آلترناتیو
رفتن به کانال در Telegram
در این کانال میتوانید مطالب ✔فلسفی ✔سیاسی ✔اجتماعی ✔هنر ✔ادبیات ✔انتقادی با رویکردی انقلابی و سوسیالیستی بخوانید ارتباط با ما https://t.me/alternativesocialist
نمایش بیشتر3 868
مشترکین
+124 ساعت
+67 روز
+8230 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+30
در 0 کانالها
ژوئن '26
+162
در 2 کانالها
Get PRO
مه '26
+20
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+29
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '26
+37
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+61
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+55
در 5 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+30
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+46
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+41
در 4 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+25
در 5 کانالها
Get PRO
اوت '25
+31
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+76
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+77
در 12 کانالها
Get PRO
مه '25
+32
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+47
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '25
+30
در 3 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+37
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+55
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+74
در 6 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+52
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+18
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+31
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+29
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+22
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+37
در 3 کانالها
Get PRO
مه '24
+36
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+29
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '24
+30
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '240
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '240
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '230
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '230
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '230
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+27
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+23
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+31
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+34
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+29
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+66
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+68
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+134
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+145
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+251
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+377
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+236
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+76
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+37
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+42
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+70
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+47
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+47
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+36
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+47
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+43
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+40
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+61
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+47
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+63
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+108
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+74
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+72
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+66
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+86
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+80
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+80
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+5 767
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 10 ژوئیه | +2 | |||
| 09 ژوئیه | +2 | |||
| 08 ژوئیه | +3 | |||
| 07 ژوئیه | +3 | |||
| 06 ژوئیه | +1 | |||
| 05 ژوئیه | +2 | |||
| 04 ژوئیه | +3 | |||
| 03 ژوئیه | +7 | |||
| 02 ژوئیه | +4 | |||
| 01 ژوئیه | +3 |
پستهای کانال
ترامپ: «جنگ تمام شده است»
رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، مدعی شد که جنگ با ایران به پایان رسیده است.
ترامپ صبح جمعه در گفتوگو با شبکه CNN این اظهارات را مطرح کرد.
ایران تاکنون این موضوع را تأیید نکرده و روز پنجشنبه نیز اعلام کرده بود که هنوز توافقی میان طرفها حاصل نشده است.
ترامپ گفت:
> «نمیدانم شنیدهاید یا نه، اما جنگ تمام شده است. آنها پذیرفتهاند که هرگز سلاح هستهای تولید نکنند. ما اصرار داشتیم که نباید چنین کاری انجام دهند و این دقیقاً هدف ما بود.»
@SocialistL
| 2 | مرجان ساتراپي در نيويورک
نوشتهء عبدی کلانتری
شنيدن فايل صوتي
در يک شب بارانيِ ماه اکتبر مرجان ساتراپي مؤلف يکي از پرفروش ترين کتابهاي سالهاي اخير در اروپا و آمريکا، کتاب مصور «پرسپوليس» ، به نيويورک آمد و براي جمعي از طرفدارانش صحبت کرد. مرجان ساتراپي نوعي از مؤلف و هنرمند است که در غرب به آنها «کاميک آرتيست» مي گويند ؛ يعني کسي که قصه هايش را به شکل سريالهاي مصور بيان مي کند ، با امضا و سبک متمايز خودش و جهان بيني خاص خود اين هنرمند.
مرجان ساتراپي با کتاب اولش «پرسپوليس» به شهرت رسيد که خاطرات خود اوست به زبان تصوير از سال هايي که او در تهران بزرگ مي شد و انقلاب سال ۱۳۵۷ و سپس جنگ هشت ساله با عراق را تجربه ميکرد. کتاب دوم ساتراپي ادامهء کتاب اول بود که به نام «پرسپوليس ۲» منتشر شد و خاطرات او را از سالهاي دبيرستان و دانشگاه در اطريش در برمي گيرد . اين دو کتاب که نخست به زبان فرانسه و سپس انگليسي به بازار آمدند پرفروش شدند و براي نويسندهء خود شهرت و محبوبيت جهاني آوردند.
***
مرجان ساترابی «من آدمي هستم که اعتقادي به ادبيات به اصلاح «زنانه» و ادبيات «مردانه» ندارم. در کانادا که بودم شخصي فمينيست به من گفت زنها با زهدان شان مي نويسند و من جواب دادم ترجيح مي دهم که با قلم بنويسم که حالت فاليک يا شکل آلت مردانه را دارد اما با آن به مراتب راحت تر مي توان روي کاغد نوشت! روي همين حساب من مثل مارگريت دوراس يا ناتالي ساروت فکر مي کنم که اعتقاد دارند نوشتن «جنسيت» ندارد. من با «مادام بواري» فلوبر با همهء خصلت هاي رقت انگيز اين کاراکتر بيشتر رابطه برقرار مي کنم تا با نوشته هاي «آنائيس نين» که از زبان زني است که دايم مورد ستايش مردهاست و هميشه مثل يک گل خوشبو زيباست و خواهان دارد و سکس و همخوابي اش فوق العاده است ــ من هيچ وقت در زندگي واقعي با چنين زني برخورد نداشته ام ــ ولي مادام بواري را که يک مرد (يعني فلوبر) نوشته به واقعيت زنانهء خودم نزديک تر مي بينم. »
مرجان ساتراپي چندين کتاب براي کودکان نوشته اما کتاب سومي که از او به زبان انگليسي منتشر شد «دوخت و دوز» نام داشت که باز هم به زبان تصوير، داستان دوخت و دوز و ترميم بکارتِ دختراني را حکايت مي کند که در ايران مي خواهند شوهرشان در شبِ اول ازدواج احساس غرور و افتخار کند
@SocialistL
https://zamaaneh.com/nilgoon/2006/10/post_18.html?fbclid=IwdGRjcASOtYljbGNrBI60OmV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDDM1MDY4NTUzMTcyOAABHhvNQ7pbNE0c17pddHtpXFWhTCQCb1Orhv6c7MNBhVDW6OMeFexRxknoQfSY_aem_4OVxgCV3Ab1vmNIjEcvk4A | 1 419 |
| 3 | #
مرجان ساتراپی را معمولاً با برچسب «هنرمند معترض» توصیف میکنند، اما این تعریف برای فهم کارنامه او کافی نیست. او بیش از آنکه یک هنرمند انقلابی باشد، روایتگر بحران فردیت در عصر ایدئولوژیها بود. از کمیک و سینما گرفته تا مقالهها و مواضع سیاسیاش، دغدغه اصلی او نه عدالت اجتماعی یا مبارزه طبقاتی، بلکه رهایی فرد از سلطه بود؛ سلطه دولت، سنت و حتی خانواده. همین امر باعث شد آثارش در غرب با استقبال گسترده روبهرو شوند، اما همزمان این نقد را برانگیخت که نگاه او بیش از حد بر آزادیهای فردی متمرکز است و کمتر به سازوکارهای اقتصادی و طبقاتی قدرت میپردازد.
ساتراپی برخلاف بسیاری از هنرمندان تبعیدی، هرگز به نوستالژی سلطنت یا اسطورهسازی از گذشته ایران پناه نبرد. او با حاکمیت در تضاد بود، اما در عین حال از ملیگرایی رمانتیک و روایتهای سادهانگارانه اپوزیسیون نیز فاصله داشت. با این همه، آثارش اغلب تصویری از ایران ارائه میداد که برای مخاطب اروپایی آشنا و قابل درک بود؛ منتقدان بارها پرسیدهاند که چرا در این روایتها، نقش سرمایهداری جهانی، تحریمها، جنگها و مناسبات نابرابر بینالمللی کمتر دیده میشود.
در آثار ساتراپی، از «پرسپولیس» تا فیلمها و مواضع سیاسی متأخرش، یک مضمون دائماً تکرار میشود: تنهایی. قهرمانان او معمولاً انسانهایی هستند که میان جهانها معلق ماندهاند؛ نه کاملاً متعلق به وطناند و نه به تبعید. این حس بیخانمانی فرهنگی، موتور محرک هنر او بود. حتی زمانی که از سیاست سخن میگفت، آنچه مخاطب را درگیر میکرد نه تحلیل سیاسی، بلکه زخمی شخصی و وجودی بود؛ زخمی که از مهاجرت، گسست و ناتوانی در یافتن جایی برای تعلق سرچشمه میگرفت.
شاید به همین دلیل، مرگ او نیز ناخواسته یادآور یکی از تاریکترین لایههای آثارش شد. در جلد دوم «پرسپولیس»، ساتراپی از دورهای سخن میگوید که ناامیدی و فروپاشی روانی او را تا آستانه نابودی خویش کشاند. هیچ سندی وجود ندارد که مرگ او را به خودکشی مرتبط کند و چنین ادعایی بیپایه خواهد بود؛ اما نمیتوان نادیده گرفت که در سراسر زندگی و آثارش، اندوه، تنهایی و نبرد با تاریکی درونی حضوری پررنگ داشتند. گویی سرنوشت هنری او از ابتدا حول این پرسش شکل گرفته بود که انسان تا کجا میتواند بار تبعید، فقدان و تنهایی را بر دوش بکشد.
بابک شاکر
#مرجان_ساتراپی | 1 209 |
| 4 | بدون متن... | 764 |
| 5 | Newsmaker: Marjane Satrapi
By Phil Morehart
What role did libraries and education play in shaping your life? Having lived in Iran and now Paris, what are the major differences you see in terms of the institutions and their public perceptions in different countries?
Education and culture are the basis of everything. Culture allows you to always speak with others because you have a basis. If I were the minister of culture for the world, I would make every student wiser by requiring them to travel to five continents before the age of 18. If you travel and see other people, then it becomes much more difficult to make war with them, because you know them.
Even though I was an only child, I never had lots of toys, but I could have as many books as I wanted. I was reading a lot, and I think that’s what saved my life. In my country under the Shah, there were books banned. And after the revolution there were other books banned. But they were all on the black market. When I first came to America I went a lot to book shops and spoke to people. I have never seen the equivalent in Europe—you have these reading groups, you come to listen to the writer. People really like to read in America, and they organize to make things happen. I really have the feeling that people are there to listen. It’s a whole exchange between me, the writer, and the people in front of me, which is really cool. I read somewhere that in America you have more public libraries than you have McDonald’s. That’s good.
@SocialistL | 759 |
| 6 | #
در روایت رسمی ابوظبی، امارات اغلب کشوری معرفی میشود که خواهان ثبات منطقه و کاهش تنشهاست. اما اسناد افشاشده ویکیلیکس، لایه دیگری از سیاست منطقهای این کشور را آشکار میکنند. در کابل محرمانه شماره 05ABUDHABI2178 مورخ ۳۱ مه ۲۰۰۵، که از سفارت آمریکا در ابوظبی مخابره شده، محمد بن زاید در گفتوگو با مقامهای آمریکایی حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران را محتمل میداند. در همان سند، هنگامی که درباره محدودیتهای حملات هوایی بحث میشود، او با صراحت میگوید: «پس به نیروهای زمینی نیاز خواهد بود.» این عبارت صرفاً یک اظهار نظر گذرا نیست؛ بلکه نشان میدهد که در بالاترین سطوح حاکمیت امارات، سناریوی اقدام نظامی علیه ایران نه یک تابو، بلکه موضوعی قابل بحث بوده است.
چهار سال بعد، در کابل محرمانه 09ABUDHABI746 مورخ ۱۱ اوت ۲۰۰۹، تصویر روشنتری از این رویکرد دیده میشود. این سند از برگزاری نشست «گفتوگوی امنیتی خلیج فارس» میان مقامهای ارشد آمریکایی و اماراتی خبر میدهد؛ نشستی که یکی از محورهای اصلی آن «برنامهریزی مشترک برای بدترین سناریوی ممکن در ایران» عنوان شده است. در این گزارش، محمد بن زاید بار دیگر بر ضرورت آمادگی برای رویارویی با ایران تأکید میکند و خواهان هماهنگی امنیتی و نظامی گستردهتر با واشنگتن میشود. این دیگر یک تحلیل رسانهای یا گمانهزنی سیاسی نیست؛ بلکه محتوای یک سند رسمی دیپلماتیک آمریکاست که بعدها توسط ویکیلیکس منتشر شد.
بر همین اساس، دشوار است که امروز امارات را صرفاً در جایگاه یک بازیگر منفعل یا قربانی تحولات منطقه ببینیم. اسناد ویکیلیکس نشان میدهند که سالها پیش از هر بحران و درگیری اخیر، بخشی از حاکمیت این کشور در حال گفتوگو، سناریونویسی و هماهنگی امنیتی با آمریکا درباره ایران بوده است. ممکن است درباره درستی یا نادرستی این سیاستها اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما یک واقعیت تاریخی در اسناد ثبت شده است: امارات تنها ناظر رخدادها نبوده، بلکه در سطوح عالی سیاسی و امنیتی، از سالها پیش در بحثها و برنامهریزیهای مرتبط با اعمال فشار و حتی گزینههای نظامی علیه ایران مشارکت داشته است.
@SocialistL | 786 |
| 7 | بدون متن... | 683 |
| 8 | یاشار و یاشارها را آزاد کنید!
@SocialistL | 833 |
| 9 | «یاشار» ها را آزاد کنید!
یاشار دارالشفا از اولین کسانی بود که وقتی بسیاری چشم بسته و سانتی مانتال مشعوف «انقلاب» بودند، در یک نوشته تحلیلی اخطار داد برای «انقلاب راست» ی که بر موج اعتراضات مردم سوار شد ه بود و سرانجام هم به آن کشتار وحشتناک در دی ماه منجر شد. یاشار هم مثل بسیاری دیگر که برای بیان حق طلبی و دفاع از حقوق حقه شهروندی به زندان افتادند، بارها مورد «شفقت» حکومت اسلام قرار گرفته است.
نیم قرن است که حکومت دارد میکشد و به بند میکشد. هر بار به بهانه ای. اینکه حکومت اسلامی حکومت رذل ترین بخش طبقه حاکم ایران است که چنان ثروت افسانهای را صاحب شده که باین راحتی ها سکان قدرت را رها نمیکند بارها و بارها در دل اعتراضات مردم خصوصا در یک دهه اخیر فریاد شده است. حالا بر متن مجادلات جاری در منطقه و پس از جنگ با آمریکا و اسراییل امر بر این جماعت مشتبه شده که گویا قرار است تازه به مرحله «تمدن اسلامی» وارد شویم. درست همانطور که شاه در اواخر حکومتش وعده رسیدن به دروازه های تمدن می داد! یاشار از جوانان آگاهی است که در پس پشت حکومتِ لجن ترین بخش طبقه حاکم ایران مناسبات اجتماعی و طبقاتی را دیده، و از قضا به رو کردن دست چپ محور مقاومتی این حکومت هم نزدیک شده است. و این همان نقطهای است که برای سردمداران حکومت اسلام قابل تحمل نیست. گویا میشود مردم قدرت خریدشان چندین برابر کم شود و کسی صدایش در نیاید. گویا میشود دسته دسته جوانان معترض کشته شوند و مردم چشم بر خون ها ببندند.
جمهوری اسلامی تنها از سر اجبار در نداشتن راه حل نیست که با مردم معترض کماکان با زبان خشونت و کشتار و زندان حرف می زند. اینان مثل همه دیکتاتورها مقهور قدرت خود شده اند. در همه جناح ها باور کردهاند که تا تبدیل شدن به قدرتی که مرزهای پیشین امپراتوری ایران را پشت سر میگذارد فقط قدمهایی مانده است. در این میان اما پامنبری های محور مقاومتی شان در خیابانها که «چپ» حکومت نامیده میشوند موقعیت جالبی دارند. اینان حتی تظاهر نمیکنند که قرار است حرفی از حقوق مردمی گفته شود که میلیون میلیون بیکار شده و خرید نان شان هم به نصف رسیده است. «چپ» بودن و «مقاومت» داشتن اینان ظاهراً تنها برای دمیدن بر شعله جنگ است نه حتی بسیاق فرهنگ خودشان تلاشی برای بهبود وضعیت مردم کف جامعه. و دقیقاً همینجاست که صدای اعتراض در جامعه این بار از جاهایی بلند میشود که لرزه بر اندام کلیت این حاکمیت بیاندازد. وقتی شکاف و نیستی و نابودی به عمق جامعه می رسد، صدایی که شما جانیان را خطاب قرار دهد از همان اعماق است. به این عادت کنید! از زندان دیگر کاری ساخته نیست.
جمهوری اسلامی همواره حکومت سرکوب و کشتار و زندان و اعدام بوده است. حالا باید حالی این جماعت جانی کرد که زمانه تغییر کرده؛ که مردم خون به دلِ داغدارِِ مأیوس و متنفر از حاکمیت، دیگر یک بشکه باروت اند که انفجارش فقط دیر و زود دارد.
یاشار و یاشارها را آزاد کنید!
لیلی دانش
@SocialistL | 842 |
| 10 | بیانیهی کانون نویسندگان ایران
نه قدرتهای غارتگر، نه حکومت سرکوبگر؛
مردم تنها مالکان سرنوشت خویشاند!
اکنون تصویر منجیگونهی جنگ بهتمامی از هم پاشیده است. در میانهی سرکوب خونین آخرین خیزش مردم، «مداخلهی نظامی بشردوستانه» با بمب و موشک از آسمان نازل شد تا ثابت کند که «آزادی» موعود قدرتهای غارتگر، معنایی جز «محو شدن تمدن» و «بازگشت به عصر حجر» نخواهد داشت. حاصل تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران، تنها مرگ کودکان و مردم بیدفاع، ویرانی زیرساختها و فروپاشی سازوکارهای نیمهجان اقتصادی نبود؛ همانگونه که بیم آن میرفت، دستاوردهای سالها مبارزهی آزادیخواهانه و برابریطلبانه نیز رنگ باخت و به حاشیه رانده شد. مردمی که آزادی را به بهای خون میطلبیدند، اکنون به مرزهای تلاش برای بقا رانده شدهاند.
موج گستردهی بیکاری، تورم افسارگسیخته و فقر فزاینده گواه شرایط دهشتناک معاش و سقوط بیش از پیش جامعهی جنگزده است. جمهوری اسلامی در گیر و دار وضعیت جنگی، قوانین سرکوب خود را تشدید کرد و جامعه را به آستانهی فروپاشی اجتماعی و اقتصادی کشاند؛ قریب به سه ماه اینترنت را قطع کرد، شاهرگهای حیات اقتصادی مردمان بسیاری را برید و رسانههای حکومتی و جریان اصلی، به تنها صدای موجود بدل شدند. در این خاموشی و انسداد، شیوههای دیرینهی سرکوب حکومتی از جمله مصادرهی اموال، پخش اعترافات تلویزیونی، بازداشت و ناپدیدسازی قهری و اعدام زندانیان سیاسی شمایلی هولناکتر از پیش یافت. حاکمیت پس از چندی حق دسترسی به اینترنت را به مردم برگزیدهاش فروخت و همزمان، با هیاهوی حکومتساختهی «وفاق و وحدت»، بر این خفقان سرپوش گذاشت. راهی که جمهوری اسلامی در این هنگامه میجوید، واپسراندن جنبشهای مترقی و تشکلهای مستقل، سرکوب بیش از پیش معترضان و آزادیخواهان و هموار کردن مسیر استثمارگران تازهنفس است.
بر زمین فرسوده از غارت و سوخته از جنگ، بذر آزادی نمیروید. اکنون در برزخ «نه جنگ، نه صلح» قدرتهای غارتگر همچنان بر طبل منافع خود میکوبند؛ یکی پس از دههها اشغال و نسلکشی، خیال «خاورمیانهی جدید» را در سر میپروراند و دیگری با فرمان «کمک در راه است» میخواهد دروازهی غارت دیگری بگشاید. جمهوری اسلامی نیز که پیش از این در دههی ۶۰، مخالفان خود و آزادیخواهان را در سایهی جنگ قتلعام کرده بود، اینبار نیز جنگ را «نعمت» میداند و همزمان که مشغول اعدام و «پاکسازی» معترضان است برای منافع اقتصادی و بقای سیاسیاش مذاکره میکند. در این میانه نیروی عظیمی که به پشتوانهی ۴۷ سال جنبشهای آزادیخواهانه، آماجاش به چنگ آوردن سرنوشت خویش بود، به محاق رفته است؛ زیرا که جنگ خود زایندهی حصر و استثناست.
کانون نویسندگان ایران، به تأسی از بیانیههای پیشین خود، تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران و سانسور و سرکوب دهشتناک حکومتی را محکوم میکند و بار دیگر بر این حقیقت پای میفشارد که مردم هرگز ناچار نیستند میان قدرتهای غارتگر و حکومت سرکوبگر یکی را برگزینند. سرنوشت محتوم جامعه رجعت از سیهروزی اکنون به اوهام گذشته نیست. مردم تنها مالکان سرنوشت خویشاند و حتی از پس این ویرانی عظیم نیز سر برمیآورند، نیروی خود را آگاهانه سازمان میدهند، راه خود را به سوی آزادی و برابری مییابند و آینده را دیگرگونه رقم میزنند.
کانون نویسندگان ایران
۱۲ خرداد ۱۴۰۵
@SocialistL | 760 |
| 11 | بدون متن... | 670 |
| 12 | همه چیز این مملکت مال آدمهای بهخصوصیست .. نصیبِ ما این میان گند و کثافت و مسئولیت شد. مسئولیتش دیگر خیلی مضحک است.
نامهی هدایت به شهیدنورایی، ۲۵ ژانویه ۱۹۴۷.
@SocialistL | 864 |
| 13 | 🔴 از امجدیه تا آرش
بدرود با پرویز قلیچخانی
“پرویز قلیچخانی رفت، و با رفتنش، فقط یک انسان از میان ما کم نشد؛ تکهای از حافظهی زندهی یک نسل فرو ریخت.
برای ما، او فقط یک فوتبالیست نبود. او شکلی از «ممکن بودن» بود؛ اینکه میشود از دل همان خاکی برخاست که هزاران نام در آن گم شدهاند، و ایستاد، دیده شد، و تبدیل شد به صدای یک جمع. در روزگاری که فوتبال هنوز به بازار سوداگری بدل نشده بود، او در میدان، چیزی فراتر از بازی ارائه میداد:
وقار، فهم، و نجابتی که امروز کمیاب است.
سه قهرمانی پیاپی در جام ملتهای آسیا، بازوبند کاپیتانی، و آن لحظههای ماندگار در امجدیه— همهی اینها فقط افتخار نبودند، بلکه بخشی از تجربهی مشترک یک ملت بودند.
اما داستان پرویز، در زمین فوتبال متوقف نماند. ساختار قدرت، در هر شکل استبدادیاش، از قهرمان محبوب میترسد؛ چرا که محبوبیت، اگر از کنترل خارج شود، میتواند به آگاهی بدل شود. ساواک میخواست قهرمان مردم را بشکند؛ نه فقط برای خاموش کردن یک فرد، بلکه برای القای این گزاره که هیچکس فراتر از ارادهی قدرت نیست. آن «شکست اجباری»—اگر آن را چنین بنامیم— تلاشی بود برای شکستن یک نماد. اما حقیقت این است: هیچ تحمیلی، نمیتواند حقیقت یک مسیر را پاک کند.
برای نسلی مثل ما، آن لحظه، نه پایان قهرمانی، که آغاز درک عمیقتری از آن بود.
پرویز، از همانجا، از مستطیل سبز عبور کرد و وارد میدان سختتری شد— میدانی که در آن، تشویق نیست، هزینه هست. او انتخاب کرد. و این، مهمترین نقطهی زندگی اوست. بسیاری در اوج، سکوت میکنند تا اوج را حفظ کنند؛ او سکوت نکرد، و بهایش را داد. بازداشت شد، تحت فشار قرار گرفت، و بعدتر، تبعید را بر بازگشتِ بیهزینه ترجیح داد.
در برابر هر دو استبداد ایستاد و نشان داد که قهرمانی، فقط در مهارت نیست، در انتخاب است. در تبعید نیز خاموش نماند. قلم را به دست گرفت و نشریه آرش را بنیان نهاد. مجلهای که برای بسیاری، نه فقط یک نشریه، که پناهگاهی برای اندیشیدن و گفتوگو بود. «آرش» ادامهی همان میدان بود، اما اینبار با کلمات.
در جهانی که صداها سرکوب میشدند، او کوشید آنها را کنار هم نگه دارد؛ پلی میان تجربههای پراکندهی یک نسل بسازد، و اجازه ندهد گفتوگو خاموش شود.
سالهای پایانی، با بیماریای گذشت که حافظه را میزداید-و این، شاید تلخترین سرنوشت برای کسی بود که خود، بخشی از حافظهی جمعی بود.
اما این فقط ظاهر ماجراست.
حافظهی فردی او خاموش شد، اما حافظهی ما هنوز زنده است. و در این حافظه، پرویز نه با یک بازی، نه با یک شکست، بلکه با یک مسیر تعریف میشود:
از میدان فوتبال تا میدان ایستادگی، از تشویق جمعیت تا سکوت تبعید.
پرویز قلیچخانی، از آن نامهایی است که با مرگ، کوچک نمیشوند. او از ما جلوتر رفت، اما چیزی بهجا گذاشت که فقط اندوه نیست: یک مسئولیت.
اینکه میشود ایستاد، میشود نپذیرفت، میشود در اوج، انسان ماند.
بدرود پرویز، که فقط یک قهرمان نبودی، بخشی از وجدان بیدار یک سرزمین بودی.”
نوید مومن زاده
@SocialistL | 1 209 |
| 14 | 🔴 از امجدیه تا آرش
بدرود با پرویز قلیچخانی
@SocialistL | 882 |
| 15 | کاپیتان پرویز قلیچخانی
در تجمع مقابل سازمان جهانی کار با شعار کارگر زندانی آزاد باید گردد!
@SocialistL | 899 |
| 16 | پرویز قلیچ جدای از آن گلِ ماندهگار که حافظهی فوتبالیها شد، از خاکستر سر بر آورد. پارهای آدمها بیهراس از باخت به استقبالِ آن رفته و از خاکسترِ خویش سر بر میآورند.
تو دعواهای تکبهتک کسی حریفاش نمیشد. اما آلزایمر و سرطان از پشتِ سر دو بهیک ریختند سرش.
پرویز! من قادر نبودم و نشدم به رنجات پایان دهم. آن دو عفریت آلزایمر و سرطان چرا!
از خاک کوچه سربر کشید و به امانت خاک سپرده شد.
کاپیتان رفت
https://akhbar-rooz.com/2026/05/23/54189/?fbclid=IwdGRjcAR-8RljbGNrBH7wXWV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDDM1MDY4NTUzMTcyOAABHr-k94Q-wT7XN_sgLo5RM_NlfHgYNuIYfATeW2kowLZ9XZLoIuqObBZT5xjJ_aem_W2ac4MJ67MS8fvKsfULSgA
@SocialistL | 794 |
| 17 | 🚩 پرویز قلیچخانی، اسطورهای فراتر از یک کاپیتان فوتبال، درگذشت.
با نهایت تأسف و تأثر مطلع شدیم که پرویز قلیچخانی، فوتبالیست برجسته، روشنفکر مردمی و فعال آزادیخواه و عدالتخوه، روز ۲۳ مه ۲۰۲۶ برابر با ۲ خرداد ۱۴۰۵، در سن ۸۲ سالگی، در یکی از بیمارستانهای حومه پاریس درگذشت.
پرویز قلیچخانی، زادهی سال ۱۳۲۴ در محله صابونپزخانه، نزدیک میدان شوش تهران، در خانوادهای زحمتکش چشم به جهان گشود. او تنها یک قهرمان فوتبال نبود. بلکه انسانی آزادیخواه، عدالتطلب و متعهد به مردم بود. در روزگاری که بسیاری حفظ شهرت و امنیت شخصی را برگزیدند، او راه دشوار ایستادگی در برابر استبداد، ظلم و بیعدالتی را انتخاب کرد و تا پایان عمر بر باورهای انسانی و عدالتخوهانهی خود پای فشرد.
صداقت، پایبندی به آرمانهای انسانی و شجاعت در بیان حقیقت، از او شخصیتی ماندگار ساخت. قلیچخانی، تنها بازیکن تاریخ فوتبال ایران است که سه بار پیاپی همراه با تیم ملی، قهرمان جام ملتهای آسیا شده است.
با وجود آن که پس از پایان دوران فوتبال میتوانست زندگی آسوده و مرفهی در خارج از ایران برای خود فراهم کند، هرگز از آرمانهای انسانی و عدالتخوهانهاش فاصله نگرفت. او مسیر فعالیت فرهنگی، روزنامهنگاری و آگاهیبخشی اجتماعی را برگزید و تا واپسین سالهای زندگی، به اندیشه، نقد و دفاع از آزادی و عدالت اجتماعی وفادار ماند.
زنده یاد قلیچخانی پس از مهاجرت اجباری، در فرانسه انتشار و مدیریت مجله آرش را برعهده گرفت. نشریهای که طی بیش از دو دهه به تریبونی مهم برای طرح مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران بدل شد و بهویژه صدای زندانیان سیاسی، نویسندگان، فعالان چپ و آزادیخواه بود. نشریهی آرش در دورهای طولانی، فضایی برای گفتوگو، نقد، ثبت حافظه تاریخی مبارزات مردم و مقابله با فراموشی فراهم کرد.
کمیته خارج از کشور حزب کمونیست ایران، یاد و خاطره پرویز قلیچخانی را گرامی میدارد و درگذشت این انسان آزاده را به خانواده، دوستان، یاران و همه انسانهایی که از فقدان او اندوهگین شدهاند، صمیمانه تسلیت میگوید.
کمیتهی خارج از كشور حزب کمونیست ایران
٢٣ مه ٢٠٢٦
@SocialistL | 761 |
| 18 | بدون متن... | 580 |
| 19 | سلام به همه دوستان و عزیزان،
امروز شد سه ماه که از اوین آزاد شدم. این عکس هم اولین لحظه بیرون اومدنم:)
بخشی از من آنجا جا مانده و خیلی وقتها انگار هنوز دارم با دوستان داخل بند حرف می زنم و زندگی می کنم.
اسفند ماه با اشتیاق به دیدن و فهمیدن دوستان قدیم و جدید آمدم، اما با شرایط عمومی که از همه طرف به تمام ما تحمیل شده، هنوز فرصت احوالپرسی با دوستان و عزیزان پیش نیامده.
هنوز دسترسیهای نیم بندی دارم و برای همین گفتم اینجا پیامی بگذارم به تمام شما سلام و آرزوی سلامتی کنم.
به امید روزهای بهتر که فرصت التیام زخم های انباشته همدیگر را داشته باشیم.
به امید آزادی زندانیان سیاسی
به امید صلح و آزادی
@SocialistL | 788 |
| 20 | https://www.instagram.com/reel/DXTrai8tL-J/?igsh=ZXVzZGx5em1sZnNi | 150 |
