fa
Feedback
| Distorted Human |

| Distorted Human |

رفتن به کانال در Telegram

شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم دغدغه‌های شاعرانه کانال اول ما https://t.me/Daar_wag

نمایش بیشتر
3 179
مشترکین
-224 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+1130 روز
آرشیو پست ها
پاییز را من شروع کردم زمستان را تو... عشق و جدایی دو فصل به هم پیوسته‌اند غمگین نیستم از ناملایمات زمین از این آبی مدور که ما
پاییز را من شروع کردم زمستان را تو... عشق و جدایی دو فصل به هم پیوسته‌اند غمگین نیستم از ناملایمات زمین از این آبی مدور که ما را دور خودمان چرخاند روزی دوران تبعید سر می‌رسد نگهبان وسایل شخصی‌مان را تحویل می‌دهد بالهایمان را از فرشتگان روی شانه پس می‌گیریم و به آسمان باز می‌گردیم. #جواد_گنجعلی @javadganjali1

تاریکی به رسم خود آدم را محو می‌کند به‌رسم خود از یادت می‌‌برد. برای گذشتن از این تاریکی است آتش بر تن کرده‌ام امشب به‌سوی تو بال می‌‌زنم به تو دل باختم سرباز تنها به تفنگش پناه می‌‌برد یادت پرچم میهن است وقتی وطنی ندارم. #شمس_لنگرودی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

گفته بودی که چرا محو تماشای منی آن‌چنان مات که یک‌دم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی #فریدون_مشیری @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

آنچه من می‌بینم ماندنِ دریاست رستن و از نو رستن باغ است کشش شب به سوی روز است گذرا بودن موج و گل و شبنم نیست. گرچه ما می‌گذریم، راه می‌ماند. غم نیست. #اسماعیل_خویی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

کاش اسبی بودم ولی سوارم عاشق بود کاش آیینه‌ای بودم ولی به دیوار اتاق زنی زیبا آویخته بودم کاش گل سرخی بودم ولی در روز عشاق به دختری هدیه‌ام می دادند کاش قرص نانی بودم ولی بر سفره ی زنی گرسنه. کاش رودی بودم ولی از وطنم کردستان می‌گذشتم کاش بی هیچ شرطی برای آخرین بار تو را در آغوش می‌کشیدم وُ آنگاه جان می‌سپردم #شیرکو_بیکس @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

پس از دشواری آسانیست ناچار ولیکن آدمی را صبر باید #سعدی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

عاشقان به طعنه روز جمعه را صدا می‌کنند صدای عاشقان رامی‌شنوم در انتهای کوچه‌ی بن‌بست به عاشقان می‌رسم مهمانان در هنگام خداحافظی می‌گویند: عاشقان در یک غروب آدینه به خواب رفتند هنوز کسی آن‌ها را بیدار نکرده است. چهره‌ام را در آینه دفن می‌کنم امروز جمعه است. #احمدرضا_احمدی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

کاش مثل فیلم‌های مسخره مثل قاتلی که به محل جنایت باز می‌گردد عذاب وجدان بگیری به سراغم بیایی ببینی نبودنت چه به روز من آورده #جواد_گنجعلی @javadganjali1 #هنرهشتم‌آشفتگی‌های‌شاعرانهداروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه

این مردمان به نِفاقْ خوش‌دل می‌شوند، و به راستی غمگین می‌شوند. او را گفتم: "تو مرد بزرگی، و در عصرْ یگانه‌یی." خوش‌دل شُد و دست من گرفت و گفت: "مُشتاق بودم و مُقَصِّر بودم". و پارسال به او راستی گفتم، خَصْمِ من شُد و دشمن شُد. عجب نیست این؟ با مردمانْ به نفاق می‌باید زیست، تا در میان ایشان با خوشی باشی. همین که راستی آغاز کردی، به کوه و بیابان برون می‌باید رفت. که میان خَلْق راه نیست. #شمس_تبریزی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

Repost from N/a
این مردمان به نِفاقْ خوش‌دل می‌شوند، و به راستی غمگین می‌شوند. او را گفتم: "تو مرد بزرگی، و در عصرْ یگانه‌یی." خوش‌دل شُد و دست من گرفت و گفت: "مُشتاق بودم و مُقَصِّر بودم". و پارسال به او راستی گفتم، خَصْمِ من شُد و دشمن شُد. عجب نیست این؟ با مردمانْ به نفاق می‌باید زیست، تا در میان ایشان با خوشی باشی. همین که راستی آغاز کردی، به کوه و بیابان برون می‌باید رفت. که میان خَلْق راه نیست. #شمس_تبریزی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

همسایه کناری‌ام غمگینم می‌کند. زن و شوهر صبحِ زود بیدار می‌شوند، سرِ کار می‌روند، عصر باز می‌گردند. یک پسر و دختر بچه دارند. ساعتِ نُه شب، همه چراغ‌های خانه خاموش است. صبحِ فردا نیز، زود بیدار می‌شوند، سرِ کار می‌روند، عصر باز می‌گردند، ساعتِ نه، خاموشی. همسایه کناری‌ام، غمگینم می‌کند. آدم‌های خوبی هستند، دوستشان دارم. اما حس می‌کنم در حال غرق شدنند، و من نمی‌توانم کمکشان کنم. گذرانِ زندگی می‌کنند. بی‌خانمان نیستند. اما بهای گزافی می‌پردازند. گاهی در میانه روز، به خانه‌شان می‌نگرم، و خانه نگاهم می‌کند. خانه، می‌گرید. می‌توانم حس کنم. ‌ ‌ #چارلز_بوکفسکی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

تو را چنان دوست دارم که در آغوشم نیستی اما بوی تنت را نفس می‌کشم. صدای تو در گوشم زمزمه‌ی زندگی‌ست، حتی وقتی سکوت کرده‌ای… و چشم‌هایت… همان‌جاست که شعرهایم خانه دارند. -نامهٔ #پابلو_نرودا به ماتیلده اوروتیا @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

آدم‌ها گاهی اوقات گریه می‌کنند نه به خاطر اینکه ضعیف هستند بلکه به این خاطر که برای مدت طولانی قوی بوده‌اند. #هرتا_مولر @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

و با این همه ما به این جهان نیامده‌ایم که به آسانی بمیریم آن هم در سپیده‌دمی که بوی لیمو می‌آید. #یانیس_ریتسوس @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

انگار من از جای بریدگی زخمی، در تنِ تو روئیده‌ام . #فروغ_فرخزاد @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

کانال دوم ما

خود را جا می‌گذارد تا هیچ‌کس نفهمد که رفته است.. #عمران_صلاحی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

‏نمی‌دانی چقدر آرزو دارم که یکبار با آن چشم‌هایت، به خاطر من به من نگاه کنی .. شرق بنفشه #شهریار_مندنی‌پور @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

" به چشمانم زل می‌زند و می‌گوید: می‌خواهم به یاد من باشی؛ اگر تو به یاد من باشی، عین خیالم نیست که همه فراموشم کنند." کافکا در کرانه | #هاروکی_موراکامی @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

زن‌های خاورمیانه از هرچه خالی باشند در سه چیز غنی‌اند؛ چشم های زیبا، غم های همیشگی و شجاعت ناگزیر… @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷