؛ با بافت، بو، رنگ و زخم مینویسد. آشپزخانه، پارچه، خون، شیر، اشک، نخ. همه به عناصر روایی تبدیل میشوند. زبان او زنانه است، اما نه به معنای لطیف؛ بلکه به معنای حامل حافظهی بدن و رنج نسلها.**
نوشتهی کارول مارتینز
ترجمهی کامران حسینی
چاپ اول | ۴۰۸ صفحه | نشر آموت
@aamout
2 202
Repost from کتابفروشی آموت
سلام و نور
وقتي كه صبح
تو سبزي
راهام سبز،
باغ دلم
پر از شاتوت
کتابفروشی آموت
(ارسال به سراسر كشور)
09368828180
@aamoutBS
aamout.ir
@aamoutbookstore
2 202
🌐سایت کتابفروشی
aamout.ir
📚کتابفروشی آموت
(ارسال به سراسر کشور)
09368828180
ble.ir/aamoutBS
💬گروه کتابخوانی آموتنوشت
ble.ir/aamoutnevesht
📩ارتباط با نشر
ble.ir/aamoutpub
🔺کانالها
ble.ir/aamout
ble.ir/aamoutbookstore
ble.ir/aamoutkhaneh
@aamout
2 202
*شروع شد*
*هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران* ⏰
خرید ۲۴ ساعته 🚚
ارسال رایگان به سراسر کشور🗓️
از ۲۶ اردیبهشت تا ۲ خرداد ۱۴۰۵
در 🌐 [book.icfi.ir](https://book.icfi.ir/book?search=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AA&searchType=quick-search)
[كتابهای نشر آموت](https://book.icfi.ir/book?search=%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AA&searchType=quick-search)
در نمايشگاه كتاب مجازی تهران ۱۴۰۵
به خرید فيزيكی و صوتی يا الكترونيكی توجه داشته باشيد
@aamout
2 202
*نشر آموت* در پیامرسان بله
كانال نشر آموت @aamout
كانال آموتخانه @aamoutkhaneh
كانال كتابفروشی @aamoutbookstore
2 202
«رستگاری» روایت غمانگیزِ نبردیست میان پل فان دِمبُرخ، سوسیالیستی آزاداندیش، و کشیشی قدرتمند در یک دهکده بسته و مذهبی. فان، تنها نجار و مغازهدار روستاست و همراه همسرش زندگی آرامی دارد؛ اما در این جامعه کشاورزی که همهچیز بر مدار ایمان و فرمان کلیسا میچرخد، او تنها کسی است که کتاب میخواند و جرئت میکند در وجود خدا تردید کند. همین شکورزی، از نگاه مردم و بهویژه کشیش تازهوارد — مردی یکچشم، عبوس و سختگیر — تهدیدی برای وحدت و ایمان جمعی به شمار میرود. حضور فان نظم دیرسال دهکده را برهم میزند و شعلهٔ دشمنی را میافروزد؛ دشمنیای که به تدریج به نبردی آشکار میان فردی متفکر و جامعهای خُرد و خشکمغز بدل میشود.
«آلفونسوس ژوزفوس دی ریدر» (۱۸۸۲ – ۱۹۶۰) شاعر و نویسندهی بلژیکی، آثارش را با نام «ویللم اِلسخوت» منتشر کرده است. السخوت در خانوادهای نانوا متولد شد و در رشتهی اقتصاد و تجارت تحصیل کرد. عموم آثار این نویسنده، بر دو محور تجارت و زندگی خانوادگی بنا شدهاند و شخصیتپردازیهای دقیق و انتقاد از طریق طنز از امتیازهای آثار اوست. ویللم اِلسخوت در سال ۱۹۲۰ با دریافت نشانی از پادشاهی بلژیک، لقب شوالیه را به دست آورد. او سرانجام در هفتادوهشتسالگی بر اثر سکتهی قلبی درگذشت. سالها پس از مرگش، برندهی جایزهی دولتی ادبیات نیز شد.
سامگیس زندی، متولد ۱۳۳۹ زنجان و مترجم زبانهای هلندی و دانمارکی.
از این مترجم، پیشتر ترجمهی رمانهای «اندوه بلژیک» (نوشتهی هوگو کلاوس)، «فرشته ساز» (نوشتهی استفان برایس) و «پنیر هلندی» (نوشتهی ویللم السخوت) در نشر آموت منتشر شده است.
https://t.me/aamout/17947
@aamout
2 202
سه زنـدگی، در دو زمان متفــاوت، بهشکلی رازآلود به هـم پیـوند میخورند.
در قرن نوزدهم، اوپالین از ازدواجی اجباری میگریزد و در دنیایی که برای زنان جایی ندارد، بهدنبال استقلال و صدای خویش میگردد.
در زمان حال، مارتا از رابطهای ویرانگر رها میشود و در جستوجوی بازسازی زندگیاش به دوبلین میآید. همزمان، هنری، پژوهشگری دانشگاهی که بهدنبال کتابفروشیای اسرارآمیز است، برای پیشبرد پژوهشی که بودجهای برایش دریافت کرده، وارد دوبلین میشود.
سرنوشت این سه غریبه در میان قفسههای کتابفروشیای افسانهای در هم گره میخورد تا...
* این کتاب را به خاطر ماهیت جادویی و جذب کنندهاش دوست داشتم.
تانیا ای. ویلیامز (نویسنده)
* مهم نیست چه باری را به دوش میکشیم - خیانت، سؤاستفاده، عشق از دست رفته- همیشه میتوانیم رشد کنیم، با حقیقت وجودمان روبهرو شویم و قدم به دنیایی شگفتانگیز بگذاریم.
شری رابرتس (نویسنده)
* نویسنده حسرت آن روزهای کتابفروشی سیلویا بیچ را که کسانی مثل ازرا پوند، جیمز جویس، تی. اس. الیوت و ارنست همینگوی به آنجا رفتوآمد داشتهاند و کتاب میخواندند، به اشتراک میگذارد.
مارک استیب (نویسنده)
ایوی وودز نویسندهی ایرلندی (متولد ۱۹۷۶) . آثارش در مرز میان واقعیت و خیال شکل میگیرند. او در نوشتههای خود به موضوعاتی چون هویت، آزادی و قدرت دگرگونکنندهی کتابها میپردازد.
رمان «کتابفروشی گمشده» از شناختهشدهترین آثار اوست که با استقبال گستردهی خوانندگان در ایرلند و انگلیس روبهرو شده. ایوی وودز در این رمان، داستانی نوشته، دربارهی قدرت کتابها، جادوی روایت و زنانی که راه رهاییشان را از میان کلمهها پیدا میکنند.
وودز در دوبلین زندگی میکند و همچنان به نوشتن و خلق جهانهایی سرشار از جادو و روایت ادامه میدهد.
نفیسه حسنزاده متولد ۱۳۷۱ در اصفهان، و فارغالتحصیل رشتهی طراحی فضای سبز است.
پیش از این رمان «کلمههای آبی تیره» با ترجمهی این مترجم در نشر آموت منتشر شده است.
https://t.me/aamout/17945
@aamout
2 202
خواهش میکنم سرزمین از همگسیخته را بخوان!
خدیجه زمانیان: در روزهایی که به استیصال میرسم، روزهایی که درماندگی وادارم میکند مدتها به یک لیوان چای زل بزنم و بخار آن را تماشا کنم، روزهایی که کاری نمیتوانم بکنم جز تماشای دنیای عجیب اطرافم معمولا برای فرار از این اضطرار، پریشانی، تهیدستی و درماندگی فقط به #عاشقانه_ها پناه میبرم.
از خیلیها میشنوم که این روزها چه کسی دل و دماغ خواندن دارد آن هم #رمان_عاشقانه؟ ولی برای من خواندن عاشقانه همیشه مُسَکن بوده یک درمان برای زخمی که با هیچ چیز التیام نمییابد جز گذشت زمان و من این زمان را با خواندن #عاشقانه_ها میگذارنم تا ذهنم را آرام کنم تا روحم را درمان کنم تا باز بتوانم بلند شوم.
عاشقانه ها برای من همیشه کارساز بودهاند. بی برو برگرد و دیگر حالا باور دارم تنها چیزی که در مواقع عجز به کمکم آمده خواندن یک عاشقانه ناب بوده تا کمی ذهن پریشانم را آرام کنم تا باز بتوانم در دنیای بی ثبات، دنیایی که همه چیز در آن وارونه شده زندگی کنم .
یادم هست چه عاشقانههایی من را نجات دادند فعلا نام نمیبرم چون فهرستی طولانی خواهند شد اما در این روزها که خیلی چیزها امان ما را بریده، کمرمان را خم کرده و حالمان را بد، #سرزمین_از_هم_گسیخته را خواندم و بسیار لذت بردم. هر سه شخصیت داستان؛ گابریل، فرانک و بث بسیار خوب و جذاب خلق شدهاند چنان که رفتار و احوالاتشان بر دل مخاطب مینشیند. مخصوصا فرانک که بسیار عاشق و بسیار دوست داشتنی است و به گمانم چنین شخصیتی فقط در داستانها و مخصوصا فقط در همین کتاب وجود دارد و مابهازای بیرونی ندارد.
با آنکه داستان درباره عشقی ممنوعه است و چنانکه پشت جلد نوشته شده ممکن است از داستان این نتیجه گرفته شود که یک ارتباط عاشقانه ممنوعه چه پیامدهای فاجعهباری به دنبال دارد اما نویسنده اصلا وارد فضای قضاوت نشده و با واکاوی شخصیتهای داستانش، قضاوت را بر عهده مخاطب میگذارد. ازین حیث خانم کلر لزلی هال بسیار در رمان اولش، موفق ظاهر شده و راستش به نبوغ و قدرت نویسندگیاش حسرت خوردم و با خودم گفتم: کاش من این داستان را نوشته بودم!
با آنکه لحظه لحظه داستان پر است از هیجان اما آرامشی بر داستان سایه انداخته که آن را لطیف کرده است. این آرامش هم در خلوتها دیده میشود هم در زندگی روزمره و حتی به زعم من در فضای دادگاه. این حجم از آرامش در این داستان برای من عجیب است و این بر نمیآید جز از نویسندهای که تجربههای زیسته بسیار دارد؛ با قلم و طبیعت مانوس است چون هم روزنامهنگار است و هم در مناطق ییلاقی و بکر زندگی کرده، این تجربه از او قدرتی ساخته که حالا در رمانش آن را نمایان کرده است.
اما امان از آن ضربه آخر؛ ضربهای که انتهای کتاب از افشای یک حقیقت بر خواننده وارد میشود و داستان را در ذهن مخاطب ماندگار میکند. راستش من به آخر داستان رسیدم مات و مبهوت مانده بودم و حتی نمیتوانستم کتاب را زمین بگذارم. نمیدانم یک نویسنده چطور در اولین قدم نویسندگی میتواند اینگونه بنویسد و مهارتهایش را در نوشتن به رخ بکشد؟
دوست دارم یقه هر آدمی که روبرویم است بگیرم و به او بگویم:«خواهش میکنم، #سرزمین_از_هم_گسیخته» را بخوان!
#سرزمین_از_هم_گسیخته (رمان عاشقانه خارجی) نوشتهی کلر لزلیهالی ترجمهی رفیع رفیعیصفایی ۳۵۲ صفحه | نشر آموت دور غم هم میرقصیم ...https://t.me/aamout/17774 @aamout
2 202
یک تراژدی ساده، اما باشکوه
رعنا پورصادق: اگر یک کتابخوان حرفهای نباشید، حتما علاقه کتابخوانها به کتاب و این وابستگی وسواسی آنها را به خواندن درک نخواهید کرد.
سخت است برای کسی که خودش درگیر کلمات نیست از جادوی کلمات گفت. از این حس خاص بعد از خواندن آخرین کلمات کتاب؛ این دوباره برگشتن و خواندن، حس عجیبی که هر بار دلت نمیخواهد این کتاب تمام شود و گفتن از کتابی که نمیتوانی رهایش کنی، سختتر است.
سرزمین از هم گسسته را با غم خریدم، غم آخرین کتابی که احتمالا تائیدش کردید و این آخرین یادگاری از شما عجیب دلنشین است. راستش را بگویم نمیخواستم به این زودیها بخوانمش، ولی صحبت با سیمین جانم باعث شد، زودتر از برنامهریزیهایم به سراغش بروم.
عجیب کتاب دلنشینی است. نه شروع طوفانی و چشمگیری داشت و نه شخصیتهایش در صفحات اول دلت را میبردند. یک داستان خانوادگی پر از عشق که هرگز نمیتوانی آیندهاش را پیش بینی کنی.
کلر لزلی هال انگار نه به قصد پرفروش بودن در چند هفته ابتدایی که گویی برای ماندگاری و درگیر کردن مخاطب جلو آمده است.
هر جمله کتاب در درستترین جایگاهش به مخاطب عرضه شده است و بهترین ابزار برای گیج نکردن مخاطب همان انتخاب روایت چند زمانی است. داستان هم گذشته را روایت میکند، هم از حال میگوید و هم در چند فصل دیگر برگهای از آینده را رو میکند.
سرزمین از هم گسسته همانقدر که یک ماجرای عاشقانه است، معمایی نیز هست. همانقدر که عشق مادری در آن موج میزند، غم از دست دادن هم دارد. یک تراژدی باشکوه که در عین سادگی مجذوبتان میکند. روایتی ساده اما دردناک. عشقی که از هر صفحه کتاب میریزند همپای غمی است که در گوشه گوشه صفحاتش جا خوش کرده است.
سرزمین از هم گسسته همان کتابی است که میتواند هر کسی را عاشق کلمات کند.
حتی اگر در ماه یک کتاب میخوانید، بگذارید کتاب این ماه روحتان را نوازش دهد، به این داستان باشکوه اجازه خودنمایی بدهید....
.
#سرزمین_از_هم_گسیخته (رمان عاشقانه خارجی) نوشتهی کلر لزلیهالی ترجمهی رفیع رفیعیصفایی ۳۵۲ صفحه | نشر آموت دور غم هم میرقصیم ...https://t.me/aamout/17774 @aamout
2 202
از آنجایی که این رمان مانند یک مجموعه داستان کوتاه است، هر فصل با یک کاراکتر جدید در یک فضای جدید شروع میشود. هر یک از این شخصیتها خصوصیتهای فیزیکی و شخصیتی منحصر به فرد خود را دارند، در میان افراد و در جایی زندگی میکنند که با فصلهای دیگر متفاوت است.
«به خانه بیا» به مهاجرت بزرگ هم میپردازد که طی آن در خلال سالهای ۱۹۱۶ تا ۱۹۳۰ حدود ۱.۶ میلیون آفریقایی-آمریکایی از مناطق روستایی جنوب به شهرهای صنعتی شمال مهاجرت کردند. پنج میلیون نفر دیگر نیز از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۰ این کار را انجام دادند. این مهاجرت بزرگ باعث شکوفایی فرهنگ در این شهرهای بزرگ شد، از جمله نیویورک در دهه ۱۹۲۰ که زادگاه رنسانس هارلم بود.»
متن کامل گفتگو
#به_خانه_بیا
نوشتهی یا جآسی
ترجمهی سارا نجمآبادی
۴۸۴ صفحه | نشر آموت
aamout.ir
@aamout
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
