fa
Feedback
Morakabian

Morakabian

رفتن به کانال در Telegram

mohamad morakabian | محمد مرکبیان شاعر | نوشتن دست‌هایت را در کلمه‌هایم‌ فرو کن، مجموعه شعر دو لک‌لک بی‌خواب، مجموعه شعر آغوشی برای یک سفر طولانی، مجموعه روزنوشت چون گناهی آویخته در تو، ترجمه اشعار مرام المصری آزادی عریان می‌آید، ترجمه اشعار مرام المصری

نمایش بیشتر
1 926
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+2330 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+73
در 5 کانال‌ها
ژوئن '26
+58
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+104
در 6 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+48
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+32
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+49
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+26
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+5
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+4
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+6
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+20
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+9
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+17
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+18
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+17
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+18
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+8
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+10
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+14
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+10
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+9
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+3 149
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
31 ژوئیه+2
30 ژوئیه0
29 ژوئیه0
28 ژوئیه+4
27 ژوئیه+3
26 ژوئیه+9
25 ژوئیه0
24 ژوئیه0
23 ژوئیه+11
22 ژوئیه0
21 ژوئیه+1
20 ژوئیه+3
19 ژوئیه+2
18 ژوئیه+2
17 ژوئیه+2
16 ژوئیه+1
15 ژوئیه+4
14 ژوئیه+1
13 ژوئیه+2
12 ژوئیه+10
11 ژوئیه0
10 ژوئیه+1
09 ژوئیه0
08 ژوئیه0
07 ژوئیه+6
06 ژوئیه+2
05 ژوئیه+1
04 ژوئیه+6
03 ژوئیه0
02 ژوئیه0
01 ژوئیه0
پست‌های کانال
رویترز، شاهزاده رضا پهلوی و اشتباهی که هنوز تمام نشده است گیو سلیمانی رویترز در ۲۷–۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ گزارشی دربارهٔ شاهزاده رضا پهلوی منتشر کرد با عنوانی که از همان ابتدا جهت نگاهش را نشان می‌دهد: «نگاهی از درون به تلاش متزلزل رضا پهلوی برای رهبری ایران». گزارش بر اختلافات اپوزیسیون، نارضایتی برخی حامیان مالی، رفتار افراطی تعدادی از هواداران و تردید دربارهٔ توانایی او برای رهبری گذار تمرکز دارد. رویترز پاسخ‌های او را نیز آورده است. مسئله این نیست که نباید نقد شود؛ هر مدعی نقشی در آیندهٔ ایران باید زیر ذره‌بین باشد. مسئله، نوع ذره‌بین است. برای فهم آن کافی است ۴۸ سال به عقب برگردیم. در سال ۱۹۷۸، پل تیلور، خبرنگار جوان رویترز، نخستین خبرنگار خارجی بود که پس از ورود خمینی به فرانسه با او مصاحبه کرد. تیلور سال‌ها بعد نوشت که خبرنگاران جوان و عمدتاً چپ‌گرای پیرامون خمینی بیش از حد تحت تأثیر اطرافیان غرب‌آموختهٔ او قرار گرفته بودند؛ کسانی که خمینی را نه رهبر بالقوهٔ یک حکومت دینی تمامیت‌خواه، بلکه پیرمردی معنوی در رأس جنبشی مترقی معرفی می‌کردند. مشکل کمبود اطلاعات نبود؛ مشکل لنزی بود که اطلاعات از درون آن دیده می‌شد. نشانه‌های اقتدارگرایی دینی وجود داشت، اما سخنان خمینی توسط اطرافیانش تلطیف می‌شد تا برای ذهن سیاسی غرب قابل‌قبول باشد. خبرنگارانی که شاه را به‌سادگی «دیکتاتور مورد حمایت غرب» می‌دیدند، برای شناخت خطر اسلام سیاسی همان حساسیت را نداشتند. نتیجه را امروز می‌شناسیم: نزدیک به نیم قرن سرکوب، اعدام، زندان، تبعیض و کشتار مخالفان. تنها در سرکوب اعتراضات ژانویهٔ ۲۰۲۶، نهادهای معتبر حقوق بشری از کشته‌شدن هزاران نفر سخن گفته‌اند. حالا همان لنز دوباره در کار است. شاهزاده رضا پهلوی می‌گوید خواهان حکومت شخصی نیست؛ از سکولاریسم، انتخابات آزاد و حق مردم برای تعیین شکل حکومت دفاع می‌کند و نقش خود را پلی برای گذار می‌داند. اما در روایت رویترز، تقریباً هر خطای اطرافیان، رفتار ناشایست یک هوادار، اختلاف شخصی یا حامی ناراضی، به بخشی از پرونده‌ای دربارهٔ صلاحیت خود او تبدیل می‌شود. حتی پروندهٔ قتلی که رویترز می‌گوید هیچ مدرکی از نقش او در آن وجود ندارد، جای برجسته‌ای در روایت پیدا می‌کند. من نمی‌گویم رویترز همیشه مغرض است. ادعای جدی‌تر این است: همان سوگیری فکری که بخشی از روشنفکری و روزنامه‌نگاری غرب را در ۱۹۷۸ در برابر ماهیت خمینی نابینا کرد، امروز نیز در نوع نگاه به مخالفان جمهوری اسلامی دیده می‌شود. آن زمان، روحانی‌ای که آشکارا وعدهٔ «جمهوری اسلامی» می‌داد، از حسن‌ظن فراوان برخوردار شد. امروز، برجسته‌ترین مخالف همان نظام — که از دموکراسی سکولار و انتخاب آزاد مردم دفاع می‌کند — با بدگمانی‌ای بسیار شدیدتر روبه‌روست. برای بخشی از ذهن سیاسی غرب، شناختن «شاه»، «سلطنت» و «ملی‌گرایی» آسان است؛ اما اسلام‌گرایی تمامیت‌خواه، به‌ویژه وقتی با زبان «ضدامپریالیسم» سخن می‌گوید، همچنان می‌تواند از منطقهٔ کور همان جهان‌بینی عبور کند. در سال ۱۹۷۸ این کوری به یکی از مخرب‌ترین اشتباهات سیاسی تاریخ معاصر ایران کمک کرد. امروز خطر این است که همان دستگاه فکری، این بار در تخریب اعتبار مؤثرترین نیروی سیاسی برای برچیدن جمهوری اسلامی نقش ایفا کند. این به آن معنا نیست که شاهزاده رضا پهلوی بی‌خطاست یا نباید نقد شود. برعکس، کسی که امروز تنها گزینهٔ واقعاً قابل‌اتکا برای رهبری گذار است، باید بیش از دیگران پاسخگو باشد. اما نقد یک چیز است و معیار نامتوازن چیز دیگر. چرا وقتی خمینی می‌خواست این نظام را بسازد این همه حسن‌ظن وجود داشت، اما امروز که شاهزاده رضا پهلوی برای برچیدن آن تلاش می‌کند، تقریباً هر نشانه‌ای شایستهٔ بدترین تفسیر می‌شود؟ قطب‌نمای ایدئولوژیکی که در سال ۱۹۷۸ جهت را اشتباه نشان داد، هنوز تعمیر نشده است. قطب‌نمای سیاسی رویترز هنوز خراب است. @givselection @morakabian

2
« مرا نیز تا جان بود در تنم بکوشم که پیمان تو نشکنم » جاویدنام فاطمه سلطانی زندگی در شادی و اندوه سرگردان است. اما آدمی به عش+2
« مرا نیز تا جان بود در تنم بکوشم که پیمان تو نشکنم » جاویدنام فاطمه سلطانی زندگی در شادی و اندوه سرگردان است. اما آدمی به عشق زنده است. همین عشق، اندوه را زیر پرِ خود می‌گیرد تا آرام شویم. معجزهٔ عشق همین است که بیشتر، شادی را به خاطر بیاوریم. به این ویدیو نگاه می‌کنم و می‌بینم که ۱۸ و ۱۹ دی، آن چالهٔ آخرِ ویدیو است؛ که اگر نبود، باز عشق قصه‌ای عاشقانه از آن می‌ساخت. اما کشتار دی، آن چاله را عمیق‌تر و عمیق‌تر کرد. #محمد_مرکبیان @morakabian
562
3
جمهوری اسلامی گمان می‌کند با کشتن مردم، ترس ایجاد می‌کند و ترس، مردم را به فراموشی می‌کشاند. اما آنچه در عمل انجام می‌دهد، کن
جمهوری اسلامی گمان می‌کند با کشتن مردم، ترس ایجاد می‌کند و ترس، مردم را به فراموشی می‌کشاند. اما آنچه در عمل انجام می‌دهد، کندن گور خود است. هر بی‌گناهی که کشته می‌شود، چشم‌های بیشتری را به سوی آن جنایت باز می‌کند. هر اعدام و هر خونِ ناحق، هزاران نفر دیگر را وادار می‌کند حقیقت را ببینند. و سرانجام، قطره‌قطره این خشم، سیلی خواهد شد که ریشهٔ این فرقه را از تنِ ایران برخواهد کند. @morakabian
5 891
4
#StopExecutionsInIran Abolfazl Sepahi and Amirhossein Safari have been executed. Today, the Islamic Republic of Iran executed
#StopExecutionsInIran Abolfazl Sepahi and Amirhossein Safari have been executed. Today, the Islamic Republic of Iran executed two young men who had been detained during the protests. Their only wish was freedom and a better future for their country. The world should be ashamed of its silence in the face of the execution of innocent Iranians. @morakabian
19
5
«از اشتباه تا الگو» چگونه افکار عمومی منحرف می‌شود؟ این متن درباره پرویز پرستویی و سیاوش اردلان نیست. موضوع، بررسی الگوی رفتاری آنهاست؛ الگویی که ممکن است در رفتار بسیاری از چهره‌های شناخته‌شده تکرار شود. الگویی که اگر آن را نشناسیم، بارها و بارها افکار عمومی را به حاشیه خواهد برد. چند روز پیش پرویز پرستویی ویدیویی را استوری کرد که در آن جمله «لعنت بر پهلوی و طرفدارانش» وجود داشت. بعد از اعتراض گسترده کاربران و ریزش چندصد هزار نفری دنبال‌کنندگانش، گفت این جمله را ندیده بوده و آن استوری را حذف کرد. اما نکته اینجاست که وقتی خواست توضیح بدهد و دلجویی کند، دوباره همان ویدیو را منتشر کرد؛ فقط این بار همراه با متنی شبیه به یک عذرخواهی. اینجا یک سؤال مهم مطرح می‌شود. اگر کسی واقعاً از وجود یک پیام احساس شرمندگی کند و آن را برخلاف باور خود بداند، آیا دوباره همان محتوا را منتشر می‌کند؟ همان‌طور که اگر ناخواسته عکسی خصوصی از کسی منتشر شود و آن شخص واقعاً از انتشارش ناراحت باشد، برای توضیح دادن، دوباره همان عکس را در صفحه خودش منتشر نمی‌کند؛ به آن ارجاع می‌دهد، نه اینکه خودش دوباره آن را بازنشر کند. از نگاه نشانه‌شناسی، فقط کلمات مهم نیستند؛ رفتارها هم نشانه‌اند. بازنشر دوباره یک محتوا، حتی همراه با عذرخواهی، خودش یک نشانه است. این رفتار لزوماً نیت فرد را اثبات نمی‌کند، اما نشان می‌دهد که موضوع را نمی‌توان صرفاً یک «اشتباه ساده» دانست و ارزش دارد با دقت بیشتری بررسی شود. از طرف دیگر، همین بازنشر باعث می‌شود محتوایی که شاید در یک استوری ۲۴ ساعته دیده می‌شد، دوباره در قالب یک پست، با بازدید و تأثیر بیشتر، در فضای عمومی گردش پیدا کند. نمونه‌ای شبیه به این را می‌توان در رفتار سیاوش اردلان هم دید؛ زمانی که خبری نادرست درباره شاهزاده رضا پهلوی منتشر شد و پس از ایجاد موج رسانه‌ای، با توضیحی کوتاه نوشت که خبر را اشتباه متوجه شده و آن را حذف کرد. اما حذف یک پست، اثری را که در زمان انتشارش گذاشته، از بین نمی‌برد؛ به‌ویژه وقتی از سوی یک خبرنگار شناخته‌شده منتشر شده باشد. گاهی اصل تأثیر، همان چند ساعت اول اتفاق می‌افتد. قصدم قضاوت این دو نفر نیست. تلاشم این است که یک الگو را ببینیم. امروز ممکن است اسمش پرویز پرستویی باشد، فردا سیاوش اردلان و پس‌فردا فردی دیگر. اگر هر بار با توضیحاتی مانند «حواسم نبود»، «اشتباه شد» یا «او آدم هیجانی و ساده‌ای است» با یک الگوی تکرارشونده روبه‌رو شویم، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک اشتباه فردی دانست. این همان الگویی است که باید آن را شناخت. به‌ویژه در دوره‌ای که حکومت تلاش می‌کند از هر ابزار و هر چهره‌ای برای تقویت روایت خود و دور کردن افکار عمومی از مسئله اصلی و خواست مردم استفاده کند، مهم است به جای تکیه بر باورهای قبلی یا واکنش‌های احساسی نسبت به افراد، رفتارها را بررسی کنیم؛ با مشاهده، منطق و توجه به الگوهای تکرارشونده. #محمد_مرکبیان @morakabian
925
6
چهار و پنج اَمُرداد درگذشت رضا شاه و محمد رضا شاه زمان، آرام‌ترین و منصف‌ترین داور تاریخ است. گاهی باید دهه‌ها بگذرد تا غبار هیاهوها، اختلاف‌ها و روایت‌های سیاسی کنار برود و روشن شود که یک انسان چگونه زیست، چه ساخت و چه میراثی برای سرزمین خود بر جای گذاشت. امروز، پس از گذشت دهه‌ها، برای بسیاری از ایرانیان روشن‌تر شده که رضاشاه و محمدرضاشاه پهلوی چه نقشی در ساختن ایران نوین داشته‌اند؛ مردانی که میراثی بزرگ از آبادانی، نوسازی و پیشرفت برای ایران بر جای گذاشتند و نامشان با بخش مهمی از تاریخ این سرزمین گره خورده است. آریامهر، محمدرضاشاه پهلوی حتی در سخت‌ترین روزهای زندگی‌اش، در زمانی که با فروپاشی حکومت، بی‌وفاییِ بسیاری از نزدیکان، بی‌مهریِ بیشترِ متحدان و ناسپاسیِ مردمان میهنش روبه‌رو شد، وقار و منش خود را از دست نداد. تلخی آن روزها را نه با کینه و خشم، که با همان نگاه شاهانه‌ای پذیرفت که در تمام زندگی با آن زیسته بود؛ نگاهی که حتی در شکست نیز نشانی از بزرگی و نجابت داشت. از آن نگاه، دریچه‌ای برای ما به یادگار مانده است؛ دریچه‌ای که هر بار از آن به گذشتهٔ میهنمان می‌نگریم، گویی آینده‌ای را می‌بینیم که هنوز آرزویش را در دل داریم. شاید پیش از هر چیز، باید آن‌گونه زندگی کنیم که وقتی سال‌ها از رفتنمان گذشت و حافظهٔ تاریخی جامعه خواست از ما یاد کند، آنچه از ما به یاد می‌آورد، چیزی جز نیکی، بزرگی و اثری ماندگار نباشد. #محمد_مرکبیان @morakabian
5 975
7
⁨ پیش از اتفاقات دی‌ماه خبر رسید که مجموعه‌ ‌شعری از من در جایزه‌ی ادبی «مرام المصری» برگزیده شده و قرار است به چاپ برسد. تصمیم داشتم صبر کنم تا کتاب منتشر شود و بعد، از آن بنویسم. اما ناگهان آن‌قدر اندوه بر سرم آوار شد که یادم رفت شاعرم. حالا که چندین هفته از انتشار کتاب و روزهای رونمایی گذشته، کتاب به دستم رسید. مردد بودم؛ آیا باید از کتاب گفت؟ آیا مهم است که مجموعه‌ شعرم حالا در گوشه‌ای از این جهان، به زبانی دیگر منتشر شده است؟ آیا خوشحالم؟ نمی‌دانم. خوشحال بودن یا نبودنم آن‌قدر در اندوه ایران گره خورده است که دیگر نمی‌توانم تشخیص دهم سهم شادی‌ام چقدر است. اما اگر به واژه‌ها به چشم جریانی زنده نگاه کنم، اگر باور داشته باشم که انسان، فانی است و آنچه می‌ماند واژه است، آن‌وقت می‌توانم بگویم خوشحالم. در نهایت، این واژه‌هایند که از ما به جا می‌مانند؛ روایت روزهایی که زیسته‌ایم، روایت آنچه دیده‌ایم و آنچه بر ما گذشته است. مگر شاعر چیست، جز راوی روزگار خویش؟ ما با واژه‌ها، تاریخِ زمانه‌مان را ثبت می‌کنیم. می‌آییم و می‌رویم، اما شاید آن‌ها اندکی بیشتر دوام بیاورند. مجموعه‌ شعرم، این واژه‌های کوچک را، تقدیم می‌کنم به جاویدنامان دی‌ماه و به همه عزیزانی که در خیابان‌های ایران به زبان شیرین فارسی فریاد زدند: «پاینده باد ایران.» پی‌نوشت: این مجموعه، گزیده‌ای از اشعار و نوشته‌‌های ده سال گذشته است که توسط سرکار خانم ساناز ساعی دیباور به فرانسوی برگردانده و با نقاشی‌های هنرمند گرامی ایرانی‌ـ‌فرانسوی، آقای پاتریک نوایی، همراه شده است. #محمد_مرکبیان #کتاب #ترجمه⁩ @morakabian
446
8
بدون متن...
354
9
«هیچ‌کس از چرخه‌ی حذف در امان نیست.» در یک حکومت تمامیت‌خواه، هرچه فساد ساختاری عمیق‌تر می‌شود، افراد اثرگذار و چهره‌های شناخته‌شده معمولاً با یکی از دو سرنوشت روبه‌رو می‌شوند: یا از همان ابتدا به دلیل نپذیرفتن ایدئولوژی حاکم حذف می‌شوند، یا در یکی از زیرمجموعه‌های همان ساختار ایدئولوژیک قرار می‌گیرند و اجازه فعالیت پیدا می‌کنند؛ البته تا زمانی که در چارچوب‌های تعیین‌شده باقی بمانند. وقتی کسی پس از بیست یا سی سال فعالیت مستمر در یکی از مهم‌ترین بازوهای حکومت، یعنی رسانه و تلویزیون، همچنان امکان فعالیت دارد، به این معناست که دست‌کم با بخش مهمی از ایدئولوژی حاکم کنار آمده است. بنابراین، خواه‌ناخواه بخشی از سازوکار بقای آن بوده؛ حتی اگر سرانجام خودش نیز قربانی همان سازوکار شده باشد. در این میان، نخستین قربانیان یک نظام ناکارآمد و فاسد، مردم عادی هستند؛ طبقه متوسط، اقشار کم‌درآمد، کارگران، معلمان، هنرمندان و نویسندگانی که به هیچ نهاد قدرتی وابسته نیستند. وقتی اقتصاد بر پایه فساد و تبعیض اداره شود و تورم سال‌ها زندگی مردم را فرسوده کند، این گروه‌ها بسیار زودتر از چهره‌های شناخته‌شده هزینه آن را می‌پردازند. به همین دلیل، اشک‌های امروز عادل فردوسی‌پور نمی‌تواند احساسات مرا برانگیزد. پیش از آنکه او با محدودیت روبه‌رو شود، هزاران هنرمند، نویسنده، روزنامه‌نگار، استاد دانشگاه، فعال مدنی و شهروند ایرانی سال‌ها ممنوع‌الکار شدند، زندان رفتند، ناچار به ترک وطن شدند یا در انزوا و زیر فشارهای اقتصادی و روانی، زندگی‌شان نابود شد. حتی زمانی که فردوسی‌پور همچنان در رسانه رسمی برنامه اجرا می‌کرد ــ و کماکان نیز می‌کند ــ افراد بسیاری، چه‌بسا بااستعدادتر از او، سال‌هاست که از هرگونه امکان فعالیت محروم شده‌اند. این اشک‌ها زمانی معنا پیدا می‌کند که برای مردم نیز ریخته شود؛ برای خانواده‌هایی که عزیزانشان را از دست دادند، برای جوانانی که در خیابان کشته شدند، برای زندانیان، برای اعدام‌شدگان و برای میلیون‌ها انسانی که سال‌ها زیر بار سرکوب، فقر و بی‌عدالتی زندگی کرده‌اند. دیدن این رنج‌ها نیازی به نگاهی ویژه ندارد؛ کافی است کسی نخواهد چشمش را بر واقعیت ببندد. آنچه امروز برای فردوسی‌پور رخ داده، تنها بخش کوچکی از رنجی است که جامعه ایران دهه‌هاست تجربه می‌کند. این سرنوشت، دیر یا زود، گریبان بسیاری از کسانی را نیز خواهد گرفت که بقای خود را در پیوند با ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی جست‌وجو کردند. زیرا نظامی که بر حذف، تبعیض و سرکوب استوار باشد، در نهایت حتی وفاداران خود را نیز از تیغ حذف در امان نخواهد گذاشت. #محمد_مرکبیان @morakabian
6 796
10
«ایران، پیش از هر چیز دیگری» چند روز پیش درباره رسیدن به هدفی به نام «رفراندوم» در ایران نوشتم. بعضی از دوستان برداشت کردند که انگار منظورم این بوده که همین امروز باید مشخص کنیم چه کسی قرار است رفراندوم را برگزار کند یا سازوکار اجرایی آن چیست. عده‌ای هم تلاش کردند این حرف را به جریان‌های سیاسی مختلف نسبت بدهند؛ از اصلاح‌طلب تا چپ یا هر گروه و فرقه دیگری. اما مقصود من چیزی دیگر بود. همه ما می‌دانیم که امروز هنوز در شرایط برگزاری رفراندوم نیستیم. بحث من نه درباره زمان اجرای آن بود و نه درباره مجری آن. حرف من از رفراندوم، دفاع از یک نقطه مشترک بود؛ نقطه‌ای که بتواند زمینه‌ساز جذب حداکثری و شکل‌گیری یک اتحاد ملی شود. به باور من، هر ایرانی‌ای که به دو اصل پایبند باشد، می‌تواند در این اتحاد جای داشته باشد: ۱. آزادی و آبادی ایران، به‌عنوان اولویت نخست. ۲. مخالفت با جمهوری اسلامی و گذار از این حکومت. اگر بر سر این دو اصل به توافق برسیم، دیگر تفاوت گرایش‌های فکری و سیاسی نباید مانعی برای همدلی و همکاری باشد. هدف این نیست که همه شبیه هم فکر کنند؛ هدف این است که بر سر حداقل‌های مشترک، کنار هم بایستیم. در روزهای هجدهم و نوزدهم دی دیدیم که جامعه ایران تا چه اندازه ظرفیت همبستگی و اتحاد را داراست. سطح آگاهی مردم بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته. اکنون بیش از هر چیزی به جذب نیاز داریم، نه به حذف؛ به ساختن پل میان ایرانیان، نه بلندتر کردن دیوارها. هرچه این اتحاد گسترده‌تر باشد، هزینه‌ای که مردم ایران در دوران پیش و پس از سقوط جمهوری اسلامی خواهند پرداخت، کمتر خواهد بود. به همین دلیل، وقتی از رفراندوم سخن می‌گویم، منظورم پیش از هر چیز ایجاد یک زبان مشترک برای گرد هم آوردن همه کسانی است که ایران را بر هر چیز دیگری مقدم می‌دانند و خواهان گذار از جمهوری اسلامی‌اند. #محمد_مرکبیان @morakabian
4 685
11
«فراوان ز ایرانیان کشته شد ز خون یلان کشور آغشته شد» جاویدنام حسن فلاح بر تن هر‌ ایرانی زخمی است از شرارت‌های جمهوری اسلامی‌+3
«فراوان ز ایرانیان کشته شد ز خون یلان کشور آغشته شد» جاویدنام حسن فلاح بر تن هر‌ ایرانی زخمی است از شرارت‌های جمهوری اسلامی‌ که تاریخش را فقط خودش می‌داند. امروز‌ اما میلیون‌ها نفر از ما در‌ تاریخِ زخمی مشترکیم؛ «۱۸ و ۱۹ دی ماه». دی‌ماه برای ما ایرانیان این دوره‌ از تاریخ، زخمِ عمیقی‌ست که تا زنده‌ایم ما را از سکوت در برابر ظلم به ایران و ایرانی باز خواهد داشت. ما هستیم تا روایت کنیم. و ایران هرگز تنها نخواهد ماند. حسن فلاح، چهل‌و‌‌پنج ساله، پدر و همسری مهربان، در ۱۸ دی‌ماه در محله مصباح کرج به خاطر شلیک گلوله به پایش مجروح شد. هنگامی که زخمی بود، ماموران بازداشتش کردند. بخاطر خون‌ریزی زیاد از ماشین پیاده‌ش می‌کنند. ‌ او در نهایت به کمک همسرش به بیمارستان می‌رسد. ساعت ۲ صبح ۱۹ دی‌ماه به اتاق عمل می‌رود اما متاسفانه چند ساعت بعد جان عزیزش را از دست می‌دهد. #محمد_مرکبیان @morakabian
5 808
12
«رفراندوم» اگر قرار است جنگی به تغییری در ایران بینجامد، تنها نتیجه‌ای که می‌تواند مشروعیت داشته باشد، رسیدن به حق انتخاب مردم است؛ یعنی برگزاری یک رفراندوم آزاد، شفاف و تحت نظارت نهادهای بین‌المللی. هر مسیر دیگری که تنها ویرانی به جای بگذارد، آینده‌ای بهتر برای ایران نخواهد ساخت. اگر این مسیر قرار نیست به حق انتخاب آزاد مردم و برگزاری یک رفراندوم واقعی منتهی شود، این همه ویرانی و این همه قربانی چه معنایی دارد؟ در آن صورت، آنچه بر ایران تحمیل می‌شود چیزی جز بهایی سنگین نیست که مردم برای رقابت قدرت‌ها و جاه‌طلبی‌های سیاسی می‌پردازند؛ بهایی که نه آزادی به همراه دارد، نه آینده‌ای بهتر، بلکه تنها جان انسان‌های بی‌گناه را می‌گیرد و کشوری را ویران می‌کند که مردمش هیچ نقشی در این تصمیم‌ها نداشته‌اند. جهان نمی‌تواند درباره آینده ایران تصمیم بگیرد، بدون آنکه به صدای مردم ایران گوش دهد. صدای مردمی که سال‌هاست، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، با شجاعت و پرداخت هزینه‌های سنگین، خواست خود را برای آزادی، حق انتخاب و آینده‌ای بهتر فریاد زده‌اند. جامعه جهانی اگر واقعاً به دنبال صلح و ثبات پایدار است، باید این صدا را در تصمیم‌گیری‌های خود به رسمیت بشناسد و آن را مبنای هر راه‌حل سیاسی برای آینده ایران قرار دهد. هیچ تصمیمی درباره ایران نباید بدون در نظر گرفتن اراده مردم ایران گرفته شود. آینده این کشور نه باید در میدان جنگ تعیین شود و نه پشت درهای بسته قدرت‌های جهانی؛ بلکه باید در صندوق رأی و با انتخاب آزاد مردم رقم بخورد. ایران به حکومتی نیاز دارد که از رأی آزاد مردم برخاسته باشد؛ حکومتی که آزادی، برابری، توسعه، رفاه و امید به آینده را برای مردم به ارمغان بیاورد. اگر قرار است هزینه‌ای پرداخت شود، آن هزینه باید برای رسیدن به چنین آینده‌ای باشد، نه برای ویرانی سرزمینی که خانه میلیون‌ها انسان است. #محمد_مرکبیان @morakabian
1 178
13
«کشور را نمی‌شود با شعار اداره کرد.» چرا جمهوری اسلامی مسئول وضعیت امروز ایران است؟! ما امروز میان قدرت‌هایی گرفتار شده‌ایم که هر کدام، به‌شکلی، منافع خود را بر هر چیز دیگری ترجیح می‌دهند. از آمریکا و اسرائیل انتظار ندارم که به فکر ایران و مردم ایران باشند؛ همان‌طور که هیچ کشوری در سیاست خارجی، منافع خود را فدای منافع دیگران نمی‌کند. مسئله اصلی جای دیگری است. وظیفه یک حکومت، پیش از هر چیز، حفظ امنیت، جان، رفاه و آینده مردم خود است. اساس سیاست داخلی و سیاست خارجی نیز همین است؛ اینکه کشور را از بحران‌های غیرضروری، تنش‌ها و جنگ‌هایی که هزینه آن را مردم می‌پردازند، دور نگه دارد. در جهان نزدیک به دویست کشور وجود دارد. با وجود همه اختلاف‌ها، رقابت‌ها و حتی سیاست‌های ناعادلانه قدرت‌های بزرگ، بیشتر این کشورها توانسته‌اند از ورود به چنین تقابل‌هایی پرهیز کنند. اما سیاستی که سال‌ها بر شعارهای ایدئولوژیک، دشمن‌تراشی، «مرگ بر…» و بازوهای نیابتی استوار باشد، دیر یا زود کشور را به نقطه‌ای می‌رساند که نتیجه آن چیزی جز انزوا، تحریم، تنش و در نهایت جنگ نیست. به همین دلیل است که «سیاست خارجی» یک مفهوم تشریفاتی نیست؛ بخش مهمی از هنر حکومت‌داری است. سیاست خارجی موفق، یعنی جلوگیری از تبدیل اختلاف‌ها به جنگ و جلوگیری از اینکه مردم، هزینه جاه‌طلبی‌ها و خطاهای سیاسی را بپردازند. من آمریکا، اسرائیل یا بسیاری از قدرت‌های جهان را نظام‌های بی‌عیب و اخلاقی نمی‌دانم و از سیاست‌های آنان نیز دفاع نمی‌کنم. اما مسئولیت آنچه امروز بر سر ایران و ایرانیان آمده، در درجه نخست بر عهده حکومتی است که اداره کشور را در اختیار دارد. این حکومت است که درباره مسیر سیاست داخلی و خارجی تصمیم می‌گیرد و پیامدهای آن نیز مستقیماً متوجه مردم می‌شود. واقعیت تلخ این است که مداخله نظامی، اگر به تغییر وضعیت سیاسی منجر نشود، اغلب چیزی جز ویرانی بر جای نمی‌گذارد. جنگ میان جمهوری اسلامی و طرف‌های مقابل، جنگی بر سر قدرت، امنیت و منافع است؛ اما دود این آتش نه به چشم سیاستمداران، بلکه به چشم ایران و مردم ایران می‌رود. در نهایت، دوباره به همان نقطه نخست بازمی‌گردیم: کیفیت حکومت‌داری. هنر یک حکومت، نه در افزایش دشمنان، بلکه در حفظ منافع ملی، دور نگه داشتن کشور از جنگ و ساختن آینده‌ای امن‌تر برای مردم است. اگر حکومتی در انجام این وظیفه ناکام بماند، سنگین‌ترین هزینه آن را مردم و سرزمینشان خواهند پرداخت. #محمد_مرکبیان @morakabian
6 218
14
محمد یعقوبی، نویسنده، نمایشنامه‌نویس و کارگردان ایرانی، از هنرمندانی است که به انسان، کلمه و ایران متعهد مانده است. با آن‌که
محمد یعقوبی، نویسنده، نمایشنامه‌نویس و کارگردان ایرانی، از هنرمندانی است که به انسان، کلمه و ایران متعهد مانده است. با آن‌که سال‌هاست در پی فشارهای سیاسی و اجتماعی ناچار به ترک وطن شده، هرگز چشم از ایران برنداشته و دلش همچنان با آن خاک است. تماشای نمایش «نستوس» برای من تجربه‌ای لذت‌بخش بود؛ لذتی آمیخته با رنجی شریف. نمایشی که از ایران و رنج مردم ایران سخن می‌گوید و تماشاگر را به تأمل وامی‌دارد. امیدوارم روزی نه‌چندان دور، ایرانمان آزاد شود تا هنرمندانی چون محمد یعقوبی بتوانند بار دیگر به آن خاک شریف بازگردند و آثار تازه‌شان را بر صحنه‌های تئاتر ایران اجرا کنند. #محمد_مرکبیان @morakabian
617
15
بدون متن...
570
16
چرا درگذشتِ لیندسی‌ گراهام اندوهناک است؟ از روزی که اینترنت ایران را قطع کردند تا به امروز، تقریباً تمام سیاستمداران جهان چشم خود را بر روی کشتار ایرانیان در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بستند. آن روزها، در اوج کشتار، بی‌خبری و تنهایی، تنها شمار اندکی در کنار مردم ایران ایستادند. شاید گفته شود که هیچ‌کس به فکر مردم ایران نیست و هر کشوری تنها منافع خود را دنبال می‌کند. من هم تا حد زیادی با این نگاه موافقم. اما اگر منفعت یک کشور در ایستادگی در برابر شرارت و حمایت از آزادی باشد، چه ایرادی دارد؟ کشتار دی‌ماه، رودِ خونی‌ست آن‌قدر گسترده که نمی‌توان یک پا این‌سو و یک پا آن‌سویش گذاشت. دی‌ماه، مرز شناخت انسانیت است. در روزگاری که عده‌ای از هم‌زبانان خودمان این قتل‌عام را توجیه یا انکار می‌کنند، یک سناتور آمریکایی در گردهمایی مهاجران ایرانی ــ‌کسانی که هر یک به دلیل فشارهای اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی ناچار به ترک وطن شده‌اند‌ــ بر روی صحنه می‌آید و پرچم شیر و خورشید را بالا می‌برد. من کاری به گذشته یا حال سیاست خارجی دولت آمریکا ندارم و چه‌بسا با بسیاری از آن سیاست‌ها موافق نباشم. اما این حرکت، ایستادن یک فرد در جای درست تاریخ و برافراشتن پرچمی که هزاران ایرانی برای سربلندی‌اش جان خود را فدا کرده‌اند، حرکتی شایستهٔ احترام و ستایش است. دشمنان ایران دست به کار شده‌اند و هر کسی را که پرچم شیر و خورشید را برافراشته، هدف قرار می‌دهند. اما سرانجام، این نور است که بر تاریکی پیروز خواهد شد. #محمد_مرکبیان @morakabian
7 058
17
. «ایرانیان در میانهٔ دو جنگ هنوز هم جنگ‌طلب نیستند.» هیچ آدم عاقلی از جنگ خوشش نمی‌آید. جنگ، در ذاتِ خود، امری غیراخلاقی است. این را هر کسی که ذره‌ای از انسانیت بویی برده باشد، می‌داند. گلوله، وقتی شلیک می‌شود، پیش از هر چیز انسانیت را نشانه می‌گیرد. موشک‌هایی که در این روزها به سوی ایران شلیک شده‌اند، انسان‌هایی که در این جنگ کشته شده‌اند، ویرانی شهرها و خیابان‌ها، و ناامنی و بی‌ثباتی‌ای که بر زندگی مردم سایه انداخته، همه و همه یک علت مهم دارد: سیاست‌های جمهوری اسلامی در پنج دهه گذشته. نمی‌شود همه‌چیز را به گردن مردم انداخت. نمی‌توان گفت مردم این جنگ را خواسته‌اند یا به استقبال آن رفته‌اند. هیچ ایرانی‌ای جنگ را نمی‌خواهد. هیچ ایرانی‌ای دوست ندارد موشکی به شهرش اصابت کند یا انسانی در کشورش قربانی گلوله و انفجار شود. ایرانیان سال‌هاست در میانه دو جنگ گرفتارند؛ جنگی که جمهوری اسلامی علیه مردم خود به راه انداخته و برای خاموش‌کردن صدای آزادی، جانشان را می‌گیرد؛ و جنگی که حاصل سیاست‌های جمهوری اسلامی در بیرون از مرزهاست؛ سیاست‌هایی که از تصمیم‌های کلان حکومت تا رفتار نیروهای وابسته به آن، کشور را به این نقطه رسانده است. چه مردم سخنی می‌گفتند و چه نمی‌گفتند، جهان دیر یا زود، به این سیاست‌ها واکنش نشان می‌داد؛ و متاسفانه دود این آتشی که جمهوری اسلامی برافروخته است، اگر چه گریبان خود حکومت را هم گرفته اما پیش از همه، به چشم مردم ایران می‌رود. اینکه عده‌ای از سر استیصال و زیر فشار سال‌ها سرکوب و بعدِ از دست دادن عزیزانشان، فریاد زدند «به داد ما برسید» و خواستار پاسخگو شدن عاملان این جنایت‌ها شدند، به این معنا نیست که جنگ‌طلب‌اند. آنان جنگ نمی‌خواستند؛ آنان از دل جنگ سخن می‌گفتند. جنگ برای بسیاری از ایرانیان، پیش از آنکه موشکی از بیرون از مرزهای ایران شلیک شود، آغاز شده بود؛ از همان روزی که گلوله‌ها از فاصله‌ای نزدیک، در خیابان‌های ایران، به سینه فرزندان، مادران، پدران و هموطنانشان شلیک شد. #محمد_مرکبیان @morakabian
1 528
18
«بر و بازوی شیر و خورشید روی دلِ پهلوان دستِ شمشیر جوی» جاویدنام محمد احمدی وقتی نام جاویدنامان را کنار هم قرار می‌دهیم، به ر+2
«بر و بازوی شیر و خورشید روی دلِ پهلوان دستِ شمشیر جوی» جاویدنام محمد احمدی وقتی نام جاویدنامان را کنار هم قرار می‌دهیم، به روایتی ملی و گسترده می‌رسیم؛ تصویری از فاجعه‌ای که نباید به فراموشی سپرده شود. تصویری از ایرانیانی که از تار و پود این سرزمین برخاستند و به دل تاریخ پا گذاشتند؛ روایتی از پهلوانی، شرافت و اندوهی عمیق. #محمد_مرکبیان @morakabian
6 131
19
. نوشتن از جاویدنامان و روایتشان را ثبت کردن یک وظیفه‌ی ملی است. یک مستندسازی برای آیندگان. روایتگریِ حقیقت، ادامه‌ی راهِ آنا
. نوشتن از جاویدنامان و روایتشان را ثبت کردن یک وظیفه‌ی ملی است. یک مستندسازی برای آیندگان. روایتگریِ حقیقت، ادامه‌ی راهِ آنان است. امروز وقت نوشتن برگی‌ از تاریخ این مردمان نجیب و آزاده است که با خون خود بر تن ایران نوشتند: ایران متعلق به مردمانش است. #پاینده_ایران #محمد_مرکبیان @morakabian
5 411
20
دروغ حقیقت را زخمی می‌کند، اما سکوت آن را می‌کُشد. یک ایده در مباحث اجتماعی وجود دارد که سکوت در برابر حقیقت، از دروغ‌گفتن دربارهٔ آن خطرناک‌تر است. چرا خطرناک‌تر؟ دروغ می‌تواند حقیقت را تحریف کند، اما هنوز به اصل آن اشاره دارد؛ اما سکوت اجازه نمی‌دهد حقیقت اصلاً دیده یا شنیده شود. ما در برابر آن‌هایی که سعی در تحریف یا تغییر حقیقت دارند، می‌توانیم بایستیم و آنچه را می‌گویند نقد کنیم، آنچه را از حقیقت پنهان می‌کنند بیرون بکشیم؛ و همین مسیر، خود شکلی از آگاهی‌بخشی است. اما در برابر آن‌هایی که سکوت کرده‌اند، چه باید کرد؟ تصور کنید آن کسی که سکوت کرده، شاعر یا نویسنده، بازیگر یا کارآفرین، روزنامه‌نگار یا عکاس، بلاگر یا استاد دانشگاه است. فرض کنید آن شخص، کسی‌ست که قرار است در عمر حرفه‌ای خود، داشته‌هایی برای آیندگان به‌جا بگذارد؛ آیندگانی که تجربهٔ زیست امروز ما را ندارند. نسل‌های بعد ندیده‌اند هزاران نفر در خیابان‌های ایران کشته شدند. نمی‌دانند سوگواری‌های پس از دی‌ماه چه حماسه‌هایی را روایت می‌کرد. نمی‌دانند وقتی کسی در هر گفت‌وگو و هر جمعی بگوید: «رفاه، رفاه، رفاه»، ما یاد چه می‌افتیم و چه از سر می‌گذرانیم. یک‌بار کسی به من گفت: «مگر همه‌چیز نوشتن است؟» واقعیت این است که همه‌چیز نوشتن نیست، اما هر حقیقتی برای زنده ماندن، به تکرار نیاز دارد. اگر روایتی گفته نشود، نوشته نشود، نقل نشود و آموزش داده نشود، کم‌کم از حافظهٔ عمومی عقب می‌نشیند، حتی اگر کاملاً نابود نشود. اگر به آنانی که سکوت کرده‌اند بگویی: «چیزی بگو»، می‌گویند: «شما فکر می‌کنید ما فراموش کرده‌ایم؟» نه، یقیناً آن فاجعهٔ دردناک فراموش نخواهد شد؛ اما سکوت مداوم، قدرت روایت و حقیقت را از بین می‌برد. سکوت در برابر حقیقت می‌تواند شاهدان، راویان و قربانیان را از یکدیگر دور کند. سکوت، روایت رسمی حکومت را تقویت می‌کند. سکوت، انتقال تجربه به نسل بعد را قطع می‌کند و این همان نقطه‌ای است که فراموشی تاریخی می‌تواند آغاز شود. رنجِ ایران و مردمانش، رنجی شریف است؛ اما حافظه فقط خانهٔ رنج نیست؛ حافظه، خانهٔ حقیقت است. #محمد_مرکبیان @morakabian
6 189