1 279
مشترکین
-224 ساعت
+37 روز
+1030 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+5
در 0 کانالها
اوت '26
+48
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+35
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+28
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+11
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+7
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+15
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+11
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+32
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+33
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '25
+56
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+14
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+14
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+10
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+12
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+26
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+28
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+23
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+13
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+18
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+29
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+18
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+18
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+24
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+23
در 2 کانالها
Get PRO
مه '24
+36
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+26
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+18
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+12
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+23
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+17
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+17
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+16
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+19
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+20
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+57
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+25
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+48
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+16
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+9
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+20
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+17
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+19
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+13
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+12
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+13
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+13
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+153
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+65
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+14
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+24
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+11
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+20
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+19
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+17
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+21
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 626
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | +2 | |||
| 02 سپتامبر | +2 | |||
| 01 سپتامبر | +1 |
پستهای کانال
از نیمهی راه بازگشتم
و دری سنگین بر پاشنه چرخید.
حبس شدم پشت پنجرهای که ماه نداشت؛
گل شمعدانی نداشت؛
و طرحی از عروسک بر شیشهها حتا.
تنها گلدانی تَرَکدار و
صندلییی فرسوده.
آنسو رویشِ جهان بود: سبز
اینسو من: تنها
که ترک برداشته؛
فرسوده شده؛
منقزض میشوم!
#رضا_کاظمی
http://telegram.me/rezakazemi70
| 2 | سالهاست هر غروب
از پنجره به خیابانی نگاه میکنم
که اگر بود
حتمن از آن میآمدی!
#رضا_کاظمی
http://telegram.me/rezakazemi70 | 156 |
| 3 | کسی در رگهای من
تو را آواز میخواند.
شعله میشوم؛
بیرون میریزم از چشمهایت
و جهان،
بشکهي باروت!
#رضا_کاظمی
http://telegram.me/rezakazemi70 | 225 |
| 4 | به هر طرف میچرخد
تو را میبیند
آفتابگردانی که خورشید هم
حسرتِ سرگردانیش را میکشد!
#رضا_کاظمی
http://telegram.me/rezakazemi70 | 299 |
| 5 | سن و سالت هرچه بالاتر میرود شمارههایی که دیگر کسی آنسوی خط جواب نمیدهد بیشتر میشوند. دوستان نزدیک و دور، همکلاسیها، همخدمتیها، آشنایان، بستگان. و بعد، این خودت هستی که تلفنت بوق آزاد میزند!
تا این شمارهها زیادتر نشده بگیریمشان، حتی به یک سلام، حال شما، هوا چهطور است!
#رضا_کاظمی #متن
http://telegram.me/rezakazemi70 | 307 |
| 6 | رسیدن، مرگ است
نرسیدن، تنهایی
و چه غمانگیز است حکایت مردی که
به تنهایی رسیده باشد!
#رضا_کاظمی
http://telegram.me/rezakazemi70 | 356 |
| 7 | پرنده، یکروز به یاریِ دستی، قفس را وامینهد میرود. اما، دریغا قفس، که یکعمر جای پرنده، روی تنهاییِ خود قفل خواهد زد!
#یک_سطری #رضا_کاظمی
http://telegram.me/rezakazemi70 | 334 |
| 8 | سرزمین من
چگونه به تو باز گردم
وقتی پرندگان مهاجر
همه از تو می روند
#رضا_کاظمی
https://t.me/nakhostin_shaker | 308 |
| 9 | کسی
چوب
لای چرخ زمین بگذارد
داریم تمام می شویم
#رضا_کاظمی
https://t.me/nakhostin_shaker | 287 |
| 10 | نگران درهای بسته نیستم
باز میشوند همهیشان.
نگران تواَم
که کدام طرفِ آستانه میایستی!
#رضا_کاظمی
http://telegram.me/rezakazemi70 | 316 |
| 11 | داستانک
کتابی که باز مانده بود
مرد روی تنها مبل اتاق نشسته و کتابی در دست دارد. ظهر تابستان است. گرما بیداد میکند. هر دو لتهی پنجره را تا آخر باز کرده. گربهاش رفته روی سرامیک خنک آشپزخانه ولو شده. تمام وسایل اتاقش یک مبل راحتی، یک میز غذاخوری کوچک، و کتابخانهای پر از کتاب. میز را چسبانده به دیوار کوتاه پنجره که رو به کوچه باز میشود. مبل را گذاشته پشت به یکی از دیوارها. روی دیوار مقابلش سه تابلوی هم اندازه است. تابلوی وسط تصویر مردی است که روی مبل راحتی نشسته و کتابی در دست دارد. تابلوی سمت چپ عکس گربهای است که روی سرامیک کف آشپزخانه ولو شده؛ و تابلوی سمت راست، تصویر پنجرهای با لتههای بسته که رو به کوچه باز میشود. آنطرفِ کوچهی عکس، یک درخت بزرگ است که دو سنجاب روی تنهاش در حال جفتگیریاند. عکسی خاص از عکاسی ناشناخته.
کتابی که میخواند را برعکس میگذارد روی دستهی راست مبل. بلند میشود برود آشپزخانه برای خودش چای بریزد. میل به چای برایش زمستان و تابستان ندارد، کتری و قوریاش همیشه روی گاز است، گاز بیست و چهار ساعته روشن و چایش هم همیشه تازهدم است. پا که توی آشپزخانه میگذارد گربهاش بلند شده فرار میکند جایی پنهان میشود. نمیفهمد کجا رفت و کجا پنهان شد. برایش هم مهم نیست چون میداند هر وقت خودش بخواهد پیدایش میشود. گربهها همینطورند. قوری را از روی کتری برمیدارد کمی چای میریزد داخل لیوان و رویش آب جوش میگیرد. با چند حبه قند برمیگردد مینشیند روی مبل. کتاب را برمیدارد میگذارد روی دستهی چپ مبل و لیوان را میگذارد جایش، قندها را هم کنارش.
لیوان چای و قندها را که میگذارد روی دستهی مبل، کتاب را از روی دستهی دیگر برمیدارد دست میگیرد صفحهای بخواند تا چایش کمی خنک شود. صفحه به انتها نرسیده حبهای قند میاندازد توی دهانش، لیوان را برمیدارد بالا میآورد و به دهانش نزدیک میکند. هنوز به چای لب نزده چشمش میافتد به دیوار روبهرو و به تابلوها. چشمهایش باز و خیره میمانند به دیوار. قند توی دهانی که همینطور باز مانده دارد آب میشود، و لیوان نزدیک دهانش ثابت مانده. دوتا از تابلوها سر جایشان نیستند. تابلوی خودش و تابلوی گربهاش. فقط تابلوی پنجره سر جایش است که هر دو لتهاش هم تا آخر باز شده است.
میرود سمت پنجره. میز را میکشد کنار، سرش را میبرد بیرون پایین را نگاه میکند. مردی پخش زمین شده، به رو. خون از زیرش راه افتاده و کمی جلوتر حوضچه شده؛ گربهای هم کنارش نشسته خونها را لیس میزند.
#رضا_کاظمی
تیرماه ۱۴۰۵
http://telegram.me/rezakazemi70 | 370 |
| 12 | لولیای با پسر خود ماجرا ميكرد كه تو هيچ كارنميكنی و عمر در بطالت به سر ميبری. چند با تو گويم كه معلق زدن بياموز و سگ از چنبر جهانيدن و رسن بازی تعلم كن تا از عمر خود برخوردار شوی. اگر از من نميشنوی به خدا تو را در مدرسه اندازم تا آن علمِ مرده ريگِ ايشان بياموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی در مذلت و فلاكت و ادبار بمانی و يك جو از هيچ جا حاصل نتوانی كرد.
#عبید_زاکانی
http://telegram.me/rezakazemi70 | 386 |
| 13 | برای اولین بار تصمیم دارم برای ساخت این نوع از تابلوکاشیها -علاوه بر آموزش حضوری (در مونترآل)- آموزش آنلاین هم برگزار کنم. البته و متاسفانه فعلا برای علاقمندان خارج از ایران.
در صورت تمایل اعلام بفرمایید.
و امیدوارم دوستان با به اشتراک گذاشتن این پست همراهیام کنند.
متشکرم
#رضا_کاظمی | 419 |
| 14 | این تابلوکاشی را با همکاری گربهم (مینوش خانوم) ساختم 😻😁
#رضا_کاظمی | 335 |
| 15 | درها، رازِ کلیدها را میدانند
زنها، رازِ عشق را.
هیچ کلیدی
دری را به "رفتن" باز نمیکند
که پشتِ آن، زنی هنوز عاشق است!
#رضا_کاظمی
http://telegram.me/rezakazemi70 | 381 |
| 16 | عاشق شو
و شعرهای ناتمام مرا
تمام کن!
#رضا_کاظمی | 419 |
| 17 | از جنوب میآیند.
قطارها
در سکوتِ شرمِ خویش
از جنوب میآیند.
قطارها
با پردههای پارهی شیون
با شیشههای تیرهی اندوه
از ایستگاه گریههای ماه میآیند.
بگو قطارها بمانند
بمانند، سوت نکشند، بازگردند
بازگردند به ایستگاه گریههای ماه
بازگردند به "ماهترین ایستگاه زمین"*
و بمانند.
بگو قطارها بازگردند.
در ایستگاه شاد نورها، رنگها، نئونها
دیگر کسی به انتظار یک مشت خاکستر وُ
یک سبد خاطره
لحظهشماری نمیکند!
#رضا_کاظمی
http://telegram.me/rezakazemi70 | 392 |
| 18 | اولینها و آخرینها
هیچوقت از یاد نمیروند
مثل اولین و آخرین بوسههای تو
که طعمِ گُلاب میدادند وُ
صابونِ ارزانقیمت وُ
کافورِ غسالخانه!
#رضا_کاظمی
http://telegram.me/rezakazemi70 | 375 |
| 19 | امروز پنجشنبه است
باید شمعِ نامَت را روشن کنم
تا چلچراغی از سقف آسمان برویَد.
امروز پنجشنبه است
باید گیسوانِ خاک را شانه کنم
تا در سرخیِ دامنم
خاکستر و استخوان پُر شود.
امروز پنجشنبه است
باید رؤیاهام را بفروشم
تا برایت سرپناه بسازم.
#رضا_کاظمی
http://telegram.me/rezakazemi70 | 387 |
| 20 | هنوز بویِ عاشقی میدادیم
و گندمزاران، بویِ ما
که جنگ لعنتی سوت کشید
و سوت کشیدند قطارهای جنوب.
تو، پنجرهها را باز گذاشتی
تا باد در اتاقمان بدود
بویِ گلهای تازه را پرپر کند
و بعد، با دلی نیمه
نیمه رهایم کردی رفتی!
هنوز بویِ عاشقی میدادیم
بویِ ماهی، دریا؛ گوشماهی
بویِ دویدن بر جادهی ساحلی، بر بستر رودهای خشک
بویِ پونههای آب و آبهای سبزِ پونهزار
که با دلی نیمه
نیمه رهایم کردی رفتی!
*
حالا، کارخانههای جنگ از کار افتادهاند
قطارهای جنوب بازگشتهاند
اما تو نیامدهای،
با نیمهدلی که بُردهای تمام کنی.
ببین!
من هنوز بویِ عاشقی میدهم!
#رضا_کاظمی
#عاشقانه_های_جنگ #نشر_نیماژ
http://telegram.me/rezakazemi70 | 358 |
