دکتر نعمت الله فاضلی
رفتن به کانال در Telegram
کانال اینستاگرام دکتر نعمت الله فاضلی www.instagram.com/DrNematallahFazeli ارتباط با ادمین: @mziyachi
نمایش بیشتر8 191
مشترکین
+124 ساعت
-157 روز
-3030 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+11
در 1 کانالها
سپتامبر '26
+71
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '26
+142
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+112
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+87
در 6 کانالها
Get PRO
مه '26
+29
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+71
در 6 کانالها
Get PRO
مارس '26
+22
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+79
در 13 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+160
در 6 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+86
در 10 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+177
در 23 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+128
در 27 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+47
در 25 کانالها
Get PRO
اوت '25
+50
در 16 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+93
در 22 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+67
در 19 کانالها
Get PRO
مه '25
+70
در 27 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+157
در 42 کانالها
Get PRO
مارس '25
+79
در 40 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+139
در 32 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+128
در 34 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+146
در 24 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+131
در 26 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+94
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+145
در 25 کانالها
Get PRO
اوت '24
+125
در 31 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+718
در 60 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+125
در 25 کانالها
Get PRO
مه '24
+146
در 37 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+235
در 47 کانالها
Get PRO
مارس '24
+151
در 36 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+136
در 28 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+107
در 26 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+200
در 38 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+151
در 35 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+153
در 37 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+272
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+305
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+332
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+194
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+228
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+223
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+201
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+130
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+152
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+221
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+237
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+519
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+103
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+151
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+80
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+137
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+83
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+67
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+81
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+97
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+89
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+76
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+85
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+74
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+200
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+226
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+90
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+78
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+88
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+197
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+329
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+114
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+97
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+5 410
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 04 اکتبر | +4 | |||
| 03 اکتبر | +3 | |||
| 02 اکتبر | 0 | |||
| 01 اکتبر | +4 |
پستهای کانال
🎵 فایل صوتی گفتگوی آرته با دکتر نعمت الله فاضلی
🔹قسمت 6: دانشگاه تبریز
🔻حجم فایل: 17.2MB، زمان: 75 دقیقه
| 2 | 📹 فایل تصویری گفتگوی آرته با دکتر نعمت الله فاضلی
🔹قسمت 6: دانشگاه تبریز
🔻حجم فایل: 1252MB، زمان: 75 دقیقه
✅ تماشای آنلاین ویدیو در وب سایت آرته | 364 |
| 3 | 🎵 📖 فایل صوتی کلاس «تاریخ تحولات فرهنگی ایران» دکتر نعمت الله فاضلی
🔶شماره 11: جنسیت، بدن و زندگی روزمره (آخرین فایل)🔶
✅ دانشگاه علامه طباطبایی، مقطع ارشد، 1404
✅حجم فایل:24MB، زمان: 104 دقیقه | 361 |
| 4 | ✅ دانشگاه، اگر فقط محل درس باشد، هیچ معنایی ندارد؛ دانشگاه زمانی دانشگاه میشود که «معنا» تولید کند. معنا همان چیزی است که از دل خاک بیرون میزند، از دل ریشه بالا میآید، از دل ساقه عبور میکند و در برگها و میوهها دیده میشود. معنا، محصول باغ است؛ محصول اقلیم؛ محصول خاکی که زنده است. و صلح، اگر بخواهد معنا شود، باید در دانشگاه معنا شود. هیچ نهادی در جهان به اندازهٔ دانشگاه توانایی تولید معنا ندارد؛ نه خانواده، نه مدرسه، نه رسانه، نه دولت. دانشگاه تنها جایی است که انسان میتواند از «دانستن» عبور کند و به «فهمیدن» برسد.
🔻و صلح، چیزی نیست که فقط باید دانسته شود؛ صلح چیزی است که باید فهمیده شود، لمس شود، زیسته شود، درونی شود، و در نهایت به «معنا» تبدیل شود.
✅ دانشگاه، کارخانهٔ معناست؛ اگر معنا تولید نکند، هرچه تولید کند بیمصرف است. و صلح، یکی از بزرگترین معناهایی است که دانشگاه باید تولید کند. صلح، یک مفهوم نیست؛ یک «معنا»ست. معنا یعنی چیزی که در ذهن میماند، در رفتار جاری میشود، در نگاه رسوب میکند، در تصمیمها اثر میگذارد. معنا یعنی چیزی که انسان را تغییر میدهد. و دانشگاه، اگر نتواند انسان را تغییر دهد، دانشگاه نیست؛ ساختمان است، اداره است، انبار مدرک است.
🔻در جهان امروز، دانشگاهها کمکم فهمیدهاند که صلح فقط یک موضوع نیست؛ یک «وظیفهٔ هستیشناختی» است. یونسکو چهار یادگیری را مطرح کرده: یاد بگیریم که یاد بگیریم، یاد بگیریم که انجام دهیم، یاد بگیریم که باشیم، و یاد بگیریم که با هم باشیم. این چهار یادگیری، چهار ریشهٔ باغ دانشگاهاند. اما فقط یکی از آنها صلح است: «یاد بگیریم که با هم باشیم». این جمله، ساده است، اما جهان را تکان میدهد.
🔻با هم بودن، همان صلح است. صلح یعنی توانایی زیستن در کنار دیگری، بدون حذف او، بدون تحقیر او، بدون ترس از او، بدون خشونت نسبت به او. صلح یعنی توانایی دیدن دیگری بهعنوان انسان، نه دشمن، نه رقیب، نه تهدید. صلح یعنی توانایی ساختن جهانی که در آن «دیگری» جایگاه دارد.
🔻دانشگاه، اگر نتواند این معنا را تولید کند، هیچ معنای دیگری را هم نمیتواند تولید کند. دانشگاهی که صلح نمیآفریند، علم نمیآفریند؛ دانشگاهی که صلح نمیآفریند، اخلاق نمیآفریند؛ دانشگاهی که صلح نمیآفریند، انسان نمیآفریند. دانشگاه بدون صلح، مثل باغ بدون آب است؛ حتی اگر هزار درخت داشته باشد، همه خشکاند. | 1 488 |
| 5 | 📝 دانشگاه صلح (1)
🔻نعمت الله فاضلی، 10 مهر 1405
✅ مقدمه: نطفه صلح
🔻صلح همیشه از یک نقطه آغاز میشود؛ از یک نطفهٔ کوچک، خاموش، پنهان، که در تاریکی خاک میافتد و هیچکس نمیبیندش. صلح پیش از آنکه گفتمان باشد، بذر است؛ پیش از آنکه برنامهٔ درسی باشد، جوانه است؛ پیش از آنکه سیاست عمومی باشد، جرقهای در دل انسان است. و دانشگاه، اگر بخواهد دانشگاه باشد، باید خاک این نطفه باشد؛ خاکی که میپذیرد، میپروراند، نگه میدارد و اجازه میدهد نطفهٔ صلح به ریشه تبدیل شود.
🔻من همیشه گفتهام: دانشگاه، اگر صلح نیافریند، دانش نمیآفریند. این جمله فقط یک شعار نیست؛ قانون باغ است. باغی که خاکش آلوده باشد، هیچ نهالی در آن نمیروید، حتی اگر هزار باغبان بالای سرش باشند. در چند سال گذشته بارها دربارهٔ دانشگاه و صلح سخن گفتهام، اما هر بار حس کردهام هنوز در مرحلهٔ نطفه هستیم؛ هنوز باغی ساخته نشده؛ هنوز خاک دانشگاه ایرانی از آفتها پاک نشده؛ هنوز آب کافی به ریشهها نرسیده؛ هنوز نور به برگها نتابیده.
✅ انجمن علمی مطالعات صلح ایران، انجمن جامعهشناسی و دیگر انجمنها تلاش کردهاند، اما این تلاشها هنوز آبیاری پراکنده است. صلح آبیاری پراکنده نمیخواهد؛ آبیاری پیوسته میخواهد. صلح سخنرانی نمیخواهد؛ باغبانی میخواهد.
🔻صلح پروژه نمیخواهد؛ اقلیم میخواهد. و اقلیم صلح از دانشگاه آغاز میشود. دانشگاه اقلیم است؛ نه ساختمان، نه آییننامه، نه بودجه. اقلیم یعنی هوا، نور، خاک، آب، باد؛ یعنی آن چیزی که همهٔ موجودات در آن نفس میکشند. اگر اقلیم دانشگاه صلح نباشد، هیچ رشتهای صلحجو نمیشود، حتی اگر نامش «مطالعات صلح» باشد. من همیشه گفتهام: صلح، درس نیست؛ هواست. هوا را نمیشود فقط در یک کلاس تزریق کرد؛ باید در تمام راهروها، تمام اتاقها، تمام ذهنها جریان داشته باشد.
✅ اما پیش از آنکه به اقلیم برسیم، باید بپذیریم که جهان امروز در وضعیت دوگانهای است: از یک سو خشونت تاریخی کاهش یافته؛ از سوی دیگر خشونت ساختاری و فرهنگی و حتی نظامی در حال افزایش است. این دوگانه همان دوگانهٔ باغ است: باران بیشتر شده، اما آفتها هم بیشتر شدهاند. استیون پینکر میگوید جهان امروز صلحآمیزترین دوران تاریخ بشر است؛ حق دارد. اگر تاریخ را از پنج هزار سال پیش تا امروز نگاه کنیم، میبینیم خشونت مستقیم کاهش یافته. اما این فقط یک روی سکه است؛ روی دیگر سکه آفتهاست.
🔻کتاب تاریخ سختکشی را که میخوانیم، میبینیم انسانها چگونه یکدیگر را میکشتند؛ با تازیانه، با آتش، با پوست کندن، با دیگ جوشان. اما امروز خشونت شکل دیگری دارد: خشونت ساختاری، خشونت فرهنگی، خشونت نمادین. خشونت امروز چاقو نیست؛ هواست. هوا را نمیشود دید، اما میشود نفس را برید. گالتونگ میگوید: صلح منفی یعنی نبود جنگ؛ صلح مثبت یعنی حضور عدالت.
🔻ما در ایران نه صلح منفی داریم، نه صلح مثبت. نه جنگ رسمی داریم، نه عدالت واقعی. ما در وضعیت میانبود هستیم؛ وضعیتی که نه باغ است، نه بیابان؛ نه باران است، نه خشکسالی؛ نه نور است، نه تاریکی. و این وضعیت خطرناکترین وضعیت برای نطفهٔ صلح است. نطفهٔ صلح در چنین وضعیتی یا خشک میشود، یا آفت میگیرد، یا زیر خاک میپوسد. و دانشگاه، اگر باغبان نباشد، این نطفه را نجات نمیدهد.
✅ من همیشه گفتهام: دانشگاه، باغبان صلح است؛ نه کارمند دولت. دانشگاه باید مراقب خاک باشد، نه فقط مراقب آییننامه؛ باید مراقب ریشه باشد، نه فقط مراقب بودجه؛ باید مراقب نور باشد، نه فقط مراقب نمره؛ باید مراقب آب باشد، نه فقط مراقب آمار. صلح اگر بخواهد زاده شود، باید در دانشگاه زاده شود. خانواده مهم است، مدرسه مهم است، رسانه مهم است؛ اما هیچکدام اقلیم نیستند. اقلیم فقط دانشگاه است.
🔻اقلیم یعنی جایی که انسان بالغ میشود، فکر میکند، مینویسد، میپرسد، نقد میکند، میسازد، میکوبد، میگریزد، میماند، میبالد. و اگر اقلیم دانشگاه صلح نباشد، هیچ جامعهای صلحجو نمیشود. من همیشه گفتهام: صلح، محصول اقلیم است، نه محصول ارادهٔ فردی. فرد میتواند صلحجو باشد، اما اگر اقلیم صلحجو نباشد، فرد تنها میماند. و فرد تنها نمیتواند باغ بسازد. به همین دلیل است که میگویم: دانشگاه، خاک صلح است؛ اگر این خاک اصلاح نشود، هیچ نهالی نمیروید. | 1 217 |
| 6 | 📝 قسمتی از مقدمه دکتر نعمتالله فاضلی بر کتاب «مردمنگاری در آموزش»:
✅ سخن گفتن از مردمنگاری همیشه برایم دلپذیر بوده است؛ بهویژه هنگامی که موضوع، مردمنگاری آموزشی باشد. این حوزه از مردمنگاری را حتی بیش از دیگر جلوههای آن دوست دارم؛ زیرا هم معلمم و هم مردمنگار، و بیش از همه، پژوهشگری هستم که سالهاست در جستوجوی پلها و پیوندهای میان مردمنگاری و معلمی است.
🔻اگر شما اکنون این کتاب را در دست گرفتهاید و میخوانید، احتمالاً یا معلم هستید، یا مردمنگار، یا دستکم دغدغهٔ آموزش و زندگی مدرسه را دارید. شاید همین علاقهٔ مشترک است که ما را کنار هم قرار داده است: علاقه به شناختن، یافتن و ساختن پیوندهای بیشتر میان مردمنگاری و آموزش؛ پیوندهایی که بتوانند به ساختن جهانی انسانیتر کمک کنند. جهانی که در آن معنای زندگی و تجربهٔ زیسته انسانها، بهویژه معلمان و دانشآموزان، اهمیت داشته باشد؛ جهانی که همهچیز در آن به قدرت، سیاست، پول و اقتصاد فروکاسته نشود. این خواسته، در نگاه نخست، ساده و طبیعی به نظر میرسد؛ اما تحقق آن چندان ساده نیست. کاش فاصلهٔ میان خواستن و توانستن در اینجا کمتر بود…
✅ نکتهٔ مهمی که درباب مردمنگاری آموزشی و ترجمه این کتاب باید در نظر بگیریم، بهنگام بودن و ضرورت ترجمهٔ آن برای مطالعات آموزش در ایران است. در دههٔ اخیر ما شاهد رونق گرفتن پژوهشهای کیفی در مطالعات آموزش در ایران هستیم.
🔻پژوهشهای مردمنگارانه هم بخشی از جریان کیفیگرا است. به تعبیر لینکلن و دنزین (۲۰۰۵) ما شاهد یک «لحظه» در پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی و آموزشی در جهان هستیم و این لحظه چند دهه است که شکل گرفته و اکنون در ایران هم میتوان آن را دید.
🔻به گمانم گسترش مردمنگاری آموزشی در مطالعات آموزش در ایران، «لحظهٔ» مهمی برای نهاد مدرسه و آموزش و همچنین محققان آموزشی تواند بود. منظور لینکلن و دنزین هم از لحظه، صرفاً یک دوره زمانی نیست؛ بلکه بزنگاهی تاریخی است که در آن شیوهای از دیدن، اندیشیدن و پژوهش کردن دستخوش تغییر میشود. این نکته برای مردمنگاری اهمیت ویژهای دارد.
🔻مردمنگاری فقط مجموعهای از فنون گردآوری داده نیست که بتوان آن را یکبار آموخت و سپس به کار بست. مردمنگاری، در معنای عمیقتر خود، شیوهای از دیدن و بودن در جهان است. تجربهٔ میدان، مواجهه با انسانها و شنیدن روایتهای آنها میتواند پژوهشگر را تغییر دهد؛ گاهی چنان که پس از آن، دیگر نمیتواند جهان را به همان شکل پیشین ببیند.
🔻همچنین در نظر بگیریم که گسترش پژوهشهای کیفی و تا حدی هم شروع رونق گرفتن مردمنگاری میتواند زمینهای برای گسترش روشهای تلفیقی و ترکیبی باشد. امروزه ما در پایان نزاع میان کمیگراها و کیفیگراها هستیم و جهان علم به این اجماع رسیده است که روشهای ترکیبی و متناسب با مسئلهٔ تحقیق بهترین راهبرد است.
✅ بنابراین، «لحظهٔ کیفی» یا «لحظهٔ مردمنگارانه» کنونی، نفی گذشته نیست. ما میدانیم هر لحظهٔ تاریخی چیزی از گذشته را با خود حمل میکند، اما همزمان امکانهای تازهای برای دیدن و فهمیدن جهان میگشاید. بنابراین، لحظههای پیشین از میان نمیروند. آنها همچنان در زمان حال حضور دارند؛ گاهی به شکل میراثی که از گذشته باقی مانده است و گاهی به صورت شیوههایی که پژوهشگران همچنان به کار میبرند یا در برابرشان موضع میگیرند... | 541 |
| 7 | 📚معرفی کتاب
۸۳) مردمنگاری در آموزش
🔸نویسنده: دیوید میلز، میسی مورتون
🔸مترجم: نوگل روحانی
🔸ناشر: همرخ، پاییز ۱۴۰۵
🔻با مقدمه ای از دکتر نعمتالله فاضلی
✅ مردمنگاری تنها روشی برای گردآوری داده نیست؛ شیوهای است برای دیدن، بودن، اندیشیدن و نوشتن درباره جهان اجتماعی. «مردمنگاری در آموزش» خواننده را با این شیوه پژوهش و ظرفیتهای آن برای فهم تجربههای آموزشی آشنا میکند و نشان میدهد چگونه میتوان از دل زندگی روزمره در مدرسه، دانشگاه و دیگر محیطهای یادگیری، به بینشهایی عمیقتر درباره آموزش دست یافت.
✅ تا ۱۵ مهر پیشخرید با ۲۰٪ تخفیف:
🛒https://hamrokh.com/kala/mardomnegari-dar-amoozesh/ | 572 |
| 8 | 🔻در جهانی که سرعت به ارزش تبدیل شده است، کتاب هنوز مدافع آهستگی است. و صلح نیز به همین آهستگی نیاز دارد. خشونت اغلب شتابزده است. از عجله در داوری تغذیه میکند. از قطع کردن گفتوگو نیرو میگیرد. اما صلح محصول درنگ است. محصول زمانی است که انسان لحظهای بایستد و از خود بپرسد: دیگری چه میبیند که من نمیبینم؟ چه رنجی را تجربه میکند که از چشم من پنهان مانده است؟ چه روایتی از جهان دارد که من هنوز نشنیدهام؟
✅ از همین نقطه است که انسانشناسی وارد میدان میشود. اگر بخواهم همه سالهای فعالیت علمی خود را در یک جمله خلاصه کنم، شاید بگویم که انسانشناسی برای من هنر شنیدن دیگری بوده است. از همان زمانی که با
سنت انسانشناسی تفسیری آشنا شدم، احساس کردم این سنت چیزی بسیار فراتر از یک مکتب دانشگاهی است.
🔻در اندیشه کلیفورد گیرتز و مری داگلاس و ویکتور ترنر دیگر انسانشناسان تفسیری، انسان موجودی دیده میشود که در جهان معناها زندگی میکند؛ موجودی که جهان خود را روایت میکند، تفسیر میکند و از خلال همین فرایندها به زندگیاش شکل میدهد. این نگاه عمیقاً انسانمحور است، اما نه به معنای خودبنیاد و خودکفای مدرن آن. انسانمحور است زیرا به عاملیت، خلاقیت و توانایی معناپردازی انسان ایمان دارد. صلحمحور است زیرا هیچ انسانی را صرفاً موضوع مطالعه یا ابژه شناخت تلقی نمیکند. هر انسان در این نگاه حامل جهانی از معناهاست و هر جهان معنایی سزاوار شنیده شدن است. | 414 |
| 9 | 📝 کتاب؛ رسانه صلح
🔻نعمت الله فاضلی، 8 مهر 1405
✅ یادداشتی که می خوانید آغاز فصل پایانی کتاب «در آئینه دیگری: صلح، دیگری و امکان با هم بودن» است که امروز آن را به نشر همرخ برای چاپ دادم. با بحران ویرانگر جنگ و فروپاشی اقتصادی کشور، متأسفانه امکان
خرید کتاب بی نهایت محدود شده است و نمی دانم «در آئینه دیگری» که حاصل عمرم هست، مجال خوانده شدن بیابد یا نه. اما امیدوارم فرهیختگان و انسان دوستان و وطن دوستان کمک کنند تا کتاب در جامعه ایران زنده و سرزنده بماند. کتاب، رسانه صلح و زندگی است. قطعه ای از کتابم را با هم بخوانیم. این کتاب تلاشی است برای یادگیری «هنر با هم بودن».
✅ وقتی الفبای زندگی؛ خواندن و نوشتن به مثابه زیستن را مینوشتم، به تدریج به این نتیجه رسیدم که نوشتن فقط فعالیت فکری یا حرفهای نیست. نوشتن برای من شکلی از زیستن است. همانگونه که بعضی آدمها باغبانی میکنند، بعضی سفر میکنند و بعضی عبادت میکنند، من نیز مینویسم. نوشتن برای من همواره چیزی میان مراقبه، نیایش، گفتوگو و جستوجوی خویشتن بوده است. هر بار که پشت میز مینشینم و سطری مینویسم،
احساس میکنم بخشی از آشوبهای درونیام صورت و معنایی پیدا میکنند.
🔻کلمات برای من فقط ابزار انتقال معنا نیستند؛ پناهگاه معنا هستند. شاید به همین دلیل باشد که هیچگاه نتوانستهام میان نوشتن و صلح فاصلهای ببینم. نوشتن، دستکم آنگونه که من تجربه کردهام، کنشی صلحجویانه است. انسان وقتی مینویسد به جای فریاد زدن، گفتوگو میکند؛ به جای حذف کردن، توضیح میدهد؛ به جای خشونت، زبان را به میدان
میآورد. قلم، دستکم در تجربه زیسته من، همواره جایگزینی برای خشونت بوده است. هر کتابی که نوشتهام، حاصل نوعی آشتی موقت با جهان بوده است. گویی در فرایند نوشتن، آدمی میکوشد با زندگی، با گذشته، با رنجها، با امیدها و حتی با نادانستههای خویش وارد گفتوگو شود و شکلی از صلح درونی را تجربه کند.
✅ کتاب در آینه دیگری این تجربه را برای من به شکلی مضاعف رقم زد. زیرا موضوع این کتاب چیزی بیرون از زندگی خودم نبود. این بار نه فقط ابزار من نوشتن بود، بلکه خود موضوع نیز صلح بود. من سالها درباره فرهنگ، زندگی روزمره، روایت، تجربه زیسته و آموزش نوشته بودم؛ اما در این کتاب همه آن تجربهها پیرامون یک دغدغه مرکزی گرد آمدند: چگونه میتوان در جهانی
که ظاهراً هر روز بر حجم بیگانگی، سوءتفاهم، خشونت و گسستهایش افزوده میشود، همچنان از صلح سخن گفت؟ چگونه میتوان از صلح نوشت بیآنکه آن را به شعاری اخلاقی یا آرمانی دوردست تقلیل داد؟ چگونه میتوان نشان داد که صلح نه فقط در عرصه سیاست، بلکه در متن زندگی روزمره، در شیوه نگاه کردن به دیگری، در کیفیت گفتوگو، در نحوه شنیدن و حتی در نوع روایت کردن جهان حضور دارد؟ کتاب حاضر در اصل حاصل همین جستوجوست.
🔻جستوجوی کسی که بیش از آنکه به دنبال تعریف صلح باشد، در پی زیستن آن بوده است.در تمام سالهای تدریس دانشگاهیام، کمتر به خودم به عنوان انتقالدهنده دانش نگاه کردهام. هرچه پیشتر آمدهام، بیشتر احساس کردهام که وظیفه معلم چیزی فراتر از انتقال اطلاعات است. کتابها
اطلاعات را بهتر از ما منتقل میکنند. اینترنت و هوش مصنوعی نیز بخش بزرگی از این وظیفه را برعهده گرفته است. آنچه همچنان بر عهده معلم باقی مانده، کمک به زیستن است.
🔻معلم، اگر بخواهد معنایی فراتر از شغل خود داشته باشد، کسی است که به دیگران کمک میکند جهان را اندکی بهتر بفهمند و در نتیجه زندگی بهتری بیافرینند. وقتی به هزاران دانشجویی فکر میکنم که در طول این سالها در کلاسهایم حضور داشتهاند، بیشتر از آنکه نگران باشم چه نظریههایی را از من آموختهاند، به این فکر میکنم که آیا توانستهام آنان را در فهم پیچیدگی زندگی یاری کنم یا نه. آیا توانستهام آنان را نسبت به رنج دیگران حساستر کنم؟ آیا توانستهام در آنان ظرفیت گفتوگو، پرسشگری و همدلی را افزایش دهم؟ اگر پاسخ این پرسشها حتی تا اندازهای مثبت باشد، احساس میکنم بخشی از رسالت خود را انجام دادهام.
✅ همین نگاه است که نوشتن کتاب را نیز برای من به ادامه معلمی تبدیل کرده است. من کتاب را رسانه صلح میدانم. رسانهای کُند، آرام و بیهیاهو. رسانهای که برخلاف بسیاری از ابزارهای ارتباطی معاصر، مخاطب را به شتاب فرامینخواند، بلکه او را به مکث دعوت میکند. کتاب از خواننده میخواهد لحظهای بنشیند، گوش دهد، تأمل کند و به جهان از زاویهای دیگر نگاه کند. | 453 |
| 10 | ✍🏻 حاشیه ای بر «راز مدرسه» نوشته دکتر نعمتالله فاضلی:
🔻حمیدرضا کفاش
✅ «راز مدرسه» متنی تأملبرانگیز و از نظر ادبی و استعاری غنی است که مدرسه را نه صرفاً محل انتقال دانش، بلکه فضایی برای پرسشگری، خودشناسی، تفاوتپذیری و همزیستی میداند. تأکید نویسنده محترم و اندیشمند بر اینکه آموزش باید امکان «شدن» و کشف خویشتن را فراهم کند، با برخی رویکردهای معاصر در زمینه عاملیت یادگیرنده، آموزش گفتوگومحور و تعلیموتربیت برای صلح همخوان است.
✅ بااینحال، از منظر علمی و نظری، به نظر می رسد متن با چند محدودیت مهم روبهروست.
🔻نخست آنکه میان گزارههای فلسفی، استعاری و علمی تفکیک روشنی وجود ندارد. عباراتی مانند «انسان با آنچه هنوز میپرسد زنده است» یا «بزرگترین کشف انسان، کشف خویشتن است» گزارههایی فلسفی و الهامبخشاند، اما نمیتوان آنها را بدون استدلال و شواهد تجربی بهعنوان گزارههای علمی درباره آموزش پذیرفت. متن بیشتر «غایت مطلوب» مدرسه را توصیف میکند تا اینکه نظریهای قابل آزمون درباره چگونگی تحقق آن ارائه دهد.
🔻دوم، استعاره سیمرغ و سفر پرندگان، اگرچه ظرفیت بالایی برای توضیح رشد فردی دارد، بهتنهایی نمیتواند مبنای نتیجهگیری درباره مدرسه و صلح قرار گیرد. برای مثال، ادعای اینکه پذیرش تفاوتها مدرسه را به نهادی برای صلح تبدیل میکند، نیازمند توضیح سازوکارهای واقعی این فرایند است: چگونه گفتوگو، همکاری، حل تعارض، عدالت آموزشی و مشارکت دانشآموزان به صلح مدرسهای منجر میشوند؟ این حلقه واسط در متن تقریباً غایب است.
🔻سوم، تصویر «معلم بهمثابه هُدهُد» جذاب است، اما نقش معلم را تا حدی بیش از اندازه به راهنمایی و تسهیلگری تقلیل میدهد. معلم علاوه بر همراهی و ایجاد فرصت، مسئول انتقال دانش معتبر، طراحی موقعیت یادگیری، ارائه بازخورد، ارزشیابی و ایجاد نظم و امنیت آموزشی نیز هست. بنابراین، آموزش اصیل الزاماً در برابر آموزش مستقیم قرار نمیگیرد.
🔻چهارم، متن عمدتاً مدرسه را در سطح فردی و اخلاقی تحلیل میکند و عوامل ساختاری را کمتر میبیند. فقر، نابرابری اجتماعی، سرمایه فرهنگی خانواده، کیفیت متفاوت مدارس، تراکم کلاس، برنامه درسی و نظام ارزشیابی، همگی بر امکان «شکوفایی فرد» تأثیر دارند. بدون توجه به این عوامل، خطر آن وجود دارد که مشکلات ساختاری مدرسه به مسئلهای صرفاً فرهنگی یا فردی تقلیل یابد.
✅ در مجموع، ارزش اصلی «راز مدرسه» در تولید یک افق معنایی و اخلاقی برای اندیشیدن به آموزش است، نه در ارائه یک نظریه علمی یا الگوی اجرایی. متن بهدرستی میپرسد مدرسه برای چیست، اما کمتر توضیح میدهد چگونه میتوان مدرسهای پرسشگر، متنوع، مشارکتی و صلحآمیز ساخت و موفقیت آن را سنجید. نقطه قوت آن، برانگیختن پرسش است و نقطه ضعفش، فقدان پیوند کافی میان استعاره، نظریه و شواهد تجربی. اگر ایده سیمرغ با یافتههای پژوهشی و سازوکارهای عملی پیوند بخورد، میتواند از یک استعاره زیبا به چارچوبی جدیتر برای اندیشهورزی درباره مدرسه تبدیل شود. | 676 |
| 11 | 📝 راز مدرسه
🔻نعمت الله فاضلی، ۴ مهر ۱۴۰۵
✅ شاید راز مدرسه در توانایی زنده نگه داشتن پرسش باشد، نه در پاسخ. مدرسه آنجا زنده است که هنوز کسی شهامت داشته باشد بپرسد.
🔻و شاید آموزش چیزی نباشد جز هنر دشوارِ زیستن در روشنای پرسشهای بیپاسخ. شاید آموزش، نه هنر جواب دادن، بلکه هنر سؤال زیستن باشد. و شاید مدرسه، در عمیقترین معنای خود، نهادِ فهمیدن باشد؛ جایی برای مکث در روزگار شتاب، جایی برای آهستگی در جهان عجله، جایی برای یادگیری ژرف، و جایی برای شدن. زیرا انسان، نه با آنچه میداند، بلکه با آنچه هنوز میپرسد، زنده است.
✅ در انتهای سخنرانی دوم مهر گفتم که برای فهم مدرسه، برای پیدا کردن گمشده مدرسه ایرانی، صلح، شاید بتوانیم به یکی از بزرگترین استعارههای فرهنگ ایرانی پناه ببریم؛ استعاره سیمرغ در شاهکار جاودانه عطار، منطقالطیر.
🔻گاه روایتی شاعرانه بیش از صدها نظریه آموزشی به ما میآموزد که یادگیری چیست و انسان چگونه به خویشتن میرسد. عطار داستان پرندگانی را روایت میکند که هُدهُد آنان را به سفری دشوار و طولانی فرامیخواند؛ سفری به سوی پادشاه خود، سیمرغ، در قله قاف. هُدهُد در این روایت تنها یک راهنما نیست؛ او آموزگار است، معلم است، همراه است. نه پرندگان را به جای خود مینشاند و نه به جای آنان پرواز میکند. تنها راه را نشان میدهد، امید میبخشد، تردیدها را میشنود و آنان را به ادامه مسیر فرا میخواند.
🔻پرندگان نیز همچون دانشآموزاناند. هر یک ویژگی، سرشت، ترس، آرزو و توانایی خود را دارند. هیچیک شبیه دیگری نیست. تفاوت دارند، اما همین تفاوتها مانع همراهی آنان نمیشود. آنان بدون آنکه از فردیت خویش دست بکشند، در مسیری مشترک گام برمیدارند و از هفت شهر عشق عبور می کنند.
🔻راز سفرشان در این نیست که همانند شوند؛ راز سفرشان در آن است که با همه تفاوتهایشان بتوانند با هم حرکت کنند. راه یادگیری نیز چنین است. آموزش واقعی از میان همشکل کردن انسانها نمیگذرد؛ از میان به رسمیت شناختن تفاوتها و تبدیل آنها به امکان همزیستی عبور میکند.
🔻در پایان سفر، تنها سی پرنده به قاف میرسند. آنجا بزرگترین حقیقت را کشف میکنند. درمییابند که سیمرغ چیزی بیرون از آنان نبوده است. سیمرغ، خود آناناند؛ «سی مرغ». آنچه در جستجویش بودند، در ژرفای وجود خودشان نهفته بود. آنان به خویش رسیده بودند. شکوفا شده بودند. آموخته بودند. شده بودند. مقصد حقیقی سفر، رسیدن به خود بود. زیرا بزرگترین کشف انسان نه کشف جهان، بلکه کشف خویشتن است.
✅ اگر این استعاره را مبنای فهم مدرسه قرار دهیم، آنگاه نقش معلم نیز معنایی تازه پیدا میکند. معلم هُدهُد است. وظیفه او ساختن قفس نیست، گشودن راه است. مأموریت او واداشتن دانشآموزان به اطاعت از این و آن نیست، بلکه یاری رساندن به آنان برای یافتن سیمرغ وجودشان است.
🔻معلم باید امکان سفر را فراهم کند، نه اینکه مقصد را از پیش به جای شاگردان تعیین کند. آموزش زمانی اصیل است که انسان را به سوی کشف خویشتن رهنمون شود.
🔻در چنین نگاهی، مدرسه جایی برای یکسانسازی نیست؛ جایی برای شکوفا شدن تفاوتهاست. مدرسه زمانی به نهاد صلح تبدیل میشود که بر پذیرش تنوع کودکان و نوجوانان استوار باشد و هدف خود را تحقق سیمرغ هر یک از آنان قرار دهد. صلح از آنجا آغاز میشود که انسان حق متفاوت بودن را برای دیگری به رسمیت بشناسد.
🔻هُدهُد به پرندگان آموخت که با هم بودن شرط رسیدن به سیمرغ است، اما برای با هم بودن لازم نیست شبیه هم شویم. وحدت، همسانی نیست؛ همدلی است. همراهی است. همافقی است.
✅ شاید مدرسه نیز در عمیقترین معنای خود همین باشد؛ سفری جمعی برای رسیدن هر انسان به امکانهای نهفته وجود خویش. سفری که در آن هیچکس قرار نیست نسخه دیگری شود. هر کس قرار است خودِ خویش را بیابد.
🔻صلح از همینجا آغاز میشود و فهم نیز از همینجا رخ میدهد؛ از لحظهای که میآموزیم تفاوت، مانعِ با هم بودن نیست، بلکه شرطِ غنیتر شدنِ با هم بودن است. و شاید سیمرغِ مدرسه چیزی جز همین نباشد؛ انسانی که در کنار دیگران، بیآنکه خود را از دست بدهد، به خویشتن رسیده است.
✅ و یادمان باشد عطار برای بیماری مدرسه نسخه و راه حل نمی دهد، ما را صرفاً به فهمیدن فهمیدن و فهمیدن ژرف تر فرامی خواند. و می خواهد ما بپرسیم. همین. | 2 078 |
| 12 | 🔻صلحِ آینده یعنی صلحی که از دل زندگی میروید، نه صرفا از دل فرمانها؛ صلحی که از تجربههای زیسته، از مراقبتهای کوچک، از همدلیهای روزمره، از آفرینشهای فرهنگی و از حضور زنان در عرصههای مختلف ساخته میشود. آیندهٔ صلح در ایران، نه تنها در اتاقهای سیاست، بلکه در خانهها، مدرسهها، محلهها، شبکههای اجتماعی، هنر، معماری، رسانه و سبکهای تازهٔ زندگی شکل میگیرد؛ همانجا که زنان، با نیروی آرام اما پیوستهٔ مراقبت، زبانهای تازهٔ همزیستی را خلق میکنند.
🔻صلح آینده، ادامهٔ همان نیرویی است که قرنها در دل خانوادهها، در دل روستاها، در دل روابط روزمره، زندگی را حفظ کرده و خشونت را تعدیل کرده است؛ اما امروز این نیروی پنهان، به سطح عمومی آمده و به نیرویی برای ساختن آینده تبدیل شده است. صلح آینده یعنی این که جامعه بفهمد صلح فقط نبود جنگ نیست، بلکه حضور زندگی است؛ حضور احترام، حضور فاصلهٔ سالم، حضور مهربانی، حضور مراقبت از دیگری.
🔻صلح آینده یعنی این که حکمرانی، اگر بخواهد، به جای تمرکز بر کنترل، به تقویت شبکههای مراقبتی، به آموزش، به سلامت اجتماعی، به حضور زنان در تصمیمگیریها و به زبان گفتوگو توجه کند. صلح آینده یعنی این که مردم، از تماشاگر خشونت به کنشگر صلح تبدیل شوند و بدانند هر رفتار کوچک، هر رابطه، هر انتخاب، میتواند خشونت را کم یا زیاد کند. صلح آینده یعنی این که فعالان مدنی، برنامههای اجتماعی را بر محور مراقبت طراحی کنند و فعالان صلح، صلح را نه مطالبه، بلکه آفرینش بدانند. صلح آینده یعنی این که محققان مطالعات زنان، نقش تاریخی سازوکارهای مراقبتی را جدی بگیرند و آن را در تحلیلهای خود وارد کنند.
✅ و در نهایت، این چشمانداز به ایران امروز امید میدهد؛ امیدی نه رمانتیک، بلکه تاریخی و تجربی. ایران امروز، با همهٔ دشواریها، در بهترین وضعیت تاریخی خود قرار دارد و اگر سازوکارهای مراقبتی تقویت شوند، فردای ایران روشنتر از امروز خواهد بود. صلح، از دل زندگی ساخته میشود؛ و زندگی، قرنهاست که با دستهای زنان ادامه یافته است. فردای ایران، روشنتر از امروز است؛ چون زندگی روشنتر شده و زندگی، نام دیگر صلح است. | 708 |
| 13 | 🔻امروز این نیروی پنهان، به سطح عمومی آمده و به نیرویی برای ساختن آینده تبدیل شده است. این لحظه، لحظهٔ امید است؛ لحظهای که نشان میدهد ایران، با همهٔ دشواریها، در مسیر روشنتری حرکت میکند؛ زیرا زندگی روشنتر شده و زندگی، نام دیگر صلح است.
✅ جمع بندی: صلحِ آینده
🔻 آنچه گفتیم چه دلالت هایی برای زنان و جامعه ما دارد؟ اگر بخواهم سخنم را در یک افق روشن جمع کنم، باید بگویم که آنچه دربارهاش صحبت کردیم، فقط بحثی نظری نبود، بلکه چشمانداز عملی برای ایران امروز بود. حداقل خودم این طور می فهمم. ما از صلح حرف زدیم، اما نه از صلحی که در سطح شعارهای سیاسی میچرخد، بلکه از صلحی که در تار و پود زندگی روزمره تنیده شده است؛ صلحی که از دل مراقبت، از دل همدلی، از دل آفرینش برمیخیزد.
🔻این نگاه به ما میگوید که جامعه، اگر بخواهد از چرخههای فرساینده خشونت و بیاعتمادی عبور کند، باید به سازوکارهای مراقبتی توجه جدی و همه جانبه کند؛ سازوکارهایی که در طول تاریخ، زندگی را حفظ کردهاند و امروز نیز میتوانند بنیان صلح اجتماعی را تقویت کنند. کوشیدم نشان دهم صلح، نام دیگر زندگی است؛ و زندگی، وقتی ادامه مییابد که مراقبت ادامه داشته باشد.
✅ برای نظام حکمرانی، این چشمانداز معنای تازهای دارد. البته اگر حکمرانان بخواهند و توجه کنند. حکمرانی اگر به جای تمرکز صرف بر کنترل، به تقویت شبکههای مراقبتی، به آموزش، به سلامت اجتماعی، به حضور زنان در تصمیمگیریها، و به زبان گفتوگو توجه کند، میتواند خشونت نمادین را کاهش دهد و ظرفیتهای همزیستی را افزایش دهد. این نگاه به حکمرانی میگوید که صلح از بالا ساخته نمیشود؛ صلح از دل زندگی ساخته میشود. قدرت بدون مراقبت، سلطه است؛ مراقبت بدون قدرت، ناتوانی؛ و صلح، جایی است که این دو به هم میرسند.
✅ همچنین برای مردم، مقصودم همه افراد با هر ویژگی است، این دیدگاه معنای تازهای از مسئولیت اجتماعی میآورد. مردم میفهمند که صلح فقط نبود جنگ نیست، بلکه حضور زندگی است؛ حضور احترام، حضور فاصلهٔ سالم، حضور مهربانی، حضور مراقبت از دیگری. این نگاه مردم را از تماشاگرِ خشونت به کنشگرِ صلح تبدیل میکند و نشان میدهد که هر رفتار کوچک، هر رابطه، هر انتخاب، میتواند خشونت را کم یا زیاد کند. همدلی، قدیمیتر از خشونت است؛ و هر همدلی کوچک، یک صلح کوچک میسازد. و زنان قهرمانان کار کشته و ورزیده ای در میدان مراقبت و همدلی هستند. میدان را برای زنان باز کنیم تا میدان همدلی و مراقبت گسترده تر شود.
✅ برای فعالان مدنی هم به گمانم این چشمانداز راهی برای طراحی برنامههای اجتماعی مؤثرتر است. شبکههای همیاری، حمایت اجتماعی، آموزش، توانمندسازی و فعالیتهای فرهنگی، اگر بر محور مراقبت طراحی شوند، میتوانند خشونت را در سطح خُرد کاهش دهند و ظرفیتهای همزیستی را تقویت کنند. صلح از دل شبکههای کوچک مراقبت آغاز میشود؛ و هر کنش مدنی، اگر آفرینشگر باشد، صلحساز است. اینجا هم باز ما محتاج زبان و تجربه ها و خردمندی زنانه هستیم.
✅ برای فعالان صلح، این نگاه یک تحول نظری و عملی است. صلح فقط مطالبه نیست، آفرینش است؛ فقط واکنش به خشونت نیست، پیشگیری از خشونت است؛ فقط در سیاست نیست، در فرهنگ، هنر، مصرف، بدن، شهر و رسانه نیز هست. آفرینش، شکل پنهان صلح است؛ و زنان امروز، با زبانهای تازه، هنرهای تازه، سبکهای تازهٔ زندگی، و شیوههای تازهٔ حضور، این صلح فرهنگی را گسترش میدهند. زن، صلح را مطالبه نمیکند؛ صلح را میسازد.
✅برای محققان مطالعات زنان، این چشمانداز یک چارچوب نظری تازه میآورد. سه الگوی زنانه—زن سازگار، زن صلحجو، زن صلحساز—میتواند مبنای پژوهشهای جدید باشد و مفهوم «خلاقیت مراقبتی» میتواند در تحلیل نقش زنان در تاریخ ایران به کار رود. زن، سازندهٔ شبکههای زندگی بوده است؛ و زندگی، صلح را ممکن کرده است.
✅ جمع بندی نهایی ام این است که این بحث درباب صلح سازی زنان می تواند خالق چشم اندازی برای آینده صلح و صلحِ آینده در ایران باشد. مقصودم از بازخوانی تجربه هایم از روستا و مراقبت زیسته یا بازخوانی روایت انسان شناسانه از تاریخ زنان و تاریخ معاصر ایران، خلق روایتی نوستالژیک یا دمیدن در روح ملی گرایی نیست و هرگز نخواهد بود. من برای امروز و آینده می کوشم و صلح آینده برایم اهمیت دارد. امیدوارم صحبتم در اینجا تا حدی نشان داده باشد که صلح آینده چیست و زنان چرا و چگونه سازنده صلح آینده سرزمینم هستند. | 595 |
| 14 | 📝 صلح پنهان: زنان چگونه صلح سازی می کنند؟ (6)
🔻نعمت الله فاضلی، 3 مهر 1405
✅ صلح فرهنگی، صلحی است که از راه آفرینش میآید؛ از راه تخیل اجتماعی؛ از راه ساختن امکانهای تازه برای بودن. زنان امروز، نه میخواهند قربانی باشند و نه میخواهند از قدرت کنار گذاشته شوند؛ بلکه میخواهند قدرت را با مراقبت همراه کنند. این همان چیزی است که در تاریخ رسوب میکند: خلاقیت مراقبتی و خلاقیت قدرت؛ دو نیرویی که زندگی را حفظ و پیش میبرند.
🔻 گفتیم اگر چشمانداز چندصدسالهٔ تاریخ را نگاه کنیم، میبینیم که جهان امروز—با همهٔ خشونتها، جنگها و زشتیهایش—بهترین دورهٔ تاریخ بشر است. همینطور ایران امروز، نسبت به تمام گذشتهٔ خود، در بهترین وضعیت تاریخیاش قرار دارد. مرتضی مردیها در مقالهٔ «غم غربت قدیم» نشان میدهد که نوستالژیِ «گذشتهٔ بهتر»، یک تصور کاذب است؛ گذشته، نه از نظر سلامت، نه از نظر امنیت، نه از نظر زندگی روزمره، بهتر از امروز نبوده است.
🔻کافی است تاریخ بیماریها را ببینیم؛ کافی است نقش میکروبها را در مرگومیرهای عظیم گذشته بخوانیم؛ کافی است بدانیم که نبود آنتیبیوتیک چه خشونتی علیه بشر بود. کافی است تاریخ حمامها، توالتها، صندلیها، و اشیای سادهٔ زندگی را مرور کنیم تا بفهمیم چگونه همین اشیا، آرامآرام خشونت زندگی را کاهش دادند. پامیلا کریمی در زندگی خانگی و مصرف در ایران نشان میدهد که چگونه ورود اشیای جدید—از صندلی تا کولر—نه فقط سبک زندگی، بلکه کیفیت همزیستی را تغییر داد.
🔻آشپزی نیز یکی از همین سازوکارهای تمدنی است. کتاب فرهنگ و آتش؛ چگونه پختوپز از ما انسان ساخت نشان میدهد که پختن غذا، چگونه وقت انسان را آزاد کرد، چگونه تکامل مغز را ممکن ساخت، و چگونه زندگی جمعی را سامان داد. اینها همه سازوکارهای تمدنیاند؛ سازوکارهایی که زندگی را قابل زیستن کردند.
✅پس اگر بخواهیم بدانیم زنان چگونه صلح را میسازند، پاسخ این است: از راه خلاقیت مراقبتی و خلاقیت قدرت؛ همان نیرویی که در آغاز تاریخ، زندگی را ممکن کرد؛ در سدهٔ سیزدهم، صلحجویی را اجتماعی کرد؛ در سدهٔ چهاردهم، صلحجویی را فرهنگی کرد؛ و در سدهٔ پانزدهم، صلحسازی را به نیروی اجتماعی تبدیل کرده است.
🔻مبانی این صلحسازی، در ۱۵۰ سال اخیر شکل گرفته: آموزش زنان، تکنولوژیهای ارتباطی، جهانیشدن، مصرف مولد، قدرت عاملیت اشیا، هنرهای جدید، زبانهای تازهٔ همزیستی.
✅ امروز میتوانیم از «زبان صلح» سخن بگوییم؛ زبانی که مهربانی را ممکن میکند، مراقبت را تمرین میکند، و دیگری را به رسمیت میشناسد. امروز میتوانیم بگوییم زن، مسئلهٔ جامعه نیست؛ زن، سازندهٔ جامعه است. امروز میتوانیم بگوییم زندگی، در کنار زن معنا پیدا میکند؛ و صلح، در کنار زندگی. از این منظر، چشمانداز فردای ایران روشن است؛ همانگونه که امروز ایران، نسبت به تمام گذشتهٔ خود، در بهترین وضعیت تاریخیاش قرار دارد، فردای ایران نیز بهتر از امروز خواهد بود.
🔻ممکن است نگاه و تحلیلم خوشبینانه باشد یا این طور جلوه کند. اما با تفسیر و تخلیلی که از روند تاریخ جهانی مراقبت و همدلی ارائه کردم و با توجه به تحلیلم از تاریخ زنان ایران معتقدم «لحظه زنانه ایران» رسیده است.
✅ لحظهٔ زنانهٔ ایران لحظهای است که در آن، سازوکارهای مراقبت، همدلی و آفرینش—که قرنها در لایههای پنهان زندگی ایرانی جاری بودهاند—به سطح عمومی آمده و به نیرویی اجتماعی تبدیل شدهاند. این لحظه، نه یک حادثهٔ سیاسی، بلکه نتیجهٔ یک روند تاریخی طولانی است؛ روندی که از زن سازگار در دورههای سلطه و خشونت آغاز شد، با زن صلحجو در عصر آموزش و شهرنشینی ادامه یافت، و امروز در قالب زن صلحساز، به نقطهٔ اوج خود رسیده است.
🔻در این لحظهٔ تازه، زنان فقط مطالبهگر صلح نیستند؛ صلح را میآفرینند، زبانهای تازهٔ همزیستی را خلق میکنند، سبکهای جدید زندگی را میسازند، و در معماری، طراحی، شهرسازی، سینما، ادبیات، رسانه و عرصههای اجتماعی، ساختارهای همزیستی را از نو شکل میدهند. این لحظه، لحظهٔ ورود گستردهٔ زنان به آموزش، رسانه، هنر و اندیشهورزی است؛ لحظهای که در آن سواد، مصرف مولد، زیباییشناسی، بدنهای جدید زنانه و عاملیت اشیا، همه در کنار هم، نیرویی برای ساختن صلح فرهنگی پدید آوردهاند.
🔻این لحظه، لحظهٔ آشتی قدرت و مراقبت است؛ لحظهای که در آن زنان نه میخواهند قربانی باشند و نه از قدرت کنار گذاشته شوند، بلکه میخواهند قدرت را با مراقبت همراه کنند و از دل این همراهی، امکانهای تازهای برای بودن بسازند. لحظهٔ زنانهٔ ایران، لحظهٔ آشکار شدن همان نیرویی است که قرنها در دل خانوادهها، در دل روستاها، در دل روابط روزمره، زندگی را حفظ کرده و خشونت را تعدیل کرده است. | 572 |
| 15 | 👥 سخنرانی آنلاین دکتر نعمت الله فاضلی با عنوان
🔻مدرسه و صلح گمشده؛ چرا آموزش در مدرسه به صلح نمی انجامد؟
✅ زمان: پنجشنبه 2 مهر 1405، ساعت 21
✅ لینک شرکت در جلسه:
https://www.skyroom.online/ch/12ht/yade-ostad | 389 |
| 16 | 🔻گفتیم انسانشناسان نشان دادهاند که در طول تاریخ، سازوکارهای مراقبت، زندگی را حفظ کردهاند؛ و سازوکارهای قدرت، زندگی را پیش بردهاند. هرگاه این دو در کنار هم قرار گرفتهاند، همزیستی ممکن شده است. هرگاه یکی از دیگری جدا شده، سلطه و خشونت پدید آمده است. امروز نیز همین سازوکارها در حال عملاند: زنان، با آفرینش زبانهای تازه، هنرهای تازه، سبکهای تازهٔ زندگی، و شیوههای تازهٔ حضور، صلح فرهنگی را گسترش میدهند. | 715 |
| 17 | 📝 صلح پنهان: زنان چگونه صلح سازی می کنند؟ (5)
🔻نعمت الله فاضلی، 2 مهر 1405
✅ لحظه زنانه ایران:
🔻حال اگر به ایران بیاییم، میبینیم که همین سازوکارهای مراقبت، در تاریخ ما نیز نقش داشتهاند. ابتدای صحبتم از مراقبتِ زیسته در مصلح آباد و زنان فراهان گفتم. برایم این مفهوم مراقبتِ زیسته در شناخت نقش و جایگاه زنان در صلح سازی در ایران مهم است. امیدوارم توانسته باشم معنای آن را برای شما قابل لمس و عینی ساخته باشم.
🔻 بار دیگر آن را یادآوری می کنم. مراقبتِ زیسته یعنی آن نیروی آرام، پنهان و پیوستهای که در دل زندگی روزمره جریان دارد و از دل تجربههای واقعی انسانها برمیخیزد؛ نیرویی که در ایران، بیش از هر جای دیگر، در دستها و دلهای زنان شکل گرفته و تداوم یافته است. مراقبت زیسته، نظریهای انتزاعی نیست؛ تجربهای تاریخی است که در خانهها، در روستاها، در شهرها، در خانوادههای گسترده، در روابط خویشاوندی، در فرهنگ شفاهی، در قصهها، در آیینها و در شیوههای زیستن ایرانیان رسوب کرده است.
🔻وقتی از مراقبت زیسته سخن میگوییم، از همان نیرویی حرف میزنیم که مادران ایرانی، چه در مصلحآباد فراهان و چه در تهران و شیراز و سنندج، با آن زندگی را حفظ کردهاند؛ نیرویی که در لحظههای سختی، در دورههای خشونت، در سالهای فقر، در زمانههای بیثباتی، خانهها را سرپا نگه داشته و روابط انسانی را از فروپاشی نجات داده است.
🔻جامعهٔ ایران، مانند همهٔ جوامع دیگر، دورههای طولانی خشونت، سلطه و نابرابری را تجربه کرده است؛ اما در دل همین دورهها، سازوکارهای مراقبتی، زندگی را حفظ کردهاند. در تاریخ ادبیات، موسیقی، هنر، زندگی روزمره، و حتی سیاست، میتوان ردّ این سازوکارها را دید؛ سازوکارهایی که زندگی را ادامه دادهاند، حتی در سختترین دورهها.
✅ برای توضیح این نقش، میتوان سه الگوی تاریخی را در ایران دید: ۱. الگوی سازگاری: زنان در دورههای سلطه و خشونت، با سازوکارهای مراقبت، و از دل سازگاری با شرایط سخت، زندگی را حفظ کردهاند. ۲. الگوی صلح جویی: از نیمهٔ قرن سیزدهم به بعد، با گسترش آموزش، نوشتار، رسانه و شهرنشینی، سازوکارهای مراقبت، شکل تازهای پیدا کردهاند؛ شکل مطالبهگرانه و آگاهانه. ۳. الگوی صلحسازی اجتماعی: در دورهٔ معاصر، با ورود گستردهٔ زنان به آموزش، رسانه، فرهنگ، هنر، و سازمانهای اجتماعی، سازوکارهای مراقبت، به نیرویی برای ساختن صلح اجتماعی تبدیل شدهاند.
🔻این سه الگو، زن سازگار، زن صلح جو، و زن صلح ساز، نه به معنای نسبتدادن ویژگی ذاتی به زنان، بلکه به معنای فهم نقش تاریخیِ سازوکارهای مراقبتی در جامعهٔ ایراناند؛ سازوکارهایی که زندگی را حفظ کردهاند، خشونت را تعدیل کردهاند، و امکان همزیستی را گسترش دادهاند.
🔻جنبش زنان در سال های اخیر، ادامهٔ همان خط تاریخی است که در آغاز سدهٔ سیزدهم، صلحجویی زنان را به یک مطالبهٔ اجتماعی تبدیل کرد؛ در آغاز سدهٔ چهاردهم، آن را به یک جریان فرهنگی بدل ساخت؛ و در آغاز سدهٔ پانزدهم—یعنی از ۱۴۰۱ به این سو—صلحسازی زنان را بهصورت نمادین و آشکار وارد عرصهٔ عمومی کرد. ما اکنون در نیمهٔ نخست سدهٔ پانزدهم، در فضایی تازه حرکت میکنیم: فضای صلحسازی زنان؛ نه فقط صلحجویی، نه فقط مطالبهٔ صلح، بلکه آفرینش صلح.
✅ امانوئل تود در ملاقات تمدنها توضیح میدهد که وقتی نرخ سوادآموزی زنان در یک جامعه به ۵۰ درصد برسد، چرخش اجتماعی آغاز میشود. در ایران، این نقطهٔ عطف در سال ۱۳۷۰ رخ داد؛ همانگونه که افزایش سواد مردان در دههٔ ۱۳۴۰، زمینهٔ تحولات سیاسی دهههای بعد را فراهم کرد. تود حتی در سال ۲۰۰۸ پیشبینی کرد که ایران پس از رسیدن به این آستانهٔ سواد، وارد دورهٔ جدیدی از تحول اجتماعی خواهد شد.
🔻صلحسازی امروز زنان، ادامهٔ همان خلاقیت تاریخی است؛ اما با ابزارهایی تازه: سواد، هنر، زیباییشناسی، بدنهای جدید زنانه، مصرف مولد، علم، اندیشهورزی، و حضور گسترده در عرصههای فرهنگی و اجتماعی. مصرف امروز، همیشه مصرف نمایشی نیست؛ مصرفی است که تولید فرهنگی و اجتماعی میکند. هنر امروز، فقط بیان نیست؛ ساختن زبان تازه است. علم امروز، فقط دانستن نیست؛ خلق چشماندازهای جدید برای همزیستی است.
در معماری، طراحی، شهرسازی، سینما، تئاتر، ادبیات، رسانه، و دهها عرصهٔ دیگر، زنان امروز ساختارهای اجتماعی را از نو میسازند.
🔻این بار، صلحسازی نه از راه سازگاری با شرایط، بلکه از راه آفرینش فعالانهٔ امکانهای تازه برای زندگی انجام میشود. پشت این آفرینش، همان سازوکار مراقبتی قرار دارد؛ همان «حفاظت اجتماعی» که خانم دکتر نصر اصفهانی شرح میدهند. این مراقبت، نه ویژگی ذاتی یک جنس، بلکه توانایی انسانی است که در طول تاریخ، در نقشهای مرتبط با پرورش، نگهداری و سازماندهی زندگی، بیشتر پرورش یافته است. | 638 |
| 18 | 🎵 فایل صوتی گفتگوی آرته با دکتر نعمت الله فاضلی
🔹قسمت 4: کنکور و ورود به دانشگاه
🔻حجم فایل: 16.4MB، زمان: 72 دقیقه | 835 |
| 19 | 📹 فایل تصویری گفتگوی آرته با دکتر نعمت الله فاضلی
🔹قسمت 5: دوران دانشگاه
🔻حجم فایل: 128MB، زمان: 72 دقیقه
✅ تماشای آنلاین ویدیو در وب سایت آرته | 764 |
| 20 | 🎵 📖 فایل صوتی کلاس «تاریخ تحولات فرهنگی ایران» دکتر نعمت الله فاضلی
🔶شماره 10: مفهوم زمان و مساله مندی آینده🔶
✅ دانشگاه علامه طباطبایی، مقطع ارشد، 1404
✅حجم فایل:18.9MB، زمان: 80 دقیقه | 663 |
