fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

رواق غزل معاصر

رواق غزل معاصر

رفتن به کانال در Telegram

💖درود. خجستگی و مانایی رواق غزل با حضور ۱۳۰۰+ غزلسرای معاصر، به بود و همراهی تو پیوسته است. برای آشنایی با رواق، #باشندگان و برای نام شاعران، #نمایه را جستجو کن. در پناه دلت شاد زی @sharar_atash Insta: @kourosh_atash

نمایش بیشتر
1 779
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
اکتبر '26
اکتبر '26
+313
در 0 کانال‌ها
سپتامبر '260
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '260
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '260
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '260
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+30
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+23
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+57
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+38
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+76
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+59
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+45
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+40
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+72
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+89
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+37
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+66
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+54
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+49
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+45
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+74
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+54
در 5 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+61
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+58
در 5 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+41
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+45
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+75
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+63
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+62
در 3 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+56
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+50
در 6 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+51
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+51
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+55
در 3 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+38
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+397
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
14 اکتبر0
پست‌های کانال
@Ghazalkhanee در پسِ پنجره از دوری‌ات ای یار هنوز لبم آهسته رود بر لبِ سیگار هنوز در دیارِ دف و نی با تلی از خاطره‌ها می‌کنم یادِ تو با زمزمه‌یِ تار هنوز جانم از دوری تو روی لبم آمد و تو ندهی ثانیه‌ای وعده‌یِ دیدار هنوز بی‌خبر رفتی و من از غم تنها شدنم می‌روم با دل پُرغصه کلنجار هنوز مثل آیینه به دنبال خودش می‌کشدم سایه‌ات روی در و بر تن دیوار هنوز گفتمت شاعر دیوانه‌ی چشمان توام نظری هیچ نداری به من انگار هنوز شاید ای دخترِ شرقی تو ندانی که منم خسته از فلسفه‌یِ نیچه و اِدگار هنوز شک ندارم عسلم در پسِ پرچین غزل همچنان دل ببری با گلِ رخسار هنوز #علی_قیصری @Asalpoem @Ghazalkhanee

2
@Ghazalkhanee باران، خیابان، خاطراتی خیس و سحرآمیز با آسمانی مه‌گرفته... کوچه‌هایی لیز یک‌ کافه در بن‌بستِ پیری کور و متروکه خالیِ «جای تو» کنار صندلی و میز طعم رُژت، لبخند چشمانت... پل فردیس یک جشن کوچک در ترافیکی شگفت‌انگیز! میدانِ اسبی را سوارِ اسب رویاها پرواز تا بام کرج... تا اوجِ رستاخیز سمبوسه‌های بی‌سوسیسِ شاه‌عباسی! دلخوش به شادی‌های بی‌اندازه و ناچیز با هم دویدن در خیابانهای گوهردشت آن بوسه‌های دزدکی در سینما ساویز از غربت دیوار زندان رجایی‌شهر با گریه رفتن یادِ زنبق‌های حلق‌آویز شبها کنار «بامداد» و قبرِ «گلشیری» با شعرخواندن‌های در آغوش هم لبریز ◼️ هر گوشه از این‌شهرِ خسته ردّ‌پای توست چیزی شبیه برگ‌ها در خاطرِ پاییز... #مهدی_خدابخش @mahdikhodabakhsh_61 @Ghazalkhanee
526
3
@Ghazalkhanee باغ پائیزی گرفته رنگ و بوی تازه‌ای باد، دارد با درختان، گفتگوی تازه‌ای روبروی من، به جای آینه بنشین کمی تا بخواند این قناری با گلوی تازه‌ای تاری از زلفت بده با سوزن مژگان به من تا کنم زخم غرورم را رفوی تازه‌ای یک شهاب افتاد، گفتی: آرزو کن! گفتمت تا تو را دارم ندارم آرزوی تازه‌ای ٭٭٭ بیم مردابی شدن در هر حبابم خانه داشت تا رساندم چشمه‌ی خود را به جوی تازه‌ای جامه‌ی چرکین به تن تا چند، مانند کلاغ؟ مثل قو در برکه باید شستشوی تازه‌ای «عالمی دیگر بباید ساخت، و ز نو آدمی» از کتابی کهنه می‌آید چه بوی تازه‌ای از همان تاکی که آدم چید در باغِ بهشت از شراب کهنه‌اش، خواهم سبوی تازه‌ای دل گرفت از این ملالستان تکراری «غروب»! می‌کنم جا؟ از همین فردا به کوی تازه‌ای #جعفر_درویشیان (غروب) @Ghazalkhanee
437
4
@Ghazalkhanee من گل‌فروش فال‌به‌دستِ چهارراه او تا همیشه دسته‌گلی روی تخت ماه من بختِ تیره در دل پیراهنی سفید او چشمِ سبز در پس یک عینکِ سیاه من عاشقی که منتظر یک اشاره است او دختری که میل ندارد به اشتباه! در صفحه‌ای که زخمیِ باران نقطه‌هاست من آیِ بی‌کلاهم و او آیِ باکلاه هنگام گل‌خریدنِ از من، به جای من با شیطنت به ساعت خود می‌کند نگاه فکر غریبیِ سر من نیست دامنش هرچند داده است به گنجشکها پناه در مهربانی‌اش همه با هم موافقند اما نمی‌رسد به من از او به غیر آه شاکی نمی‌شوم که دهان باز می‌کند حتی به نفع گفته‌ی او میز دادگاه پشت چراغ‌قرمز لبهاش _ای دریغ _ امروز هم به حسرت یک‌بوسه شد تباه شب شد، دوباره خلوتمان پا گرفته است گلهای رنگ‌رفته و من در چهارراه #سعید_مبشر @saeid_mobasher_71 @Ghazalkhanee
442
5
@Ghazalkhanee با-غم... کنار فرصت سرخ انارها درگیر با تمام قرار و مدارها بر روی هرچه رفته" Flash back"  زدم عزیز! رد می‌‌شوند خاطره‌ها چون قطارها اینجایِ شعر ما وسط کوپه‌ی شبیم مهتاب و بید و باد و گَزش‌های خارها گنجشکهای بوسه که بر شاخه‌ی لبت لبهای من که قوش... که چون شب‌شکارها حالا کسی به غیر مَنَت بوسه می‌زند (آقای ماه از وسط شاخه سارها!) مویت شبیه مرتع خشخاش، نشئه‌زا تو رفته‌ای و من که شبیه خمارها- (پک می ژنم به نام تو ای ژن... ژنی که دور... دارم فشیل می‌شومت توی غارها یک روژ می‌رَشی که مرا جُشتجو کنی افشوش اینکه گم شده‌ام در مژارها) از خواب می‌پرم منِ داراترین قبل حالا ندارمت که شبیه ندارها... #رضا_علی_اکبری @Ghazalkhanee
414
6
@Ghazalkhanee چون خدا دلتنگی‌اش گُل کرد، آدم آفرید مثل من بسیار، اما مثل تو کم آفرید دست‌ کم، از من هزاران شاعر چشمان تو دست بالا، از تو یک تن در دو عالم آفرید ریخت در پیمانه‌ام روز ازل از هر‌چه داشت دید مقداری سرش خالی‌ست، پس غم آفرید زشت و زیبا، تلخ و شیرین، تار و روشن، خوب و بد خواست ما سرگرمِ هم باشیم، درهم آفرید من بد و زشتم، تو اما خوب و زیبا، باز شکر لااقل ما را برای هم نه، با هم آفرید در هوای عشق من را خلق کرد، اما تو را دید من هم عاشقی را دوست دارم، آفرید #محمد‌حسین‌_ملکیان @faraz_malekian @Ghazalkhanee
713
7
@Ghazalkhanee بنای عشق ما را وصل مستحکم نخواهد کرد دلت را پاره‌ای کاغذ به من محرم نخواهد کرد تو و غم هر دو هم‌پیمان من هستید و می‌دانم تو ترکم می‌کنی یک روز، اما غم نخواهد کرد اگر از کوه رودی می‌شود جاری ملالی نیست که گریه از غرور مرد چیزی کم نخواهد کرد بیا با غنچه‌ای زخم زمستان را مداوا کن یقین دارم که کار بوسه را مرهم نخواهد نکرد تبر تا آخرین ضربه نفهمید این حقیقت را که غیر از ریشه چیزی ساقه را محکم نخواهد کرد اگر چه قامتش خم می‌شود این مرد بعد از تو ولی هرگز برای هیچ کس سر خم نخواهد کرد #مهدی_دهاقین @Ghazalkhanee
627
8
@Ghazalkhanee چه‌ام...؟! خطوطِ غمی رویِ صورتِ پدرم و ابرِ گریۀ مادر حوالیِ سحرم چه‌ام...؟! غبارِ نشسته به چشمهایِ جهان کجاست مرگ... که ننگی به قامتِ بشرم به‌جز شکست چه بوده نصیبم از بودن؟ منی که ابراهیمِ شکسته از تبرم گلوله می‌تپد انگار جایِ دل در من چه‌قدر جنگ درونم به‌‌پا و بی‌سپرم اگرچه پرت شدم زیرِ پنجه‌هایِ زمین سقوط‌‌‌ سایه کشانده هنوز پشتِ سرم به‌جز سیاهیِ مطلق ندیده‌ام چیزی به‌جز چراغِ شکسته نبوده دُور و برم به‌جبر کوهم و هرگز ندیده‌است کسی چه‌گونه غرق شدم در گدازه تا کمرم چه بود زندگی‌ام...؟! خوابِ بد دلم می‌خواست ـ ـ پرنده باشم و از خواب زودتر بپرم... #لیلا_کریمی @leilla_karimi @Ghazalkhanee
592
9
@Ghazalkhanee پس چرخِ گردون بر سرِ پیمان نمی‌ماند احوال دنیا دم به دم یکسان نمی‌ماند با خنده‌های زورکی، لرزیدن دستت از چشمهای مادرت پنهان نمی‌ماند آن دختر زنبق‌فروش، آن طفل بازیگوش چندی‌ست دیگر بر سر میدان نمی‌ماند اکنون مرا دریاب! فردا سر به سر از من جز پاره سنگی کنج قبرستان نمی‌ماند هر چند قصر با شکوه آرزوهایم بعد از تو ویران شد ولی ویران نمی‌ماند ای دانه‌ی ناکام! این اقلیم بی‌حاصل تا جاودان در عصر یخبندان نمی‌ماند یک روز می آید که دیگر هیچ انسانی بازیچه‌ی دست خداوندان نمی‌ماند هر صورتی در محتوایش هضم خواهد شد جز چرمی از شلاقِ زندانبان نمی‌ماند موج صدا از میله‌ها رد می‌شود، آری! فریاد کن! فریاد در زندان نمی‌ماند #محمد_اسلامی @sakarate_harf @Ghazalkhanee
521
10
@Ghazalkhanee ما را گَزیده گزمه‌ی چشمان زنگی‌ات مبهوت کرده رندی خاصت، زرنگی‌ات امن است جز برای دل من، که می‌دود آهو میان چشمه‌ی چشم پلنگی‌ات بر ابرهام مژده‌ی رنگین‌کمان توست در خوابهای نقره‌ای‌ام عکس رنگی‌ات فواره‌ باش، در بغل چشمه‌ها نجوش بگذار تا که اوج بگیرد قشنگی‌ات ترکیب تازه‌ای‌ست که ویران کند مرا چشمان شرقی تو نگاه فرنگی‌ات زیباست هر چه خلق شده در وجود تو الا زبان تند، به جز قلب سنگی‌ات #نفیسه_نعمتی @nafisehnemati_poem @Ghazalkhanee
482
11
@Ghazalkhanee رد جنونِ گمشده‌ی کیست بر تنم؟ در آینه، اسیر زمانه‌ست؟ یا منم!؟ خلوت‌نشین شدم به طریقی که سالهاست با پیرمردِ داخل آیینه دشمنم بگذار گریه مرهم دردم شود کمی وقتی که خو گرفته سیاهی به میهنم مثل ستاره‌ای‌ست که نوری به شب نداد فرقی نداشت بودن من با نبودنم این‌بار دست پر به ملاقات من بیا! ای مرگ! با طناب بیا دور گردنم #احسان_محمودی @ehsanmahmoudi361 @Ghazalkhanee
669
12
@Ghazalkhanee بی‌خیالت سر نکردم، بی‌خیالم سر نکن خواب را در چشمهای خسته‌ام باور نکن اختیارت را به دست باد جادوگر نده پیشِِ مردم زلفهایت را پریشان‌تر نکن امر کن تا بر لبِ سرخِ تو عاشق‌تر شوم نامسلمانا! لبم را نهی از منکر نکن... عمرِ بودن با تو کوتاه است، همچون عمر گل نازک انداما! گلِ عمرِ مرا پرپر نکن دیدی و چیدی و بوییدی و دور انداختی آنچه کردی با دل من، با دل دیگر نکن شعر گفتی، راز ما را فاش کردی پیشِ خلق گفته بودم حرف دل را راهیِ دفتر نکن شب گذشت و خواب، چشمانِ تو را از من گرفت گفتمت عادت به داروهای خواب‌آور نکن! #ناصر_حامدی @naserhamedi @Ghazalkhanee
682
13
@Ghazalkhanee ‌ از دستِ همه_ دشمن و همراه_ کشیدم سیگار هم از بی‌کسی‌ام گاه کشیدم دنبال مسیری که مرا ترک کند بود با دستِ خودم گریه‌کنان راه کشیدم او رفت و ندید اشکِ دمِ مشکِ دلم را او رفت و فقط پشتِ سرش آه کشیدم نور از تنِ من رفت و به خونِ جگر آن شب در صفحه‌ی تاریکِ دلم ماه‌ کشیدم صحرای غمَم قافله‌ی عشق ندارد من یوسفِ خود را خودم از چاه کشیدم! #محمدمهدی_مهدوی_فر @Ghazalkhanee
596
14
@Ghazalkhanee از دفتر نقاشی من، رنگ پریده‌ست جز خط سیاهی به دل صاف ندیده‌ست در شرح پریشانی من واژه کم آمد نقاش ازل بخت مرا تیره کشیده‌ست من شاخه‌ی خشکیده‌ی محکوم به مرگم پیوند میان من و او را که بریده‌ست؟ حق دارد اگر در همه‌ی عمر بلرزد دستی که به دامان حبیبش نرسیده‌ست آواره‌ی صحرای جنون می‌شد و وهمش هر کس ز سراب لب او بوسه چشیده‌ست درد است به عشقش بنویسی غزل آن‌وقت با طعنه بگوید: که ندیده... نشنیده‌ست... در راسته‌ی نازفروشان همه گفتند والله کسی ناز در این‌حد نخریده‌ست از منحنی قامتم ایراد نگیرید این داس از اندوه چمن‌زار خمیده‌ست #ناصر_فضایلی @Ghazalkhanee
571
15
@Ghazalkhanee غم فراوان داری و غمخوار می‌خواهی که نیست سینه‌ای را محرم اسرار می‌خواهی که نیست شانه‌ای مردانه می‌خواهند بعضی بغض‌ها تکیه‌گاهی بهتر از دیوار می‌خواهی که نیست سوزنی انگار در انبار کاه افتاده است بینِ دلبرها یکی دلدار می‌خواهی که نیست دوست داری گُل بگویی با کسی، گُل بشنوی یک عدد اهلِ دلِ بیکار می‌خواهی که نیست! ناگهان گاهی بخندد، بی‌هوا ابری شود یک نفر مثل خودت بیمار می‌خواهی که نیست! ساز کوک و شعر ناب و چای بار و یار یار از جهان تنها همین مقدار می‌خواهی که نیست ساکتی، بی‌حس و حالی، خسته‌ای، آشفته‌ای بدبیاری را ببین، سیگار می‌خواهی که نیست #عمران_بهروج @emranbehrooj @Ghazalkhanee
566
16
@Ghazalkhanee امشب برای ماندنم اصرار کن، شاید جانی که خردش کرده‌ای قدری به رحم آید آری بگو دلتنگ من بودی، بگو هستی بگذار فکرم از قضاوتها بیاساید جان جوانم را در اندوهت هدر کردم من را فلک یک بار دیگر که نمی‌زاید خیلی شکستم از نبودن‌هات نذری کن شاید خدا قفل از دل پر کینه بگشاید از روزگارت از نبودن‌هام صحبت کن با این غرور لعنتی مهرم نمی‌پاید خواهش کن از من از خطایت بگذرم امشب خواهش کن از من تا ببخشم، هی نگو باید از بخت بد بدجور دلتنگم، گریزی نیست قدری برای ماندنم اصرار کن، شاید... #مریم_صفری @maryam_safari40 @Ghazalkhanee
867
17
@Ghazalkhanee به روی پرده‌ی نقاش، طرح یک زن بود زنی پریچه که از جنس رنگ و روغن بود به روی پرده‌ی نقاش، طرح دهکده‌ای کنار دهکده، یک ریل راه آهن بود و آن‌طرف‌تر از آن ریل، شاعری غمگین که غرق خواندن شعر و شراب خوردن بود و بشکه‌های شرابی که بار گاری شد رها میان درختان و کوی و برزن بود غروب بود و هوا گرم و خشک و وهم‌آلود زمان حمله‌ی مهتاب سمت دشمن بود اگر چه چهره‌ی نقاش را نمی‌دیدی دو چشم معجز آن زن هنوز روشن بود و در میان سیاهی چشم زن‌، نقاش به فکر لحظه‌ی خونین جان سپردن بود □ سپیده مُرده‌ی نقاش با خودش می‌گفت دلیل مُردن من چشمهای آن زن بود #هادی_خوانساری @Ghazalkhanee
815
18
@Ghazalkhanee هفتاد و هفت حاصل جمع دو بال و پر - هفتاد و هفت پر؟ - بله هفتاد و هفت پر! مثل دو تا کلاغ که از دور می‌رسند مثل دو تا کلاغ که پر می‌کشند بر- بالای هر چه شعر در دفتر من است و قار و قار و قار سرک می‌کشند در- ابیاتی از پنیر... و صابون... و هرچه نیز... انگشتر و کلید و اسناد معتبر. - هشتاد و هشت پر؟ - نه، دو کوهان یک شتر - هشتاد و هشت پر! - بله هشتاد و هشت پر مثل دو تا کلاغ که وارونه می‌پرند وارونه می‌برند خبر را به دور و بر پنجاه و پنج، یک عدد گرم گرم گرم حتا از ازدواج دو خورشید گرم‌تر اما به شرط اینکه... تو وارونه‌اش کنی تا پنج‌ها بچسبد محکم به یکدگر و بیست و دو دست عددهاست در دعا پیوسته در قنوت است با چشمهای تر و یازده دو سطر قرینه‌ست، مثل شعر یا مثل ریل‌های قطار است بیشتر یا مثل نردبان مصاریع در غزل یا مثل ابروان نپیوسته‌ای که هر- پنج شکسته را به خودش ربط می‌دهد و بعد می‌رود به صد و یازده سفر و منتقد به شاعر هی فحش می‌دهد «سگ توی روح اون پدر خنگ بی‌پدر» #محمدرضا_حاج_رستمبگلو @Ghazalkhanee
694
19
@Ghazalkhanee دلم خوش است و سرم گیجِ جادوی کلمات دوباره گم شده‌ام بی‌تو در جهانِ جهات صراط‌های حقیقت، چقدر بسیارند! میان این‌همه منجی، کجاست راه نجات؟ اسیرِ وهمِ خدایانِ مُرده‌مان شده‌ایم طلوعِ صبحِ صفاتِ خودیم، یا شبِ ذات؟ حراجِمان مکن ای روزگار، بیش از این! سوار اسب نئین‌ایم و سالکِ ظلُمات نبود فرق و‌ فراقی میان عدل و ستم نبود فرق و فراقی میان موت و‌ حیات! چه‌قدر مُفرد و ماضی‌‌ست حضرت انسان خلاصه، ختمِ سخن؛ بر غیابِ ما صلوات! #عبدالحمید_ضیایی @abdolhamidziaei @Ghazalkhanee
574
20
@Ghazalkhanee تو را ای غنچه‌ی نشکفته روی میز! گم کردم تو را در بادهای هرزه‌ی پاییز گم کردم دمیده شد شب کابوس‌ها در صور تنهایی تو را در صبحگاه روز رستاخیز گم کردم شبیه شاعری در بلخ که دیوان شعرش را تو را وقت هجوم لشکر چنگیز گم کردم تو دیگر رفته‌ای از دست من، فرقی ندارد که تو را ای شمس! در قونیه یا تبریز گم کردم خودم را در سکوت بیستون‌ها زیر خاک سرد تو را در بستر نرمینهٔ پرویز گم کردم... #علی_کاملی @alikameli80 @Ghazalkhanee
592